@boxing_news98
۱۷۵
۱۹:۰۳
🟠 حبیبینژاد در جام جهانی چین تاریخساز شد
در پنجمین روز از مسابقات جام جهانی بوکس در چین، علی حبیبینژاد بوکسور وزن ۶۵ کیلوگرم کشورمان با پیروزی برابر نماینده انگلیس، مدال برنز خود را قطعی کرد و به مرحله نیمه نهایی راه یافت.
این مبارزه که با حساسیت بالایی دنبال میشد، در نهایت با نتیجه مجموع ۳ بر ۲ به سود حبیبینژاد به پایان رسید تا او پس از ۳۰ سال، بوکس ایران را مجددا صاحب مدال در آوردگاه جام جهانی کند.
تبریک به جامعه ورزش ایران، خانواده بزرگ بوکس کشور ،سرمربی محترم و کادر فنی پر تلاش تیم ملی، مربی سازنده ،خانواده گرانقدر آین دلاور،و خود قهرمان #علی_حبیبی_نژاد
@boxing_news98
@boxing_news98
۱۸۴
۱۹:۲۴
آفتی به نام #چاپلوسی
وقتی #تملق گویی و مجیز گفتن جای شایستگی را میگیرد
در هر مجموعهای که شایستهسالاری ضعیف شود،. چاپلوسی رشد میکند؛ درست مانند علف هرزی که در زمین رهاشده فرصت گسترش پیدا میکند.
ورزش نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر جا نقد کارشناسی کمرنگ شود، تملقگویی پررنگ میشود. هر جا افراد به جای عملکرد، به دنبال جلب رضایت صاحبان قدرت باشند، زبانها از بیان حقیقت باز میماند و دهانها به ستایشهای اغراقآمیز گشوده میشود.
چاپلوسان معمولاً خود را دلسوز نشان میدهند، اما در عمل بیشترین ضربه را به همان مجموعه وارد میکنند. زیرا مدیران را از واقعیت دور میکنند. مدیری که فقط صدای تحسین بشنود، دیر یا زود توانایی دیدن نقاط ضعف را از دست میدهد و مجموعهای که نقد نشود، هرگز اصلاح نخواهد شد.
چنین بادمجان دور قاب چین هایی(افراد چاپلوس ) برای پیشرفت ورزش تلاش نمیکند؛ او برای حفظ موقعیت خود تلاش میکند. به همین دلیل در دوره هر مدیری حاضر است همان جملاتی را تکرار کند که دیروز برای مدیر قبلی به کار میبرد. اگر دیروز فردی را ناجی ورزش معرفی میکرد، امروز همان عنوان را برای فرد دیگری به کار میبرد. معیار او حقیقت نیست؛ منفعت است.
در ورزش حرفهای، موفقیت حاصل تلاش مشترک ورزشکار، مربی، خانواده، باشگاه، داور، کادر فنی و مدیران است. هیچ مدال و افتخاری محصول یک نفر نیست. نسبت دادن تمام موفقیتها به یک مدیر، همانقدر غیرواقعی است که نادیده گرفتن نقش مدیران در موفقیتها.
بوکس ایران بیش از هر چیز به صداقت، تخصص، نقد فنی و گفتوگوی کارشناسی نیاز دارد. پیشرفت این رشته نه با کف زدنهای سفارشی، نه با تعریفهای اغراقآمیز و نه با بیانیههای ستایشآمیز حاصل میشود؛ بلکه با برنامهریزی علمی، مدیریت پاسخگو، مربیان آگاه و رسانههای مستقل به دست میآید.
تاریخ ورزش نشان داده است که چاپلوسان هیچگاه سازندگان واقعی موفقیت نبودهاند. آنان معمولاً نخستین کسانی هستند که هنگام تغییر شرایط، مسیر خود را عوض میکنند و به سمت قدرت جدید میروند.
اما منتقدان دلسوز، حتی اگر تلخ سخن بگویند، سرمایه واقعی هر مجموعهاند. زیرا هدف آنان حفظ حقیقت است، نه حفظ جایگاه شخصی.
ورزشی رشد میکند که در آن احترام از عملکرد حاصل شود، نه از تملق؛ اعتبار از شایستگی به دست آید، نه از نزدیکی به قدرت؛ و صداقت ارزشمندتر از چاپلوسی باشد.
وقتی #تملق گویی و مجیز گفتن جای شایستگی را میگیرد
در هر مجموعهای که شایستهسالاری ضعیف شود،. چاپلوسی رشد میکند؛ درست مانند علف هرزی که در زمین رهاشده فرصت گسترش پیدا میکند.
ورزش نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر جا نقد کارشناسی کمرنگ شود، تملقگویی پررنگ میشود. هر جا افراد به جای عملکرد، به دنبال جلب رضایت صاحبان قدرت باشند، زبانها از بیان حقیقت باز میماند و دهانها به ستایشهای اغراقآمیز گشوده میشود.
چاپلوسان معمولاً خود را دلسوز نشان میدهند، اما در عمل بیشترین ضربه را به همان مجموعه وارد میکنند. زیرا مدیران را از واقعیت دور میکنند. مدیری که فقط صدای تحسین بشنود، دیر یا زود توانایی دیدن نقاط ضعف را از دست میدهد و مجموعهای که نقد نشود، هرگز اصلاح نخواهد شد.
چنین بادمجان دور قاب چین هایی(افراد چاپلوس ) برای پیشرفت ورزش تلاش نمیکند؛ او برای حفظ موقعیت خود تلاش میکند. به همین دلیل در دوره هر مدیری حاضر است همان جملاتی را تکرار کند که دیروز برای مدیر قبلی به کار میبرد. اگر دیروز فردی را ناجی ورزش معرفی میکرد، امروز همان عنوان را برای فرد دیگری به کار میبرد. معیار او حقیقت نیست؛ منفعت است.
در ورزش حرفهای، موفقیت حاصل تلاش مشترک ورزشکار، مربی، خانواده، باشگاه، داور، کادر فنی و مدیران است. هیچ مدال و افتخاری محصول یک نفر نیست. نسبت دادن تمام موفقیتها به یک مدیر، همانقدر غیرواقعی است که نادیده گرفتن نقش مدیران در موفقیتها.
بوکس ایران بیش از هر چیز به صداقت، تخصص، نقد فنی و گفتوگوی کارشناسی نیاز دارد. پیشرفت این رشته نه با کف زدنهای سفارشی، نه با تعریفهای اغراقآمیز و نه با بیانیههای ستایشآمیز حاصل میشود؛ بلکه با برنامهریزی علمی، مدیریت پاسخگو، مربیان آگاه و رسانههای مستقل به دست میآید.
تاریخ ورزش نشان داده است که چاپلوسان هیچگاه سازندگان واقعی موفقیت نبودهاند. آنان معمولاً نخستین کسانی هستند که هنگام تغییر شرایط، مسیر خود را عوض میکنند و به سمت قدرت جدید میروند.
اما منتقدان دلسوز، حتی اگر تلخ سخن بگویند، سرمایه واقعی هر مجموعهاند. زیرا هدف آنان حفظ حقیقت است، نه حفظ جایگاه شخصی.
ورزشی رشد میکند که در آن احترام از عملکرد حاصل شود، نه از تملق؛ اعتبار از شایستگی به دست آید، نه از نزدیکی به قدرت؛ و صداقت ارزشمندتر از چاپلوسی باشد.
۱۷۷
۴:۱۸
بوکس نیوز آمادگی دارد در صورت ارائه توضیحات رسمی از سوی فدراسیون یا مسئولان ذیربط، آن را بدون دخل و تصرف منتشر کند تا اصل انصاف و حق پاسخ نیز رعایت شود.
@boxing_news98
۱۴۰
۱۱:۴۱
#بوکس_نیوز
در بوکس ایران چه امیدها که ناامید می شود !! چهار ماه اردو، صدها ساعت تمرین، دوری از خانواده، فشار جسمی و روانی، کنترل وزن، امید به پوشیدن دوباره دوبنده تیم ملی و جنگیدن برای پرچم ایران... و در نهایت؛ عدم اعزام. این فقط از دست رفتن یک مسابقه نیست؛ از دست رفتن بخشی از عمر ورزشی نسلی از بوکسورهای کشور است. در ورزش قهرمانی، زمان سرمایه است. یک بوکسور امید شاید فقط یکی دو فرصت طلایی برای حضور در قهرمانی آسیا داشته باشد. مسابقهای که علاوه بر مدال، تجربه بینالمللی، امتیاز رنکینگ، اعتمادبهنفس و مسیر آینده حرفهای او را شکل میدهد. وقتی چنین فرصتی از بین میرود، خسارت فقط متوجه همان مسابقه نیست؛ بلکه سالها برنامهریزی فنی نیز آسیب میبیند. نکته تأسفبارتر، سکوت بخش قابل توجهی از فضای رسانهای بوکس است. در حالی که انتظار میرفت رسانههای تخصصی، فعالان رسانهای و حتی مسئولان روابط عمومی، این اتفاق را به عنوان مهمترین خبر روز بوکس کشور پیگیری کنند، بخش عمدهای از فضای خبری همچنان مشغول انتشار اخبار تشریفاتی، بازدیدها، عکسهای یادگاری و گزارشهای تبلیغاتی بود. رسانه زمانی رسانه است که در کنار اطلاعرسانی، مطالبهگر نیز باشد. اگر رسانه تنها موفقیتها را ببیند و هنگام بروز بحران سکوت کند، عملاً بخشی از سیستم روابط عمومی خواهد بود، نه رسانه مستقل. البته در چنین موضوعی نباید بدون اطلاع از همه جزئیات، یک فرد را مقصر مطلق دانست. مسائلی مانند صدور روادید، هماهنگیهای بینالمللی، زمانبندی اداری و پیگیریهای اجرایی ممکن است عوامل مختلفی داشته باشند. اما دقیقاً به همین دلیل، افکار عمومی حق دارد انتظار شفافسازی داشته باشد. جامعه بوکس حق دارد بداند: چه اقداماتی انجام شده بود؟ چه زمانی فرآیند اخذ روادید آغاز شد؟ چه موانعی به وجود آمد؟ آیا امکان پیشگیری از این اتفاق وجود داشت؟ چه کسی مسئول پاسخگویی است؟ در ورزش حرفهای، پاسخگویی نشانه ضعف نیست؛ نشانه مدیریت است. در کنار همه این مسائل، نباید از مربیان و کادر فنی تیم امید غافل شد؛ افرادی که ماهها برای آمادهسازی ملیپوشان زحمت کشیدند و ورزشکارانی که سختترین بخش زندگی حرفهای خود را در اردو سپری کردند. سرمایه اصلی بوکس ایران همین جوانان هستند و حفظ انگیزه آنان باید در اولویت باشد. امروز مطالبه جامعه بوکس، تخریب افراد نیست؛ پاسخگویی، شفافیت و جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی است. اگر قرار باشد پس از ماهها اردو، سرنوشت تیم ملی در روزهای آخر مشخص شود، بزرگترین بازنده نه یک فدراسیون، بلکه آینده بوکس ایران خواهد بود. بوکس نیوز این مطالبه را از سر دلسوزی مطرح میکند؛ زیرا باور داریم اعتبار بوکس ایران با برنامهریزی، شفافیت و مسئولیتپذیری حفظ میشود، نه با سکوت در برابر اتفاقات تلخ. بوکس نیوز آمادگی دارد در صورت ارائه توضیحات رسمی از سوی فدراسیون یا مسئولان ذیربط، آن را بدون دخل و تصرف منتشر کند تا اصل انصاف و حق پاسخ نیز رعایت شود. @boxing_news98
اندر احوالات رسانه های فعال در بوکس ایران 
در ورزش قهرمانی، شکست همیشه روی رینگ رقم نمیخورد؛ گاهی پیش از آنکه زنگ آغاز مسابقه به صدا درآید، بازنده مشخص شده است.
داستان تلخ عدم اعزام تیم ملی امید ایران به مسابقات قهرمانی آسیا، دقیقاً از همین جنس است.
ماهها اردو، صدها ساعت تمرین، تحمل سختترین فشارهای جسمی و روانی، دوری از خانواده، کنترل وزن، چشمپوشی از زندگی شخصی و جنگیدن برای رسیدن به دوبنده تیم ملی؛ همه و همه با یک رؤیا آغاز شد؛ ایستادن روی سکوی آسیا با پرچم ایران.
اما این رؤیا، نه روی رینگ، بلکه پشت میزهای اداری و در پیچوخم مدیریت از بین رفت.
این فقط از دست رفتن یک اعزام نیست.
این، سوختن بخشی از جوانی ورزشکارانی است که شاید دیگر هرگز چنین فرصتی برای حضور در رده امید آسیا پیدا نکنند. این، هدر رفتن ماهها زحمت مربیانی است که با کمترین امکانات، بیشترین انرژی را صرف آمادهسازی شاگردان خود کردند. این، ضربهای است به انگیزه نسلی که باید آینده بوکس ایران را بسازد.
اما تلختر از اصل ماجرا، اتفاقی بود که بعد از آن رخ داد.
سکوت.
سکوتی سنگین، معنادار و سؤالبرانگیز.
انتظار میرفت رسانههای تخصصی بوکس، این اتفاق را به تیتر اول خود تبدیل کنند؛ از مسئولان توضیح بخواهند، روند شکلگیری این ناکامی را بررسی کنند و حداقل صدای ورزشکارانی باشند که حاصل ماهها تلاششان، بدون حتی یک مشت زدن روی رینگ، بر باد رفت.
اما بخش قابل توجهی از آنچه امروز خود را «رسانه بوکس» معرفی میکند، ترجیح داد راه سادهتر را انتخاب کند؛ انتشار تصاویر بازدیدها، نشستها، تقدیرها، اخبار تشریفاتی و روایتهای یکطرفه از موفقیتهای مدیریتی.
انگار نه تیم امیدی وجود داشته، نه اردویی برگزار شده و نه رؤیایی از بین رفته است.
رسانه زمانی ارزش دارد که در روزهای سخت کنار حقیقت بایستد، نه فقط در روزهای آسان کنار قدرت.
اگر رسانه تنها زمانی قلم بزند که خروجی آن رضایت مدیران باشد، دیگر رسانه نیست؛ به بخشی از ساختار تبلیغات تبدیل شده است.
نقد این یادداشت متوجه یک رسانه خاص نیست؛ بلکه متوجه نگاهی است که استقلال رسانهای را قربانی مصلحت، رابطه و محافظهکاری میکند.
وقتی مهمترین اتفاق منفی بوکس کشور حتی ارزش یک گزارش تحلیلی، یک گفتوگو یا یک پرسش جدی را پیدا نمیکند، طبیعی است که جامعه بوکس نسبت به استقلال این رسانهها دچار تردید شود.
رسانه مستقل قرار نیست مخالف همیشگی مدیران باشد؛ همانگونه که قرار نیست مدافع همیشگی آنان نیز باشد.
وظیفه رسانه، دفاع از حقیقت است؛ حقیقتی که گاهی در موفقیت دیده میشود و گاهی در ناکامی.
امروز پرسش اصلی جامعه بوکس این نیست که چه کسی باید تخریب شود.
پرسش این است که:
چه شد که تیمی با ماهها اردو، فرصت حضور در مهمترین میدان قاره را از دست داد؟
چه تدابیری اندیشیده شده بود؟
چه ضعفهایی وجود داشت؟
و مهمتر از همه، چه تضمینی وجود دارد که فردا همین اتفاق برای تیم نوجوانان، جوانان یا بزرگسالان تکرار نشود؟
شفافیت، دشمن هیچ مدیری نیست.
پاسخگویی نیز نشانه ضعف نیست.
اما سکوت، بیتفاوتی و عادی جلوه دادن چنین اتفاقی، بزرگترین آسیبی است که میتوان به آینده بوکس ایران وارد کرد.
امروز شاید مدالی از دست رفته باشد؛ اما خطر بزرگتر، از دست رفتن اعتماد ورزشکاران، مربیان و خانواده بزرگ بوکس به نظام برنامهریزی و حمایت از قهرمانان است.
تاریخ ورزش ثابت کرده است که بسیاری از بحرانها، نه از اشتباهات مدیریتی، بلکه از سکوت کسانی عمیقتر شدهاند که میتوانستند مطالبهگر باشند اما ترجیح دادند تماشاگر بمانند.
بوکس ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به رسانههایی نیاز دارد که صدای ورزشکار باشند، نه پژواک قدرت؛ رسانههایی که اعتبار خود را از اعتماد جامعه بوکس بگیرند، نه از نزدیکی به میزهای مدیریت.
و شاید تلخترین واقعیت این روزهای بوکس ایران همین است که جایگاه رسانه های واقعی و ژورنالیست های حرفه ای را بوقچی های سر سپرده و روابط عمومی های پنهان مدیران گرفته اند،
چون نیک نظر کرد پر خویش در او دید گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست!!
@boxing_news98
در ورزش قهرمانی، شکست همیشه روی رینگ رقم نمیخورد؛ گاهی پیش از آنکه زنگ آغاز مسابقه به صدا درآید، بازنده مشخص شده است.
داستان تلخ عدم اعزام تیم ملی امید ایران به مسابقات قهرمانی آسیا، دقیقاً از همین جنس است.
ماهها اردو، صدها ساعت تمرین، تحمل سختترین فشارهای جسمی و روانی، دوری از خانواده، کنترل وزن، چشمپوشی از زندگی شخصی و جنگیدن برای رسیدن به دوبنده تیم ملی؛ همه و همه با یک رؤیا آغاز شد؛ ایستادن روی سکوی آسیا با پرچم ایران.
اما این رؤیا، نه روی رینگ، بلکه پشت میزهای اداری و در پیچوخم مدیریت از بین رفت.
این فقط از دست رفتن یک اعزام نیست.
این، سوختن بخشی از جوانی ورزشکارانی است که شاید دیگر هرگز چنین فرصتی برای حضور در رده امید آسیا پیدا نکنند. این، هدر رفتن ماهها زحمت مربیانی است که با کمترین امکانات، بیشترین انرژی را صرف آمادهسازی شاگردان خود کردند. این، ضربهای است به انگیزه نسلی که باید آینده بوکس ایران را بسازد.
اما تلختر از اصل ماجرا، اتفاقی بود که بعد از آن رخ داد.
سکوت.
سکوتی سنگین، معنادار و سؤالبرانگیز.
انتظار میرفت رسانههای تخصصی بوکس، این اتفاق را به تیتر اول خود تبدیل کنند؛ از مسئولان توضیح بخواهند، روند شکلگیری این ناکامی را بررسی کنند و حداقل صدای ورزشکارانی باشند که حاصل ماهها تلاششان، بدون حتی یک مشت زدن روی رینگ، بر باد رفت.
اما بخش قابل توجهی از آنچه امروز خود را «رسانه بوکس» معرفی میکند، ترجیح داد راه سادهتر را انتخاب کند؛ انتشار تصاویر بازدیدها، نشستها، تقدیرها، اخبار تشریفاتی و روایتهای یکطرفه از موفقیتهای مدیریتی.
انگار نه تیم امیدی وجود داشته، نه اردویی برگزار شده و نه رؤیایی از بین رفته است.
رسانه زمانی ارزش دارد که در روزهای سخت کنار حقیقت بایستد، نه فقط در روزهای آسان کنار قدرت.
اگر رسانه تنها زمانی قلم بزند که خروجی آن رضایت مدیران باشد، دیگر رسانه نیست؛ به بخشی از ساختار تبلیغات تبدیل شده است.
نقد این یادداشت متوجه یک رسانه خاص نیست؛ بلکه متوجه نگاهی است که استقلال رسانهای را قربانی مصلحت، رابطه و محافظهکاری میکند.
وقتی مهمترین اتفاق منفی بوکس کشور حتی ارزش یک گزارش تحلیلی، یک گفتوگو یا یک پرسش جدی را پیدا نمیکند، طبیعی است که جامعه بوکس نسبت به استقلال این رسانهها دچار تردید شود.
رسانه مستقل قرار نیست مخالف همیشگی مدیران باشد؛ همانگونه که قرار نیست مدافع همیشگی آنان نیز باشد.
وظیفه رسانه، دفاع از حقیقت است؛ حقیقتی که گاهی در موفقیت دیده میشود و گاهی در ناکامی.
امروز پرسش اصلی جامعه بوکس این نیست که چه کسی باید تخریب شود.
پرسش این است که:
چه شد که تیمی با ماهها اردو، فرصت حضور در مهمترین میدان قاره را از دست داد؟
چه تدابیری اندیشیده شده بود؟
چه ضعفهایی وجود داشت؟
و مهمتر از همه، چه تضمینی وجود دارد که فردا همین اتفاق برای تیم نوجوانان، جوانان یا بزرگسالان تکرار نشود؟
شفافیت، دشمن هیچ مدیری نیست.
پاسخگویی نیز نشانه ضعف نیست.
اما سکوت، بیتفاوتی و عادی جلوه دادن چنین اتفاقی، بزرگترین آسیبی است که میتوان به آینده بوکس ایران وارد کرد.
امروز شاید مدالی از دست رفته باشد؛ اما خطر بزرگتر، از دست رفتن اعتماد ورزشکاران، مربیان و خانواده بزرگ بوکس به نظام برنامهریزی و حمایت از قهرمانان است.
تاریخ ورزش ثابت کرده است که بسیاری از بحرانها، نه از اشتباهات مدیریتی، بلکه از سکوت کسانی عمیقتر شدهاند که میتوانستند مطالبهگر باشند اما ترجیح دادند تماشاگر بمانند.
بوکس ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به رسانههایی نیاز دارد که صدای ورزشکار باشند، نه پژواک قدرت؛ رسانههایی که اعتبار خود را از اعتماد جامعه بوکس بگیرند، نه از نزدیکی به میزهای مدیریت.
و شاید تلخترین واقعیت این روزهای بوکس ایران همین است که جایگاه رسانه های واقعی و ژورنالیست های حرفه ای را بوقچی های سر سپرده و روابط عمومی های پنهان مدیران گرفته اند،
چون نیک نظر کرد پر خویش در او دید گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست!!
@boxing_news98
۱۱۳
۱۱:۰۶
وقتی رسانه، رسالتش را فراموش میکند...
رسانه، آینه است؛ نه بلندگوی قدرت.
وظیفه رسانه، انتشار خبر است؛ چه خبر خوش باشد و چه خبر تلخ. رسانهای که فقط موفقیتها را با آب و تاب منتشر میکند اما در برابر شکستها، ناکامیها و تصمیمات پرهزینه سکوت اختیار میکند، دیگر رسانه نیست؛ بلکه به تریبونی یکطرفه تبدیل شده است.
این روزها فدراسیون بوکس ایران، مانند هر مجموعه دیگری، نقاط قوت و ضعف خود را دارد. راهاندازی بوکس بانوان، کسب مدال برنز در رقابتهای معتبر جهانی، حمایت از برخی هیئتهای استانی و اهدای رینگ به استانها، اقداماتی هستند که باید دیده شوند و رسانه نیز موظف است آنها را منعکس کند.
اما آیا رسالت رسانه فقط همین است؟
عدم اعزام تیم ملی امید ایران به مسابقات قهرمانی آسیا، اتفاقی معمولی نبود؛ بلکه ضربهای جدی به آینده بوکس کشور بود. تیمی که ماهها در اردو زندگی کرد، جوانانی که بهترین سالهای عمر ورزشی خود را صرف تمرین کردند و برخی از آنان آخرین فرصت حضور در رده امید را پشت سر گذاشتند، ناگهان از مهمترین میدان آسیایی بازماندند.
این فقط یک خبر نبود؛ سرنوشت نسل آینده بوکس ایران بود.
سؤال اینجاست که رسانههای فعال بوکس کجا بودند؟
چرا بسیاری از صفحاتی که برای کوچکترین فعالیت فدراسیون دهها خبر، عکس و گزارش منتشر میکنند، درباره چنین رخداد مهمی حتی یک سطر هم ننوشتند؟
اگر رسانه فقط اخبار مثبت را منتشر کند و در برابر اتفاقات تلخ سکوت اختیار کند، دیگر نقش نظارتی خود را از دست داده است. رسانه باید مطالبهگر باشد، نه ملاحظهکار. باید زبان ورزشکاران باشد، نه صرفاً بازتابدهنده اخبار رسمی.
سکوت در برابر چنین رخدادی، تنها یک غفلت رسانهای نیست؛ بلکه نادیده گرفتن حق نسل جوانی است که ماهها با امید، سختی اردوها را تحمل کردند و در نهایت بدون حضور در مسابقات، یکی از مهمترین فرصتهای دوران قهرمانی خود را از دست دادند.
اگر امروز درباره این اتفاق سؤال نشود، فردا چه تضمینی وجود دارد که چنین اتفاقاتی دوباره تکرار نشود؟
رسانهای که مطالبه نکند، به تدریج اثرگذاری خود را از دست میدهد. رسانهای که فقط تعریف و تمجید کند، اعتماد مخاطب را از دست خواهد داد. اعتبار رسانه از استقلال آن میآید؛ از شجاعتش در طرح پرسشهای سخت، نه از سکوت در برابر مسائل حساس.
امروز نقد ما، صرفاً متوجه یک تصمیم یا یک مدیر نیست؛ بلکه متوجه فرهنگی است که برخی رسانهها را از انجام ابتداییترین وظیفه حرفهای خود بازداشته است.
بوکس ایران برای پیشرفت، بیش از هر چیز به رسانههای مستقل، مسئول و شجاع نیاز دارد؛ رسانههایی که در روزهای موفقیت تشویق کنند و در روزهای تلخ نیز بدون ترس، حقیقت را بنویسند.
وقتی اشخاص سرسپرده که خود را وامدار مدیران می دونن ،حتی کلمه ای از اعزام نشدن تیم ملی امید در آستانه مسابقات قهرمانی آسیا حرفی نمیزنن ،بجاش با آسمون ریسمون بافتن و تمجیدهای کاذب از مدیران فقط دنبال اثبات خودشون به مدیران هستند ،دیگه رسانه و پوشش خبری از معنا تهی میشه و آین بوقچی های مدیران عملا به روابط عمومی های پنهان بدل میشن و اینه که امروز این چنین اتمسفر مسمومی بر ورزش بوکس ایران حاکم شده...
حکایت همچنان باقی است ....
@boxing_news98
رسانه، آینه است؛ نه بلندگوی قدرت.
وظیفه رسانه، انتشار خبر است؛ چه خبر خوش باشد و چه خبر تلخ. رسانهای که فقط موفقیتها را با آب و تاب منتشر میکند اما در برابر شکستها، ناکامیها و تصمیمات پرهزینه سکوت اختیار میکند، دیگر رسانه نیست؛ بلکه به تریبونی یکطرفه تبدیل شده است.
این روزها فدراسیون بوکس ایران، مانند هر مجموعه دیگری، نقاط قوت و ضعف خود را دارد. راهاندازی بوکس بانوان، کسب مدال برنز در رقابتهای معتبر جهانی، حمایت از برخی هیئتهای استانی و اهدای رینگ به استانها، اقداماتی هستند که باید دیده شوند و رسانه نیز موظف است آنها را منعکس کند.
اما آیا رسالت رسانه فقط همین است؟
عدم اعزام تیم ملی امید ایران به مسابقات قهرمانی آسیا، اتفاقی معمولی نبود؛ بلکه ضربهای جدی به آینده بوکس کشور بود. تیمی که ماهها در اردو زندگی کرد، جوانانی که بهترین سالهای عمر ورزشی خود را صرف تمرین کردند و برخی از آنان آخرین فرصت حضور در رده امید را پشت سر گذاشتند، ناگهان از مهمترین میدان آسیایی بازماندند.
این فقط یک خبر نبود؛ سرنوشت نسل آینده بوکس ایران بود.
سؤال اینجاست که رسانههای فعال بوکس کجا بودند؟
چرا بسیاری از صفحاتی که برای کوچکترین فعالیت فدراسیون دهها خبر، عکس و گزارش منتشر میکنند، درباره چنین رخداد مهمی حتی یک سطر هم ننوشتند؟
اگر رسانه فقط اخبار مثبت را منتشر کند و در برابر اتفاقات تلخ سکوت اختیار کند، دیگر نقش نظارتی خود را از دست داده است. رسانه باید مطالبهگر باشد، نه ملاحظهکار. باید زبان ورزشکاران باشد، نه صرفاً بازتابدهنده اخبار رسمی.
سکوت در برابر چنین رخدادی، تنها یک غفلت رسانهای نیست؛ بلکه نادیده گرفتن حق نسل جوانی است که ماهها با امید، سختی اردوها را تحمل کردند و در نهایت بدون حضور در مسابقات، یکی از مهمترین فرصتهای دوران قهرمانی خود را از دست دادند.
اگر امروز درباره این اتفاق سؤال نشود، فردا چه تضمینی وجود دارد که چنین اتفاقاتی دوباره تکرار نشود؟
رسانهای که مطالبه نکند، به تدریج اثرگذاری خود را از دست میدهد. رسانهای که فقط تعریف و تمجید کند، اعتماد مخاطب را از دست خواهد داد. اعتبار رسانه از استقلال آن میآید؛ از شجاعتش در طرح پرسشهای سخت، نه از سکوت در برابر مسائل حساس.
امروز نقد ما، صرفاً متوجه یک تصمیم یا یک مدیر نیست؛ بلکه متوجه فرهنگی است که برخی رسانهها را از انجام ابتداییترین وظیفه حرفهای خود بازداشته است.
بوکس ایران برای پیشرفت، بیش از هر چیز به رسانههای مستقل، مسئول و شجاع نیاز دارد؛ رسانههایی که در روزهای موفقیت تشویق کنند و در روزهای تلخ نیز بدون ترس، حقیقت را بنویسند.
وقتی اشخاص سرسپرده که خود را وامدار مدیران می دونن ،حتی کلمه ای از اعزام نشدن تیم ملی امید در آستانه مسابقات قهرمانی آسیا حرفی نمیزنن ،بجاش با آسمون ریسمون بافتن و تمجیدهای کاذب از مدیران فقط دنبال اثبات خودشون به مدیران هستند ،دیگه رسانه و پوشش خبری از معنا تهی میشه و آین بوقچی های مدیران عملا به روابط عمومی های پنهان بدل میشن و اینه که امروز این چنین اتمسفر مسمومی بر ورزش بوکس ایران حاکم شده...
حکایت همچنان باقی است ....
@boxing_news98
۱۵۲
۱:۱۵
https://www.aparat.com/shorts/2075899908623196160
در کانال اپارات بوکس نیوز بهترین ویدیوهای کوتاه اموزش بوکس را تماشا کنید
@boxing_news98
در کانال اپارات بوکس نیوز بهترین ویدیوهای کوتاه اموزش بوکس را تماشا کنید
@boxing_news98
۹۶
۱۱:۱۴
https://boxingnews98.blogfa.com/post/377/به-یادبود-رینگ-،قسمت-اول-به-قلم-امیر_رنجیقسمت اول سری مقالات قلب تپنده بوکس جهان مدیسون اسکوئر گاردن به قلم #امیر_رنجی@boxing_news98
۹۲
۱۲:۰۷