عکس پروفایل اشعار امیر یزدیا

اشعار امیر یزدی

۳۸۹ عضو
بازارسال شده از zahra.rezaei
thumbnail
اجرای شعر امیر یزدی در ساختمان شیشه ای صدا و سیمای تهران بعد از حمله رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه
یک برج در تهران به خود لرزید، ما مُردیمتیمــار دار مـــردمــــان زار مـــا بــودیــــم
undefined۱

۱۲

۲:۰۲

بازارسال شده از نوش جان 🇮🇷
thumbnail
آمد رسول رحمت و آمد امام عشق.
undefined نوش‌جان، اولین انجمن شعر اینجوری در جهانundefined @nooshejan_tanz undefined

۱

۱۱:۴۶

بازارسال شده از نوش جان 🇮🇷
thumbnail
undefinedundefinedیک غزل شیرین از باز گشایی مدارس undefined
undefinedبا ریتم پر انرژی و موزیکال undefined



#پیشگویی #شعر #کلیپ #فال #طنز #نوش_جان😋
undefined نوش‌جان، اولین انجمن شعر این‌جوری در جهانundefined @nooshejan_irundefined

۱۳

۲۱:۴۹

بازارسال شده از میلاد

laneye jasoos.mp3

۰۲:۴۷-۶.۳۸ مگابایت
لانه جاسوسشاعر امیر یزدیخوانندگان نوجوان:امیرحسین مشاطیانسیدمجتبی حسینیامیرمهدی زارعیاهآهنگساز میلاد ابراهیمیمدیر هنری :سید کمال فلاح امینیتولید در واحد شعر ، موسیقی و سرود صدا وسیمای استان قزوین
undefined۱

۱

۹:۴۵

undefined به خاطر درخواست‌های مکرر مخاطبان تمدید شد undefinedundefined باشگاه طنز انقلاب اسلامی برگزار می‌کند:هشتمین جشنواره شعر طنز «امضای کری تضمین است»undefined موضوعات جشنواره: در پوسترundefined همراه با دو بخش‌ ویژه:«مکانیزم باشه»و بخش ویژه فرانچسکو برای یادبود حماسه تکرارناشدنی سرباز نظام با جایزه‌ای ویژه!undefined جوایز:نفر اول: ۱۵۰ میلیون ریالنفر دوم: ۱۰۰ میلیون ریالنفر سوم: ۵۰ میلیون ریال۵ نفر شایسته تقدیر: هر نفر ۳۰ میلیون ریالundefined و جایزه ویژه فرانچسکو: ۵۰ میلیون ریالundefined آخرین مهلت ارسال آثار: فقط تا ۲۲ آذرundefined ارسال شعر + مشخصات کامل + عکس کارت ملی به شناسه:@emzayekerry (در بله، ایتا و تلگرام)
undefined۱

۲۰۲

۲۲:۰۴

تیتر: مافیای گوشت اجازه ی کاهش قیمت این کالا را نمی دهند.
چکمــه های گــاوداران را اگــر پا می کنندفکر دوشیدن به نفع خویشتن را می کنند
وقت سودش مافیای گوشت مَن مَن می کندقیمتـش کاهــش بیابــد زود مــا مــا می کنند
undefined امیر یزدی
#رباعی #اجتماعی #آذر #۱۴۰۴

۲۰۸

۲۲:۰۸

undefinedبه مناسبت آلودگی هوا و تعطیلی مدارس
خنده ماه گم است با پَر چادر خود خورشیدصورتش را پوشاند.ماه در خانه بمانیمش را اِستوری کرده سه شبکوچه پس کوچه ی بالا خلوتچون ستاره چشمک، از پس پنجره ی شیشه اش می زند و...در کنارش مهتاب ، گرم بوسیدن خوابهمگی از نظرِ آدم دور آسمان ماسک زده است!نکند ما انسانها، همه ویروس هستیم؟هفت میلیارد اُمیکرونآنفلانزای گناه...منشأش ما هستیمای خدا چشم‌ ببند، از خطای آدم‌ undefined
undefined امیر یزدی
#آذر #۱۴۰۴ #نو
@amir_yazdi_anar
undefined۳

۲۵۱

۲۲:۰۹

thumbnail
undefined ببینید :
undefined خنده های حاج سعید حدادیان بر اشعار طنز امیر یزدی در مهدیه معلی
undefined در این قسمت از برنامه تلویزیونی پر طرفدار مهدیه معلی که روز ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ از شبکه سوم سیما پخش شد، مداح قزوینی کربلایی سعید یوسفلی بیت هایی با لهجه ی شیرین قزوینی اجرا کرد.
undefined شاعر توانمند تاکستانی این اثر، امیر یزدی در این سرود توانسته، مولودی امام حسین (ع) را با رجزهای حماسی بعد از جنگ ۱۲ روزه تلفیق نماید و در کنار این ترکیب زیبا ، معرفی خوبی هم از امامزاده ها، شهدا و سوغاتی های استان قزوین داشته باشد.
undefined تهدید صهیونیست جهانی به نیابت از خلبان شهید ضیاء آبادی حاج حسین لشگری و شهید بابایی از رسالتهای یک شاعر انقلابی است که در این اثر دیده می شود.
undefined گفتنی است این کار به پیشنهاد سید بشیر حسینی مسئول محتوای مهدیه معلی در پاییز امسال ضبط شده است.
@amir_yazdi_anar
undefined۳

۲۲۰

۱:۵۹

بازارسال شده از وطنز/ پایگاه شعر و ترانه طنز
undefinedundefinedundefined دست خدا undefinedundefinedundefined
در ایام شهادت امام خامنه ای عزیز
خدا و دست‌های ما فراوان قصه‌ها داردفراوان دست‌های ما به مشتش غصه‌ها دارد
خدا آن روز که دست آفرید از گل برای مابه سمت درگهش آموخت باشد هر دعای ما
دعایش شد دم عیسی به جسم مردگان جان دادخدا با دست موسایش به رود نیل فرمان داد
خدا هم دست اسماعیل شد، آتش گلستان شدکتابت کرد دست حق به انواری که قرآن شد
همان روزی که دست حیدر کرار شد قالب جهان افتاد در مشت علی بن ابیطالب
همان روزی که احمد بر علی حکم ولایت دادغدیر از دست احمد داشت قطره‌قطره می‌افتاد
علی دریا شد و صحرا برایش گرم کرنش کردز سرسبزی دامانش هزاران سرو رویش کرد
یکی از سروهایش شد علم بر دوش عاشورا قلم شد دست‌هایی که نوشت از: تشنه در دریا
همان دستی که پنهان کرد در سینه حقایق رابه زیر خاک پنهان کرد شش ماهه شقایش را
هزار و چهارصد سال است دارد قصه این سینه دو دستم می‌زند بر سینه دارد غصه این سینه
همان دست است فرقی نیست در تاریخ ای مردمبهشت و آدم این سمت است و آن سو خوردن گندم
ولی این‌بار حق دستی و بازویی قوی دارد حقیقت چشم‌هایی روشن از سویی قوی دارد
همان طوری که خالق هر دو دنیا را نگهدار استعلم تا آخرین لحظه به دستان علمدار است
پسر می‌ایستد روزی اگر از پا پدر افتادعلم هرگز نمی‌افتد علمداری اگر افتاد
اگر از رفتن مولای لب تشنه عزاداریم درون خیمه ها ما زینب و سجاد را داریم
خدا بر نطق طوفانی ما تازه نفس دادههمان که حکم طوفان را به شن‌های طبس داده
چه زیبا موشک سجیل‌مان از خاک دل کنده‌ستخراش آسمان طراحی دست خداوند است
سلاحت را نه بنشین گوش را روی زمین بگذارصدای پای موعود است دارد می‌رسد انگار
undefined امیر یزدی

undefinedundefined️وطنز | بهترین شعرهای طنز undefinedundefinedundefined @vatanz_ir undefined

۹

۲۱:۱۰

بازارسال شده از شعر و ادبیات چامه
thumbnail
چای می‌نوشم ولی از اشک،فنجان پر شده‌ست...
#فاضل_نظری#استوری@chaame undefined

۱۱

۲۰:۳۳