بازارسال شده از کیش مهر
مجلسِ حسینیِ کیشِ مهرسال ششم | مجازی
محرم ۱۴۰۵
پیمانهمراه بامحمدحسین قدوسی
سوم، چهارم، پنجم تیرماهساعت ۶ صبح
لینک اسکایروم
https://skyroom.online/ch/allamehwisdom/mmat
@kishemehr1400
محرم ۱۴۰۵
پیمانهمراه بامحمدحسین قدوسی
سوم، چهارم، پنجم تیرماهساعت ۶ صبح
لینک اسکایروم
https://skyroom.online/ch/allamehwisdom/mmat
@kishemehr1400
۳۷
۱۵:۴۲
سختی عاشورا یک آسانی دارد و آن عبّاس است.
عبّاس بن علی علیهالسلام بابالحوائج است.
یعنی کسی که این اقتدار را در درون خودش به نهایت رسانده و تماشاییترین و در دسترسترین و کاملترین و نمودارترین کسی است که انسانهایی مثل ما میتوانیم به او رجوع کنیم و این توانایی را تجربه کنیم. با رجوع به حقیقت عباسی ما توانایی خویشتن را عیان میبینیم. با رجوع به این حقیقت عباسی میتوانیم از هر گردنه و سختی، این توانایی و سهولت و رسیدن و راحت شدن را تجربه کنیم.و این تجربه از طریق آن حقایق و وقایعی است که برای او در کربلا رخ میدهد.
آن مراتب وارستگی و رها شدن از تمامی بندها. ما از طریق رجوع به این حقیقت است که میتوانیم به توانایی خود واقف شویم و در هر مرحلهای حقیقت عباسی شدن و راه عباس را رفتن و چون عباس شدن را تجربه کنیم.
این "بابالحوائج" قدرت و اقتدار انسان برای اینکه تمام خواستههای مومنین و غیر مومنین را اجابت کند تنها با رهایی از زندانها امکان دارد و این حقیقت عباسی است و اگر ما به آن توجه کنیم، اقتدار انسانی را میتوانیم در خودمان ببینیم و تجربه کنیم.
امکان ندارد که انسانی توجه به حقیقت عباسی بکند و در گردنه و گذرگاهی برای رسیدن به یک خواسته حقیقی و واقعی، مادی یا معنوی، اقتدار خودش را نتواند تجربه کند.
همه انسانها به سمت مسیری که در جهت حوائج دنیایی و آخرتی خود دارند در شرایطی که با صداقت پیش میروند، اگر به حقیقت عباسی توجه کنند و در آنجایی که هستند واقعیت را ببینند و حقیقتا با رهایی از چیزهایی که در آن مرحله گرفتارش هستند و با رها شدن خودشان، حتما این اقتدار را در خودشان ایجاد خواهند کرد و این تجربه برای همه قابل حصول است. امکان ندارد کسی خلاف این باشد. به شرط اینکه انسان واقعا این مسیر را طی بکند.
وقتی انسان در درون خودش شروع کند به رهایی از بندها، این رها شدن بلافاصله برای او اقتدار میآورد در هر موضوعی در هر حاجت دنیایی و آخرتی. در هر امر بزرگ و کوچکی. در هر امری که برای او بنبستی ایجاد کرده به شرطی اینکه حقیقتا و صادقانه این کار را انجام دهد و به دنبال بازیگری و حقه بازی و عمل نادرست نباشد. بازیگری که انسان عمل کوچکی انجام میدهد و هزاران انتظار برای او ایجاد میشود. قدمی برداشته و برنداشته طلبکار آسمان و زمین میشود.
این انسان هرگز به حقیقت علوی ، حقیقت حسینی، حقیقت عباسی و حقیقت فرزندان و برادران اینها دسترسی پیدا نکرده و خودش را فریب داده. اگر انسان خودش را فریب ندهد، این اقتدار انسانی را به دست خواهد آورد و به راحتی همه چیز در دسترس او قرار خواهد گرفت، هر چیزی که ارزش دسترسی داشته باشد.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
|محمدحسین قدوسی|
عاشورا مظهر اقتدار انسان
تاسوعای حسینی
#در_مكتب_علامه_طباطبايی #تاسوعا@Allaamehwisdom
عبّاس بن علی علیهالسلام بابالحوائج است.
یعنی کسی که این اقتدار را در درون خودش به نهایت رسانده و تماشاییترین و در دسترسترین و کاملترین و نمودارترین کسی است که انسانهایی مثل ما میتوانیم به او رجوع کنیم و این توانایی را تجربه کنیم. با رجوع به حقیقت عباسی ما توانایی خویشتن را عیان میبینیم. با رجوع به این حقیقت عباسی میتوانیم از هر گردنه و سختی، این توانایی و سهولت و رسیدن و راحت شدن را تجربه کنیم.و این تجربه از طریق آن حقایق و وقایعی است که برای او در کربلا رخ میدهد.
آن مراتب وارستگی و رها شدن از تمامی بندها. ما از طریق رجوع به این حقیقت است که میتوانیم به توانایی خود واقف شویم و در هر مرحلهای حقیقت عباسی شدن و راه عباس را رفتن و چون عباس شدن را تجربه کنیم.
این "بابالحوائج" قدرت و اقتدار انسان برای اینکه تمام خواستههای مومنین و غیر مومنین را اجابت کند تنها با رهایی از زندانها امکان دارد و این حقیقت عباسی است و اگر ما به آن توجه کنیم، اقتدار انسانی را میتوانیم در خودمان ببینیم و تجربه کنیم.
امکان ندارد که انسانی توجه به حقیقت عباسی بکند و در گردنه و گذرگاهی برای رسیدن به یک خواسته حقیقی و واقعی، مادی یا معنوی، اقتدار خودش را نتواند تجربه کند.
همه انسانها به سمت مسیری که در جهت حوائج دنیایی و آخرتی خود دارند در شرایطی که با صداقت پیش میروند، اگر به حقیقت عباسی توجه کنند و در آنجایی که هستند واقعیت را ببینند و حقیقتا با رهایی از چیزهایی که در آن مرحله گرفتارش هستند و با رها شدن خودشان، حتما این اقتدار را در خودشان ایجاد خواهند کرد و این تجربه برای همه قابل حصول است. امکان ندارد کسی خلاف این باشد. به شرط اینکه انسان واقعا این مسیر را طی بکند.
وقتی انسان در درون خودش شروع کند به رهایی از بندها، این رها شدن بلافاصله برای او اقتدار میآورد در هر موضوعی در هر حاجت دنیایی و آخرتی. در هر امر بزرگ و کوچکی. در هر امری که برای او بنبستی ایجاد کرده به شرطی اینکه حقیقتا و صادقانه این کار را انجام دهد و به دنبال بازیگری و حقه بازی و عمل نادرست نباشد. بازیگری که انسان عمل کوچکی انجام میدهد و هزاران انتظار برای او ایجاد میشود. قدمی برداشته و برنداشته طلبکار آسمان و زمین میشود.
این انسان هرگز به حقیقت علوی ، حقیقت حسینی، حقیقت عباسی و حقیقت فرزندان و برادران اینها دسترسی پیدا نکرده و خودش را فریب داده. اگر انسان خودش را فریب ندهد، این اقتدار انسانی را به دست خواهد آورد و به راحتی همه چیز در دسترس او قرار خواهد گرفت، هر چیزی که ارزش دسترسی داشته باشد.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#در_مكتب_علامه_طباطبايی #تاسوعا@Allaamehwisdom
۳۲۱
۲۰:۴۹
أَلسَّلامُ عَلى أَبی مُحَمَّد الْحَسَنِ وَصِىِّ أَبیهِ وَ خَلیفَتِهِدرود بر حسن بن على وصىّ و جانشین پدرش ،
أَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ الَّذی سَمَحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِهِسلام بر حسین که جانش را تقدیم نمود
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ أَطاعَ اللهَ فی سِـرِّهِ وَ عَلانِـیَـتِـهِسلام بر آن کسى که در نهان و آشکار خدا را اطاعت نمود
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ جَعَلَ اللهُ الشّـِفآءَ فی تُرْبَتِهِسلام بر آن کسى که خداوند شفا را در خاکِ قبرِ او قرار داد
أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاِْ جابَـةُ تَحْتَ قُـبَّـتِهِسلام بر آن کسى که (محلِّ) اجابتِ دعا در زیرِ بارگاه اوست
#زیارت_ناحیه_مقدسه
@Allaamehwisdom
أَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ الَّذی سَمَحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِهِسلام بر حسین که جانش را تقدیم نمود
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ أَطاعَ اللهَ فی سِـرِّهِ وَ عَلانِـیَـتِـهِسلام بر آن کسى که در نهان و آشکار خدا را اطاعت نمود
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ جَعَلَ اللهُ الشّـِفآءَ فی تُرْبَتِهِسلام بر آن کسى که خداوند شفا را در خاکِ قبرِ او قرار داد
أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاِْ جابَـةُ تَحْتَ قُـبَّـتِهِسلام بر آن کسى که (محلِّ) اجابتِ دعا در زیرِ بارگاه اوست
#زیارت_ناحیه_مقدسه
@Allaamehwisdom
۲۰۲
۸:۲۹
بازارسال شده از حکمت نامتناهی ۲
مقام و جایگاه سیدالشهدا(ع) ناشی از همین حادثهٔ عاشوراست؛ ناشی از عملی که حضرت توفیق انجام آن را یافتند. گرچه همهٔ اهلبیت(ع) نور واحد هستند، اما هر یک دارای خصیصهای ویژهاند و این بروز و ظهور خاصِ سیدالشهدا(ع) است که در عاشورا تحقق یافت. این ویژگی منافاتی با نور واحد بودن آنان ندارد؛ بلکه حقیقت مشترکِ اهلبیت(ع) در موقعیتهای گوناگون، به شکلهای متفاوت ظهور پیدا میکند.
آنچه برای سیدالشهدا(ع) حاصل شد، بدون آن فداکاریها، شهادتها، اسارتها و مصیبت عظیم عاشورا ممکن نبود. همهٔ اولیای الهی از آغاز خلقت تا قیامت برای این مصیبت عزادارند و همین مصیبت، زمینهٔ ظهور آن مرتبهٔ ویژه را فراهم کرد. این حقیقت برای ما نیز سرمشق است؛ انسان بدون عبور از سختیها، بدون اقدام و بدون گذر از تنگههای روحی، به قلههای خاص نمیرسد.
توسل به حضرت ابوالفضل العباس(ع) برای انسان گشایشها و امدادهای ویژهای در امور مادی و معنوی ایجاد میکند؛ اما رسیدن به قلههای بلندتر، در حقیقت حسینی نهفته است. حقیقت حسینی در عاشورا ظهور یافت و برای ما الگویی شد تا در بزنگاههای زندگی، از سختیها و از دست دادنها نهراسیم و اراده و همت خود را به کار بگیریم.
جهاد اصغر، با همهٔ سختیهایش، دشوار است؛ اما سختتر از آن جهاد اکبر است. در جهاد اصغر، دشمن بیرونی است؛ اما در جهاد اکبر، انسان با موانع درونی خود روبهرو میشود: با حب و بغضها، دلبستگیها، عادتها، هویتهای کاذب و گرفتاریهایی که مانع صعود او میشوند. این همان نقطهای است که تعیین میکند انسان تا چه اندازه با حقیقت حسینی همراه شده است.
از همین رو گفتهاند: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا». هر انسانی عاشورای مخصوص خود را دارد؛ نقطهای که باید میان راحتی و حقیقت یکی را انتخاب کند. بسیاری در ظاهر اهل محبت و عزاداریاند، اما هنگامی که عاشورای درونیشان فرا میرسد، از جهاد میگریزند.
سختی آخرالزمان نیز همین است؛ اینکه میدان اصلی مبارزه به درون انسان منتقل میشود. انسان میتواند خود را با هزاران کار ظاهراً معنوی، اجتماعی و فرهنگی سرگرم کند و از جهاد اکبر غافل بماند. ممکن است در حال تدریس، نوشتن، فعالیت اجتماعی یا حتی کار خیر باشد، اما از آن نقطهٔ حسینی که نیازمند عمل و فداکاری واقعی است فرار کند.
سیدالشهدا(ع) نیز در ظاهر به سوی مسیری میرفتند که همهٔ عقلا آن را شکست میدانستند. هیچکس پیروزی ظاهری در آن نمیدید؛ اما حضرت راهی را برگزیدند که به عالیترین مرتبهٔ قرب الهی و بزرگترین خدمت به بشریت منتهی شد. همانگونه که زینب کبری(س) نیز از طریق اسارت و تحمل آن مصائب، به مرتبهای از ظهور و کمال رسیدند که بدون آن سختیها امکان نداشت.
بنابراین، شیعهٔ حسین(ع) شدن تنها با محبت و شعار حاصل نمیشود؛ بلکه با عبور از همان تنگههای دشوار درونی و با عمل در لحظههای حساس زندگی محقق میشود. راه دیگری وجود ندارد.
نوشتهی محمدحسین قدوسی
#کیش_مهر۱۴۰۵
@endlesshekmat2
آنچه برای سیدالشهدا(ع) حاصل شد، بدون آن فداکاریها، شهادتها، اسارتها و مصیبت عظیم عاشورا ممکن نبود. همهٔ اولیای الهی از آغاز خلقت تا قیامت برای این مصیبت عزادارند و همین مصیبت، زمینهٔ ظهور آن مرتبهٔ ویژه را فراهم کرد. این حقیقت برای ما نیز سرمشق است؛ انسان بدون عبور از سختیها، بدون اقدام و بدون گذر از تنگههای روحی، به قلههای خاص نمیرسد.
توسل به حضرت ابوالفضل العباس(ع) برای انسان گشایشها و امدادهای ویژهای در امور مادی و معنوی ایجاد میکند؛ اما رسیدن به قلههای بلندتر، در حقیقت حسینی نهفته است. حقیقت حسینی در عاشورا ظهور یافت و برای ما الگویی شد تا در بزنگاههای زندگی، از سختیها و از دست دادنها نهراسیم و اراده و همت خود را به کار بگیریم.
جهاد اصغر، با همهٔ سختیهایش، دشوار است؛ اما سختتر از آن جهاد اکبر است. در جهاد اصغر، دشمن بیرونی است؛ اما در جهاد اکبر، انسان با موانع درونی خود روبهرو میشود: با حب و بغضها، دلبستگیها، عادتها، هویتهای کاذب و گرفتاریهایی که مانع صعود او میشوند. این همان نقطهای است که تعیین میکند انسان تا چه اندازه با حقیقت حسینی همراه شده است.
از همین رو گفتهاند: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا». هر انسانی عاشورای مخصوص خود را دارد؛ نقطهای که باید میان راحتی و حقیقت یکی را انتخاب کند. بسیاری در ظاهر اهل محبت و عزاداریاند، اما هنگامی که عاشورای درونیشان فرا میرسد، از جهاد میگریزند.
سختی آخرالزمان نیز همین است؛ اینکه میدان اصلی مبارزه به درون انسان منتقل میشود. انسان میتواند خود را با هزاران کار ظاهراً معنوی، اجتماعی و فرهنگی سرگرم کند و از جهاد اکبر غافل بماند. ممکن است در حال تدریس، نوشتن، فعالیت اجتماعی یا حتی کار خیر باشد، اما از آن نقطهٔ حسینی که نیازمند عمل و فداکاری واقعی است فرار کند.
سیدالشهدا(ع) نیز در ظاهر به سوی مسیری میرفتند که همهٔ عقلا آن را شکست میدانستند. هیچکس پیروزی ظاهری در آن نمیدید؛ اما حضرت راهی را برگزیدند که به عالیترین مرتبهٔ قرب الهی و بزرگترین خدمت به بشریت منتهی شد. همانگونه که زینب کبری(س) نیز از طریق اسارت و تحمل آن مصائب، به مرتبهای از ظهور و کمال رسیدند که بدون آن سختیها امکان نداشت.
بنابراین، شیعهٔ حسین(ع) شدن تنها با محبت و شعار حاصل نمیشود؛ بلکه با عبور از همان تنگههای دشوار درونی و با عمل در لحظههای حساس زندگی محقق میشود. راه دیگری وجود ندارد.
#کیش_مهر۱۴۰۵
@endlesshekmat2
۳۲
۸:۴۲
بازارسال شده از فضای امکان
شاید این محرم،وقتِ پیدا کردن پاسخ نباشد؛وقتِ پیدا شدنِ سؤالِ درست باشد....ششم تا هشتم تیرماه ۱۴۰۵باشگاه اندیشه#روضه_خانه#استادمحمدحسینرحیمی
@emkanspace
@emkanspace
۴۸
۱۶:۴۱
بازارسال شده از حکمت نامتناهی ۲
اسارت؛ باطن حماسهٔ عاشورا
اسارت، حقیقتی است که باطن حماسهٔ عاشوراست و مصیبت حضرت زینب(س)، آن فداکاری عظیمی است که این باطن را آشکار میکند. حقیقت عاشورا که امام حسین(ع) را به سوی شهادت و آن همه مصیبت برد، برای نشان دادن اسارت ما بود. چنانکه خود حضرت فرمودند، هدف این حرکت، نجات انسانها از حیرت، ضلالت، گمراهی و تاریکیهاست.
حسین(ع) و زینب(س) که خود از اسارت حقیقی رها بودند، با اختیار و آگاهی، شهادت و اسارت ظاهری را پذیرفتند تا مراتب کمالشان به فعلیت برسد و راه رهایی را به انسانها نشان دهند. اما ما برعکس، اکنون در اسارت هستیم؛ اسیر هویتهای دروغین، ملکات، حب و بغضها، عادتها و زندانی که خود برای خویش ساختهایم.
اگر پیمانی که با حضرت ابوالفضل العباس(ع) بستهایم حقیقی باشد و در زندگی به آن وفادار بمانیم، وفاداری از جانب آنان قطعی است. اما فعلیت یافتن این پیمان، نیازمند گذر زمان، عمل و استمرار است. حقیقت حسینی در بزنگاههای زندگی آشکار میشود؛ آنجا که انسان باید قله را انتخاب کند و نگذارد گرفتاریهای روزمره او را زمینگیر و در زندگی رسوبکرده کند.
مشکل ما همین رسوب است؛ رسوبی که از زندگی روزمره، ملکات و هویت ضعیفی که برای خود ساختهایم پدید آمده است. اسارت حضرت زینب(س) انتخابی بود؛ اما اسارت ما ناخواسته و درونی است. راه رهایی نیز توجه به همین اسارت درونی است.
اگر انسان به نماز، زیارت، کار خیر یا موفقیتهای مادی و معنوی خود دلخوش شود، دیگر جایی برای احساس اسارت و تعلیق باقی نمیماند. در حالی که باید هر روز نقطهای در زندگی داشته باشیم که این رضایت را بر هم بزند و ما را متوجه زندان درونمان کند.
این تعلیق برای هر کس شکلی دارد؛ گاهی اندیشیدن به حقیقتی برتر، گاهی تمرکز بر یک متن قدسی، گاهی تحمل شنیدن درد دیگری، گاهی مبارزه با یک خصلت ناپسند، گاهی عبادتی با حضور قلب، یا حتی اندکی توقف و صبر در نقطهای که از آن گریزانیم. همین توجه، رسوبهای درون را آرامآرام ذوب میکند.
بدون این عمل روزانه، رسیدن به نتایج آن پیمان ممکن نیست. ما پیوسته از حسین(ع)، حضرت عباس(ع) و حضرت زینب(س) حاجت معنوی میخواهیم؛ در حالی که حقیقت این است که آنان بیش از آنکه ما را بخواهند، منتظر پاسخ ما هستند. آنان این همه رنج را تحمل کردهاند تا ما از حیرت و ضلالت نجات پیدا کنیم.
غفلت زمانی از بین میرود که انسان به اسارت خود توجه کند. بازگشت از این اسارت، بدون تعلیق و بدون یک اقدام روزانه ممکن نیست. هر روزی که از این توجه غافل شویم، رسوبهای درونمان سختتر میشود؛ و هر روزی که گامی، هرچند کوچک، در جهت شکستن این اسارت برداریم، بخشی از آن رسوب کنده میشود و راه برای فیوضات و برکات اهلبیت(ع) گشودهتر خواهد شد.
فیض آنان همواره جاری است؛ این ما هستیم که باید با کوچکترین اقدام ممکن، خود را در معرض آن قرار دهیم و از آن نگریزیم.
محمدحسین قدوسی
#کیش_مهر۱۴۰۵
@endlesshekmat2
اسارت، حقیقتی است که باطن حماسهٔ عاشوراست و مصیبت حضرت زینب(س)، آن فداکاری عظیمی است که این باطن را آشکار میکند. حقیقت عاشورا که امام حسین(ع) را به سوی شهادت و آن همه مصیبت برد، برای نشان دادن اسارت ما بود. چنانکه خود حضرت فرمودند، هدف این حرکت، نجات انسانها از حیرت، ضلالت، گمراهی و تاریکیهاست.
حسین(ع) و زینب(س) که خود از اسارت حقیقی رها بودند، با اختیار و آگاهی، شهادت و اسارت ظاهری را پذیرفتند تا مراتب کمالشان به فعلیت برسد و راه رهایی را به انسانها نشان دهند. اما ما برعکس، اکنون در اسارت هستیم؛ اسیر هویتهای دروغین، ملکات، حب و بغضها، عادتها و زندانی که خود برای خویش ساختهایم.
اگر پیمانی که با حضرت ابوالفضل العباس(ع) بستهایم حقیقی باشد و در زندگی به آن وفادار بمانیم، وفاداری از جانب آنان قطعی است. اما فعلیت یافتن این پیمان، نیازمند گذر زمان، عمل و استمرار است. حقیقت حسینی در بزنگاههای زندگی آشکار میشود؛ آنجا که انسان باید قله را انتخاب کند و نگذارد گرفتاریهای روزمره او را زمینگیر و در زندگی رسوبکرده کند.
مشکل ما همین رسوب است؛ رسوبی که از زندگی روزمره، ملکات و هویت ضعیفی که برای خود ساختهایم پدید آمده است. اسارت حضرت زینب(س) انتخابی بود؛ اما اسارت ما ناخواسته و درونی است. راه رهایی نیز توجه به همین اسارت درونی است.
اگر انسان به نماز، زیارت، کار خیر یا موفقیتهای مادی و معنوی خود دلخوش شود، دیگر جایی برای احساس اسارت و تعلیق باقی نمیماند. در حالی که باید هر روز نقطهای در زندگی داشته باشیم که این رضایت را بر هم بزند و ما را متوجه زندان درونمان کند.
این تعلیق برای هر کس شکلی دارد؛ گاهی اندیشیدن به حقیقتی برتر، گاهی تمرکز بر یک متن قدسی، گاهی تحمل شنیدن درد دیگری، گاهی مبارزه با یک خصلت ناپسند، گاهی عبادتی با حضور قلب، یا حتی اندکی توقف و صبر در نقطهای که از آن گریزانیم. همین توجه، رسوبهای درون را آرامآرام ذوب میکند.
بدون این عمل روزانه، رسیدن به نتایج آن پیمان ممکن نیست. ما پیوسته از حسین(ع)، حضرت عباس(ع) و حضرت زینب(س) حاجت معنوی میخواهیم؛ در حالی که حقیقت این است که آنان بیش از آنکه ما را بخواهند، منتظر پاسخ ما هستند. آنان این همه رنج را تحمل کردهاند تا ما از حیرت و ضلالت نجات پیدا کنیم.
غفلت زمانی از بین میرود که انسان به اسارت خود توجه کند. بازگشت از این اسارت، بدون تعلیق و بدون یک اقدام روزانه ممکن نیست. هر روزی که از این توجه غافل شویم، رسوبهای درونمان سختتر میشود؛ و هر روزی که گامی، هرچند کوچک، در جهت شکستن این اسارت برداریم، بخشی از آن رسوب کنده میشود و راه برای فیوضات و برکات اهلبیت(ع) گشودهتر خواهد شد.
فیض آنان همواره جاری است؛ این ما هستیم که باید با کوچکترین اقدام ممکن، خود را در معرض آن قرار دهیم و از آن نگریزیم.
#کیش_مهر۱۴۰۵
@endlesshekmat2
۳۴
۸:۰۹
وَ عَنْ زَيْنِ الْعَابِدِينَ (ع) قَالَ ضَمَّنِي وَالِدِي (ع) إِلَى صَدْرِهِ يَوْمَ قُتِلَ وَ الدِّمَاءُ تَغْلِي وَ هُوَ يَقُولُ يَا بُنَيَّ احْفَظْ عَنِّي دُعَاءً عَلَّمَتْنِيهِ فَاطِمَةُ (س) وَ عَلَّمَهَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ عَلَّمَهُ جَبْرَئِيلُ (ع) فِي الْحَاجَةِ وَ الْهَمِّ وَ الْغَمِّ وَ النَّازِلَةِ إِذَا نَزَلَتْ وَ الْأمْرِ الْعَظِيمِ الْفَادِحِ قَالَ ادْعُ
از زین العابدین (ع) نقل شده که فرمودند: پدرم (ع) در روزی که کشته شد در حالیکه خونها میجوشید، مرا به سینهاش چسباند در حالیکه میفرمود: پسر عزیزم! این دعاء را که مادرم فاطمه (س) به من و رسول الله (ص) به ایشان و جبرئیل (ع) به رسول الله (ص) در موضع حاجت و همّ و غمّ و مصیبت و امر عظیم سنگین، آموخته، از من به خاطر بسپار. سپس فرمود که دعا کن:
بِحَقِ يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ وَ بِحَقِ طه وَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَى حَوَائِجِ السَّائِلِينَ يَا مَنْ يَعْلَمُ مَا فِي الضَّمِيرِ يَا مُنَفِّسُ عَنِ الْمَكْرُوبِينَ يَا مُفَرِّجُ عَنِ الْمَغْمُومِينَ يَا رَاحِمَ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ يَا رَازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ يَا مَنْ لَا يَحْتَاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا
به حق یس و قرآن حکیم و به حق طه و قرآن عظیم! ای آنکه بر نیازهای در خواست کنندگان قدرت داری! ای آنکسی که آنچه در درون است را میدانی! ای رهایی دهنده اندوهگینان! ای خلاص کننده مبتلایان به غم! ای رحم کننده پیر سالخورده! ای روزی دهنده طفل صغیر! ای آنکه از تفسیر بینیازی! بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرست و برای من چنین و چنان را انجام ده!
#صحیفه_فاطمیه#دعا_برای_رفع_حاجات_مهم
@Allaamehwisdom
از زین العابدین (ع) نقل شده که فرمودند: پدرم (ع) در روزی که کشته شد در حالیکه خونها میجوشید، مرا به سینهاش چسباند در حالیکه میفرمود: پسر عزیزم! این دعاء را که مادرم فاطمه (س) به من و رسول الله (ص) به ایشان و جبرئیل (ع) به رسول الله (ص) در موضع حاجت و همّ و غمّ و مصیبت و امر عظیم سنگین، آموخته، از من به خاطر بسپار. سپس فرمود که دعا کن:
بِحَقِ يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ وَ بِحَقِ طه وَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَى حَوَائِجِ السَّائِلِينَ يَا مَنْ يَعْلَمُ مَا فِي الضَّمِيرِ يَا مُنَفِّسُ عَنِ الْمَكْرُوبِينَ يَا مُفَرِّجُ عَنِ الْمَغْمُومِينَ يَا رَاحِمَ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ يَا رَازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ يَا مَنْ لَا يَحْتَاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا
به حق یس و قرآن حکیم و به حق طه و قرآن عظیم! ای آنکه بر نیازهای در خواست کنندگان قدرت داری! ای آنکسی که آنچه در درون است را میدانی! ای رهایی دهنده اندوهگینان! ای خلاص کننده مبتلایان به غم! ای رحم کننده پیر سالخورده! ای روزی دهنده طفل صغیر! ای آنکه از تفسیر بینیازی! بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرست و برای من چنین و چنان را انجام ده!
#صحیفه_فاطمیه#دعا_برای_رفع_حاجات_مهم
@Allaamehwisdom
۲۷۴
۱۰:۵۶
از یک پنجره و از یک نگاه، قرآن کریم شرح معنای الله است. الله یعنی منشاء عالم. یعنی منشاء صفات، یعنی منشاء وجود. منشاء قدرت، منشاء حیات، منشاء علم، منشاء سلطنت، منشاء عزت.یک حقیقتی در این عالم وجود دارد که تمام حقایق موجود در عالم حقیقت خود را از آن میگیرند. آن حقیقت نامش الله است.
#محمدحسین_رحیمی#محرم۱۴۴۸@allaamehwisdom
#محمدحسین_رحیمی#محرم۱۴۴۸@allaamehwisdom
۴۵۸
۲۱:۵۷
امام حسین(ع) از کسی پرسید
کدام یک از این دو کار، نزد تو محبوبتر است:رهانیدن بیچاره ناتوانی از دست مرد (ستمگری) که میخواهد او را بکشد؟یاپیروزی آوردن برای مومن درمانده ضعیفی از شیعیان ما، در برابر یک دشمن (حیلهگری) که میخواهد او را گمراه سازد؟ بدین گونه که با (تعلیم) حجج و براهین الهی، (از ضعف بیرون آید و) نیرومند شود و (بتواند) ناصبی را خاموش سازد و شکست دهد؟
(سپس خود حضرت) فرمود: بلکه نجات بخشیدن این مومن درمانده، از دست این ناصبی (شیطانزده) محبوبتر است؛ خدای سبحان میفرماید: و هرکسی نفسی را احیا کند، گویا همه مردم را احیا نموده است. یعنی هرکه آن را زنده نماید و از کفر به ایمان ارشاد کند، گویی همه مردم را از کشتار با شمشیرهای آهنین، زنده نگه داشته است...
منبع: تفسیر الامام العسکري، ٣٤٨، بحارالانوار ٩:٢ حديث ١٧. [از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسین ترجمه علی مویدی]
عكس از کفشهای شهید سید علی خامنهای
@allaamehwisdom
کدام یک از این دو کار، نزد تو محبوبتر است:رهانیدن بیچاره ناتوانی از دست مرد (ستمگری) که میخواهد او را بکشد؟یاپیروزی آوردن برای مومن درمانده ضعیفی از شیعیان ما، در برابر یک دشمن (حیلهگری) که میخواهد او را گمراه سازد؟ بدین گونه که با (تعلیم) حجج و براهین الهی، (از ضعف بیرون آید و) نیرومند شود و (بتواند) ناصبی را خاموش سازد و شکست دهد؟
(سپس خود حضرت) فرمود: بلکه نجات بخشیدن این مومن درمانده، از دست این ناصبی (شیطانزده) محبوبتر است؛ خدای سبحان میفرماید: و هرکسی نفسی را احیا کند، گویا همه مردم را احیا نموده است. یعنی هرکه آن را زنده نماید و از کفر به ایمان ارشاد کند، گویی همه مردم را از کشتار با شمشیرهای آهنین، زنده نگه داشته است...
منبع: تفسیر الامام العسکري، ٣٤٨، بحارالانوار ٩:٢ حديث ١٧. [از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسین ترجمه علی مویدی]
عكس از کفشهای شهید سید علی خامنهای
@allaamehwisdom
۵۹۰
۱۱:۲۱
بازارسال شده از حکمت نامتناهی ۲
1454606665_Crows in the Rain - 08 - Chapter VII - The End.mp3
۰۵:۳۶-۵.۲۲ مگابایت
واقعیت این است که انسان، هر قدر هم درگیر مسائل مختلف باشد، این زندان حس بهمراتب شدیدتر است. آن شهوتی که حاصل توجه انسان به آن بخشی از واقعیت است که در مقابل زندان جنسیتی او قرار دارد، در درون او قوی، محکم و حاکم است. اما هنگامی که جنس مقابل را به صورت حسی مشاهده میکند، آن توجه تازه در مرتبهای پایینتر بروز پیدا میکند؛ یعنی آن حقیقتی که در مرتبهای بالاتر وجود داشت، در این زندان پایینتر ظهور مییابد و به صورت میلی درمیآید که گاه انسان دیگر بهراحتی نمیتواند آن را کنترل کند، یا برای کنترل آن به زحمت میافتد.این همان شهوت است؛ شهوتی ملموس. شهوتی که در آن، توجه و نگاه انسان معطوف به موجودی میشود که میتواند او را در همین زندان حس، حسیتر، زندانیتر و مقیدتر کند. در چنین وضعی، انسانِ مرد یا زن باید توان آن را داشته باشد که در برابر این کشش بایستد.وقتی این توجه به جنس مقابل از حالت عقلانی و عینی خود ــ که حالتی لطیفتر، ظریفتر و خفیفتر است ــ خارج میشود و در زندان حس قرار میگیرد، شهوت پدید میآید. در این وضعیت، یا فرد عقل جامع خود را به کار میگیرد و این توانایی را دارد که با وجود غرق شدن در این شهوت حسی، اندکی تأمل کند و بگوید: این نیز از مقتضیات همین زندان و شرایط وجودی من است. پس باید طبق روال عادی و معقول عمل کنم؛ ببینم چه باید بکنم، کمی صبر کنم، برنامهریزی داشته باشم و در نظر بگیرم که این نیاز نیز مانند دیگر نیازهای من است. اگر با حساب و تدبیر پیش بروم، ابزار پاسخگویی به آن در این جهان فراهم است؛ اما اگر بیحساب و بدون تأمل عمل کنم، گرفتار تشتت، پراکندگی و دردسر خواهم شد.
ادامه دارد...
بخشی از متن عشق، شهوت و هوا نوشته محمدحسین قدوسی
#حکمتنامتناهی۲#نشست_دهم#عشق#شهوت#هوس
@endlesshekmat2
ادامه دارد...
#حکمتنامتناهی۲#نشست_دهم#عشق#شهوت#هوس
@endlesshekmat2
۳۵
۱۸:۳۳