عکس پروفایل شهید خامنه‌ای به روایت خودشش

شهید خامنه‌ای به روایت خودش

۱۵.۳ هزار عضو
thumbnail
#ماجرای_روز؛ #روز_معلم پدرم حق عظیمی از نظر تحصیلی و تربیتی به گردن من دارد
اختلاف سنی من و پدرم خیلی زیاد بود؛ درست چهل و پنج سال. علاوه بر آن، پدرم مقام علمی بالایی داشت و مجتهدی با اجازات بود و شاگردانی در سطوح عالی تربیت کرده بود. بنابراین سزاوار نبود که او با آن مقام علمی به من که دوره‌ی ابتدایی دروس اسلامی را می‌گذراندم درس بدهد. حال و حوصله این گونه کارها را هم نداشت، اما بنابر علاقه‌ای که به تربیت ما داشت، هم به برادر بزرگتر و هم به من و هم بعدها به برادر کوچکترمان درس می‌داد و حق عظیمی از جهت تحصیلی و تربیتی به گردن همه ما برادران، به ویژه بر من دارند؛ چنان که اگر ایشان نمی‌بودند، من به موفقیت‌های فراوانم در تحصیلات فقه و اصول نائل نمی‌شدم.
شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir | بله | ایتا | سروش | روبیکا | اینستاگرام
undefined۹۴۷
undefined۱۲۵
undefined۵۵
undefined۲۱
undefined۱۷
undefined۹

۷۲.۹K

۲۰:۳۳

هفده. یادی از مادربزر‌گم «ماه‌خانم»
مادر بزرگم، یعنی مادر پدرم، بانویی زحمت‌کش و فداکار به نام «ماه‌خانم» بود که ایشان تا آخر عمر نسبت به این مادر رنج‌کشیده و پرطاقت، حسّ احترامی عمیق داشت و شبانه‌روزی نمیگذشت که او را یاد نکند و سوره‌ی قرآنی به روح پاکش نثار ننماید.
ایشان اهل خوی و جزو خاندان معروف «سادات مقبره» بود. در خوی عالمی بوده به نام مرحوم میرزا سیّدمحمّدحسن زنوزی، صاحب کتاب ‌ریاض‌ الجنّه که مادر آقا از آن خانواده بود. البتّه ماه‌خانم از طرف پدری سیّد نبوده و صاحب «ریاض‌ الجنّه» جدّ مادری ایشان است.
‌‌‌یک بار ‌‌یکی از علمای خوی به نام آقای فاضلی خوئی‌‌‌ که با پدرم دوست و با ما هم خیلی مأنوس بود، به مشهد آمد.
ایشان از آن روحانیّون پرجاذبه و مرد خیلی شیرین، خوش‌صحبت و حرّافی بود که داستان‌ و تاریخ‌ و حدیث‌ خیلی بَلد بود. زیاد به مشهد می‌آمد و پدرم هم به منزلمان دعوتش میکرد. در این سفر ‌‌آقایی به نام ریاضی خوئی ‌‌‌‌را با خودش آورد و به آقا معرّفی کرد: «آقا! ایشان قوم ‌و ‌خویش شما است.» آقا که پرسیدند و او خودش را معرّفی کرد، ‌‌معلوم شد که از طریق مادری قوم‌ و‌ خویشند.
ازدواج ماه‌خانم با مرحوم آقاسیّدحسین هم در نجف بوده است.‌ ‌‌ایشان در حدود سال ۱۳۳۵ قمری از دنیا رفته‌اند.
آقا خوشش نمی‌آمد اسم «ماه‌خانم» را بگوییم و گاهی اوقات که برای شوخی با آقا، اسم ایشان را می‌آوردیم و دوست نداشت.‌ پدرم مادرمان را هم اصلاً به اسم صدا نمیکردند. آن زمان معمول نبود؛ میگفتند: «خانم».
شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش روبیکا
undefined۶۱۴
undefined۴۵۷
undefined۸۰
undefined۲۵
undefined۲۱
undefined۶
undefined۵

۷۶.۴K

۲۰:۳۹

#ماجرای_روز؛ #روز_فردوسی من با شاهنامه مأنوسم
من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. اگر کسی به ‌شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی ایران را سروده، اما با دید یک مسلمان؛ آن هم یک مسلمان شیعه. بیان زندگی قهرمانها و ‌پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل رستم و اسفندیار در شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عکس آن، ‌شخصیتهای منفی مثل تورانی‌ها یا بعضی از سلاطین، مثل کیکاووس شخصیتهایی هستند که در تفکر اسلامی بوضوح کوبیده ‌شده‌اند. اما تفکر اوستایی چیست و چیزی که می‌تواند حکمت اوستایی را به ما نشان دهد، کجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از ‌الان نبوده. این‌طور نیست که ما خیال کنیم زمان فردوسی تفکر اوستایی آشکارتر بوده؛ خیر، آن‌وقت هم بیش از آنچه الان ما در ‌اختیار داریم، نبوده است. لذا حکمت قرآنی، همان حکمت ملی بومی و ایرانی ماست‌.
شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش  روبیکا | اینستاگرام
undefined۲K
undefined۱۲۱
undefined۵۰
undefined۹
undefined۶
undefined۴

۴۱۶.۴K

۲۱:۰۸

هجده. لهجه‌ی عربی در نماز را اول‌بار از نماز خواندن پدربزرگم یاد گرفتم
پدربزرگ مادری‌ام آیت‌الله حاج سیّدهاشم نجف‌‏آبادی میردامادی بودند. ایشان از ملّاهای معروف مشهد بود که اصالتاً اصفهانی (نجف‌آبادی) بود ولی در نجف متولّد شده و در همان ‌جا نشو کرده و درس خوانده و بعد به مشهد آمده بود. بنابراین محیط رشد و تکلّم ایشان عربی بود؛ برای همین لهجه‌ی عربی‌شان کامل و جزو عاداتشان بود. من اوّل ‌بار در نماز مرحوم پدربزرگم لهجه‌ی عربی در نماز را یاد گرفتم و آنجا ملتفت شدم که نماز خواندن این‌طوری درست است. پدرم، نماز را معمولی، امّا با صوت میخواند. پدربزرگم هم نماز را با صوت میخواند، امّا با لحن عربی.
آقاسیّدهاشم اصالتاً نجف‌آبادی بود، امّا هیچ ارتباطی با نجف‌آباد نداشت؛ با اینکه میردامادی‌ها‌ ‌‌آنجا خیلی زیاد بودند.‌ ‌‌به‌ نظرم فرزندشان، مرحوم آقاسیّدحسن، یک بار ‌از ایشان خواسته و اصرار کرده بود و با او سفری به نجف‌آباد رفتند. مردم آنجا هم با ایشان خیلی گرم گرفتند و به ایشان علاقه‌مند شدند.
ایشان آدمی بود که هر جا قرار میگرفت، جماعتی که با او ارتباط میگرفتند، به او علاقه‌مند میشدند؛ هم اهل معنویّت و حال و ذکر و این امور بود و هم گرم و خوش‌صحبت. نَسَب ایشان با پنج واسطه به مرحوم میرسیّداحمد، داماد و مرید و شاگرد برجسته‌ی میرداماد میرسد.
شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش  روبیکا | اینستاگرام
undefined۱K
undefined۶۹
undefined۶۲
undefined۲۳
undefined۱۸
undefined۴
undefined۲

۷۱.۳K

۲۰:۵۱

#ماجرای_روز؛ #روز_ازدواج ماجرای روزی که خدمت امام خمینی(ره) بودم و ایشان میخواست خطبه عقد بخواند
من یک‌وقت خدمت امام خمینی(ره) رفتم، ایشان می‌خواستند خطبه‌ی عقدی را بخوانند؛ تا من را دیدند، گفتند شما بیا طرف عقد بشو.ایشان برخلاف ما - که طول و تفصیل می‌دهیم و حرف می‌زنیم - عقد را اول می‌خواندند، بعد دو، سه جمله‌ی کوتاه صحبت می‌کردند.من دیدم ایشان پس از این‌که عقد را خواندند، رویشان را به دختر و پسر کردند و گفتند: بروید با هم بسازید. من فکر کردم، دیدم که ما این همه حرف می‌زنیم، اما کلام امام در همین یک جمله‌ی «بروید با هم بسازید»، خلاصه می‌شود! حالا ما هم عرض می‌کنیم که شما دختران و پسران، بروید با هم بسازید. سازش، اصل است. هر چیزی که با ساختن عروس و داماد، دختر و پسر، زن و شوهر منافات دارد، بایستی بیگانه تلقی بشود. این را اصل قرار بدهید، تا ان‌شاءالله خداوند متعال برکاتش را بر شما نازل کند.
شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش  روبیکا | اینستاگرام
undefined۲K
undefined۱۴۵
undefined۶۷
undefined۲۳
undefined۱۷
undefined۱
undefined۱

۹۶.۱K

۲۰:۵۴

بازارسال شده از انتشارات انقلاب اسلامی
thumbnail
undefined کتاب «روایت آقا»خاطرات حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) از زندگی پدر
undefined ثبت سفارش از نمایشگاه مجازی کتاب
@KhameneiBook

۵۵۹

۱۰:۲۰

thumbnail
نوزده. پدربزرگ مادری‌ام مُلّای زاهدی بود امّا از آن مقدّسهای کم‌حرفِ اخموی هیچ‌نگو نبود!
مرحوم آقاسیّدهاشم پدربزرگ مادری‌ام روحانی موفّق و مُلّا و زاهدی بود. این را من شاید دیده بودم امّا از خاله‌ها و دایی‌ها و اینها هم زیاد شنیدم که مرحوم آقاسیّدهاشم از نماز می‌آمد خانه و مثلاً عیالش را صدا میزد: «ناهار بیاورید.» میگفتند: «آقا! هنوز‌ ‌‌ناهار حاضر نیست.» ‌‌‌ایشان میرفت سر سفره،‌ ‌‌یک تکّه نان خشک برمیداشت و چون دندانش نمیتوانست خرد کند، می‌آمد لب حوض آب می‌نشست‌ ‌‌این نان را تکّه‌تکّه میکرد، میزد توی آب حوض که نرم بشود و میخورد؛ یعنی تا این حد بی‌قید در غذا خوردن.‌ ‌‌این‌قدر بی‌قید بودن در غذا خوردن و این امور مهم است. ایشان خیلی خصوصیّات ممتاز و مثبتی داشت. مردی گرم و گیرا و در عین حال زاهد بود. یعنی با اینکه اصلاً خصوصیّتش زهد و عبادت بود و ‌‌از روحانیّون مقدّس مشهد محسوب میشد امّا از آن مقدّسهای کم‌حرفِ اخموی هیچ‌نگو نبود. وقتی در مجلسی می‌نشست، اغلب صحبت میکرد، منتها مثلاً حدیث میگفت. به محض اینکه جایی می‌نشست، بنا میکرد حدیثی گفتن و چیزی نقل کردن و مطلب موعظه‌آمیزی را بیان کردن. مرد شیرینی بود؛ البتّه نه به معنای شوخی‌کن. اصلاً اهل شوخی و‌ ‌‌مزاح نبود امّا حرف ‌زدنش شیرین بود، آدم خوشش می‌آمد و پای صحبت ایشان می‌نشست.
شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش  روبیکا
undefined۱K
undefined۸۹
undefined۵۵
undefined۱۴
undefined۸
undefined۶

۵۰K

۲۰:۴۶

thumbnail
#ماجرای_روز، #فتح_خرمشهر وقتی جوانان ما خرمشهر را فتح کردند، یکی از رؤسای کشورها به ایران آمد و به من گفت وضع امروز شما در دنیا با سال گذشته از زمین تا آسمان تفاوت کرده است
وقتی جوانان ما خرّمشهر را باز پس گرفته بودند، اوایل ریاست جمهوری بنده بود. یک هیأت جهانی به ایران آمد و رئیس آن - قریب به این مضمون - به من گفت: امروز در دنیا وضع شما با یک سال پیش از زمین تا آسمان تفاوت کرده است. او راست میگفت. دنیا باور نمیکرد جوانان ما، بسیجیان ما، سپاه نورسِ ما و ارتش ضربت دیده ما بتوانند خرّمشهر را با آن همه استحکاماتی که دشمن و پشتیبانانش درست کرده بودند، پس بگیرند. وقتی جوانان ما خرّمشهر را پس گرفتند، مرزها را پس گرفتند و توانستند خطّ آبی مشترک را هم پس بگیرند و با رفتن به فاو، دشمن را تحقیر کنند. ما که قصد نداشتیم فاو را نگه داریم؛ این تحقیر رژیمِ صدّام بود؛ این به ذلّت کشاندن ارتش بعثِ عفلقی بود. این کار را جوانان ما کردند؛ آن‌هم نه با تجهیزات پیشرفته آن‌چنانیکه نداشتند و نه با پشتیبانیهای اطّلاعاتی یا نظامی که در اختیارشان نبود؛ بلکه با قدرت اراده و فکر و هوشمندی و با جوانىِ کارساز.
شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش  روبیکا | اینستاگرام
undefined۶۱۲
undefined۱۲۲
undefined۲۰
undefined۶
undefined۶

۴۵K

۱۰:۵۰

#ماجرای_روز؛ #روز_عرفه روز عرفه با مادرم در حیاط خانه اعمال را بجا می‌آوردیم
یادم است هنوز بالغ نبودم که اعمال روز عرفه را بجا آوردم. اعمال آن روز، طولانی هم هست - لابد آشنا هستید؛ خیلی از جوانان با آن اعمال آشنا هستند - چند ساعت طول میکشد. اعمال، از بعد از نماز ظهر و عصر شروع میشود و اگر انسان بخواهد به همه آن اعمال برسد، شاید تا نزدیک غروب - روزهای نه چندان بلند - به طول میانجامد.آن وقت من یادم است که با مادرم - چون مادرم هم خیلی اهل دعا و توجّه و اعمال مستحبّی بود - میرفتیم یک گوشه حیاط که سایه بود - منزل ما حیاط کوچکی داشت - آن‌جا فرش پهن میکردیم - چون مستحب است که زیر آسمان باشد - هوا گرم بود؛ آن سالهایی که الان در ذهنم مانده، یا تابستان بود، یا شاید پاییز بود، روزها نسبتاً بلند بود. در آن سایه مینشستیم و ساعتهای متمادی، اعمال روز عرفه را انجام میدادیم. هم دعا داشت، هم ذکر و هم نماز. مادرم میخواند، من و بعضی از برادر و خواهرها هم بودند، میخواندیم. دوره جوانی و نوجوانی من این‌گونه بود؛ دوره اُنس با معنویات و با دعا و نیایش.
شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش  روبیکا | اینستاگرام
undefined۱K
undefined۸۵۰
undefined۶۲
undefined۱۹
undefined۱۷

۱۹۷.۴K

۲۰:۳۰

بیست. آقای بهجت درباره پدربزرگم میگفتند که آقاسیّدهاشم دعای ابوحمزه را در قنوت نماز شب میخواند!
مرحوم پدربزرگ مادری‌ام -آقاسیدهاشم نجفی میردامادی- اهل دعا بود. این حال دعایی که‌ ‌‌مادرم‌ ‌‌داشت، قطعاً مقداری تحت تأثیر پدرشان‌ ‌‌بود. از آقای بهجت شنیدم نمیدانم از‌ ‌‌چه کسی نقل میکردند که: «آقاسیّدهاشم آن وقتهای جوانی که نجف بود دعای ابوحمزه را در قنوت نماز شب میخواند.»
یک‌ بار‌ ‌‌در اواخر عمر پدربزرگم به منزلشان رفتم. شاید آن وقت بیش از هفتاد سال سنّشان بود‌‌‌. ایشان در اتاق نشسته بود. به من گفت: «بیا این مفاتیح را بگیر، ببین من این دعا را میخوانم چقدر حفظ هستم.» باز کردم؛ دعای ابوحمزه بود و شروع کرد از اوّل خواندن. طبعاً ایشان آن وقت که حفظ نکرده بود، میخواست ببیند حفظ مانده یا نه. ایشان اهل این‌جور عبادتها و دعا خواندن‌ ‌‌بود.
شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش  روبیکا | اینستاگرام
undefined۸۱۹
undefined۱۳۹
undefined۱۷
undefined۱۵
undefined۷

۱۷.۸K

۲۱:۰۷