بله | کانال ازسرنوشت
ا

ازسرنوشت

۷۰۲ عضو
thumbnail
undefined* من المُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا*
undefined انا لله و انا الیه راجعون
undefined شهادت پاسدار و حافظ قرآن، شهید احسان ذاکری، دانش آموخته دوره ۱۷ که در حمله رژیم صهیونسیتی به سازمان بسیج مستضعفین به فیض شهادت نائل آمد را محضر خانواده ایشان تبریک و تسلیت عرض نموده و علو درجات را برای ایشان از خداوند مسألت می‌نماییم.
undefined کانون دانش‌آموختگان فرهنگ undefined

۱۲:۳۱

بازارسال شده از تربیت رسانه‌ای باران
thumbnail
undefined شرح این عاشقی، ننشیند در سخن...
undefined سال‌هاست که نغمه‌پردازان و نوحه‌سرایان اهل بیت علیهم‌السلام، نیم نگاهی به سروده‌ها و تصنیف‌های مشهور و آشنای فارسی دارند و گاهی در ملودی و گاهی در شعر، مرثیه‌سرایی خود را به قطعات مشهور موسیقایی شبیه می‌کنند. این رفتار یک پدیده متداول در عالم هنر است که به آن اقتباس می‌گویند.
undefined هر چند که همیشه انتقاداتی به شیوه اقتباس و آثاری که از آنان اقتباس می‌شود بخاطر عدم رعایت شأن اهل بیت علیهم‌السلام و تناسب آن با مجالس سوگواری مطرح بوده؛ اما از حق نگذریم اگر انتخاب اثر و اقتباس از آن در فرم با دقت انجام شود، درک هنری مخاطب از موضوع را بالا می‌برد و در دل و جان او جاودانه می‌شود.
undefined ای میهن خدایی، صحن امام رضایی
undefined ایران ذوالفقار و، ایران عاشورایی

undefined اما این بار با یک اقتباس متعارف روبرو نیستیم. قطعه «ای میهن خدایی» نه تنها در فرم به یکی از مشهورترین آثار موسیقایی معاصر شبیه شده، بلکه توانسته با امتزاج حیرت‌انگیز محتوای میهنی و هیأتی به یک قطعه شاخص و متمایز تبدیل شود.کار هنرمندانه #حاج_محمود_کریمی آنچنان باکیفیت است که مخاطب دائماً بین ابیات مشهور قطعه «ای ایران ایران» از زنده‌یاد محمد نوری و ابیات تازه سروده شده در رفت و آمد است و بعد از دو سه دقیقه به سختی می‌تواند شعر قدیمی را از شعر تازه تشخیص بدهد.
undefined ملودی آشنای استاد بزرگ موسیقی ایران دکتر محمد سریر در اولین شب از مراسم محرم #هیات_رایت_العباس چیذر به یک همخوانی حماسی و شورانگیز تبدیل می‌شود و صدای جاودان استاد محمد نوری با نفس گرم حاج محمود کریمی در ذهن مستمع یکی می‌شود و حزن و لطافت را به اوج می‌رساند.
undefined زمان‌شناسی طراحان این اثر هنری در توجه به مفهوم #میهن و ادغام آن با آیین عزاداری ماه محرم در این روزها و هفته‌های جنگ تحمیلی اسراییل علیه #ایران ستودنی است.
undefined در روح و جان من
undefined می‌مانی ای وطن
undefined تویی تو، هستی حرم
undefined تویی تو، خانهٔ من

undefined حسین غفاری
undefined مؤسسه تربیت رسانه‌ای باران

۱۷:۳۶

بازارسال شده از تربیت رسانه‌ای باران
thumbnail
undefinedundefined فرزندم و موسیقی؛ برای دومین بار! undefined از مجموعه دوره‌های رشدانه‌‌پلاس
undefined پس از استقبال مخاطبان بارانی عزیز از مینی‌دوره‌ی «فرزندم و موسیقی» در اسفند ماه ۱۴۰۳، حالا دوباره با این مینی‌دوره‌ در خدمت شما هستیمundefinedundefined
undefined «رشدانه‌پلاس؛ فرزندم و موسیقی»undefined چگونه فرزندانمان را در دنیای موسیقی راهنمایی کنیم؟
undefined دنیای موسیقی امروز، اقیانوسی بی‌کران از نغمه‌ها و صداهاست. زبانی جهانی و قدرتمند است که می‌تواند روح و جسم فرزند شما را تسخیر کند. اما آیا می‌دانید چگونه از این قدرت به درستی استفاده کنید؟ آیا نگران تاثیرات منفی برخی از موسیقی‌ها بر فرزند دلبندتان هستید؟ فرزندان ما در این دنیای رنگارنگ، نیازمند راهنمایی و همراهی ما هستند تا بتوانند موسیقی خوب را از بد تشخیص دهند و از تأثیرات مخرب آن در امان بمانند.
undefined مخاطب مینی‌دوره: مادران، پدران و معلمان تربیتی.
undefined موضوعاتی که در این ‌مینی‌دوره بررسی می‌شود و به آن‌ها پاسخ می‌دهیم:undefined ابعاد هنری-احساسی و صنعت موسیقیundefined هوش موسیقیایی و نسبت آن با هوش‌های چندگانهundefined بررسی آثار موسیقی بر جسم و روانundefined جایگاه موسیقی در تعالیم الهی و چارچوب‌های شرعی و عقلیundefined نغمات آیینی و تکنیک‌های انتخاب مداحیundefined چالش‌های دعوت فرزند به سمت تمرین و آموزش موسیقیundefinedهنجارسازی و چگونگی رفتار و هوشیاری در خانواده نسبت به محتوای موسیقی
undefined زمان برگزاری ‌مینی‌دوره: undefined ۴ جلسه مجازی | ۶ ساعت آموزشیundefined ۸ الی ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۴undefined شنبه یکشنبه سه‌شنبه چهارشنبهundefined ساعت ۱۷:۰۰ الی ۱۸:۳۰undefined مهلت ثبت‌نام: جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴
undefinedundefined چرا قیمت این مینی‌دوره انقدر پایینه؟undefined ما به رسالت خودمون پایبندیم: دسترسی همه به آموزش‌های باکیفیت!به همین دلیل، این مینی‌دوره رو هم مثل مینی‌دوره قبلی با قیمتی بسیار پایین‌تر از ارزش واقعی‌اش ارائه میدیم تا هیچ‌کس به خاطر هزینه‌ها این مینی‌دوره‌ رو از دست نده.
undefined توضیحات دوره و محل ثبت‌نام:undefined undefined bmtc.ir/?p=25525 undefined
undefined ارتباط با روابط عمومی باران:undefined ۰۹۱۹۰۱۰۶۰۷۱undefined @bmtc_adminundefined به جمع بارانی‌ها بپیوندید:undefined عضویت در کانال «بله» بارانundefined عضویت در کانال «ایتا» باران

۴:۰۲

بازارسال شده از محمد لسانی
thumbnail
undefined گفتگوهای ویرآوا برای دومین سال هر شب برگزار می‌شود

undefined️ ویرآوا: اول باید ویراستی نصب داشته باشین: https://virasty.com/r/cLV

undefinedپیوستن به کانال سواد رسانهble.ir/join/GW6jYHZGg2

۱۹:۱۸

بازارسال شده از مهدی واحدی
thumbnail
undefined️ آینده فرزندان در عصر هوش مصنوعی و آمادگی خانواده‌هاundefined بررسی تخصصی فرصت و تهدیدهای هوش مصنوعی در زندگی خانواده‌ها
undefinedبا حضور:undefined جناب آقای دکتر واحدی – استادیار تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطباییundefinedجناب آقای دکتر خرامید –کارشناس و فعال رسانه و فضای مجازیundefined جناب آقای مهندس غفاری – معلم و پژوهشگر تربیت و رسانه موسسه تربیت رسانه‌ای باران
undefined زمان: دوشنبه 24 شهریور ، ساعت ۱2undefined مکان: تهران، بلوار کشاورز، سالن جلسات موسسه تبیان
undefined خواهشمند است جهت برنامه‌ریزی بهتر، حضور خود را به آیدی : @TebyanRaah اعلام فرمایید.

۱۹:۱۳

بازارسال شده از دین و رسانه
undefined از «ای میهن خدایی» تا «مجسمه شاپور و والرین»
[دو رویکرد در معنادهی به دال شناور ایران]

undefinedدر نظریه و روش تحلیل گفتمان، مفهوم مهمی به نام «دال شناور» وجود دارد. دال شناور، نشانه مهم و ارزشمندی است که گفتمانها بر سر معنادهی به آن در رقابتند. مثلا دال «آزادی» که در یک گفتمان به «رها بودن از قیود و بی‌بندوباری» و در گفتمان دیگر به «آزادی معنوی» معنا می‌شود. نکته مهم اینجاست که اهالی عاقل یک گفتمان، یک دال شناور مهم را طرد نمی‌کنند، بلکه آن را طوری معنادهی می‌کنند که در خدمت گفتمانشان باشد.
undefinedمعنادهی به دال شناور چگونه انجام می‌‌شود؟ با قرار دادن آن در یک «زنجیره هم‌ارزی» و همراه ساختنش با دالهای مرکزی گفتمان خود که معنای تثبیت‌شده دارند. تمام تلاش گفتمانهای رقیب در تصاحب دال شناور بر این است که آن دال را کنار دالهای مرکزی خودشان بنشانند. البته آن دالهای مرکزی باید چنان قدرتمند باشند که معنا بدهند، نه اینکه معنا بگیرند.
undefinedای میهن خدایی، صحن امام رضایی..این اوج هنرمندی محمود کریمی برای در آغوش گرفتن دال شناور «ایران» در گفتمان انقلاب اسلامی است. همراه کردن دال شناور «ایران» با دالهای خدا، امام رضا (ع) و عاشورا و معنابخشی به آن در این زنجیره هم‌ارزی، هوشمندانه است، اما اوج هنر او در استفاده لطیف از استعاره «صحن» برای ایران است. ایران از «منظر مکانی»، صحن حرم امام رضا (ع) و امتداد مکانی آن مضجع شریف تعریف می‌شود تا از «منظر گفتمانی» دال ایران، معنایش را از دال امام رضا (ع) بگیرد و در سایه گفتمانی آن باشد.
undefinedاینجاست که تفاوت «ای میهن خدایی» با ایده‌هایی مثل «نشاندن سرباز امروزی کنار سرباز ساسانی و هخامنشی» و برجسته‌کردن نمادهایی مثل «سنگ‌نگاره پیروزی شاپور بر امپراتور روم» مشخص می‌شود. در این موارد، کدام دال از کدام دال معنا می‌گیرد؟ سرباز امروزی از سرباز ساسانی یا سرباز ساسانی از سرباز امروزی؟ به عبارت دیگر، دال شناور «ایران کهن» را زیر چتر گفتمانی خود آورده‌ایم یا دالهای مرکزی گفتمان خود یعنی اسلام، مقاومت، رزمنده و غیره را به چتر گفتمانی «امپراتوری ایران» هدیه کرده‌ایم؟
undefinedدر پاسخ باید گفت که شناوری و ثبات دالها مفهومی نسبی-طیفی است. دالهایی که تثبیت‌شده‌تر هستند و در هم‌نشینی در موضع قویتر نشانده می‌شوند، به دالهای دیگر معنا می‌دهند. در ایده‌هایی چون تصویر سرباز ساسانی و هخامنشی، هنگامی که از انبان ذخایر دالهای یک ملت، دالهای تثبیت‌شده‌ای چون مجسمه شاپور و سرباز ساسانی را فراخوانی می‌کنیم و در عملیات معنادهی، آنها را در موضع معناده می‌نشانیم، به‌جای آنکه سرباز ساسانی را معنادهیِ سپاهی-ارتشی کنیم، سرباز سپاهی-ارتشی را معنادهیِ ساسانی خواهیم کرد.
undefinedایران و‌ وطن دال‌های شناور مهمی هستند که نباید در دوقطبی‌هایی همچون امت-ملت، آن‌ها را طرد نماییم، اما شیوه معنادهی و جذب گفتمانی آنها بسیار مهم است..
پ.ن: مدت‌ها بود قصد داشتم در‌ تحسین و تقدیر از اثر ارزشمند محمود کریمی و هوشمندی فرهنگی‌اش یادداشتی بنویسم، اما مجالش فراهم نمی‌شد. این یادداشت ناچیز را به او تقدیم می‌کنم که آن شب در حسینیه امام خمینی ره در شعر و احساس و ادب غوغا کرد..
@dinrasaneh

۷:۵۴

ازسرنوشت
undefined از «ای میهن خدایی» تا «مجسمه شاپور و والرین» [دو رویکرد در معنادهی به دال شناور ایران] undefinedدر نظریه و روش تحلیل گفتمان، مفهوم مهمی به نام «دال شناور» وجود دارد. دال شناور، نشانه مهم و ارزشمندی است که گفتمانها بر سر معنادهی به آن در رقابتند. مثلا دال «آزادی» که در یک گفتمان به «رها بودن از قیود و بی‌بندوباری» و در گفتمان دیگر به «آزادی معنوی» معنا می‌شود. نکته مهم اینجاست که اهالی عاقل یک گفتمان، یک دال شناور مهم را طرد نمی‌کنند، بلکه آن را طوری معنادهی می‌کنند که در خدمت گفتمانشان باشد. undefinedمعنادهی به دال شناور چگونه انجام می‌‌شود؟ با قرار دادن آن در یک «زنجیره هم‌ارزی» و همراه ساختنش با دالهای مرکزی گفتمان خود که معنای تثبیت‌شده دارند. تمام تلاش گفتمانهای رقیب در تصاحب دال شناور بر این است که آن دال را کنار دالهای مرکزی خودشان بنشانند. البته آن دالهای مرکزی باید چنان قدرتمند باشند که معنا بدهند، نه اینکه معنا بگیرند. undefinedای میهن خدایی، صحن امام رضایی.. این اوج هنرمندی محمود کریمی برای در آغوش گرفتن دال شناور «ایران» در گفتمان انقلاب اسلامی است. همراه کردن دال شناور «ایران» با دالهای خدا، امام رضا (ع) و عاشورا و معنابخشی به آن در این زنجیره هم‌ارزی، هوشمندانه است، اما اوج هنر او در استفاده لطیف از استعاره «صحن» برای ایران است. ایران از «منظر مکانی»، صحن حرم امام رضا (ع) و امتداد مکانی آن مضجع شریف تعریف می‌شود تا از «منظر گفتمانی» دال ایران، معنایش را از دال امام رضا (ع) بگیرد و در سایه گفتمانی آن باشد. undefinedاینجاست که تفاوت «ای میهن خدایی» با ایده‌هایی مثل «نشاندن سرباز امروزی کنار سرباز ساسانی و هخامنشی» و برجسته‌کردن نمادهایی مثل «سنگ‌نگاره پیروزی شاپور بر امپراتور روم» مشخص می‌شود. در این موارد، کدام دال از کدام دال معنا می‌گیرد؟ سرباز امروزی از سرباز ساسانی یا سرباز ساسانی از سرباز امروزی؟ به عبارت دیگر، دال شناور «ایران کهن» را زیر چتر گفتمانی خود آورده‌ایم یا دالهای مرکزی گفتمان خود یعنی اسلام، مقاومت، رزمنده و غیره را به چتر گفتمانی «امپراتوری ایران» هدیه کرده‌ایم؟ undefinedدر پاسخ باید گفت که شناوری و ثبات دالها مفهومی نسبی-طیفی است. دالهایی که تثبیت‌شده‌تر هستند و در هم‌نشینی در موضع قویتر نشانده می‌شوند، به دالهای دیگر معنا می‌دهند. در ایده‌هایی چون تصویر سرباز ساسانی و هخامنشی، هنگامی که از انبان ذخایر دالهای یک ملت، دالهای تثبیت‌شده‌ای چون مجسمه شاپور و سرباز ساسانی را فراخوانی می‌کنیم و در عملیات معنادهی، آنها را در موضع معناده می‌نشانیم، به‌جای آنکه سرباز ساسانی را معنادهیِ سپاهی-ارتشی کنیم، سرباز سپاهی-ارتشی را معنادهیِ ساسانی خواهیم کرد. undefinedایران و‌ وطن دال‌های شناور مهمی هستند که نباید در دوقطبی‌هایی همچون امت-ملت، آن‌ها را طرد نماییم، اما شیوه معنادهی و جذب گفتمانی آنها بسیار مهم است.. پ.ن: مدت‌ها بود قصد داشتم در‌ تحسین و تقدیر از اثر ارزشمند محمود کریمی و هوشمندی فرهنگی‌اش یادداشتی بنویسم، اما مجالش فراهم نمی‌شد. این یادداشت ناچیز را به او تقدیم می‌کنم که آن شب در حسینیه امام خمینی ره در شعر و احساس و ادب غوغا کرد.. @dinrasaneh
دقت بفرمایید که یادداشت مهم و دقیق و نقطه‌زن بالا را من ننوشته‌ام (که ای کاش به عقلم می‌رسید و می‌نوشتمundefined)خداوند توفیق این فهم عمیق و بیان دقیق را به برادر فاضل و متواضع ما جناب حجت‌الاسلام دکتر علی قربانی عطا کرده و ایشان در کانال خودشان منتشر کرده‌اند. من هم به رسم امانت عیناً از همان کانال ارجمند بازارسال کرده‌ام که ظاهراً موجب سوءتفاهم شده. نشانی کانال ایشان زیر همان نوشته درج شده.
ما را به دعا کاش فراموش نسازندرندان سحرخیز که صاحب‌نفسانند

۱۱:۰۷

بازارسال شده از مدرسه دادخواهی ⚖
thumbnail
undefined #اطلاعیه | مجموعه گفتگوهای «رهنگار تحول» - جلسهٔ سومتجربه‌نگاری تحول‌خواهان فضای تعلیم‌وتربیت
undefined با حضور آقای مهندس حسین غفاریمعلم و پژوهشگر تربیت و رسانه | بنیان‌گذار موسسه‌ی تربیت رسانه‌ای باران
undefined زمان: سه‌شنبه، ٢٧ آبان، ساعت ١۵:٣٠ الی ١٧:٠٠
undefined لینک حضور:https://www.skyroom.online/ch/nasra1401/idea-115306/l/fa
undefined مدرسه دادخواهیتلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله

۵:۱۴

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

استخدام نیروی موقت (پروژه‌ای) مرکز تماس مؤسسه فرهنگی آموزشی (خانم)
محل فعالیت : تهران محدوده ستارخان و شهرآرا (امکان دورکاری وجود دارد)
ویژگی‌های فردی مورد انتظار:خانم محجبه، تحصیلات کارشناسی (ترجیحا رشته‌های علوم انسانی)، دارای روحیه اجتماعی، خوش‌برخورد، مسئولیت‌پذیر، منظم و متعهد، دارای مهارت گفتگو و مکالمه تلفنی، ترجیحاً دارای سابقه کاری مرتبط. محدوده سنی ۲۵ تا ۴۰ سال
شرح وظایف:برقراری تماس‌های تلفنیثبت نتایج تماس‌هاپیگیری و ارجاع امور به دیگرواحدها
ساعت کاری بازه زمانی بعد از ظهر

مزایای همکاری:حقوق کل پروژه‌ (حدوداً ۱۰۰ ساعت) مبلغ ۱۵ میلیون تومنمحیط کاری مذهبی، امن و محترمانه
نحوه تماس:جهت همکاری، لطفاً رزومه خود را به نرم‌افزار بله این شماره ارسال بفرمایید.

مرادی09372531398
تاریخ انتشار آگهی استخدام: 1404/09/19مهلت ارسال رزومه: 1404/09/23

۹:۴۲

بازارسال شده از بسیج‌دانشجویی‌دانشگاه‌امام‌صادق(ع)
thumbnail
undefined بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام برگزار می‌کند:
undefined موسیقی و نوجوان
undefined در تربیت رسانه‌ای نوجوان چگونه با موسیقی مواجه شویم؟
undefined با حضور:جناب آقای حسین غفاریپژوهشگر حوزه فرهنگ و رسانه استاد دوره های سواد موسیقی

undefined زمان: شنبه ۲۹ آذرماه،‌ ساعت ۱۸:۳۰undefined مکان: دانشگاه امام صادق(ع)، سالن شهید مطهری(ره)
undefined حضور برای عموم آزاد است.undefinedجهت هماهنگی حضور از خارج دانشگاه به شناسه @ahmad_beyk پیام دهید.
#دفتر_محیا#واحد_فرهنگی__undefined بسیج‌دانشجویی‌دانشگاه‌امام‌صادق(ع)سایت | بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام | ایکسundefined@BasijISU_ir undefined@Didebanisu

۴:۱۶

بازارسال شده از رویداد نوآوری‌های آموزشی چهارسوق
thumbnail
undefined سخن‌رانی حسین غفاری در یازدهمین رویداد نوآوری‌های آموزشی چهارسوق
او از خاطره طاها می‌گوید. دانش‌آموزی که از جریان روزمره زندگی بر اثر فقدان کاپتان پرایس جدا شده است. ایده غفاری طرح مفهومی تحت عنوان تربیت رسانه‌ای در عوض سواد رسانه‌ای است.
برای آشنایی با ایده او به ویدیوی کامل سخن‌رانی در سایت یا آپارات چهارسوق مراجعه کنید.



undefined تماشای ویدیوی کامل


بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام | شاد | سایت

۱۶:۳۵

بازارسال شده از پرورشی ایران(وزارت آموزش و پرورش)
thumbnail
undefinedundefined قابل توجه مدیران و مربیان مدارس، فعالان فرهنگی و تربیتی undefinedundefined
🪧undefined مجموعه نمایشگاهی «حکایت سرو» undefined🪧
undefinedundefined بازآفرینی اقتدار هزارساله ایران بر پایه ادبیات کهن
undefined حکایت سرو مجموعه‌ای باشکوه شامل ۲۵ قاب تصویری است که با الهام از متون غنی ادبیات کلاسیک، شکوه و اقتدار ایران زمین را در طول قرن‌ها روایت می‌کند. این اثر با نگاهی عمیق، پیامدهای اعتماد به بیگانه و ریشه‌های دشمنی با این مرز و بوم را به تصویر می‌کشد.
undefinedundefined این مجموعه، پیوند میان هویت ملی و ریشه‌های تاریخی است! دانش‌آموزان در فضای نمایشگاهی مدرسه می‌آموزند: undefined هزینه‌های اعتماد به قدرت‌های بیگانه در طول تاریخ چه بوده است. undefined ریشه‌های فرهنگی و تاریخی چگونه باعث استواری و صبوری ملت ایران شده است. undefined شکست‌ناپذیری میراثی است که از دل داستان‌های کهن به نسل امروز می‌رسد.
در این بسته نمایشگاهی، undefined ادبیات به زبان گویای عزت و استقلال ایران تبدیل می‌شود undefined
undefinedundefined مناسب برای تمام دوره‌های تحصیلی (به‌ویژه متوسطه اول و دوم)
undefinedundefinedundefined undefinedundefined دانلود بسته نمایشگاهی از اینجا: https://dl.monadi.org/uploads/sWQNqo4XYcVNJyb7EAgFkYL6nY4PWenZU3x7D6K7.pdf
#ایرانمون #دهه_فجر #ایران_قوی #جهاد_تبیین

☞⁠ ̄undefined ̄⁠☞⁩ ‌(⁠.⁠ ⁠❛⁠ ⁠ᴗ⁠ ⁠❛⁠.⁠)⁩ ➺   ◉━━━━━━───────undefined برای ایران برای مدرسه
پرتال | شاد | ویراستی | آپارات | ایتا | بله

۴:۲۶

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
undefined {تصویر صفرم}
undefinedدیاف، سرعت، فاصله، ۲۵ . شستِ دستِ راست فنر شاتر را کوک می‌کند.با خودم فکر می‌کنم که اگر کوه‌ها در آن دورها نبودند، این دشت سبز واقعاً تا کجا ادامه پیدا می‌کرد؟ باد می‌وزد و خوشه‌های تازه رُسته و سبز گندم، تا چشم کار می‌کند روی هم خم می‌شوند و هر از چند گاهی سر به سوی دیگر می‌جنبانند. معمولش این است که اگر در دل چنین طبیعت بکری رها شوم، ذهنم به سرعت شاعری می‌کند و طبع غزلم به گل می‌نشیند. اما …
دیاف، سرعت، فاصله، ۲۶ . شستِ دستِ راست فنر شاتر را کوک می‌کند.درست در وسط این دشت که دور تا دور کوه‌ها محصورش کرده‌اند، چشمانم را می‌بندم و به باد گوش می‌سپارم. در خیالم دلم می‌خواهد تنهای تنها باشم و در میان این خرابه‌ها به دنبال نشانی از آشنایی بگردم. حس غریبی دارم از این صدای آشنای قرآن.
دیاف، سرعت، فاصله، ۲۷ . بار دیگر انگشتِ شستِ دستِ راستم ناخودآگاه ضامنِ فنرِ شاترِ دوربین را می‌چرخاند و چشمانم از پشت لنز، صورت معصوم کودک دیگری را جستجو می‌کند که به نظاره‌ی ما ایستاده است. درست در وسط این دشت که در میان کوه‌ها به دام افتاده است، گویی من و مهدی و علیرضا گم شده‌ایم.
دیاف، سرعت، فاصله، ۲۸ .هوا گرم است. هنوز چند ساعت دیگر وقت باقی است. مهدی دختر بچه‌های کوچک را زیر آن تک‌‌ درخت دور خودش جمع کرده است و برایشان قصه می‌گوید. من می‌چرخم و عکس می‌گیرم و علیرضا … حس غریبی دارم از این صدای آشنای قرآن؛ و علیرضا را نمی‌بینم. او در ویرانه‌های خانه‌ی مجاور پسربچه‌های شیطان و بازیگوش را با صدای خوش خودش به بند کشیده است...

undefined چند روایت پریشان دربارهٔ علیرضای شهید
-وقتی نوزده‌ساله بود-

#علیرضای_شهید#شهید_علیرضا_زهدی
undefined @azsarnevesht_ir

۱۶:۴۹

thumbnail
undefined {تصویر یکم}
undefinedمثل سال‌های قبل، نوروز را با رفقای قدیمی دبیرستان رفته بودیم اردوی جهادی: اواخر زمستان ۱۳۸۰، یک جایی در ناکجاآباد بوشهر زلزله آمده و یک روستا ویران شده بود. جایی که حتی پونز نقشه را هم رویش نمی‌شد گذاشت. اردو شرایط سختی داشت. حتی آب خوردن هم به زحمت فراهم می‌کردیم. دهه محرم هم بود؛ عواطفْ رقیق و یارانْ رفیق...
ما لابلای خانه‌های ویران مردم کار می‌کردیم. توی هر حیاطی که تلّی از آوار کنارش ریخته بود را پِی کنده بودیم و یک خانه شصت – هفتاد متری می‌ساختیم. توی روستا کلی بچه‌ی قد و نیم‌قد بود که چشم امیدشان به این صد نفر دانشجوی تهرانی بود که آمده بودند برایشان خانه بسازند. دور و بر ما ول می‌چرخیدند و بازی می‌کردند. روزهای اول کاری به کارشان نداشتیم. اما بعد دیدیم نمی‌شود نادیده گرفتشان.
دو تا از همراهان سال اولی ما داوطلب شدند که بچّه‌داری کنند: مهدی و علیرضا که هر دو یک سال از من کوچک‌تر بودند. غریبه نبودیم. سال‌های قبل هم‌مدرسه‌ای بودیم و بالاخره چهار دفعه چشم تو چشم شده بودیم. در آن روزگار باستانی، کار فرهنگی کردن در اردوی جهادی کسر شأن بود و دو دره بازی به حساب می‌آمد. برای همین کمتر کسی از آدم‌بزرگ‌های اردو حاضر به این کار می‌شد. آن دو تا رفیق جوان اما با سر شیرجه زدند در این موقعیت خطیر و یک مهدکودک سیّار به راه انداختند. بچه‌ها را جمع می‌کردند دور خودشان؛ قصه و سرود و قرآن و بازی.
تودهٔ پر سر و صدای کودکان مثل یک دسته کبوتر جَلد که دور تا دور لانه چرخ می‌زنند، با مهدی و علیرضا از این طرف روستا به آن طرف کشیده می شدند و جیک جیک می‌کردند. تماشای آن مهدکودکِ بی‌قاعده لذت غریبی برایم داشت. آن وقت‌ها نمی‌دانستم که این لذت غریب، مسیر زندگی‌ام را تغییر خواهد داد و برای همیشه معلم خواهم شد... تمام روز از دور نگاهشان می‌کردم و به حس و حالشان غبطه می‌خوردم.
undefined چند روایت پریشان دربارهٔ علیرضای شهید
-وقتی نوزده‌ساله بود-

#علیرضای_شهید#شهید_علیرضا_زهدی
undefined @azsarnevesht_ir

۱۶:۵۰

thumbnail
undefined {تصویر دوم}
undefined ...*«علیرضا»* اما بسته بود و تودار. اصلاً حرف نمی‌زد یا جز به نجوا سخن نمی‌گفت. با این حال رنگ صدایش آشنا بود و هنوز بعد از سال‌ها توی گوشم زنگ می‌زند. خوش صدا بود و با صدایی پسرانه قرآن می‌خواند. شیرین‌کاری‌هایی هم بلد بود و توی مینی‌بوس آوازی هم می‌خواند. با این حال یک حالت لَختی و بی‌قیدی خاصی در لحنش بود. انگار هر بار که مجبورش می‌کردند دهان باز کند با زبان بی‌زبانی می‌گفت: «ولم کنید؛ حوصله ندارم؛ دست از سرم بردارید؛ نمی‌خواهم بخوانم!» لطیف بود؛ اما نه آنچنان که خیال کنیم برای خواندن ناز می‌کند. واقعاً بی‌میل به نظر می‌رسید و بعدها به نظرم آمد که بیش از آن‌که از خواندن پرهیز کند، از خودنمایی فراری بود. نمی‌خواست دیده شود؛ و البته این چیزی بود که دائم در معرضش قرار می‌گرفت.
این اخلاقش را دوست می‌داشتم. دافعهٔ هوشمندانه‌ای بود برای آدمی که اگر از خودش مراقبت نمی‌کرد باد او را به هر کجا می‌بُرد.
undefined چند روایت پریشان دربارهٔ علیرضای شهید
-وقتی نوزده‌ساله بود-

#علیرضای_شهید#شهید_علیرضا_زهدی
undefined @azsarnevesht_ir

۱۶:۵۰

thumbnail
undefined {تصویر سوم}
undefinedریزه میزه بود؛ با موهای مشکی و مجعد و در هم فشرده که شانه نمی‌کرد و شاید شانه نمی‌شد و آن حالت بی‌قیدی را تشدید می‌کرد. همه این ویژگی‌ها او را برایم جذاب‌تر می‌کرد. خطاط بود؛ با دستانی ظریف و قوی. حال معنوی خوشی هم داشت.
در همین عکسی که نماز می‌خوانند، به دست‌های کشیده و محکم او در قنوت خیره شوید: این خودِ خودِ علیرضاست: نوزده ساله است؛ جدّی است؛ متواضع است؛ و هیچ انگار نمی‌کند که کسی دارد او را تماشا می‌کند؛ خودش است.
ده سال بعد که برادرش «محمدحسین» را دیدم و آن مرد استوار که پدرش بود، «حاج رضا»، را شناختم، تازه فهمیدم که این فولاد آبدیده در کودکی در کدام کوره‌ای تفتیده و در کدام کارگاهی ورز داده شده است...
undefined چند روایت پریشان دربارهٔ علیرضای شهید
-وقتی نوزده‌ساله بود-

#علیرضای_شهید#شهید_علیرضا_زهدی
undefined @azsarnevesht_ir

۱۶:۵۲

thumbnail
undefined {تصویر چهارم}
undefined این دیوارِ آجریِ یک مدرسهٔ معمولی است در روستای شُنبه از توابع شهرستان دشتی در استان بوشهر، فروردین ۱۳۸۱، که بچه‌های گروه جهادی روی آن آیه‌ای از قرآن نوشته‌اند. این تصویر و تصاویری مانند آن را برای مستندسازی فعالیت‌های اردوی جهادی می‌گیرند و از آن در گزارش‌های رسمی به مسئولان و خیّرین استفاده می‌کنند.
من به عنوان مستندساز اردوها از این عکس‌ها زیاد گرفته‌ام؛ اما این یکی فرق می‌کند: موضوع این عکس «علیرضا» است و من واقعاً خوشبختم که در این ۲۴ سال کسی نفهمیده آن «آهوی رهای دشت‌های سبزی» که من پای این دیوارِ آجری شکار کرده‌ام، با قلبِ «پلنگ سنگی دروازه‌های بستهٔ شهر» چه‌ها که نکرده است.
خودآهوانه به دام من آمدی تو، وگرنهمن این بهار در اندیشهٔ شکار نبودم
یکی از آخرین روزهای اردو، بعد از عاشورا بوده حتماً، بعدازظهر نشسته بودم گوشهٔ حیاط، و برخی خوابیده بودند یا بازی می‌کردند یا هر چه -و این وقتی بود که من شیفتهٔ علیرضا شده بودم- که دیدم تنهایی پای دیوار ایستاده به تکمیل دیوارنوشته‌ای که چند روز برایش زحمت کشیده بودند: با قلموی نازک و رنگ قرمز دارد سایه‌ها را تکمیل می‌کند؛ پریدم و دوربینم را آوردم و این عکس را گرفتم.
این تصویر، شاه‌بیتِ غزلِ علیرضاست: جوانی که قرآن می‌خوانَد، قرآن با گوشت و خون او آمیخته می‌شود و در جمال او ظاهر می‌شود و از قلب او بیرون می‌ریزد و دنیا را به رنگ خودش خونین می‌کند.
undefined چند روایت پریشان دربارهٔ علیرضای شهید
-وقتی نوزده‌ساله بود-

#علیرضای_شهید#شهید_علیرضا_زهدی
undefined @azsarnevesht_ir

۱۶:۵۴

thumbnail
undefined در این روزها و شب‌های عجیب، تصاویری از اردوی جهادی نوروز ۱۳۸۱ را از بایگانی بیرون کشیدم تا ضمن بازخوانی یک یادداشت قدیمی که ۲۴ سال پیش نوشته بودم، چند روایت پریشان دربارهٔ برادر و رفیق شهیدم علیرضا زهدی بنویسم که آن زمان نوزده‌ساله بود.
چند بخش کوتاه از آن یادداشت را همینجا گذاشتم و اصل آن را می‌توانید در ازسرنوشت ببینید:http://azsarnevesht.ir/post/795
#علیرضای_شهید#شهید_علیرضا_زهدی
undefined @azsarnevesht_ir

۱۹:۳۳