لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل ایران جان || علی آذرنژادا
۴۰۲ عضو

ایران جان || علی آذرنژاد

اینجا از ایرانِ جان می گوییماز زبان دوست و دشمنارتباط با مدیر کانال: @ali_azarnejad
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۰ خرداد
بازارسال شده از جواد موگویی|حرف بی‌حساب
thumbnail
باید از لامرد در تاریخ،
هیروشما بسازیم.
نگذاریم لامرد و میناب در تاریخ گم شود.
@javadmogoei

۱۸

۶:۱۲

۲۳ خرداد
undefinedمن همچنان معتقدم که ارتش آمریکا تا حالا «روی زمین سفت نشاشیده بود»تا حالا هرچه جنگیده بود با گروهک ها و ارتش های ضعیف جنگیده بود.علیرغم داشتن جنگ افزارهای مدرن وساخت تصاویر هالیوودی از خود در اذهان ملت های دنیا، الکی گنده شده بود.تا حالا با یک ارتش[به معنای عام کلمه] منظم و دارای ساختار پیشرفته ای مثل ایران روبرو نشده بود.آخر کار هم نتیجه اش رو دید.
undefinedنظامی نویس نیستم و هیچ اطلاعی هم از آن ندارم ولی این را می دانم که نیروهای مسلح ایران عزیز مایه افتخاراند.
undefined علی آذرنژاد
undefined @AliAzarnejaD
undefined۱۴
undefined۱
undefined۱

۲۷۳

۷:۴۸

۲۵ خرداد
خدا رو شکر که شر جنگ از کشور دور شدبه امید ایرانی آباد undefined
undefined۸
undefined۲

۱۸۱

۸:۱۴

بازارسال شده از فلاخن / سلمان کدیور
undefinedقبل از جنگ می گفتند، هسته ای را بدهید (غنی سازی صفر و تعطیلی صنعت)، موشکی را بدهید، قدرت منطقه ای را بدهید، که فقط لطف کرده و شما را بمباران نکنیم.
خب حمله کردند. چه شد؟
ابتدای جنگ بیانیه تسلیم صادر کردنداز نیروهای نظامی خواستند سلاح بر زمین بگذارند تغییر رژیم را مبنا قرار دادند مردم را به شورش دعوت کردند از تجزیه ایران سخن گفتندنیروهای کردی را برای حمله تهیج کردند. تا توانستند ترور کردند نتیجه که نگرفتند، زیر ساخت زدند
اما اما ایران ونزوئلا نبود. آمریکا تا بحال جایی به این سفتی اجابت مزاج نکرده بود. در تاریخش هرچه جنگیده بود با کشورهای بی سلاح و دفاع بود. با گروهک های غیر رسمی.
پایگاه هایشان منهدم شد، رادارهای میلیاردلاری شان به باد رفت، متحدین عربشان زیر ضرب رفتند، تاسیسات شان تخریب شد.
دریافتند اینجا نه آنجایی است که بشود عربده بی هزینه کشید.
پس تقاضای آتش بس کردند.
الان خبری از معامله موشکی ابدا نیست.با آوردن لبنان در تفاهم نامه، قدرت منطقه ای را به رسمیت شناختند.معامله هسته ای را هم حواله دادیم به دو ماه دیگر که قطعا در آن غنی سازی صفر و جمع کردن تاسیسات و... نیست.
رژیم هم سرجایش است.
یک تنگه هرمز را هم از دست دادند و بعد از 500 سال ما کنترل آن را گرفتیم.
12 میلیارد هم (اگر ندهند مذاکرات هسته ای شروع نمی شود) نقدا پرداخت می کنند.

هزینه ندادیم؟زیاد دادیم. بسیار.چه از نظر ترور رهبران و فرماندهان، چه زیان های زیر ساخت و...
اما ایران را از یک بلای عظیم رهاندیم.
#سلمان_کدیور@Falakhon

۱

۱۹:۴۲

thumbnail
undefinedپایان undefined
undefined @AliAzarnejaD
undefined۶

۱۸۲

۲۰:۱۴

thumbnail
ایشونم رفت قاطی غرب گرایان
undefined @AliAzarnejaD
undefined۳
undefined۲
undefined۱

۲۷۱

۲۱:۴۰

۲۸ خرداد
undefinedکاری که روحانی با هیاهو، دعوا و ناسزا به مخالفین می خواست به سرانجام برساند، پزشکیان با صبر و حوصله و بدون دعوا با مخالفین و به ویژه عدم سر شاخ شدن با رهبری [به عنوان راس هرم] بلکه همراهی تام و تمام با ایشان و بازی دادن سپاه و سوگلی نظام[قالیباف] به سرانجام رساند.undefinedصرفا نه در مساله جنگ و مذاکرات با آمریکا، بلکه در موارد دیگر من جمله بازگشایی اینترنت.undefinedمهم این است که به هدف رسید، پس چه بهتر در صورت امکان بدون هیاهو و دعوا بدان مقصد رسید.
undefinedقطعا از رایی که در این برهه حساس کشور به او دادم افتخار می کنم.
undefined علی آذرنژاد
undefined @AliAzarnejaD
undefined۸
undefined۳
undefined۲
undefined۱

۲۲۴

۲۱:۴۴

۳۰ خرداد
بازارسال شده از هابیل | نوشته‌های میثم رمضانعلی
در بارهٔ امکانِ ملّی بودن صدا و سیما
رسانهٔ ملّی، اگر بناست واقعاً «ملّی» باشد، نمی‌تواند با حذف یا نادیده‌گرفتن بخش‌هایی از جامعه، خود را ملّی بنامد. ملّی‌بودن یک عنوان اداری یا یک ادعای سیاسی نیست؛ بلکه نتیجهٔ توانایی رسانه در بازنمایی صداها، نگرانی‌ها و دیدگاه‌های متنوعی است که در درون جامعه وجود دارند.
مسئلهٔ اصلی ما با رسانهٔ ملّی، همواره در «چگونگی» بوده است، نه در اصلِ مأموریت آن. کمتر کسی با ضرورت وجود یک رسانهٔ ملّی مخالف است؛ اختلاف بر سر این است که این رسانه چگونه می‌خواهد ملّی باشد و چگونه می‌خواهد نسبت خود را با جامعه تعریف کند.
ضعف مدیریت فعلی نیز دقیقاً در همین نقطه آشکار می‌شود. مسئله، کمبود امکانات یا فقدان تریبون نیست؛ مسئله ناتوانی در طراحی و مدیریت گفت‌وگویی ملّی است. رسانهٔ ملّی زمانی به معنای واقعی کلمه ملّی خواهد بود که بتواند روایت‌ها و دیدگاه‌های مختلف را در کنار یکدیگر به رسمیت بشناسد، آن‌ها را وارد گفت‌وگو کند و در عین حال از انسجام اجتماعی و منافع عمومی نیز پاسداری کند.
ملّی‌بودن نه با یکدست‌سازی جامعه حاصل می‌شود و نه با حذف تفاوت‌ها؛ بلکه از رهگذر به‌رسمیت‌شناختن تکثرها و تبدیل آن‌ها به گفت‌وگویی مشترک برای حفظ وحدت ملّی شکل می‌گیرد.
@Ramezanali_com

۱

۱۸:۱۵

۳۱ خرداد
undefined️ ایران در مسلخِ وفاداری
undefined آزاده مدنی
«آن‌ها که امروز برای اعدامِ مذاکره‌کنندگان طناب می‌بافند، در واقع گره را بر گلوی جغرافیای ایران می‌زنند.»
خیابان‌های ما امروز صحنه غریب‌ترین پارادوکس تاریخ معاصر است؛ رویاروییِ «وفادارانِ دیروز» با «واقع‌گرایانِ امروز». کسانی که با کفن به میدان آمده‌اند تا علیه صلح بشورند، در تله‌ای گرفتار شده‌اند که دهه‌ها پروپاگاندای رسمی برایشان بافته بود: تله‌ی «هویت در ستیز». اما سوال اینجاست: وقتی هزینه‌ی «وفاداری به شعار»، نابودیِ «سرزمین» باشد، کدام‌یک مقدس‌تر است؟
۱. بن‌بستِ پروپاگاندا؛ هنگامی که سلاح به سمت صاحبش برمی‌گردد:سال‌هاست که رسانه‌ها، دشمنی را نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه یک «ارزش وجودی» تعریف کرده‌اند. اکنون که حاکمیت برای جلوگیری از فروپاشی ناچار به انتخاب گزینه‌ی عقلانی شده، با توده‌ای روبروست که قدرتِ تحلیلِ «چرخش راهبردی» را ندارد. این بدنه، صلح را نه یک ضرورت برای بقا، بلکه «خیانت به خون‌های ریخته شده» می‌بیند. واقعیت تلخ این است که ماشینِ تولیدِ خشم، بسیار سریع‌تر از ماشینِ تولیدِ منطق کار می‌کند. حاکمیت اکنون در حال درویدنِ طوفانی است که خود بذر آن را پاشیده است.
۲. کاسبانِ تنش؛ پنهان در پسِ غیرت مذهبیدر میان فریادهای کفن‌پوشان، نباید از زمزمه‌های کسانی غافل شد که صلح برای آن‌ها به معنای پایانِ یک «دوران طلایی» است؛ دورانِ اقتصادِ زیرزمینی، ثروت‌های ناشی از تحریم و قدرت‌های بی‌حسابِ ناشی از وضعیتِ جنگی. برای ذینفعانِ آشوب، اعدامِ مذاکره‌کننده، تنها یک انتقامِ ایدئولوژیک نیست، بلکه «دفاع از منافعِ طبقاتی» است. آن‌ها می‌دانند که در یک ایرانِ باثبات و متصل به جهان، جایگاهی برای «رانت‌خواریِ استثنایی» وجود نخواهد داشت.
۳. خونِ رهبر یا بقای ملت؟کشته شدن رهبری برای بخشی از جامعه ترومایی عظیم است، اما سیاست عرصه‌ی «تشییعِ جنازه‌ی دائمی» نیست. تمدن‌ها زمانی سقوط می‌کنند که «انتقام» را بر «تدبیر» مقدم بشمارند. صلح با دشمن، لزوماً به معنای بخشش او یا فراموشیِ گذشته نیست؛ بلکه به معنای پذیرش این حقیقت است که «ایران» بزرگتر از هر فرد و هر داغی است. اصرار بر ادامه جنگ در شرایطی که شیرازه‌های اقتصادی و اجتماعی از هم گسیخته، نه شجاعت، که یک «انتحارِ دسته‌جمعی» است.
ما در لحظه‌ای ایستاده‌ایم که تاریخ، قهرمانانش را نه از میان کسانی که «ماشه» را می‌کشند، بلکه از میان کسانی که جرئتِ «نوشتن» و «گفتگو» را دارند، انتخاب خواهد کرد. صلح در اوجِ جراحت، نه نشانه‌ی ضعف، که نشانه‌ی «اراده برای زندگی» است.
فراموش نکنیم: حکومتی که نتواند پیروانش را به سمت «عقلانیت» هدایت کند، توسط همان پیروان به قعرِ چاهِ نابودی کشیده خواهد شد. امروز، ایستادن در کنار «منطقِ صلح»، تنها راهِ ایستادن در کنار «ایران» است. میانِ کفن‌پوشی برای مرگ و آستین‌بالازدن برای زندگی، ما باید دومی را برگزینیم؛ پیش از آنکه جغرافیایمان به خاطره‌ای در کتاب‌های تاریخ تبدیل شود.

undefined @AliAzarnejaD
undefined۴
undefined۱

۸۲

۱۲:۳۷

بازارسال شده از ایرانِ ما
پزشکیان در جلسه‌ای به مناسبت تشکیل بسیج اساتید در دانشگاه تهران، در میان صدای اعتراض عده‌ای از حاضران گفت:
«*همه امضا کرده‌اند که این راه را باید برویم. حالا هر کسی می‌خواهد تفرقه ایجاد کند، این گوی و این میدان.*»
او با اشاره به نظر فرماندهان نظامی در شورای امنیت ملی گفت: «*فرمانده قرارگاه [خاتم الانبیاء]، فرمانده ارتش و سپاه، و نهادهای امنیتی همه بودند و همه یک حرف زدند و همه متحد بودند و همه آن چیزی را که می‌خواستیم عمل کنیم را امضا کردند.*»

@v_ouriran

۱

۱۶:۳۳