۲۵ مه ۲۰۲۶ (۴ خرداد ۱۴۰۵)
نویسنده: مکس بوت (ستوننویس واشنگتن پست؛ همکار ارشد شورای روابط خارجی)
واشنگتن پستhttps://www.washingtonpost.com/opinions/2026/05/25/netanyahu-middle-east-strategy-hurt-israel-security/
نکات کلیدی
۱. دگرگونی نتانیاهو: از احتیاط (تضعیف اسلو، «چمنزنی»، توافقات ابراهیم) تا طلب «امنیت مطلق و انتقام کامل» پس از ۷ اکتبر.نویسنده خاطرنشان میکند که نتانیاهو پیش از ۷ اکتبر «همیشه یک شاهین بود، اما یک شاهین محتاط». او «جنگهای کوتاهی» را به راه انداخت که برای «چمنزنی» طراحی شده بودند، نه ریشهکن کردن چمن. اما حمله ۷ اکتبر (بدترین تلفات یهودیان در یک روز از زمان هولوکاست) اسرائیل را «آسیب دیده و رادیکال کرد» تا به دنبال «امنیت مطلق و انتقام کامل» باشد.
۲. وارونگی اهداف: اکنون اسرائیل به جای پشتیبانی از آمریکا، «به طرز خطرناکی به حمایت آمریکا وابسته شده است» (واشنگتن پست گزارش داد: «اسرائیل قادر به جنگیدن و پیروزی در جنگها به تنهایی نیست»).به گزارش واشنگتن پست، ارتش آمریکا «مهمات بسیار پیشرفتهتری را در دفاع از اسرائیل در جریان خصومتها با ایران به کار گرفته است تا خود نیروهای اسرائیلی.» یک مقام دولت به نقل از مقاله گفت: «اسرائیل قادر به جنگیدن و پیروزی در جنگها به تنهایی نیست، اما هیچکس واقعاً این را نمیداند، زیرا هرگز پشت صحنه را نمیبینند.» این یک «مشکل بزرگ بلندمدت برای اسرائیل است.»
۳. سقوط حمایت در آمریکا: برای اولین بار، گالوپ گزارش میدهد آمریکاییها بیشتر با فلسطینیها همدردی میکنند تا اسرائیل (۶۰ درصد نظر نامطلوب نسبت به اسرائیل در نظرسنجی پیو).نظرسنجی گالوپ نشان میدهد که برای اولین بار، آمریکاییها بیشتر با فلسطینیها همدردی میکنند تا اسرائیل. مرکز تحقیقات پیو دریافت که ۶۰ درصد از آمریکاییها دیدگاه نامطلوب نسبت به اسرائیل دارند (از ۴۲ درصد در ۲۰۲۲). اقدامات ایتامار بن گویر (وزیر امنیت ملی) در بستن نوار چسب بر دهان فعالان بینالمللی در کاروان آزادی غزه حتی توسط مایک هاکبی (سفیر آمریکا) «توهینآمیز» خوانده شد.
۴. دستاوردهای نظامی محدود و تداوم تهدیدها: حماس هنوز «جمعیت را کنترل میکند»، حزبالله تهدیدی قوی باقی مانده، و سیانان گزارش میدهد که «نیروهای نظامی ایران بسیار سریعتر از برآورد اولیه در حال بازسازی هستند».نویسنده به شواهد روشنی از «عدم دستیابی به امنیت مطلق» اشاره میکند:· اسرائیل بیش از نیمی از نوار غزه را اشغال کرده است، اما حماس هنوز «تقریباً کل جمعیت را کنترل میکند.»· نیروهای اسرائیلی اکنون در اشغال به نظر میرسد طولانی مدت جنوب لبنان گیر کردهاند و آنها را در برابر حملات پهپادی حزبالله آسیبپذیر میکند.· سیانان گزارش میدهد که پس از بیش از یک ماه حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، «نیروهای نظامی ایران بسیار سریعتر از برآورد اولیه در حال بازسازی هستند.»
۵. ارتش بیش از حد گسترش یافته در حال فروپاشی است: رئیس ستاد (ایال زامیر) «ده پرچم قرمز» را مطرح کرده و هشدار میدهد که ارتش در حال «فروپاشی در درون خود» است.در ماه مارس، رئیس ستاد ارتش اسرائیل به کابینه امنیتی گفت که «ده پرچم قرمز» را مطرح میکند و به دلیل بار نبردهای بیوقفه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ارتش در حال «فروپاشی در درون خود» است.
۶. بازگشت به خرد قدیمی (دیوید بن گوریون، ۱۹۵۱): «ابتدا از شر این خطای احمقانه خلاص شویم که با ارتش به تنهایی میتوانیم امنیت دولت را حفظ کنیم. امنیت بر سیاست خارجی صلح استوار است: نیتی صادقانه برای صلح با همسایگانمان و با همه ملتها.»نویسنده نتیجه میگیرد که نتانیاهوی قدیمی (که محدودیتهای اسرائیل را تشخیص میداد) را از دست داده است. «ملتی با حدود ۱۰ میلیون نفر، هر چقدر هم قوی باشد، نمیتواند بر منطقهای با بیش از ۵۰۰ میلیون نفر تسلط یابد. تلاش برای دستیابی به این هدف واهی، به سادگی قدرت و امنیت اسرائیل را تحلیل میبرد.»
۶۴۵
۱۵:۱۵
۲۸ مه ۲۰۲۶ (۷ خرداد ۱۴۰۵)
نویسنده: استیون ام. والت (ستوننویس فارن پالیسی؛ استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد)
فارن پالیسیhttps://foreignpolicy.com/2026/05/28/trump-iran-war-mistake-admit/
نکات کلیدی
۱. جنگ ایران یک اشتباه فاحش بود و هیچ یک از اهداف اعلامشده محقق نشده استهر کسی با ضریب هوشی بالای سه رقم، میداند که اسرائیل و آمریکا هنگام شروع جنگ، «اشتباهی عظیم» مرتکب شدند. رژیم ایران سقوط نکرد، تسلیم ذخایر هستهای خود نشد، و توانایی موشکی و پهپادی آن دست نخورده باقی مانده است. ایران نشان داده که هر زمان بخواهد میتواند تنگه هرمز را ببندد و خسارت قابل توجهی به همسایگان خود وارد کند. تمام لافزنیهای ترامپ و هگست در سه ماه گذشته «یک مشت حرف بیهوده» از آب درآمده است.
۲. تلاش برای پیروزی نمایی، فقط احمقانه به نظر میرسددولت ترامپ پس از اعلام توافق، «بشکهها رژ لب بر این خوک خواهد مالید» و اصرار خواهد کرد که این یک نوع پیروزی راهبردی است. اما «هیچ راه قابل قبولی برای بزک کردن این فاجعه به عنوان یک موفقیت وجود ندارد» و هرچه بیشتر تلاش کنند، «احمقتر به نظر خواهند رسید.»
۳. چرا سیاستمداران به ندرت اشتباهات خود را میپذیرند؟پذیرش اشتباه هرگز نقطه قوت ترامپ نبوده، اما او در این زمینه تنها نیست. سیاستمداران تقریباً هرگز اشتباهات خود را نمیپذیرند، حتی زمانی که برای همه آشکار است که اشتباه کردهاند. بوریس جانسون همچنان از برگزیت دفاع میکند و مایک پومپئو اصرار دارد که حمله به عراق در ۲۰۰۳ و پاره کردن برجام «حرکات هوشمندانهای» بوده است. خودکامگان به ویژه از پذیرش اشتباه ناراحتند (چون بقای آنها بر فرقهسازی شخصیت و توهم عصمت استوار است)، اما حتی رهبران دموکرات نیز هنگام مسئولیت از پذیرش اشتباه خودداری میکنند.
۴. ترامپ شکنندهترین هنجارها را شکسته، اما «عصیانآمیزترین» کار این است که اشتباه خود را بپذیردترامپ در طول دوران سیاسی خود «هنجارشکن» بوده و کیفیت تفلونمانندی دارد که حتی از ریگان هم بیشتر است. اگر هر رئیسجمهور آمریکایی میتوانست جلوی دوربینها برود و بپذیرد که «به طرز وحشتناکی اشتباه کرده» و سپس حرکت کند، آن شخص ترامپ است. نویسنده یک سناریوی پیشنهادی ارائه میدهد: ترامپ میتواند با یادآوری این موضوع شروع کند که ایران «مدتهاست یک مشکل لاینحل» بوده و هیچ یک از پیشینیانش هم نتوانستهاند آن را حل کنند. میتواند بگوید که فکر میکرده «دور دیگر بمباران» کارساز باشد (چون رژیم نامحبوب بود و مجبور به سرکوب اعتراضات شده بود). سپس میتواند تقصیر را به گردن «توصیههای بدی» که دریافت کرده (مانند نتانیاهو) بیندازد.
۵. اما ترامپ هرگز این کار را نخواهد کردنویسنده صریحاً میگوید که انتظار ندارد ترامپ این رویکرد را در پیش گیرد. او معتقد است که ترامپ «پذیرش اشتباه جدی را به عنوان کاهش قدرت خود» تلقی میکند. این کار مردم را تشویق میکند که آشکارا از او سرپیچی کنند و «رویای او برای به یادگار ماندن به عنوان یک رئیسجمهور بزرگ» (هرچند اکنون غیرمحتمل به نظر میرسد) را نابود میکند. پایههای MAGA احتمالاً هنوز از او حمایت میکنند، اما «تا چند ماه دیگر ممکن است تنها چیزی باشد که برایش باقی مانده است.»
۶. جمعبندی: تداوم بنبست، درد و آسیب را به اعتبار ترامپ تشدید میکندبا به تأخیر انداختن پایان مناقشه، تلاش ترامپ برای ربودن «توهم پیروزی از آروارههای یک فاجعه» دردی را که آمریکا و متحدانش متحمل میشوند تشدید میکند و «آسیب بیشتری به اعتبار خود ترامپ وارد میسازد.» بهتر است همه قبول کنند که او اشتباه کرده و ادامه دهند. اما همانطور که هرکسی که مجبور شده کلید ماشین را از والدین سالمند خود بگیرد میداند، «افراد مسن لجباز اغلب نمیتوانند ببینند چه چیزی به نفع خودشان است.»
۸۶۸
۵:۴۴
نظر سنحی مه 2026.pdf
۵۸۵.۶۹ کیلوبایت
۲۷ مه ۲۰۲۶ (۶ خرداد ۱۴۰۵)
مؤسسه مطالعات امنیت ملیhttps://www.inss.org.il/publication/inss-survey-may-2026/
نکات کلیدی
۱. ارزیابی از پیروزی در ایران: جامعه اسرائیل عمیقاً قطبیشده (۷۰٪ ائتلاف نتانیاهو در مقابل ۷۴٪ مخالفان)تنها ۴۱ درصد از مردم معتقدند اسرائیل قبلاً در برابر ایران پیروز شده یا احتمالاً پیروز خواهد شد، در مقابل ۴۹ درصد که معتقدند احتمالاً پیروز نخواهد شد یا قبلاً شکست خورده است. شکاف سیاسی عمیق است: ۷۰ درصد از رأیدهندگان ائتلاف به رهبری نتانیاهو معتقدند اسرائیل پیروز شده یا خواهد شد، در حالی که ۷۴ درصد از رأیدهندگان مخالف معتقدند اسرائیل شکست خورده یا پیروز نخواهد شد.
۲. رضایت رو به کاهش از دستاوردهای نظامی و دیپلماتیکرضایت از دستاوردهای نظامی اسرائیل در ایران از ۶۰ درصد در مارس به ۳۷ درصد کاهش یافته است. رضایت از دستاوردهای دیپلماتیک حتی پایینتر است و به تنها ۲۲ درصد رسیده است. رضایت رأیدهندگان ائتلاف (۵۶ درصد) به طور قابل توجهی بالاتر از مخالفان (۲۴ درصد) است.
۳. جبهه لبنان: اکثریت خواستار تشدید درگیری و ایجاد منطقه امنیتی دائمی۵۹ درصد از مردم معتقدند اسرائیل باید درگیری با حزبالله را تشدید کند، در مقابل ۳۰ درصد که مخالف گسترش تنش هستند. ۵۷ درصد از ایجاد یک منطقه امنیتی دائمی اسرائیل در خاک لبنان حمایت میکنند. با این حال، مردم در مورد پیروزی بر حزبالله تقسیم شدهاند: ۴۵ درصد معتقدند اسرائیل قبلاً پیروز شده یا احتمالاً پیروز خواهد شد، در مقابل ۴۵ درصد که معتقدند پیروز نخواهد شد یا قبلاً شکست خورده است.
۴. اعتماد در حال فرسایش به ارتش و دولتاعتماد به ارتش اسرائیل از ۷۹ درصد در اوایل مارس به ۷۴ درصد کاهش یافته است (بازگشت به سطح قبل از جنگ ایران). اعتماد به دولت نیز به ۲۶ درصد کاهش یافته است (از ۳۴ درصد در اوایل مارس). اعتماد به رئیس ستاد (هرتزی هالوی) از ۷۱ درصد در اوایل مارس به ۶۰ درصد کاهش یافته است. اعتماد به نتانیاهو در ۳۳ درصد ثابت مانده است (کاهش از ۳۸ درصد در اوایل مارس).
۵. ارزیابی از ترامپ: کاهش شدید اعتمادتنها ۲۱ درصد از مردم ترامپ را به عنوان رهبری متعهد به حفاظت از منافع امنیتی اسرائیل میبینند (کاهش از ۳۴.۵ درصد در اوایل مارس). ۵۴ درصد معتقدند ترامپ تنها زمانی از اسرائیل حمایت میکند که به نفع خودش باشد (افزایش از ۴۵ درصد). ۲۱ درصد دیگر نیز او را «غیرقابل پیشبینی» و «غیرقابل اعتماد» توصیف میکنند.
۶. ادراک از چین: ۵۳.۵ درصد چین را کشور غیردوست یا خصمانه میدانند۵۳.۵ درصد از مردم معتقدند چین کشوری غیردوست یا خصمانه نسبت به اسرائیل است، در مقابل تنها ۲۵ درصد که آن را متحد یا دوست میدانند. شکاف سیاسی قابل توجهی وجود ندارد (۵۹ درصد مخالفان در مقابل ۵۶ درصد ائتلاف).
۷. امنیت شخصی و همبستگی اجتماعیتنها ۳۲ درصد از مردم احساس امنیت شخصی بالا یا بسیار بالا را گزارش میدهند (اگرچه این رقم نسبت به اوایل مارس که ۲۶ درصد بود بهبود یافته است). ۶۳ درصد از مردم معتقدند همبستگی در جامعه اسرائیل «اصلاً وجود ندارد یا فقط به میزان محدودی وجود دارد.» تنها ۳۱ درصد معتقدند همبستگی به میزان زیاد یا بسیار زیاد وجود دارد.
۳۹۷
۱۲:۵۱
۲۹ مه ۲۰۲۶ (۸ خرداد ۱۴۰۵)
الجزیره https://www.aljazeera.com/news/2026/5/29/just-what-are-israels-long-term-plans-for
نکات کلیدی۱. توافق ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵ (طرح ترامپ) و خروج اجرا نشدهبر اساس توافق ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵، نیروهای اسرائیلی باید به پشت «خط زرد» عقبنشینی میکردند و کنترل ۵۸ درصد از غزه را حفظ مینمودند، اما این عقبنشینی هرگز انجام نشده است. در ماههای پس از آتشبس، اسرائیل قلمرو خود را حدود ۱۱ درصد افزایش داده و دستکم ۳۲ پاسگاه نظامی، یک حصار زمینی و زیرساختها را ایجاد کرده است.
۲. اعلام نتانیاهو: از ۵۰ به ۶۰ و هدف ۷۰ درصد کنترل غزهنتانیاهو در کنفرانسی اعلام کرد: «ما اکنون ۶۰ درصد از قلمرو نوار غزه را کنترل میکنیم (از ۵۰ درصد). دستور من حرکت به سمت … (با فریاد ۱۰۰ درصد از جمعیت) اول ۷۰ درصد است. بیایید با آن شروع کنیم.» دفتر نتانیاهو به درخواست الجزیره برای شفافسازی پاسخ نداد. مایکل بکر (استاد حقوق بینالملل) میگوید: «اگر طرح نهایی اسرائیل اعمال کنترل دائمی بر تمام نوار غزه باشد، ما در مورد الحاق غیرقانونی صحبت میکنیم.»
۳. «مهاجرت داوطلبانه» به عنوان سیاست پشت پردهوزیر دفاع اسرائیل (یسروئیل کاتس) در بیانیهای به مناسبت کشتن رهبر حماس نوشت: «طرح مهاجرت داوطلبانه از غزه نیز در زمان مناسب و به روش مناسب اجرا خواهد شد.» این اصطلاح توسط ایتامار بن گویر و بتسلائل اسموتریچ نیز استفاده میشود. ناظران معمولاً این را به رسمیت میشناسند که به معنای «پاکسازی قومی» است.
۴. افزایش تلفات و محدودیتهای شدیدتراز زمان اعلام آتشبس در اکتبر ۲۰۲۵، حملات تقریباً روزانه اسرائیل دستکم ۹۲۲ نفر را در غزه کشته است. تا آوریل ۲۰۲۶، اسرائیل دسترسی ساکنان به حدود دو سوم از نوار غزه را قطع کرده است. نهادهای بشردوستانه متعددی اسرائیل را به تشدید بحران بشردوستانه از طریق محدودیت در تحویل کمکها متهم کردهاند.
۵. اجماع جهانی به غزه پشت کرده استبکر هشدار میدهد که «نقطه کانون توجه بینالمللی» اکنون از بحران غزه به جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و همچنین اقدامات اسرائیل در لبنان تغییر کرده است. «در حالی که دولت ترامپ ممکن است مایل به فاصله گرفتن از منافع اسرائیل در جستجوی راه حلی برای جنگ فاجعهباری باشد که ایالات متحده علیه ایران آغاز کرده است، به نظر میرسد ایالات متحده علاقه خود را به غزه یا اعمال محدودیت از طرف دولت نتانیاهو از دست داده است.»
۱۴۴
۱۴:۴۳
تاریخ انتشار: ۲۸ مه ۲۰۲۶ (۷ خرداد ۱۴۰۵)
فارن پالیسی https://foreignpolicy.com/2026/05/28/iran-war-hormuz-commodities-supply-chain-fossil-fuels-semiconductors-diet-coke-fertilizer/
نکات کلیدی
۱. گوگرد و کود: قطع صادرات گوگرد چین، صنعت نیکل اندونزی (۷۵ درصد وابستگی به خاورمیانه) و مس شیلی را فلج کرده است.چین (بزرگترین واردکننده گوگرد و صادرکننده اسید سولفوریک جهان) در اول ماه مه صادرات بیشتر اسید سولفوریک را متوقف کرد. این ماده برای فرآوری نیکل (اندونزی – ۷۵ درصد گوگرد از خاورمیانه)، مس (شیلی – ۱.۱ میلیون تن مس تصفیهشده سالانه با فرآیند لیچینگ) و کبالت ضروری است. همچنین بیش از ۹۰ درصد گوگرد وارداتی آفریقا از خاورمیانه تأمین میشود.
۲. هلیوم: اختلال در ۳۵ درصد عرضه جهانی (قطر یکسوم را تأمین میکرد). بحران در تولید نیمههادیها (کره جنوبی ذخایر تا ژوئن) و دستگاههای MRI (۲۵ درصد مصرف جهان).قطر پیش از جنگ حدود یکسوم هلیوم جهان را تأمین میکرد. حمله به تأسیسات راس لافان، صادرات سالانه هلیوم قطر را ۱۴ درصد کاهش داد. در مجموع، تا ۳۵ درصد از عرضه جهانی هلیوم مختل شده است. برخلاف نفت خام (ذخیره چند ساله)، هلیوم مایع فقط هفتهها یا ماهها قبل از تبخیر دوام میآورد. صنعت نیمههادی (تقاضای پنج برابری تا ۲۰۳۵) و دستگاههای MRI (۲۵ درصد مصرف هلیوم جهان) به شدت آسیب دیدهاند.
۳. آلومینیوم و زنجیره تأمین: بحران قوطی دیـِت کوک در هند (توزیع سهمیهبندی شده)، افزایش هزینه خودرو (تویوتا ۳.۵ میلیارد دلار زیان)، و اختلال در ساختوساز آمریکا.خلیج فارس حدود یکدهم تولید جهانی آلومینیوم را در اختیار دارد. هند با کمبود قوطی آلومینیومی دیـِت کوک مواجه است (برخلاف سایر نوشیدنیها که در بطریهای پلاستیکی نیز عرضه میشوند). تویوتا (بزرگترین خودروساز جهان) از زمان شروع جنگ بیش از ۳.۵ میلیارد دلار زیان گزارش کرده است. در آمریکا، بخش ساختوساز مجبور به جذب شوکهای زنجیره تأمین (سقف، لوله، قاب پنجره) شده است.
۴. نفتا (naftha) و پلاستیک: افزایش ۴۰ درصدی قیمت دستکش لاتکس مصنوعی (مالزی نیمی از تولید جهان)، افزایش ۳۰ درصدی قیمت لوازم پیشگیری (کارکس)، و تغییر بستهبندی سیاهوسفید چیپس در ژاپن به دلیل کمبود جوهر.نفتا (مایع هیدروکربنی فرآوریشده از نفت خام) برای تولید اتیلن و پروپیلن (ورودیهای کلیدی صنعت پلاستیک) استفاده میشود. تا ۷۰ درصد نفتا آسیا از تنگه هرمز عبور میکرد و قیمت آن در آسیا تقریباً دو برابر شده است. مهمترین پیامدها:· دستکش لاتکس مصنوعی: تولیدکنندگان مالزی (نیمی از تولید جهانی) قیمت هر جعبه ۱,۰۰۰ دستکش را ۴۰ درصد افزایش دادهاند.· لوازم پیشگیری: کارکس (بزرگترین تولیدکننده جهان) قیمت را ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش میدهد.· بستهبندی مواد غذایی: شرکت ژاپنی کالبی (چیپس و کراکر میگو) به دلیل کمبود جوهر (ناشی از اختلال نفتا) موقتاً به بستهبندی سیاهوسفید روی آورده است.
۵. نیتروژن و اوره: اختلال در «شالوده امنیت غذایی فردا». دو سوم اوره جهان از خلیج فارس تأمین میشود.فرآیند هابر-بوش برای تبدیل نیتروژن به آمونیاک به گاز طبیعی وابسته است. حدود ۷۰ درصد آمونیاک جهان برای کشاورزی استفاده میشود و دو سوم اوره (کود جامد) از خلیجفارس تأمین میگردد. ارترین کازین در فارن پالیسی هشدار داده است: «شالوده امنیت غذایی فردا به سرعت در حال فرسایش است.»
۶. سرامیک و کاشی: تعطیلی ۴۵۰ کارخانه از ۶۰۰ کارخانه در موری (هند – دومین قطب تولید سرامیک جهان) از ۱۷ مارس تا اول مه.شهر موری (هند) دومین قطب تولید سرامیک جهان است و حدود یکچهارم محصولات خود را به خاورمیانه و اروپا صادر میکند. کمبود پروپان و گاز طبیعی (برای گرم کردن کورههای صنعتی) باعث تعطیلی حدود ۴۵۰ شرکت از بیش از ۶۰۰ شرکت تولید سرامیک در این شهر به مدت ۴۵ روز شد.
۲۴۵
۱۷:۱۷
۱۲ خرداد ۱۴۰۵
۳۹۷
۱۱:۳۷
۲۹ مه ۲۰۲۶ (۸ خرداد ۱۴۰۵)
ویژوال کپیتالیست https://www.visualcapitalist.com/ranked-who-controls-the-worlds-uranium-supply/
نکات کلیدی۱. قزاقستان با تولید ۲۳,۲۷۰ تن در ۲۰۲۴ (بیش از یکسوم جهان) تسلط بیرقابت دارد. کانادا با ۱۴,۳۰۹ تن در رتبه دوم و نامیبیا با رشد ۱۴۵ درصدی (۷,۳۳۳ تن) در رتبه سوم.قزاقستان با ترکیب ذخایر عظیم ماسهسنگی و تکنیکهای استخراج ارزانتر (لیچینگ درجا) و حمایت شرکت دولتی کازاتومپروم، سلطه خود را حفظ کرده است. کانادا با راهاندازی مجدد معادن سیگار لیک و مک آرتور ریور، تولید خود را احیا کرده است. نامیبیا با سرمایهگذاری خارجی و معادن روباز بزرگ، به یکی از سریعترین تأمینکنندگان در حال رشد تبدیل شده است.
۲. زوال تولید آمریکا: از ۱,۲۵۶ تن در ۲۰۱۵ به تنها ۲۶۰ تن در ۲۰۲۴ (سقوط ۷۹.۳ درصدی).تولید اورانیوم آمریکا در ۲۰۲۰ به دلیل قیمت پایین به تنها ۶ تن سقوط کرد. علیرغم بهبود قیمتها و نگرانیهای ژئوپلیتیکی (ممنوعیت واردات از روسیه)، تولید فعلی (۲۶۰ تن) در مقایسه با ۲۳,۲۷۰ تن قزاقستان «ناچیز» است. این شکاف نشان میدهد که بازارهای جهانی سوخت هستهای تا چه حد به «تعداد اندکی تأمینکننده» وابسته هستند.
۳. افول نیجر (-۷۶.۶٪) و اوکراین (-۷۶٪) و بازیابی استرالیا (-۱۸.۷٪) و ازبکستان (+۶۷.۷٪).تولید نیجر از ۴,۱۱۶ تن در ۲۰۱۵ به ۹۶۲ تن سقوط کرده است. اوکراین نیز با کاهش ۷۶ درصدی مواجه شده است. در مقابل، ازبکستان تولید خود را ۶۷.۷ درصد افزایش داده است. استرالیا (چهارمین تولیدکننده بزرگ) همچنان با کاهش ۱۸.۷ درصدی نسبت به ۲۰۱۵ مواجه است.
۴. قدرت هستهای در حال بازگشت است (تقاضا برای اورانیوم به دلیل نیاز به برق پایدار و کم کربن در حال افزایش است).کشورها به دنبال منابع برق پایدار و کم کربن هستند و این امر اورانیوم را به کانون توجه بازگردانده است. با این حال، تمرکز عرضه در چند کشور محدود (به ویژه قزاقستان) یک «آسیبپذیری راهبردی» برای کشورهایی ایجاد میکند که به دنبال انرژی هستهای به عنوان راه حلی برای امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی هستند.
۱۷۴
۴:۲۳
۲۶ مه ۲۰۲۶ (۵ خرداد ۱۴۰۵)
نویسنده: کامیل لونس (همکار سیاست و معاون دفتر پاریس، شورای روابط خارجی اروپا)
شورای خاورمیانه در امور جهانی https://mecouncil.org/blog_posts/how-the-iran-war-could-reshape-eu-gulf-relations/
نکات کلیدی۱. قیاس راهبردی: جنگ ایران برای کشورهای خلیجفارس همان بیداری ژئوپلیتیکی است که حمله روسیه به اوکراین برای اروپا ایجاد کرد.کشورهای خلیج فارس اکنون با همان دوراهی اروپا روبرو هستند: اتکا به شریک امنیتی (آمریکا) که «ضروری باقی میماند اما به طور فزایندهای به عنوان یک بدهی تلقی میشود.» هر دو منطقه با تهدید همسایهای روبرو هستند که بعید است ناپدید شود و هر دو در مورد چگونگی بهترین راه برای عبور از این دوراهی راهبردی تقسیم شدهاند.
۲. اروپا دیگر نمیتواند یک نقش امنیتی قویتر در خلیج فارس را «اختیاری» بداند (اختلال هرمز، شوک قیمت انرژی، تورم و رقابتپذیری).اختلال تنگه هرمز شوک انرژی ایجاد کرده است که در سراسر اروپا در حال لرزش است. در حالی که وابستگی مستقیم اروپا به هیدروکربنهای خلیج فارس نسبتاً محدود است، «در معرض نوسانات جهانی قیمت» قرار دارد. از سال ۲۰۲۳، ناامنی دریای سرخ مسیرهای کشتیرانی را مجبور به دور زدن دماغه امید نیک (افزایش بیش از ۱۰ روز در زمان حمل و نقل) کرده است. بیثباتی خاورمیانه پیامدهای امنیتی مستقیم (مهاجرت نامنظم و تروریسم) برای اروپا دارد.
۳. اروپا در حال حاضر در حال ایفای نقش دفاعی ملموس است: استقرار شارل دوگل، میراژ و پدافند هوایی فرانسه؛ استقرار بریتانیا و ایتالیا؛ و پیشنهاد ائتلاف دریایی جایگزین (فرانسه و بریتانیا).فرانسه ناوگان خود (ناو هواپیمابر شارل دوگل، جنگندههای رافال و پدافند هوایی)، بریتانیا پایگاههای منطقهای خود را تقویت کرد، و ایتالیا «ظاهراً» نیروهای دریایی و سامانههای پیشرفته دفاع هوایی را مستقر کرد. با این حال، دولتهای اروپایی خود را از عملیات تهاجمی ایالات متحده جدا کردند (امتناع از ارائه پشتیبانی) که فشار قابل توجهی از واشنگتن (از جمله تهدید به کاهش تعهد ناتو) ایجاد کرد. در پاسخ، فرانسه و بریتانیا ایده یک «ائتلاف دریایی جایگزین و دفاعی» (به استثنای ایالات متحده) را برای حفاظت از آزادی دریانوردی ترویج کردند.
۴. سرفصلهای مشارکت راهبردی اتحادیه اروپا-شورای همکاری خلیج فارس (۲۰۲۲) اکنون «ارتباط تازهای» یافته است: امنیت دریایی و تابآوری انرژی.اروپا و شرکای خلیج فارس در حال بررسی پروژههای زیرساختی برای دور زدن هرمز هستند: گسترش ظرفیت خط لوله عربستان به دریای سرخ، توسعه کریدورهای لجستیک زمینی در سراسر شبه جزیره عربستان، افزایش ظرفیت پالایش و ذخیرهسازی در خارج از خلیج فارس، و تقویت پیوندهای صادرات خلیج فارس به بازارهای مدیترانه.
۵. موانع ساختاری باقی میمانند:· اوکراین همچنان اولویت راهبردی اروپا را به خود اختصاص خواهد داد و حمایت محدود نظامی اروپا (در مقیاس تهدید) و نقش حاشیهای در تلاشهای دیپلماتیک با ایران (در حال حاضر منحصراً توسط آمریکا و پاکستان رهبری میشود) وجود دارد.· تنشهای داخلی شورای همکاری خلیج فارس (به ویژه عربستان و امارات) میتواند حفظ روابط متعادل را دشوار کند.· ظهور نیروهای پوپولیست در کشورهای کلیدی اروپایی (درونگرا، با ایدئولوژی ضد اسلام) ممکن است اشتهای سیاسی برای درگیری عمیقتر با خلیج فارس را محدود کند.
۶. جمعبندی: تناقض وابستگی به آمریکا (هم مانع اصلی و هم قویترین استدلال برای مشارکت عمیقتر).در بلندمدت، جنگ ایران ممکن است ظهور یک «نظم بینالمللی تکهتکهتر» را تسریع بخشد که توسط قدرتهای میانی شکل میگیرد (جستجوی خودمختاری راهبردی بیشتر و همسوهای انعطافپذیرتر). در چنین چارچوبی، اروپا و خلیج فارس «به احتمال زیاد متوجه خواهند شد که منافعشان بیشتر همگرا میشود و نیازشان به یکدیگر به طور فزایندهای دشوار است که نادیده گرفته شود.»
۸۳
۸:۵۳
۲۹ مه ۲۰۲۶ (۸ خرداد ۱۴۰۵)
نویسنده: چارلز لیستر (همکار ارشد و مدیر برنامههای سوریه و ضدتروریسم و افراطگرایی، مؤسسه خاورمیانه)
فارن پالیسی https://foreignpolicy.com/2026/05/29/syria-iran-hormuz-shipping-reconstruction/
نکات کلیدی۱. چشمانداز سوریه: کریدور زمینی جایگزین برای انرژی، تجارت و فناوری (اتصال آسیا به اروپا از طریق قلب خاورمیانه).با بسته شدن تنگه هرمز و بیثباتی در دریای سرخ، سوریه خود را به عنوان یک «مسیر زمینی مستقیمتر» پیشنهاد میدهد. احمد الشرع (رئیسجمهور موقت سوریه) در نشست اضطراری اتحادیه اروپا در قبرس (آوریل) سوریه را به عنوان «یک شریان امن و جایگزین که آسیای مرکزی و خلیج فارس را به قلب قاره اروپا متصل میکند» معرفی کرد.
۲. پروژه «چهار دریا»: فعالسازی کریدور ریلی، جادهای و خط لولهای که دریای مدیترانه، دریای سیاه، دریای خزر و خلیج فارس را به هم متصل میکند (کاهش وابستگی به هرمز).الشرع پروژه قدیمی و هرگز محققنشده «چهار دریا» را پیشنهاد کرد. این پروژه فراملی وابستگی به تنگه هرمز را از طریق ایجاد شبکهای از مسیرهای زمینی در سراسر خاورمیانه به سمت اروپا به طور قابل توجهی کاهش میدهد.
۳. بازیگران کلیدی و سرمایهگذاریها (عربستان، قطر، امارات، عراق، ترکیه و شرکتهای آمریکایی شورون و کونوکو فیلیپس).· عربستان در حال ارزیابی خط راهآهن پرسرعت برای حمل مواد غذایی و کالاهای تجاری از سوریه از طریق اردن به عرعر (مرز عراق-عربستان) است.· سوریه، اردن و ترکیه یک نهاد سهجانبه برای ایجاد کریدور تجاری منطقهای (احیا خط آهن حجاز) تشکیل دادهاند.· شرکتهای انرژی آمریکا (شورون و کونوکو فیلیپس) با میانجیگری دولت ترامپ وارد بازار سوریه شدهاند.· عراق در حال انتقال نفت از طریق سوریه به مدیترانه و خریداران اروپایی است (و گزارشها حاکی است امارات و سایر کشورهای خلیج فارس نیز چنین میکنند).
۴. چهار پروژه بزرگ خط لوله فرامرزی در دست بررسی:· خط لوله گاز عرب (از مصر به ترکیه از طریق اردن و سوریه)· خط لوله کرکوک-بانیاس (بین عراق و سوریه)· خط لوله قطر-ترکیه (از طریق عربستان، اردن و سوریه)· احیای خط لوله فرا عربی (از عربستان به سوریه و لبنان از طریق اردن)
۵. چالشهای عظیم: کمبود بودجه (صورتحساب بازسازی صدها میلیارد دلاری)، حجم ناکافی مسیرهای زمینی در مقایسه با حمل دریایی (۲۶ میلیون کانتینر در سال از هرمز)، و تشدید حملات نظامی اسرائیل در داخل سوریه.نویسنده هشدار میدهد که اگرچه چشمانداز سوریه بزرگ است، اما مسیرهای زمینی (اگرچه سریعتر) نمیتوانند جایگزین حجم ترافیک دریایی شوند. ۲۷ درصد نفت جهان، ۲۰ درصد LNG و ۳۰ درصد کود جهان از هرمز عبور میکرده است. ۸۵ درصد مواد غذایی خلیج فارس از طریق تنگه وارد میشود. سوریه امروز «پول پرداخت به کارمندان بخش دولتی خود را ندارد.» اسرائیل نیز در دو هفته گذشته عملیات نظامی خود را در داخل سوریه به طور قابل توجهی تشدید کرده است (بیش از دو برابر کردن نفوذهای زمینی و سه برابر کردن حملات توپخانهای).
۱۲۶
۱۰:۳۲
۲۹ مه ۲۰۲۶ (۸ خرداد ۱۴۰۵)
نویسنده: ربکا هاینریش (همکار ارشد، مؤسسه هادسون)
مؤسسه هادسون https://www.hudson.org/national-security/iran-path-forward-trump-should-embrace-his-leverage-pursue-peace-through-strength-rebeccah-heinrichs
نکات کلیدی۱. دستاوردهای نظامی اما چالش تکهتکه شدن رژیم (شکاف در فرماندهی و کنترل، به ویژه ناتوانی رهبران سیاسی در اجرای تعهدات بر سپاه).عملیاتهای «چکش نیمهشب» و «خشم حماسی» به طور قابل توجهی برنامه سلاح هستهای و فرافکنی قدرت ایران را کاهش داده است. آنها، نیروی هوایی و دریایی ایران را تخریب کرده و به ستونهای پایگاه صنعتی دفاعی آن (به ویژه تولید فولاد و پلاستیک) آسیب زدهاند. با این حال، این عملیات «سپاه را حذف نکرده است». این تکه تکه شدن یک «مشکل بنیادین برای دیپلماسی» ایجاد میکند: رهبری سیاسی تهران ممکن است تضمینهایی ارائه دهد که «نمیتواند اجرا کند» و «مشخص نیست که آیا کسی در تهران میتواند به طور قابل اعتماد سپاه را مجبور به پایبندی به توافق کند یا خیر».
۲. اولویت فوری: بازگرداندن آزادی دریانوردی در تنگه هرمز، اما «از طریق عملیات نظامی (پروژه آزادی) نه از طریق مذاکره».نویسنده استدلال میکند که ایالات متحده باید از هر چارچوبی که نیاز به «مذاکره مجوزهای تدریجی از ایران» دارد یا کنترل باقیمانده تهران بر یک گلوگاه حیاتی جهانی را حفظ میکند، اجتناب کند. راه مؤثرتر «از سرگیری پروژه آزادی» است: خنثی کردن تهدیدات در امتداد تنگه، خنثی کردن قایقهای تندرو و سایتهای موشکی ساحلی سپاه، و اسکورت ترافیک تجاری از طریق آبراه. شرکتهای بیمه و کشتیرانی بعید است به وعدههای سیاسی به تنهایی اعتماد کنند.
۳. هدف هستهای: «برچیدن کامل» نه «تعلیق» (با حذف یا تخریب غیرقابل برگشت ذخایر اورانیوم، نه تنها اورانیوم با غنای بالا).نویسنده میگوید توافقهای مبتنی بر خویشتنداری و حسن نیت ایران «بارها در زیر فشار فروپاشیده است.» ایالات متحده باید یک فرآیند برچیدن دقیق تحت نظارت بینالمللی، یا در صورت لزوم، «اقدامات نظامی که به طور دائمی مواد را دفن کرده و هر مسیر آینده برای تسلیح شدن را سلب کند» دنبال کند.
۴. اهرم و گامهای آینده (ادامه فشار حداکثری، رد ترتیبات موقت، ائتلاف گسترده اروپایی).علیرغم فشار ایران برای دریافت امداد اقتصادی در قبال محدودیتهای حمل و نقل، نویسنده استدلال میکند که ایالات متحده «اهرم قابل توجهی را حفظ میکند» و باید:· فشار حداکثری را حفظ کند تا زمانی که ایران دیگر مایل یا قادر به تهدید آزادی دریانوردی یا ازسرگیری کار سلاح هستهای نباشد.· ترتیبات موقت را که به ایران تسکین اقتصادی ارائه میدهد در حالی که تهدیدی برای منافع آمریکا باقی میماند، رد کند.· با تشویق همکاری عمیقتر از کشورهای خلیج فارس و مشارکت اروپایی (از جمله استقرار قابلیتهای مینروبی) یک ائتلاف فعال بسازد.
۴۶
۱۲:۳۵