ذکر جلاله
یک خاطرهای بود که ابوی مکرم ما از ملاقات با مرحوم علامه طباطبایی رحمت الله علیه، در دوران طلبگی، نقل میکردند که از ایشان در باب مشکلی طلب کمک کرده بودند و ایشان فرموده بودند، ذکر جلاله بگو؛ و بعد برای اینکه مقصود خود را روشن کنند یک "یا الله" گفته بودند. حاج آقا میفرمودند این کار علامه، یعنی گفتن ذکر جلاله، خودش در من اثر کرد و مساله به کل بر طرف شد.
از همین باب، ذکر "یا الله" در خانه ما، حرمت بالایی داشت و از یک عبارت معاذ الله ابزاری و کلیشهای خارج بود؛ مثلا، خانواده بالاتفاق نقل میکنند در لحظات بمباران و موشکباران صدام در جنگ تحمیلی اول، ذکر دائم حاج آقا، "الله" بود؛ یا در حالات درد و ناراحتی و بیماری، آنچه در کنار ذکر شریف "الحمدلله"، از ایشان شنیدهام ذکر "یا الله" است. یا تجویز ایشان برای رفع بسیاری از گرفتاریها، توجه به خدا هست و به طور خاص لفظ جلاله را توصیه میکنند.
در این میان، شهید عزیز مصباح الهدی نیز خیلی به این ذکر ملتزم بود و دائم در حالات و آنات مختلف، بر زبانش، خفی یا جلی، جاری بود. از همان روزهای ابتدایی پس از نهم اسفند، نقلهایی بود در باب نحوه شهادت ایشان که هیچکدام را نمیشد قطع دانست، اما در ایام تشییع و تدفین و مراسمات حوالی آن، عزیزی نقلی کرد و ارجاعی داد که لا اقل، برای حقیر، قطع حاصل کرد. و آن این بود که آخرین و تنها صدایی که از شهید عزیز ما، پس از انفجار، شنیده شده است، یک "یا الله" بلند بوده است؛ ذکر جلاله.
و حالا دقیقا پنج ماه از آن ذکر آتشین آخرش میگذرد و چه خوش سلیقه بود که در لحظه وصال، نام محبوب و معبودش را، بلند بر زبان جاری کرد...
بعد التحریر: و به عقیده من این صدا، از آن صداهایی است که طنینش در عالم باقی است... تا ابد...
@alef_ba
یک خاطرهای بود که ابوی مکرم ما از ملاقات با مرحوم علامه طباطبایی رحمت الله علیه، در دوران طلبگی، نقل میکردند که از ایشان در باب مشکلی طلب کمک کرده بودند و ایشان فرموده بودند، ذکر جلاله بگو؛ و بعد برای اینکه مقصود خود را روشن کنند یک "یا الله" گفته بودند. حاج آقا میفرمودند این کار علامه، یعنی گفتن ذکر جلاله، خودش در من اثر کرد و مساله به کل بر طرف شد.
از همین باب، ذکر "یا الله" در خانه ما، حرمت بالایی داشت و از یک عبارت معاذ الله ابزاری و کلیشهای خارج بود؛ مثلا، خانواده بالاتفاق نقل میکنند در لحظات بمباران و موشکباران صدام در جنگ تحمیلی اول، ذکر دائم حاج آقا، "الله" بود؛ یا در حالات درد و ناراحتی و بیماری، آنچه در کنار ذکر شریف "الحمدلله"، از ایشان شنیدهام ذکر "یا الله" است. یا تجویز ایشان برای رفع بسیاری از گرفتاریها، توجه به خدا هست و به طور خاص لفظ جلاله را توصیه میکنند.
در این میان، شهید عزیز مصباح الهدی نیز خیلی به این ذکر ملتزم بود و دائم در حالات و آنات مختلف، بر زبانش، خفی یا جلی، جاری بود. از همان روزهای ابتدایی پس از نهم اسفند، نقلهایی بود در باب نحوه شهادت ایشان که هیچکدام را نمیشد قطع دانست، اما در ایام تشییع و تدفین و مراسمات حوالی آن، عزیزی نقلی کرد و ارجاعی داد که لا اقل، برای حقیر، قطع حاصل کرد. و آن این بود که آخرین و تنها صدایی که از شهید عزیز ما، پس از انفجار، شنیده شده است، یک "یا الله" بلند بوده است؛ ذکر جلاله.
و حالا دقیقا پنج ماه از آن ذکر آتشین آخرش میگذرد و چه خوش سلیقه بود که در لحظه وصال، نام محبوب و معبودش را، بلند بر زبان جاری کرد...
بعد التحریر: و به عقیده من این صدا، از آن صداهایی است که طنینش در عالم باقی است... تا ابد...
@alef_ba
۳.۸K
۶:۱۱
بعثت مردم را مصادره نکنیم
صحبتهای امروز رییس مجلس در باب نحوه شکلگیری حضور مردم در خیابانها و میدانها، جدا از آنکه با واقعیات بیرونی انطباق ندارد و شواهد تاریخیِ! پنج ماه پیش خلاف آن را تایید میکند، در کنار سخنان دیگر ایشان در چند هفته گذشته، بیانگر شباهت بسیار زیاد نحوه روایت ایشان از تاریخ معاصر با روایتگری مرحوم رفسنجانی است. جایی که در آن همه وقایع با محوریت قهرمان-راوی رخ داده و کنش اصلی از آن او بوده و سایر کنشگران که اتفاقا اغلب دیگر دستشان از دنیا کوتاه است، نقشهای مکمل یا بی تاثیر یا مخالف را داشته و نهایتا این کار خدا بوده است که فکر و اراده قهرمان-راوی به بار نشسته و نتیجهاش کشور و انقلاب را نجات داده است.
نکته اساسی آن است که باید تاریخ را زود و قدرتمند و مستحکم روایت کرد و الا مردم مبعوث شده که به هدایت الهی و اراده خود به میدان آمدهاند، در حالی که هنوز در میدان اند، خود را تحریف شده خواهند یافت.
و کلام آخر اینکه، میدان و خیابان را مصادره نکنید، اساسا میدان قابل مصادره نیست چرا که این مردم مبعوث خودشان دعوت کنندهاند و به دعوت کسی بیرون نیامدهاند و با تشر و درخواست و توصیه کسی هم میدان را ترک نخواهند کرد. آنها خونخواه امام مجاهد شهید اند و تحت امر زعیم عزیز و مقتدر انقلاب.
بعد التحریر و در توضیح بیشتر مطلب:شواهد تاریخی نشان میدهد در روز نهم اسفند حاکمیت با اطلاع از شهادت رهبری از طریق دبيرخانه شعام مردم را به ترک تهران دعوت کرده و هیچ دعوت رسمی از مردم برای حضور در میدان و خیابان نکرده است. البته پس از حضور سحرگاهی خودجوش مردم و حرکت آنها به سمت میدان انقلاب و برخی نقاط دیگر در تهران و سایر شهرها و استمرار تجمع آنها، تدریجا نهادهای حاکمیتی از جمله شهرداری تهران به میدان آمدند. از جمله اینکه اعلام شد، در هر منطقه شهرداری تهران یک میدان محل تجمع است که در عمل و در طی همان روز و روزهای بعد این امر به بسیاری میادین و چهارراهها بدون اعلام و هماهنگی دستگاههای دولتی تسری پیدا کرد. در آن روزها تعبیری وجود داشت که اگر خود امام شهید در قید حیات بود و مردم را به آمدن به میدان دعوت میکرد اینگونه نمیشد که خون مطهر او مردم را مبعوث کرد. مراقبت از این واقعیت تاریخی اهمیت بسیاری دارد.
@alef_ba
صحبتهای امروز رییس مجلس در باب نحوه شکلگیری حضور مردم در خیابانها و میدانها، جدا از آنکه با واقعیات بیرونی انطباق ندارد و شواهد تاریخیِ! پنج ماه پیش خلاف آن را تایید میکند، در کنار سخنان دیگر ایشان در چند هفته گذشته، بیانگر شباهت بسیار زیاد نحوه روایت ایشان از تاریخ معاصر با روایتگری مرحوم رفسنجانی است. جایی که در آن همه وقایع با محوریت قهرمان-راوی رخ داده و کنش اصلی از آن او بوده و سایر کنشگران که اتفاقا اغلب دیگر دستشان از دنیا کوتاه است، نقشهای مکمل یا بی تاثیر یا مخالف را داشته و نهایتا این کار خدا بوده است که فکر و اراده قهرمان-راوی به بار نشسته و نتیجهاش کشور و انقلاب را نجات داده است.
نکته اساسی آن است که باید تاریخ را زود و قدرتمند و مستحکم روایت کرد و الا مردم مبعوث شده که به هدایت الهی و اراده خود به میدان آمدهاند، در حالی که هنوز در میدان اند، خود را تحریف شده خواهند یافت.
و کلام آخر اینکه، میدان و خیابان را مصادره نکنید، اساسا میدان قابل مصادره نیست چرا که این مردم مبعوث خودشان دعوت کنندهاند و به دعوت کسی بیرون نیامدهاند و با تشر و درخواست و توصیه کسی هم میدان را ترک نخواهند کرد. آنها خونخواه امام مجاهد شهید اند و تحت امر زعیم عزیز و مقتدر انقلاب.
@alef_ba
۶.۸K
۱۰:۲۹
چند خطی در باب تهدیدات اخیر دشمن و احتمالات جنگ و تکلیف ما
حتما و یقینا جنگ گریز ناپذیر است. نه اینکه ما جنگ طلبیم یا جنگ برای ما منفعتی دارد، خیر، تردیدی نیست که هیچ کس مثل ما در هیچ جنگی چنین آسیبی ندیده است که ما در روز نخست جنگ تحمیلی سوم دیدیم. مساله این است که دشمن متجاوز جنایتکار، به این خاک طمع کرده و هنوز پشیمان نشده است.
اتفاقا، برخی از آنهایی که در چند ماه گذشته ساده انگارانه و البته خیرخواهانه پرچم مذاکره افراشته و رویای توافق ساختند یا در هفتههای اخیر، ابلهانه یا خائنانه در دهه نهم زندگیشان، تسلیم را در لباس صلح برای ملت آزاده و بزرگ ایران تدلیس میکنند، در کم نشدن طمع دشمن تاثیر بسزایی داشته و دارند. و ای بسا، دشمن به واسطه همینها، دارد زمینه تهاجم بعدی را فراهم میکند.
و خب، آنچه از چنگ و دندان نشان دادن دشمن در این روزها میشنوید و پر بسامد تکرار میشود، بیش از آنکه شیپور آغاز جنگ باشد -که ممکن است باشد-، هیاهویی است برای سرخط کردن همین گیجها و منگها؛ اسم رمزی است برای به میدان فراخواندن جاده صاف کنهای داخلی؛ علامتی است برای فعال شدن مزدوران وطن فروش و شعبان بی مخهای اتو کشیده و ادکلن زده.
حواسمان جمع نباشد، بدون شلیک حتی یک گلوله، آنچه را در جنگ بدان نرسیدند و به فضل الهی، نخواهند رسید، مجانی در صلح شرافتمندانه! و مذاکرات عزتمندانه! از جیب ما قاپ خواهند زد. پس همانطور که به درستی میدان نظامی آماده مقابله با تهاجم نظامی شده و نیروهای مسلح غیور ما، مقتدرانه در آمادگی کامل هستند، میدانِ خیابان باید پرشورتر و آمادهتر، با دقت و وسواس فراوان، دیدبانی تیزبین و امانتدار برای ولی جامعه باشد و فضای تصمیم و اقدام او را وسیعتر و مهیاتر کند. که اگر نکند، ممکن است این بار پیام علی الاصول دیگری هم راه حل نباشد و فتنه بزرگتری رقم بخورد، که به فضل الهی چنین نخواهد شد.
فراموش نکنیم که دشمن در جنایتکاری و توحش، همانقدر جسور و بیمحابا عمل میکند که در غدّاری و فریبکاری. و یادمان باشد که به فرموده امام مجاهد شهید، دشمن را دست کم نگیریم و زیاده از حد بزرگ نکنیم. و مراقب باشیم که ماموریت ما تمام کردن کار است و هنوز کار تمام نشده است.
@alef_ba
حتما و یقینا جنگ گریز ناپذیر است. نه اینکه ما جنگ طلبیم یا جنگ برای ما منفعتی دارد، خیر، تردیدی نیست که هیچ کس مثل ما در هیچ جنگی چنین آسیبی ندیده است که ما در روز نخست جنگ تحمیلی سوم دیدیم. مساله این است که دشمن متجاوز جنایتکار، به این خاک طمع کرده و هنوز پشیمان نشده است.
اتفاقا، برخی از آنهایی که در چند ماه گذشته ساده انگارانه و البته خیرخواهانه پرچم مذاکره افراشته و رویای توافق ساختند یا در هفتههای اخیر، ابلهانه یا خائنانه در دهه نهم زندگیشان، تسلیم را در لباس صلح برای ملت آزاده و بزرگ ایران تدلیس میکنند، در کم نشدن طمع دشمن تاثیر بسزایی داشته و دارند. و ای بسا، دشمن به واسطه همینها، دارد زمینه تهاجم بعدی را فراهم میکند.
و خب، آنچه از چنگ و دندان نشان دادن دشمن در این روزها میشنوید و پر بسامد تکرار میشود، بیش از آنکه شیپور آغاز جنگ باشد -که ممکن است باشد-، هیاهویی است برای سرخط کردن همین گیجها و منگها؛ اسم رمزی است برای به میدان فراخواندن جاده صاف کنهای داخلی؛ علامتی است برای فعال شدن مزدوران وطن فروش و شعبان بی مخهای اتو کشیده و ادکلن زده.
حواسمان جمع نباشد، بدون شلیک حتی یک گلوله، آنچه را در جنگ بدان نرسیدند و به فضل الهی، نخواهند رسید، مجانی در صلح شرافتمندانه! و مذاکرات عزتمندانه! از جیب ما قاپ خواهند زد. پس همانطور که به درستی میدان نظامی آماده مقابله با تهاجم نظامی شده و نیروهای مسلح غیور ما، مقتدرانه در آمادگی کامل هستند، میدانِ خیابان باید پرشورتر و آمادهتر، با دقت و وسواس فراوان، دیدبانی تیزبین و امانتدار برای ولی جامعه باشد و فضای تصمیم و اقدام او را وسیعتر و مهیاتر کند. که اگر نکند، ممکن است این بار پیام علی الاصول دیگری هم راه حل نباشد و فتنه بزرگتری رقم بخورد، که به فضل الهی چنین نخواهد شد.
فراموش نکنیم که دشمن در جنایتکاری و توحش، همانقدر جسور و بیمحابا عمل میکند که در غدّاری و فریبکاری. و یادمان باشد که به فرموده امام مجاهد شهید، دشمن را دست کم نگیریم و زیاده از حد بزرگ نکنیم. و مراقب باشیم که ماموریت ما تمام کردن کار است و هنوز کار تمام نشده است.
@alef_ba
۲.۶K
۲۱:۵۳
از احیاء برجام رسیدیم به وادار کردن دشمن به پایبند ماندن به تفاهم نامهای که ۲۵ روز است آن را رسما و شرعا و قانونا باطل کرده است.
واقعا در باب این فرسته عجیب و باورنکردنی رییس جمهور محترم اگر بخواهیم صحبت کنیم و به اصل راهبردی وحدت پایبند بمانیم، کاری بس دشوار است.
کوتاه سخن آنکه، حضور مردم در خیابانها و میادین خیلی خیلی خیلی مهم است و ای بسا مهمتر از روزهای قبل از آتش بس.
پی نوشت اول: پیامهای رهبر معظم انقلاب را مکرر بخوانیم. البته از کانال خود ایشان، بی تفسیر و تحلیل و تقطیع و کروشه.
پی نوشت دوم: در فرسته رییس جمهور تعبیری درباره اعضاء شعام وجود دارد که بیش از آنکه بیانگر قوت تفاهم باشد، نشان دهنده یک خطر بزرگ برای آینده نظام و انقلاب است.
@alef_ba
واقعا در باب این فرسته عجیب و باورنکردنی رییس جمهور محترم اگر بخواهیم صحبت کنیم و به اصل راهبردی وحدت پایبند بمانیم، کاری بس دشوار است.
کوتاه سخن آنکه، حضور مردم در خیابانها و میادین خیلی خیلی خیلی مهم است و ای بسا مهمتر از روزهای قبل از آتش بس.
پی نوشت اول: پیامهای رهبر معظم انقلاب را مکرر بخوانیم. البته از کانال خود ایشان، بی تفسیر و تحلیل و تقطیع و کروشه.
پی نوشت دوم: در فرسته رییس جمهور تعبیری درباره اعضاء شعام وجود دارد که بیش از آنکه بیانگر قوت تفاهم باشد، نشان دهنده یک خطر بزرگ برای آینده نظام و انقلاب است.
@alef_ba
۲.۵K
۲۰:۵۶
خودش را کشت، تا ما فریب دنیا و اهلش را نخوریم...
و بَذَلَ مُهجَتَه فیک، لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالةِ و حَيرَةِ الضَّلالة...
مُهجه، به خون قلب میگویند، خونی که حیات بدان وابسته است، خونی که بذل آن منجر به مرگ میشود... وقتی کسی مهجهاش را هدیه میکند تا هدفی را محقق کند، تقریبا میشود همان چیزی که خودمانی میگوییم خودش را کشت تا...
آری! سید الشهداء علیه السلام خون قلبش را بذل کرد و بخشید و خودش را فدا کرد تا بندگان خدا را از نادانی و گمراهی و سرگردانی نجات بخشد... خودش را کشت تا امثال ما هدایت شویم... وجودش را گذاشت تا ما را از جهالت ابوجهلها و ابولهبها و ضلالت یزیدها و ابن زیادها و حیرت و سرگردانی ابن سعدها و ابن عباسها نجات دهد... ما را از بیعت با مثل یزید پرهیز دهد... ما را چنان داغ کند، که هرگز خنک نشویم...
و حالا تاریخ، که بعد از حسین دیگر مبدأش عاشوراست، در شکل دیگری دارد تکرار میشود... امام مجاهد و قائم به سیف دیگری با یزید زمانش بیعت نمیکند، بر جای خود میایستد، به وعده خدا و امت عاشورایی اطمینان میکند، خون قلبش را در راه خدا میبخشد و بذل میکند و خانوادهاش را حسین وار به مذبح میبرد، تا ما، بندگان خدا را از نادانی و گمراهی و سرگردانی نجات دهد...
آری! سیدعلی خامنهای خودش را کشت تا ما را از نادانی غرب پرستان داخلی و دنیا پرستان کوتوله این حوالی برهاند... تا من و تو را از گمراهی جنایتکاران اپستینی و کودککشان صهیونی نجات دهد... و امت ما را از حیرت و سرگردانیِ تاریخ نابلدهایِ بزدل و تازه دیپلماتهای گیج و منگ و ساده لوحانِ فروعگرایِ متکبر، رهایی بخشد...
بعد التحریر: و به راستی، ما چه میدانیم، مُهجه یعنی چه؟ مُهجه شاید در کربلا همان شیرخوارهای است که خونش به آسمان رفت و پیکرش بر سینه امام آرام گرفت یا اشبه الناس به پیامبرِ اربا اربا شدهای است که دنیا بعد از او به هیچ دردی نمیخورد یا علمداری است که عمود آهن صورتش را...
و در دوران ما، شاید، خانواده امام شهیدند که در رکاب او ماندند و یکی بی سر و یکی اربا اربا و یکی با فرق شکافته و صورتِ...، به معراج رفتهاند...
عکس نوشت: برای قوت قلب و استواری و آرامش زینبِ مقتل کشور دوست دعا کنیم.
@alef_ba
و بَذَلَ مُهجَتَه فیک، لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالةِ و حَيرَةِ الضَّلالة...
مُهجه، به خون قلب میگویند، خونی که حیات بدان وابسته است، خونی که بذل آن منجر به مرگ میشود... وقتی کسی مهجهاش را هدیه میکند تا هدفی را محقق کند، تقریبا میشود همان چیزی که خودمانی میگوییم خودش را کشت تا...
آری! سید الشهداء علیه السلام خون قلبش را بذل کرد و بخشید و خودش را فدا کرد تا بندگان خدا را از نادانی و گمراهی و سرگردانی نجات بخشد... خودش را کشت تا امثال ما هدایت شویم... وجودش را گذاشت تا ما را از جهالت ابوجهلها و ابولهبها و ضلالت یزیدها و ابن زیادها و حیرت و سرگردانی ابن سعدها و ابن عباسها نجات دهد... ما را از بیعت با مثل یزید پرهیز دهد... ما را چنان داغ کند، که هرگز خنک نشویم...
و حالا تاریخ، که بعد از حسین دیگر مبدأش عاشوراست، در شکل دیگری دارد تکرار میشود... امام مجاهد و قائم به سیف دیگری با یزید زمانش بیعت نمیکند، بر جای خود میایستد، به وعده خدا و امت عاشورایی اطمینان میکند، خون قلبش را در راه خدا میبخشد و بذل میکند و خانوادهاش را حسین وار به مذبح میبرد، تا ما، بندگان خدا را از نادانی و گمراهی و سرگردانی نجات دهد...
آری! سیدعلی خامنهای خودش را کشت تا ما را از نادانی غرب پرستان داخلی و دنیا پرستان کوتوله این حوالی برهاند... تا من و تو را از گمراهی جنایتکاران اپستینی و کودککشان صهیونی نجات دهد... و امت ما را از حیرت و سرگردانیِ تاریخ نابلدهایِ بزدل و تازه دیپلماتهای گیج و منگ و ساده لوحانِ فروعگرایِ متکبر، رهایی بخشد...
بعد التحریر: و به راستی، ما چه میدانیم، مُهجه یعنی چه؟ مُهجه شاید در کربلا همان شیرخوارهای است که خونش به آسمان رفت و پیکرش بر سینه امام آرام گرفت یا اشبه الناس به پیامبرِ اربا اربا شدهای است که دنیا بعد از او به هیچ دردی نمیخورد یا علمداری است که عمود آهن صورتش را...
و در دوران ما، شاید، خانواده امام شهیدند که در رکاب او ماندند و یکی بی سر و یکی اربا اربا و یکی با فرق شکافته و صورتِ...، به معراج رفتهاند...
عکس نوشت: برای قوت قلب و استواری و آرامش زینبِ مقتل کشور دوست دعا کنیم.
@alef_ba
۲.۷K
۲۰:۳۳
الحمدلله
انتشار صحبتهای سیدمحمدباقر خرازی در خصوص انتساب برخی مواضع و سخنان به رهبر معظم انقلاب مبنی بر پذیرش استعفای رییس جمهور در صورت ارائه مجدد استعفا به ایشان و بیانیه دفتر رهبر معظم انقلاب مبنی بر عدم صحت و اعتبار مطالب منتشر شده از غیر کانال دفتر معظم له، در کمتر از ۲۴ ساعت، تکلیف این مطالب و گوینده آن را روشن کرد. با این حال، یک نکته جالب در این ماجرا به چشم میخورد و آن واکنش سریع و دستپاچه دفتر رئیس جمهور به این سخنان بود. به گونهای که ابتدا علی اصغر شفیعیان در توییتی تحقیر آمیز و سپس سید مهدی طباطبایی، نسبت به نادرستی این خبر واکنش نشان دادند و ساعاتی بعد تیزر گفتگوی رییس جمهور با مردم با تیتر "من استعفا نمیدهم" منتشر شد.
جمع بین دو مطلب آن است که اگرچه خرازی در انتساب به رهبری تخلف کرده، اما اصل استعفای رییس جمهور که شواهد دیگری نیز قبلا آن را تایید کرده بود، گویا ضربی از واقعیت داشته است. به این معنی که حتی اگر خود پزشکیان هم چنین تصمیمی نداشته، برخی اطرافیان از قِبل شایعه و احتمال استعفا، مشغول فعالیت و کارسازی در راه اهداف خود بودهاند. و الا این همه دست پاچگی برای چه بود آن هم وقتی که در مدتی کوتاه دفتر رهبری تکلیف این سخنان را روشن کرد. به نظر میرسد، تیم رسانهای پزشکیان این بار رودست بدی خورده است. با این حال، همین را هم باید به فال نیک گرفت چرا که مساله استعفا به شکلی قاطع تکذیب شد و دیگر محملی برای سوء استفاده و تحمیل نظرات قبیلهای و شخصی به حاکمیت و نظام نخواهد بود. الحمدلله.
بعد التحریر و در تکمیل بحث:نکته مهم آن است که اظهارات جناب خرازی در فضای سیاسی کشور چندان معتبر تلقی نمیشد که نیاز به تکذیب محتوایی داشته باشه. مطلب اصلی انتساب مستقیم به رهبری از لسان کسی است که اتفاقا نسبتی سببی با معظم له دارد و دارد طریق جعل میکند. از ابتدا هم مشخص بود که دو حال بیشتر مفروض نیست؛ یا ایشان ماذون است که مطلب تمام است، یا ماذون نیست و سر خود کار کرده که حتما انکار خواهد شد و ای بسا مورد مواخذه و ... . لذا جا برای ورود دفتر رئیس جمهور پیش از دفتر رهبری نبود. چه اینکه الان روشن است که با تکذیب دفتر رهبری، حیثیتی برای سخن و سخنگو باقی نماند و اگر دفتر رئیس جمهور مختصری تحمل میکرد، بی هزینه عبور کرده بود.
نکته دیگر، البته در سطح پایینتر، کیفیت پاسخگویی افراد منتسب به رئیس جمهور است که میتوانستند با متانت و قاطعیت تکذیب کنند و ادبیات زرد و تقابلی و ارتباط دادن با فلان جریان و بهمان شخص را استفاده نکنند. امری که به وجاهت یافتن سید باقر خرازی مع الاسف کمک کرد و تبعات آن بعدا مکشوف خواهد شد.
@alef_ba
انتشار صحبتهای سیدمحمدباقر خرازی در خصوص انتساب برخی مواضع و سخنان به رهبر معظم انقلاب مبنی بر پذیرش استعفای رییس جمهور در صورت ارائه مجدد استعفا به ایشان و بیانیه دفتر رهبر معظم انقلاب مبنی بر عدم صحت و اعتبار مطالب منتشر شده از غیر کانال دفتر معظم له، در کمتر از ۲۴ ساعت، تکلیف این مطالب و گوینده آن را روشن کرد. با این حال، یک نکته جالب در این ماجرا به چشم میخورد و آن واکنش سریع و دستپاچه دفتر رئیس جمهور به این سخنان بود. به گونهای که ابتدا علی اصغر شفیعیان در توییتی تحقیر آمیز و سپس سید مهدی طباطبایی، نسبت به نادرستی این خبر واکنش نشان دادند و ساعاتی بعد تیزر گفتگوی رییس جمهور با مردم با تیتر "من استعفا نمیدهم" منتشر شد.
جمع بین دو مطلب آن است که اگرچه خرازی در انتساب به رهبری تخلف کرده، اما اصل استعفای رییس جمهور که شواهد دیگری نیز قبلا آن را تایید کرده بود، گویا ضربی از واقعیت داشته است. به این معنی که حتی اگر خود پزشکیان هم چنین تصمیمی نداشته، برخی اطرافیان از قِبل شایعه و احتمال استعفا، مشغول فعالیت و کارسازی در راه اهداف خود بودهاند. و الا این همه دست پاچگی برای چه بود آن هم وقتی که در مدتی کوتاه دفتر رهبری تکلیف این سخنان را روشن کرد. به نظر میرسد، تیم رسانهای پزشکیان این بار رودست بدی خورده است. با این حال، همین را هم باید به فال نیک گرفت چرا که مساله استعفا به شکلی قاطع تکذیب شد و دیگر محملی برای سوء استفاده و تحمیل نظرات قبیلهای و شخصی به حاکمیت و نظام نخواهد بود. الحمدلله.
نکته دیگر، البته در سطح پایینتر، کیفیت پاسخگویی افراد منتسب به رئیس جمهور است که میتوانستند با متانت و قاطعیت تکذیب کنند و ادبیات زرد و تقابلی و ارتباط دادن با فلان جریان و بهمان شخص را استفاده نکنند. امری که به وجاهت یافتن سید باقر خرازی مع الاسف کمک کرد و تبعات آن بعدا مکشوف خواهد شد.
@alef_ba
۳.۹K
۱۶:۴۹
یک توضیح ضروری
ظاهرا در فضای ایتا پیامی به نام بنده در حال انتشار است که از اساس و بنیان نسبتی با بنده ندارد.طبعا، یادداشتها و تحلیلهای بنده از طریق همین کانال الفـ ـبا در بله منتشر میشود و در سایر پیامرسانها، بنده کانال فعالی ندارم. خداوند نیت و عمل ما را برای خودش خالص گرداند.
محمدامین باقری@alef_ba
ظاهرا در فضای ایتا پیامی به نام بنده در حال انتشار است که از اساس و بنیان نسبتی با بنده ندارد.طبعا، یادداشتها و تحلیلهای بنده از طریق همین کانال الفـ ـبا در بله منتشر میشود و در سایر پیامرسانها، بنده کانال فعالی ندارم. خداوند نیت و عمل ما را برای خودش خالص گرداند.
محمدامین باقری@alef_ba
۲K
۱۰:۳۲
در ستایش تقوا، تربیت، نهادسازی و ولایتمداری
تعبیر زیبایی در بیانات استاد شهید مطهری وجود دارد که برای شناخت انسانهای بزرگ، باید کلید شخصیت آنها را شناخت. به بیان دیگر، باید عنصر اساسی و محوری شکل دهنده به آن شخصیت را یافت و سپس ابعاد و اجزاء و خصائص و صفات دیگر را در نسبت با آن تعریف و تبیین نمود.
دیروز (۱۴ مرداد) سالروز تولد مرحوم آیت الله مهدوی کنی رضوان الله تعالی علیه بود. کسی که در تاریخ انقلاب اسلامی ایران، در نقاطی حساس و تاریخی، نقشهایی کلیدی، اثرگذار و تاریخساز ایفا کرده است که از مهمترین آنها، تاسیس، راه اندازی و معماری دانشگاه امام صادق علیه السلام است.
نگاهها و برداشتها درباره این انسان بزرگ به واسطه گستره وسیع ارتباطات و تعاملات و فعالیتهایش، متنوع و متکثر است و پرداختها به شخصیت ویژه و تقریبا بی نظیر ایشان در تاریخ معاصر، عمدتا بریده و نا تمام است.
به نظر میرسد، راه عبور از این گردنه سخت، شناخت کلید شخصیت یا همان عنصر محوری شخصیت ایشان است. چیزی که من نامش را تقوا، یعنی عمل به هنگام و به اندازه و مبتنی بر نیت و جهت درست میگذارم؛ تکلیف گرایی به معنی شناخت صحنه و اجزاء آن، شناخت موقعیت و توان خود، یافتن خلأها و نیازهای بیرونی و به کار گیری همه ظرفیت خود در این مسیر و تلاش برای تحقق و تکمیل آن. امری که ایشان را در ولایتمداری و تبعیت از رهبری، به ستارهای درخشان در آسمان انقلاب اسلامی ایران بدل ساخت.
از این جهت، ایشان، جوهره تربیتی و قوه نهادسازی خود را در طی دوران حیات پربرکتش کاملا در خدمت نهضت اسلامی مردم ایران و سپس انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و به طور خلاصه در ذیل نگاه ولی امر قرار داد. فعالیت در مسجد جلیلی و زندان و تبعید پس از آن، شکل دهی به جامعه روحانیت مبارز تهران، عضویت در شورای انقلاب، اداره و رهبری کمیته انقلاب اسلامی، وزارت کشور، نخست وزیری در سختترین روزهای دهه ۶۰، تاسیس دانشگاه امام صادق علیه السلام و نمایندگی و ریاست مجلس خبرگان رهبری در سالهای آخر حیات پربرکتش، هر کدام سرفصل مجزایی است که رشته اتصال آن تکلیف گرایی و ادای تکلیف در مسیر تحقق آرمانهای انقلابی ذیل زعامت ولایت فقیه است.
در این میان، شاکله تربیتی وجود ایشان، سبب شد تا خلق و خوی و سبک و سلوک ایشان در همه این سالها و موقعیتها، ظرفیتهای انسانی بزرگ و ماندگاری را خلق کند که به واسطه اخلاص عجیب و پرهیز شدید ایشان از خود فروشی، عمدتا رنگ و عطر و اثر ایشان را با خود دارند اما نام و عنوان و برچسب ایشان در آنها ناپیداست.
در میان خیل عظیم شاگردان ایشان، شهید مصباح الهدی باقری کنی، از جهت کلید شخصیت یعنی تقوا و جوهره تربیتی و نهادسازی و سلوک ولایتمداری، جزء برترین نمونههاست. در این میان، ویژگی مهم این شهید عزیز، ارتباط و اتصال قطع نشدنی با مکتب و ممشای استاد خود در تمام این سالهاست، به گونهای که در هر جلسه و مجلس و کلاس و بحثی، همواره با بهانه و بی بهانه، به ذکر و تبیین و توصیف استاد، خود و جمع را به عطر نام و یاد حاج آقای مهدوی معطر میکرد و مسیر و مقصد استاد بزرگ خود را دائما متذکر و یادآور میشد.
و حالا، خانواده دانشگاه امام صادق علیه السلام، بعد از داغ سنگین و ثلمه بزرگ سال ۹۳ در ارتحال آیت الله مهدوی کنی، باز هم با داغ و ثلمهای بزرگ در فراق استاد شهید خود مواجه شدهاند. امری که در امروز دانشگاه، اگر ضربهای سنگینتر از آن روز نباشد، به همان اندازه سهمگین و اسفبار است. باشد که دعای خیر و دستگیری آن دو استاد فقید و شهید، بدرقه راه ما در دانشگاه باشد و ما را در ادامه راه و تحقق آرمانهایشان یاری کند.
@alef_ba
تعبیر زیبایی در بیانات استاد شهید مطهری وجود دارد که برای شناخت انسانهای بزرگ، باید کلید شخصیت آنها را شناخت. به بیان دیگر، باید عنصر اساسی و محوری شکل دهنده به آن شخصیت را یافت و سپس ابعاد و اجزاء و خصائص و صفات دیگر را در نسبت با آن تعریف و تبیین نمود.
دیروز (۱۴ مرداد) سالروز تولد مرحوم آیت الله مهدوی کنی رضوان الله تعالی علیه بود. کسی که در تاریخ انقلاب اسلامی ایران، در نقاطی حساس و تاریخی، نقشهایی کلیدی، اثرگذار و تاریخساز ایفا کرده است که از مهمترین آنها، تاسیس، راه اندازی و معماری دانشگاه امام صادق علیه السلام است.
نگاهها و برداشتها درباره این انسان بزرگ به واسطه گستره وسیع ارتباطات و تعاملات و فعالیتهایش، متنوع و متکثر است و پرداختها به شخصیت ویژه و تقریبا بی نظیر ایشان در تاریخ معاصر، عمدتا بریده و نا تمام است.
به نظر میرسد، راه عبور از این گردنه سخت، شناخت کلید شخصیت یا همان عنصر محوری شخصیت ایشان است. چیزی که من نامش را تقوا، یعنی عمل به هنگام و به اندازه و مبتنی بر نیت و جهت درست میگذارم؛ تکلیف گرایی به معنی شناخت صحنه و اجزاء آن، شناخت موقعیت و توان خود، یافتن خلأها و نیازهای بیرونی و به کار گیری همه ظرفیت خود در این مسیر و تلاش برای تحقق و تکمیل آن. امری که ایشان را در ولایتمداری و تبعیت از رهبری، به ستارهای درخشان در آسمان انقلاب اسلامی ایران بدل ساخت.
از این جهت، ایشان، جوهره تربیتی و قوه نهادسازی خود را در طی دوران حیات پربرکتش کاملا در خدمت نهضت اسلامی مردم ایران و سپس انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و به طور خلاصه در ذیل نگاه ولی امر قرار داد. فعالیت در مسجد جلیلی و زندان و تبعید پس از آن، شکل دهی به جامعه روحانیت مبارز تهران، عضویت در شورای انقلاب، اداره و رهبری کمیته انقلاب اسلامی، وزارت کشور، نخست وزیری در سختترین روزهای دهه ۶۰، تاسیس دانشگاه امام صادق علیه السلام و نمایندگی و ریاست مجلس خبرگان رهبری در سالهای آخر حیات پربرکتش، هر کدام سرفصل مجزایی است که رشته اتصال آن تکلیف گرایی و ادای تکلیف در مسیر تحقق آرمانهای انقلابی ذیل زعامت ولایت فقیه است.
در این میان، شاکله تربیتی وجود ایشان، سبب شد تا خلق و خوی و سبک و سلوک ایشان در همه این سالها و موقعیتها، ظرفیتهای انسانی بزرگ و ماندگاری را خلق کند که به واسطه اخلاص عجیب و پرهیز شدید ایشان از خود فروشی، عمدتا رنگ و عطر و اثر ایشان را با خود دارند اما نام و عنوان و برچسب ایشان در آنها ناپیداست.
در میان خیل عظیم شاگردان ایشان، شهید مصباح الهدی باقری کنی، از جهت کلید شخصیت یعنی تقوا و جوهره تربیتی و نهادسازی و سلوک ولایتمداری، جزء برترین نمونههاست. در این میان، ویژگی مهم این شهید عزیز، ارتباط و اتصال قطع نشدنی با مکتب و ممشای استاد خود در تمام این سالهاست، به گونهای که در هر جلسه و مجلس و کلاس و بحثی، همواره با بهانه و بی بهانه، به ذکر و تبیین و توصیف استاد، خود و جمع را به عطر نام و یاد حاج آقای مهدوی معطر میکرد و مسیر و مقصد استاد بزرگ خود را دائما متذکر و یادآور میشد.
و حالا، خانواده دانشگاه امام صادق علیه السلام، بعد از داغ سنگین و ثلمه بزرگ سال ۹۳ در ارتحال آیت الله مهدوی کنی، باز هم با داغ و ثلمهای بزرگ در فراق استاد شهید خود مواجه شدهاند. امری که در امروز دانشگاه، اگر ضربهای سنگینتر از آن روز نباشد، به همان اندازه سهمگین و اسفبار است. باشد که دعای خیر و دستگیری آن دو استاد فقید و شهید، بدرقه راه ما در دانشگاه باشد و ما را در ادامه راه و تحقق آرمانهایشان یاری کند.
@alef_ba
۱.۲K
۶:۲۲
الفـ ـبا
در ستایش تقوا، تربیت، نهادسازی و ولایتمداری تعبیر زیبایی در بیانات استاد شهید مطهری وجود دارد که برای شناخت انسانهای بزرگ، باید کلید شخصیت آنها را شناخت. به بیان دیگر، باید عنصر اساسی و محوری شکل دهنده به آن شخصیت را یافت و سپس ابعاد و اجزاء و خصائص و صفات دیگر را در نسبت با آن تعریف و تبیین نمود. دیروز (۱۴ مرداد) سالروز تولد مرحوم آیت الله مهدوی کنی رضوان الله تعالی علیه بود. کسی که در تاریخ انقلاب اسلامی ایران، در نقاطی حساس و تاریخی، نقشهایی کلیدی، اثرگذار و تاریخساز ایفا کرده است که از مهمترین آنها، تاسیس، راه اندازی و معماری دانشگاه امام صادق علیه السلام است. نگاهها و برداشتها درباره این انسان بزرگ به واسطه گستره وسیع ارتباطات و تعاملات و فعالیتهایش، متنوع و متکثر است و پرداختها به شخصیت ویژه و تقریبا بی نظیر ایشان در تاریخ معاصر، عمدتا بریده و نا تمام است. به نظر میرسد، راه عبور از این گردنه سخت، شناخت کلید شخصیت یا همان عنصر محوری شخصیت ایشان است. چیزی که من نامش را تقوا، یعنی عمل به هنگام و به اندازه و مبتنی بر نیت و جهت درست میگذارم؛ تکلیف گرایی به معنی شناخت صحنه و اجزاء آن، شناخت موقعیت و توان خود، یافتن خلأها و نیازهای بیرونی و به کار گیری همه ظرفیت خود در این مسیر و تلاش برای تحقق و تکمیل آن. امری که ایشان را در ولایتمداری و تبعیت از رهبری، به ستارهای درخشان در آسمان انقلاب اسلامی ایران بدل ساخت. از این جهت، ایشان، جوهره تربیتی و قوه نهادسازی خود را در طی دوران حیات پربرکتش کاملا در خدمت نهضت اسلامی مردم ایران و سپس انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و به طور خلاصه در ذیل نگاه ولی امر قرار داد. فعالیت در مسجد جلیلی و زندان و تبعید پس از آن، شکل دهی به جامعه روحانیت مبارز تهران، عضویت در شورای انقلاب، اداره و رهبری کمیته انقلاب اسلامی، وزارت کشور، نخست وزیری در سختترین روزهای دهه ۶۰، تاسیس دانشگاه امام صادق علیه السلام و نمایندگی و ریاست مجلس خبرگان رهبری در سالهای آخر حیات پربرکتش، هر کدام سرفصل مجزایی است که رشته اتصال آن تکلیف گرایی و ادای تکلیف در مسیر تحقق آرمانهای انقلابی ذیل زعامت ولایت فقیه است. در این میان، شاکله تربیتی وجود ایشان، سبب شد تا خلق و خوی و سبک و سلوک ایشان در همه این سالها و موقعیتها، ظرفیتهای انسانی بزرگ و ماندگاری را خلق کند که به واسطه اخلاص عجیب و پرهیز شدید ایشان از خود فروشی، عمدتا رنگ و عطر و اثر ایشان را با خود دارند اما نام و عنوان و برچسب ایشان در آنها ناپیداست. در میان خیل عظیم شاگردان ایشان، شهید مصباح الهدی باقری کنی، از جهت کلید شخصیت یعنی تقوا و جوهره تربیتی و نهادسازی و سلوک ولایتمداری، جزء برترین نمونههاست. در این میان، ویژگی مهم این شهید عزیز، ارتباط و اتصال قطع نشدنی با مکتب و ممشای استاد خود در تمام این سالهاست، به گونهای که در هر جلسه و مجلس و کلاس و بحثی، همواره با بهانه و بی بهانه، به ذکر و تبیین و توصیف استاد، خود و جمع را به عطر نام و یاد حاج آقای مهدوی معطر میکرد و مسیر و مقصد استاد بزرگ خود را دائما متذکر و یادآور میشد. و حالا، خانواده دانشگاه امام صادق علیه السلام، بعد از داغ سنگین و ثلمه بزرگ سال ۹۳ در ارتحال آیت الله مهدوی کنی، باز هم با داغ و ثلمهای بزرگ در فراق استاد شهید خود مواجه شدهاند. امری که در امروز دانشگاه، اگر ضربهای سنگینتر از آن روز نباشد، به همان اندازه سهمگین و اسفبار است. باشد که دعای خیر و دستگیری آن دو استاد فقید و شهید، بدرقه راه ما در دانشگاه باشد و ما را در ادامه راه و تحقق آرمانهایشان یاری کند. @alef_ba
در تبیین یادداشت اخیر
پیشتر در سال ۹۸، در خصوص کلید شخصیت آیت الله مهدوی کنی، چند خطی بيشتر از الان، نوشتهام که خواندن آن خالی از لطف نیست. یادداشتی با عنوان سیاست ورزی بر مدار تقوا.
@alef_ba
پیشتر در سال ۹۸، در خصوص کلید شخصیت آیت الله مهدوی کنی، چند خطی بيشتر از الان، نوشتهام که خواندن آن خالی از لطف نیست. یادداشتی با عنوان سیاست ورزی بر مدار تقوا.
@alef_ba
۷۹۲
۶:۴۶
درباره تجمعات شبانه و ادامه آن
مختصر و مفید اینکه تجمعات میدانی به دعوت کسی راه نیفتاده و با برنامه ریزی و تدبیر یا اخم و تَخم کسی هم جمع نمیشود. بزرگواری هم که در تلویزیون درباره ادامه تجمعات در ماه صفر و تصمیم گیری درباره ادامه آن پس از ماه صفر سخن گفتند، منظورشان را بد رساندند و درباره طراحی جدید تجمعات پس از دو ماه عزاداری، میخواستند بگویند. برای ایشان و همکاران و رفقا و دستگاههای دخیل، پیشنهادی دارم؛
اگر اجتماعات مردمی با ابتکارات و ظرفیتهای مردمی و محلی پیش رود، درستتر است، کما اینکه تاکنون چنین بوده است. مردم همچنان با فاصله از همه دستگاههای عریض و طویل فرهنگی و سیاسی و اغلب مسئولان و سیاسیون و جامعه شناسان و نخبگان و ... جلوترند. صد البته، من منکر کار کارشناسی نیستم اما تجربههای تلخ و ناجوری در جمهوری اسلامی از این کارها وجود دارد که چشم را میترساند. مخلص کلام آنکه، لازم نیست در اتاقهای در بسته و با مراجعه به کارشناسان و متخصصان علوم اجتماعی و رسانه و فرهنگ و ... کلی زحمت بکشید و نسخه طراحی کنید. اگر کسانی حوصله کنند و وقت بگذارند و به میادین مختلف شهر تهران و سایر نقاط کشور، مراجعه کنند، ابتکارات متنوع، بدیع و موثری را در این امر سراسر مردمی مشاهده میکنند. این ابتکارات و ایدهها ظرفیتهای وسیع و متنوعی را برای ترویج در سایر میادین در خود دارند. اگر قصد دارید کاری انجام دهید، سراغ این ابتکارات و تنوعها بروید و از رصد و گزارش و پخش زنده دائم چند میدان خاص و تکراری در رسانهها، فاصله بگیرید.
@alef_ba
مختصر و مفید اینکه تجمعات میدانی به دعوت کسی راه نیفتاده و با برنامه ریزی و تدبیر یا اخم و تَخم کسی هم جمع نمیشود. بزرگواری هم که در تلویزیون درباره ادامه تجمعات در ماه صفر و تصمیم گیری درباره ادامه آن پس از ماه صفر سخن گفتند، منظورشان را بد رساندند و درباره طراحی جدید تجمعات پس از دو ماه عزاداری، میخواستند بگویند. برای ایشان و همکاران و رفقا و دستگاههای دخیل، پیشنهادی دارم؛
اگر اجتماعات مردمی با ابتکارات و ظرفیتهای مردمی و محلی پیش رود، درستتر است، کما اینکه تاکنون چنین بوده است. مردم همچنان با فاصله از همه دستگاههای عریض و طویل فرهنگی و سیاسی و اغلب مسئولان و سیاسیون و جامعه شناسان و نخبگان و ... جلوترند. صد البته، من منکر کار کارشناسی نیستم اما تجربههای تلخ و ناجوری در جمهوری اسلامی از این کارها وجود دارد که چشم را میترساند. مخلص کلام آنکه، لازم نیست در اتاقهای در بسته و با مراجعه به کارشناسان و متخصصان علوم اجتماعی و رسانه و فرهنگ و ... کلی زحمت بکشید و نسخه طراحی کنید. اگر کسانی حوصله کنند و وقت بگذارند و به میادین مختلف شهر تهران و سایر نقاط کشور، مراجعه کنند، ابتکارات متنوع، بدیع و موثری را در این امر سراسر مردمی مشاهده میکنند. این ابتکارات و ایدهها ظرفیتهای وسیع و متنوعی را برای ترویج در سایر میادین در خود دارند. اگر قصد دارید کاری انجام دهید، سراغ این ابتکارات و تنوعها بروید و از رصد و گزارش و پخش زنده دائم چند میدان خاص و تکراری در رسانهها، فاصله بگیرید.
@alef_ba
۱K
۲۰:۱۷