لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اصلاح طلبان نگاه نو ۱۴۰۵ا
۸۶ عضو

اصلاح طلبان نگاه نو ۱۴۰۵

مشاهده در وب بله
۶ شهریور
ابطال پذیری؛ پیش شرط اصلاح پذیری
غلامرضا جعفری؛ کارشناس مسائل سیاسی و پژوهشگر دکتری حقوق بین الملل عمومی
معرفت، مقصدی نهایی نیست؛ فرآیندی پیوسته برای بازنگری است و بقای آن در گروِ پذیرشِ امکانِ خطاست. در ساحتِ اندیشه، وفاداری به «شخص» یا «ایده»، اگر با پویاییِ حقیقت همراه نباشد، به جزم‌اندیشیِ بن‌بست می‌انجامد. استقلالِ فکری از جایی آغاز می‌شود که بپذیریم هیچ باور، نظریه یا قدرتی نباید از پرسش و نقد مصون بماند. رهاییِ ذهن از پیش‌فرض‌ها را می‌توان در پیوند میان «شکِ روشمندِ» دکارت و «ابطال‌پذیریِ» پوپر جست‌وجو کرد. شکِ دکارتی، انکارِ حقیقت نیست؛ بلکه پالایشِ ذهن از باورهایِ بی‌دلیل است. اما شک، خود مقصد نیست؛ از منظر پوپر، یک گزاره تنها زمانی علمی است که امکانِ آزمون و ردشدن داشته باشد. علم با انباشتِ یقین‌هایِ مصون از نقد پیش نمی‌رود، بلکه با آزمون، نقد و حذفِ خطا رشد می‌کند. ازاین‌رو، اصلاح‌پذیری پیش از آنکه برنامه‌ای سیاسی باشد، ضرورتی معرفتی است.
این ضرورت در تجربه‌ی دانشگاهی، زمانی تجلی می‌یابد که مرز میانِ علم و غیرعلم را بازمی‌شناسیم. گزاره‌ای که امکانِ آزمونِ تجربی ندارد، می‌تواند در ساحتِ هنر یا متافیزیک معنادار باشد، اما نباید بدون تفکیکِ روش‌شناختی، هم‌سطحِ گزاره‌هایِ علمی تلقی شود. در مسیرِ فکریِ من نیز، مواجهه با این مرزها، تحولاتِ بنیادینی ایجاد کرده است. تحولاتِ نظامِ بین‌الملل مرا در برخی مسائل، از جمله سیاستِ خارجی، به نتایجی متفاوت رسانده است؛ اما این تغییر را تناقض نمی‌دانم، بلکه آن را نشانه‌ی استقلالِ فکری و عقلِ انتقادی می‌دانم. من از یک شخص عبور نکرده‌ام؛ از یک گزاره عبور کرده‌ام. همان‌گونه که می‌توان از اندیشه‌های شریعتی و سروش بهره گرفت و هم‌زمان منتقدِ مواضعِ آنان بود، امروز نیز «نواندیشی دینی» را از نظر مفهومی دقیق‌تر از «روشنفکری دینی» می‌دانم.
این گذار از وفاداری به شخص به وفاداری به گزاره، در پژوهش‌هایِ حقوقیِ من نیز جاری است. با طرحِ تز «مرگِ حقوقِ بین‌الملل»، به سمتِ واقع‌گرایی حرکت کرده‌ام؛ رویکردی که در برداشتِ من از سنتِ فکریِ استاد عسگرخانی اهمیت یافته است. اگرچه در زمانِ حیاتِ ایشان با برخی دیدگاه‌هایشان مخالف بودم، اما مطالعاتِ بعدی، مرا به موضعی تازه رساند. مطالعه‌ی هم‌زمانِ حقوق، علومِ سیاسی و حقوقِ بین‌الملل به من آموخت که تحلیلِ علمیِ سیاست را هرگز نمی‌توان با «وفاداریِ گله‌ای» جایگزین کرد. با این حال، من «مرگِ حقوقِ بین‌الملل» را حقیقتی مقدس نمی‌دانم؛ آن را تزی مناقشه‌پذیر و ابطال‌پذیر می‌دانم. اگر ناکارآمدیِ شورای امنیت و رفتارِ قدرت‌هایِ بزرگ، از بحرانِ اقتدارِ حقوقِ بین‌الملل حکایت کند، بله؛ اما اگر شواهدِ آینده خلافِ این تز باشد، من باید آن را اصلاح یا کنار بگذارم. همین آمادگی برای تغییر، معیارِ اصلیِ استقلالِ پژوهشی است.
در فلسفه‌ی سیاسی نیز، واقع‌گرایی، لیبرالیسم و نهادگرایی ابزارهایِ فهم‌اند، نه موضوعِ پرستش. دموکراسی فراتر از انتخابات است؛ دموکراسی یعنی مشارکت، آزادیِ بیان، رقابت، حاکمیتِ قانون، جامعه‌ی مدنی، مطبوعاتِ آزاد و حقِ مخالفت. شعارِ «زنده باد مخالفِ من» اگر به فرهنگ تبدیل شود، یعنی پذیرشِ امکانِ خطای خود و ضرورتِ حضورِ مخالف؛ حتی مخالفِ خودِ خاتمی. دموکراسی زمانی معنا می‌یابد که از خانه، دانشگاه، رسانه و جامعه‌ی مدنی آغاز شود. اگر در جامعه از دموکراسی دفاع کنیم اما در خانه زورگو باشیم، یا در حزب خود را مادام‌العمر کنیم، هنوز دموکراسی را زندگی نکرده‌ایم. توسعه‌ی پایدار نیز به اعتماد، سرمایه‌ی اجتماعی، عدالت و حکمرانیِ پاسخگو و نهادهایِ اصلاح‌پذیر نیاز دارد.
اصلاح‌طلبی، صرفاً نام یک جریانِ سیاسی نیست؛ روشی معرفتی و اخلاقی است: پذیرشِ خطا، حقِ مخالفت و امکانِ تغییر. ساختارهایِ سالم باید تغییرِ موضع در برابرِ حقیقت را ضعف یا خیانت ندانند، بلکه آن را فضیلتی علمی و مدنی تلقی کنند. حقوق‌دان، سیاستمدار و شهروند باید بتواند پیش‌فرض‌هایِ خود درباره‌ی حقوقِ بشر، حاکمیتِ ملی و عدالت را زیر سؤال ببرد. اصلِ من روشن است: به اشخاص وفادار نیستم؛ به نقد، قانون، آزادی، عقلانیت، حقیقت‌جویی و امکانِ اصلاح وفادارم. حقیقت در پایداریِ جزمیت نیست؛ در شجاعتِ عبور از آن است. شکِ دکارت، لرزه‌ای بر یقین‌هایِ بی‌آزمون است و ابطال‌پذیریِ پوپر، راهی برای رشدِ معرفت از مسیرِ نقد و آزمون. دموکراسی از جایی آغاز می‌شود که انسان بتواند بگوید: «شاید من اشتباه کرده‌ام.» سوادِ تغییر، آغازِ مسئولیتِ انسانِ مدرن است.#ابطال_پذیری #عقلانیت #شک_روشمند #جزم_اندیشی #استقلال_فکر #پویایی_حقیقت #نقد_پذیری #تغییر_پارادایم #روش_علم #تولید_دانش #اصلاح_طلب #دموکرات #حقوق_بین_الملل #واقع_گرایی_سیاسی #حکمرانی_پاسخگو #جامعه_مدنی #حق_مخالفت #توسعه #سیاست_خارجی #سواد_تغییر #استقلال_تحلیلی

۷۷۹

۲:۰۴

۱۱ شهریور
بازارسال شده از همه باهم ایران
thumbnail
ایران، جان من؛ جانم ایران من
غلامرضا جعفری؛ پژوهشگر دکتری حقوق بین‌الملل عمومی و کارشناس مسائل سیاسی
ایران برای من تنها یک جغرافیا نیست؛ زیست‌بوم تمدنی و تاریخی ملتی کهن و خانه مشترک همه ایرانیان است؛ خانه‌ای که فارغ از تفاوت‌های سیاسی، فکری، زبانی و قومی، باید برای همه فرزندانش جایگاهی شایسته داشته باشد. هیچ فرد، جریان یا گروهی مالک انحصاری وطن نیست و اختلاف‌نظرهای سیاسی نباید به فرسایش سرمایه ملی و اجتماعی ایران منجر شود.
در بزنگاه‌های تاریخی، اولویت نخست باید حفظ ایران، امنیت، استقلال، تمامیت ارضی و منافع ملی باشد. دفاع از میهن در برابر دشمن امپریالیستی آمریکایی و اسرائیلی صهیونیستی تنها در میدان نبرد معنا نمی‌یابد؛ علم، فناوری، فرهنگ، اقتصاد، تولید، رسانه، دیپلماسی، آموزش و اعتماد عمومی نیز سنگرهای مهم اقتدار ملی‌اند. کشوری که سرمایه انسانی، اقتصاد مولد، دانشگاه توانمند، رسانه مسئول و جامعه‌ای امیدوار داشته باشد، در برابر تهدیدها مقاوم‌تر خواهد بود.
قدرت پایدار از پیوند میان امنیت، توسعه، عدالت، آزادی، قانون‌گرایی و آگاهی عمومی شکل می‌گیرد. دفاع از ایران همچنین یعنی دفاع از کرامت مردم، آینده جوانان، فرصت‌های برابر، محیط زیست، میراث فرهنگی و ظرفیت‌های علمی و انسانی کشور. ایران قدرتمند فقط ایرانِ برخوردار از قدرت سخت نیست؛ ایرانِ توانمند، کشوری است که مردمش به آینده امیدوار، نخبگانش فرصت اثرگذاری و نهادهایش از کارآمدی و اعتماد عمومی برخوردار باشند.
نقد مسئولانه نیز بخشی از میهن‌دوستی است. می‌توان ایران را دوست داشت و عملکرد یک مسئول یا سیاست را نقد کرد. سکوت در برابر ضعف‌ها الزاماً نشانه وفاداری نیست؛ گاهی اصلاح‌طلبی مسئولانه و بیان صادقانه مشکلات، بزرگ‌ترین خدمت به کشور است. نقد باید منصفانه، مستند، راه‌حل‌محور و در چارچوب منافع ملی باشد؛ نه ابزاری برای نفرت‌پراکنی، تخریب یا شکاف اجتماعی.
رسانه و قلم نیز در شرایط حساس مسئولیتی تاریخی دارند. رسانه می‌تواند جامعه را گرفتار ترس و اختلاف کند یا با آگاهی‌بخشی، اطلاع‌رسانی مسئولانه و تقویت گفت‌وگوی ملی، تاب‌آوری جامعه را افزایش دهد. من قلم و توان رسانه‌ای خود را در مسیر تقویت همبستگی ملی، دفاع از منافع میهن، امیدآفرینی و مقابله با شکاف‌افکنی به کار می‌گیرم.
همبستگی ملی به معنای یکسان‌اندیشی نیست؛ بلکه یعنی بتوانیم در عین تفاوت‌ها، بر سر اصول مشترکی مانند حفظ ایران، استقلال، امنیت، توسعه، کرامت انسانی و آینده نسل‌های بعدی توافق کنیم. ایران بزرگ‌تر از اختلافات سیاسی امروز ماست و آینده آن به مسئولیت‌پذیری همه ایرانیان وابسته است.
ایران، مسئولیت مشترک تاریخی ماست؛ میراثی که از گذشته به ما رسیده و امانتی است که باید سالم‌تر، آبادتر، آزادتر، مستقل‌تر و توانمندتر به نسل آینده بسپاریم.
ایران، جان من؛ جانم ایران من.منافع ملی میهن فراتر از منافع فردی؛ سربلندی ایران، آرمان من.پاینده باد ایران و ملت ایران. #ایرانم #جانم_ایران #پاینده_ایران #ایران_برای_همه #ایران_آباد #ایران_آزاد #ایران_مستقل #ایران_توانمند #اقتدار_ملی #همبستگی_ملی #انسجام_ملی #منافع_ملی #نقد_مسئولانه #رسانه_مسئول #هویت_ملی #ایران_سرافراز #ایران_زمین #مام_میهن #وطن #وطن_دوستی #میهن_دوستی #عشق_به_ایران #ایران_یکپارچه #تمامیت_ارضی #استقلال_ایران #امنیت_ایران #آینده_ایران #ایران_قوی #ایران_مقتدر #ایران_سربلند #ایرانی #ایرانیان #ملت_ایران #اتحاد_ایرانیان #وحدت_ملی #سرمایه_اجتماعی #اعتماد_عمومی #همبستگی_ایرانیان #منافع_عمومی #حاکمیت_قانون #حکمرانی_شایسته #حکمرانی_خوب #توسعه_ایران #پیشرفت_ایران #اقتصاد_ملی #تولید_ملی #دانش_بنیان #نخبگان_ایران #جوانان_ایران #آینده_نسلها #فرهنگ_ایرانی #تمدن_ایرانی #هویت_ایرانی #تاب_آوری_ملی #مسئولیت_اجتماعی #ایران_جاودان https://ble.ir/hamehbahamiran1405/3771853157734033434/1788313719052

۵

۲:۳۹

۱ مهر
بازارسال شده از اصلاحگری ایرانگرا
thumbnail
میرطالبی: دوره وقفه و گذار شورایی نباید به حکمرانی جایگزین تبدیل شود
دکتر ساغر میرطالبی، بازرس خانه احزاب استان تهران، با تأکید بر ضرورت تعیین دقیق حدود قانونی اختیارات مدیریت شهری در دوره وقفه و گذار شورایی گفت: اداره موقت شهر نباید به حکمرانی جایگزین تبدیل شود و تصمیم‌های این دوره نباید اختیارات شورای منتخب آینده را محدود یا مسیر تصمیم‌گیری آن را از پیش تعیین کند.
میرطالبی با اشاره به ضرورت استمرار اداره امور عمومی شهر در شرایطی که شورای اسلامی شهر در وضعیت وقفه قرار دارد، اظهار کرد: در چنین شرایطی، وزارت کشور، استانداری و فرمانداری باید در چارچوب قانون، سرپرست موقت یا سازوکار قانونی اداره شهر را مشخص کنند تا امور عمومی بدون ایجاد خلأ مدیریتی ادامه یابد؛ اما استمرار خدمات عمومی به معنای ایجاد اختیارات نامحدود برای مدیریت موقت نیست.
وی افزود: مدیر یا سازوکار موقت اداره شهر باید «قائم‌مقام امانی» تلقی شود؛ یعنی اختیار او برای حفظ نظم، استمرار خدمات عمومی و صیانت از منافع شهروندان است، نه تصرف در آینده شهر و نه تصمیم‌گیری به جای نهادی که قرار است با رأی مردم شکل بگیرد. ضرورت اداره شهر، به‌تنهایی نمی‌تواند منشأ توسعه صلاحیت اداری شود و هر تصمیم باید دارای مبنای قانونی، در حدود صلاحیت و متناسب با ضرورت موجود باشد.
عضو خانه احزاب استان تهران ادامه داد: در دوره گذار شورایی باید میان «تداوم اداره شهر» و «تداوم اختیار مدیریت موقت» تفکیک روشنی وجود داشته باشد. شهر نباید به دلیل نبود شورا متوقف شود، اما مدیریت موقت نیز نباید وضعیت استثنایی را به یک الگوی دائمی اداره شهر تبدیل کند. اصل بر آن است که اقدامات مدیر موقت تا حد امکان ناظر بر امور جاری، ضروری و برگشت‌پذیر باشد و از تصمیم‌هایی که آثار بلندمدت و غیرقابل بازگشت بر آینده شهر دارند، مگر با مجوز روشن قانونی و احراز ضرورت، پرهیز شود.
میرطالبی با تأکید بر اصل تناسب در اعمال اختیار گفت: در این دوره، اولویت باید استمرار خدمات عمومی، حفظ اموال و منابع شهری، اجرای تعهدات قانونی و قراردادی، تأمین نیازهای ضروری شهر و جلوگیری از آسیب به حقوق شهروندان باشد. در مقابل، واگذاری دارایی‌های مهم، انعقاد قراردادهای بلندمدت، ایجاد تعهدات مالی سنگین، تغییرات ساختاری و تصمیم‌هایی که اختیارات شورای منتخب آینده را محدود می‌کنند، نیازمند بررسی دقیق مبنای قانونی، ضرورت، تناسب، تشریفات و آثار تصمیم هستند.
وی با اشاره به ضرورت پیشگیری از تعارض منافع در این شرایط اظهار کرد: هرچه اختیار در دوره موقت متمرکزتر می‌شود، ضرورت نظارت نیز افزایش می‌یابد. نظارت قضایی، مالی، اداری و عمومی باید در حدود صلاحیت‌های قانونی فعال باشد تا وقفه در فعالیت نهاد شورایی به وقفه در پاسخگویی و نظارت منجر نشود.
این فعال سیاسی و اجتماعی افزود: دیوان عدالت اداری، دیوان محاسبات کشور، سازمان بازرسی کل کشور و دادستانی، هر یک در چارچوب صلاحیت قانونی خود می‌توانند در کنترل قانونی بودن تصمیمات و صیانت از حقوق عمومی نقش داشته باشند. این سازوکارها قرار نیست جایگزین مدیریت شهری شوند، بلکه هدف آنها جلوگیری از تبدیل وضعیت موقت به ساختاری فاقد کنترل مؤثر است.
میرطالبی همچنین نقش جامعه مدنی در دوره وقفه شورایی را مهم دانست و گفت: رسانه‌ها، احزاب، تشکل‌های مردم‌نهاد، انجمن‌های صنفی، نهادهای علمی و سایر تشکل‌های مدنی می‌توانند با مطالبه شفافیت، رصد تصمیم‌های مدیریتی، نقد عملکرد، مطالبه انتشار اطلاعات و انتقال خواسته‌های شهروندان، به افزایش پاسخگویی عمومی کمک کنند؛ اما این نهادها نیز نباید جایگزین شورای منتخب مردم تلقی شوند.
وی تأکید کرد: ویژگی بنیادین مدیریت موقت، «زمان‌مندی» آن است. دوره گذار شورایی باید دارای مبنای حقوقی روشن، حدود صلاحیت مشخص، مدت قابل تشخیص و سازوکار پایان باشد. هرچه زمان این وضعیت طولانی‌تر شود، ضرورت تعیین تکلیف حقوقی و بازگرداندن ساختار مدیریت شهری به وضعیت عادی بیشتر خواهد شد.
میرطالبی گفت: هم‌زمان با اداره امور جاری شهر، باید مسیر بازگشت به وضعیت عادی و احیای نمایندگی شورایی نیز دنبال شود. هدف از مدیریت موقت نباید صرفاً اداره روزمره شهر باشد؛ بلکه باید زمینه برای بازگشت به سازوکار قانونی مشارکت شهروندان و تشکیل نهاد منتخب فراهم شود.
وی در جمع‌بندی این دیدگاه افزود: هیچ اختیاری بدون مبنای قانونی، هیچ تصمیمی خارج از حدود صلاحیت، هیچ مدیریتی بدون نظارت، هیچ وقفه‌ای بدون افق زمانی و هیچ وضعیت موقتی بدون مسیر روشن برای بازگشت به نمایندگی و مشارکت شهروندان نباید پذیرفته شود.بازرس خانه احزاب استان تهران خاطرنشان کرد: دوره وقفه و گذار شورایی نباید به خلأ قانون تبدیل شود و مدیریت موقت نیز نباید به حکمرانی جایگزین بدل شود؛ زیرا ضرورت اداره شهر نمی‌تواند جایگزین مشروعیت اختیار، پاسخگویی عمومی و حق انتخاب شهروندان شود.

۱

۱۱:۴۶

۴ مهر
thumbnail
undefined۳

۴۰۰

۲۱:۴۳

۵ مهر
thumbnail

۴۵۷

۱۷:۴۹

۱۴ مهر
thumbnail

۳۳۸

۲۲:۲۶

۱۶ مهر
داستان آزادی آمریکا؛ از فلسطین تا کاخ سفید
غلامرضا جعفری؛ کارشناس مسائل سیاسی و پژوهشگر دکتری حقوق بین‌الملل عمومی
ژانر: فلسفه سیاسی، حقوق عمومی و جامعه‌شناسی قدرت
۵ اکتبر ۲۰۲۷، در قلب سن‌خوزه کالیفرنیا؛ جایی که درخشش الگوریتم‌های سرمایه‌داریِ پلتفرمی با صفوف متراکم کارگران بی‌خانمان تلاقی می‌کرد، ژرف‌ترین گسست طبقاتی قرن عیان بود. هاجرالرحمانی، حقوقدان برجسته سی‌وهشت‌ساله فلسطینی‌تبار و شهروند طبیعی‌الولاده ایالات متحده بر پایه اصل دوم قانون اساسی، سیاست را نه چانه‌زنی پشت پرده لابی‌ها، بلکه میدان تجلی کرامت ذاتی انسان در برابر ساختارهای مسلط قدرت می‌دانست. او رنج تاریخی زیتون را با زیستِ انضمامی جامعه متکثر آمریکا پیوند زده بود.
جرقه‌ی دگرگونی زمانی افروخته شد که مأموران شهری با تمسک به بوروکراسی صلب، آخرین آذوقه پیرزنی بی‌سرپناه را مصادره کردند. هاجر با شجاعت در برابر خشونت نهادینه‌شده ایستاد و فریاد زد: «قانونی که تهیدست را پایمال سازد، قاعده زور است؛ نه عدالت هنجاری.» در کانون منظومه فکری او، حکمت سلمان فرهمند ریشه داشت؛ فیلسوف اخلاق و متأله نومعتزلی که سیاست را آزمونگاه نهایی توحید، رهایی و مهار اقتدار می‌دانست و آموخته بود: «آزادی، تحمیل اراده خویش نیست؛ تسامح روش‌مند در به رسمیت شناختن دیگری است.» او آموخت میان کلام الهی، فقه تاریخی و حقوق مدرن تمایز بگذارد و دریافت که کرامت انسانی بر هر تعصب پیشینی تفوق دارد. و می دانست فقه اسلام نه اعدام دارد نه زندان.
هاجر با بازخوانی نظریه تفکیک قوای ام. جی. سی. وایل و بسط سوسیال‌لیبرال‌دموکراسی، جنبش «تغییر برای آمریکا» (Change for USA) را با هدف تسخیر ایالت‌های کلیدی و خاکستری در انتخابات ۲۰۲۸ بنیان گذاشت؛ تلفیقی هوشمندانه از بازار منضبط رقابتی، رفاه فراگیر اجتماعی، پلورالیسم آیینی و حاکمیت مشروطه‌خواهی. او معتقد بود این مدل، تنها راه خروج از بن‌بستِ نئولیبرالیسمِ عنان‌گسیخته و بنیادگراییِ هویتی است که هر دو، پایه‌های جمهوریت را متزلزل کرده‌اند. این جنبشِ پویا، نه بر تکیه‌گاهِ پول‌های کلان، بلکه بر شبکه‌سازیِ ارگانیکِ جامعه مدنی و احیایِ «عقلانیتِ خیرِ عمومی» بنا شده بود. رسانه‌ها کوشیدند هویت او را در دوگانه دروغین اسلام و آمریکا محصور کنند. پاسخ او چکیده حقوق عمومی بود: «من مسلمانم، اما حزبم اسلامی نیست؛ فلسطینی‌تبارم، اما حزبم قومیتی نیست. این سنگر، میثاق مشترک تمام شهروندان جمهوری است و شاید حتی معاونم در کارزار برنی سندرز باشد.»
با افشای سخنرانی‌های پیشین او درباره آزادی قدس، کارتل‌های رسانه‌ای و اتاق‌های فکر محافظه‌کار برای ترور شخصیت او صف‌آرایی کردند. هاجر در برابر دوربین‌ها مرز میان عقلانیت انتقادی و پوپولیسم هژمونیک را ترسیم نمود: «می‌توان علیه آپارتاید و اشغال ایستاد، بی‌آنکه به یهودستیزی درغلتید؛ می‌توان مدافع فلسطین بود، بی‌آنکه قانون اساسی آمریکا را نفی کرد؛ و می‌توان با فاشیسم و ترامپیسم جنگید، بی‌آنکه کرامت مخالف را مخدوش ساخت. اختلاف سیاسی، هرگز مجوز نفرت‌پراکنی نیست.»
در مناظره ملی سرنوشت‌ساز، در برابر تکنوکرات‌های وال‌استریت و پوپولیست‌های راست‌افراطی، او نظریه مشروعیت را بازتعریف کرد: «دموکراسی یعنی مهار قدرت برای پاسداری از کرامت؛ غلبه اکثریت بر اقلیت نیست، پناهگاه بی‌پناهان است. اگر پیروز شوید، رئیس‌جمهور من هستید؛ اگر پیروز شوم، رئیس‌جمهور شما خواهید بود. جمهوری پس از انتخابات باید خانه مشترک همه بماند.»
۷ نوامبر ۲۰۲۸ فرا رسید؛ نتایج آرای مردمی و کالج الکترال، پیروزی ائتلاف فرودستان، رنگین‌پوستان و آزادی‌خواهان را ثبت کرد. هاجرالرحمانی پشت تریبون واشنگتن ایستاد؛ جایی که کتیبه‌اش هشدار می‌داد: «قدرت برای خدمت است؛ نه انسان برای مسلخ قدرت.» کاخ سفید پایان منازعه نبود، بلکه آزمونی خطیر بود: اثبات اینکه ایمان می‌تواند بدون تمامیت‌خواهی نجات‌بخش باشد، هویت بدون نفرت مقاومت کند، و قانون لویاتانِ قدرت را رام سازد. او نیک می‌دانست که در این مسیرِ خطیر، تاریخ نه با شعار، بلکه با عملِ مسئولانه و وفاداری به عهدِ خویش با مردم، داوری خواهد کرد. نسیم پاییزی وزید و هاجر با صلابت قدم برداشت؛ داستان راستینِ آزادی آمریکا از نو آغاز شد. اولین ریاست جمهور زن و اولین سوگند به قرآن مجید... #آمریکا #فلسطین #کاخ_سفید #فلسفه_سیاسی #حقوق_بین_الملل #حقوق_عمومی #دموکراسی #عدالت_اجتماعی #سیاست_خارجی #الهیات_سیاسی #حکمرانی_نوین #حقوق_بشر #مطالعات_آمریکا #فلسفه_حقوق #عدالت_توزیعی #سوسیال_لیبرالیسم #جمهوریت #انتخابات۲۰۲۸ #آینده_پژوهی #جامعه_شناسی_سیاسی #حقوق_اساسی #نظریه_سیاسی #اصلاحات_ساختاری #دیپلماسی_عمومی #اخلاق_حکمرانی #پلورالیسم #مدیریت_بحران #عدالت_هنجاری #آزادی_مدنی #نهادگرایی #دولت_توانمند #شهروندی_بین_المللی #استراتژی_دفاعی #بازدارندگی eitaa.com/sedayejomhoor/7235

۳۲

۱۷:۵۰

۱۷ مهر
thumbnail
انتصاب سرکار خانم مهندس هاله زارع‌پور به ریاست «کمیته اقتصاد پایدار، اشتغال و کارآفرینی کمیسیون توسعه روستایی و مناطق محروم» سازمان اینسکو
طی حکمی از سوی سازمان مشاوران و متخصصان ملل اسلامی (اینسکو)، سرکار خانم مهندس «هاله زارع‌پور» به ریاست کمیته اقتصاد پایدار، اشتغال و کارآفرینی در کمیسیون توسعه روستایی منصوب شد. این انتصاب، به پیشنهاد دکتر سیاوش شمس ظفرآبادی و تأیید دکتر محمد سجاد دهنوی، نویدبخشِ تلفیقِ دانشِ نوینِ کسب‌وکار با عدالتِ توزیعی در مناطق کم‌برخوردار است.
خانم مهندس زارع‌پور، با سوابقِ مدیریت سرمایه‌گذاری، مأموریت دارد پارادایمِ سنتیِ «تزریق منابع» را به «توانمندسازیِ زیست‌بوم‌گرا» بدل کند. در مسیر تحقق اهداف توسعه پایدار (SDGs)، رویکرد ایشان بر بهره‌گیری از فناوری و «سرمایه‌گذاری هوشمند» استوار است. این کمیته با گذر از مدیریت بوروکراتیک، بر اتصالِ بازارهای محلی به زنجیره ارزشِ جهانی متمرکز خواهد شد تا مناطق پیرامونی، به بازیگرانِ فعالِ اقتصاد تبدیل شوند.
اینسکو (INSCO) این انتصاب را گامی راهبردی در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار می‌داند. انتظار می‌رود با مدیریت خانم مهندس زارع‌پور، مفاهیم انتزاعی توسعه در قالب پروژه‌های عینی متبلور شود. در این مسیر، هم‌افزایی با دستگاه‌های ملی و بین‌المللی و تکیه بر رویکرد دانش‌محور، زمینه را برای ایجاد ارزش‌های پایدار انسانی فراهم خواهد ساخت. موفقیتِ این مأموریت، در گروِ تداومِ نظارت دقیق و تمرکز بر بطنِ معیشتِ مردم است. #اینسکو #توسعه_پایدار #اشتغال_زایی #هاله_زارع_پور #کارآفرینی #مناطق_محروم #INSCO eitaa.com/sedayejomhoor/7238 https://ble.ir/aslahtalaban_naghahenoo_1405/-7011694316925149956/1791583347362
undefined۱

۳۷۶

۲۲:۰۲

۲۶ مهر
بازارسال شده از صدای جمهور
thumbnail

۱

۸:۲۶

۳۰ مهر

1_30591693238.mp3

۰۳:۴۸-۸.۷۳ مگابایت
جوانان نسل زد خوانند؛ به یاد ماکان برای میناب
به یاد ماکان، فرزند ایران، برپا! به یاد هم‌کلاسی‌های ماکان، برپا! به یاد دانش‌آموزان میناب، برپا! به یاد معلمان میناب، آموزگاران ایران، برپا!
ماکان، نام تو در یاد ماست! میناب، داغ تو در قلب ماست!
ایران! ایران! جان و جهان! پاینده نامت، ای سرزمینمان!
ما نسل فرداییم، هم‌صدا! برای دانش، برای ایران، برپا!
ماکان و میناب، در یاد ما، نام شما می‌ماند در قلب ما!

۱۶۵

۳:۳۷