#روزنامه
یکشنبه 12 مهر 1405
جنگیدیم و قهرمان شدیم
کیمیاگری جوانان ایرانی علیرغم بیش از یک سال شرایط جنگی و تجاوز دشمن به صدها مکان ورزشی؛ جنگیدند و پرچم مقدس ایران را حتی از دوره قبل بالاتر بردند
مشاهده نسخه کامل روزنامه درasre-iranian.ir
@asreiranian_ir
۱۳۸
۲۱:۰۴
۱۳۶
۰:۰۰
سیاسیون به جنگ؛ بازار هنر و سینما مکاره؟!
| محمد تقی فهیم
یکشنبه نوشتههای محمد تقی فهیم
هنوز چند سالی از صحبت پر حاشیه رضا عطاران در مراسمی سینمایی نمیگذرد که مصداق مبتذلتر از آن پرده سینماهای کشور را اشغال کرده است. این بازیگر کمدی گفته بود: « من برای خنداندن حاضرم شلوارم را در بیاورم» و حالا شاهد نمونهای از فیلم با حضور او هستیم که شلوار در آوردن در برابر آن نوعی حیا! محسوب میشود. اما این فقط سینما نیست که ابتذال از سر و روی آن بالا میرود بلکه به هر گوشه و کنار عرصه فرهنگ و هنر سری بزنیم، چیزی جز سقوط اخلاقی و نابودی اندیشه نصیبمان نمیشود.
وضعیت هنر در کشور، به صورت عام و سینما در سروشکلی خاص، ناراضی کننده و دافعه انگیز شده است. این روزها نقل محافل همه صاحبان اندیشه و منتقدان و حتی مخاطبان موجود هنری، ابتذال حاکم(خصوصا گرایشات جنسی و اروتیک) است. کار تئاتر به جایی رسیده که صدای نخبگان این هنر فاخر را بلند کرده است. از دکتر رفیعی که قید کار تئاتر را زد و ایرج راد و دیگران که اعلام کردند تئاتر از تفکر و اندیشه خالی شده است و جایش را ابتذال (نقل به مضمون) گرفته است تا بدتر از اینها ، ارتباط فیزیکی بازیگران روی صحنه باعث ورود و دخالت دادستانی تهران به اجرای یک تئاتر شد. موسیقی اوضاعاش از اینها هم بدتر است . همه چیز به شدت نابسامان و ولنگار و از مدیریت خارج است و بقیه محیطهای هنری هم دست کمی از اشارههای فوق که ندارد حتی فاجعه آمیزتر است.
اما مد نظر ما دراین ستون موضوع فیلم و سینما است. شاید تا حدودی همه گرایشات هنری به نوعی متأثر از هم باشند ولی نزول و سقوط برخی رشتهها حیاتیتر و نیازمند توجه جدیتر و بیشتر است. به عبارتی اگر انواع هنرها غیر از سینما، وظیفه پر کردن اوقات فراغت روشنفکران، دانشجویان، هنرجویان و کلا اقشار فرهیختهتر جامعه را برعهده دارد و این قشرها با مشاهده غلبه هنجارشکنی هنری در انزوای فردی و اجتماعی به سرگرمیهای دیگر منجمله ادبیات روی بیاورند و ازاین طریق تخلیه روحی/روانی شوند ولی فراری دادن مخاطبان انبوه سینما با ابتذال جنسی فرجامی غیرقابل جبران دارد. همواره گفته شده و در تجربه نیز ثابت شده که ابتذال مرز نمیشناسد. پدیده ابتذال مانند مصرف مواد مخدر اگر در حد معینی درجا بزند کیفاش هم متوقف میماند از همینرو است که معتادان تا حد کارتنخوابی و ویرانی خانه و کاشانه خود پیش میروند. سرگرم سازی با مولفههای مبتذل نیز برای دوام و سودآوری در هر قدم رو به جلو باید بر دوز و شدت آن افزوده شود. برای همین است که فیلمهای به اصطلاح کمدی سخیف، سال به سال هنجارشکنتر و وقیحتر ظاهر میشوند. حالا سازندگان و طرفداران معدود این دسته فیلمها، به «در آوردن شلوار رضا عطاران» قانع نیستند و کارشان به شوخیهای جنسی افراطی با «خانم والده» رسیده است.
سواستفاده از برخی تجربیات تاریخی سینما تازه نیست و تمام هم نخواهد شد مگر اینکه فیلتری برای سرند آن وجود داشته باشد. موضوع «زن پوشی» از جمله تجارب پرشمار صحنههای نمایشی منجمله سینما است و لذا صرف وجود مردی که لباس زنانه بپوشد در هر نوع از نمایش مذموم و محکوم نیست مشروط براینکه موقعیت نمایشی و منطق روایی ایجاب کند که مردی، زنانه بپوشد. تاریخ سینمای جهان و کشور خودمان بارها شاهد داستانهای نمایشی پیرامون زن پوشی بوده است مثلا در جهان فیلمهایی مانند بعضیها داغشو دوست دارن، خانم داون فایر و … و در سینمای خودمان فیلم ادم برفی ساخته داود میرباقری نمونههایی برای معرفی هستند. اما وقتی بنا به سواستفاده و تجارت ازاین مقوله باشد، پای ابتذال آن هم از نوع افراطی اش به میان میاید، یعنی همین چیزی که این روزها در سالنهای سینما اکران شده است. اثری (تا اینجا) بی سابقه در زمینه به کارگیری شوخیهای جنسی با اندام و برجستگیهای «خانم والده» که متاسفانه موقعیت کیمک که ایجاد نمیکند بلکه باعث لب گزیدگی ناشی از شرم تماشاگران نیز میشود.
بی تردید شرایط کنونی جامعه الزاماتی برای سرگرمی و تفریح خانوادهها را به همراه دارد و بعید است که هیچ فرد دلسوزی با ساخت و نمایش فیلمهای کمدی مخالف باشد و حتی مانند این قلم اصرار به افزایش تعداد اثار نمایشی حال خوب کن نیز دارد ولی بیش ازاین اصرار باید به انتقاد از تولیدات سخیف و مبتذل پرداخت. آن هم در کشور و فرهنگی که بیش از بقیه دنیا برای شخصیت زن و خواهر و مادر احترام قایل است. لذا شوخی وقیح و اشارههای پایین تنهای با زنان و خصوصا مادران قابل اغماض نیست و لذا میبایستی مورد نقد و آسیب شناسی جدی قرار گیرد.
@asreiranian_ir
۱۰۲
۳:۳۰
جنگیدیم و قهرمان شدیم
کیمیاگری جوانان ایرانی علیرغم بیش از یک سال شرایط جنگی و تجاوز دشمن به صدها مکان ورزشی؛ جنگیدند و پرچم مقدس ایران را حتی از دوره قبل بالاتر بردند
۱۹ طلا، ۱۸ نقره و ۱۵ برنز؛ کاروان ایران در ناگویا با وجود حدود یکسالونیم شرایط جنگی و آسیبدیدن ۲77 مجموعه ورزشی در ۱۷ استان، با کسب ۵۲ مدال در جایگاه ششم آسیا ایستاد؛ نتیجهای که نهتنها از ۱۳ طلای دوره قبل در هانگژو عبور کرد، بلکه با تاریخسازی زنان و کسب 3طلا، طلای تاریخی روئینگ، بازگشت طلای پرتاب وزنه پس از ۵۲ سال و چهارمین قهرمانی متوالی والیبال مردان با برتری مقابل تیم قدرتمند میزبان، تصویری از ایرانی را به نمایش گذاشت که ایستاده؛ میجنگ...
متن کامل را در سایت عصر ایرانیان بخوانید:https://asre-iranian.ir/?p=18944
@asreiranian_ir
۹۲
۳:۳۱
بازی نفتی آمریکا با چین؛ از ونزوئلا تا تنگه هرمز
| فاطمه فهیمی
نزدیک به نه ماه از عملیات نظامی آمریکا علیه ونزوئلا و دستگیری نیکولاس مادورو و همسرش در ۱۳ دی۱۴۰۴ (۳ ژانویه ۲۰۲۶) میگذرد. هدف اعلامی اولیه دولت ترامپ از این اقدام، مقابله با قاچاق مواد مخدر و گروههای تروریستی متکی بر درآمد حاصل از قاچاق مواد مخدر بود که به حکومت مادورو منتسب میشدند.
پیش از این عملیات، نفت عملاً یکی از ابزارهای اصلی فشار آمریکا بر حکومت مادورو بود. در اسفند ۱۴۰۳، آمریکا با محدود کردن مجوز فعالیتهای شرکت شورون (Chevron) برای انجام معاملات نفتی در ونزوئلا، تلاش کرد درآمدهای نفتی دولت ونزوئلا را کاهش دهد. در آن مقطع، استدلال دولت آمریکا عمدتاً این بود که مادورو به تعهدات سیا...
متن کامل را در سایت عصر ایرانیان بخوانید:https://asre-iranian.ir/?p=18935
@asreiranian_ir
۱۶۰
۳:۳۵
اعتراف گرگها
| محمدرضا طاهری
نمایش های انحرافی استعمار برای حفظ نظام سلطه
اعتراف های گرگ را روباه تأیید می کند و کفتارها برایش کف می زنند، تا مگر الاغی پیدا شود و آنها را باور کند. اعترافات استعماری از این دست هستند. این جمله سخنگوی محترم وزارت خارجه که «حقیقت هنوز زیر روایتهای سیاسی مدفون است»، حاوی نکته مهمی درباره روز ملی حقیقت و آشتی در کانادا است. نامیدن یک روز برای گرامی داشت دانش آموزان مدفون شده در گورهای بی نشان و عذرخواهی های رسمی، تنها یک حقیقت مهم را پنهان می کنند و آن، نظم و پروژه کلان استعماری است.
در واقع، عذرخواهیهای استعماری «سازو کاری دفاعی» برای حفظ کلان روایت استعمار هستند. این نمایش های استعماریِ، خشونت و غارت استعماری را محکوم میکنند، اما به نحوی که به استثناهایی در تاریخ تبدیل شوند. در این استثناگرایی، گویی مسئله فقط عملکرد نادرست چند مدرسه یا یک عملیات نظامی خاص بوده است، نه ساختار فکری، سیاسی، و اقتصادی کلان تری که آن خشونت را امکانپذیر کرده است.
در این رویکرد، دولت ممکن است بابت یک نسلکشی، ترور یا کشتار جمعی عذرخواهی کند، اما از پذیرش مسئولیت کل پروژه استعماری خودداری می کند. این تفکیک اهمیت بسیار زیادی دارد. زیرا خشونت استعماری صرفاً مجموعهای از حوادث استثنایی نبوده است، بلکه در اغلب موارد با ساختارهای فکری، اداری، اقتصادی، نظامی و حقوقی استعمار پیوند داشته است. سرزمین یک قوم را با زور تصاحب، مردمانش را قتل عام، و منابع شان را غارت می کنند، و بعد از چند قرن بخاطر خشونت در چند مدرسه عذرخواهی می کنند. این همان عذرخواهی به سبک استعمار است.
این عذرخواهی های استعماری معمولاً بر مبنای حقوق بشر استوار می شود. ادعا میکنند که حقوق بشر متعلق به همه انسانهاست، اما در عذرخواهیهایشان تنها برخی از جنایات به شکل گزینشی مورد توجه قرار گرفته و بسیاری از اشکال خشونت، تجاوز، غارت، تبعیض، سلب مالکیت و استثمار که بخشی از ساختار عادی استعمار بودهاند، نادیده گرفته می شود.
روشن است که اگر دولتی به زبان از حقوق بشر دفاع کند، اما در عمل، نظم سلطه طلبانه را حفظ کند، نامیدن یک روز یا عذرخواهی صرفاً به ابزاری برای بازسازی مشروعیت نظم استعماری تبدیل خواهد شد و سیاستهای اقتصادی و دیپلماتیک دولت عذرخواهی کننده همچنان بر روابط نابرابر و سیاست زور و سلطه استوار است. محکومیت جنایت بدون نقد ساختار استعمار میتواند به تطهیر و تبرئه تاریخی آن منجر شود.
وقتی دولت یا رسانه ای فقط برای یک جنایت مشخص عذرخواهی میکند، این تصور شکل میگیرد که آن جنایت صرفاً «انحرافی» از پروژه ای بوده که کلیت آن مشروع، قابل دفاع و حتی افتخارآمیز بوده است. توجه ناگهانی برخی دولت ها و رسانه های غربی به فجایعی مثل مدرسه میناب نیز بر همین اساس قابل فهم است. آنها تلاش می کنند تا نشان دهند که به اخلاق و حقوق بشر اهمیت می دهند، اما در همان زمان، با نادیده گرفتن کلان روایت استعمار، به آن مشروعیت می بخشند. آنها این واقعیت را پنهان می دارند که آنچه شکنجه، تجاوز و قتل کودکان سرخ پوست را در مدارس شبانه روزی ممکن ساخت، کلان روایت استعمار بوده است، و آنچه کشتار کودکان میناب را ممکن ساخت نیز نظم مبتنی بر زور، سلطه و برتری طلبی است.
دولت های استعماری ممکن است مسئولیت اخلاقی برخی جنایات را بپذیرد، اما از پذیرش پیامدهای سیاسی، حقوقی و اقتصادی آن، بهویژه پرداخت غرامت و بازگرداندن اموال و سرزمینهای تصرفشده، و مهمتر از همه نفی نظم استعماری خودداری می کنند. ماهیت واقعی عذرخواهی های استعماری چنین است: «ما از این اقدام خود پشیمان هستیم» والبته «به وجود نظم و ساختارهای برتری طلبانه و استعماری باور نداریم و لذا پیامدهای مادی و ساختاری آن را نیز نخواهیم پذیرفت.» روشن است که تا نظم برتری جویانه و سلطه طلبانه برقرار است، کودک کشی ها، غارت گری ها، نسل کشی ها و تجاوزگری ها برقرار خواهد بود. و آنچه امروز تمام جبهه باطل را علیه ملت به تکاپو واداشته است، قیام و مقاومت ملت ایران در برابر همین کلان روایت استعمار و نظم استکباری و فرعونی است که محصول آن چیزی جز جنگ، نسل کشی، تجاوز، غارت و به بندگی گرفتن ملت ها نیست.
@asreiranian_ir
۱۱۱
۳:۴۰
تردید؛ آفت جبهۀ خودی
طبق فرمایش رهبر معظم انقلاب، ایران با محاسبات الهی، قدرت اول جهان است
روز سه شنبه ۷ مهرماه، دکتر سعید جلیلی در صد و پنجاه و ششمین جلسه حکمت سیاسی اسلام در قرآن، به تبیین آسیبشناسی قرآن کریم به علل تردیدافکنی و برخی سستیها در جبهه خودی پرداخت.
در سوره محمد(ص)، یکی از مسائل مهم، تبیین وضعیت انسانها در صحنه جنگ و تفاوت مختصات جبهه حق و جبهه باطل است. این تردید، صرفاً یک تردید تاکتیکی و مربوط به انتخاب میان دو راه نیست، بلکه میتواند به یک تردید راهبردی و اصولی تبدیل شود که انسان را از مسیر هدایت بازگرداند. ویژگیهای هر دو جبهه حق و باطل را نشان میدهد؛ این سوره صرفاً بیان یک واقعه تاریخی نیست، بلکه تبیین سنتهای الهی در صحنه رویارویی جبهه حق و باطل است.
وقتی جنگ شکل میگیرد، نمیتوان در اصل ایستادگی و انجام وظیفه دچار تردید و سستی شد؛ قرآن در بخش سختافزاری جنگ بر ایستادگی تا زمانی که «حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا» تأکید میکند. اما جنگ فقط یک مواجهه نظامی نیست؛ بلکه یکی از صحنههای مهم آزمایش انسان در دنیاست. در چنین عرصهای ایمان، صبر، ثبات، تشخیص حق از باطل و میزان پایبندی انسان به مسیر هدایت الهی مورد آزمون قرار میگیرد.
آزمون انسان در عرصه هستی، در صحنههای سختی مانند جنگ آشکار میشود؛ جایی که باید مشخص شود چه کسانی وارد میدان مجاهدت میشوند و وظیفه خود را انجام میدهند. قرآن این صحنه را صرفاً توصیف رفتار دو طرف نمیداند، بلکه آن را جلوهای از سنت الهی معرفی میکند: مؤمنان از نصرت و ولایت الهی برخوردارند و در مقابل، کافران از چنین ولایتی محروماند.
درادامه قرآن از وجود «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» در قلب برخی افراد در جبهه خودی سخن میگوید؛ مرضی که به معنای اختلال در دستگاه ادراک و تصمیمگیری انسان است و موجب شک و تردید در تصمیمهای روشن میشود. وقتی این «بدافزار» در دستگاه محاسباتی انسان شکل بگیرد، قدرت درست دیدن، شنیدن و تحلیل کردن را از او میگیرد. از همین رو تردید و عقبنشینی برای این افراد صرفاً یک موضوع مقطعی مانند هستهای معطوف نمیشود؛ بلکه تردید عمیقتر با اصل شکلگیری نظم و تمدنی است که مبنای آن حقانیت، وحی الهی، اسلام، قرآن و اهلبیت علیهمالسلام خواهد بود. از همینجاست که برخی افراد درون جبهه حق، بهجای ایستادگی، با مخالفان وارد گفتوگو و همراهی میشوند و میگویند: «سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ». قرآن هشدار میدهد که این عقبگرد حتی اگر در ظاهر پنهان بماند، از خداوند پنهان نیست؛ «وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ» و در نهایت حقیقت درونی انسان آشکار خواهد شد.
قرآن راه عبور از آسیبِ سستی و بیفرجام ماندن حرکت را در «اطاعت از خدا و رسول» و ولایتپذیری معرفی میکند و با تعبیر «وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ» هشدار میدهد که عمل نباید در میانه راه رها شود. در میدان جنگ نیز این منطق دو بُعد دارد: در بُعد سختافزاری باید محکم و جدی ایستاد و جنگید و در بُعد نرمافزاری نباید دچار سستی و عقبنشینی شد؛ «وَلَا تَهِنُوا». این استقامت با منطق «وَاللَّهُ مَعَكُمْ» پیوند دارد؛ یعنی معیت و نصرت الهی، و بر اساس تعبیر مرحوم علامه طباطبایی، خداوند مؤمنی را که در این مسیر درست حرکت کرده، رها نمیکند و عمل او را ناقص نمیگذارد. اینطور نیست که انسان وسط جنگ، وقتی شرایط سخت شد، سست شود و بگوید رفراندوم بگذاریم و ببینیم چه کار کنیم که این مسئله تمام شود. طرف مقابل آمده و با شما میجنگد و همچنان تهدید میکند؛ قرآن میگوید سست نشوید و چنین رویکردی نداشته باشید. دشمن با همه وجود در برابر شما قرار گرفته، در شرایطی که شما در موقعیت برتر قرار دارید، نباید سستی به خود راه دهید.
رهبر معظم انقلاب در پیام اخیر خود فرمودند: به اذعان غربیها ایران امروز به یکی از چهار قدرت مؤثر دنیا تبدیل شده است البته این محاسبه آنها با محاسبات مادی است، با محاسبات الهی، ایران قدرت اول دنیاست.
اگر قومی از مسیر الهی روی برگرداند، «يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ» قومی دیگر جایگزین میشود که حقیقت را میفهمد و به آن عمل میکند. در این چارچوب، انقلاب اسلامی و ملت ایران بهعنوان نمونهای از مردمی مطرح میشوند که پس از قرنها این معارف قرآن و اهلبیت علیهمالسلام را پذیرفتند و در مسیر آن حرکت کردند؛ مسیری که در تعبیر امام شهید، به شکلگیری «ملت مبعوث» انجامیده است. بنابراین، در حکمت سیاسی اسلام، مسئله فقط شناخت این معارف نیست؛ بلکه باید آنها را در حکمرانی، سیاست کشور و رفتار سیاسی به کار گرفت و با پرهیز از خطاهای محاسباتی و تصمیمگیری، مسیر اطاعت و عمل به این سنتهای الهی را ادامه داد.
@asreiranian_ir
۱۶۷
۳:۴۵
۱۳۱
۷:۱۵
۱۳۲
۹:۱۷