حالا بیش از هر زمان دیگر کشور نیاز به وحدت و انسجام دارد تا آمریکاییها و صهیونیستها در این زمینه هم مأیوس شوند.
میدان وحدت و انسجام هم یک میدان دیگر در مبارزه است. تلاش همگانی برای جلوگیری از هر سخن و اقدام وحدتشکن، ایرانِ عزیز را به پیروزی نهایی خواهد رساند؛ انشاءالله.
محمدباقر ذوالقدر | دبیرشورای عالی امنیت ملی | ۴ خردادماه ۱۴۰۵
۸۹
۱۵:۳۸
رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته:آمریکا باید این پیششرطها رو برای توافق انجام بده.
۸۳
۲۰:۲۹
اسماعیلی، رئیس دفتر شهید رئیسی:آبراه هرمز بینالمللی نیست و متعلق به کشورهای ساحلی تنگه هستش. خوشبختانه برای برقراری نظام حقوقی تنگه هرمز طرحی در نظر گرفته شده که امروز در کمیسیون امنیت ملی مجلس در حال بررسی هستش و باید در صحن علنی مجلس مورد بحث قرار بگیره.
نظام حقوقی تنگه هرمز رو ما و کشور عمان تعیین میکنیم و سایر کشورها حق مداخله در این مسئله رو ندارن، نداشتن و نخواهند داشت.
۸۵
۲۰:۳۳
بازارسال شده از معاونت فرهنگی دانشگاه علامه
علاقهمندان به شرکت در بخشهای مختلف این رویداد و دریافت جزییات فراخوان، میتوانند به نشانی اینترنتی jcup.farnama.net مراجعه نمایند.
۶
۸:۰۶
ارتش تروریستی آمریکا در ادامهٔ ماجراجوییهای مداخلهگرایانه در منطقه و رفتارهای متجاوزانه، در منطقه خلیج فارس وارد حریم هوایی ایران شد و یگانهای پدافندی سپاه پاسداران در راستای دفاع از حریم سرزمینی کشورمان پساز پایشهای اطلاعاتی دقیق، یک پهپاد MQ9 را شناسایی و ساقط کرد.
همچنین با شلیک به یک فروند پهپاد RQ4 و جنگنده متجاوز F35 آنان را وادار به فرار و خروج از حریم سرزمینی کرد.
سپاه پاسداران نسبت به هرگونه نقض آتشبس از سوی ارتش متجاوز آمریکا هشدار میدهد و حق پاسخ متقابل را برای خود مشروع و قطعی میداند.
۸۵
۸:۴۶
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی
#برمدارِ_زمان
مجلهٔ اختصاصی کانون خبر و رسانه_بر مدارِ زمان
فصل"دوم" | قسمتِ "چهاردهم" شهریور ۱۳۲۰؛ فروپاشی اقتداری که روی کاغذ محکم بود
امیرحسین عبدی دانشجوی کارشناسی جامعهشناسی دانشگاه علامهطباطبائی رضاشاه در طول دو دهه حکومت خود ساختار اداری متمرکز، ارتش سرتاسری و نظام بوروکراتیکی ایجاد کرده بود که هدفش کنترل کامل کشور بود. اما این دستگاه قدرت، زیر لایه ظاهری نظم، ضعفهایی داشت: ارتشی که بیشتر بر نمایش و نوسازی ظاهری تکیه داشت تا آمادگی عملیاتی، و ساختار سیاسیای که وابستگی شدید به شخص شاه داشت و در برابر فشار خارجی تقریباً بیدفاع بود. با آغاز جنگ جهانی دوم، ایران سیاست بیطرفی اعلام کرد، اما موقعیت ژئوپولیتیک کشور آن را به مسیری حیاتی برای انتقال تجهیزات متفقین به شوروی تبدیل کرد. همین مسئله ایران را از کشوری «بیطرف» به «گلوگاه جنگی» بدل کرد. بریتانیا نگران نفوذ آلمان در ایران بود—نگرانیای که با حضور کارشناسان و مهندسان آلمانی در پروژههای صنعتی و حملونقل تقویت میشد. شوروی نیز مسیر آذربایجان را برای تدارکات نظامی خود حیاتی میدید. در نهایت، در ۳ شهریور ۱۳۲۰، نیروهای بریتانیا از جنوب و نیروهای شوروی از شمال حمله را آغاز کردند. ارتش ایران—که در اسناد نظامی همان دوران نیز آمادگیاش زیر سؤال رفته بود—هیچ انسجام عملیاتی برای مقاومت نداشت. بسیاری از واحدها پراکنده بودند، مهمات ناکافی بود، فرماندهی مرکزی در سردرگمی به سر میبرد و تماسهای ارتباطی مختل شد. ظرف ۴۸ ساعت خطوط دفاعی اصلی فرو ریخت. نیروهای شوروی در شمال با سرعت پیشروی کردند و بریتانیاییها بوشهر و خرمشهر را گرفتند. در تهران، کابینه و فرماندهان نظامی گزارشهایی پیدرپی از سقوط شهرها دریافت میکردند. تلاشهای دیپلماتیک برای توقف حمله بینتیجه ماند. بریتانیا عملاً خواستار کنارهگیری رضاشاه بود و این موضوع را به صراحت در تماسهای رسمی منتقل کرد. در ۲۵ شهریور، رضاشاه تحت فشار شرایط نظامی و سیاسی، استعفا کرد و سلطنت به پسرش محمدرضاشاه منتقل شد. چند روز بعد، او ایران را ترک کرد و به تبعید فرستاده شد. سقوط رضاشاه بیش از آنکه نتیجه یک نبرد باشد، محصول برخورد دو واقعیت بود: از یک سو فشار ساختاری دو قدرت جهانی که هدف مشخصی داشتند، و از سوی دیگر دولت متمرکزی که بیش از حد به شخص شاه وابسته بود و فاقد ظرفیت دفاعی و نهادی برای واکنش در یک شرایط بحرانی. شهریور ۱۳۲۰ نشان داد که قدرتی که در داخل کشور شکستناپذیر جلوه میکند، اگر بر زیرساختهای واقعی تکیه نداشته باشد، در برابر فشار خارجی میتواند در مدت بسیار کوتاهی فرو بپاشد.
️ درخواست خود مبنی بر روایتِ تاریخ مد نظرتان را به صورت ناشناس برای ما ارسال نمایید: ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Bt کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی
@atu_khabar_o_resane
محمدرضا پهلوی، واپسین شهریار ایران، در ۲۶ مهر ۱۳۳۹ (۱۶ اکتبر ۱۹۱۹) در اصفهان- شهری که پیشینه تاریخی غنی داشت- چشم به جهان گشود. او نخستین پسر رضاخان میرپنج، افسر قزاقی که ارادهاش ایران را از هرج و مرج قاجاریه به سوی نظم پهلوی رهنمون ساخت، و تاجالملوک آیرملو بود.
دوران کودکی و نوجوانی محمدرضا، همزمان با اوجگیری اقتدار پدرش و تلاش او برای ایجاد دولت مدرن ایرانی بود. تحصیلات اولیه او در ایران و سپس در سوئیس، جایی که با فرهنگ و اندیشههای غربی آشنا شد، سپری گشت. این دوران، زیر نظر پدری قدرتمند و با علم به اینکه وارث تاج و تخت خواهد بود، شخصیتی در او شکل داد که آمیزهای از جدیت، تردیدهای درونی و تمایل به اقتدار بود؛ شخصیتی که بعدها در فراز و نشیبهای تاریخ، بارها محک خورد.
در شهریور ۱۳۲۰، با ورود نیروهای متفقین به ایران و تبعید رضاشاه، محمدرضا در ۲۲ سالگی، در شرایطی پرتنش و تحت نفوذ قدرتهای خارجی، بر تخت سلطنت نشست. آغازین سالهای پادشاهی او با چالشهای جدی همراه بود: دخالتهای بیامان قدرتهای پیروز جنگ، ظهور و قدرتگیری احزاب و گروههای سیاسی، و مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ. در این دوره، شاه اغلب در سایه بازیگران قدرتمند سیاسی و نظامی داخلی و خارجی عمل میکرد و تلاش داشت تا جایگاه خود را تثبیت کند.
نقطه عطفی تعیینکننده در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. این کودتا، که با هدایت سازمانهای اطلاعاتی آمریکا (سیا) و بریتانیا (MI6) و با همکاری نیروهای داخلی صورت گرفت، منجر به سرنگونی دولت مصدق و بازگشت شاه به قدرت شد. این پیروزی، اعتماد به نفس شاه را به شدت افزایش داد و او را به این باور رساند که با تکیه بر حمایت نیروهای داخلی قادر است حکومتی متمرکز و مقتدر را در ایران پیاده سازد. این باور، بعدها در شکلگیری سیاستهای اقتدارگرایانه او نقش اساسی ایفا کرد.
پس از کودتا، شاه برنامه «انقلاب سفید» را به اجرا گذاشت که شامل اصلاحات ارضی، اعطای حقوق سیاسی به زنان، گسترش آموزش و بهداشت، و توسعه صنایع بود. او همزمان، کوشید تا هویت ملی ایرانی را با تکیه بر تاریخ باستانی و پیش از اسلام پیوند زند. اوج این سیاست، برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در سال ۱۳۵۰ بود.
این جشنها، با هدف نمایش عظمت ایران باستان و جایگاه شاه در تداوم آن تاریخ، برگزار شد و در نگاه بسیاری از رسانههای خارجی، این رویداد نمادی از احترام به سنن و تاریخ ایران کهن بود، و به رخ کشیدن پیشینهی غنی ایران زمین و باستانگرایی مدرن شد درحالی که بسیاری از کشورها هنوز به سدهی تاریخ خود نرسیده ایران دوهزار وو پانصد سالگی خود را جشن میگرفت
در دهههای پایانی حکومت او، بهویژه پس از افزایش چشمگیر درآمدهای نفتی در دهه ۱۳۵۰، محمدرضا پهلوی به طور فزایندهای به سمت اقتدارگرایی مطلق در زمینهی درآمد نفتی گرایش یافت چرا که او تعیین کننده قیمت نفت در جهان بود .
او با اتکا به ارتش مدرن و سازمان اطلاعاتی و امنیتی ساواک، صدای مخالفت را کنترل میکرد. این سیاست، همراه با سیاستهای اقتصادی که منجر به افزایش نفوز مخالفان و نارضایتیهای اجتماعی شد، زمینه را برای بروز بحران عمیق اجتماعی و سیاسی فراهم آورد که در نهایت به انقلاب در سال ۱۳۵۷ انجامید.
محمدرضا پهلوی، در نهایت در ۲۶ دی ۱۳۵۷، ایران را ترک کرد و پس از دورهای دوری از وطن و تحمل بیماری، در مرداد ۱۳۵۹ (۱۹ اوت ۱۹۸۰) در قاهره درگذشت. ماندگاری او در تاریخ ایران، مدیون دستاوردهای مثبت دوران حکومتش باشد، به دلیل پیچیدگیها، تناقضات و پیامدهای دوران پرفراز و نشیب اوست. او شاهی بود که ایران را به شکلی عمیق مدرن ساخت، اما چنگال اقتدارگرایی و سرکوب مانع از حکومتش شد.
۲۷۵
۱۷:۰۷
دقایقی پیش نیروهای مسلح ایران از مناطق جنوبی کشور بهسمت اهداف مشخص موشک شلیک کردند.
هنوز هدف دقیق این موشکها مشخص نیست اما برخی منابع از احتمال درگیری بر روی آبهای خلیج فارس خبر میدهند.
بامداد امروز هم پس از تعرض دشمن یه مناطق شرقی بندرعباس پایگاه مبدأ این تجاوز مورد هدف نیروهای مسلح جمهوری اسلامی قرار گرفت.
۵۹
۲۳:۰۴
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی
#برمدارِ_زمان
مجلهٔ اختصاصی کانون خبر و رسانه_بر مدارِ زمان
فصل"دوم" | قسمتِ "پانزدهم" محمدرضا پهلوی: از کودکی درونگرا تا شهریاری ناسیونالیست
آیدا محمدیزاده دانشجوی کارشناسی روزنامهنگاری دانشگاه علامه طباطبائی محمدرضا پهلوی، واپسین شهریار ایران، در ۲۶ مهر ۱۳۳۹ (۱۶ اکتبر ۱۹۱۹) در اصفهان- شهری که پیشینه تاریخی غنی داشت- چشم به جهان گشود. او نخستین پسر رضاخان میرپنج، افسر قزاقی که ارادهاش ایران را از هرج و مرج قاجاریه به سوی نظم پهلوی رهنمون ساخت، و تاجالملوک آیرملو بود. دوران کودکی و نوجوانی محمدرضا، همزمان با اوجگیری اقتدار پدرش و تلاش او برای ایجاد دولت مدرن ایرانی بود. تحصیلات اولیه او در ایران و سپس در سوئیس، جایی که با فرهنگ و اندیشههای غربی آشنا شد، سپری گشت. این دوران، زیر نظر پدری قدرتمند و با علم به اینکه وارث تاج و تخت خواهد بود، شخصیتی در او شکل داد که آمیزهای از جدیت، تردیدهای درونی و تمایل به اقتدار بود؛ شخصیتی که بعدها در فراز و نشیبهای تاریخ، بارها محک خورد. در شهریور ۱۳۲۰، با ورود نیروهای متفقین به ایران و تبعید رضاشاه، محمدرضا در ۲۲ سالگی، در شرایطی پرتنش و تحت نفوذ قدرتهای خارجی، بر تخت سلطنت نشست. آغازین سالهای پادشاهی او با چالشهای جدی همراه بود: دخالتهای بیامان قدرتهای پیروز جنگ، ظهور و قدرتگیری احزاب و گروههای سیاسی، و مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ. در این دوره، شاه اغلب در سایه بازیگران قدرتمند سیاسی و نظامی داخلی و خارجی عمل میکرد و تلاش داشت تا جایگاه خود را تثبیت کند. نقطه عطفی تعیینکننده در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. این کودتا، که با هدایت سازمانهای اطلاعاتی آمریکا (سیا) و بریتانیا (MI6) و با همکاری نیروهای داخلی صورت گرفت، منجر به سرنگونی دولت مصدق و بازگشت شاه به قدرت شد. این پیروزی، اعتماد به نفس شاه را به شدت افزایش داد و او را به این باور رساند که با تکیه بر حمایت نیروهای داخلی قادر است حکومتی متمرکز و مقتدر را در ایران پیاده سازد. این باور، بعدها در شکلگیری سیاستهای اقتدارگرایانه او نقش اساسی ایفا کرد. پس از کودتا، شاه برنامه «انقلاب سفید» را به اجرا گذاشت که شامل اصلاحات ارضی، اعطای حقوق سیاسی به زنان، گسترش آموزش و بهداشت، و توسعه صنایع بود. او همزمان، کوشید تا هویت ملی ایرانی را با تکیه بر تاریخ باستانی و پیش از اسلام پیوند زند. اوج این سیاست، برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در سال ۱۳۵۰ بود. این جشنها، با هدف نمایش عظمت ایران باستان و جایگاه شاه در تداوم آن تاریخ، برگزار شد و در نگاه بسیاری از رسانههای خارجی، این رویداد نمادی از احترام به سنن و تاریخ ایران کهن بود، و به رخ کشیدن پیشینهی غنی ایران زمین و باستانگرایی مدرن شد درحالی که بسیاری از کشورها هنوز به سدهی تاریخ خود نرسیده ایران دوهزار وو پانصد سالگی خود را جشن میگرفت در دهههای پایانی حکومت او، بهویژه پس از افزایش چشمگیر درآمدهای نفتی در دهه ۱۳۵۰، محمدرضا پهلوی به طور فزایندهای به سمت اقتدارگرایی مطلق در زمینهی درآمد نفتی گرایش یافت چرا که او تعیین کننده قیمت نفت در جهان بود . او با اتکا به ارتش مدرن و سازمان اطلاعاتی و امنیتی ساواک، صدای مخالفت را کنترل میکرد. این سیاست، همراه با سیاستهای اقتصادی که منجر به افزایش نفوز مخالفان و نارضایتیهای اجتماعی شد، زمینه را برای بروز بحران عمیق اجتماعی و سیاسی فراهم آورد که در نهایت به انقلاب در سال ۱۳۵۷ انجامید. محمدرضا پهلوی، در نهایت در ۲۶ دی ۱۳۵۷، ایران را ترک کرد و پس از دورهای دوری از وطن و تحمل بیماری، در مرداد ۱۳۵۹ (۱۹ اوت ۱۹۸۰) در قاهره درگذشت. ماندگاری او در تاریخ ایران، مدیون دستاوردهای مثبت دوران حکومتش باشد، به دلیل پیچیدگیها، تناقضات و پیامدهای دوران پرفراز و نشیب اوست. او شاهی بود که ایران را به شکلی عمیق مدرن ساخت، اما چنگال اقتدارگرایی و سرکوب مانع از حکومتش شد.
️ درخواست خود مبنی بر روایتِ تاریخ مد نظرتان را به صورت ناشناس برای ما ارسال نمایید: ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Bt کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی
@atu_khabar_o_resane
*
#بر_مدارِ_زمان
مجلهٔ اختصاصی کانون خبر و رسانه_بر مدارِ زمان_
فصل دوم | قسمتِ هفدهم
طلایی که میتواند روزگار را سیاه کند
به قلم دانیال شهریار
دانشجوی کارشناسی مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
جبرگرایی اقتصادی، تولید مادی، بازار آزاد و سرمایه از جمله مفاهیمی هستند که در میان اندیشمندان علوم اجتماعی و اقتصاد بهکرات مورد استناد قرار میگیرند تا بر اهمیت و تأثیر اقتصاد در زیرساختهای یک جامعه تأکید شود. در واقع، برخی از این اندیشمندان بر این باورند که اقتصاد یا بازار، مهمترین رکن در جامعه و جهتدهنده به سایر عناصر آن به شمار میرود.
بدین ترتیب، مفاهیم، نظریات، الگوها و اصطلاحات متعددی در این حوزه برای تبیین پدیدههای مختلف اقتصادی در جوامع تدوین شده است. پیش از ورود به بحث اصلی، شایسته است با اصطلاحی آشنا شویم که دارای نامی جالب و پیشینهای تأثیرگذار است.
سال ۱۹۷۷، مجلهٔ اکونومیست: بیماری هلندی اصطلاحی است که برای نخستین بار در این مجله به کار رفت و ریشه در میدان گازی گرونینگن (Groningen) داشت که در سال ۱۹۵۹ توسط هلند کشف شد. صادرات گاز از این میدان، چنان ارز فراوانی را وارد هلند ساخت که ارزش پول ملی این کشور، «گیلدر»، به شدت افزایش یافت. متعاقباً، گیلدر به حدی برای کشورهای همسایه و دیگر کشورها گران شد که قیمت محصولات صادراتی هلند نیز بالا رفت و در نتیجه، صادرات صنعتی هلند از رقابت با سایر کشورها خارج گردید.
این فرآیند به تدریج موجب تضعیف صنایع داخلی و افزایش نرخ بیکاری (در مدت هفت سال از ۱/۱ به ۵/۱ درصد) شد. البته هلند و دیگر کشورها برای درمان یا پیشگیری از بروز این پدیده، راهکارهایی را اتخاذ کردند که از آن جمله میتوان به ایجاد صندوقهای ثروت ملی یا تنوعبخشی به صنایع اشاره نمود.
پیش از پرداختن به ارتباط بیماری هلندی به ایران، مجددا به تعریف تک خطی این مسئله میپردازیم:
«افزایش مصنوعی ارزش پول ملی در پی هجوم ناگهانی ارز حاصل از فروش یک منبع خام که منجر به گرانشدن صادرات غیرمنبعی و در نتیجه، نابودی تدریجی صنعت و کشاورزی داخلی در رقابت با واردات ارزانقیمت میگردد.»
ایران در نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۴۰ تا نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۵۰ که نفت دارای قیمت ثابت و پایینی بود، به اصطلاح در «دوران طلایی» اقتصادی خود به سر میبرد (اصطلاحی که در تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در آن دوره به کار میرود). رشد اقتصادی بالا و تورم تکرقمی از جمله شاخصهای حائز اهمیت و اسناد معتبر برای اثبات این مدعا هستند. اما در سال ۱۳۵۲ و با افزایش قیمت نفت، درآمدهای نفتی ایران به طور چشمگیری افزایش یافت و در نتیجه، بیماری هلندی به بدنهٔ اقتصاد ایران نزدیک شد.
با افزایش ارزش پول ملی و عدم تخصیص درآمدهای نفتی به صنایع مختلف و کشاورزی، حتی پروژهٔ «صنعتیسازی جایگزین واردات» (ISI) که به منظور خوداتکایی به صنایع داخلی طراحی شده بود، جنبهٔ نمایشی یافت. پروژهٔ مذکور در دههٔ ۴۰ شمسی عامل رشد در بخش صنایع فلزی، ماشینآلات و صنایع شیمیایی گردید، بهگونهای که سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی از ۱۱ درصد به ۱۷ درصد افزایش یافت.
اما درآمدهای نفتی در دههٔ ۵۰ باعث افزایش سهم سرمایهگذاری دولت (از ۳۴ درصد به ۶۶ درصد) و در مقابل، کوچکشدن بخش خصوصی شد. با تشدید بیماری هلندی و افزایش درآمدهای نفتی، واردات کالاهای ارزانقیمت، صنعت داخلی را به سمت زوال سوق داد. متعاقباً، ایران شاهد افزایش تورم، نابودی کشاورزی به دلیل سیاستهای حمایتی معکوس دولت از کشاورزان، و گسترش رانت و سرمایهگذاریهای غیرضروری گردید.
پس از سال ۱۳۵۷ و استقرار نظام جمهوری اسلامی ، ایران با تحریمهای متعددی از سوی کشورهای گوناگون مواجه شد. این تحریمها به کاهش درآمدهای نفتی و در نتیجه، تمرکز بیشتر بر درآمد حاصل از صادرات صنعتی انجامید. به عبارتی، بیماری هلندی به دلیل تحریمها تا حدودی درمان شد، اما داستان به همین جا ختم نمیشود.
در دههٔ ۱۳۸۰، بار دیگر با افزایش درآمدهای نفتی و عدم مدیریت مناسب آن (یا تخصیص ارز به مواردی همچون مسکن مهر به جای سرمایهگذاری در صنعت)، احتمال ابتلا به بیماری هلندی مجدداً قوت گرفت. دورهٔ بعدی، سالهای پس از برجام بود که لغو تحریمها صورت پذیرفت، اما باز هم نبود مدیریت صحیح ارزی، ایران را به این چرخهٔ معیوب بازگرداند.
ناگفته نماند که حجم بالای تحریمها، ناکافی بودن درآمدهای ارزی، انحصار اقتصاد توسط دولت، رانت، قاچاق و دلالی از جمله عوامل تشدیدکنندهٔ تورم در ایران کنونی به شمار میروند.
️ درخواست خود مبنی بر روایتِ تاریخ مد نظرتان را به صورت ناشناس برای ما ارسال نمایید:
ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Bt
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی*
@atu_khabar_o_resane
طلایی که میتواند روزگار را سیاه کند
دانشجوی کارشناسی مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
جبرگرایی اقتصادی، تولید مادی، بازار آزاد و سرمایه از جمله مفاهیمی هستند که در میان اندیشمندان علوم اجتماعی و اقتصاد بهکرات مورد استناد قرار میگیرند تا بر اهمیت و تأثیر اقتصاد در زیرساختهای یک جامعه تأکید شود. در واقع، برخی از این اندیشمندان بر این باورند که اقتصاد یا بازار، مهمترین رکن در جامعه و جهتدهنده به سایر عناصر آن به شمار میرود.
بدین ترتیب، مفاهیم، نظریات، الگوها و اصطلاحات متعددی در این حوزه برای تبیین پدیدههای مختلف اقتصادی در جوامع تدوین شده است. پیش از ورود به بحث اصلی، شایسته است با اصطلاحی آشنا شویم که دارای نامی جالب و پیشینهای تأثیرگذار است.
سال ۱۹۷۷، مجلهٔ اکونومیست: بیماری هلندی اصطلاحی است که برای نخستین بار در این مجله به کار رفت و ریشه در میدان گازی گرونینگن (Groningen) داشت که در سال ۱۹۵۹ توسط هلند کشف شد. صادرات گاز از این میدان، چنان ارز فراوانی را وارد هلند ساخت که ارزش پول ملی این کشور، «گیلدر»، به شدت افزایش یافت. متعاقباً، گیلدر به حدی برای کشورهای همسایه و دیگر کشورها گران شد که قیمت محصولات صادراتی هلند نیز بالا رفت و در نتیجه، صادرات صنعتی هلند از رقابت با سایر کشورها خارج گردید.
این فرآیند به تدریج موجب تضعیف صنایع داخلی و افزایش نرخ بیکاری (در مدت هفت سال از ۱/۱ به ۵/۱ درصد) شد. البته هلند و دیگر کشورها برای درمان یا پیشگیری از بروز این پدیده، راهکارهایی را اتخاذ کردند که از آن جمله میتوان به ایجاد صندوقهای ثروت ملی یا تنوعبخشی به صنایع اشاره نمود.
پیش از پرداختن به ارتباط بیماری هلندی به ایران، مجددا به تعریف تک خطی این مسئله میپردازیم:
«افزایش مصنوعی ارزش پول ملی در پی هجوم ناگهانی ارز حاصل از فروش یک منبع خام که منجر به گرانشدن صادرات غیرمنبعی و در نتیجه، نابودی تدریجی صنعت و کشاورزی داخلی در رقابت با واردات ارزانقیمت میگردد.»
ایران در نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۴۰ تا نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۵۰ که نفت دارای قیمت ثابت و پایینی بود، به اصطلاح در «دوران طلایی» اقتصادی خود به سر میبرد (اصطلاحی که در تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در آن دوره به کار میرود). رشد اقتصادی بالا و تورم تکرقمی از جمله شاخصهای حائز اهمیت و اسناد معتبر برای اثبات این مدعا هستند. اما در سال ۱۳۵۲ و با افزایش قیمت نفت، درآمدهای نفتی ایران به طور چشمگیری افزایش یافت و در نتیجه، بیماری هلندی به بدنهٔ اقتصاد ایران نزدیک شد.
با افزایش ارزش پول ملی و عدم تخصیص درآمدهای نفتی به صنایع مختلف و کشاورزی، حتی پروژهٔ «صنعتیسازی جایگزین واردات» (ISI) که به منظور خوداتکایی به صنایع داخلی طراحی شده بود، جنبهٔ نمایشی یافت. پروژهٔ مذکور در دههٔ ۴۰ شمسی عامل رشد در بخش صنایع فلزی، ماشینآلات و صنایع شیمیایی گردید، بهگونهای که سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی از ۱۱ درصد به ۱۷ درصد افزایش یافت.
اما درآمدهای نفتی در دههٔ ۵۰ باعث افزایش سهم سرمایهگذاری دولت (از ۳۴ درصد به ۶۶ درصد) و در مقابل، کوچکشدن بخش خصوصی شد. با تشدید بیماری هلندی و افزایش درآمدهای نفتی، واردات کالاهای ارزانقیمت، صنعت داخلی را به سمت زوال سوق داد. متعاقباً، ایران شاهد افزایش تورم، نابودی کشاورزی به دلیل سیاستهای حمایتی معکوس دولت از کشاورزان، و گسترش رانت و سرمایهگذاریهای غیرضروری گردید.
پس از سال ۱۳۵۷ و استقرار نظام جمهوری اسلامی ، ایران با تحریمهای متعددی از سوی کشورهای گوناگون مواجه شد. این تحریمها به کاهش درآمدهای نفتی و در نتیجه، تمرکز بیشتر بر درآمد حاصل از صادرات صنعتی انجامید. به عبارتی، بیماری هلندی به دلیل تحریمها تا حدودی درمان شد، اما داستان به همین جا ختم نمیشود.
در دههٔ ۱۳۸۰، بار دیگر با افزایش درآمدهای نفتی و عدم مدیریت مناسب آن (یا تخصیص ارز به مواردی همچون مسکن مهر به جای سرمایهگذاری در صنعت)، احتمال ابتلا به بیماری هلندی مجدداً قوت گرفت. دورهٔ بعدی، سالهای پس از برجام بود که لغو تحریمها صورت پذیرفت، اما باز هم نبود مدیریت صحیح ارزی، ایران را به این چرخهٔ معیوب بازگرداند.
ناگفته نماند که حجم بالای تحریمها، ناکافی بودن درآمدهای ارزی، انحصار اقتصاد توسط دولت، رانت، قاچاق و دلالی از جمله عوامل تشدیدکنندهٔ تورم در ایران کنونی به شمار میروند.
ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Bt
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی*
۵۶۳
۱۱:۵۲
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی
۳۹
۱۳:۵۰
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی
#گزارش_تصویری | جلسهٔ سوم کارگاه «نوشتن در زمانهٔ طوفان»
با تدریس دکتر محمد ملاعباسی
در ادامه، تصاویری از برگزاری این جلسه را میبینید.
جلسهٔ سوم کارگاه با حضور علاقهمندان برگزار شد. در این نشست، تمرینهای شرکتکنندگان مرور و دربارهٔ نقاط قوّت هر متن و مسیرهای بهبود آن گفتوگو شد. همچنین اصول نوشتن دربارهٔ یک متنِ بیطرفانه و دقیق مورد تأکید قرار گرفت. در پایان جلسه، تکالیف جدید برای ادامهٔ تمرینها اعلام شد و چارچوب مباحث جلسهٔ آینده نیز در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت.
گزارش تصویری جلسات بعدی این کارگاه متعاقباً منتشر خواهد شد. کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی
@atu_khabar_o_resane
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی
۳۲
۱۸:۲۶