بازارسال شده از آیت الله باقری کنی
۱۵۷
۴:۴۶
بازارسال شده از آیت الله مهدوی کنی
آیتالله مهدویکنی، نگاه متفاوتی به تصویرِ ما از بهشت داشتند.
ایشان وقتی به تفسیر آیه «إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ»(سوره مبارکه یس آیه ۵۵) میرسیدند؛ نگاهی متفاوت از کلیشهی مرسوم بهشت ارائه میکردند.
ایشان میفرمودند: اینطور نیست که اهل بهشت، فقط تمام مدت به عیش و نوش مشغول باشند. حقیقتِ لذتِ بهشت، در استمرارِ همان اشتغالاتی است که انسان در دنیا به آنها دلبستگی داشت.
نکتهی ظریف اینجاست؛ آنها در عالم دیگر به همان کارهایی مشغولند که در دنیا از آن لذت میبردند؛ اما با یک تفاوت بزرگ: در آن عالم، خبری از شداید، فرسودگی و گرههای کورِ دنیایی نیست.
به تعبیر ایشان، مرگ پایانِ کنشگری مؤمن نیست؛ بلکه آغازِ فراغت از رنج است.
برای همین است که در روایات میگویند دست مؤمن پس از مرگ بازتر است؛ او دیگر محدود به ماده نیست و توانِ تصرف دارد.
در واقع، یکی از معانی «باقیاتالصالحات» میتواند همین باشد که مأموریتهای وجودیِ ما، متوقف به این دنیا نمیشوند؛ بلکه در آن سو، در شکلی والاتر، ادامه پیدا میکنند.
۶
۶:۱۱
جنگ وجودی
همه مسایل جنگ اخیر ما با استکبار صهیونی-آمریکایی و تک تک رفتارها، کنشها، واکنشها، کلمات متبادل، مذاكره، آتش بس، توافق، تفاهم، و..... را باید در چارچوب و زمینه جنگ وجودی معنا داد و تفسیر کرد و فهمید، نه یکجنگ معمولی یا منازعه و قدرت نمایی متعارف.
جنگ حق با باطل، جنگ اسلام با کفر و استکبار، جنگ وجودی است. جنگ ما با صهیونیزم، جنگی است به گستره تاریخ و باور و اعتقاد. نباید مشابه مثلا جنگ چین و ژاپن یا جنگ متفقین با متحدین اروپایی دید!
در جنگ وجودی ممکن است موقتا توافقی و بده بستانی هم رقم بخورد، ولی هریک از طرفین که بتواند و زودتر زیر میز بزند و زیر توافق بزند، می زند و برنده تر است.
فقه جنگ وجودی، از احکام فقهی ساير جنگها و منازعات و رقابتها فراتر است. نه تنها موضوع، بلکه حکم نیز دستخوش تحول، وسعت و بسط قرار می گیرد. ظرفیت والا و بالای فقه اسلام ناب، در ازاله باطل و کفر و شرک و الحاد و جاهلیت مدرن، در تاسیس حکومت اسلامی، در حفظ نظام، مراتبی دارد که کمتر در فقه جزء نگر متعارف، افراد با آن آشنا می شوند. برای نیل به این سطح راقیه از شریعت اسلام، باید به کلام و پیام های امام راحل مراجعه کرد: به منشور روحانیت، به گستره مبسوط اطلاق در ولایت مطلقه فقیه و به واکنشهایی که ایشان به برخی آراء شورای نگهبان داشتند.
مبادی کلامی و الهیات جنگ وجودی، موجب می شود تا در تدبیر اموری چون قصاص، و انتقام و خونخواهی، تقاص اموال و تادیه خسارات، در مماشات و تنازل، در تساهل با دوستان کاهل یا نادان، و مهادنه (=پیمان عدم تعرض) با دشمن، در حفظ یکپارچگی و وحدت جبهه حق، در تهلکه (=القای نفس به هلاکت) و ... فقه در جنگ وجودی، تمایزی متعالی داشته باشد.
در فتاوی فقهای شیعه مشهور است که برخی تصمیمات خاص (مثل جنگ ابتدایی) از شوون امامت است، و برخی امامت را به امام معصوم تعبیر می کنند. اما بنظر می رسد در نظر فقهی امام خمینی ره، امامت یعنی ولایت و حکومت، که ذاتا مفوضه از ولایت مطلقه الهیه به نبی اسلام ( ص) است و آنچه که بنام حکومت حَقّه اسلامی مطرح است حقیقتی است یکتا و مستمر که از پیامبر اکرم ص به ائمه اطهار علیهم السلام و تا عصر غیبت که ولایت و حکومت به فقها می رسد، همان ولایت مطلقه الهیه است که بدست فقیه می رسد. لذا در این نگاه حکومت اسلامی در دوره غیبت نیز شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله ( ص) و یکی از احکام اولیه اسلام است که مقدم و حاکم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است. چنین درک و بصیرتی نسبت به ولی لازمه سربازی در این دوران است.
فقه جنگ وجودی همچون فقه جامعه سازی و تمدن سازی، فقه سریان و تجلی احکام اولیه اسلام و در راس همه آنها ولایت بر امور است و از اینرو "ولی حق"، نقش بسزایی در تمشیت امور دارد .
ما این توفیق را یافته داریم که در عصر مواجهه مستقیم جبهه حق با باطل ، سربازی کنیم. دعا و تلاش کنیم تا از سربازی ولیعصر عج و نائب برحقش، باز نمانیم و کمنگذاریم. انشالله@adel_paighami
۲.۷K
۶:۵۲
بازخوانی منشور روحانیت امام خمینی ره (۱)
نگاهی به منشور روحانیت و مولفههای مطلوبی که امام راحل در آن منشور از روحانیت و حوزه ها مطالبه می کند، این مهم را به اثبات می رساند که امام شهید فرزند راستین و شاگرد ممتاز و مطلوب امام ره بود، چرا که مصداق اتمّ خواسته ها و شاخصهای مد نظر امام راحل را در امام شهید بخوبی می توان یافت. ذیلا به برخی گزاره های امام اشاره می کنم:
افتخار و آفرین بر شهدای حوزه و روحانیت که در هنگامهٔ نبرد ..... عقال تمنیات دنیا را از پای حقیقت علم برگرفتند و سبکبالان به میهمانی عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان شعر حضور سرودهاند.
صلوات و سلام خدا و رسول خدا بر ارواح طیبه شهیدان خصوصاً شهدای عزیز حوزهها و روحانیت. درود بر حاملان امانت وحی و رسالت، پاسداران شهیدی که ارکان عظمت و افتخار انقلاب اسلامی را بر دوش تعهد سرخ و خونین خویش حمل نمودهاند.
سلام بر حماسهسازان همیشه جاویدِ روحانیت که رسالهٔ علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و مرکب خون نوشتهاند و بر منبر هدایت و وعظ و خطابه ناس از شمع حیاتشان گوهر شب چراغ ساختهاند. افتخار و آفرین بر شهدای حوزه و روحانیت که در هنگامهٔ نبرد رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بریدند و عقال تمنیات دنیا را از پای حقیقت علم برگرفتند و سبکبالان به میهمانی عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان شعر حضور سرودهاند.
سلام بر آنان که تا کشف حقیقت تفقه به پیش تاختند و برای قوم و ملت خود مُنذران صادقی شدند که بند بند حدیث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پاره پیکرشان گواهی کرده است
و حقاً از روحانیت راستین اسلام و تشیع جز این انتظاری نمیرود که در دعوت به حق و راه خونین مبارزه مردم، خود اولین قربانیها را بدهد و مُهر ختام دفترش شهادت باشد.
آنان که حلقه ذکر عارفان و دعای سحر مناجاتیان حوزهها و روحانیت را درک کردهاند در خلسه حضورشان آرزویی جز شهادت ندیدهاند و آنان از عطایای حضرت حق در میهمانی خلوص و تقرب جز عطیه شهادت نخواستهاند.
در اول شب یلدای زندگی سینه سیاه هوسها را دریده است و با سپیده سحر عشق عقد وصال و شهادت بسته است.
البته همه مشتاقان و طالبان هم به مراد شهادت نرسیدهاند. یکی چون من عمری در ظلمات حصارها و حجابها مانده است و در خانه عمل و زندگی جز ورق و کتاب منیت نمییابد و دیگری در اول شب یلدای زندگی سینه سیاه هوسها را دریده است و با سپیده سحر عشق عقد وصال و شهادت بسته است.
صدها سال است که روحانیت اسلام تکیهگاه محرومان بوده است، همیشه مستضعفان از کوثر زلال معرفت فقهای بزرگوار سیراب شدهاند. از مجاهدات علمی و فرهنگی آنان که بحق از جهاتی افضل از دماء شهیدان است که بگذریم، آنان در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارتها و تلخیهایی متحمل شدهاند و همراه با تحمل اسارتها و تبعیدها، زندانها و اذیت و آزارها و زخم زبانها، شهدای گرانقدری را به پیشگاه مقدس حق تقدیم نمودهاند.
@adel_paighami
ادامه
نگاهی به منشور روحانیت و مولفههای مطلوبی که امام راحل در آن منشور از روحانیت و حوزه ها مطالبه می کند، این مهم را به اثبات می رساند که امام شهید فرزند راستین و شاگرد ممتاز و مطلوب امام ره بود، چرا که مصداق اتمّ خواسته ها و شاخصهای مد نظر امام راحل را در امام شهید بخوبی می توان یافت. ذیلا به برخی گزاره های امام اشاره می کنم:
@adel_paighami
ادامه
۶۶۲
۱۲:۰۹
بازخوانی منشور روحانیت امام خمینی ره (۲)
باید مراقب بود که تفکر جدایی دین از سیاست از لایههای تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود، همین قضیه است که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده لوحان بیسواد، عدهای کمر همت بستهاند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشتهاند.
تنها راه حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیلهاش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک میشد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.
اولین وظیفه شرعی و الهی آن است که اتحاد و یکپارچگی طلاب و روحانیت انقلابی حفظ شود و گر نه شبِ تاریک در پیش است و بیم موج و گردابی چنین هایل.
[بهترین تعریف از امام شهید و بهترین مصداق برای مجتهد مطلوب امام راحل:]مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسی اظهار نظر نمیکنم. آشنایی به روش برخورد با حیلهها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان، شناخت سیاستها و حتی سیاسیون و فرمولهای دیکته شده آنان و درک موقعیت و نقاط قوّت و ضعف دو قطب سرمایهداری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم میکنند، از ویژگیهای یک مجتهد جامع است. یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیر اسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شأن مجتهد است واقعاً مدیر و مدبر باشد. حکومت در نظر مجتهد واقعی فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است، حکومت نشان دهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است، فقه، تئوری واقعی و کامل اداره انسان از گهواره تا گور است.
در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی، علمای اسلام اولین کسانی بوده اند که بر تارک جبین شان خون و شهادت نقش بسته است. کدام انقلاب مردمی ـ اسلامی را سراغ کنیم که در آن حوزه و روحانیت پیش کسوت شهادت نبوده اند و بر بالای دار نرفته اند و اجساد مطهرشان بر سنگفرشهای حوادث خونین به شهادت نایستاده است؟ در 15 خرداد و در حوادث قبل و بعد از پیروزی، شهدای اولین، از کدام قشر بوده اند؟ خدا را سپاس می گزاریم که ... خون پاک شهدای حوزه و روحانیت افق فقاهت را گلگون کرده است و در پایان افتخارآمیز جنگ تحمیلی نیز رقم شهدا و جانبازان و مفقودین حوزه ها نسبت به قشرهای دیگر زیادتر است. .... و این نشان می دهد که روحانیت برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی ایران تا چه حد مهیا بوده است.
امروز نیز همچون گذشته شکارچیان استعمار در سرتاسر جهان از مصر و پاکستان و افغانستان و لبنان و عراق و حجاز و ایران و اراضی اشغالی به سراغ شیردلان روحانیت مخالف شرق و غرب و متکی به اصول اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ رفته اند و از این پس نیز جهان اسلام هر از چند گاه شاهد انفجار خشم جهانخواران علیه یک روحانی پاکباخته است.
علمای اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایه داران و پول پرستان و خوانین نرفته اند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کرده اند و این ظلم فاحشی است که کسی بگوید دست روحانیت اصیل طرفدار اسلام ناب محمدی با سرمایه داران در یک کاسه است. ... روحانیت متعهد، به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده اند و پس از کسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان شیوۀ زاهدانه و با فقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی کرده اند و هرگز زیر بار منت و ذلت نرفته اند. دقت و مطالعه در زندگی علمای سلف، حکایت از فقر و نهایتاً روح پرفتوت آنان برای کسب معارف می کند که چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصیل کرده اند و با قناعت و بزرگواری زیستند.
در ترویج روحانیت و فقاهت نه زور سر نیزه بوده است، نه سرمایۀ پول پرستان و ثروتمندان، بلکه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است که مردم آنان را برگزیده اند.
خصوصیات بزرگی چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگی به قدرتها و مهمتر از همه احساس مسئولیت در برابر توده ها، روحانیت را زنده و پایدار و محبوب ساخته است و چه عزتی بالاتر از اینکه روحانیت با کمی امکانات، تفکر اسلام ناب را بر سرزمین افکار و اندیشۀ مسلمانان جاری ساخته است و نهال مقدس فقاهت در گلستان حیات و معنویت هزاران محقق به شکوفه نشسته است.@adel_paighamiادامه
۶۳۱
۱۲:۱۸
بازخوانی منشور روحانیت امام خمینی ره (۳)
یقیناً اگر جهانخواران می توانستند، ریشه و نام روحانیت را می سوختند ولی خداوند همواره حافظ و نگهبان این مشعل مقدس بوده است و ان شاءالله از این پس نیز خواهد بود، به شرط آنکه حیله و مکر و فریب جهانخواران را بشناسیم.
علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک می شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.
اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی خود هستند که علاوه بر دهها و صدها صحنۀ اعلام حضور و آمادگی خود امسال نیز در راهپیمایی 22 بهمن حقیقت آمادگی کامل خویش را به جهانیان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت زده کردند که تا کجا حاضر به فداکاری اند. من در اینجا خود را شرمنده و کوچکتر از آن می دانم که زبان به وصف و تقدیر از آنان بگشایم. خداوند پاداش عظیم اینهمه اخلاص و رشد و بندگی را خواهد داد ولی به آنان که ناآگاهانه مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانی از اصول و انقلاب و روحانیت می کنند سفارش و نصیحت می کنم که در گفتار و کلمات و نوشته ها با دقت و مطالعه عمل کنند و برداشتها و تصورات نابجای خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند.
@adel_paighami
@adel_paighami
۸۳۳
۱۲:۱۸
بازارسال شده از آیت الله باقری کنی
خانواده شهید باقری کنی
۴۴
۱۵:۵۸
بازارسال شده از طرح کلی (سیستم عامل) اندیشه اسلامی
پس از موفقیت برنامه محفل در ارایه یک برنامه خلاق ، نوآورانه و موفق قرآنی، که نشان از استقبال و عطش مخاطبان به برنامه ها و محتواهای قرآنی داشت، مدرسه محفل، با هدف تامین نیازهای آموزشی معرفتی و مهارتی علاقمندان به قرآن، راه اندازی شده و مورد استقبال قرار گرفته است.چندی قبل برای ضبط مباحث اقتصاد در قرآن به استودیوی این برنامه دعوت شدم و با تلاش دوستان مدرسه محفل، امروز بخش اول این دوره بارگزاری شد. با ارائه مدرک، و البته رایگان.امروز نیز این افتخار را داشتم که مباحث تفسیری امام موسی صدر را از دو کتاب حدیث سحرگاهان و برای زندگی را در ۱۴ جلسه ارائه دهم که دوستان ضبط کردند.از این عزیزان سپاسگزارم.
آدرس این مدرسه مجازی جهت اطلاع علاقمندان:
https://school.mahfeltv3.ir/
@adel_paighami@tarhe_kolli_andisheh_islami
آدرس این مدرسه مجازی جهت اطلاع علاقمندان:
https://school.mahfeltv3.ir/
@adel_paighami@tarhe_kolli_andisheh_islami
۳۵
۱۷:۱۱
تکه ای از تاریخ تنگه هرمز بخش۳
در نیمه قرن ششم قمری، ملوک بنی قیصر با در اختیار داشتن ناوگان دریایی کارآمد، توانستند جزیره قشم را به مرکز تجاری خلیج فارس تبدیل کنند. بحرین نیز به علت وفور منابع اقتصادی از قبیل کشاورزی و صید ماهی و مروارید و
نقش ارتباطی شبه جزیره عرب با سرزمینهای پیرامون، و با توجه به دوری از میدان تاخت و تاز مغولان، اهمیت خاصی داشت و لذا داشتن دو نقطه قشم و بحرین به معنای کنترل دوسویه سواحل خلیج فارس و تنگه هرمز و راههای تجاری شبه جزیره عرب بود.
تنگه هرمز در دوره اتابکان فارس (سلغریان):اتابکان فارس از پادشاهان محلی ایران معروف به آل سلغر (اتابکان سلغری یا سلغریان)، ۱۲۰ سال بر فارس و گاهی بر جنوب، حکومت داشتند. آنان در ابتدا با سلجوقیان و سپس با خوارزمشاهیان و در نهایت با ایلخانان مغول، همراه بودند. اتابکان فارس به خوبی بر اهمیت دو نقطه قشم و بحرین واقف بودند و تا پایان حکومت خود نهایت محافظت از جزیره قشم و جنوب ایران را داشتند.
سال ۶۲۶ هجری قمری، سیف الدین ابونصر علی بن کیقباد حاکم محلی هرمز با اتابکان فارس توافق کرد که جزیره قیس (قشم) دوسوم از آن اتابکان و یکسوم در اختیار هرمز باشد، اما سیف الدین (احتمالا در اوضاع بهم ریخته ناشی از حمله مغول و توجه اتابکان فارس به اطراف خود) به جزیره شبیخون زد و ملک سلطان آخرین حاکم قشم از خاندان قیاصره مقتول شد. بدین ترتیب ابونصر از پیمان خود با اتابکان سرپیچی کرد. کشتی های تجاری قشم هم چون از هند بازگشتند و اوضاع جزیره را نامناسب دیدند آنجا پهلو نگرفتند!
تنگه هرمز در دوره سلغریان
️سال ۶۲۸ق، ابوبكر بن سعد، نامورترین حاکم سلغری - که مانند سایر اتابکان فارس ملقب به مظفرالدین بود-، با مغولان سیاست مدارا و اطاعت را در پیش گرفت و بعدها با ایلخانان، بهویژه هلاکوخان، روابط خود را استوار ساخت و بدین ترتیب فارس و جنوب را از گزند ویرانی مغولان نجات داد، و چون خاطرش از آن جانب آسوده شد، دامنه متصرفات خود را توسعه داد و حسب اهمیتی که برای قدرت دریایی خود در خلیج فارس و تنگه هرمز قائل بودند، سپاهی از طرف خود براى گشودن قشم و هرمز و بحرين به سوى جنوب خود گسيل كرد.
ابتدا باقیمانده ملوک بنی قیصر را شکست داده و جزیره کیشم یا قشم را در سال ۶۲۸ ق تصرف كرد، و نام آن جزیره را دولتخانه گذاشتند.
سیزده سال بعد یعنی در سال ۶۴۱ق، اتابک ابوبکر بن سعد با نیروی دریایی که از ملوک قیصر گرفته بود، روى به بحرين نهاد و با استفاده از ضعف امرای عیونی بحرین (۶۳۹-۴۶۹ ق، حکام عیونی بحرین، ۱۷۰ سال بر مسند قدرت بودند) در سال ۶۴۱ ق با فتح شهر مركزی طاروت، بحرین را تسخير كرد. بدین ترتیب با تسلط بر راههای تجارت دریایی منطقه، منافع اقتصادی لازم را نصیب خود کرد، اما پيوسته با حاكمان آنجا (ملوک بنی عامر) منازعاتى داشت.سلغریان در نهایت زیر فشار قبایل بنی عامر و ظهور محمود قلهاتی و تهدیدهای مغولان، از بحرین عقب نشستند و حکومت آنجا را به سران بنی عامر سپردند و آنان پذيرفتند كه هر سال به اتابکان فارس خراج بفرستند و بدین ترتیب رشته اين درگيريها در ۶۵۴ ق قطع شد و ابوبكر سلغری حكومت آنجا را به عصفوربن راشد بن عمير و مانع بن على بن ماجد برگرداند.در سال ۶۵۸ق، ابوبکر بن سعد از اتابکان فارس، درگذشت.
در سال ۶۷۱ هجری قمری معادل ۱۲۷۳ میلادی، در سالهای پایانی قدرت اتابکان فارس، فردی بنام رکن الدین محمود قلهاتی (۶۷۶-۶۴۱ق)، که ۳۵ سال خراج گذار امرای کرمان و اتابکان فارس بود و سرپرستی منطقه قلهات (در عمان فعلی) را داشت، و بفرمان اتابک فارس، حاکم هرمز هم شده بود، عصیان کرده دولتخانه قیس (=جزیره قشم) و جزیره هرمز را تصرف کرد.
بدیهی بود که توسعه قدرت نظامی و اقتصادی رکنالدین محمود قلهاتی سبب تقابل او با امرای فارس گردید. لذا در همان سال ۶۷۱ هـ ، سونجاق (سوغنجاق) سردار مغول امرای فارس، از جزیره بحرین و خور سیف حرکت کرده به جزایر و سواحل خلیجفارس لشکرکشی کرد و جزیره قشم را به تصرف خود درآورد
پس از افول نفوذ سلغریان، حکومت محلی هرمز به تدریج قدرت گرفت. سنقرشاه (و یا بهاءالدین ایاز ) از ملوک هرمز، موسس حکومت محلی هرمز، و کسی بنام سیف الدین هم آخرین ملک هرمز بود. ملوک هرمز تا سال ۹۱۴ق، بر تنگه هرمز و جزایر آن حکومت می کردند تا اینکه پرتغالیها هرمز را تسخیر کردند، و به استقلال حکومت هرمز خاتمه دادند.
در مجموع، تحولات سدههای ششم و هفتم هجری نشان میدهد که هر قدرتی که بر قشم، بحرین و هرمز تسلط مییافت، عملاً شریان اصلی تجارت دریایی خلیج فارس و تنگه هرمز را در اختیار میگرفت. از همین رو، این مناطق همواره کانون رقابت حکومتهای محلی، ایلخانان و بعدها پرتغالیها بودند.
@adel_paighami
تنگه هرمز در دوره اتابکان فارس (سلغریان):اتابکان فارس از پادشاهان محلی ایران معروف به آل سلغر (اتابکان سلغری یا سلغریان)، ۱۲۰ سال بر فارس و گاهی بر جنوب، حکومت داشتند. آنان در ابتدا با سلجوقیان و سپس با خوارزمشاهیان و در نهایت با ایلخانان مغول، همراه بودند. اتابکان فارس به خوبی بر اهمیت دو نقطه قشم و بحرین واقف بودند و تا پایان حکومت خود نهایت محافظت از جزیره قشم و جنوب ایران را داشتند.
بدیهی بود که توسعه قدرت نظامی و اقتصادی رکنالدین محمود قلهاتی سبب تقابل او با امرای فارس گردید. لذا در همان سال ۶۷۱ هـ ، سونجاق (سوغنجاق) سردار مغول امرای فارس، از جزیره بحرین و خور سیف حرکت کرده به جزایر و سواحل خلیجفارس لشکرکشی کرد و جزیره قشم را به تصرف خود درآورد
@adel_paighami
۵۲۸
۱۳:۰۲