رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
۷۲
۱۴:۵۱
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
۷۷
۱۷:۲۹
آقا به پناهگاهی امن رفتن.اماامابا رویهای که آقایون مسئول در نظر گرفتن،وارد شامشام شامشدیم.
خدایا! مسئول منافق، خائن، سست و ترسو و ساده لوح رو بر ما مسلط نکن.مختار ما رو برسون.امام و نائبشون غریب و مخفی هستن و ما محتاج به بودنشان.
خدایا! دل شیعه مرتضی علی رو با ظهور حضرت حجت آروم کن.#آقام#بهخداپناهمیبریمازاینکهدرانتقامسستیکنیم.
@baharezahraa
خدایا! مسئول منافق، خائن، سست و ترسو و ساده لوح رو بر ما مسلط نکن.مختار ما رو برسون.امام و نائبشون غریب و مخفی هستن و ما محتاج به بودنشان.
خدایا! دل شیعه مرتضی علی رو با ظهور حضرت حجت آروم کن.#آقام#بهخداپناهمیبریمازاینکهدرانتقامسستیکنیم.
@baharezahraa
۷۴
۶:۴۹
دوستان کمرهاتون رو با شال ببندید بریم برای جارو به نیتتون.اینجا نیابتی زوریه.نیت کنید.رفتیم.
۷۵
۷:۱۲
خب کمراتون رو صاف کنید بریم جاروی مدرن.نیتاتون رو بکنید. بسم الله.قبلی سنتی بود. کمی شربت بخورید تا خستگیتون دربیاد.
پ.ن: حالا کوزتگری نمیکنما. مومن باید باهوش باشه.
#مشهدنوشت#خادمیآقا#روزبعدازرهسپاریآقابهخونهابدی
پ.ن: حالا کوزتگری نمیکنما. مومن باید باهوش باشه.
#مشهدنوشت#خادمیآقا#روزبعدازرهسپاریآقابهخونهابدی
۷۶
۹:۲۴
قبول باشه خادمیتون.اینم پاداش خادمیتون.
دیدار آقام هروقت اجازه دادن باهم میریم انشاءالله.امشب تا صبح مهمان امام رضا و حضرت آقا هستیم به اذن الله.
#مشهدنوشت#حرم#آقا#دیدارباامامرئوفبعدازدوسال
@baharezahraa
دیدار آقام هروقت اجازه دادن باهم میریم انشاءالله.امشب تا صبح مهمان امام رضا و حضرت آقا هستیم به اذن الله.
#مشهدنوشت#حرم#آقا#دیدارباامامرئوفبعدازدوسال
@baharezahraa
۷۰
۱۵:۱۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
اول رفتم دیدار امام رئوف. سمت بیت آقا شلوغ بود و بسته.تا امروز صبح ساعت چهار و پنجاه دقیقه پیش امام رضا بودم.آروم!شبیه یتیمها به آغوشش پناه بردم و امام تسلی دلم شد.اما شما این کار رو نکنید.میگم چرا.
#مشهدنوشت#حرمامنخدا#کنارامامرضاآرومم
@baharezahraa
#مشهدنوشت#حرمامنخدا#کنارامامرضاآرومم
@baharezahraa
۵۶
۳:۱۳
بعد از خداحافظی با امام رضا جان آمدم صحن آزادی. صف خانمها کمتر که نشده بود بیشترم شده بود. نمیتونستم ندیده برگردم تهران.توی صف ایستادم.شروع کردم برای آقا قرآن خوندن.صف میرفت جلو و اضطراب منم شبیه سماور در حال جوش قلقل میکرد.خانمها حواسشون بود کسی خارج صف نره. همه منتظر پسر فاطمه بودن


به رواق که رسیدم. قلبم افتاد به طپش.وارد رواق دیگه هیچکی حالش دست خودش نبود.یکی جیغ میزد. یکی میکوبید توی سرش. هرکی میرسید جلوی سکو دیگه دل نمیکَند. وقتی تونستم برم جلو داغم دوباره مذاب شد و وجودم رو سوزوند.آقا خونۀ جدیدش لاکچری بود.فرش بیتش قرمز به رنگ خون مظلومش و سفید به رنگ نور وجودش بود.هرچی گفتم آقا منتظر پسر فاطمهام. بلند نشد. جواب نداد.گفتم آقا پاشو ببرمت تهران.تهران بدون تو دیگه جای زندگی نیست.هرچی گفتم نیومد.به خادم گفتم به جای ما تهرانیها هرروز نگاهش کن. مواظبش باش.نمیذاشتن ده ثانیه حداقل باهاش حرف بزنیم.از رواق که زدم بیرون برای دوستام ویس فرستادم.گفتم مشهد شده کربلا. دیدی میری کربلا اول میری پیش عباس علمدار و از آقاجان رخصت میگیری برای دیدار ارباب؟! آقا توی مشهد شده علمدار امام رضا.گفتم رفتید مشهد اول برید پیش آقا. هم اجازه دیدار امام رومیگیرید، هم دل چاکچاکتون رو میبرید پیش امام تا مرهم باشه براتون.الان من دل چاکچاک رو باید با خودم برگردونم تهران.به خادم گفتم آقا میشه خواهش کنم هروقت اومدید به جای ما تهرانیها به آقا سلام کنید.
چطوری آقا رو اینجا بذارم و برگردم. دعا کردم با برم مشهد پیشش یا بمیرم و برم.
#مشهدنوشت#دلتنگی#داغ#باورمنمیشهنیستیآقا@baharezahraa
به رواق که رسیدم. قلبم افتاد به طپش.وارد رواق دیگه هیچکی حالش دست خودش نبود.یکی جیغ میزد. یکی میکوبید توی سرش. هرکی میرسید جلوی سکو دیگه دل نمیکَند. وقتی تونستم برم جلو داغم دوباره مذاب شد و وجودم رو سوزوند.آقا خونۀ جدیدش لاکچری بود.فرش بیتش قرمز به رنگ خون مظلومش و سفید به رنگ نور وجودش بود.هرچی گفتم آقا منتظر پسر فاطمهام. بلند نشد. جواب نداد.گفتم آقا پاشو ببرمت تهران.تهران بدون تو دیگه جای زندگی نیست.هرچی گفتم نیومد.به خادم گفتم به جای ما تهرانیها هرروز نگاهش کن. مواظبش باش.نمیذاشتن ده ثانیه حداقل باهاش حرف بزنیم.از رواق که زدم بیرون برای دوستام ویس فرستادم.گفتم مشهد شده کربلا. دیدی میری کربلا اول میری پیش عباس علمدار و از آقاجان رخصت میگیری برای دیدار ارباب؟! آقا توی مشهد شده علمدار امام رضا.گفتم رفتید مشهد اول برید پیش آقا. هم اجازه دیدار امام رومیگیرید، هم دل چاکچاکتون رو میبرید پیش امام تا مرهم باشه براتون.الان من دل چاکچاک رو باید با خودم برگردونم تهران.به خادم گفتم آقا میشه خواهش کنم هروقت اومدید به جای ما تهرانیها به آقا سلام کنید.
چطوری آقا رو اینجا بذارم و برگردم. دعا کردم با برم مشهد پیشش یا بمیرم و برم.
#مشهدنوشت#دلتنگی#داغ#باورمنمیشهنیستیآقا@baharezahraa
۶۲
۳:۲۹
به پایان رسید این سفر.با همه تلخیها و سختیها و غمهاش.
ممنون باهام همراه بودید.
#الحمدلله#مشهدنوشت#بهپایانرسیداینسفر#آقایعلمدارمشهد#تشییع_۴۳_میلیونی
@baharezahraa
ممنون باهام همراه بودید.
#الحمدلله#مشهدنوشت#بهپایانرسیداینسفر#آقایعلمدارمشهد#تشییع_۴۳_میلیونی
@baharezahraa
۴۴
۱۷:۰۶