بررسی فقهی «مرگ بر روحانی»
حوزه های فقه
آ. فقه الهی : «اطیعوا الله» که عموما ناظر به احکام فردی است.ب. فقه ولایی: «اطیعوا الرسول و اولی الامر» که گفته می شود ناظر به احکام عمومی است.
حوزه های فقه ولایی؛ که حوزه تخصص ولی امر است؛ و لا غیر!
آ. موضوع شناسی فقه ولاییب. حکم شناسی فقه ولایی
در فقه ولایی، هم موضوع شناسی و هم حکم شناسی، تابع معیارهای تعیین شده از سوی ولیّ امر است و معیارهای عرف عادی که در احکام الهی جاری می شود، لزوماً در امتثال امر ولایی، مُجزی نیست.
پس اگر برای ما ثابت شد که مثلا رئیس جمهوری دیوث یا دزد است (سرقت علمی)، گفتن دیوث یا دزد، اگر طبق عرف سیاسی اسلامی، اهانت باشد، این عرف بر عرف عادی احکام الهی، مقدم است؛ زیرا حکم ولایی بر منع اهانت به رئیس جمهور، تابع قواعد موضوع شناختی ولایی است؛ نه قواعد احراز موضوع در فقه الهی. چه بسا وجه منع اهانت به رئیس جمهور، مباحث «وهن نظام» و ... باشد؛ نه معیارهای فقه فردی.
اگر حکم ولایی در موردی نباشد، ما به حکم الهی یا حتی به قواعد عام فقه ولایی (نه حکم ولایی خاص) عمل می کنیم:
قاعده تبری: طرح نسبتهایی مثل ملعون یا دیگر نفرینها (تبت یدا ابی لهب و تب) درباره دشمنان ولایت، خوب است؛ و ثواب زیادی دارد!
قاعده تشفی: تشفی دل مؤمنین از راه ضربه به دشمن، خوب است: «و یشف صدور قوم مومنین و یُذهِب غیظَ قلوبهم»
قاعده تصدی: گاهی برای به دست گرفتن «جو» در فضای روانی سنگین، لازم است آنچه دشمن سزاوار آن است؛ بیان شود. این کار به تضعیف روحیه دشمن هم کمک می کند و نیز کمک می کند تا جریان خاکستری که تابع جو است، به سوی دشمن نلغزد.
️اما اگر در محیطی، شناخت کافی از حق و باطل نیست و یا فواید «تصدی فضا» هم وجود ندارد، حتی توصیف واقعیت ناسزای دشمن، نیز ممکن است نادرست باشد؛ زیرا مشکل، «دانشی» است نه «انگیزشی»!
فقه الهی استعمال #دیوث یا مرگ برای کسی
امام خمینی: مسأله ۸- هر فحشى مانند «اى ديوث» يا هر تعريضى به آنچه كه مخاطب، آن را كراهت دارد و در عرف و لغت او مفيد قذف نمىباشد، به سبب آن، تعزير ثابت مىشود، نه حد، مانند قول او: «تو حرامزادهاى» يا «اى حرامزاده» يا «اى فرزند حيض»، يا به زوجهاش بگويد: «تو را باكره نيافتم» يا بگويد: «اى فاسق»، «اى فاجر»، «اى شارب الخمر» و امثال اينها كه موجب استخفاف به ديگرى است و حال آنكه طرف، مستحق آن نمىباشد، در آن تعزير مىباشد، نه حد.
#و_اگر_طرف_مستحق_آن_باشد، #موجب_چيزى_نمىباشد.
«مسألة ۸: كلّ فحش نحو #يا_ديّوث، أو تعريض بما يكرهه المواجه و لم يفد القذف في عرفه و لغته، يثبت به التعزير لا الحدّ، كقوله: «أنت ولد حرام»، أو «يا ولد الحرام»، ... أو يقول: «يا فاسق» «يا فاجر» «يا شارب الخمر»، و أمثال ذلك ممّا يوجب الاستخفاف بالغير، و لم يكن الطرف مستحقّاً، ففيه التعزير لا الحدّ،
#و_لو_كان_مستحقّاً_فلا_يوجب_شيئاً.» امام خمینی، تحرير الوسيلة: ۸۷۵ و ۸۷۶.@abarin
آ. فقه الهی : «اطیعوا الله» که عموما ناظر به احکام فردی است.ب. فقه ولایی: «اطیعوا الرسول و اولی الامر» که گفته می شود ناظر به احکام عمومی است.
آ. موضوع شناسی فقه ولاییب. حکم شناسی فقه ولایی
۱۷
۲۱:۳۸
۱۶
۱۹:۴۷
ابوالفضل امامی:
#وزن_کشی مسائل مؤثر در انتخاب نامزد #اصلح در سخن #رهبرمان
به قیدهای #سنگین و #بسیار_مهم و #پیچیده در وزن کشی مسائل کشور برای کشف نامزد اصلح، توجه کنید! به #هشدار روایت درباره افرادی که توان کاری ندارند نگاه کنید؛ حتما باید چیزی از آنها فهمید؛ راستی، اگر به جز #اصلح به چیزی می اندیشیم، مطیع امر ولیّ فقیه نیستیم!
امام خامنه ای در ۱ فروین ۱۴۰۰: «به آن کسانی که #داوطلب ریاست جمهوری میشوند -حالا شروع شده دیگر؛ الان مدّتی است که افراد پیدرپی اعلام میکنند که میخواهند شرکت کنند- میخواهم به آنها بگویم انتظار داریم #سنگینی کار را بدانید؛ شما که داوطلب شدهاید، بدانید چه چیزی را میخواهید بر دوش بگیرید، چه بار #سنگینی را میخواهید بر دوش بگیرید؛ این را بدانید. اگر دیدید میتوانید، خیلی خب، وارد کارزار انتخاباتی بشوید؛ امّا این جور نباشد که #سنگینی کار را ندانید. اوّلاً مشکلات و مسائل اصلی کشور را بشناسید. مسائل کشور یکی دو تا که نیست؛ #صدها_مسئله هست که از این #صدها مسئله اقلّاً دهها مسئلهاش جزو مسائل اساسی و مهمّ کشور است؛ اینها را بدانید، بدانید که مشکل کشور کجا است و مسائل کشور چیست، برای حلّ آن مسائل هم یک برنامهای و راه حلّی داشته باشید، ولو اجمالی؛ حالا نمیگوییم تفصیلی.
مسئله اقتصاد را بشناسید؛ اقتصاد #مهم است. در خود مسئله اقتصاد کارهای مهمّی هست؛ رشد تولید ملّی، رشد سرمایهگذاری ملّی، تقویت پول ملّی، مسئلهی تورّم و امثال اینها در ذیل عنوان اقتصاد است.
بعد، مسئله امنیّت کشور که مسئله #بسیار_مهمّی است.
موضوع آسیبهای اجتماعی که یکی از آن مسائل #مهمّ کشور مسئله آسیبهای اجتماعی است.
روبهرو شدن با #سیاستهای_پیچیده دنیا؛ شما میخواهید با این سیاستها مواجه بشوید؛ مسئله سیاست خارجی.
[همچنین] مسئلهی #بسیار_مهمّ فرهنگ. شما باید بدانید که در کشور چه خبر است و چه انتظاری هست و چه کار باید انجام بگیرد؛ اینها را بدانید.

اگر میبینید میتوانید این بار سنگین و مهم را به دوش بگیرید، بسمالله، وارد بشوید؛
️
اگر دیدید نه، وارد نشوید که در روایت دارد که به آن کسی که یک کاری را نمیتواند و وارد آن کار میشود #وعده_خیلی_بدی دادهاند که من حالا دیگر آن وعده را عرض نمیکنم.» پایان فرمایش رهبری
چرا این همه تأکید روی #سنگینی کار؟
چرا #اقتصاد مساله #مهم می دانند، در کنارش «آسیب های اجتماعی» را هم #مهم می دانند؛ اما بالاتر از آن، #امنیت را #بسیار_مهم و #فرهنگ را نیز #بسیار_مهم می دانند؟ این گونه وزن کشی مسائل چه پیامی دارد؟ به علاوه، چرا بروی مساله در حوزه سیاست خارجی بیان «سیاست های پیچیده دنیا».

روشن است که این وزن کشی مسائل، و این قیدهای سخن رهبری برای توجه دادن به ما برای انتخاب #نامزد_اصلح است.




امام خامنه ای در ۱ فروین ۱۴۰۰: «به آن کسانی که #داوطلب ریاست جمهوری میشوند -حالا شروع شده دیگر؛ الان مدّتی است که افراد پیدرپی اعلام میکنند که میخواهند شرکت کنند- میخواهم به آنها بگویم انتظار داریم #سنگینی کار را بدانید؛ شما که داوطلب شدهاید، بدانید چه چیزی را میخواهید بر دوش بگیرید، چه بار #سنگینی را میخواهید بر دوش بگیرید؛ این را بدانید. اگر دیدید میتوانید، خیلی خب، وارد کارزار انتخاباتی بشوید؛ امّا این جور نباشد که #سنگینی کار را ندانید. اوّلاً مشکلات و مسائل اصلی کشور را بشناسید. مسائل کشور یکی دو تا که نیست؛ #صدها_مسئله هست که از این #صدها مسئله اقلّاً دهها مسئلهاش جزو مسائل اساسی و مهمّ کشور است؛ اینها را بدانید، بدانید که مشکل کشور کجا است و مسائل کشور چیست، برای حلّ آن مسائل هم یک برنامهای و راه حلّی داشته باشید، ولو اجمالی؛ حالا نمیگوییم تفصیلی.
۱۵
۱۵:۲۴
«من البتّه -همچنان که قبلاً هم در سال گذشته تأکید کردم و مکرّر هم گفتهام- به دولت جوان و حزباللهی معتقدم و به آن امیدوارم و البتّه دولت جوان صرفاً به معنای این نیست که باید یک رئیس دولت جوان، آن هم مثلاً جوان به معنای ۳۲ ساله داشته باشد؛ نه، دولت جوان، [یعنی] یک دولت سرِ پا و بانشاط و آمادهای که در سنینی باشد که بتواند تلاش کند و کار بکند و خسته و از کارافتاده نباشد؛ منظور این است. بعضیها تا سنین بالا هم به یک معنا جوانند؛ حالا همین شهید عزیزی که شما از او اسم بردید -شهید سلیمانی، و بنده شب و روز به یاد او هستم- شصت و چند سال سنّش بود، ایشان که خیلی جوان نبود؛ اگر ۱۰ سال دیگر هم زنده میماند و بنده زنده میماندم و بنا بود که من مشخّص بکنم، او را در همین جا نگه میداشتم، یعنی کنار نمیگذاشتم او را که جوان هم نبود. بنابراین بعضی اوقات افرادی که در سنین جوانی هم نیستند، کارهای جوانانهی خوبی را میتوانند انجام بدهند. به هر حال به نظر من علاج مشکلات کشور، دولت جوان حزباللهی و جوان مؤمن است که میتواند کشور را از راههای دشوار عبور بدهد.» ۹۹/۰۲/۲۸
۱۵
۱۵:۲۴
استرازنکای روحانی و ماهیگری یهودیان
رهبر انقلاب: «ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی به کشور ممنوع است. گاهی اوقات هست که اینها میخواهند واکسن را روی ملّتهای دیگر امتحان کنند، ببینند اثر میکند یا نمیکند. البتّه از جاهای دیگر اگر بخواهند واکسن تهیّه کنند، که جای مطمئنّی باشد، هیچ اشکالی ندارد» ۱۹دی ۹۹
رهبری منع واردات واکسن #انگلیسی را مشروط به تولید آن در خاک انگلیس نکردند!
علت اصلی منع واردات واکسن انگلیسی، «بی اعتمادی» است که به #فرمول واکسن و سلطه انگلیس بر ساخت آن، بر می گردد؛ نه به #خاک انگلیس!
اگر همان واکسن انگلیسی استرازنکا در کره جنوبی تولید شود، دیگر واکسن انگلیسی انگلیسی نیست؟ اگر فایزر، بیرون آمریکا تولید بشود، دیگر آمریکایی نیست؟!
️ اصحاب #سبت: «خدا ماهیگری در روز شنبه را ممنوع کرد. گروهی از یهودیان، شنبه ها که ماهی ها زیاد بودند، آنها را در آبگیرهایی گیر می دانداختند و یکشنبه آنها را می گرفتند. یک عده نهی از منکر می کردند، یک عده دیگر می گفتند چرا نهی از منکر می کنید؟ سودی ندارد! اینها سخن نمی شنوند. گروه سوم می گفتند کمینه، شرمنده خدا نشویم و شاید هم پذیرفتند.
عذاب آمد و ماهیگران را بوزینه
کرد و ساکتان در برابر تخلف و نیز آنان که ناهیان از منکر را نهی می کردند نیز به گونه ای عذاب شدند و فقط ناهیان از منکر رهایی جستند!
ماهی یکشنبه، همان ماهی ای بود که شنبه گیر می انداختند؛ فقط زمانش گرفتنش را عوض کردند.
گویا واکسن استرازنکا همان واکسن انگلیسی است؛ فقط مکانش گرفتنش را عوض کردند
ان شاءالله با رهبری هماهنگ شده؛ اگر نه، از ایشان بپرسند!
#تواصی
#تواصی
۱۵
۲۱:۳۳
دیدمش خُرم و خندان؛ روی اسبی سادهزلف بر باد و عباپوش؛ ولی #افتاده
اسب تو، بُهت سکوتش ابدی؛ #یا_ماها موتوری دق زده، در حسرت جان و جاده!
شهر، بعد از تو، کمی از «تب» و تابت افتادباز هم، شکر خدا، رای به راهت داده
مثل نان، ناز و نجیبی گُل فیروزآباد!حسّ شعری! که به جانِ قلمم افتاده
فیض روحیه خدمت که مدد فرماید،دیگران هم بکنند آنچه که #یحیی_زاده
سالگرد پرکشیدن یحیی زاده
اسب تو، بُهت سکوتش ابدی؛ #یا_ماها موتوری دق زده، در حسرت جان و جاده!
شهر، بعد از تو، کمی از «تب» و تابت افتادباز هم، شکر خدا، رای به راهت داده
مثل نان، ناز و نجیبی گُل فیروزآباد!حسّ شعری! که به جانِ قلمم افتاده
فیض روحیه خدمت که مدد فرماید،دیگران هم بکنند آنچه که #یحیی_زاده
۱۵
۱۰:۱۶
آ. «حزبالله سیاسی» یعنی این که «خطوط کلان» را از رهبری بگیریم و خودمان با توجه به شناخت سیاسی از کشور و مسائل، برای آن چارچوب بسازیم؛ که طبعا با توجه به عدم تخصص ما در چارچوبسازی و مبانی فقاهتی، ضریب خطای ما قابل توجه است.
ب. «حزبالله اجرایی» یعنی این که «خطوط کلان» را از رهبری میگیرد و بر اساس چارچوب و قوانینی که سیاسیون و یا خودمان بر این فرمایش کلان بار کردهایم، عمل میکنیم؛ مانند عملگرایی احمدی نژاد سابق (دولت نهم).
ج. «حزبالله فقاهتی» یعنی این که «رهنمود کلان» را از رهبری بگیریم و بر پایه قواعد فقه سیاسی و فقه نظام، چارچوبسازی کنیم و آن را به برنامه تبدیل کرده، مبنای عمل قرار دهیم.
اگر آیت الله رئیسی رئیس جمهور بشود و نتواند جریان «حزبالله فقاهتی» را ایجاد کند، ما به «دولت اسلامی» نخواهیم رسید؛ زیرا بنا به فرمایش امام خامنهای در 4 اسفند 99 در جمع خبرگان، این حکومت نیازمند یا نرم افزار برآمده از کتاب و سنت (فقه) است و اگر چنین نرم افزاری، متناسب با نیاز امروز فراهم نشود، حکومت کار خاصی را به پیش نخواهد برد.
خب! شورای نگهبان بر اساس ضوابط قانون و فرمایش رهبری و نیز مبنای متقن فقه سیاسی، به صلاحیتها رسیدگی کرده است. این که کسانی مشورت بدهند که باید با برخی بزرگان نظام و مسؤولان کشور رایزنی کرد که برخی نامزدهای دیگر، در حالی که صلاحیتشان احراز نشده است، در چرخه انتخابات قرار بگیرند که مثلا تنوع گرایش سیاسی ایجاد شود، این سخن اشکالات قانونی و فقاهتی بسیاری دارد:
ان شاءالله دولت آینده در دستان با کفایت یک انقلابی باشد و از خطای مشاوران فاقد تراز «حزبالله فقاهتی»، آسیب نببیند. این یک خطر نظاموار در این شرایط است.
۱۵
۱۴:۰۱
ریس و واریس نادرست مجازی
با عرض معذرت و استغفار از عدم دقت لازم در نوشته پیشین، این مطلب با برخی اصلاحات، بازنشر شد.
هر چند با قصد خیر و برای افزایش رای سبد جریان انقلابی، نباید از مسلمات حق و کلمات روشن رهبری در برخی حوزهها کوتاه آمد و حتی واژگون حرف زد. نباید با زبان، پیمانی را که شناسنامه گفتمان انقلاب است را واریسید؛ که پس از انتخابات، باز ناگزیر، پیمان و سخن امروز را به گونهای دیگر وابریسیم و این چنین، در هر جایی، به همین ریس و واریس بیفتیم.
رهبرمان فرمود مساله اصلی و فوری مردم، فضای مجازی و سیاست خارجی نیست؛ بلکه مساله اصلی معیشت مردم و بیکاری و فساد است! ایشان میدانست که ما حریف حرفزدن در این عرصه نیستیم؛ اما انتظار این است که حریف #حرف نزدن باشیم! و در این گیرودار دشواری های سنگین معیشتی، به سراغ #وعده_گشایش برای رسانه های #صهیونیستی نرویم!
خب اگر باید چیزی گفته بشود، چرا مطالبه #شبکه_ملی_اطلاعات را برجسته تر نکنیم؟
️ سخنی نگوییم که به ما نمی آید و گاه در بیان آن نیز، جملاتمان آشفته می شود و لحنمان، به تپق میافتد.
به اعجاز آیات ۹۱ تا ۹۴ سوره نحل بنگرید و از #حماقت احمدینژاد در قربانی کردن رضایت خدا به پای رضایت خلقی که، آنها را «اصلِ مردم» می پنداشت، عبرت بگیرید:
«وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ»:
و بر پیمان خدا باشید و سوگندهای تان را نشکنید؛ پس از آن که آنها را سفت کردید؛ در حالی که خدا را نگهدار خود کردهاید؛ بیگمان خدا آنچه میکنید را میداند.
«وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّما يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَ لَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ»

و مباشید چونان زنی که از همگسلانه، [پشمِ] سختبههم ریسیدهاش را واریسید؛ [چُنان، که پیمان و] سوگندهای تان را برای همجوشی میان خود به کار بگیرید تا #یک_گروهی، #بیش_از_گروه_دیگر بشود؛ هانا که خدا شما را در [این شرایط] میآزماید و بیگمان خدا در روز واپسین، آنچه را که در آن ریس و واریس داشتهاید را برایتان روشن میکند.
«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
خدا اگر میخواست، شما را مردمی یکپارچه میکرد؛ ولی برخی را که بخواهد، میگمراهد و برخی را که بخواهد، میرهنماید و هانا که بازخواست میشوید از آنچه میکردید.
«وَ لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ»
و [پیمان و] سوگندهاتان را برای همجوشی میان خودتان به کار نگیرید؛ مانا که سست شود قدمی بعد از پایوَرزیاش و بدی را بچشید؛ از آن رو که [برخی را] از راه خدا باز داشتید و برای شما شکنجهای بزرگ است.
اگر توان داریم، به اقتضای حکمت، حرفهای رهبری و سخن فطرت مردم و حرف خدا را سر دست بگیریم؛ و اگر نمیتوانیم، حرف نادرست را همنوا با برخی، نزنیم؛ زیرا خدا اگر میخواست، بیشتر از ما بلد بود که «مردمی یکپارچه» را به هم آورد.
️ زدن برخی حرفها هم بیحکمتی است و هم نادلیری و وادادگی

باور کنیم که: «و لینصرنّ الله من ینصره»
هر چند با قصد خیر و برای افزایش رای سبد جریان انقلابی، نباید از مسلمات حق و کلمات روشن رهبری در برخی حوزهها کوتاه آمد و حتی واژگون حرف زد. نباید با زبان، پیمانی را که شناسنامه گفتمان انقلاب است را واریسید؛ که پس از انتخابات، باز ناگزیر، پیمان و سخن امروز را به گونهای دیگر وابریسیم و این چنین، در هر جایی، به همین ریس و واریس بیفتیم.
«وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ»:
و بر پیمان خدا باشید و سوگندهای تان را نشکنید؛ پس از آن که آنها را سفت کردید؛ در حالی که خدا را نگهدار خود کردهاید؛ بیگمان خدا آنچه میکنید را میداند.
«وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّما يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَ لَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ»
«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
خدا اگر میخواست، شما را مردمی یکپارچه میکرد؛ ولی برخی را که بخواهد، میگمراهد و برخی را که بخواهد، میرهنماید و هانا که بازخواست میشوید از آنچه میکردید.
«وَ لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ»
و [پیمان و] سوگندهاتان را برای همجوشی میان خودتان به کار نگیرید؛ مانا که سست شود قدمی بعد از پایوَرزیاش و بدی را بچشید؛ از آن رو که [برخی را] از راه خدا باز داشتید و برای شما شکنجهای بزرگ است.
۱۵
۲۳:۴۵
در اینستا پاک بودن شیوه پیغمبری است؟!؟ورنه هر گبری به ایتا میشود پرهیزگار؟!؟
شعر نسبتا خوبی درباره تهذیب نفس در جوانی را به گونه کاملا بدی درباره اینستا و ایتا به کار برده اند که نشانه کم توجهی و قیاس اشتباه است:
در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری استورنه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار
آدمی پیر چو شد حرص جوان میگرددخواب، در وقت سحرگاه گران میگردد
قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ #أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُن مِّنَ الْجَاهِلِينَ
ﻳﻮﺳﻒ ﮔﻔﺖ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ! ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ چیزی ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻰﺧﻮﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ فریب شان ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﮕﺮﺩﺍنی ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ شیفته ﻣﻰ شوم ﻭ ﺍﺯ ﻧﺎﺩﺍﻧﺎﻥ ﻣﻰ ﺷﻮم.
فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
ﭘﺲ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ پذیرفت ﻭ فریب ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﮕﺮﺩﺍﻧﻴﺪ؛ هانا که ﺧﺪﺍ ﺷﻨﻮﺍ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ.
درود بر جوانیوای از اینستاگرام صهیونی
۱۸
۲۰:۲۵
امام خامنهای: «واکسیناسیون عمومی مسئله بسیار مهمّی است که حتماً باید انجام بگیرد و قرنطینه هوشمند»
۱. واکسیناسیون: اسم مصدر؛ در نقش نهاد
۲. عمومی: بستار (قید)
۳. واکسیناسیون عمومی: پیوست بستاری (ترکیب قیدی) که معمولا ترکیب وصفی پنداشته میشود که نادرست است
۴. باید انجام شود: بیان امری. انجامشدن، یعنی انجامشدن؛ نه فراهمش امکان انجام
۵. چرای مجهول بودن فعل؟ فاعلش کیست؟ دولت یا مردم؟ هر دو!
۶. معنای واکسیناسیون عمومی؟ عمومی در اینجا یعنی فراگیر و گویا در برابر اختصاصی است؛ نه خصوصی
۷. فرق است میان حملونقل #عمومی و مایهکوبی #عمومی؛ اولی در برابر خصوصی است و دومی در برابر اختصاصی
۸. ظاهراً بستار (قید) #عمومی در اینجا #عام_جمعی است نه عام مجموعی و نه عام استغراقی. گویا عام جمعی و پیوست بستاری، در سال ۹۳ کشف شد
۹. در عام مجموعی، حتی اگر یک نفر واکسن نزند، فرمان ولیّ امر امتثال نشده؛ مانند شماره تماس که اگر یک رقمش کم باشد سودی ندارد!
۱۰. عام استغراقی: هر نفری که واکسن بزنند، به همان اندازه امتثال امر شده و اثربخش است؛ اما چون اقدام بخشی از مردم، اثر مطلوب ندارد، پس «عمومی»، عام استغراقی هم نیست!
۱۱. عام جمعی: آن اندازه از کسانی که از دید متخصصین، فراهمآور هدف (ایمنی مطلوب) هستند، باید واکسن بزنند؛ مثلا ۹۰ درصد
۱۲. پس گویا مایهکوبی از آن رو که بتواند ایمنساز باشد، معنای قید «عمومی» است و گویا بر همگان، واجب کفایی باشد
۱۳. گویا هم محدود کردن «گستره عام جمعی» تخلف باشد و هم «الزام» برای بازتر کردن گستره افرادی که باید واکسن بزنند
۲۰
۸:۵۵