بازارسال شده از بدون مرز
۱۲
۱۱:۳۰
بازارسال شده از بدون مرز
۱۳
۱۱:۳۰
توی کارنامه کاری یه نویسنده چی پیش بیاد خستگی شب بیداریها و کوبیدنهای مکرر روی کیبورد و مصاحبه گرفتنها و ... در میره ؟یه اثر پرفروش؟یا تجدیدچاپهای پشتسرهم!شاید همکاری با یه ناشر کاربلد!یا شاید تقریظ...
اسفندِ ۰۳خوب نبود.تلخ بود. گس بود...درست زمانی که انتظار چاپ این کتاب رو میکشیدم ، خدا دوباره محکم کوبید زیر میز زندگیم:متاستاز!بگذریم ...!
ما به رهبرانمون اُلفت داریم و اونا هم به ما. من محبت و رقتِ قلبِ سیدحسن رو با تمام وجودم لمس کردم…بدون این که دیده باشمشکار برای سیدحسن نصراللهمثل یه نبات بودنباتی که خودش گذاشت زیر زبونمتا تلخیِ اون روزهاکامم رو شیرین کنه.و دیروز…انتها و غایتِ این مهربونی رو دیدم.فکر کردن به این که، تسبیحی که توی دستمه…ردِ دستهای کاریزماتیکترینِ رهبران مقاومت رو همراهش داره حالمو عجیب خوبه میکنه....و تو، الهه آخرتیباز هم خواهریت رو ثابت کردی.واسطهی رسیدنِ این هدیه شدی...!
https://ble.ir/azsarekhat
اسفندِ ۰۳خوب نبود.تلخ بود. گس بود...درست زمانی که انتظار چاپ این کتاب رو میکشیدم ، خدا دوباره محکم کوبید زیر میز زندگیم:متاستاز!بگذریم ...!
ما به رهبرانمون اُلفت داریم و اونا هم به ما. من محبت و رقتِ قلبِ سیدحسن رو با تمام وجودم لمس کردم…بدون این که دیده باشمشکار برای سیدحسن نصراللهمثل یه نبات بودنباتی که خودش گذاشت زیر زبونمتا تلخیِ اون روزهاکامم رو شیرین کنه.و دیروز…انتها و غایتِ این مهربونی رو دیدم.فکر کردن به این که، تسبیحی که توی دستمه…ردِ دستهای کاریزماتیکترینِ رهبران مقاومت رو همراهش داره حالمو عجیب خوبه میکنه....و تو، الهه آخرتیباز هم خواهریت رو ثابت کردی.واسطهی رسیدنِ این هدیه شدی...!
https://ble.ir/azsarekhat
۱۸۵
۱۳:۰۳
بازارسال شده از بدون مرز
#نمامرز
باهم به تماشا بنشینیم…
روایتی از آیین تجلیل از راویان کتاب «دیدار با دبیرکل»
در این ویدئو، برداشتهایی از آیین تجلیل از راویان کتاب «دیدار با دبیرکل» را میبینید؛ لحظاتی که برای ما جزو افتخاراتمان است. جلسهای سرشار از حال خوب بهبرکت نفس حق شهداء، بهویژهٔ شهدای جبههٔ مقاومت، که ماهم از این نعمت معنوی متنعم شدیم.
جلسه در روز یکشنبه دهم خرداد در سالن طاهره صفارزاده حوالی ساعت ۱۵:۰۰ برگزار شد.
با بدون مرز همراه باشید؛اینستاگرام | ایتا | تلگرام |بله
۱۸
۲۲:۰۸
آه امام اولینبگو به منجی زمینتمام دلشکستگانمنتظرند بعد از این ...
۹۸
۱۰:۵۵
أرى الأحبة من دنياي قد رحلوا إلى الجنان في خضرائها نزلوا
محبوبانم را میبینم که این دنیا را ترک کردندبه سمتِ بهشت و در آنجا فرود آمدند
@azsarekhat
محبوبانم را میبینم که این دنیا را ترک کردندبه سمتِ بهشت و در آنجا فرود آمدند
@azsarekhat
۸۰
۰:۰۶
۸۰
۰:۰۶
۸۰
۰:۰۶
تمسک بر علی آری دوصد شکرانه میخواهدولایِ ساقی کوثر دلی مردانه میخواهد
یتیمان را بُدی همچون پدر دلداده و غمخوار مریدِ او شدن سخت است، چون پیمانه میخواهد
میسر کی شود درک مقام زایدالوصفشکه مدح او هزاران دفتر و رایانه میخواهد
به گاهِ رزم همچون شیر غرّان بهرِ خصم دونکه مشیاش بر ضعیفان نقل صد افسانه میخواهد
علی آن راد مرد دین و یار خاتمِ مرسل که بودن در چنین جاهی سر مستانه میخواهد
مگر جز او بود یک قاضی عادل در این دنیا که نزدش ظلم کردن جراتی جانانه میخواهد
دهد انگشتری از لطف در رکن نماز عشقچنین رسمی مرامی بس جوانمردانه میخواهد
علی هم راز و شوی فاطمه آن بانوی بی مثلزنی چون فاطمه هان شوهری دردانه میخواهد
یکی از پنج تن زیر کسای علت هستیبه زیر این کسا شانی سزاوارانه میخواهد
علی آن فاتح خیبر علی هر شیعه را دلبرشرابی پر زعشق نابش این میخانه میخواهد
همی از نسل او آید سواری با ید بضا همان مردی در عهد ظلم این کاشانه میخواهد
هزاران واژه میآید به ذهن شاهد از این مردو او از بهر شعر خود یکی عیدانه میخواهد
سروده دکتر محمود طاووسیخوشنویس استاد حسین اسماعیلی۱۴ خرداد ۱۴۰۵ ، عید غدیر
یتیمان را بُدی همچون پدر دلداده و غمخوار مریدِ او شدن سخت است، چون پیمانه میخواهد
میسر کی شود درک مقام زایدالوصفشکه مدح او هزاران دفتر و رایانه میخواهد
به گاهِ رزم همچون شیر غرّان بهرِ خصم دونکه مشیاش بر ضعیفان نقل صد افسانه میخواهد
علی آن راد مرد دین و یار خاتمِ مرسل که بودن در چنین جاهی سر مستانه میخواهد
مگر جز او بود یک قاضی عادل در این دنیا که نزدش ظلم کردن جراتی جانانه میخواهد
دهد انگشتری از لطف در رکن نماز عشقچنین رسمی مرامی بس جوانمردانه میخواهد
علی هم راز و شوی فاطمه آن بانوی بی مثلزنی چون فاطمه هان شوهری دردانه میخواهد
یکی از پنج تن زیر کسای علت هستیبه زیر این کسا شانی سزاوارانه میخواهد
علی آن فاتح خیبر علی هر شیعه را دلبرشرابی پر زعشق نابش این میخانه میخواهد
همی از نسل او آید سواری با ید بضا همان مردی در عهد ظلم این کاشانه میخواهد
هزاران واژه میآید به ذهن شاهد از این مردو او از بهر شعر خود یکی عیدانه میخواهد
سروده دکتر محمود طاووسیخوشنویس استاد حسین اسماعیلی۱۴ خرداد ۱۴۰۵ ، عید غدیر
۵۸
۱۰:۲۷
سلام آقا پسر! این کتابا رو شما میفروشی؟
+ بله
اونوقت استاد! چرا همهش برای یه انتشاراته؟
+مالِ نشر بابامه... راهیار _ عججججب! سلام به پدرتون برسونید و بگید یه خانمی گفت جای کتاب "حاج رحیم" و "اردیبهشت اتفاق افتاد" توی بساطت خالیه
اونام برای راهیاره.+باشه. میگم_قول؟
سر کج میکند...دو زانو مینشینم کنار بساط کتابش
_فردا میام سر میزنم. این دوتا که گفتم تو بساطت نباشه، از محلمون دیپورتت میکنم...


و بعد با حالت کاملاً فرهیختگانی، که هیچ شباهتی به تهدید ندارد، خداحافظی میکنم و میروم. در حالی که کتابفروش نوجوان همچنان پشت بساطش نشسته است و احتمالاً برای اولین بار فهمیده کمبود موجودی کتاب، میتواند پیامدهای ژئوپلیتیکی در مقیاس محله داشته باشد.
بخشی از گفتوگوی صلحآمیز، فاقد هرگونه فشار روانی و سرشار از تعامل سازندهی امشبم با جناب مستطاب علیرضا هادیانابتدای خیابان مجاهدین اسلام
در جوار باد ملایم شبانگاهی و بوی ساندویچ فلافل که از آنسوی خیابان میآید
@azsarekhat
+ بله
اونوقت استاد! چرا همهش برای یه انتشاراته؟
سر کج میکند...دو زانو مینشینم کنار بساط کتابش
_فردا میام سر میزنم. این دوتا که گفتم تو بساطت نباشه، از محلمون دیپورتت میکنم...
و بعد با حالت کاملاً فرهیختگانی، که هیچ شباهتی به تهدید ندارد، خداحافظی میکنم و میروم. در حالی که کتابفروش نوجوان همچنان پشت بساطش نشسته است و احتمالاً برای اولین بار فهمیده کمبود موجودی کتاب، میتواند پیامدهای ژئوپلیتیکی در مقیاس محله داشته باشد.
بخشی از گفتوگوی صلحآمیز، فاقد هرگونه فشار روانی و سرشار از تعامل سازندهی امشبم با جناب مستطاب علیرضا هادیانابتدای خیابان مجاهدین اسلام
@azsarekhat
۴۰
۲۰:۰۶