سخن نگاشت ۱۶ | بهار کتاب
تهیه و تولید: سارا ابراهیمی
#سخن_نگاشت_رهبری#امر_ولی#کتابخوانی#تولید_محتوا_و_اندیشه#با_اثر_بمانیم
تهیه و تولید: سارا ابراهیمی
#سخن_نگاشت_رهبری#امر_ولی#کتابخوانی#تولید_محتوا_و_اندیشه#با_اثر_بمانیم
۱.۲K
۸:۲۳
محمدحسین و محمدحسن چند شب، مهمان ما بودند در موکب کتابخوانی. الان، خودشان میزبان مردم هستند و کتابهایی را که خوانده اند به مردم معرفی می کنند.
#موكب_كتابخوانی#بااثربمانیم#نهضت_کتابخوانی_اثر
@asarmedia
۳.۳K
۵:۲۷
هر چند این نمایشنامه پایه ی ثابت تمام کلاس های تئاتر و هنرهای نمایشی قرن 20 ام بوده است اما تفاسیر مختلفی از کرگدن شدن وجود دارد. در این اثر،شهر کوچکی توسط شهروندی که به کرگدن تبدیل شده و نظم اجتماعی را زیر پا می گذارد، محاصره شده است.
نمایشنامه کرگدن نشان میدهد بعضی اوقات حق، با اکثریت نیست. اکثریت حق را تعریف نمی کنند بلکه حق، حق است حتی اگر اقلیت باشد.
گروه تولید:
#نمایشگاه_کرگدن#اوژن_یونسکو#کتاب_مرجع#تولیدـمحتواـوـاندیشه#با_اثر_بمانیم
@asarmedia
۲.۱K
۱۲:۱۷
انتشار نشریه بعثت آغاز مبارزه فرهنگی ۹
طلبهها برای مبارزه تنها بودند و میخواستند با علمای بزرگ مذاکره کنند و وارد میدان مبارزه شوند. جلسهای شکل گرفت. آقای محقق داماد دنبال حرف جوانترها را گرفت. حرفها به اندازه کرسی گرم شده بود که آقای شریعتمداری به جمع اضافه شد. گفتهها ادامه یافت، اما آقای شریعتمداری کسی نبود که به سادگی مجاب شود. هم آرام بود و هم ظاهری منطقی داشت و هم در بحثها جبههگیری نمیکرد و اگر میکرد بسیار آرام و جابهجاشونده. نبض سیاسی آقای شریعتمداری برای امامخمینی پنهان نبود. میدانستند که وی تمایلی به حضور در میدان سیاست ندارد.برای آقای خامنهای و دوستان مبارز روشن بود که امامخمینی نگاه خوشبینانهای به مشی سیاسی آقای شریعتمداری ندارد. آقای خامنهای میدید که حرکت آقای شریعتمداری به سمتی است که در نهایت او را تبدیل به "پاپ" ایران میکند؛ حرکت به طرف شخصیت محترم روحانیای است که اگر قرار شد در سیاست دخالت بکند، نصیحتی کند، سفارشی نماید؛ همین و نه بیشتر. آقای شریعتمداری برای طلبههای مبارز، نقش ترمز را ایفا میکرد. هرگاه به او مراجعه میکردند، امضایی بگیرند، برای گذاشتن پای اعلامیهای، حرفی بشنوند، برای دلگرمی ادامه مبارزه، با دلی پر خون باز میگشتند.حوزه علمیه قم در غیاب امامخمینی، به یمن طلبهها و فضلاء جوان و معتقد، شعلهی مبارزه را فروزان نگاه داشت.انتشار نشریه بعثت از جمله اقداماتی بود که برای نشاندادن روشنایی شعله مبارزه صورت گرفت. نخستین شماره این جریده در ۲۳ آذر ۱۳۴۲ همزمان با سالگرد بعثت حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله منتشر شد. نشریه داخلی حوزه علمیه قم در سر مقاله خود بعثت پیامبر اکرم را نه برای چهارده قرن گذشته، که برای همه زمانها توصیف کرده؛ نوشته بود: " آیا فکر نمیکنیم که همین امروز هم فریاد پیغمبر بلند باشد که بیایید بتها را بشکنیم و جز خدای واحد نپرستیم و خرافات و پلیدیهای اخلاقی را کنار بگذاریم و با ستمگران و زورگویان نبرد کنیم و برای نجات ملت محروم هماهنگ شویم؟
بیایید به ندای آسمانی پیغمبر اسلام(ص) جواب مثبت دهیم و در این راه قدری غیرت نشانداده و فداکاری و از خودگذشتگی کنیم."
برگرفته از کتاب "شرح اسم"لینک دسترسی به کتاب:https://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=14083&lang=fa#زندگی_نامه#مبارزه_فرهنگی#امام_شهید_آیت_الله_خامنهای@asarmedia
طلبهها برای مبارزه تنها بودند و میخواستند با علمای بزرگ مذاکره کنند و وارد میدان مبارزه شوند. جلسهای شکل گرفت. آقای محقق داماد دنبال حرف جوانترها را گرفت. حرفها به اندازه کرسی گرم شده بود که آقای شریعتمداری به جمع اضافه شد. گفتهها ادامه یافت، اما آقای شریعتمداری کسی نبود که به سادگی مجاب شود. هم آرام بود و هم ظاهری منطقی داشت و هم در بحثها جبههگیری نمیکرد و اگر میکرد بسیار آرام و جابهجاشونده. نبض سیاسی آقای شریعتمداری برای امامخمینی پنهان نبود. میدانستند که وی تمایلی به حضور در میدان سیاست ندارد.برای آقای خامنهای و دوستان مبارز روشن بود که امامخمینی نگاه خوشبینانهای به مشی سیاسی آقای شریعتمداری ندارد. آقای خامنهای میدید که حرکت آقای شریعتمداری به سمتی است که در نهایت او را تبدیل به "پاپ" ایران میکند؛ حرکت به طرف شخصیت محترم روحانیای است که اگر قرار شد در سیاست دخالت بکند، نصیحتی کند، سفارشی نماید؛ همین و نه بیشتر. آقای شریعتمداری برای طلبههای مبارز، نقش ترمز را ایفا میکرد. هرگاه به او مراجعه میکردند، امضایی بگیرند، برای گذاشتن پای اعلامیهای، حرفی بشنوند، برای دلگرمی ادامه مبارزه، با دلی پر خون باز میگشتند.حوزه علمیه قم در غیاب امامخمینی، به یمن طلبهها و فضلاء جوان و معتقد، شعلهی مبارزه را فروزان نگاه داشت.انتشار نشریه بعثت از جمله اقداماتی بود که برای نشاندادن روشنایی شعله مبارزه صورت گرفت. نخستین شماره این جریده در ۲۳ آذر ۱۳۴۲ همزمان با سالگرد بعثت حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله منتشر شد. نشریه داخلی حوزه علمیه قم در سر مقاله خود بعثت پیامبر اکرم را نه برای چهارده قرن گذشته، که برای همه زمانها توصیف کرده؛ نوشته بود: " آیا فکر نمیکنیم که همین امروز هم فریاد پیغمبر بلند باشد که بیایید بتها را بشکنیم و جز خدای واحد نپرستیم و خرافات و پلیدیهای اخلاقی را کنار بگذاریم و با ستمگران و زورگویان نبرد کنیم و برای نجات ملت محروم هماهنگ شویم؟
بیایید به ندای آسمانی پیغمبر اسلام(ص) جواب مثبت دهیم و در این راه قدری غیرت نشانداده و فداکاری و از خودگذشتگی کنیم."
برگرفته از کتاب "شرح اسم"لینک دسترسی به کتاب:https://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=14083&lang=fa#زندگی_نامه#مبارزه_فرهنگی#امام_شهید_آیت_الله_خامنهای@asarmedia
۴۰۰
۷:۴۲
به قلم: زهرا عطایی
علامه سلطانالواعظین شیرازی (ره)(۱۲۷۵-۱۳۵۰ ش)،عالمی که تمام عمر در راه اثبات حقیقت، از سرزمینی به سرزمین دیگر سفر کرد تا صدای عدالت علی (ع) را به گوش جهانیان برساند. او نه با شمشیر، که با منطق. نه با تعصب، که با دانشی آتشین به مبارزه با افکار انحرافی می پرداخت.
در ربیعالاول سال ۱۰۴۵ قمری، در حالی که بیش از سی بهار از عمرش نمیگذشت، پس از تشرف حج، از طریق دریا به کراچی و دیگر شهرهای مهم هند و پاکستان رفت. شهرت او چنان بود که دوستانش از او خواستند جلسات مناظره با علمای هند و سایر مذاهب اسلامی برگزار کند. یکی از این مناظرهها، جلسهای در حضور گاندی بود، که با پیروزی پرصلابت سلطان الواعظین به پایان رسید و خبرش در جراید آن روزگار هند منتشر شد.
در شعبان همان سال، به دعوت "سید عنایت علیشاه نقوی"(مدیر هفتهنامهای در نجف) و "محمد سرور خان"( از خاندان بانفوذ قزلباش پاکستان)، برای اجرای تنها برنامهٔ سخنرانی عمومی خود به زبان فارسی در هند به سیالکوت و سپس پیشاور در مرز افغانستان می رود.جلسات سخنرانی عصرها با موضوع "اثبات امامت" برگزار می شد و گاهی تا سه ساعت به طول می انجامید.
در مهمترین ایستگاه این سفر، مناظرهای ده شبه برپا شد.
روزی دو نفر از روحانیون اهل سنت به نام های حافظ محمد رشید و شیخ عبدالسلام که اهل کابل بودند به ملاقات ایشان آمده و تا ده شب مشغول مناظره می شوند. این جلسات که در منزل شخصی به نام میرزا یعقوب علی برگزار می شد و تا شش ساعت و گاهی تا طلوع فجر ادامه می یافت.جلسات با حضور چهار نفر خبرنگار و حدودی دویست مستمع شیعه و سنی برگزار می شد و گزارش آن هر روز صبح در جراید منتشر می گردید.
بعدها خود سلطان واعظین از گزارشات چاپ شده در جراید از این مناظرات را در کتابی با نام شب های پیشاور مرتب و چاپ کرد.*علامه شیرازی، روبروی چشمان حیرتزدهی علمای بزرگ اهل سنت، با زبانی نرم اما استدلالی کوه پیکر، حقانیت مذهب تشیع را اثبات کرد.شبهاتی که آن روز علمای اهل سنت مطرح میکردند، امروز با لباسی نو در رسانههای معاند و فضای مجازی دست به دست میشود.
کتاب با نثری ساده، روان و داستانگونه، نهتنها شما را پای روایت ده شبی پرکشش مینشاند، بلکه مهمات لازم برای دفاع از حریم اهل بیت (ع) را در اختیارتان میگذارد. کتاب با سبکی روایی مستند و بصورت دقیق به شبهات رایج درباره امامت، خلافت حضرت علی علیه السلام و تحریفناپذیری قرآن، پاسخ می دهد و در یک کلام، دفاعیهای آتشین از حق پایمالشدهی چهارده معصوم (ع) ارائه می دهد.
#عید_غدیر#شیعه#تولیدمحتواواندیشه#با_اثر_بمانیم
@asarmedia
۱.۲K
۹:۰۳
همهچیز ویران شده، اجساد و خاکسترِ آنها، اما او کاملاً سرد و بیاحساس است. زمان برایش دیگر خطی نیست. ناگهان درک میکند که هیچ گریزی از تکرار جنگ و مرگ نیست، ولی در ذهنش به آموزهی تِرالفامادوریها پناه میبرد که میگفتند :
«وقتی کسی میمیرد، فقط در آن لحظه مرده است؛ در لحظههای دیگرش هنوز زنده است.»این بخش عُصارهی فلسفهی این رمان است که تلاشی برای پیدا کردن معنا و صلح در برابر بیرحمیِ مطلقِ این جنگ پوچ (جنگ جهانی دوم) و گذر زمان است.
گروه تولید:
#سلاخ_خانه_شماره_۵#کورت_ونه_گات#کتاب_مرجع#تولیدـمحتواـوـاندیشه#با_اثر_بمانیم
@asarmedia
۶۵۰
۲۱:۳۲
خدا را شاکریم که در مراسم جشن عید غدیر در "مهمونی ١٠ کیلومتری" توانستیم کنار شما باشیم. نهضت کتابخوانی اثر با همکاری هیئت فاطمیون حوزه هنری با برنامه های فرهنگی (تهیه عکس یادگاری از مردم، معرفی کتاب های مرتبط با موضوع غدیر و پذیرایی) در این برنامه حضور داشت.
#موكب_كتابخوانی#بااثربمانیم#نهضت_کتابخوانی_اثر
@asarmedia
۱.۴K
۷:۲۰
کتاب راهِ نیرنگ با عنوان اصلی By way of Deception خاطرات و اطلاعات ویکتوراستروفسکی Victor Ostrovsky از حضور چهارساله اش در موساد است. با وجود آن که استروفسکی یک صهیونیست دو آتشه است و خودش بارها به این موضوع اشاره داشته، انگیزه خود را از بیان این اطلاعات، وجود انحرافاتی میداند که از نظر او در سازمان اطلاعاتی اسراییل (موساد) وجود دارد. او قویا معتقد است که رفتارهای غیرقانونی و خودخواهانه موساد، رژیم صهیونیستی را در سراشیبی سقوط قرار داده و همین موضوع انگیزهای قوی را در او ایجاد کرده تا با بیان خاطرات خود از حضورش در موساد، این سازمان مخفی را مورد نقد قرار دهد.
اگرچه او معتقد است که با نوشتن این کتاب، با جان خود بازی کرده و بسیاری از اسرار مکتوم را برملا ساخته، اما در واقعیت ردپای بزرگ نمایی و هم چنین تبلیغات امنیتی و اطلاعاتی در خاطرات او پیداست.
حقیقتا خواننده ای که اندکی با ذات پلید رژیم صهیونیستی آشنا باشد، بعد از خواندن این کتاب درصدی (حتی اندک) از این گمان را برای خود باقی میگذارد که این کتاب بیش از آن که اثری انتقادی باشد، بیان کننده ساختارِ بسیار پیچیده، منظم و همچنین شکست ناپذیرِ موساد است.
کتاب با بیانی مستند و دقیق از حضور نویسنده در موساد و شروع آموزشهای مربوط به او آغاز شده ، سپس به شرحِ بعضی عملیاتهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم میپردازد. یکی از نقاط قوت کتاب بیان تصویری و پر از جزییاتی است که خواننده را جذب میکند. با وجود آن که در صحت مطالب نقل شده، سوالاتی وجود دارد، اما خواندن این کتاب به لحاظ آشنایی با نحوه عملکرد و به کارگیری انواع روشهای فریب، مفید و بسیار قابل اعتنا است.
قسمتي از يادداشت مترجم در مقدمه: ...پیرامون انگیزه انتخاب این کتاب برای ترجمه بايد گفت، خواندن چنین کتابهایی برای آسیایی ها و آفریقایی هایِ مهمان نواز و نیکدلی که با سلام و علیکی یا خوردن نسکافه و قهوه ای با یک بیگانه سفره دل می گشایند و هر چیزی درباره کشور،مردم، کار و شغل خود میدانند اظهار میدارند، مفید و شاید بسیار لازم است.
#راه_نيرنگ#ويكتور_استروفسكي#موساد#صهيونيسم#با_اثر_بمانیم
@asarmedia
۷۳۴
۱۶:۴۳
وظیفهای سنگین و فرجام قرین پیروزی در زاهدان ۱۰
۲۷ دی ۱۳۴۲ از راه میرسید. ساواک به همه استانها هشدار داده بود. همهی حوزههای علمیه و مساجد و حسینیههای فعال باید تحت نظر قرار میگرفتند.در قم اما، در یکی از نشستهای همگانی، شرکتکنندگان تصمیم گرفتند هر یک برای زنده نگاهداشتن یاد ۱۵ خرداد و نهضتی که آیتالله خمینی آغاز کرده بود به شهرها و شهرستانها بروند و به مردم بگویند که در نیمه اول سال چه گذشت. من در آن جلسه اظهار کردم که هر کجا بگویید حاضرم بروم. کسب گفت زاهدان. گفتم حاضرم بروم.
پس از پیشنهاد سفر زاهدان با قرآن کریم استخاره نمودم. آیه ۴۸ سوره توبه آمد:لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّىٰ جَاءَ الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ
کلمه و قلبوا لک الامور در ابتدای صفحهای که گشوده بودم، توجه مرا جلب کرد و دانستم که وظيفه من در زاهدان بسیار سنگین است، اما فرجام آن قرین پیروزی موفقیت خواهد بود.۲۱ دی ماه قم را ترک نمودیم. اتوبوس حدود ۳۰نفر مسافر داشت که شاید ۱۵ نفرشان طلبه بودند و همه میرفتند برای تبلیغ.صبح پنجشنبه ۲۶ دی ماه وارد زاهدان شد. سراغ مسجد جامع را گرفت. توسط رهگذری به آن دلالت شد.آقای کفعمی منتظرش بود. نخستین باری بود که او را میدید؛ مردی بلندبالا، تنومند. با محاسنی بلند، عمامه سفید بزرگ و تقریبا پنجاه ساله.مشاهدات او از اوضاع اجتماعی زاهدان، عنان از کَفَش ربود. ششم بهمن آن سال اولین سالگرد رفراندوم لوایح ششگانه بود. مسئولان استان حوالههای نان را در اختیار آقای کفعمی گذاشتهبودند که بین فقرا تقسیم کند. من هم چون منزل آقای کفعمی بودم و فقرا هجوم آورده بودند که این حواله را بگیرند...به آقای کفعمی کمک کردم در تقسیم سهمیه نان.قرار شد به هر نفر حواله یک کیلو نان داده شود، کم آمد. قرار شد به هر خانواده حواله یک کیلویی بدهند. من شناسنامهها را میگرفتم و اسم را در دفتر وارد میکردم... یک وقت میدیدی خانوادهای هفت هشت نفر هستند و من یک کیلو نان حواله میدهم.آقای خامنهای دلآزرده از این وضعیت، روز ششم بهمن در خیابانهای زاهدان دید که خودروهای دولتی، همین طبقه از مردم فقیر و محتاج را سوار کرده، برای شرکت در مراسم سالگرد رفراندوم، هورا کشیدن به نفع شاه و کفزدن برای اقدامات او جابهجا میکنند.
"آتش گرفتم که چطور این مردم فقیر بیچاره را اینطور فریب میدهند. خیلی عجیب روی من تاثیر گذاشت."،
برگرفته از کتاب "شرح اسم"لینک دسترسی به کتاب:https://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=14083&lang=fa#زندگی_نامه#مبارزه_فرهنگی#امام_شهید_آیت_الله_خامنهای@asarmedia
۲۷ دی ۱۳۴۲ از راه میرسید. ساواک به همه استانها هشدار داده بود. همهی حوزههای علمیه و مساجد و حسینیههای فعال باید تحت نظر قرار میگرفتند.در قم اما، در یکی از نشستهای همگانی، شرکتکنندگان تصمیم گرفتند هر یک برای زنده نگاهداشتن یاد ۱۵ خرداد و نهضتی که آیتالله خمینی آغاز کرده بود به شهرها و شهرستانها بروند و به مردم بگویند که در نیمه اول سال چه گذشت. من در آن جلسه اظهار کردم که هر کجا بگویید حاضرم بروم. کسب گفت زاهدان. گفتم حاضرم بروم.
پس از پیشنهاد سفر زاهدان با قرآن کریم استخاره نمودم. آیه ۴۸ سوره توبه آمد:لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّىٰ جَاءَ الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ
کلمه و قلبوا لک الامور در ابتدای صفحهای که گشوده بودم، توجه مرا جلب کرد و دانستم که وظيفه من در زاهدان بسیار سنگین است، اما فرجام آن قرین پیروزی موفقیت خواهد بود.۲۱ دی ماه قم را ترک نمودیم. اتوبوس حدود ۳۰نفر مسافر داشت که شاید ۱۵ نفرشان طلبه بودند و همه میرفتند برای تبلیغ.صبح پنجشنبه ۲۶ دی ماه وارد زاهدان شد. سراغ مسجد جامع را گرفت. توسط رهگذری به آن دلالت شد.آقای کفعمی منتظرش بود. نخستین باری بود که او را میدید؛ مردی بلندبالا، تنومند. با محاسنی بلند، عمامه سفید بزرگ و تقریبا پنجاه ساله.مشاهدات او از اوضاع اجتماعی زاهدان، عنان از کَفَش ربود. ششم بهمن آن سال اولین سالگرد رفراندوم لوایح ششگانه بود. مسئولان استان حوالههای نان را در اختیار آقای کفعمی گذاشتهبودند که بین فقرا تقسیم کند. من هم چون منزل آقای کفعمی بودم و فقرا هجوم آورده بودند که این حواله را بگیرند...به آقای کفعمی کمک کردم در تقسیم سهمیه نان.قرار شد به هر نفر حواله یک کیلو نان داده شود، کم آمد. قرار شد به هر خانواده حواله یک کیلویی بدهند. من شناسنامهها را میگرفتم و اسم را در دفتر وارد میکردم... یک وقت میدیدی خانوادهای هفت هشت نفر هستند و من یک کیلو نان حواله میدهم.آقای خامنهای دلآزرده از این وضعیت، روز ششم بهمن در خیابانهای زاهدان دید که خودروهای دولتی، همین طبقه از مردم فقیر و محتاج را سوار کرده، برای شرکت در مراسم سالگرد رفراندوم، هورا کشیدن به نفع شاه و کفزدن برای اقدامات او جابهجا میکنند.
"آتش گرفتم که چطور این مردم فقیر بیچاره را اینطور فریب میدهند. خیلی عجیب روی من تاثیر گذاشت."،
برگرفته از کتاب "شرح اسم"لینک دسترسی به کتاب:https://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=14083&lang=fa#زندگی_نامه#مبارزه_فرهنگی#امام_شهید_آیت_الله_خامنهای@asarmedia
۲۰۹
۸:۰۲
کتاب جهاد مقدس فرمایشات رهبر شهید انقلاب است در مورد اهمیت جهاد. این کتاب توانسته است نظرات رهبر شهید را در مورد دفاع مقدس ٨ ساله، نقش آحاد مختلف مردم، نهادها و بسیاری از اتفاقات دیگر که در ارتباط با دفاع مقدس ٨ ساله بود را بررسی کند.
نکته حائز اهمیت در مورد این کتاب منظر و نگاه متفاوت رهبر شهید ما به موضوع دفاع مقدس است. ایشان دفاع را مقدس میداند و در برخی از فرمایشات از واژه جهاد استفاده میکنند. اصطلاح جهاد مقدس هم با جسارت و منطقی به کار رفته است که مخاطب بعد از خواندن کتاب پی به چرایی و دلیل به کار رفتن این اصطلاح میبرد.
از نظر ایشان همه جنگها و دفاعها مقدس نیستند. دقیقا جهادی مقدس است که مصداقش دفاع مقدس ٨ ساله باشد. حالا ممکن است یکی از شؤون جهاد، دفاع باشد و انسان برای رسیدن به جهاد در یک دوره زمانی خاص مجبور به دفاع باشد. البته این دو در طول هم نیستند و در دفاع مقدس هم باید جهاد مقدس داشت. همان طور که جهاد مقدس را بدون دفاع مقدس نمیتوان تعریف کرد.
مخاطب میتواند شاخصهای جهاد مقدس را از این کتاب به خوبی استخراج کرده و به یک الگو در شناختن مفهوم جهاد مقدس برسد.
قسمتی از متن کتاب: امام فقط نگفت حرکت کنید، راه بیفتید، احساس مسئولیت کنید، بسیجی باشید، نه، گفت که چه کار کنید. به ما گفت هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید. این یعنی جهت دادن، یعنی یاددادن که چکار کنید، کدام طرف بروید، کجا را نشانه بگیرید. این را به ما یاد داد. ١٣٩٣/٩/۶
#جهاد_مقدس#رهبر_شهید#بااثربمانیم
@asarmedia
۲۱۷
۲۰:۳۶