بازارسال شده از جواد موگویی|حرف بیحساب
باید از لامرد در تاریخ،
هیروشما بسازیم.
نگذاریم لامرد و میناب در تاریخ گم شود.
@javadmogoei
هیروشما بسازیم.
نگذاریم لامرد و میناب در تاریخ گم شود.
@javadmogoei
۱۸
۶:۱۲
۲۷۳
۷:۴۸
خدا رو شکر که شر جنگ از کشور دور شدبه امید ایرانی آباد 
۱۸۱
۸:۱۴
بازارسال شده از فلاخن / سلمان کدیور
خب حمله کردند. چه شد؟
ابتدای جنگ بیانیه تسلیم صادر کردنداز نیروهای نظامی خواستند سلاح بر زمین بگذارند تغییر رژیم را مبنا قرار دادند مردم را به شورش دعوت کردند از تجزیه ایران سخن گفتندنیروهای کردی را برای حمله تهیج کردند. تا توانستند ترور کردند نتیجه که نگرفتند، زیر ساخت زدند
اما اما ایران ونزوئلا نبود. آمریکا تا بحال جایی به این سفتی اجابت مزاج نکرده بود. در تاریخش هرچه جنگیده بود با کشورهای بی سلاح و دفاع بود. با گروهک های غیر رسمی.
پایگاه هایشان منهدم شد، رادارهای میلیاردلاری شان به باد رفت، متحدین عربشان زیر ضرب رفتند، تاسیسات شان تخریب شد.
دریافتند اینجا نه آنجایی است که بشود عربده بی هزینه کشید.
پس تقاضای آتش بس کردند.
الان خبری از معامله موشکی ابدا نیست.با آوردن لبنان در تفاهم نامه، قدرت منطقه ای را به رسمیت شناختند.معامله هسته ای را هم حواله دادیم به دو ماه دیگر که قطعا در آن غنی سازی صفر و جمع کردن تاسیسات و... نیست.
رژیم هم سرجایش است.
یک تنگه هرمز را هم از دست دادند و بعد از 500 سال ما کنترل آن را گرفتیم.
12 میلیارد هم (اگر ندهند مذاکرات هسته ای شروع نمی شود) نقدا پرداخت می کنند.
هزینه ندادیم؟زیاد دادیم. بسیار.چه از نظر ترور رهبران و فرماندهان، چه زیان های زیر ساخت و...
اما ایران را از یک بلای عظیم رهاندیم.
#سلمان_کدیور@Falakhon
۱
۱۹:۴۲
۲۲۴
۲۱:۴۴
بازارسال شده از هابیل | نوشتههای میثم رمضانعلی
در بارهٔ امکانِ ملّی بودن صدا و سیما
رسانهٔ ملّی، اگر بناست واقعاً «ملّی» باشد، نمیتواند با حذف یا نادیدهگرفتن بخشهایی از جامعه، خود را ملّی بنامد. ملّیبودن یک عنوان اداری یا یک ادعای سیاسی نیست؛ بلکه نتیجهٔ توانایی رسانه در بازنمایی صداها، نگرانیها و دیدگاههای متنوعی است که در درون جامعه وجود دارند.
مسئلهٔ اصلی ما با رسانهٔ ملّی، همواره در «چگونگی» بوده است، نه در اصلِ مأموریت آن. کمتر کسی با ضرورت وجود یک رسانهٔ ملّی مخالف است؛ اختلاف بر سر این است که این رسانه چگونه میخواهد ملّی باشد و چگونه میخواهد نسبت خود را با جامعه تعریف کند.
ضعف مدیریت فعلی نیز دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. مسئله، کمبود امکانات یا فقدان تریبون نیست؛ مسئله ناتوانی در طراحی و مدیریت گفتوگویی ملّی است. رسانهٔ ملّی زمانی به معنای واقعی کلمه ملّی خواهد بود که بتواند روایتها و دیدگاههای مختلف را در کنار یکدیگر به رسمیت بشناسد، آنها را وارد گفتوگو کند و در عین حال از انسجام اجتماعی و منافع عمومی نیز پاسداری کند.
ملّیبودن نه با یکدستسازی جامعه حاصل میشود و نه با حذف تفاوتها؛ بلکه از رهگذر بهرسمیتشناختن تکثرها و تبدیل آنها به گفتوگویی مشترک برای حفظ وحدت ملّی شکل میگیرد.
@Ramezanali_com
رسانهٔ ملّی، اگر بناست واقعاً «ملّی» باشد، نمیتواند با حذف یا نادیدهگرفتن بخشهایی از جامعه، خود را ملّی بنامد. ملّیبودن یک عنوان اداری یا یک ادعای سیاسی نیست؛ بلکه نتیجهٔ توانایی رسانه در بازنمایی صداها، نگرانیها و دیدگاههای متنوعی است که در درون جامعه وجود دارند.
مسئلهٔ اصلی ما با رسانهٔ ملّی، همواره در «چگونگی» بوده است، نه در اصلِ مأموریت آن. کمتر کسی با ضرورت وجود یک رسانهٔ ملّی مخالف است؛ اختلاف بر سر این است که این رسانه چگونه میخواهد ملّی باشد و چگونه میخواهد نسبت خود را با جامعه تعریف کند.
ضعف مدیریت فعلی نیز دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. مسئله، کمبود امکانات یا فقدان تریبون نیست؛ مسئله ناتوانی در طراحی و مدیریت گفتوگویی ملّی است. رسانهٔ ملّی زمانی به معنای واقعی کلمه ملّی خواهد بود که بتواند روایتها و دیدگاههای مختلف را در کنار یکدیگر به رسمیت بشناسد، آنها را وارد گفتوگو کند و در عین حال از انسجام اجتماعی و منافع عمومی نیز پاسداری کند.
ملّیبودن نه با یکدستسازی جامعه حاصل میشود و نه با حذف تفاوتها؛ بلکه از رهگذر بهرسمیتشناختن تکثرها و تبدیل آنها به گفتوگویی مشترک برای حفظ وحدت ملّی شکل میگیرد.
@Ramezanali_com
۱
۱۸:۱۵
«آنها که امروز برای اعدامِ مذاکرهکنندگان طناب میبافند، در واقع گره را بر گلوی جغرافیای ایران میزنند.»
خیابانهای ما امروز صحنه غریبترین پارادوکس تاریخ معاصر است؛ رویاروییِ «وفادارانِ دیروز» با «واقعگرایانِ امروز». کسانی که با کفن به میدان آمدهاند تا علیه صلح بشورند، در تلهای گرفتار شدهاند که دههها پروپاگاندای رسمی برایشان بافته بود: تلهی «هویت در ستیز». اما سوال اینجاست: وقتی هزینهی «وفاداری به شعار»، نابودیِ «سرزمین» باشد، کدامیک مقدستر است؟
۱. بنبستِ پروپاگاندا؛ هنگامی که سلاح به سمت صاحبش برمیگردد:سالهاست که رسانهها، دشمنی را نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه یک «ارزش وجودی» تعریف کردهاند. اکنون که حاکمیت برای جلوگیری از فروپاشی ناچار به انتخاب گزینهی عقلانی شده، با تودهای روبروست که قدرتِ تحلیلِ «چرخش راهبردی» را ندارد. این بدنه، صلح را نه یک ضرورت برای بقا، بلکه «خیانت به خونهای ریخته شده» میبیند. واقعیت تلخ این است که ماشینِ تولیدِ خشم، بسیار سریعتر از ماشینِ تولیدِ منطق کار میکند. حاکمیت اکنون در حال درویدنِ طوفانی است که خود بذر آن را پاشیده است.
۲. کاسبانِ تنش؛ پنهان در پسِ غیرت مذهبیدر میان فریادهای کفنپوشان، نباید از زمزمههای کسانی غافل شد که صلح برای آنها به معنای پایانِ یک «دوران طلایی» است؛ دورانِ اقتصادِ زیرزمینی، ثروتهای ناشی از تحریم و قدرتهای بیحسابِ ناشی از وضعیتِ جنگی. برای ذینفعانِ آشوب، اعدامِ مذاکرهکننده، تنها یک انتقامِ ایدئولوژیک نیست، بلکه «دفاع از منافعِ طبقاتی» است. آنها میدانند که در یک ایرانِ باثبات و متصل به جهان، جایگاهی برای «رانتخواریِ استثنایی» وجود نخواهد داشت.
۳. خونِ رهبر یا بقای ملت؟کشته شدن رهبری برای بخشی از جامعه ترومایی عظیم است، اما سیاست عرصهی «تشییعِ جنازهی دائمی» نیست. تمدنها زمانی سقوط میکنند که «انتقام» را بر «تدبیر» مقدم بشمارند. صلح با دشمن، لزوماً به معنای بخشش او یا فراموشیِ گذشته نیست؛ بلکه به معنای پذیرش این حقیقت است که «ایران» بزرگتر از هر فرد و هر داغی است. اصرار بر ادامه جنگ در شرایطی که شیرازههای اقتصادی و اجتماعی از هم گسیخته، نه شجاعت، که یک «انتحارِ دستهجمعی» است.
ما در لحظهای ایستادهایم که تاریخ، قهرمانانش را نه از میان کسانی که «ماشه» را میکشند، بلکه از میان کسانی که جرئتِ «نوشتن» و «گفتگو» را دارند، انتخاب خواهد کرد. صلح در اوجِ جراحت، نه نشانهی ضعف، که نشانهی «اراده برای زندگی» است.
فراموش نکنیم: حکومتی که نتواند پیروانش را به سمت «عقلانیت» هدایت کند، توسط همان پیروان به قعرِ چاهِ نابودی کشیده خواهد شد. امروز، ایستادن در کنار «منطقِ صلح»، تنها راهِ ایستادن در کنار «ایران» است. میانِ کفنپوشی برای مرگ و آستینبالازدن برای زندگی، ما باید دومی را برگزینیم؛ پیش از آنکه جغرافیایمان به خاطرهای در کتابهای تاریخ تبدیل شود.
۸۲
۱۲:۳۷
بازارسال شده از ایرانِ ما
پزشکیان در جلسهای به مناسبت تشکیل بسیج اساتید در دانشگاه تهران، در میان صدای اعتراض عدهای از حاضران گفت:
«*همه امضا کردهاند که این راه را باید برویم. حالا هر کسی میخواهد تفرقه ایجاد کند، این گوی و این میدان.*»
او با اشاره به نظر فرماندهان نظامی در شورای امنیت ملی گفت: «*فرمانده قرارگاه [خاتم الانبیاء]، فرمانده ارتش و سپاه، و نهادهای امنیتی همه بودند و همه یک حرف زدند و همه متحد بودند و همه آن چیزی را که میخواستیم عمل کنیم را امضا کردند.*»
@v_ouriran
«*همه امضا کردهاند که این راه را باید برویم. حالا هر کسی میخواهد تفرقه ایجاد کند، این گوی و این میدان.*»
او با اشاره به نظر فرماندهان نظامی در شورای امنیت ملی گفت: «*فرمانده قرارگاه [خاتم الانبیاء]، فرمانده ارتش و سپاه، و نهادهای امنیتی همه بودند و همه یک حرف زدند و همه متحد بودند و همه آن چیزی را که میخواستیم عمل کنیم را امضا کردند.*»
@v_ouriran
۱
۱۶:۳۳