آموزههای حقوقی
سلام بر دوستان مهستانی
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ ضمن گرامیداشت میلاد حضرت ولیعصر (عج) و با احترام به دلهای داغدار و روزهای پراندوهی که کشور و مردم از سر میگذرونند،
یه نکته مهم رو خدمتتون عرض کنم: اگه براتون پیامک «عدلایران» میاد و در مورد پرونده مهستان، وکیل دارید، به داشتن وکیل اکتفا نکنید. حتماً خودتون شخصاً برید سامانه ثنا رو چک کنید و ببینید دقیقاً چی بهتون ابلاغ شده.
چرا؟
چون اون ابلاغی که براتون اومده، ممکنه اصلاً ربطی به مهستان نداشته باشه. ممکنه یه نفر جای دیگه ازتون شکایت کرده باشه، ممکنه یه دادخواست جدید علیهتون ثبت شده باشه، ممکنه یه پرونده قدیمیتون به هر دلیلی دوباره فعال شده باشه (اعاده دادرسی، رفع نقص، تجدید رسیدگی و…)، یا دهها حالت دیگه.
پس صِرف اینکه برای مهستان وکیل دارید، به این معنی نیست که دیگه لازم نیست ثنا رو چک کنید. این روزها زیاد میبینم موکلها زنگ میزنن و میگن: «یه پیامک عدلایران برام اومده، خودتون میبینید دیگه؟ خیالم راحت باشه؟»
نه… اینطور نیست و خیالتون راحت نباشه! هر کد ملی، سامانه ابلاغ مستقل داره. چیزی که به اسم شما ابلاغ میشه، الزاماً همون پروندهای نیست که وکیل توش ورود کرده. درسته که در پروندهای که وکیل دارید، معمولاً ابلاغها برای وکیل هم میره؛ اما این قضیه، جای چک کردن شخصی شما رو نمیگیره. ━━━━━━━━━━━━━━━━━━
پس خلاصه: هر وقت پیامک عدلایران اومد: خودتون برید ثنا، ابلاغ رو ببینید، بعدش اگه لازم بود با وکیلتون هماهنگ کنید. (اگه هم بلد نیستید برید ثنا، با کارت ملیتون برید دفترخدمات قضایی) ━━━━━━━━━━━━━━━━━━
همین کار ساده، جلوی خیلی دردسرهای بعدی رو میگیره. (قاسمپور)
دوستان و مالکین محترمی که هرگونه پرونده یا اقدام قضایی در قوه قضاییه دارند، مخصوصاً عزیزانی که پروندهشون با وکیل پیگیری میشه، حتماً ابلاغیههای ثنای خودشون رو بهصورت منظم بررسی کنند.
یعنی تجدیدنظرخواهیِ طرف مقابل در اغلب موارد، به وکیل ابلاغ نمیشه و در این صورت، وکیلِ شما اساساً از این موضوع مطلع نمیشه؛ پس باید خودتون ابلاغیه رو ببینید و به وکیلتون اطلاع بدید تا در مرحله تجدیدنظر هم اعلام وکالت و دفاع لازم ثبت بشه.
۱.۱K
۷:۲۶
دیرزمانی است که زمزمه اقدام کیفری در پرونده مهستان و گلایه خریداران از فرجامنیافتن این مسیر، در میان مالکین و مالباختگان شنیده میشود. آنچه امروز باید با دقت بیشتری مطمح نظر قرار گیرد، این است که پرونده مهستان دیگر در نقطه آغاز نیست. در سیر رسیدگیهای اداری و حقوقی، در بسیاری از موارد، سره از ناسره عیان شده؛ تقدم و تأخر برخی معاملات روشن گردیده، تعهدات انجامنشده سازنده در آراء متعدد و بیانات مقامات اداری شهریار انعکاس یافته و بخش مهمی از واقعیت معاملاتی پروژه، از سطح ادعا و گلایه عبور کرده و صورت قضایی پیدا کرده است.
همین تحول، زمینه اقدام کیفری را از گذشته بسیار مساعدتر میکند. در ابتدای راه، چهبسا گفته میشد اختلافات مهستان هنوز در حد ادعاهای متقابل حقوقی است و باید نخست وضعیت قراردادها، معارضین و تقدم و تأخر معاملات در مرجع حقوقی روشن شود؛ اما امروز، با انباشت سوابق و آراء حقوقی، دیگر نمیتوان همه چیز را در قالب یک اختلاف ساده قراردادی فروکاست. رأی حقوقی، البته حکم محکومیت کیفری نیست؛ اما میتواند بخش مهمی از بنیان استدلال کیفری را مستحکم کند و راه را بر این پاسخ کلی و تکراری ببندد که «هنوز چیزی معلوم نیست» یا «فعلاً صرفاً یک اختلاف ملکی است»!!
در این میان، باید به ظرفیتهای آیین دادرسی کیفری با نگاه جدیتری نگریست. اقدام کیفری فقط برای آن نیست که در پایان راه، دادنامهای صادر شود و در آن گفته شود فلان شخص مجرم است و باید مجازات شود؛ مجازاتی که چهبسا اگر بدون پشتوانه مالی و تأمینی باشد، دردی از مالباختهای دوا نکند که خانه، سرمایه، پسانداز، پاداش بازنشستگی یا آرامش چندین ساله خود را در این مسیر گذاشته است. یکی از وجوه مهم اقدام کیفری، امکان فعالکردن سازوکارهایی است که به شناسایی، حفظ، توقیف و جلوگیری از خروج اموال مرتبط با جرم یا اموال قابل اتکا برای جبران خسارت کمک میکند.
در منطق آیین دادرسی کیفری، بزهدیده صرفاً تماشاگر مجازات نیست. قانون، برای شاکی و زیاندیده از جرم، امکان مطالبه تأمین ضرر و زیان را پیشبینی کرده و به مقام قضایی اجازه داده است در صورت وجود دلایل و قرائن قابل قبول، نسبت به توقیف اموال متهم در حدود ضرر و زیان ادعایی تصمیم بگیرد. این یعنی مسیر کیفری، اگر درست و مستند طراحی شود، میتواند از همان مرحله تحقیقات، فقط به دنبال اثبات تقصیر یا مجازات نباشد، بلکه به دنبال حفظ محل جبران خسارت نیز باشد.
اهمیت این موضوع در مهستان دوچندان است. پرسش اصلی این نیست که سالها بعد، در پایان یک دادرسی طولانی، صرفاً عنوان محکومیت چه خواهد بود؛ پرسش اساسیتر این است که تا آن زمان، اموال، وجوه، داراییها و آثار مالی ناشی از معاملات چه سرنوشتی پیدا میکنند؟ اگر اموال از دسترس خارج شود، اگر نقل و انتقالهای تازه رخ دهد، اگر مسیرهای مالی بررسی نشود، اگر اموال قابل توقیف شناسایی نگردد، آنگاه حتی یک حکم کیفری سنگین نیز ممکن است برای خریدار مالباخته، چیزی جز تسکین لفظی به همراه نداشته باشد.
از همینجا روشن میشود که چرا اقدام کیفری مهستان باید با نگاه تأمینی، مالی و جبرانی آغاز شود؛ نه صرفاً با ادبیات انتقام کیفری. باید بررسی شود چه اشخاصی چه وجوهی دریافت کردهاند، مسیر انتقال پولها چه بوده، چه اموالی در اختیار اشخاص اصلی یا دخیل قرار گرفته، چه داراییهایی قابل شناسایی است، چه اموالی احتمالاً ناشی از جرم یا مرتبط با آن است، و چگونه میتوان پیش از وخیمتر شدن وضع، از امحاء آثار جرم یا خروج داراییها از دسترس جلوگیری کرد.
گفته میشود که اصل، برائت است (اصل سیوهفتم قانون اساسی)؛ آری، این اصل همچنان اصل مسلم و غیرقابل انکار دادرسی کیفری است. هیچکس پیش از صدور حکم قطعی کیفری، مجرم نامیده نمیشود و نباید هم نامیده شود. اما اصل برائت، نباید سپر تعطیلی دادرسی، گم شدن اوراق...، و مانع اقدامات تأمینی قرار گیرد. بلکه قانون آیین دادرسی کیفری دقیقاً برای مرحلهای ابزار طراحی کرده که هنوز حکم قطعی صادر نشده، اما قرائن جدی و ضرورت حفظ حقوق زیاندیدگان وجود دارد. پس جمله «فلانی هنوز که مجرم نیست، متهم است» اگر تبدیل شود به مانعی برای تحقیق، توقیف، ردیابی مالی، شناسایی اموال و صیانت از حقوق مالباختگان، دیگر از فلسفه خود فاصله گرفته است.(ادامه دارد
۴۲۷
۷:۱۷
(ادامه
)در پروندهای مانند مهستان، این پرسش برای بسیاری از خریداران باقی مانده و همچنان باقی است که چگونه با وجود این حجم از معاملات معارض، این تعداد مالباخته، این همه پرونده حقوقی، این همه رأی و این همه سال انتظار، هنوز هم گاهی پاسخ نهایی به مردم این باشد که «فعلاً کسی مجرم نیست». این سخن، صرفنظر از جنبه تئوری، آیا با واقعیات عینی و قانونی مطابقت دارد؟ درد مردم از جایی آغاز میشود که همین گزاره، در عمل به معنای توقف، تعلل یا بیاثر ماندن ظرفیتهای قانونی فهمیده شود. اینکه چرا ظرفیتهای تأمینی و جبرانیِ دادرسی کیفری زودتر و جدیتر فعال نشده، پرسشی است که بیتردید جای بررسی محترمانه و دقیق دارد.
سخن بر سر این است که پروندهای با چنین گستره اجتماعی و مالی، نباید در سطح پیگیریهای پراکنده و شکایتهای منفرد باقی بماند. مهستان، اگر درست دیده شود، فقط مجموعهای از چند دعوای ملکی نیست؛ روایت انبوهی از قراردادها، پرداختها، وعدهها، انتظارها، معارضها و سالهایی است که از زندگی مردم رفته است. چنین پروندهای، زبان حقوقی دقیق، مستندات منظم، مطالبه جمعی و استفاده کامل از ظرفیتهای آیین دادرسی کیفری را میطلبد. پیگیری پراکنده، نتیجه پراکنده را در پی خواهد داشت.
اکنون وقت آن است که پیگیری کیفری، نه شعاری و احساسی، بلکه مستند، منظم، تأمینی و جبرانی طراحی شود؛ پیگیریای که هم مسئولیتها را روشنتر کند، هم راه فرار از پاسخگویی را تنگتر سازد، هم اموال قابل جبران را از دسترس خارجشدن مصون دارد، و هم به مردم نشان دهد که حق، فقط در کاغذِ دادنامه خلاصه نمیشود.
مهستان سالهاست که زخمِ قراردادهای بیفرجام، وعدههای فرسوده و سرمایههای بلاتکلیف را بر دوش میکشد. امروز اگر قرار است قدم تازهای برداشته شود، باید این قدم با عقلانیت حقوقی، صلابت کیفری، نظم جمعی و غیرت مطالبهگری برداشته شود. درد مردم، عدد و پرونده و کلاسه نیست؛ خانههایی است که باید مأمن میشد و نشد، سرمایههایی است که باید آرامش میآورد و نیاورد، و امیدهایی است که هنوز چشم به روزنهای از عدالت دوخته است.
ble.ir/join/2BErBpyqQcبا احترام
دکتر امین قاسمپور
وکیل پایه یک دادگستری
مدرس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
سخن بر سر این است که پروندهای با چنین گستره اجتماعی و مالی، نباید در سطح پیگیریهای پراکنده و شکایتهای منفرد باقی بماند. مهستان، اگر درست دیده شود، فقط مجموعهای از چند دعوای ملکی نیست؛ روایت انبوهی از قراردادها، پرداختها، وعدهها، انتظارها، معارضها و سالهایی است که از زندگی مردم رفته است. چنین پروندهای، زبان حقوقی دقیق، مستندات منظم، مطالبه جمعی و استفاده کامل از ظرفیتهای آیین دادرسی کیفری را میطلبد. پیگیری پراکنده، نتیجه پراکنده را در پی خواهد داشت.
اکنون وقت آن است که پیگیری کیفری، نه شعاری و احساسی، بلکه مستند، منظم، تأمینی و جبرانی طراحی شود؛ پیگیریای که هم مسئولیتها را روشنتر کند، هم راه فرار از پاسخگویی را تنگتر سازد، هم اموال قابل جبران را از دسترس خارجشدن مصون دارد، و هم به مردم نشان دهد که حق، فقط در کاغذِ دادنامه خلاصه نمیشود.
مهستان سالهاست که زخمِ قراردادهای بیفرجام، وعدههای فرسوده و سرمایههای بلاتکلیف را بر دوش میکشد. امروز اگر قرار است قدم تازهای برداشته شود، باید این قدم با عقلانیت حقوقی، صلابت کیفری، نظم جمعی و غیرت مطالبهگری برداشته شود. درد مردم، عدد و پرونده و کلاسه نیست؛ خانههایی است که باید مأمن میشد و نشد، سرمایههایی است که باید آرامش میآورد و نیاورد، و امیدهایی است که هنوز چشم به روزنهای از عدالت دوخته است.
دکتر امین قاسمپور
وکیل پایه یک دادگستری
مدرس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۶۴۴
۷:۲۲
B_4_KHGH.pdf
۶۴۹.۴۲ کیلوبایت
دوستان سلام
دیروز اولین رأی در پروندههای مهستان از شعبه ۴ دادگاه حقوقی شهریار به دست ما رسید.
این رأی از چند جهت قابل توجهه و به نظرم لازمه بچههای مهستان با دقت و بدون برداشت عجولانه بهش توجه کنند.
شرح و توضیح:موکل من از حدود یک سال قبل میگفت:«اگه واقعاً طرف مقابلم قرارداد مقدم داره، مدارکشو بده تا من وقتمو تلف نکنم و برم دنبال پول و خسارتم.»
ولی معارض محترم، با وجود همه پیگیریها و اصرارها، هیچ همکاریای نکرد؛ نه قراردادشو میداد، نه اطلاعات دقیق میداد؛ ما حتی برای بهدستآوردن کد ملّی ایشون (که خوانده قرار بدیم) هم کلی دردسر کشیدیم. آخر سر هم همون مدرکی که میتونست از اول ارائه بشه، در دادگاه ارائه شد و معلوم شد قرارداد مقدم و معتبر وجود داشته.
واقعاً این بخش ماجرا دردناکه. چون نتیجه این عدم همکاری چی شد؟یک سال از عمر، اعصاب، هزینه و انرژی یه آدم که اونم یک مهستانی بیگناه هست، سوخت؛ فقط چون یک نفر حاضر نبود همکاری کنه.
بگذریم...اما از نظر حقوقی هم رأی شعبه ۴ چند نکته داره:اول اینکه دادگاه، وجود معارض مقدم رو مؤثر دونسته. یعنی اگر واقعاً کسی قرارداد مقدم داشته باشه، نمیشه چشم رو روی اون بست.
دوم اینکه دادگاه در این پرونده، وارد رویکرد سنگینِ صدور «حکم ماهوی به بطلان دعوی» نشده و با یک رویکرد حداقلیتر، دعوا رو با «قرار» رد کرده. البته این قضیه، برای موکل من، از جهت نتیجه عملی، تفاوت زیادی نداره؛ چون الان مسیر درستش مطالبه ثمن و خسارته. اما از نظر شناخت رویکرد شعبه ۴، این نکته قابل توجهه.
سوم اینکه در این پرونده، بحث توقیفات اصلاً محور رأی نبود. البته در این پرونده چون معارض مقدم با مدارک نسبتاً کامل حاضر شد، توقیف و غیرتوقیف عملاً تفاوتی در نتیجه نداشت. با این حال، حسب قرائن و شواهد، ظاهراً بحث توقیفات در شعبه ۴ فعلاً مانع اصلی در صدور رأی به «تحویل مبیع» نیست؛ البته این فقط یک برداشت اولیه از همین پرونده و همین جلسه است و باید منتظر رأیهای بیشتری باشیم.
این رأی مخصوصاً برای کسانی مهمه که: قراردادشون بعد از ۲ مرداد ۱۳۹۶ و بدون معارض قبلی هستند.
ثانیاً مطالبی که در این کانال گفته میشه، اصولاً بر اساس مستندات قضایی (همراه با فایل PDF مربوط) هست؛ نه بر اساس گفتهها و شیندهها؛ اینکه بدون اطمینان از صدور یک رأی، منِ قاسمپور بیام بگم خبر رسیده که فلان رأی اومده، در حالی که هیچ مستندی در دست من نباشه، معقول نیست. حرفایی که افراد (ولو از سرِ دلسوزی) میزنند، (خصوصاً افرادی که نظرشون ممکنه جهتدهی بکنه) باید مستند باشه؛ وگرنه ممکنه سوءتعبیر بشه.
در هر حال، فعلاً جمعبندی من اینه:
به امید مهستانی آباد و سرشار از عدالت
اخبار تکمیلی در خصوص آراء شعبه چهارم و سایر اخبار حقوقی در خصوص مهستان متعاقباً اطلاعرسانی میشه.
۶۹۳
۱۸:۰۳
اربعین حسینی تسلیت باد
۶۰۳
۷:۳۸
دوستان سلام
یعنی چی؟یعنی وقتی خریدار، بهخاطر وجود معارض مقدم یا مستحقللغیر درآمدن مبیع، دیگه عملاً مسیر تحویل واحد براش بسته میشه، دادگاه میپذیره که موضوع اصلی، فقط پسگرفتن عدد اسمیِ پول پرداختی نیست؛ بلکه خسارات، غرامات، کاهش ارزش پول و آثار مالیِ از دست رفتن واحد هم باید در همون چارچوب دیده بشه.
این رویکرد (توجه به بخشنامه) در آراء شعبه دوازدهم دیده نمیشد و الان هم نمیشه؛ ولی شعبه چهارم ظاهراً میخواد بپذیره؛ باید منتظر آراء شعبه چهارم باشیم؛ ضمناً یک رأی از شعبه سوم شهریار در خصوص مهستان (رأی به قیمت واحد) بر اساس تبصره ماده ۱۹ صادر شده که تحسینبرانگیزه ولی خب شعبه اختصاصی مهستان نیست.
به امید روزی که مهستان، بهجای پرونده و نگرانی... یادآورِ خانه، آرامش و حقِ رسیده باشد.
۷۷۹
۱۹:۴۵
سلام بر دوستان، بهویژه همکاران محترم حقوقی
۱. قائلان به صحّت شرطبر این مبنا، تحدید ضمان درک در چهارچوب اصل حاکمیت اراده و آزادی قراردادی، فینفسه معتبر تلقی میشود.
۲. قائلان به بطلان شرطاین دیدگاه، به لحاظ تعارض شرط با قواعد آمره، نظم عمومی یا آثار ناشی از بطلان عقد اصلی، برای چنین شرطی اعتباری قائل نیست.
۳. قائلان به صحّت مشروط شرط ـ رویکرد غالببر پایه این دیدگاه، اصل شرط قابل پذیرش است، مشروط بر آنکه نتیجه آن به سوءاستفاده از حق، برهمخوردن شدید تعادل معاوضی، بیعدالتی فاحش یا نتیجهای خلاف انصاف منتهی نگردد.
(ادامه دارد
۲۷۲
۱۱:۰۷
(ادامه
)
ناگفته پیداست که بحث ضمان درک و مستحقللغیر درآمدن مبیع دیگر صرفاً مبحثی کلاسیک ذیل مواد ۳۹۰ و ۳۹۱ قانون مدنی نیست؛ بلکه، بهویژه در بستر اقتصاد تورمی، به مسئلهای جدی در باب جبران کامل خسارت، حفظ تعادل معاوضی و مآلاً تحقق عدالت قضایی تبدیل شده است. در حقوق ایران، آرای وحدت رویه شمارههای ۷۳۳ و ۸۱۱ هیأت عمومی دیوان عالی کشور نیز در همین مسیر، دامنه غرامات ناشی از مستحقللغیر درآمدن مبیع و شیوه جبران کاهش ارزش ثمن را توسعه و تبیین کردهاند؛ با این همه، چنانکه از مباحث همین نشست و طرح رأی وحدت رویه سوم برمیآید، مسئله هنوز از حیث زمان ارزیابی و نحوه بهروزرسانی غرامت تا مرحله اجرای حکم، به نقطه ثبات نهایی نرسیده است.
از آنجا که موضوع کرسی حاضر مشخصاً «شرط تحدید ضمان درک در رویه قضایی ایران» بود، طبعاً مجال چندانی برای ورود تفصیلی به حقوق تطبیقی فراهم نشد و تنها اشارات محدودی به حقوق فرانسه و مقررات قانون مدنی آن مطرح گردید. از این رو، بررسی منظم تجربه فرانسه، آلمان و کشورهای کامنلا ـ بهویژه در موضوعاتی نظیر حدود ضمان فروشنده، اثر حسن نیت، زمان تقویم خسارت و معیار جبران افزایش ارزش مبیع ـ میتواند مکمل مستقلی برای مباحث این نشست باشد. در این خصوص مقالات ارزشمندی هم توسّط پژوهشگران فارسیزبان انجام شده که در خور مطالعه هستند.
در تکمیل بحث و از منظر تطبیقی، به نظر بنده این مسئله در حقوق خارجی نیز با صورتبندیهای متفاوت و بعضاً راهحلهای قابل تأمل مواجه شده است. در حقوق فرانسه، نزدیکترین نهادها به ضمان درک ایران، از یک سو «فروش مال متعلق به دیگری» (vente de la chose d’autrui) و از سوی دیگر «ضمان اخراج یا تعرض حقوقی ثالث» (garantie d’éviction) است؛ در حقوق آلمان، مسئله عمدتاً ذیل مفهوم «عیب حقوقی» (Rechtsmangel) تحلیل میشود؛ و در نظامهای کامنلا نیز قواعد warranty of title، quiet possession و اصل مشهور nemo dat quod non habet، همراه با استثناهای خاص حمایت از خریدار با حسن نیت، کارکردی مشابه دارند. همچنین بررسی نظامهایی نظیر آمریکا و استرالیا نشان میدهد که در تنظیم تعارض میان امنیت مالکیت، حمایت از خریدار و جبران زیان، راهحلها و ابتکارات قابل توجهی وجود دارد که بررسی تفصیلی آن، هرچند از حیث تطبیقی واجد اهمیت است، از موضوع این نشست و حوصله نوشتار حاضر خارج است. در فرصت مناسب، در این خصوص نیز بحثی خواهیم داشت؛ انشاءالله.
بهدلیل محدودیت حجم مجاز برای بارگذاری فایل در کانال، امکان انتشار مستقیم فایل صوتی نشست فراهم نشد؛ ازاینرو، لینک دسترسی به فایل صوتی کامل نشست در ادامه تقدیم میگردد. در صورت بروز هرگونه اشکال در دسترسی به لینکها، لطفاً مراتب را به ادمین کانال اطلاع دهید.
لینک اول لینک دوم
ble.ir/join/2BErBpyqQcبا احترام
امین قاسمپور،مدرّس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهرانوکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری مرکز
لینک اول لینک دوم
۳۲۲
۱۱:۱۵
۲۵۷
۷:۳۴