بله | کانال رُناس| روزنوشته‌های امیر سعادتی
عکس پروفایل رُناس| روزنوشته‌های امیر سعادتیر

رُناس| روزنوشته‌های امیر سعادتی

۴۴۴عضو
thumbnail
هم کلف و هم فلک و هم قلّک(حکایت ظریفی که لبی بر جام زد و هر سه نوع جریمه را بداد)
ظریفی در محکمه‌ای به جرم لب تر کردنی گرفتار آمد. قاضی او را در انتخاب عقوبت مخیّر گذاشت و بدو گفت: یا کیسه‌ای پیاز کَلَف می‌زنی، یا به فلک آویخته گردی و صد ضربه شلاق می‌خوری، یا به صد سکه دینار نقداً و فی‌المجلس از عقوبت برهی. چه کنی؟ ظریف به گمان خود و من باب اکل میته، سهل‌ترین کار را در خوردن پیاز یافت:سیر یک روز طعنه زد به پیازکه تو مسکین چقدر بدبوییگفت از عیب خویش بی‌خبریزان ره از خلق، عیب می‌جوییالقصه چیزی به ته کیسه پیاز نمانده بود که از شدّت سوزش معده و آبریزش چشم به گزینه دومِ روی میز روی آورد که حکما گفته‌اند: گر تو را طاقت اشک بصر نیست، پس دگر اکل بصل از چیست؟لذا فلک آوردند و پاهای نازک ظریف را به چوب ریسمان کردند. شلاق‌زن می‌نواخت و ظریف زیر لب زمزمه می‌کرد:زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوتکه قیمتم بشناسد به امتحان سکوتمنی که خاک‌نشین بودم از تجلی عشقگذشته‌ام از فلک هم  به نردبان سکوتاما در ضربهٔ تسع و تسعین ظریف قصهٔ ما برید و شلاقیانِ قصه ریسمان از پایش بریدند.سرخی چشم و دهان سوخته و معده به‌هم‌ریخته و پای خونین و تاول‌زده امانش را بریده بود که به ناگاه یاد صد سکه دینار مرحمتی خلیفه به خود افتاد. برای دلداری خود گفت: بادآورده را باد می‌برد، به‌سزای باده‌خوری چرا از کیسهٔ خلیفه نبخشم که گفته‌اند:نسیم آخر شمیمی می‌رساندتو رفت‌و‌آمد از گلزار مگسلته کیسه پی ایثار بشکافکرم هر ساعت از دینار مگسلجای قلّک دینارها را بگفت و گزمه‌ها به سرایش شدند و قلّک بشکستند و در کیسه کردند و به قاضی سپردند. بدین سان ظریف برهید.گویند به خانقاهی پناه برد و تا آخر عمر گوشه عزلت گزید. از او شنیدند که لب می‌گزید و زیر لب زمزمه می‌کرد: لبی بر جام زدی و بعد از آن هم پیاز را خوردی، هم فلک شدی و هم پول را دادی. آیندگان مثل «هم کلف و هم فلک و هم قلّک» را به نام او ضرب زدند. هنگام معامله کردن زیاد به کار آید.پ۱) نقل از کتاب گلستان بعدی!پ۲) کلف‌زدن: گاز زدن، بلعیدنپ۳) با تشکر از پروین، شهریار و نظیری نیشابوری@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۸:۲۹

thumbnail
سر خم نکرده‌ایم به درگاه ناکسان
ما خوشه‌چین مزرع فریاد بوده‌ایمفارغ ز دام و دانهٔ صیاد بوده‌ایمسر خم نکرده‌ایم به درگاه ناکسانوقتی اسیر پنجهٔ بیداد بوده‌ایمکی دست خویش را به تمنا گرفته‌ایمکی ریزه‌خوار سفرهٔ شیاد بوده‌ایمما در خیال وعدهٔ شیرین نبوده‌ایمتلخی چشیده‌ایم که فرهاد بوده‌ایماز خود رهیده‌ایم که زنجیر بندگیبر پای نفس بسته و آزاد بوده‌ایمدر گفتن حقایق و در راست‌قامتیبی‌عیب‌تر ز سوسن و شمشاد بوده‌ایمشعر: مرتضی دولت آبادی@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۵:۳۳

thumbnail
وفاق داشتیم، وقتی وفاق مد نبود عکس مربوط به مهر ماه سال ۸۷ است، تقریباً ۱۷ سال پیش. صفحات ابتدایی یکی از هفته‌نامه‌های پرونده‌محور و پربار آن موقع. چه کسی است که وضعیت کلی این عکس را دوست نداشته باشد. وفاق از سر و روی آن می‌بارد:عیادت هاشمی از دکتر حبیبی، خدا هر دو را رحمت کند. روحانی، لاریجانی، اژه‌ای و نبوی روزنامه رسالت دور هم و احتمالاً در صف نمازِ بعد از جلسه مجمع تشخیص. در حوزه فرهنگی اما آن دو عکس پایین و یک کنتراست عجیب برای نسل جدید: خاتمی و حاتمی‌کیا در جلسه نمایش فیلم دعوت یک طرف و مجیدی و قالیباف در تقدیر از عوامل آواز گنجشک‌ها یک طرف دیگر. می‌بینید که چه وفاقی داشتیم وقتی وفاق مد نبود. آمارهای کلان اقتصادی و علمی و نمودارهای توسعه جهانی هم، ایران را به شدت در حال رشد نشان می‌دهد. اما زمان آبستن حوادثی است و دشمن بیدار. کمتر از یک سال مانده به سال ۸۸ که بعدها معروف شد به سال فتنه. چه راست‌هایی که چپ نکردند، چه چپ‌هایی که راست نشدند. چرا آرامش این صفحه به هم خورد؟ رازش در بی‌توجهی به آن مرد است و کتابی که دارد می‌بوسد. عکس گوشهٔ راستِ بالا را می‌گویم.بله وفاق، وفاق، وفاق. اما حول چه محوری؟ مسئله این است.@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۶:۳۵

thumbnail
ترامپولوژی 3) تورات ترامپ: سفر بمباران ما شما را بیهوده زنده نمی‌گذاریمشما زنده‌ایدتا با لیبرال دموکراسی تفاوت را احساس کنیدزندگی دکمۀ بازگشت ندارداما هر گاه میل‌مان بکشددکمه‌های مرگ‌تان را می‌فشاریمپس آیا نشانه‌های ما را در هیروشیما نمی‌بینید؟آیا عبرت نمی‌گیرید از ویتنام؟از عراق و افغانستان؟این است عطای لویاتان:«آزادی به قیمت امنیتمغز در برابر شکمنفت در برابر غذاما شما را بیهوده زنده نمی‌گذاریمشما زنده‌اید تا خرید کنید ...».شعر پشت جلدِ کتاب «سفر بمبارانِ» علی‌محمد مؤدب، چاپ اول ۹۳لویاتان: هیولا یا اژدهایی عظیم‌الجثه‌ و اسطوره‌ شر در عهد عتیق که در گذر زمان دچار دگرگونی‌های بسیاری شده است.@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۱۴:۴۴

thumbnail
اروپا و مکانیسم ماشه‌ فرهیختگان مدعی شد: مذاکرات با اروپایی‌ها در مورد سازوکار فعال‌سازی مکانیسم ماشه خواهد بود. گفته می‌شود اروپا می‌خواهد نظارت‌های آژانس از حالت تعلیق خارج شود، بازرسان مجدد بازگردند و مدیر کل آژانس نیز بعد از حضور، گزارش را به شورای امنیت و تروئیکا ارائه دهد و پس از آن شورای امنیت در مورد تمدید موعد فعال‌سازی مکانیسم ماشه، تصمیم‌گیری کند.پی‌نوشت: در تصویر، اروپای مکانیسم ماشه در دست را مشاهده می‌کنید. ان‌شاءالله ملت امام علی (که مورد تایید و محبت همه ایرانیان از همه مذاهب و قومیت‌هاست) و نظام و دولت برخاسته از او اجازه تکرار چنین تصویری را نخواهند داد.@Roonasروز‌نوشته‌های امیر سعادتی

۶:۵۶

thumbnail
‌‌ بدون شرح @Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۱۴:۴۶

thumbnail
تن‌فروشی کانال‌های خبری زمینه‌ای برای جاسوسی
یک) در ایام عزای سید و سالار شهیدان و نزدیک به اربعین حسینی کانال خبر فوری خبر سرشار از کثافت زیر را کار کرده است. خبری بی در و پیکر بر اساس یک گفتگوی ادعایی. پیشاپیش از مخاطبان محترم از حجم بالای کلمات شنیع و وقیح در این خبر عذرخواهم، اما برای حفظ امانت و قضاوت درست شما ناچارم متن کامل خبر را بیاورم. ابتدا خبر را بخوانید: افشای ابعاد تکان‌دهنده
قاچاق جنسی دختران ایرانی به دبی و عراق
گزارش‌های هولناکی از قاچاق جنسی زنان و دختران ایرانی به دبی و عراق، پرده از سودجویی‌های کلان و رنج‌های بی‌شمار قربانیان برداشته است. یکی از این قربانیان در گفتگو با خبرفوری، جزئیات تکان‌دهنده‌ای را فاش کرده است. این زن ادعا کرده است که در یکی از پروازها به دبی، ۸۵ نفر از ۱۰۰ مسافر، دخترانی بودند که برای تن‌فروشی به این شهر می‌آمدند. او از فروش بکارت یک دختر ۱۴ ساله توسط مادرش در دبی خبر داد که پول حاصل از آن در ایران صرف خرید ۴ واحد آپارتمان شده است. به گفته این زن، واسطه‌ها نیمی از درآمد دختران را به جیب می‌زنند و بیشتر مشتریان نیز مردان متاهل هستند. مطابق ادعاهای این زن وضعیت در عراق به مراتب وخیم‌تر است؛ جایی که برای هر رابطه ۱۰۰ دلار پرداخت می‌شود و زنان به دلیل روابط مکرر و خشن، دچار عفونت‌های شدید داخلی شده‌اند. عدم نظارت بهداشتی نیز منجر به شیوع بیماری‌های زیادی شده است. فجیع‌تر اینکه، یک دختر در عجمان مورد تجاوز گروهی قرار گرفته و دستش از مچ قطع شده است.
دو) جالب اینجاست خبرهای مرتبط با این قاچاقچیان جنسی هر ساله دم اربعین حسینی زیاد می‌شود، آیا اینها بقیه سال بی‌کارند؟ یا مثلاً در کشوری مثل ترکیه (امامزاده غربگرایان ایرانی) که برای مخاطب فارسی‌زبان کثافتی مثل عشق ابدی را می‌سازد فعالیتی ندارند.
سه) اما فاحشه اصلی کیست و کجاست؟ این نوع خبرنگاری و خبرنویسی هر دم بیلی، خودش نوعی تن‌فروشی نرم است. فاحشه اصلی این نوع اخبار، خود این جنس کانال‌های خبری هستند. در واقع رسانه مذکور دارد خودش را با زدن این گونه خبرها به مشتریان عرضه می‌کند. نه مشتریانی خرد‌ه‌پا، بلکه مشتریانی بین‌المللی. با زبان بی‌زبانی دارد می‌گوید میزان بی‌شرفی من تا این حد است که چنین خبر کثافتی را هم می‌توانم همزمان با اربعین حسینی ساخته و پرداخته کنم، مشتری بعدی کیست؟ من در خدمتم.جاسوسی و جاسوس شدن شاخ و دم ندارد و چیزی توی همین مایه‌هاست و با همین نخ‌دادن‌ها شروع می‌شود و آرام‌آرام وارد مراحل پیشرفته‌تر می‌شود.@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۲۰:۱۴

thumbnail
جان برادر کجاستی؟ ایام سالگرد محمدسرور رجایی است. یاد عکسی از جوانی‌های او افتاده‌ام که یک اسلحه سنگین را قلمدوش کرده و در دشت و کوه افغانستان دارد پیش می‌رود. تضاد عکس برایم زیبا بود و در ذهنم مانده. مرد فرهنگ و اسلحه به دوشی؟! خیلی زود فهمیده بود اسلحه او قلمش است. برای پیدا کردن محتواهایی مربوط به او توی گوشی اسمش را چک می‌کنم. چیزی دستم را نمی‌گیرد. شاید به خاطر سرقت گوشی‌ام در سال ۱۴۰۰، دقیقاً در روز فوت پدرم. چه سالی بود ۱۴۰۰، سرور ۷ مرداد رفت، حاج حیدر ۱۹ شهریور و پدرم ۲۰ شهریور. گرچه که بعدش ۱۴۰۳ روی دست او بلند شد.در ذیل آیدی «بله» سرور با عکسی از کتاب «از دشت لیلی تا جزیره مجنون» نوشته مدتها پیش اینجا بوده. مدتها پیش؟ هنوز هم فکر می‌کنم پیش ماست. اما اگر بود شاید این روزها تا حالا به قول خود بچه‌های مهاجر «رد مرز» شده بود. و حتماً کاری می‌کرد. حتماً مظلومانه و بی‌هیاهو از خون‌شریکی می‌گفت و در فضای امروز تأثیر می‌گذاشت. مظلوم بود، مخلص بود، کم‌خرج بود، مؤثر و مفید بود، پر کار بود. باید حرفهایم را درباره او جمع‌وجور کنم و بگویم.بیش از دو سال به طور مداوم روز در میان برای روزنامه شهرآرا (در دوره سردبیری‌ام) یادداشت نوشت. دقیق و منظم، شاید نزدیک به ۳۰۰ یادداشت. تنوع و گستردگی فعالیت‌ها و علایق او در این یادداشت‌ها نمایان است و چه خوب شد که در مجموعه‌ای توسط پژمان عرب گردآوری شد. دلم برایت تنگ می‌شود آقای محمدسرور رجایی عزیز. دوباره به آیدی سرور در «بله» می‌روم، خالی است، عکس اسلحه به دوش‌اش را پیدا نکردم. عکس طرح جلد کتاب «خون شریکی» که سرور عکس امام را در آغوش دارد پیدا می‌کنم. دارد به من لبخند می‌زند. در آیدی بله نوشته «با زدن روی استیکر بالا می‌توانید به محمدسرور رجایی سلام کنید». می‌زنم روی استیکر و مثل صحبت‌های پشت تلفن‌مان می‌گویم:سلام آقا سرور، جوری؟ بخیری؟ تیاری؟ جان‌ مان تو جور است؟ جان برادر کجاستی؟و باز می‌گویم: الحمدلله آنجا که دیگر از رد مرز خبری نیست؟ دقیقاً کجا هستی؟ در دشت لیلی یا جزیره مجنون؟ حتماً می‌دانی در جنگ ۱۲ روزه اخیر هم شهید افغانستانی داشته‌ایم. و حتماً غصه می‌خوری که خیلی‌ها این را هم مثل سه هزار شهید افغانستانی دفاع مقدس ۸ ساله نمی‌دانند. باید برای چاپ جدید کتابت را به روز کنی آقا سرور. هر کجا هستی سلام ما را به شهدا برسان.@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۲۱:۲۲

thumbnail
«دلم به حال رئیسی سوخت» از زبان شهید مطهری
یکی از دوستان ما که مرد نکته‏‌سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت، اسمش را گذاشته بود منطق ماشین دودی. می‏‌گفتیم منطق ماشین‏ دودی چیست؟ می‏گفت من یک درسی را از قدیم آموخته‌‏ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می‏‌شناسم. وقتی بچه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن زمان قطار راه‌‏آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران- شاه‏ عبدالعظیم بود. من می‏دیدم که قطار وقتی در ایستگاه ایستاده بچه‏‌ها دورش جمع می‏شوند و آن را تماشا می‏‌کنند و به زبان حال می‌گویند ببین چه موجود عجیبی است! معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قائل هستند. تا قطار ایستاده بود با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به آن نگاه می‏‌کردند. کم‌کم ساعت حرکت قطار می‌رسید و قطار راه می‌افتاد. همین‏که راه می‌افتاد بچه‌ها می‌دویدند، سنگ برمی‏داشتند و قطار را مورد حمله قرار می‏دادند. من تعجب می‏کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی‏زنند، و اگر باید برایش اعجاب قائل بود اعجابِ بیشتر در وقتی است که حرکت می‏کند. این معمّا برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم. دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است. تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است، اما همین‏که به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏کند بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می‏شود.(نقل از: شهید مطهری، احیای تفکر اسلامی، ص ۲۳)@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۱۴:۰۸

thumbnail
امام حسین و تمامیت ارضی ایران خبرنگار در مقابل ضریح از استاد فرشچیان می‌پرسد:اگر قرار باشد ارباب بی‌کفن ما به شما یک صله، یک هدیه بدهد چه می‌خواهید از ایشان؟استاد جواب می‌دهد:تمامیت ارضی کشور ما، از شمال، جنوب، شرق، غرب، خلیج همیشه فارس. و سلامتی همه هموطنان عزیزم.بله، ایران حسین تا ابد پیروز است.@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۷:۰۸

thumbnail
مذاکره یعنی جنگ و روزنامه شرق یعنی جریده غرب
شرق: خط باریک امیددنیای اقتصاد: امید گروسی به توافقآرمان ملی: امید به توافقهم‌میهن: هشدار و خوش‌بینیسازندگی: پنجره نیمه‌باز+تعجب نکنید، این عکس‌ها و تیترهای تکراری، هماهنگ و شبیه به هم گروسی (رئیس جاسوس آژانس انرژی اتمی) همگی در صفحه اول پنج روزنامه لیبرال و غربگرای ایران صبح دیروز سه‌شنبه ۱۸ شهریور آمده است. در واقع کارسازی و آماده‌سازی افکار عمومی ایران برای نیمچه توافق عصر دیروز میان عراقچی و گروسی در مصر. اما خبر مهم دیروز ظهر و قبل از توافق در مصر، حمله اسرائیل به خاک قطر و مقر مذاکره‌کنندگان ارشد حماس بود که در حال بررسی پیشنهاد آمریکا برای توافق با رژیم منحوس بودند. طوری که آدم نگران جان آقای عراقچی در مصر می‌شد. +دنیای غرب و غرب‌گراهای ایران همین قدر مضحک و رسوا شده‌اند. به قول یکی از رسانه‌ها برای پنجمین بار در طی یک سال اخیر مشخص شد منظور غرب و سگ‌ هارش از مذاکره یعنی جنگ. در واقع الگوی عملیاتی زیر اجرا شد:اول: وعده عدم حمله به بیروت توسط هوکشتاین و سپس ترور فواد شکر در ضاحیه جنوبی.دوم: ابلاغ پیشنهاد آتش‌بس ۲۱ روزه و سپس شهادت سیدحسن نصرالله پس از موافقت با آن.سوم: اجرای آزادی عیدان الکساندر آمریکایی، ردزنی محمد سنوار و شهادت ایشان. چهارم: ابلاغ پذیرش غنی‌سازی و زمان مذاکره و سپس حمله به ایران.پنجم: پیشنهاد جدید آمریکایی، گردهم آمدن اعضای دفتر سیاسی حماس در قطر و حمله هوایی.+اما وضعیت غرب‌گراهای ایران از دو حالت خارج نیست: یا آنقدر مست عشق غرب و ذوب در ولایت او شده‌اند که دیگر رسوایی‌های به این بزرگی و در فاصله یک صبح تا ظهر هم برایشان مهم نیست، یعنی نوعی عشق مازوخیستی که از آزار توسط معشوق لذت می‌برد. یا رسماً خائن‌ و دروغگویند و نقش سفارت‌خانه‌های کاغذی و نداشته آمریکا و اسرائیل را در ایران بازی می‌کنند.+حالا ما مردم عادی ایران در جهانی آن‌قدر وارونه که در آن مذاکره یعنی جنگ، چه باید بکنیم؟ اولین قدم برداشتن نقاب و صورتک از روی رسانه‌های غرب‌زده است. بدین ترتیب اسامی روزنامه‌های زیر را در ذهن‌مان باید تغییر بدهیم:شرق: غربدنیای اقتصاد: جهان فلاکتآرمان ملی: اتوپیای غربیهم‌میهن: بی‌وطنسازندگی: سوزندگی+حکیم زمانه ما گفته بود «مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست» بنابراین نباید گذاشت مردم ایران در عشق آتشین و یک طرفه این رجاله‌های غرب‌پرست بسوزند. آدم مست لایعقل، امکان دارد شرف خودش را هم بفروشد.
@Roonasروز نوشته‌های امیر سعادتی

۸:۵۷

thumbnail
آغاز گوشت‌گیری از گاوهای شیرده یا پرده دوم دیپلماسی کابویی
از هوش مصنوعی پرسیدم: آیا امکان استفاده صنعتی از گوشت گاو‌های شیرده وجود دارد و به لحاظ اقتصادی به صرفه است؟ و جواب داد: «بله، استفاده صنعتی از گوشت گاوهای شیرده (گاوهای شیری حذفی) نه تنها وجود دارد، بلکه از نظر اقتصادی بسیار به‌صرفه و بخشی ضروری از اقتصاد هر دو صنعت شیر و گوشت محسوب می‌شود.»و بخش دیگری از جواب طولانی او: «گوشت گاوهای شیری معمولاً به دلیل لاغر بودن و بافت سفت‌تر، برای برش‌های استیک گران‌قیمت (مانند فیله یا راسته) مناسب نیست. اما همین ویژگی، آن را به منبعی ایده‌آل و مقرون‌به‌صرفه برای تولید محصولات فرآوری شده تبدیل می‌کند. این گوشت منبع اصلی تولید همبرگر، سوسیس، کالباس و سایر فرآورده‌های گوشتی است.»و جمع‌بندی نهایی: «استفاده صنعتی از گوشت گاوهای شیرده یک عمل رایج، اقتصادی و کاملاً به‌صرفه است. این کار به یک همزیستی اقتصادی بین دو صنعت تبدیل شده است که سودآوری هر دو را افزایش داده و از هدررفت منابع جلوگیری می‌کند.»
پی‌نوشت ۱) تصویر کاریکاتوری است که در فضای عربی بعد از حمله اسرائیل به قطر دست‌به‌دست می‌شود. و ترجمه متن کاریکاتور: آنها را با پول خودشان بمباران کردند. پول از ترسوها محافظت نمی‌کند.
پی‌نوشت ۲) به کار بردن عبارت «گاوهای شیرده» برای اعراب منطقه جنوب خلیج فارس توسط ترامپ فقط یک شوخی نبوده و برخاسته از فرهنگ کابویی (گاوچرانی) آمریکایی است. کابوی نماد انسان آمریکایی اصیل و شخصیت اول سینمای وسترن هالیوودی و غرب وحشی است. او را با سامورایی‌ها در فرهنگ ژاپن و عیاران در فرهنگ ایرانی مقایسه کرده‌اند، گرچه که گیوه عیاران ما بر کل تاریخ کوتاه و برساخته کابو‌ی‌ها شرف دارد.‌
پی‌نوشت ۳) برای اطلاعات بیشتر کلمات کابوی و دیپلماسی کابویی را گوگل کنید.
@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۲۱:۱۵

thumbnail
‌‌ در ولایت کشتی یا چگونه راوی قدرت ایران باشیم؟ با رسم شکل توضیح دهید.به بهانه قهرمانی کشتی آزاد ایران در جهان
۱) «... این مدال ناچیز را تقدیم می‌کنیم به همه مردم ایران که عزیزان‌شان را در ایام جنگ از دست دادند، به خانواده شهدا. به عزیزانی که زندگی سختی دارند و توی زندگی‌شان دلخوشی‌ای ندارند و شاید با دعا کردن برای ما و همین که ما این پیروزی را به دست می‌آوریم دل‌شان شاد می‌شود و ذره‌ای آن ناراحتی‌ها را یادشان می‌رود، این مدال تقدیم به همه مردم... خدا را شکر، خدا را شکر. همه کار خداست... ما خودمان اگر بخواهیم «نفس» توی این کار بیاوریم «شرک» کردیم. درست نیست. همه لطف خداست، زحماتی است که مربیان می‌کشند... .»اینها بخشی از بیانات آیت‌الله عبدالله جوادی آملی نیست. اینها قسمتی از صحبت‌های یک آملی دیگر؛ یعنی جهان‌پهلوان امیرحسین زارع پس از قهرمانی سنگین‌وزن کشتی آزاد جهان است. روح توحیدی و ضد شرک این ورزش علاوه بر مردم‌داری و شکرگزاری در سخنان این جوان پهلوان می‌درخشد. اما چه رازی در این ورزش ایرانی نهفته است که قهرمانش را متصل به این معارف ناب توحیدی می‌کند؟
۲) کشتی ورزش اول، ورزش ملی و ورزش تاریخی ما ایرانیان است. این ورزش علاوه بر هسته سخت و روبنایی، واجد روح و زیربنایی است که سازنده، رواج دهنده و پاسدار آن ما ایرانیان هستیم. آن لایه معنایی همانا «فرهنگ پهلوانی» است.‌
۳) پهلوان، مردِ «جهان‌زیست» کشتی و قهرمان، مردِ «جهان اجتماعی» آن است و برای کشتی‌گیر ایرانی معمولاً این دو بر هم منطبق می‌شوند. در واقع پهلوانی ریشه و قهرمانی میوه این ورزش است. تا ریشه‌ای نباشد میوه‌ای نخواهد بود.‌ در فرهنگ ایرانی به ترکیب پهلوان - قهرمان این رشته باز هم «پهلوان» گفته می‌شود.
۴) اما برای فرهنگ ایرانی مهمتر از مسئله قهرمانی، موضوع پهلوانی است. در فرهنگ ایرانی کشتی‌گیر ما می‌تواند در قهرمانی شکست بخورد اما حق ندارد پهلوانی را ببازد. اعتقاد به توحید و توکل به خدا، رعایت اصول اخلاقی و جوانمردی، توجه به معنویت و عالم بالا، نیایش و توسل به اولیای الهی - خصوصاً مولای متقیان - از جمله ویژگی‌ها و نشانه‌های فرهنگ پهلوانی است.
۵) هر فرهنگ و آیینی یهودای خودش را دارد و رسانه‌های فارسی‌زبان ضد ایرانی به عنوان زبان اقلیت یهودای ایرانی در واقع روح و شرف خودشان را به شیاطین‌ امروز جهان فروخته‌اند‌. حضور این رسانه‌ها در مسابقات ورزشی تیم‌های ایرانی شبیه لاشخورهای مرده‌خوار است. آنها دور و بر اردوگاه و آوردگاه ورزشکار ایرانی می‌چرخند و هر آن منتظر زمین خوردن اویند تا روایت شکست ایران و ایرانی را به ذهن و دل ایرانیان تزریق و منتقل کنند.تمسخر جمله «من بروم نمازم را بخوانم» علیرضا دبیر (یکی از موفق‌ترین مدیران ورزشی جمهوری اسلامی ایران) قبل از شکست کامران قاسمپور مقابل حریف آمریکایی در رسانه‌های ضدایرانی فارسی‌زبان در واقع حمله به فرهنگ پهلوانی و ذات این رشته ورزشی است و برای این انجام می‌شود که بگویند شما شکست‌خورده و عقب‌مانده هستید و علت آن هم همین دینداری شماست. علت کلیدخوردن پروژه‌های گاه و بیگاه هجمه و توهین به فردوسی بزرگ و شاهنامه را نیز در همین حوالی باید جستجو کرد.
۶) ورزشکاران ایرانی در همیشه تاریخ این ورزش از قهرمانان این رشته بوده‌اند و ما باید راوی این قهرمانی باشیم. اما حواسمان باشد روایت «قهرمانی ایرانی» بدون روایت «پهلوانی ایرانی» بی‌معناست. و این همان چیزی است که رسانه‌های اجاره‌ای، وابسته و ضدایرانی چون «اسرائیل اینترنشنال» از درک آن عاجز هستند. جالب اینکه در هر ورزشی که روحیه پهلوانی نفوذ بیشتری دارد، شکست و مفتضح شدن جریان رسانه‌ای ضد ایرانی واضح‌تر است.‌ و این نشان می‌دهد که باطل‌السحر افسون و جادوی این رسانه‌ها تکیه بر همین فرهنگ پهلوانی است.
۷) کشتی باید امام و ولی دیگر ورزش‌های ایرانیان باشد. این ورزش بر دیگر ورزش‌ها ولایت دارد و تلاش نهادهای فکری و عملی ما از وزارت علوم گرفته تا وزارت ورزش، از دانشگاه گرفته تا ورزشگاه، باید رواج و ترکیب این نرم‌افزار در سایر ورزش‌ها باشد.
۸) کشتی حتی می‌تواند برای سایر حوزه‌ها از جمله رسانه، سیاست، فرهنگ و اقتصاد الگو و امام و ریل‌گذار باشد. شاید اولین و مهمترین درسی که پهلوان ایرانی کشتی با رسم شکل به ما می‌آموزد این است که: چگونه راوی قدرت ایران باشیم؟@Roonasروز نوشته‌های امیر سعادتی

۴:۵۹

thumbnail
ویدئوکنفرانس محمود عباس
یا مبل راحتی یحیی سنوار؟

۱) مجمع عمومی سازمان ملل بر سر محمود عباس منّت گذاشته و اجازه داده تا پس از لغو ویزای او توسط آمریکا از طریق ویدئو برای این مجمع سخنرانی کند!۲) این یعنی بسنده کردن به یک فلسطین ویدئوکنفرانسی و مجازی، آن هم وقتی که اشغال فلسطین در حال توسعه است. راه محمود عباس‌ها بارها امتحان شده است. نمونه بارز آن مرحوم یاسر عرفات است. عرفات در برابر این سگ هار و وحشی غرب، فریب لبخندها و امضاهای آمریکایی را خورد، اسلحه را زمین گذاشت و به مذاکره و کنفرانس روی آورد. بروید و سرنوشت تلخ او را بخوانید.۳) در زمانه‌ای که اسرائیل نه تنها مدعی کرانه باختری است، بلکه رسماً ایده نیل تا فراتش را جار می‌زند اشتباه تفکر و عمل محمود عباس‌ها و برجامیون منطقه بیشتر خودش را نشان می‌دهد. ملت فلسطین در این تقریباً هشتاد سال اشغال، انواع ایده‌ها و راهکارها و برجام‌ها را در برابر این قوم ستمگر امتحان کرده است.۴) فرض کنید همسایه‌ای دارید که سگی وحشی، هار و پاچه‌گیر دارد و همزمان به بهانه نداشتن فضایی برای سگش شروع به ساخت و ساز در بخشی از حیاط خانه شما کرده و سگ را در همان منطقه زنجیر می‌کند. دائم هم در حال پیش‌روی است و وقتی با او وارد مذاکره می‌شوید همزمان که به شما لبخند می‌زند، زنجیر سگ‌ را هم رها می‌کند و همین‌طور پیش می‌آید. فرق ما با ملت فلسطین این است که آنها در قسمت اشغال شده این خانه هستند و صدای پارس و پاچه‌گیری آن سگ برایشان واضح‌تر و ملموس‌تر است.۵) اما چرا وجود اسرائیل برای فرهنگ غربی لازم است؟شنیده‌اید در دعوا و مرافعه‌ها طرف قبل از تندتر شدن می‌گوید: آن روی سگم را بالا نیاور! اسرائیل در این دعوای تاریخی همین نقش را دارد و برای نشان دادن آن روی سگ غرب به بقیه دنیا و به‌خصوص جهان اسلام اینجا تعبیه شده است. این ترکیب لبخند ژوکوند مذاکره و سگ بی‌زنجیر جنگ چیزی است که ملت ما هم صورت عریان و واضحش را در دفاع مقدس دوازده‌روزه اخیر به چشم دید.۶) اگر ماجرا را این‌طور ببینیم، عقل سرخ سنوارها در کلید زدن طوفان الاقصی بیشتر قابل درک می‌شود. ملت فلسطین و مردم غزه حاضر است روی مبلمان راحتی خانه‌ تخریب شده‌اش اما در خاک واقعی فلسطین بنشیند اما به ذلت یک کشور ویدئوکنفرانسی و فلسطین مجازی تن ندهد.۷) کربلایی جنگیدن سنوارها به خاطر یزیدی جنگیدن غرب و سگ‌ شدن اوست و این انتهای عقلانیت در برابر تمدن وحشی غرب است. دلیل بیدار شدن فطرت‌های آزاده جهان و آب رفتن تاریخ برفی و پوشالی اسرائیل گرمابخشی همین عقلانیت است. دنیا و انسانیت به این دفاع مقدس حق می‌دهد و حضرت حق هم مطابق سنت‌هایش پشتیبان اوست: وَ أُخْرى‌ تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِين.@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۱۴:۰۴

thumbnail
علیرضا دبیر و ارتقای
فناوری فرهنگی کشتی ایرانی
وظیفه فکر، فرهنگ، هنر و رسانه ایرانی در قبال رشد فرهنگ پهلوانی چیست؟
۱) پهلوان در زمانه جنگ برمی‌آید، فرهنگ و ادبیات و روحیه می‌سازد و به ساختارها خون جدید حماسی تزریق می‌کند. علیرضا دبیر و یاران که خود میوه و محصول تاریخ کشتی پهلوانی ایرانی‌اند، به برکت انقلاب اسلامی و در زمانه جمهوری اسلامی با همه دست‌اندازها و مشقت‌ها «فناوری فرهنگی کشتی ایرانی» را یک پله ارتقا داده‌اند. فرض کنید موشک ماهواره‌بر ما از یک لایه کوتاه جو مثل لایه «نئو» وارد لایه بلند و جدیدی مثل لایه «ژئو» شده است.۲) این رشد و ارتقا باید توسط علوم انسانی، فرهنگ، هنر و رسانه ما قدر دانسته شده و شتاب بگیرد. قدر دانستن جهش این فناوری فرهنگی مختصات و مقتضیات خاص خودش را دارد.شاید مهمترین راهبرد قدر دانستن این فناوری فرهنگی خرج نکردن این دستاورد به پای مسائل جناحی و سیاست‌زده حزبی باشد. این فناوری باید یک دستاورد ملی قلمداد شود و در طراز ملی با آن برخورد شود.۳) علیرضا دبیر در مصاحبه تلویزیونی با هادی عامل ضمن تشکر از رئیس‌جمهور و دولت گفت: «رسانه‌های اصلاح طلب و اصول‌گرای داخل کشور هر چقدر توی سر ما بزنند چیزی نمی‌گوییم. اما مردم عزیز ایران! این اینترنشنال کثیف و بی‌بی‌سی که او هم تازگی‌ها دم درآورده‌ و بچه‌خوشگل‌های من و تو که از اسرائیل پول می‌گیرند و دروغ می‌گویند را دیگر نبینید.»باید به این فهم و درک ملی دبیر از جایگاه ورزش اول کشور و تعریف درست از «دیگری» این فرهنگ تبریک گفت. حتی برخورد او با خبرنگار اینترنشنال که: «تو ایرانی هستی، خودت را به اینها نفروش، کنار خیابان ننشین، آبروریزی نکن، بیا برایت هتل بگیرم.» هر چند تهاجمی و به‌جا اما در عین حال جوانمردانه بود.۴) از طرفی بالاخره پس از چند روز سکوت، روز یکشنبه ۳۰ شهریور بیشتر روزنامه‌های اصلاح طلب در برابر این شاهکار قهرمانی همزمان دو رشته آزاد و فرنگی سر تعظیم فرود آورده و صفحات اول خود را به آن اختصاص دادند. این را باید به فال نیک گرفت. ۵) وظیفه نهادهای فکری و علوم انسانی تئوریک کردن رشد فرهنگ پهلوانی در دوران جمهوری اسلامی؛ از ایجاد رشته‌های دانشگاهی گرفته تا برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی و همایش‌های علمی تا تولید مقاله و کتاب و دیگر محصولات فکری و همچنین تلاش برای جهانی کردن این ایده است. وظیفه فرهنگ، هنر و رسانه در قبال آغاز دوران جدید فرهنگ پهلوانی نیز نگارش تاریخ، ایجاد و بازتاب رویداد و تولید درام و خلق رؤیا از این فناوری فرهنگی است.@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۲۱:۱۰

thumbnail
دبیر ایرانی، بروس‌لی چینی
و جومونگ کره‌ای
آیا می‌توانیم سرمایه کشتی پهلوانی را جهانی کنیم؟(ادامه پست قبل)
۶) متأسفانه تکنوکراسی ایرانی فرهنگ را یک صدقه‌بگیر می‌بیند. اما فناوری کشتی ایرانی می‌تواند جلوی بهانه‌هایی که اقتصادزده‌ها در برابر هر کار کلان فرهنگی دارند را بگیرد. خوبی این فناوری به خاطر ریشه‌دار و درون‌زا بودن و تعلق خاطر مردم ایران به آن، این است که می‌تواند روی پای خودش بایستد. کاری که فدراسیون کشتی دوره علیرضا دبیر در توسعه این ورزش در سالهای اخیر انجام داده است.۷) نخستین برخورد من با سینما ـ قبل از ورود به مدرسه و در اواخر سالهای دفاع مقدس ـ در مسجد امام حسین(ع) محل‌مان بود. فیلم «اژدها وارد می‌شود» بروس‌لی را با پروژکتوری روی پرده انداخته بودند. خلاصه اینکه بروس‌لی هم پای من را به مسجد باز کرد و هم با سینما آشنایم کرد! بروس‌لی از قهرمان‌های سینمایی نوجوانان دوره جنگ تحمیلی هشت‌ساله بود.۸) بروس‌لی نه تنها برند چین را در آن دوره بالا برد، بلکه آن را بازتعریف کرد و به نمادی جهانی از قدرت، انضباط و غرور تبدیل کرد. پیش از او، تصویر چین در رسانه‌های غربی اغلب با کلیشه‌های منفی یا تحقیرآمیز (مانند شخصیت‌های شرور یا خدمتکاران ضعیف) همراه بود. لی این تصویر را به کلی درهم شکست. او یک چینی قوی، باهوش، بااراده و قاطع را به جهان نشان داد که قربانی نیست، بلکه قهرمانی بی‌همتاست. شخصیت‌های او هرگز تحقیر نمی‌شدند و با شجاعت و عزت نفس می‌جنگیدند. او اولین ستاره بزرگ هنرهای رزمی در سینمای جهان بود و کونگ فو را از یک ورزش ناشناخته به یک پدیده جهانی تبدیل کرد. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به خاطر فیلم‌های او برای یادگیری هنرهای رزمی چینی الهام گرفتند. برای مردم چین (و به طور کلی آسیایی‌ها) در آن زمان، دیدن یک قهرمان آسیایی که در سینما بر همه غلبه می‌کند، منبع عظیمی از غرور و اعتماد به نفس بود. او ثابت کرد که یک سوپراستار جهانی می‌تواند از شرق بیاید.۹) آیا ادبیات و سینمای ما نمی‌تواند بروس‌لی و جومونگ‌های ملی و ایرانی خلق کند؟ چقدر درام و قصه در همین واقعیت امروز قهرمانی کشتی‌مان در جهان وجود دارد؟ از زندگی خود علیرضا دبیر نمی‌توان یک سریال تلویزیونی بلند ساخت؟ زندگی پیام احمدی نائب قهرمان جهان که تا یکی دو سال پیش دست‌فروش بوده پیام الهام‌بخش و بار دراماتیک ندارد؟ روی زندگی هر کدام از این قهرمانان دست بگذارید پر از قصه و ماجراست. ۱۰) شما مى‌بینید که این حضرات کُره‌اى‌ها - من از کار اینها خوشم مى‌آید - تاریخ ندارند؛ لذا می‌گویند «افسانه‌ى جومونگ»، افسانه‌ فلان. یعنى از اوّل حساب را تسویه می‌کنند؛ [می‌گویند] افسانه است، واقعیّت نیست. یک‌چیزى در مى‌آورند، یک تاریخ براى گذشته‌ خودشان درست می‌کنند، که وقتى یک جوان کُره‌اى به این فداکارى‌ها و به این شجاعت‌ها و به این کارهاى عجیب غریبِ سینمایى نگاه می‌کند، خب احساس هیجان می‌کند، احساس هویّت می‌کند، احساس افتخار می‌کند. ما اینها را در واقعیّت زندگى خودمان داریم، اتّفاق افتاده، پیش آمده؛ چرا از اینها استفاده نمی‌کنیم؟ پ ن: بند آخر تماماً جملاتی از رهبری در دیدار با عوامل فیلم «شیار ۱۴۳» است.@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۲۱:۱۶

thumbnail
این چه سوراخی است؟ برادران عزیز روزنامهٔ پولدارترین پولدارهای ایران!والله! بالله! تالله!نه تنها مردم آمریکا که حتی خود ترامپ هم آنقدری که شما به او امیدوارید، به خودش امید ندارد!مردان مؤمن! این چه سوراخی است که شما از آنجا نه یک‌ بار و دو بار، که ده‌ها بار گزیده می‌شوید و هیچ کک‌تان هم نمی‌گزد؟!خداوند به شمایان یک جو عقل و به دهک‌های پایین مردم ایران درصدی از پول صاحبان روزنامه شما عطا بفرماید. آمین! یا رب العالمین!@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۲۲:۴۵

thumbnail
@Roonasروزنوشته‌های امیر سعادتی

۴:۱۲

thumbnail
طبقه عقده‌ای درباره روان‌شناسی غرب‌زده ایرانی۱) از جامعه‌شناسی غرب‌زدگی در ایران زیاد گفته شده است، اما چیزی که کمتر به آن توجه شده است «روان‌شناسی غرب‌زدگی» است.۲) اگر چیزی به نام «خودِ ایرانی» برای آدم غرب‌زده قائل باشیم، او قبل از اینکه دست به خودتحقیری (به معنای ملی آن) بزند، گرفتار «تحقیر خود» است. درباره او به جای اینکه بیشتر دنبال «اسرار خودی» باشیم، باید دنبال «رموز بی‌خودی» باشیم.۳) روان‌شناسی تاریخی غرب‌زده ایرانی در صدوپنجاه سال اخیر می‌تواند موضوع پژوهشی مستقل و خواندنی باشد.۴) ملاقات ما با او بیشتر در لحظه «تحقیر کردن مردم خویش» است اما من علاقه‌مندم به روح و روان او نقبی تاریخی بزنم و ببینم او کی و کجا و چگونه تحقیر شده و تو سری خورده است و چرا این تحقیر را پذیرفته است؟ کسی که ملت خودش را تحقیر می‌کند مسلماً در اعماق وجودش، جایی در جوانی یا نوجوانی، توسط آدمی موبور و چشم آبی تحقیر شده است و بدتر از آن، این تحقیر را پذیرفته است. حالا آن مستکبر می‌تواند افسری آمریکایی باشد یا استادی اروپایی. این همان لحظه «آغاز استعمار» است. ۵) «ایرانی لولهنگ هم نمی‌تواند بسازد»، «کورتکس مغز ایرانی نازک است» یا «این هواپیما بوی نویی می‌دهد»، گزاره‌هایی هستند که مولود چنین لحظه تحقیری‌اند.۶) رویکرد ما نباید یقه‌به‌یقه شدن با چنین موجوداتی در لحظه ارتکاب توسری زدن و تحقیر ملی و تاریخی مردم خویش باشد، بلکه باید دستِ بالارفتهٔ او برای زدن بر سر این ملت بزرگ را گرفت، پیچاند و او را به عقب برد و لحظه تحقیر و توسری خوردن خودش از غرب و غربی را به نمایش عمومی گذاشت. رسالت و رویکرد هنر و رسانه ما باید این باشد. آنگاه ملتِ طهرانی مقدم و طهرانچی خود انتخاب می‌کند زمام امورش را به دست چه کسانی بسپارد. ۷) پی‌نوشت: عقده اتاق شخصی داشتن در کودکی ردگم‌کنی است، باید به دنبال عقده‌های دیگری گشت. وگرنه همو که گفت «من یک موی این کوخ‌نشینان را به همه کاخ‌ها و کاخ‌نشینان عالم نمی‌دهم» و دست‌فروش‌ها و یتیمان رئیس‌جمهورهای نظامش شدند، در خانه و قلعه پدری‌اش در خمین فقط یک بخش اصطبل اسب‌ها و گماشته‌ای برای این کار داشت. و رضا قلدر جد همین ربع پهلوی که اتاق شخصی‌اش در کودکی در کاخ‌های شمال تهران حالا موزه شده است، خود نگهبان اصطبل اسب سفارت هلند بود.
روزنوشته‌های امیر سعادتی@Roonas

۰:۴۷

بازارسال شده از انتشارات سیمرغ
thumbnail
﷽| کتاب «پاپیون؛ نسخه غزه»تصویر ملموسی از زندگی فلسطینی‌های معاصر کتابی ضروری برای ما فارسی‌زبان‌ها که درک درستی از چرایی مقاومت فلسطینی‌ها و عامل اراده آن‌ها نمی‌دانیم.با قدرت روایی بالا. بالاتر از خیلی از فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونیاثری تحقیقی از پژوهشکده باقرالعلوم با قلم شیرین و خواندنی زوجی هنرمند: امیر سعادتی و مریم قربان‌زاده
تهیه کتاب با تخفیف و ارسال رایگانundefined@simorghnashr_admin
#نشر_سیمرغ #پاپیون#پرواز_با_کلمات@nashrsimorgh_ir

۶:۵۱