بازارسال شده از م.عبرت💥
وقت نداری بری باشگاه؟
بیا اینجا با مهسا ورزش کن همه دیوونه اندمت بشن

http://ble.ir/join/9BKKAKBL3V
http://ble.ir/join/9BKKAKBL3V
بیا اینجا با مهسا ورزش کن همه دیوونه اندمت بشن
http://ble.ir/join/9BKKAKBL3V
http://ble.ir/join/9BKKAKBL3V
۱
۱۳:۲۰
مرد نگران زن و بچه ها
روزی زنی نزد دکتر روانپزشک معروفی رفت و به او گفت که همسرش نسبت به او و فرزندانش بی تفاوت شده است و او می ترسد که نکند مرد زندگی اش دلش را به کس دیگری سپرده باشد . دکتر از زن پرسید : " آیا مرد نگران سلامتی او و بچه هایش هست و برایشان غذا و مسکن و امکانات رفاهی را فراهم می کند ؟! "
زن پاسخ داد : " آری در رفع نیاز های ما سنگ تمام می گذارد و از هیچ چیز کوتاهی نمی کند ! " دکتر تبسمی کرد و گفت : "پس نگران نباش و با خیال راحت به زندگی خود ادامه بده ! " دو ماه بعد دوباره همان زن نزد دکتر آمد و گفت : " به مرد زندگی اش مشکوک شده است . او بعضی شب ها به منزل نمی آید و با ارباب جدیدش که زنی پولدار و بیوه است صمیمی شده است . زن به دکتر گفت که می ترسد مردش را از دست بدهد . دکتر از زن خواست تا بی خبر به همراه بچه ها به منزل پدر برود و واکنش همسرش را نزد او گزارش دهد . روز بعد زن نزد دکتر آمد و گفت شوهرش روز قبل وقتی خسته از سر کار آمده و کسی را در منزل ندیده هراسان و مضطرب همه جا را زیر پا گذاشته تا زن و بچه اش را پیدا کند و دیشب کلی همه را دعوا کرده که چرا بی خبر منزل را ترک کرده اند .
دکتر تبسمی کرد و گفت : " نگران مباش ! مرد تو مال توست . آزارش مده و بگذار به کارش برسد . او مادامی که نگران شماست ، به شما تعلق دارد . " شش ماه بعد زن گریان نزد دکتر آمد و گفت : " ای کاش پیش شما نمی آمدم و همان روز جلوی شوهرم را می گرفتم . او یک هفته پیش به خانه ارباب جدیدش یعنی همان زن پولدار و بیوه رفته و دیگر نزد ما نیامده و این نشانه آن است که او دیگر زن و زندگی را ترک کرده است و قصد زندگی با زن پولدار را دارد . " زن به شدت می گریست و از بی وفایی شوهرش زمین و زمان را دشنام می داد . دکتر دستی به صورتش کشید و خطاب به زن گفت : " هر چه زودتر مردان فامیل را صدا بزن و بی مقدمه به منزل ارباب پولدار بروید . حتماً بلایی سر شوهرت آمده است ! "
زن هراسناک مردان فامیل را خبر کرد و همگی به اتفاق دکتر به در منزل ارباب پولدار رفتند . ابتدا زن پولدار از شوهر زن اظهار بی اطلاعی کرد . اما وقتی سماجت دکتر در وارسی منزل را دید تسلیم شد . سرانجام شوهر زن را درون چاهی در داخل باغ ارباب پیدا کردند . او را در حالی که بسیار ضعیف و درمانده شده بود از چاه بیرون کشیدند . مرد به محض اینکه از چاه بیرون آمد به مردان اطراف گفت که سریعاً به همسر و فرزندانش خبر سلامتی او را بدهند که نگران نباشند . دکتر لبخندی زد و گفت : " این مرد هنوز نگران است . پس هنوز قابل اعتماد است و باید حرفش را باور کرد . "
بعداً مشخص شد که زن بیوه ارباب هر چه تلاش کرده بود تا مرد را فریب دهد موفق نشده بود و به خاطر وفاداری مرد او را درون چاه زندانی کرده بود . یک سال بعد زن هدیه ای برای دکتر معروف آورد . دکتر پرسید : " شوهرت چطور است ؟! " زن با تبسم گفت : " هنوز نگران من و فرزندانم است . بنابراین دیگر نگران از دست دادنش نیستم ! به همین سادگی ! "
۵۴
۱۳:۲۰
بازارسال شده از نجات بیزنیس با پروشات
دخترم ۲۰ سالمه . درآمدم ماهی ۱۰۰ میلیونه .قبلا حقیقتا ماهی یه تومنم در نمیاوردم !یکی از دوستام بهم پیشنهاد طلا فروشی آنلاین رو داد گفتم من که بلد نیستم سرمایه هم ندارم گفت از این کانال یاد بگیر سرمایه هم نمیخواد ممنونم ازش 🫠: مناسب خانمها و آقایان ۱۶ تا ۶۵ سال²⁶
۱
۱۳:۲۰
بازارسال شده از م.عبرت💥
اگه ۱۶ تا ۶۵ سالته،
و وضع مالی خوبی نداری
به این کانال ها نیاز داری

بازنشسته هستم
دانش آموز - دانشجوام شاغلم خانه دار هستمراحت ۶۰ تا ۱۰۰ میلیون تومن دربیار :))
و وضع مالی خوبی نداری
به این کانال ها نیاز داری
دانش آموز - دانشجوام شاغلم خانه دار هستمراحت ۶۰ تا ۱۰۰ میلیون تومن دربیار :))
۱
۱۳:۲۰
شش یا هفت ساله که بودمدست چک پدرم را با دفتر نقاشی ام اشتباه گرفتمو تمام صفحاتش را خط خطی کردممادرم خیلی هول شده بوددفترچه را از دست من کشید وبه همراه کت پدرم به حمام بردآخر شب صدایشان را می شنیدمحواست کجاست زنمیدانی کار من بدون آن دفترچه لنگ است؟؟می دانی باید مرخصی بگیرم و تا شهر بروم؟میدانی چقدر باید دنبال کارهای اداری اش بدوئم؟"صدای مادرم نمی آمد"میدانستی و سر به هوا بودی؟"بازهم صدای مادرم نمی آمد"سالها از اون ماجرا می گذردشاید پدرم اصلا یادش نیاید چقدر برای دوباره گرفتن آن دفترچه اذیت شدمادرم هم یادش نمی آید چقدر برای کار نکرده اش شرمندگی کشیداما من خوب یادم مانده است که مادرم آن شب سپر بلای من شد تا آب در دل من تکان نخوردخوب یادم مانده است تنها کسی که قربانت شوم هایش واقعیست اسمش مادر است..
۵۳
۱۳:۲۱
بازارسال شده از نجات بیزنیس با پروشات
یه کچل ، یه عالمه خنده!
🦲
کچل خاااان رو دیدی ؟
پس هنوز خنده واقعی رو ندیدی !
بدوووو عضو شو تا نپاکیدم

https://eitaa.com/joinchat/304808517C51502e0e5b
ورود کچلا ممنوع


کچل خاااان رو دیدی ؟
پس هنوز خنده واقعی رو ندیدی !
بدوووو عضو شو تا نپاکیدم
https://eitaa.com/joinchat/304808517C51502e0e5b
ورود کچلا ممنوع
۱
۱۳:۲۱
بازارسال شده از م.عبرت💥
.
ناگفته های طبِ سنتی برای هرگروه خونی
گروه خونیت چیه لَمسِش کُن
🩸گروه خونی +O 🩸گروه خونی B+
🩸گروه خونی _O 🩸گروه خونی B-
🩸گروه خونی A+ 🩸گروه خونی AB+
🩸گروه خونی A- 🩸گروه خونی AB-
🫠کاش زودتر بهمون میگفتن
ناگفته های طبِ سنتی برای هرگروه خونی
🩸گروه خونی +O 🩸گروه خونی B+
🩸گروه خونی _O 🩸گروه خونی B-
🩸گروه خونی A+ 🩸گروه خونی AB+
🩸گروه خونی A- 🩸گروه خونی AB-
۱
۱۳:۲۱
متنی فوق العاده که توصیه میکنم تمامی دوستان بادقت بخونند.
من الان دلم كيك شكلاتى مى خواد.همين الان. ندارم ولى!بايد تا فردا صبر كنم. معلوم هم نيست ديگه فردا دلم كيك شكلاتى بخواد من فقط مى دونم كه الان دلم كيك شكلاتى مى خواد و ندارم.ندارم ديگه. ولى خب دلم مى خواد.! خب ....!يه روز مامانم اومد گفت زود باش.پرسيدم چرا؟ گفت سورپرايزه!و كلن دكور خونه رو تو ده دقيقه عوض كرد و زنگ در رو زدن.گفت چشماتو ببند.دستمو گرفت برد دم در.گفت حالا چشماتو باز كن.باز كردم ديدم يه پيانو ياماها مشكى، همونى كه ده سال قبلش هزار بار رفته بودم از پشت ويترين ديده بودمش دم در بود.همونى بود كه من ده سال قبل واسه داشتنش پرپر زده بودم. خيلى جا خوردم. گفت چى مى گى؟گفتم چى مى گم؟ مى گم حالا؟ الان؟ واقعن حالا؟. پيانو رو آوردن گذاشتن اون جایی تو خونه كه مامان خالى كرده بود.من هم رفتم تو اتاقم. نمى خواستم بزنم تو پرش. ولى از خودم پرسيدم آخه حالا پيانو به چه درد من مى خوره! من كه خيلى سال از داشتنش دل كندم. ده سالى تو خونمون خاك خورد و آخرش هم مامانم بخشيدش.اولين عشق زندگیم رفت فرانسه، اون جا با يه زن فرانسوى كه چند سال ازش بزرگتر بود ازدواج كرد.
منم كه نمى خواستم قبول كنم از دست دادمش شروع كردم داستان ساختن. ته داستانم هم اينطورى تموم مى شد كه يه روزى بر مى گرده ، وسط داستان هم اينجورى بود كه داره همه ى تلاشش رو مى كنه كه برگرده.اين وسطا هم گاهى به من از فرانسه زنگ مى زد و ابراز دلتنگى مى كرد. بعد از هفت سال دیدم چاره اى ندارم جز اينكه با واقعيت مواجه شم.شروع كردم به دل كندن. من هى دل كندم و هى خوابش رو ديدم كه برگشته. تا اینکه بلاخره واقعا دل كندم!چند سال بعدش تو فيس بوك اومد حرف بزنه، گفتم حالا؟ واقعن الان؟من خيلى وقته كه دل كندم!يه دوستى داشتم خیلی صبور بود.عاشق يه پسرى شده بود كه فقط يك ماه باهاش دوست بود. اون يك ماه كه تموم شده بود، پژمان رفته بود پى زندگيش!بعد چند سال يه روز بهش گفتم دل بكن . خودت مى دونى كه پژمان بر نمى گرده. گفت من صبر مى كنم. هر كارى هم لازم باشه مى كنم. يك سال بعد رفت پيش يك دعا نويس.شش ماهه بعدش با پژمان ازدواج كرد. اون روزا دوست بيچاره ام خيلى خوشحال بود. به خودم گفتم، ﺣﺘﻤﺎ استثنا هم وجود داره!دو سال بعد شنيدم جدا شدن.دیدمش خيلى عصبانى بود. پرسيدم چرا. گفت پژمان اونى نبود كه من فكر مى كردم.
گفتم پژمان همونى بود كه تو فكر مى كردى، ولى اونى نبود كه الان مى خواستى. پژمان اونى بود كه تو اون روزا، همون چندسال قبل خواستى كه باشه، و وقتى نبود، بايد دل مى كندى!گاهی دلم یه گردش یک روزه میخواد ولی خانوادم میگن هفته اینده میریم ولی شاید هفته دیگه انقدر که الان اگه بری بهت خوش میگذره بهت خوش نمیگذره....من الان نیاز به مسافرت دارم سال اینده شاید بهترین جایه دنیا هم برم دیگه بهم خوش نگذره....من الان دلم كيك شكلاتى مى خواد...الان مى خواد ولي...من الان دلم .....
۵۱
۱۳:۲۱
بازارسال شده از گسترده فراد
راز داشتن پوست و مویی بینقص، فقط در یک انتخاب درسته! 🤍
از محافظت کامل پوست در برابر آفتاب و لک با جدیدترین ضدآفتابهای فیوژن واتر، تا جوانسازی دور چشم و تقویت ابروها…
محصولات تخصصی و سوئیسی تراست (TRUST) دقیقاً همون چیزیه که روتین پوستی شما کم داره!
🧴
ارسال سریع به سراسر کشور
مشاوره تخصصی و رایگان قبل از خرید
زیبایی و سلامت پوستت رو با خیال راحت به ما بسپار!
جهت ثبت سفارش و مشاوره رایگان به کانال ما بپیوندید:
ble.ir/join/B3ym8BAdfN
https://t.me/Lumira_Trust
از محافظت کامل پوست در برابر آفتاب و لک با جدیدترین ضدآفتابهای فیوژن واتر، تا جوانسازی دور چشم و تقویت ابروها…
محصولات تخصصی و سوئیسی تراست (TRUST) دقیقاً همون چیزیه که روتین پوستی شما کم داره!
۱
۱۳:۲۲
بازارسال شده از م.عبرت💥
🪸
🪸
🪸
🪸
🪸
۱
۱۳:۲۲