معرفی تصویری کارگاه
«مهندسی جنگ»
فصل اول: حوزه «اطلاعات و ارتباطات» و «جنگافزارهای بدون سرنشین»
تاریخ کارگاه: هفتم و هشتم خرداد
مهلت ثبت نام: ساعت ۱۸ سهشنبه ۵ خرداد
جهت ثبت نام در کارگاه این فرم را تکمیل نمایید.
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#جنگ_از_نگاه_فناوری
بسیج علوم پایه
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#جنگ_از_نگاه_فناوری
۴۲۵
۱۶:۱۹
بسیج علوم پایه
کارگاه دو روزه
«مهندسی جنگ» فصل اول
آشنایی با ابعاد فناوری-سیاستی حوزههای نظامی محورهای کارگاه:
جنگافزارهای بدون سرنشین
اطلاعات و ارتباطات
پدافند غیرعامل (فصل بعد)
پدافند هوایی (فصل بعد)
هفتم و هشتم خردادماه ۱۴۰۵
ثبت نام 🟢 معرفی این رویداد برخط را در اینجا بخوانید.
مهلت ثبت نام تا ساعت ۱۸ روز سهشنبه ۵ خردادماه تمدید شد. ....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.... #مهندسی_جنگ #جنگ_از_نگاه_فناوری
بسیج علوم پایه
تهدیدات چگونه عملی میشوند؟قسمت یک (بخش اول)
فرض کنید میخواهیم بخشی از زیرساختهای برق یک کشور را از کار بیاندازیم! چطور این کار را انجام میدهید؟یک راه روانه کردن موجی از موشکهاست. جدا از هزینههای مادی این کار، چنین اقدامی تبعات سیاسی و امنیتی نیز خواهد داشت. اما اگر میتوانستیم به کمک یک حمله سایبری این عملیات را انجام دهیم، هم هزینههای مادی کمتری متحمل میشدیم و هم به خاطر روشن نبودن مبدأ این عملیات، هزینههای سیاسی و امنیتی را رفع میکردیم. پس بیایید توجه خودمان را به حملات سایبری معطوف کنیم.
در ابتدا ممکن است اینطور بنظر برسد که چنین کاری حاصل تخصص بسیار در نوشتن کدهای مخرب (اصطلاحاً بدافزارها) است و به همین خاطر تنها سوژه برنامهنویسان خواهد بود؛ اما مسئله به همینجا ختم نمیشود. در واقع نوشتن کدهای مخرب در بسیاری از حالات کار پیچیدهای نیست (شاید بتوان در کدی به طول یک خط این کار را انجام داد!)، بلکه عامل اثرگذار استفاده از آن در یک سناریوی مناسب است. برای روشنتر شدن این موضوع، بیایید فرض کنیم که این کد را در اختیار دارید. گام بعدی چه خواهد بود؟
برای اینکه کد بتواند کار خود را به درستی انجام دهد، باید آن را روی دستگاههایی که دسترسی به شبکه برق دارند اجرا کنید. معمولاً این دستگاهها در محلهای اداری حفاظت شدهای قرار دارند و دسترسی به آنها دشوار است. پس چطور این کار ممکن است؟گرچه پیدا کردن آن دستگاهها کار سختیست، اما همیشه کارمندان بیاحتیاطی هستند که لپتاپ شخصی خود را به محل کار میبرند و با فلش مموری فایلها را بین کامپیوترها جابجا میکنند! اگر این کارمندان شناسایی شوند و فایل مخرب به دستگاه این کارمندان برسد، امکان نفوذ در شبکه داخلی نیز از طریق تکثیر بدافزار فراهم خواهد بود. (میتوانید به این فکر کنید که چنین کارمندانی چگونه شناسایی میشوند؟)
حال کمی مسئله سادهتر شد، اما همچنان دشوار است. چگونه کد را به لپتاپ کارمند مدنظر میرسانید؟یکی از راههای شناختهشده، ارسال ایمیلهای حاوی فایل مخرب است. اگر فرد ضمیمه مخرب ایمیل را باز کند، کار تمام است. اما عموم مردم ضمیمههای مشکوک را باز نمیکنند. پس باید کاری کرد که فایل مشکوک به نظر نرسد.فایلهای ورد (همانهایی که روزانه استفاده میکنیم) قابلیتی به نام ماکرو دارند که اضافه کردن (یا در مثال ما مخفی کردن!) کدها در خود را ممکن میکند. اگر کد را در یک فایل ورد بگنجانیم، تنها لازم است که فرد را به باز کردن یک فایل ورد تشویق کنیم. این کار هم با انتخاب یک موضوع داغ اجتماعی برای فایل نباید مرحله دشواری باشد!
ادامه دارد...
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#ماجرای_ضربه
بسیج علوم پایه
فرض کنید میخواهیم بخشی از زیرساختهای برق یک کشور را از کار بیاندازیم! چطور این کار را انجام میدهید؟یک راه روانه کردن موجی از موشکهاست. جدا از هزینههای مادی این کار، چنین اقدامی تبعات سیاسی و امنیتی نیز خواهد داشت. اما اگر میتوانستیم به کمک یک حمله سایبری این عملیات را انجام دهیم، هم هزینههای مادی کمتری متحمل میشدیم و هم به خاطر روشن نبودن مبدأ این عملیات، هزینههای سیاسی و امنیتی را رفع میکردیم. پس بیایید توجه خودمان را به حملات سایبری معطوف کنیم.
در ابتدا ممکن است اینطور بنظر برسد که چنین کاری حاصل تخصص بسیار در نوشتن کدهای مخرب (اصطلاحاً بدافزارها) است و به همین خاطر تنها سوژه برنامهنویسان خواهد بود؛ اما مسئله به همینجا ختم نمیشود. در واقع نوشتن کدهای مخرب در بسیاری از حالات کار پیچیدهای نیست (شاید بتوان در کدی به طول یک خط این کار را انجام داد!)، بلکه عامل اثرگذار استفاده از آن در یک سناریوی مناسب است. برای روشنتر شدن این موضوع، بیایید فرض کنیم که این کد را در اختیار دارید. گام بعدی چه خواهد بود؟
برای اینکه کد بتواند کار خود را به درستی انجام دهد، باید آن را روی دستگاههایی که دسترسی به شبکه برق دارند اجرا کنید. معمولاً این دستگاهها در محلهای اداری حفاظت شدهای قرار دارند و دسترسی به آنها دشوار است. پس چطور این کار ممکن است؟گرچه پیدا کردن آن دستگاهها کار سختیست، اما همیشه کارمندان بیاحتیاطی هستند که لپتاپ شخصی خود را به محل کار میبرند و با فلش مموری فایلها را بین کامپیوترها جابجا میکنند! اگر این کارمندان شناسایی شوند و فایل مخرب به دستگاه این کارمندان برسد، امکان نفوذ در شبکه داخلی نیز از طریق تکثیر بدافزار فراهم خواهد بود. (میتوانید به این فکر کنید که چنین کارمندانی چگونه شناسایی میشوند؟)
حال کمی مسئله سادهتر شد، اما همچنان دشوار است. چگونه کد را به لپتاپ کارمند مدنظر میرسانید؟یکی از راههای شناختهشده، ارسال ایمیلهای حاوی فایل مخرب است. اگر فرد ضمیمه مخرب ایمیل را باز کند، کار تمام است. اما عموم مردم ضمیمههای مشکوک را باز نمیکنند. پس باید کاری کرد که فایل مشکوک به نظر نرسد.فایلهای ورد (همانهایی که روزانه استفاده میکنیم) قابلیتی به نام ماکرو دارند که اضافه کردن (یا در مثال ما مخفی کردن!) کدها در خود را ممکن میکند. اگر کد را در یک فایل ورد بگنجانیم، تنها لازم است که فرد را به باز کردن یک فایل ورد تشویق کنیم. این کار هم با انتخاب یک موضوع داغ اجتماعی برای فایل نباید مرحله دشواری باشد!
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#ماجرای_ضربه
۲۳۳
۱۶:۲۷
بسیج علوم پایه
تهدیدات چگونه عملی میشوند؟ قسمت یک (بخش اول) فرض کنید میخواهیم بخشی از زیرساختهای برق یک کشور را از کار بیاندازیم! چطور این کار را انجام میدهید؟ یک راه روانه کردن موجی از موشکهاست. جدا از هزینههای مادی این کار، چنین اقدامی تبعات سیاسی و امنیتی نیز خواهد داشت. اما اگر میتوانستیم به کمک یک حمله سایبری این عملیات را انجام دهیم، هم هزینههای مادی کمتری متحمل میشدیم و هم به خاطر روشن نبودن مبدأ این عملیات، هزینههای سیاسی و امنیتی را رفع میکردیم. پس بیایید توجه خودمان را به حملات سایبری معطوف کنیم. در ابتدا ممکن است اینطور بنظر برسد که چنین کاری حاصل تخصص بسیار در نوشتن کدهای مخرب (اصطلاحاً بدافزارها) است و به همین خاطر تنها سوژه برنامهنویسان خواهد بود؛ اما مسئله به همینجا ختم نمیشود. در واقع نوشتن کدهای مخرب در بسیاری از حالات کار پیچیدهای نیست (شاید بتوان در کدی به طول یک خط این کار را انجام داد!)، بلکه عامل اثرگذار استفاده از آن در یک سناریوی مناسب است. برای روشنتر شدن این موضوع، بیایید فرض کنیم که این کد را در اختیار دارید. گام بعدی چه خواهد بود؟ برای اینکه کد بتواند کار خود را به درستی انجام دهد، باید آن را روی دستگاههایی که دسترسی به شبکه برق دارند اجرا کنید. معمولاً این دستگاهها در محلهای اداری حفاظت شدهای قرار دارند و دسترسی به آنها دشوار است. پس چطور این کار ممکن است؟ گرچه پیدا کردن آن دستگاهها کار سختیست، اما همیشه کارمندان بیاحتیاطی هستند که لپتاپ شخصی خود را به محل کار میبرند و با فلش مموری فایلها را بین کامپیوترها جابجا میکنند! اگر این کارمندان شناسایی شوند و فایل مخرب به دستگاه این کارمندان برسد، امکان نفوذ در شبکه داخلی نیز از طریق تکثیر بدافزار فراهم خواهد بود. (میتوانید به این فکر کنید که چنین کارمندانی چگونه شناسایی میشوند؟) حال کمی مسئله سادهتر شد، اما همچنان دشوار است. چگونه کد را به لپتاپ کارمند مدنظر میرسانید؟ یکی از راههای شناختهشده، ارسال ایمیلهای حاوی فایل مخرب است. اگر فرد ضمیمه مخرب ایمیل را باز کند، کار تمام است. اما عموم مردم ضمیمههای مشکوک را باز نمیکنند. پس باید کاری کرد که فایل مشکوک به نظر نرسد. فایلهای ورد (همانهایی که روزانه استفاده میکنیم) قابلیتی به نام ماکرو دارند که اضافه کردن (یا در مثال ما مخفی کردن!) کدها در خود را ممکن میکند. اگر کد را در یک فایل ورد بگنجانیم، تنها لازم است که فرد را به باز کردن یک فایل ورد تشویق کنیم. این کار هم با انتخاب یک موضوع داغ اجتماعی برای فایل نباید مرحله دشواری باشد!
ادامه دارد... ....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.... #مهندسی_جنگ #ماجرای_ضربه
بسیج علوم پایه
تهدیدات چگونه عملی میشوند؟قسمت اول (بخش دوم)
تا اینجا توانستیم کد را به دستگاه کارمند سهلانگار منتقل و به این واسطه به سامانههای داخلی شبکه دسترسی پیدا کنیم. کار تقریباً تمام است و میشود با چند حرکت زیرساختهای برق را مختل کرد. اما همچنان یک گام باقیست!
اگر برق یک محله قطع شود، بدون شک سیلی از تماسهای مردمی برای گزارش اختلال به مرکز مدیریت برق روانه میشود. با مشکوک شدن به اوضاع، مرکز مدیریت با پیمانکار تامین امنیت تماس میگیرد و آنها به سرعت خودشان را برای حل مشکل میرسانند. بدین ترتیب تلاشی چندماه (منظور زمان لازم برای پخش شدن کد مخرب در شبکه داخلیست) تنها در حد چند دقیقه اثر خود را نشان میدهد. چگونه میشود از خنثی شدن سریع این عملیات جلوگیری کرد؟
یک راه حل عجیب، اختلال در شبکه تماسهای مرکز برق است! اگر افراد نتوانند با مرکز تماس بگیرند، نه گزارش وسعت اتفاق به راحتی فهمیده میشود و نه فرایند رفع مشکل طی میشود. از آنجایی که شبکه تماس یک مرکز ظرفیت محدودی دارد، اگر بیش از حد تماس ورودی داشته باشد دچار سرریز و اختلال خواهد شد. بنابرین کافیست همزمان با حمله اصلی، سیلی از تماسها به صورت خودکار روانه مرکز مدیریت برق شود. بدین ترتیب آسیب وارده تا ساعتها پایدار خواهد بود. حالا همه چیز آماده است! اما آیا در واقعیت میتوان چنین داستانی را پیاده کرد؟
درواقع باید گفت که این اتفاق قبلاً افتاده است! آنچه گفته شد، بخشی از مستندات منتشر شده از حمله سایبری به تاسیسات برق کشور اکراین در دسامبر ۲۰۱۵ است که منجر به خاموشی ۲۲۵ هزار مشترک در شب کریسمس گردید. در این حمله یک ایمیل حاوی فایل ورد مخرب از طرف جناح راست ملیگرای اکراین به برخی از کارمندان مرکز برق ارسال شده بود و بدین ترتیب به شبکه برق این کشور راه یافت. از آنجایی که بدافزار نوشته شده تمام دادهها و دسترسیهای موجود را تخریب کرد و همزمان شبکه تماسهای تلفنی نیز مختل شده بود، بازگشت زیرساختها تنها با اعزام تکنسینها به صورت حضوری ممکن شد و زمان قابل توجهی به طول انجامید. (البته این عملیات زوایا و پیچیدگیهای ناگفته بسیاری داشت و در اینجا تنها اشارات کوچکی به این سناریو شد.به علاوه برخی از مراحل گفته شده در این متن امروزه با پیشرفت سامانههای امنیتی دیگر کارا نیستند)
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#ماجرای_ضربه
بسیج علوم پایه
تا اینجا توانستیم کد را به دستگاه کارمند سهلانگار منتقل و به این واسطه به سامانههای داخلی شبکه دسترسی پیدا کنیم. کار تقریباً تمام است و میشود با چند حرکت زیرساختهای برق را مختل کرد. اما همچنان یک گام باقیست!
اگر برق یک محله قطع شود، بدون شک سیلی از تماسهای مردمی برای گزارش اختلال به مرکز مدیریت برق روانه میشود. با مشکوک شدن به اوضاع، مرکز مدیریت با پیمانکار تامین امنیت تماس میگیرد و آنها به سرعت خودشان را برای حل مشکل میرسانند. بدین ترتیب تلاشی چندماه (منظور زمان لازم برای پخش شدن کد مخرب در شبکه داخلیست) تنها در حد چند دقیقه اثر خود را نشان میدهد. چگونه میشود از خنثی شدن سریع این عملیات جلوگیری کرد؟
یک راه حل عجیب، اختلال در شبکه تماسهای مرکز برق است! اگر افراد نتوانند با مرکز تماس بگیرند، نه گزارش وسعت اتفاق به راحتی فهمیده میشود و نه فرایند رفع مشکل طی میشود. از آنجایی که شبکه تماس یک مرکز ظرفیت محدودی دارد، اگر بیش از حد تماس ورودی داشته باشد دچار سرریز و اختلال خواهد شد. بنابرین کافیست همزمان با حمله اصلی، سیلی از تماسها به صورت خودکار روانه مرکز مدیریت برق شود. بدین ترتیب آسیب وارده تا ساعتها پایدار خواهد بود. حالا همه چیز آماده است! اما آیا در واقعیت میتوان چنین داستانی را پیاده کرد؟
درواقع باید گفت که این اتفاق قبلاً افتاده است! آنچه گفته شد، بخشی از مستندات منتشر شده از حمله سایبری به تاسیسات برق کشور اکراین در دسامبر ۲۰۱۵ است که منجر به خاموشی ۲۲۵ هزار مشترک در شب کریسمس گردید. در این حمله یک ایمیل حاوی فایل ورد مخرب از طرف جناح راست ملیگرای اکراین به برخی از کارمندان مرکز برق ارسال شده بود و بدین ترتیب به شبکه برق این کشور راه یافت. از آنجایی که بدافزار نوشته شده تمام دادهها و دسترسیهای موجود را تخریب کرد و همزمان شبکه تماسهای تلفنی نیز مختل شده بود، بازگشت زیرساختها تنها با اعزام تکنسینها به صورت حضوری ممکن شد و زمان قابل توجهی به طول انجامید. (البته این عملیات زوایا و پیچیدگیهای ناگفته بسیاری داشت و در اینجا تنها اشارات کوچکی به این سناریو شد.به علاوه برخی از مراحل گفته شده در این متن امروزه با پیشرفت سامانههای امنیتی دیگر کارا نیستند)
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#ماجرای_ضربه
۲۳۷
۱۶:۲۸
تهدیدات چگونه عملی میشوند؟قسمت دوم (بخش اول)
فرض کنید میخواهیم یک هواگرد متخاصم را شناسایی کنیم. چطور این کار را انجام میدهید؟یکی از ابتداییترین ایدهها، استفاده از حواس است! یعنی تلاش کنیم هواگرد را ببینیم یا صدای موتور پیشران آن را بشنویم. البته توان طبیعی حواس ما محدودتر از شنیدن صدای هر هواگردیست، به همین خاطر میتوانیم از وسایل دیگری کمک بگیریم. مثلاً میتوانیم شیپور بزرگی طراحی کنیم که صداهای محیطی را از آسمان جمع و در یک نقط متمرکز کند، اینطور شاید بتوانیم صدای پره بالگردها نیز بشنویم!
شاید عجیب به نظر برسد اما چنین وسیلهای در جنگ جهانی اول برای پدآفند هوایی به کار گرفته میشد. البته این وسیله به دو دلیل کارآمدی زیادی نداشت. نخست به خاطر اینکه اطلاعات زیادی از نوع، ابعاد و جهت حرکت هواگرد به ما نمیداد، و دوم اینکه در شرایط جوی نامساعد، عملاً کارایی نداشت.در جنگ جهانی دوم اما فناوری دیگری به کار میرفت، همان چیزی که ما امروز با نام رادار میشناسیم. رادارها با ارسال امواج الکترومغناطیسی به سمت هواگردها و دریافت بازتاب آنها، هم اطلاعات بیشتری از شی پرنده ثبت میکردند و هم نسبت به شرایط جوی پایدارتر بودند.
استفاده از امواج الکترومغناطیسی ایده مهمیست، اما طیف این امواج گسترده است؛ پس باید با چه موجی کار کرد؟اگر طول موج بلند باشد، از شناسایی جزئیات هواگرد (یا شناسایی هواگردهای کوچک) ناتوان خواهد شد (*ابعاد قابل شناسایی متناسب با طول موج استفاده شده است*). به علاوه امواج با طول موج کوتاه، انرژی بیشتری دارند و سیگنال قویتری تولید میکنند. پس امواجی نظیر اشعه ایکس میتوانستند گزینههای مناسبی باشند.
اما قضیه به همینجا ختم نمیشود. هر ایده فناورانهای در صحنه نبرد پاسخی خواهد گرفت. در مورد رادارها، مشکل در این بود که هواگردهای پیشرفته، مانند جنگندهها، میتوانستند موج قوی ارسال شده از طرف رادار را شناسایی کنند. یعنی جنگده متوجه حضور رادار (و حتی مکان دقیق آن) میشد و میتوانست موشکهای خود را به همان سو شلیک کند!این چالش بسیار گسترده و مهم است. امروزه جنگندهای مانند F35 به دلیل سطح پروازی و رادارهای پیشرفته، این امکان را دارد که با دریافت نخستین نشانهها از حضور رادار، حتی پیش از آنکه شناسایی شود رادارها منهدم کند. به همین خاطر است که بسیاری از رادارهای کلاسیک ما در نخستین امواج حمله دشمن مورد اصابت قرار میگرفتند.
ادامه دارد...
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#ماجرای_ضربه
بسیج علوم پایه
فرض کنید میخواهیم یک هواگرد متخاصم را شناسایی کنیم. چطور این کار را انجام میدهید؟یکی از ابتداییترین ایدهها، استفاده از حواس است! یعنی تلاش کنیم هواگرد را ببینیم یا صدای موتور پیشران آن را بشنویم. البته توان طبیعی حواس ما محدودتر از شنیدن صدای هر هواگردیست، به همین خاطر میتوانیم از وسایل دیگری کمک بگیریم. مثلاً میتوانیم شیپور بزرگی طراحی کنیم که صداهای محیطی را از آسمان جمع و در یک نقط متمرکز کند، اینطور شاید بتوانیم صدای پره بالگردها نیز بشنویم!
شاید عجیب به نظر برسد اما چنین وسیلهای در جنگ جهانی اول برای پدآفند هوایی به کار گرفته میشد. البته این وسیله به دو دلیل کارآمدی زیادی نداشت. نخست به خاطر اینکه اطلاعات زیادی از نوع، ابعاد و جهت حرکت هواگرد به ما نمیداد، و دوم اینکه در شرایط جوی نامساعد، عملاً کارایی نداشت.در جنگ جهانی دوم اما فناوری دیگری به کار میرفت، همان چیزی که ما امروز با نام رادار میشناسیم. رادارها با ارسال امواج الکترومغناطیسی به سمت هواگردها و دریافت بازتاب آنها، هم اطلاعات بیشتری از شی پرنده ثبت میکردند و هم نسبت به شرایط جوی پایدارتر بودند.
استفاده از امواج الکترومغناطیسی ایده مهمیست، اما طیف این امواج گسترده است؛ پس باید با چه موجی کار کرد؟اگر طول موج بلند باشد، از شناسایی جزئیات هواگرد (یا شناسایی هواگردهای کوچک) ناتوان خواهد شد (*ابعاد قابل شناسایی متناسب با طول موج استفاده شده است*). به علاوه امواج با طول موج کوتاه، انرژی بیشتری دارند و سیگنال قویتری تولید میکنند. پس امواجی نظیر اشعه ایکس میتوانستند گزینههای مناسبی باشند.
اما قضیه به همینجا ختم نمیشود. هر ایده فناورانهای در صحنه نبرد پاسخی خواهد گرفت. در مورد رادارها، مشکل در این بود که هواگردهای پیشرفته، مانند جنگندهها، میتوانستند موج قوی ارسال شده از طرف رادار را شناسایی کنند. یعنی جنگده متوجه حضور رادار (و حتی مکان دقیق آن) میشد و میتوانست موشکهای خود را به همان سو شلیک کند!این چالش بسیار گسترده و مهم است. امروزه جنگندهای مانند F35 به دلیل سطح پروازی و رادارهای پیشرفته، این امکان را دارد که با دریافت نخستین نشانهها از حضور رادار، حتی پیش از آنکه شناسایی شود رادارها منهدم کند. به همین خاطر است که بسیاری از رادارهای کلاسیک ما در نخستین امواج حمله دشمن مورد اصابت قرار میگرفتند.
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#ماجرای_ضربه
۲۰۱
۶:۳۶
بسیج علوم پایه
تهدیدات چگونه عملی میشوند؟ قسمت دوم (بخش اول) فرض کنید میخواهیم یک هواگرد متخاصم را شناسایی کنیم. چطور این کار را انجام میدهید؟ یکی از ابتداییترین ایدهها، استفاده از حواس است! یعنی تلاش کنیم هواگرد را ببینیم یا صدای موتور پیشران آن را بشنویم. البته توان طبیعی حواس ما محدودتر از شنیدن صدای هر هواگردیست، به همین خاطر میتوانیم از وسایل دیگری کمک بگیریم. مثلاً میتوانیم شیپور بزرگی طراحی کنیم که صداهای محیطی را از آسمان جمع و در یک نقط متمرکز کند، اینطور شاید بتوانیم صدای پره بالگردها نیز بشنویم! شاید عجیب به نظر برسد اما چنین وسیلهای در جنگ جهانی اول برای پدآفند هوایی به کار گرفته میشد. البته این وسیله به دو دلیل کارآمدی زیادی نداشت. نخست به خاطر اینکه اطلاعات زیادی از نوع، ابعاد و جهت حرکت هواگرد به ما نمیداد، و دوم اینکه در شرایط جوی نامساعد، عملاً کارایی نداشت. در جنگ جهانی دوم اما فناوری دیگری به کار میرفت، همان چیزی که ما امروز با نام رادار میشناسیم. رادارها با ارسال امواج الکترومغناطیسی به سمت هواگردها و دریافت بازتاب آنها، هم اطلاعات بیشتری از شی پرنده ثبت میکردند و هم نسبت به شرایط جوی پایدارتر بودند. استفاده از امواج الکترومغناطیسی ایده مهمیست، اما طیف این امواج گسترده است؛ پس باید با چه موجی کار کرد؟ اگر طول موج بلند باشد، از شناسایی جزئیات هواگرد (یا شناسایی هواگردهای کوچک) ناتوان خواهد شد (*ابعاد قابل شناسایی متناسب با طول موج استفاده شده است*). به علاوه امواج با طول موج کوتاه، انرژی بیشتری دارند و سیگنال قویتری تولید میکنند. پس امواجی نظیر اشعه ایکس میتوانستند گزینههای مناسبی باشند. اما قضیه به همینجا ختم نمیشود. هر ایده فناورانهای در صحنه نبرد پاسخی خواهد گرفت. در مورد رادارها، مشکل در این بود که هواگردهای پیشرفته، مانند جنگندهها، میتوانستند موج قوی ارسال شده از طرف رادار را شناسایی کنند. یعنی جنگده متوجه حضور رادار (و حتی مکان دقیق آن) میشد و میتوانست موشکهای خود را به همان سو شلیک کند! این چالش بسیار گسترده و مهم است. امروزه جنگندهای مانند F35 به دلیل سطح پروازی و رادارهای پیشرفته، این امکان را دارد که با دریافت نخستین نشانهها از حضور رادار، حتی پیش از آنکه شناسایی شود رادارها منهدم کند. به همین خاطر است که بسیاری از رادارهای کلاسیک ما در نخستین امواج حمله دشمن مورد اصابت قرار میگرفتند.
ادامه دارد... ....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.... #مهندسی_جنگ #ماجرای_ضربه
بسیج علوم پایه
تهدیدات چگونه عملی میشوند؟قسمت دوم (بخش دوم)
تا اینجا به یکی از چالشهای به کارگیری رادارها اشاره کردیم. چالش دیگر، آسیبپذیری در مقابل روشهای جنگ الکترونیک است. در این روشها، با شناسایی رادار، امواج پارازیت یا جعلی به سمت آن تابیده میشود تا موجب کور شدن رادار یا تشخیص اهداف خیالی گردد. با توجه به این مسائل، چگونه میتوان رادارها را ایمن ساخت و هواگردهایی مانند F35 را شناسایی کرد؟
از راهکارهای خلاقانه در رفع این مشکل، حذف موج ارسالیست. یعنی رادار دیگر موجی به سمت هواگرد نفرستند، بلکه از اختلالات ایجاد شده در امواج موجود برای شناسایی استفاده کند. درواقع، محیط آزاد مملو از امواج الکترومغناطیسی نظیر امواج رادیوییست و رادار میتواند به با دریافت و رصد این امواج، ورود شیء خارجی را شناسایی کند. به چنین رادارهایی «غیرفعال» یا «Passive» (در مقابل رادارهای «فعال» یا «Active») میگویند.این فناوری اما چالشهای خود را داراست. از مهمترین چالشها (که چندان دور از انتظار نیست) طول موج بلند، انرژی پایینتر و پراکندگی امواج رادیوییست. بنابرین پردازش سیگنالهای ضعیف و مبهم این رادار خود نیازمند نوآوری در فناوریهای تحلیلی خواهد بود.
یکی دیگر از چالشهای پیش روی رادارها که در نسخه غیرفعال نیز باقی میماند، مواجهه با هواگردهای رادارگریز است. درباره شیوه رادارگریز بودن این هواگردها بیشتر صحبت خواهیم کرد، اما میتوان به طور خلاصه چنین گفت که موج برخود کرده به این هواگردها به صورت کامل بازتاب داده نمیشود و شناسایی آن را دشوار میکند.
این مشکل را نیز میتوان با تمرکز بر طیف موج فروسرخ تا حدی ترمیم کرد. در چنین رادارهایی (که با نام رادار حرارتی نیز شناخته میشوند، چراکه اثر تابشی حرارت موتور یا اصطکاک بدنه را منعکس میکنند)، ردپای حرارتی پرنده باعث شناسایی آن میشود. بنابرین فهمیده میشود که چرا پهپادهایی نظیر شاهد با موتور ملخی (که با وجود صدای بسیارش، ردپای حرارتی کمتری دارد) امکان هدفگیری برخی اهداف حساس را دارا هستند.حال چطور باید این خلأ را در طراحی رادارها جبران کنیم؟
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#ماجرای_ضربه
بسیج علوم پایه
تا اینجا به یکی از چالشهای به کارگیری رادارها اشاره کردیم. چالش دیگر، آسیبپذیری در مقابل روشهای جنگ الکترونیک است. در این روشها، با شناسایی رادار، امواج پارازیت یا جعلی به سمت آن تابیده میشود تا موجب کور شدن رادار یا تشخیص اهداف خیالی گردد. با توجه به این مسائل، چگونه میتوان رادارها را ایمن ساخت و هواگردهایی مانند F35 را شناسایی کرد؟
از راهکارهای خلاقانه در رفع این مشکل، حذف موج ارسالیست. یعنی رادار دیگر موجی به سمت هواگرد نفرستند، بلکه از اختلالات ایجاد شده در امواج موجود برای شناسایی استفاده کند. درواقع، محیط آزاد مملو از امواج الکترومغناطیسی نظیر امواج رادیوییست و رادار میتواند به با دریافت و رصد این امواج، ورود شیء خارجی را شناسایی کند. به چنین رادارهایی «غیرفعال» یا «Passive» (در مقابل رادارهای «فعال» یا «Active») میگویند.این فناوری اما چالشهای خود را داراست. از مهمترین چالشها (که چندان دور از انتظار نیست) طول موج بلند، انرژی پایینتر و پراکندگی امواج رادیوییست. بنابرین پردازش سیگنالهای ضعیف و مبهم این رادار خود نیازمند نوآوری در فناوریهای تحلیلی خواهد بود.
یکی دیگر از چالشهای پیش روی رادارها که در نسخه غیرفعال نیز باقی میماند، مواجهه با هواگردهای رادارگریز است. درباره شیوه رادارگریز بودن این هواگردها بیشتر صحبت خواهیم کرد، اما میتوان به طور خلاصه چنین گفت که موج برخود کرده به این هواگردها به صورت کامل بازتاب داده نمیشود و شناسایی آن را دشوار میکند.
این مشکل را نیز میتوان با تمرکز بر طیف موج فروسرخ تا حدی ترمیم کرد. در چنین رادارهایی (که با نام رادار حرارتی نیز شناخته میشوند، چراکه اثر تابشی حرارت موتور یا اصطکاک بدنه را منعکس میکنند)، ردپای حرارتی پرنده باعث شناسایی آن میشود. بنابرین فهمیده میشود که چرا پهپادهایی نظیر شاهد با موتور ملخی (که با وجود صدای بسیارش، ردپای حرارتی کمتری دارد) امکان هدفگیری برخی اهداف حساس را دارا هستند.حال چطور باید این خلأ را در طراحی رادارها جبران کنیم؟
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#ماجرای_ضربه
۱۷۷
۱۷:۵۸
تهدیدات چگونه عملی میشوند؟قسمت سوم
فرض کنید میخواهیم هواگرد رادارگریز بسازیم. چطور این کار را بکنیم؟لازمهٔ این کار، درک سازوکارهای موجود برای رادارهاست که در قسمت قبل تا حدی بررسی شد (البته برخی فناوریهای جدید مانند پدافند لیزری بررسی نگردید). به صورت خلاصه دیدیم که فرایند تشخیص در عمده رادارهای کلاسیک با تحلیل امواج بازتابشده از سطح هواگرد عمل میکند. بنابرین اگر سطح مقطع راداری (سطح موثر در بازتاب امواج به سوی رادار) را کاهش دهیم، احتمال شناسایی توسط رادار را کمتر خواهیم کرد.
برای فهم بهتر این موضوع، بیایید چند مثال را درنظر بگیریم. سطح مقطع رادرای جنگده F16 بین ۱ تا ۵ متر مربع تخمین زده میشود؛ درحالی که این شاخص برای نوعی جنگده رادارگریز F35 هزارم تا ۵ هزارم متر مربع است که نزدیک به یک توپ گلف است. برای بمبافکن B-2 این شاخص به ۱ دههزارم متر مربع نیز میرسد!
چه شیوههایی برای کاهش سطح مقطع راداری وجود دارد؟یکی از شیوههای مرسوم، رعایت اصول در طراحی بدنه است. برخلاف باور رایج، استفاده از سطوح منحنی به جای سطوح تخت الزاماً باعث کاهش سطح مقطع راداری نمیشود. درواقع اگر سطح منحنی به درستی طراحی نشود، میتواند امواج را در راستاهای مختلف پراکنده کند و خطر شناسایی را افزایش دهد. به همین جهت در طراحی برخی از هواگردهای رادارگریز، وجوه تخت نیز دیده میشود. البته زاویه این سطوح باید به گونهای باشد که گوشههای ۹۰ درجه تشکیل ندهند. (میتوانید فکر کنید که چرا خطرناکترین زاویه ۹۰ درجه است؟)
مورد بعدی، پنهانسازی اجزاء و تجهیزات در بدنه است. یکی از ایرادات نخستین نسل از بمبافکنهای رادارگریز آمریکا در این بود که هنگام رها کردن بمب، به دلیل باز شدن دریچهها، سطح مقطع رادرای ناگهان افزایش پیدا میکرد و هواگرد شناسایی میشد. یکی دیگر از چالشها، پنهان کردن توربین جت جنگدههاست که برای حل آن، خروجی هوای جنگده را نه به صورت خطی بلکه به صورت S شکل طراحی میکنند تا از انتهای آن ملخهای توربین دیده نشوند.
به غیر از طراحی بدنه، جنس پوشش هم میتواند در بازتاب امواج موثر باشد. برای این کار پوشش بدنه باید حاوی ذرات جاذب موج (ذراتی که انرژی نوسان موج را به لرزش مولکولی و گرما تبدیل میکنند) باشد. البته چنین رنگهایی بسیار گرانقیمت هستند و شرایط نگهداری ویژهای دارند (پایداری بالایی ندارند). به همین خاطر جنگندهای مانند F35 بعد از هر عملیات باید جهت ترمیم رنگ بدنه مورد ارزیابی قرار بگیرد.البته این مسئله چالش دیگری نیز دارد! قسمت جلوی خلبان است که باید شفاف باشد (یعنی امواج نور مرئی را از خود عبور دهد) پس نمیشود از هر رنگی برای آن استفاده کرد. این چالش را چگونه باید حل کرد؟
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#ماجرای_ضربه
بسیج علوم پایه
فرض کنید میخواهیم هواگرد رادارگریز بسازیم. چطور این کار را بکنیم؟لازمهٔ این کار، درک سازوکارهای موجود برای رادارهاست که در قسمت قبل تا حدی بررسی شد (البته برخی فناوریهای جدید مانند پدافند لیزری بررسی نگردید). به صورت خلاصه دیدیم که فرایند تشخیص در عمده رادارهای کلاسیک با تحلیل امواج بازتابشده از سطح هواگرد عمل میکند. بنابرین اگر سطح مقطع راداری (سطح موثر در بازتاب امواج به سوی رادار) را کاهش دهیم، احتمال شناسایی توسط رادار را کمتر خواهیم کرد.
برای فهم بهتر این موضوع، بیایید چند مثال را درنظر بگیریم. سطح مقطع رادرای جنگده F16 بین ۱ تا ۵ متر مربع تخمین زده میشود؛ درحالی که این شاخص برای نوعی جنگده رادارگریز F35 هزارم تا ۵ هزارم متر مربع است که نزدیک به یک توپ گلف است. برای بمبافکن B-2 این شاخص به ۱ دههزارم متر مربع نیز میرسد!
چه شیوههایی برای کاهش سطح مقطع راداری وجود دارد؟یکی از شیوههای مرسوم، رعایت اصول در طراحی بدنه است. برخلاف باور رایج، استفاده از سطوح منحنی به جای سطوح تخت الزاماً باعث کاهش سطح مقطع راداری نمیشود. درواقع اگر سطح منحنی به درستی طراحی نشود، میتواند امواج را در راستاهای مختلف پراکنده کند و خطر شناسایی را افزایش دهد. به همین جهت در طراحی برخی از هواگردهای رادارگریز، وجوه تخت نیز دیده میشود. البته زاویه این سطوح باید به گونهای باشد که گوشههای ۹۰ درجه تشکیل ندهند. (میتوانید فکر کنید که چرا خطرناکترین زاویه ۹۰ درجه است؟)
مورد بعدی، پنهانسازی اجزاء و تجهیزات در بدنه است. یکی از ایرادات نخستین نسل از بمبافکنهای رادارگریز آمریکا در این بود که هنگام رها کردن بمب، به دلیل باز شدن دریچهها، سطح مقطع رادرای ناگهان افزایش پیدا میکرد و هواگرد شناسایی میشد. یکی دیگر از چالشها، پنهان کردن توربین جت جنگدههاست که برای حل آن، خروجی هوای جنگده را نه به صورت خطی بلکه به صورت S شکل طراحی میکنند تا از انتهای آن ملخهای توربین دیده نشوند.
به غیر از طراحی بدنه، جنس پوشش هم میتواند در بازتاب امواج موثر باشد. برای این کار پوشش بدنه باید حاوی ذرات جاذب موج (ذراتی که انرژی نوسان موج را به لرزش مولکولی و گرما تبدیل میکنند) باشد. البته چنین رنگهایی بسیار گرانقیمت هستند و شرایط نگهداری ویژهای دارند (پایداری بالایی ندارند). به همین خاطر جنگندهای مانند F35 بعد از هر عملیات باید جهت ترمیم رنگ بدنه مورد ارزیابی قرار بگیرد.البته این مسئله چالش دیگری نیز دارد! قسمت جلوی خلبان است که باید شفاف باشد (یعنی امواج نور مرئی را از خود عبور دهد) پس نمیشود از هر رنگی برای آن استفاده کرد. این چالش را چگونه باید حل کرد؟
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ#ماجرای_ضربه
۱۵۷
۱۲:۴۴
بسیج علوم پایه
کارگاه دو روزه
«مهندسی جنگ» فصل اول
آشنایی با ابعاد فناوری-سیاستی حوزههای نظامی محورهای کارگاه:
جنگافزارهای بدون سرنشین
اطلاعات و ارتباطات
پدافند غیرعامل (فصل بعد)
پدافند هوایی (فصل بعد)
هفتم و هشتم خردادماه ۱۴۰۵
ثبت نام 🟢 معرفی این رویداد برخط را در اینجا بخوانید.
مهلت ثبت نام تا ساعت ۱۸ روز سهشنبه ۵ خردادماه تمدید شد. ....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.... #مهندسی_جنگ #جنگ_از_نگاه_فناوری
بسیج علوم پایه
#اطلاعیه
به اطلاع شرکتکنندگان گرامی کارگاه «مهندسی جنگ» میرساند که پیوند کانال اختصاصی کارگاه (جهت هماهنگی جزئیات برنامه) برای شرکتکنندگان ارسال شده، اما با اختلالات زیادی همراه بوده و ممکن است با تاخیر ارسال گردد. چنانچه پیام مذکور را دریافت نکردهاید لطفاً به حساب پشتیبانی با شناسه زیر پیام دهید.
@BasijOloomPayehAdmin
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ
بسیج علوم پایه
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#مهندسی_جنگ
۱۹۳
۴:۳۷
«داستان رویان»
محمدعلی زمانیان
کتاب داستان رویان، روایت تاریخ شفاهی از اقدامات دکتر سعید کاظمی آشتیانی در پژوهشگاه رویان از تأسیس تا تثبیت و پیشرفت است. این کتاب، خاطرات ناب و منتشر نشده از روند شکلگیری پژوهشگاهی را روایت میکند که موفق به درمان ناباروری و سلول درمانی و شبیهسازی شد.
تاکنون مستندهای داستان آینده و رویای رویان به پاس مجاهدتهای دکتر کاظمی آشتیانی، و همچنین سریال ذهن زیبا - اقتباسی از زندگی دکتر حسین بهاروند - منتشر شده است.
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#تاریخ_شفاهی_پیشرفت#معرفی_کتاب
بسیج علوم پایه
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#تاریخ_شفاهی_پیشرفت#معرفی_کتاب
۱۲۷
۱۵:۰۹
درسها و عبرتها
مجموعه تصویری گزیده از جلسات تفسیر سوره مبارکه جمعه توسط رهبر شهید انقلاب
از آثار برجسته رهبر شهید انقلاب، جلسات تفسیر ایشان می باشد که در طول حیات مبارک این شهید والامقام ایراد شدهاند. به مدد الهی از گزیده هایی از این بیانات بهصورت هفتگی بهرهمند خواهیم شد.
این جلسات در دوران مسئولیت ریاست جمهوری آیتالله خامنهای در جمع پاسداران و اعضای دفتر ریاست جمهوری در هشت جلسه، از اواخر سال ۱۳۶۱ تا اردیبهشت ۱۳۶۲ برگزار شده است.
قسمت سوم
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#تفسیر_سوره_جمعه#رهبر_شهید_انقلاب
بسیج علوم پایه
از آثار برجسته رهبر شهید انقلاب، جلسات تفسیر ایشان می باشد که در طول حیات مبارک این شهید والامقام ایراد شدهاند. به مدد الهی از گزیده هایی از این بیانات بهصورت هفتگی بهرهمند خواهیم شد.
این جلسات در دوران مسئولیت ریاست جمهوری آیتالله خامنهای در جمع پاسداران و اعضای دفتر ریاست جمهوری در هشت جلسه، از اواخر سال ۱۳۶۱ تا اردیبهشت ۱۳۶۲ برگزار شده است.
....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
#تفسیر_سوره_جمعه#رهبر_شهید_انقلاب
۱۱۲
۱۱:۵۰