بازارسال شده از zahra.rezaei
اجرای شعر امیر یزدی در ساختمان شیشه ای صدا و سیمای تهران بعد از حمله رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه
یک برج در تهران به خود لرزید، ما مُردیمتیمــار دار مـــردمــــان زار مـــا بــودیــــم
یک برج در تهران به خود لرزید، ما مُردیمتیمــار دار مـــردمــــان زار مـــا بــودیــــم
۱۲
۲:۰۲
بازارسال شده از نوش جان 🇮🇷
۱
۱۱:۴۶
بازارسال شده از نوش جان 🇮🇷
#پیشگویی #شعر #کلیپ #فال #طنز #نوش_جان😋
۱۳
۲۱:۴۹
بازارسال شده از میلاد
laneye jasoos.mp3
۰۲:۴۷-۶.۳۸ مگابایت
لانه جاسوسشاعر امیر یزدیخوانندگان نوجوان:امیرحسین مشاطیانسیدمجتبی حسینیامیرمهدی زارعیاهآهنگساز میلاد ابراهیمیمدیر هنری :سید کمال فلاح امینیتولید در واحد شعر ، موسیقی و سرود صدا وسیمای استان قزوین
۱
۹:۴۵
۲۰۲
۲۲:۰۴
تیتر: مافیای گوشت اجازه ی کاهش قیمت این کالا را نمی دهند.
چکمــه های گــاوداران را اگــر پا می کنندفکر دوشیدن به نفع خویشتن را می کنند
وقت سودش مافیای گوشت مَن مَن می کندقیمتـش کاهــش بیابــد زود مــا مــا می کنند
امیر یزدی
#رباعی #اجتماعی #آذر #۱۴۰۴
چکمــه های گــاوداران را اگــر پا می کنندفکر دوشیدن به نفع خویشتن را می کنند
وقت سودش مافیای گوشت مَن مَن می کندقیمتـش کاهــش بیابــد زود مــا مــا می کنند
#رباعی #اجتماعی #آذر #۱۴۰۴
۲۰۸
۲۲:۰۸
خنده ماه گم است با پَر چادر خود خورشیدصورتش را پوشاند.ماه در خانه بمانیمش را اِستوری کرده سه شبکوچه پس کوچه ی بالا خلوتچون ستاره چشمک، از پس پنجره ی شیشه اش می زند و...در کنارش مهتاب ، گرم بوسیدن خوابهمگی از نظرِ آدم دور آسمان ماسک زده است!نکند ما انسانها، همه ویروس هستیم؟هفت میلیارد اُمیکرونآنفلانزای گناه...منشأش ما هستیمای خدا چشم ببند، از خطای آدم
#آذر #۱۴۰۴ #نو
@amir_yazdi_anar
۲۵۱
۲۲:۰۹
@amir_yazdi_anar
۲۲۰
۱:۵۹
بازارسال شده از وطنز/ پایگاه شعر و ترانه طنز
در ایام شهادت امام خامنه ای عزیز
خدا و دستهای ما فراوان قصهها داردفراوان دستهای ما به مشتش غصهها دارد
خدا آن روز که دست آفرید از گل برای مابه سمت درگهش آموخت باشد هر دعای ما
دعایش شد دم عیسی به جسم مردگان جان دادخدا با دست موسایش به رود نیل فرمان داد
خدا هم دست اسماعیل شد، آتش گلستان شدکتابت کرد دست حق به انواری که قرآن شد
همان روزی که دست حیدر کرار شد قالب جهان افتاد در مشت علی بن ابیطالب
همان روزی که احمد بر علی حکم ولایت دادغدیر از دست احمد داشت قطرهقطره میافتاد
علی دریا شد و صحرا برایش گرم کرنش کردز سرسبزی دامانش هزاران سرو رویش کرد
یکی از سروهایش شد علم بر دوش عاشورا قلم شد دستهایی که نوشت از: تشنه در دریا
همان دستی که پنهان کرد در سینه حقایق رابه زیر خاک پنهان کرد شش ماهه شقایش را
هزار و چهارصد سال است دارد قصه این سینه دو دستم میزند بر سینه دارد غصه این سینه
همان دست است فرقی نیست در تاریخ ای مردمبهشت و آدم این سمت است و آن سو خوردن گندم
ولی اینبار حق دستی و بازویی قوی دارد حقیقت چشمهایی روشن از سویی قوی دارد
همان طوری که خالق هر دو دنیا را نگهدار استعلم تا آخرین لحظه به دستان علمدار است
پسر میایستد روزی اگر از پا پدر افتادعلم هرگز نمیافتد علمداری اگر افتاد
اگر از رفتن مولای لب تشنه عزاداریم درون خیمه ها ما زینب و سجاد را داریم
خدا بر نطق طوفانی ما تازه نفس دادههمان که حکم طوفان را به شنهای طبس داده
چه زیبا موشک سجیلمان از خاک دل کندهستخراش آسمان طراحی دست خداوند است
سلاحت را نه بنشین گوش را روی زمین بگذارصدای پای موعود است دارد میرسد انگار
۹
۲۱:۱۰
بازارسال شده از شعر و ادبیات چامه
۱۱
۲۰:۳۳