کسی به خوبی تو مشق عشق را ننوشت...#شهید_فریدون_عباسی
5 روز تا سالروز عروج عاشقانه ی شهدای جنگ 12 روزه و دانشمند شهید دکتر فریدون عباسی دوانی
راه های ارتباطی و اطلاع رسانی شهید دانشمند دکتر فریدون عباسی دوانی:http://eitaa.com/abbasi_davanihttps://ble.ir/abbasi_davani
5 روز تا سالروز عروج عاشقانه ی شهدای جنگ 12 روزه و دانشمند شهید دکتر فریدون عباسی دوانی
۱۷۴
۱۴:۲۲
#ارسالی_از_مخاطبین
پویش شاید خاطره شما، بخشی از زندگی مردی باشد که باید برای نسلهای آینده روایت شود...
بچه ها یکی یکی از راه می رسیدنو زیارت قبول می گفتن به هم یکی می گفتامسال پنجمین باره که کربلا رفتمیکی میگفت هفتمین باره یکی اولین بار
اما تو آروم گفتی: «ولی من میرم لب مرز و میگم سلام بر حسین»
امسال خیلی ها به نیابت از تو عازم کربلا شدن حتی خود مناما تو به جای اینکه از لب مرز سلام بدی سر سفره آقا ،عند ربهم یرزقون بودی
هنوز صدات توی گوشمه...زیارت قبول کربلایی فریدون#شهید_فریدون_عباسی_دوانی
راه های ارتباطی و اطلاع رسانی شهید دانشمند دکتر فریدون عباسی دوانی:http://eitaa.com/abbasi_davanihttps://ble.ir/abbasi_davani
بچه ها یکی یکی از راه می رسیدنو زیارت قبول می گفتن به هم یکی می گفتامسال پنجمین باره که کربلا رفتمیکی میگفت هفتمین باره یکی اولین بار
اما تو آروم گفتی: «ولی من میرم لب مرز و میگم سلام بر حسین»
امسال خیلی ها به نیابت از تو عازم کربلا شدن حتی خود مناما تو به جای اینکه از لب مرز سلام بدی سر سفره آقا ،عند ربهم یرزقون بودی
هنوز صدات توی گوشمه...زیارت قبول کربلایی فریدون#شهید_فریدون_عباسی_دوانی
۲۳۰
۱۸:۴۸
«میعاد با مردِ مردم و دانشمندِ وطن»
او تنها یک دانشمند تراز اول یا یک سیاستمدار نبود؛ او تبلورِ «علم و خدمت» در خدمت به خلق بود.
مردی که پیش از شهادت، رهبر معظم انقلاب او را «شهید زنده»* نامید و پس از رفتنش، نامش را به عنوان الگویی از وفاداری بر زبان آورد.*
او نمایندهای بود که نه در اتاقهای بسته، که در همین کوچهها و خیابانهای کازرون قدم زد. دست به تحول زد و با هر گامش، معنای واقعی «خدمت به مردم» را به ما آموخت. او با صداقت، وکیلِ غمها و امیدهای ما شد و در نهایت با خون خود، افتخار این شهر را دوچندان کرد.
ما میآییم...نه فقط برای یک مراسم، بلکه برای قدردانی از مردی که عشقش به مردم کازرون را به الگویی برای همه تبدیل کرد. برای پاسداشت خونی که برای عزت این خاک ریخته شد.
*شنبه ۲۳ خرداد
ساعت ۲۱:۳۰
میدان شهدا
با سخنرانی آیت الله صفایی بوشهری و روایتگری حاج سید رضا متولی و مداحی کربلایی حمیدرضا فاریابی و با اجرای مجری توانمند میثم رمضانی*
بیایید تا در کنار هم، نام «دانشمند-سربازِ وطن» را بلند کنیم و به او بگوییم: «سرمایهدارِ ایمان، ما هنوز به یاد تو هستیم.»
#شهید_دکتر_عباسی_دوانی #کازرون #شهید_زنده #دانشمند_وطن #اولین_سالگرد
راه های ارتباطی و اطلاع رسانی شهید دانشمند دکتر فریدون عباسی دوانی:http://eitaa.com/abbasi_davanihttps://ble.ir/abbasi_davani
ما میآییم...نه فقط برای یک مراسم، بلکه برای قدردانی از مردی که عشقش به مردم کازرون را به الگویی برای همه تبدیل کرد. برای پاسداشت خونی که برای عزت این خاک ریخته شد.
بیایید تا در کنار هم، نام «دانشمند-سربازِ وطن» را بلند کنیم و به او بگوییم: «سرمایهدارِ ایمان، ما هنوز به یاد تو هستیم.»
#شهید_دکتر_عباسی_دوانی #کازرون #شهید_زنده #دانشمند_وطن #اولین_سالگرد
۱۷۹
۱۷:۰۹
ما در تب آشوب فراقیم ولی تو
در حلقه آرامش یاران شهیدی...
او که سالها صدای شهیدان بود، یکسال است که در جمعشان آرام گرفته ...
۲ روز تا اولین سالگرد شهادت دانشمندان هسته ای و سرداران پر افتخار در جنگ 12 روزه با رژیم خبث کودک کش و نخبه کش اسرائیل
راه های ارتباطی و اطلاع رسانی شهید دانشمند دکتر فریدون عباسی دوانی:http://eitaa.com/abbasi_davanihttps://ble.ir/abbasi_davani
در حلقه آرامش یاران شهیدی...
۱۳۷
۵:۲۳
#ارسالی_از_مخاطبین #پویش_خاطراتدوباره محرم رسیدهنماز مغرب که تمام شد، دکتر عباسی گفت: «سوار شو برویم یک سری به موکبها بزنیم.»ماشین را روشن کردم. شیشه را پایین داد. از هر سمت صدای مداحی می آمد. از کنار موکبها که رد میشدیم دکتر نگاه میکرد و زیر لب میگفت: این مردم نور را از تاریکی تشخیص میدهند.یک موکب کوچک و باصفا دیدیم. پرچم های بزرگ مشکی و سرخ. چراغهای زرد، چند برگ نخل، لیوان های شربت، صدای ملایم مداحی میثم مطیعی. دکتر گفت: یک کم بایست.شیشه را پایین داد و گوش کرد. چشمانش را بست. بعد گفت: برویم.چند موکب دیگر سر زدیم و چند جایی پیاده شد و با مردم احوالپرسی کرد و به موکب داران خداقوت گفت. دو ساعتی شد.وقتی به خانه رسیدیم، گفت: این مردم سرمایهاند. این دلهایی که برای حسین میتپند.آن شب را هیچوقت فراموش نمیکنم.
راه های ارتباطی و اطلاع رسانی شهید دانشمند دکتر فریدون عباسی دوانی:http://eitaa.com/abbasi_davanihttps://ble.ir/abbasi_davani
۱۳۴
۶:۳۸
#ارسالی_از_مخاطبین #پویش_خاطرات💔
سال ۱۳۵۵ در دانشگاه شیراز با هم آشنا شدیم. تا شب شهادتش نزدیک پنجاه سال رفیق بودیم.
عملیات رمضان بود. شب، همراه لودرها و بلدوزرها خاکریز میزدیم. هوا رو به روشنایی رفت. به دکتر گفتم: «نماز آخر را بخوانیم.» گفت: «تو برو وضویت را بگیر.» مقدمات را فراهم کردیم و نماز خواندیم.
درست همان لحظه، لودری کنار ما هدف گلوله قرار گرفت. راننده شهید شد. ابتدا فکر کردند فریدون عباسی است. نبود.
طوفان شد. آنقدر خسته شدیم که پشت خاکریز خوابیدیم. بعد شنیدیم کسی فریاد میزند: «زنده اند!» خاک روی ما ریخته بودند و ما از شدت خستگی بیهوش شده بودیم. ایشان در عملیات شوش هم به پایش ترکش خورد و سالها در روزهای سرد، آن جراحت اذیتش میکرد.روایت از سید رسول موسوی (دوست صمیمی ۵۰ ساله)
راه های ارتباطی و اطلاع رسانی شهید دانشمند دکتر فریدون عباسی دوانی:http://eitaa.com/abbasi_davanihttps://ble.ir/abbasi_davani
سال ۱۳۵۵ در دانشگاه شیراز با هم آشنا شدیم. تا شب شهادتش نزدیک پنجاه سال رفیق بودیم.
عملیات رمضان بود. شب، همراه لودرها و بلدوزرها خاکریز میزدیم. هوا رو به روشنایی رفت. به دکتر گفتم: «نماز آخر را بخوانیم.» گفت: «تو برو وضویت را بگیر.» مقدمات را فراهم کردیم و نماز خواندیم.
درست همان لحظه، لودری کنار ما هدف گلوله قرار گرفت. راننده شهید شد. ابتدا فکر کردند فریدون عباسی است. نبود.
طوفان شد. آنقدر خسته شدیم که پشت خاکریز خوابیدیم. بعد شنیدیم کسی فریاد میزند: «زنده اند!» خاک روی ما ریخته بودند و ما از شدت خستگی بیهوش شده بودیم. ایشان در عملیات شوش هم به پایش ترکش خورد و سالها در روزهای سرد، آن جراحت اذیتش میکرد.روایت از سید رسول موسوی (دوست صمیمی ۵۰ ساله)
۱۳۱
۹:۳۳
#ارسالی_از_مخاطبین#پویش_خاطرات
امروز، در آستانه سالگرد شهادت دکتر فریدون عباسی، دلتنگی تا مغز استخوانم را میسوزاند...
دلتنگ تماسها و گفتوگوهای تا نیمهشب؛ دلتنگ خندهها و حالتهای صورتش؛ دلتنگ نهیبها و توصیههایش؛ دلتنگ آن لحظههایی که از تعریفهای دکتر مات و مبهوت میشدم؛ دلتنگ طنین صدا، شوخیها، بزرگواریها، نصیحتها و...
من خیلی دلتنگم... خیلی...بیم آن است که سودایت دیوانه کند ما را...
نمیدانم در زندگیام دوباره میتوانم مردی همانند دکتر فریدون عباسی ببینم یا نه.
دکتر عباسی، به غایت پدر بود. نیکوسرشت بود. صبور بود. اهل محبت بود و اهل اعتماد. از آن آدمهایی بود که حضورشان به آدم آرامش میداد و میشد به بودنش تکیه کرد.
اما همه اینها را هم که کنار بگذاریم، دکتر فریدون عباسی مظلوم بود. در امور روزمره مظلوم بود، در دانشگاه مظلوم بود، در روزگار نمایندگی مظلوم بود. بسیاری نامش را شنیدند و جایگاهش را دیدند، اما کمتر کسی رنجها و تنهاییهایش را فهمید.
در عین حال مقتدر بود؛ مغرور بود، به آن معنای خوب و شریفِ غرور. عزتنفس داشت، استوار بود و محکم. اهل ایستادن پای باورهایش بود، حتی وقتی هزینه داشت.
امروز که به نبودنش فکر میکنم، حسرتی سنگین بر دلم مینشیند. حسرت اینکه چرا بیشتر قدرش را ندانستم، چرا بیشتر ادراکش نکردم، چرا بیشتر از حضورش نیاموختم. این ندانستن و این نداشتن عذابم میدهد.
دلتنگ صدایش هستم، دلتنگ نصیحتهایش، دلتنگ شوخیهایش و دلتنگ آن اطمینانی که با حضورش به آدم میبخشید.
دکتر جان، دست مرا رها نکن...همین.
عکس: شهید دکتر فریدون عباسی دوانی در کنار شهید دکتر مسعود علیمحمدی
راه های ارتباطی و اطلاع رسانی شهید دانشمند دکتر فریدون عباسی دوانی:http://eitaa.com/abbasi_davanihttps://ble.ir/abbasi_davani
امروز، در آستانه سالگرد شهادت دکتر فریدون عباسی، دلتنگی تا مغز استخوانم را میسوزاند...
دلتنگ تماسها و گفتوگوهای تا نیمهشب؛ دلتنگ خندهها و حالتهای صورتش؛ دلتنگ نهیبها و توصیههایش؛ دلتنگ آن لحظههایی که از تعریفهای دکتر مات و مبهوت میشدم؛ دلتنگ طنین صدا، شوخیها، بزرگواریها، نصیحتها و...
من خیلی دلتنگم... خیلی...بیم آن است که سودایت دیوانه کند ما را...
نمیدانم در زندگیام دوباره میتوانم مردی همانند دکتر فریدون عباسی ببینم یا نه.
دکتر عباسی، به غایت پدر بود. نیکوسرشت بود. صبور بود. اهل محبت بود و اهل اعتماد. از آن آدمهایی بود که حضورشان به آدم آرامش میداد و میشد به بودنش تکیه کرد.
اما همه اینها را هم که کنار بگذاریم، دکتر فریدون عباسی مظلوم بود. در امور روزمره مظلوم بود، در دانشگاه مظلوم بود، در روزگار نمایندگی مظلوم بود. بسیاری نامش را شنیدند و جایگاهش را دیدند، اما کمتر کسی رنجها و تنهاییهایش را فهمید.
در عین حال مقتدر بود؛ مغرور بود، به آن معنای خوب و شریفِ غرور. عزتنفس داشت، استوار بود و محکم. اهل ایستادن پای باورهایش بود، حتی وقتی هزینه داشت.
امروز که به نبودنش فکر میکنم، حسرتی سنگین بر دلم مینشیند. حسرت اینکه چرا بیشتر قدرش را ندانستم، چرا بیشتر ادراکش نکردم، چرا بیشتر از حضورش نیاموختم. این ندانستن و این نداشتن عذابم میدهد.
دلتنگ صدایش هستم، دلتنگ نصیحتهایش، دلتنگ شوخیهایش و دلتنگ آن اطمینانی که با حضورش به آدم میبخشید.
دکتر جان، دست مرا رها نکن...همین.
عکس: شهید دکتر فریدون عباسی دوانی در کنار شهید دکتر مسعود علیمحمدی
۱۱۰
۲۰:۵۳
#ارسالی_از_مخاطبین #پویش_خاطرات
خاطره ای از دکترعباسی در دوران مسئولیتشون در انرژی اتمی یادم هست که میگفتند:« ... به اسم پژوهشگاه علوم و فنون هستهای کلی دفتر و دستک راه انداخته بودند و اعتبار الکی و صوری میگرفتند و هیچ کاری هم نمیکردن. دربخش رآکتور ۶ تا گروه راه انداخته بودند و هرکدوم برا خودشون رئیس یه گروهی بودن. پولشو میگرفتند ولی پرسنل نداشتن! من تعطیلشون کردم. گفتم پژوهشکده باید بره بوشهر.ما اینجا نیازی به چنین سازمانی نداریم.شماها هم بسلامت. میرید بوشهر، نیازسنجی میکنید، رآکتورها رو راه میندازید و کار میکنید. ما اینجا تکنولوژی نیروگاه میخوایم.محاسبات رآکتور نمیخوایم. خودم تو کار رآکتور کاملا مسلط بودم.عملیات اجراییشو صفرتاصد نوشته بودم. همه جای مملکت همینه. سوراخ موش داره.این سوراخ موشها رو که بگیریم کلی سرمایه میاد برای کار.»دکتر عباسی دغدغه ی تولید داشتند. معترض سبک فعلی دانشگاه ها بودند.راجع به دانشگاه آزاد و دانشگاه سلمان کازرون فرمودن:« باید نحوه ی آموزش در دانشگاه آزاد و دانشگاه سلمان متفاوت بشه به نحوی که نیروی کارآفرین تربیت کنند. نیروهایی که بتونند استخدام کنند نه اینکه صرفاً دنبال استخدام شدن باشند.»
راه های ارتباطی و اطلاع رسانی شهید دانشمند دکتر فریدون عباسی دوانی:http://eitaa.com/abbasi_davanihttps://ble.ir/abbasi_davani
خاطره ای از دکترعباسی در دوران مسئولیتشون در انرژی اتمی یادم هست که میگفتند:« ... به اسم پژوهشگاه علوم و فنون هستهای کلی دفتر و دستک راه انداخته بودند و اعتبار الکی و صوری میگرفتند و هیچ کاری هم نمیکردن. دربخش رآکتور ۶ تا گروه راه انداخته بودند و هرکدوم برا خودشون رئیس یه گروهی بودن. پولشو میگرفتند ولی پرسنل نداشتن! من تعطیلشون کردم. گفتم پژوهشکده باید بره بوشهر.ما اینجا نیازی به چنین سازمانی نداریم.شماها هم بسلامت. میرید بوشهر، نیازسنجی میکنید، رآکتورها رو راه میندازید و کار میکنید. ما اینجا تکنولوژی نیروگاه میخوایم.محاسبات رآکتور نمیخوایم. خودم تو کار رآکتور کاملا مسلط بودم.عملیات اجراییشو صفرتاصد نوشته بودم. همه جای مملکت همینه. سوراخ موش داره.این سوراخ موشها رو که بگیریم کلی سرمایه میاد برای کار.»دکتر عباسی دغدغه ی تولید داشتند. معترض سبک فعلی دانشگاه ها بودند.راجع به دانشگاه آزاد و دانشگاه سلمان کازرون فرمودن:« باید نحوه ی آموزش در دانشگاه آزاد و دانشگاه سلمان متفاوت بشه به نحوی که نیروی کارآفرین تربیت کنند. نیروهایی که بتونند استخدام کنند نه اینکه صرفاً دنبال استخدام شدن باشند.»
۸۳
۸:۵۱
۴.۴K
۹:۴۹
شهید دکتر فریدون عباسی دوانی
یادداشت جناب آقای سید رضا متولی ، رئیس انجمن راویان استان فارس به مناسبت حضورشان در اولین سالروز شهادت دانشمند شهید دکتر فریدون عباسی دوانی ؛فردا شب ساعت ۹:۳۰ در میدان آئینی شهدای کازرون
راه های ارتباطی و اطلاع رسانی شهید دانشمند دکتر فریدون عباسی دوانی: http://eitaa.com/abbasi_davani https://ble.ir/abbasi_davani
دانشمندشهید دکتر فریدونعباسی (1).pdf
۳.۳۹ مگابایت
هوالشهید● نام او، پیوند دهندهٔ دو گوهر گرانبهای «علم» و «شهادت» است.● دکتر فریدون عباسی، نه تنها در جرگهٔ نخبگان علمی ایران زمین بود که با نثار جان خویش، مهر تأییدی بر تعهد بیچون و چرای خویش به این مرز و بوم زد.#سید_رضا_متولی @hatef10012
۷۶
۹:۵۰