عکس پروفایل شکوفه های خردادش

شکوفه های خرداد

۱۲۶ عضو
thumbnail
#پاتریک_پهلوی_قسمت_دوم
گفتیم پاتریک پهلوی که از زندگی درباری و فساد اطرافیانش به ستوه اومده بود، راهی آمریکا شد تا در رشته مطالعات ادیان تحصیل کند. پاتریک پهلوی که نام خانوادگی اش رو به علی اسلامی تغییر داده بود، در راه بازگشت از آمریکا، با دو نفر آشنا شد. دو نفری که نقش زیادی در سرنوشت و زندگی او بازی کردند. کاترین عدل و بهمن حجت کاشانی. پاتریک پهلوی یا همان علی اسلامی، به تشویق این دو نفر شروع میکنه به مطالعه قرآن و میشه مرید آیت الله ملایری. پاتریک در آن زمان کاملا از زندگی دربار جدا میشه و درباری ها رو "اعجوبه ای از دزدان " خطاب و در املاک خودش در دشت گرگان زندگی می کنه. راستی، علی اسلامی ازدواج هم کرد. آن هم با یک زن سوئدی تازه مسلمان به نام سوفیا.عکس بالا هم متعلق به پاتریک پهلوی است در دوران پختگیundefined
https://ble.ir/adamemamoli/-2012333583764351783/1774370771693
undefined۵

۶۸۸

۱۶:۴۶

#پاتریک_پهلوی_قسمت_سوم
بعد از مدتی، علی آقای اسلامی یا همون پاتریک پهلوی، به همراه حجت کاشانی و همسرش، کاترین عدل، از دشت گرگان به خرمدره رفت و همراه دوستانش، نوعی از اسلامگرایی رو تبلیغ کرد. بعد از مدتی، حجت کاشانی ادعا کرد نائب پیامبره و مردم روستایی رو به شورش علیه حکومت دعوت کرد و چون موفق نشد، تصمیم گرفت مسلحانه اقدام کنه و هم محمدرضا و هم فرح پهلوی و هم علم و هم پدرزن خودش، یعنی پروفسور عدل رو ترور کنه. اما خانه امنش در تهران لو رفت و در درگیری با ژاندارمری، حجت کاشانی کشته و بقیه دستگیر شدند. یکی از دستگیر شدگان  پاتریک ( علی) پهلوی بود. پاتریک حدود ۱۷ روز در زندان ساواک بود و از شکنجه های روحی مثل "شبیه سازی اعدام" رنج برد. نهایتا تاج الملوک مادربزرگ، پادرمیانی کرد و علی اسلامی از زندان آزاد شد. علی اسلامی به گفته خودش، بعد از مسلمان شدن هرگز نتوانست به دربار برگرده و تا بعد از انقلاب هم در ایران ماند و در نهایت سال ۱۳۶۳،  همراه همسرش به فرانسه و بعد به سوییس مهاجرت کرد و همان جا ماندگار شد و سه پسرش، داوود، هود و محمد یونس رو بزرگ کرد. پاتریک پهلوی بعدها مصاحبه ای کرد و از اذیت و آزار فرح و رضا پهلوی در آمریکا و اروپا گفت. از مجبور شدن به گدایی در خیابان های فرانسه تا جلوگیری کردن از کار و حتی انتشار کتاب. جالبه بدونید پاتریک با وجود ارتباط بدی که با محمد رضا پهلوی داشت، هرگز عمو را به قتل پدر متهم نکرد و مرگ پدرش رو کار سرویس های خارجی می دانست.https://ble.ir/adamemamoli/6201149021064071062/1774434725188
undefined۲

۵۶۰

۱۰:۳۲

می خواستم سریال بی عاطفه رو ببینم. به خاطر حامد بهداد تماشا نکردم. https://ble.ir/adamemamoli/6201149021064071062/1774434725188
undefined۹
undefined۷
undefined۱

۳۹۴

۱۱:۳۶

🟢امیر مهدی ژوله در یادداشتی برای «فرهیختگان» دلنوشته‌ای برای روزهای جنگ منتشر کرد:undefinedدخترم موشک و پهباد و پرت شدن پدر و مادرت از موج انفجار را دیدی، باقی دنیا همین کثافت است، به عروسک بازیت برس بابا.undefinedمن از نگاه تو به مادرت که «باز داره صدا میاد» قلبم می‌لرزد. دختر ده ساله چرا باید فرق صدای پدافند و موشک و پهپاد را تمییز بدهد؟ چرا من باید بلد باشم که با کدامشان بغض می‌کند، با کدام گریه؟undefinedمن از جنگ می‌ترسم. من از صدای موشک و پهپاد و پدافند و بغض و اشک و ترس دخترکان‌مان می‌ترسم. من می‌ترسم فکر کنم به ترس بچه‌های میناب بین دو موشکی که توی سرشان خورد، من می‌ترسم فکر کنم به حال مادری که جنگ را با تکه‌کردن پاره‌تنش آغاز کردند. من از جنگ می‌ترسم، من تصویر آن سرباز دست‌ و پا داده خیره به روبرو از جلوی چشمم نمی‌رود، کی بودی تو پسر، چه‌آشنایی. فامیلی، دوستی، کجا باهم بودیم دردت به سرم عزیز.undefinedدخترم جنگ بد است.جنگ بدترین چیز این عالم بد است. جنگ همه چیز را می‌کشد. جنگ تنوع را از بین می‌برد، میانه را نابود می‌کند، تعقل را به گوشه می‌راند. جنگ حرف حساب را زایل می‌کند. شعور را پشت شعار دفن می‌کند.undefinedجنگ اقتصاد را عقب می‌اندازد، اخلاق را عقب می‌اندازد، آزادی را عقب می‌اندازد جنگ آدمی را از ادمیت عقب می‌اندازد.undefinedدخترم در خانه‌مان را سفت ببند. پشت در را بینداز. کسی در زد حرفهایش را گوش نکن، دستهایش را ببین که خون‌آلود نباشد، دندان‌هایش را ببین که تیز کرده نباشد.undefinedدخترم همیشه آرزو کردم هیچ بچه‌ای هیچ‌وقت گریه نکند، نه از فقر، نه از یتیمی، نه از جنگ و نه از هیچ‌چیز دیگر. دیدی بچه‌ها امسال چقدر گریه کردند. از درد فقر، از درد پدران و مادران به خاک افتاده، پدرها و مادرها چه به روزشان آمد از بچه‌های نازنینی که به خاک دادند ...بگردم برایتان پاره‌های تن من.undefinedببخشید دخترم، وطن یعنی هیچ کدام از این اتفاق‌ها نباید می‌افتاد.undefinedببخشید که نتوانستیم جلوی هیچ کدام را بگیریم، ببخشید ما را، ببخشید.-----------------------------------------------------------
نه آقای ژوله ... نه آقای ژوله نمی بخشیم. چون آن زمان که باید سفت و محکم در برابر اغتشاش گرها می ایستادید و از امنیت می گفتید، نگفتید. نمی بخشیم چون آن روز که نباید، نیروی نظامی کشور را مسخره کردید. نمی بخشیم چون در فیلم های سطح پایینتان، تنها سوژه مبتذلی که داشتید تمسخر بسیجی ها و انقلابی ها بود. نمی بخشیم چون یک ماه است که از داغ میناب گذشته‌. چون روزهاست که جگرمان از داغ جوانان دنا الو گرفته‌.نمی بخشیم چون هرگز،در زمان و مکان درست، پشت وطن نبودید. انتظاری هم از شما نداریم. شما هم یکی از آن ۹۰ میلیونی که هزار جان عزیز و گرامی برایش جان می دهند، فقط ای کاش، الان هم حرفی نمیزدی آقای ژوله. مثل همیشه صبر می کردید تا وزش باد موافق را حس کنید و بعد شیرجه بزنید. این بیانیه که دادید، از وسط بازی هم متعفن تر است. نمی بخشیم آقای ژوله، ای کاش ساکت میماندی.
https://ble.ir/adamemamoli/-3636307893729755915/1774524974473
undefined۲۷
undefined۸

۱.۱K

۲۱:۴۹

از این به بعد، هر شب یک قصه کوتاه شب برای بچه ها می نویسم. مخاطب این قصه ها معمولا بچه های سه تا پنج سال هستند. فضای قصه ها بی ارتباط به شرایط این روزها نیست و اگر دوست داشتید، برای بچه ها بخوانید undefined
undefined۲

۳۸۳

۲۰:۵۱

thumbnail
undefinedتیرکس کوچولو به جنگ بادکنک می رود. قسمت اول
تو شهر تیرکس ها، تیرکس های رنگارنگ با خوبی و خوشی کنار هم زندگی می کردن. خونه هاشون قشنگ و پر از گل بود. تو یکی از این خونه های قشنگ، تیرکس کوچولوی قرمز با پدر ،مادر، خواهر و برادرش زندگی می کرد. تیرکس کوچولو خیلی شجاع و مهربون بود و همیشه هوای خواهر و برادرش رو داشت. اونا از صبح که بیدار میشدن با هم بازی می کردن تا شب. شب ها بعد از اینکه غذای تیرکسی مورد علاقشون یعنی سوپ با رشته های تیرکسی رو میخوردن، مسواک میزدن و مامان تیرکسی براشون قصه می گفت و می خوابیدن. یه شب، وقتی قصه تیرکسی تازه تموم شده بود و تیرکس قرمز داشت خوابش میبرد، یه صدای خیلی بلند اومد. بومب. تیرکس کوچولو از خواب پرید و صدا دوباره تکرار شد. بومب. تیرکس صورتی کوچولوتر زد زیر گریه. تیرکس آبی خیلی کوچولوتر هم جیغ کشید و گریه کرد. اما تیرکس قرمز که از همه شجاع تر بود، نه جیغ زد و نه گریه کرد. از تخت پرید پایین، کلاه پلیسی و بیسیم تیرکسی و ذره بینشو برداشت تا ببینه چه خبره و صدا از کجا میاد.
#قصه_های_شب_برای_بچه_های_جنگ
https://ble.ir/adamemamoli/-5425964550454202366/1774734578876
undefined۲

۴۰۴

۲۰:۵۸

تیرکس کوچولو به جنگ بادکنک می رود. قسمت دوم.
تیرکس کوچولوی قرمز با دقت همه جا رو نگاه کرد. وقتی می خواست بره پشت پنجره تا ببینه صدای بلند از کجا اومده، مامان تیرکسی گفت: نه تیرکس شجاع، وقتی صدای بلندی میاد، کسی نباید بره پشت پنجره. میشه تو که پلیسی، به خواهر و برادرت هم اینو یاد بدی؟ تیرکس قرمز گفت: البته. و بعد از خودش پرسید که باید از کجا شروع کنه؟ بدون دیدن از پشت پنجره، از کجا بفهمه که اون صداها از کجا میاد؟ رفت پیش بابا تیرکسی و ازش کمک خواست. بابا تیرکسی، از توی کمد قاطی پاتی تیرکسی، یه دفترچه کوچولوی آبی بیرون کشید و گفت: تیرکس کوچولو، بهتره هر چی میبینی و حدس می زنی رو توی این دفترچه بکشی. پلیسا هم همین کارو میکنن. تیرکس کوچولو مداد رنگی هاشو برداشت و فکر کرد که حالا باید چی بکشه و از کجا شروع کنه. 
https://ble.ir/adamemamoli/-748095271813438699/1774990682297
undefined۱

۳۰۸

۹:۵۴

thumbnail
این زنانه پوش بی هویت، ارزش قلم فرسایی ندارد. او آرزویش را این طور به تصویر کشیده که مگر در خواب هوش مصنوعی ببینند مردم غیور ما با متجاوز بخورند و برقصند و زن هایمان برایش دلبری کنند. اما بدانیم، این تصویر را به خیلی از کشورها راستی راستی قالب کرده اند. مثلا در ژاپن، سربازان آمریکایی که دو شهر را با با بمب اتم تل خاکستر کردند، هنوز احترام و عزتشان بیشتر از شهروندان ژاپنی است و در کشوری با فرهنگ هنوز شرقی، سربازان مست و بوگندویشان به دخترکان ظریف ژاپنی تعرض و تجاوز می کنند و در ژاپن محاکمه نمی شوند.
https://ble.ir/adamemamoli/-8182715441696428875/1775291207771
undefined۱۱

۴۹۸

۸:۲۶

thumbnail
اشتباهاتمان را البته اگر واقعا فقط اشتباه باشد، بپذیریم.
از اشتباهاتمان، البته اگر واقعا فقط اشتباه باشند، عذر خواهی کنیم.
کمی هم شرم و حیا و خجالت، خوب چیزی است. اگر جرات داریم، آن چه برای خارجی ها می گوییم، در جمع مردم خودمان و در خیابان هم تکرار کنیم تا بفهمیم چه کسی دیگری را گروگان می گیرد.
بپذیریم نمی توانیم با ارسال پالس ضعف برای خارجی ها، برای افراد منفور و ورشکسته حزبمان آبرو بخریم.
بپذیریم زمان نظریات عقب افتاده و شکست خورده ما گذشته و همه با هم هزینه آن را پرداخته ایم. پس بهتر است به خاطر خودمان هم که شده، کمی سکوت کنیم.
در زمان جنگ، مردم اعصاب و حوصله توییت های دو پهلو و لحن فاضل مآبانه و از بالا به پایین عالیجنابان را ندارند. این بازی ها را بگذاریم برای بعد.
شهید لاریجانی را که دشمن سوز و خنک کننده جگر مردم خودش بود را با کسی که عملکردش به کلی برعکس بوده، مقایسه نکنیم و حداقل از شهید کمی خجالت بکشیم.
https://ble.ir/adamemamoli/5560323164681021324/1775305316381
undefined۹
undefined۴

۵۵۶

۱۲:۲۱

کانال دارهای محترم ایتا، شما که سال هاست بدون داشتن یک مدرک معتبر، بدون تخصص، بدون حتی یک مقاله یا متن معتبر، بالای منبر رفتید و تحلیل بافتید و با تبادل و خرید ممبر و هزار دوز و کلک دیگر، کانال هایتان را چاق و چله کردید و گمان کردید راست راستی تحلیل گرید. به ریش هم استاد و بستید و فکر کردید واقعا استادید. کمی شرم کنید. حداقل از تجربه این چهل روز، از شهیدان مسئول خجالت بکشید. باور کنید اگر چند روزی ساکت شوید، هیچ اتفاق خاصی در جهان نمی افتد. باور کنید مسئولین نظام، شعام، دولت آمریکا، حزب الله لبنان، قبل از تصمیم گیری نه با شما مشورت می کنند نه نگاه می کنند ببینند داخل آن کانال کذایی چه نوشته اید. البته، گروهی هستند که اتفاقا خیلی هم خوب به محتوبات فاخر undefined شما نظر می کنند و از آن بهره کامل می برند. گردان فارسی زبان مسئول مجازی اسراییل.
https://ble.ir/adamemamoli/5560323164681021324/1775305316381
undefined۶

۹۵

۵:۲۹