ا

ازسرنوشت

۷۰۶ عضو
thumbnail
undefined {تصویر دوم}
undefined ...«علیرضا» اما بسته بود و تودار. اصلاً حرف نمی‌زد یا جز به نجوا سخن نمی‌گفت. با این حال رنگ صدایش آشنا بود و هنوز بعد از سال‌ها توی گوشم زنگ می‌زند. خوش صدا بود و با صدایی پسرانه قرآن می‌خواند. شیرین‌کاری‌هایی هم بلد بود و توی مینی‌بوس آوازی هم می‌خواند. با این حال یک حالت لَختی و بی‌قیدی خاصی در لحنش بود. انگار هر بار که مجبورش می‌کردند دهان باز کند با زبان بی‌زبانی می‌گفت: «ولم کنید؛ حوصله ندارم؛ دست از سرم بردارید؛ نمی‌خواهم بخوانم!» لطیف بود؛ اما نه آنچنان که خیال کنیم برای خواندن ناز می‌کند. واقعاً بی‌میل به نظر می‌رسید و بعدها به نظرم آمد که بیش از آن‌که از خواندن پرهیز کند، از خودنمایی فراری بود. نمی‌خواست دیده شود؛ و البته این چیزی بود که دائم در معرضش قرار می‌گرفت.
این اخلاقش را دوست می‌داشتم. دافعهٔ هوشمندانه‌ای بود برای آدمی که اگر از خودش مراقبت نمی‌کرد باد او را به هر کجا می‌بُرد.
undefined چند روایت پریشان دربارهٔ علیرضای شهید
-وقتی نوزده‌ساله بود-

#علیرضای_شهید#شهید_علیرضا_زهدی
undefined @azsarnevesht_ir
undefined۴۱

۵.۸K

۱۶:۵۰

thumbnail
undefined {تصویر سوم}
undefinedریزه میزه بود؛ با موهای مشکی و مجعد و در هم فشرده که شانه نمی‌کرد و شاید شانه نمی‌شد و آن حالت بی‌قیدی را تشدید می‌کرد. همه این ویژگی‌ها او را برایم جذاب‌تر می‌کرد. خطاط بود؛ با دستانی ظریف و قوی. حال معنوی خوشی هم داشت.
در همین عکسی که نماز می‌خوانند، به دست‌های کشیده و محکم او در قنوت خیره شوید: این خودِ خودِ علیرضاست: نوزده ساله است؛ جدّی است؛ متواضع است؛ و هیچ انگار نمی‌کند که کسی دارد او را تماشا می‌کند؛ خودش است.
ده سال بعد که برادرش «محمدحسین» را دیدم و آن مرد استوار که پدرش بود، «حاج رضا»، را شناختم، تازه فهمیدم که این فولاد آبدیده در کودکی در کدام کوره‌ای تفتیده و در کدام کارگاهی ورز داده شده است...
undefined چند روایت پریشان دربارهٔ علیرضای شهید
-وقتی نوزده‌ساله بود-

#علیرضای_شهید#شهید_علیرضا_زهدی
undefined @azsarnevesht_ir
undefined۴۱

۶.۱K

۱۶:۵۲

thumbnail
undefined {تصویر چهارم}
undefined این دیوارِ آجریِ یک مدرسهٔ معمولی است در روستای شُنبه از توابع شهرستان دشتی در استان بوشهر، فروردین ۱۳۸۱، که بچه‌های گروه جهادی روی آن آیه‌ای از قرآن نوشته‌اند. این تصویر و تصاویری مانند آن را برای مستندسازی فعالیت‌های اردوی جهادی می‌گیرند و از آن در گزارش‌های رسمی به مسئولان و خیّرین استفاده می‌کنند.
من به عنوان مستندساز اردوها از این عکس‌ها زیاد گرفته‌ام؛ اما این یکی فرق می‌کند: موضوع این عکس «علیرضا» است و من واقعاً خوشبختم که در این ۲۴ سال کسی نفهمیده آن «آهوی رهای دشت‌های سبزی» که من پای این دیوارِ آجری شکار کرده‌ام، با قلبِ «پلنگ سنگی دروازه‌های بستهٔ شهر» چه‌ها که نکرده است.
خودآهوانه به دام من آمدی تو، وگرنهمن این بهار در اندیشهٔ شکار نبودم
یکی از آخرین روزهای اردو، بعد از عاشورا بوده حتماً، بعدازظهر نشسته بودم گوشهٔ حیاط، و برخی خوابیده بودند یا بازی می‌کردند یا هر چه -و این وقتی بود که من شیفتهٔ علیرضا شده بودم- که دیدم تنهایی پای دیوار ایستاده به تکمیل دیوارنوشته‌ای که چند روز برایش زحمت کشیده بودند: با قلموی نازک و رنگ قرمز دارد سایه‌ها را تکمیل می‌کند؛ پریدم و دوربینم را آوردم و این عکس را گرفتم.
این تصویر، شاه‌بیتِ غزلِ علیرضاست: جوانی که قرآن می‌خوانَد، قرآن با گوشت و خون او آمیخته می‌شود و در جمال او ظاهر می‌شود و از قلب او بیرون می‌ریزد و دنیا را به رنگ خودش خونین می‌کند.
undefined چند روایت پریشان دربارهٔ علیرضای شهید
-وقتی نوزده‌ساله بود-

#علیرضای_شهید#شهید_علیرضا_زهدی
undefined @azsarnevesht_ir
undefined۲۶
undefined۱۶

۶.۲K

۱۶:۵۴

thumbnail
undefined در این روزها و شب‌های عجیب، تصاویری از اردوی جهادی نوروز ۱۳۸۱ را از بایگانی بیرون کشیدم تا ضمن بازخوانی یک یادداشت قدیمی که ۲۴ سال پیش نوشته بودم، چند روایت پریشان دربارهٔ برادر و رفیق شهیدم علیرضا زهدی بنویسم که آن زمان نوزده‌ساله بود.
چند بخش کوتاه از آن یادداشت را همینجا گذاشتم و اصل آن را می‌توانید در ازسرنوشت ببینید:http://azsarnevesht.ir/post/795
#علیرضای_شهید#شهید_علیرضا_زهدی
undefined @azsarnevesht_ir
undefined۴۶
undefined۲

۶.۴K

۱۹:۳۳

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
undefined باید برخاست ...
چه جوری میشه یه محصول رسانه‌ای این‌قدر خوب میشه؟قالب، محتوا، حس، پیام، زمانهمه‌چیزش درسته.مگه میشه آخه؟#باید_برخاست
undefined@azsarnevesht_ir
undefined۲۸
undefined۳
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۱.۸K

۷:۲۳

thumbnail
من در یکی از روزهای هفته گذشته در اینترنت به قتل رسیدم.روز دقیقش را خاطرم نیست؛ ولی دوست دارم فرض کنم بیستم فروردین ۱۴۰۵ بوده؛ ساعتی بعد از طلوع آفتاب، با زدن یک دکمه و خاموش کردن سرورهای سامانه وبلاگ‌نویسی بیان، حاصل بیست و چند سال خواندن و نوشتن و یادداشت کردن و منتشر کردن، در یک لحظه به قتل رسیده و خاک شده است.بیش از هزار و پانصد یادداشت، مقاله، سفرنامه، خاطره، پژوهش، معرفی فیلم و کتاب، روزنوشت و صدها تصویر و پوستر و گزارش و و و که در طول دو دهه با دقت و وسواس کنار هم چیده بودم، حالا دیگر وجود ندارد؛ فَكَأَنَّ الدُّنيا لَم تَكُن.
دامنه azsarnevesht.ir هر چند که هنوز متعلق به من است؛ اما از یکی از روزهای هفته گذشته دیگر چیزی را نشان نمی‌دهد.
نازک آرای تن ساق گلیکه به جانش کِشتم و به جان دادمش آبای دریغا! به برم می‌شکند
این یک توقف موقتی نیست؛ این یک قتل است که متأسفانه هیچ مدعی‌العمومی ندارد. ده روزی هست که از شوک این حادثه حتی نمی‌توانم با کسی گفتگو کنم و این فاجعه را گزارش بدهم.
الان هم به زور این چند جمله را نوشتم که یادم باشد در چه زمان و زمانه‌ای با چه فقدانی روبرو شده‌ام.فدای سر شما. تن‌تان سلامت.
@azsarnevesht_ir
undefined۳۱
undefined۱۳
undefined۷
undefined۳
undefined۱

۱.۶K

۷:۰۷

thumbnail
قدر زر، زرگر شناسد؛قدر گوهر، گوهری...
حال و هوای حاج محمود کریمی با نوحه #باید_برخاست
undefined@azsarnevesht_ir
undefined۳۱

۳.۶K

۶:۴۷

thumbnail
ماجرا داره جالب‌تر میشه:خالق اثر میگه این نتیجه بیست سال کار تشکیلاتی استمیگه بیست ساله داریم با باید برخاست زندگی می‌کنیم میگه این اثر از ثمرات اولویت دادن محتوا بر فرم است میگه این کار ثابت کرد محتوا هم مخاطب داره و هم جاذبه داره...
#باید_برخاست
undefined@azsarnevesht_ir
undefined۱۷
undefined۱
undefined۱

۷۸۵

۵:۱۸

بازارسال شده از پشتیبان روش میزان
thumbnail
.: نشر دهنده این پیام در بین خانواده های دغدغه مند باشید:.
undefinedundefinedundefinedundefined🟡undefinedundefinedundefinedundefinedundefined
سلسله جلسات #آنلاین ارتقاء مهارت‌های والدگری والدگری در بحران
undefinedامکان انتخاب از 1 تا 14 جلسه مبتنی بر نظر مخاطبین ارجمند
undefinedهزینه : صلوات بر محمد و آل محمد

undefinedخرداد و تیر 1405 – یکشنبه ها و سه شنبه ها - ساعت 17 تا 18:30

undefinedمهلت ثبت‌نام: جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵
undefinedundefinedundefinedundefined🟡undefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefined دریافت اطلاعات تکمیلی یا #ثبت‌نام :
https://podform.ir/f/pfr-7yIgjSuDFY5BrXI5DxYyQ==

undefinedundefinedundefinedundefined🟡undefinedundefinedundefinedundefinedundefined

با سپاس، واحد دانش افزایی میزان مکاتبه با ما / عضویت در کانال

۸۱

۱۵:۵۳