بازارسال شده از انتشارات شهیدکاظمی
۳۵
۲۰:۱۶
بازارسال شده از انتشارات شهیدکاظمی
۲۰
۲۰:۱۶
صبح جمعه ۲۳خرداد۱۴۰۴ میتوانست مثل همۀ صبحجمعههایی باشد که حاجی مأموریت و سفر نبود. طبق عادت، زود بیدار میشد. قرآن رحلی بزرگش را باز میکرد و کمی میخواند. توی حیاط نرمش میکرد و به فلفلها و گوجههایی که کاشته بود میرسید. چای صبحانه را بدون دنگودونگ اضافه دم میکرد و منتظر بیدار شدن حاجخانم میماند. اما آن صبح جمعه با انفجار شروع شد. پنجرهها ترکیدند و یکی از دیوارهای خانه خراب شد. چه اتفاقی افتاده بود؟ حاجخانم چادرش را سرکرد و دست رضوانه را گرفت و سراسیمه دویدند سمت کوچه. «چه خوب که باباجون خونه نبود!»
#برشیازکتاب#مردیکهمیخواستزندهبماند#یکسالپیشدرچنینروزی#شهدایهوافضا
چمروشراوی رشادتهای هوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
#برشیازکتاب#مردیکهمیخواستزندهبماند#یکسالپیشدرچنینروزی#شهدایهوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
۵۴۵
۲:۰۸
احتمال حمله در آن شب کم بود. ایران و آمریکا هنوز پای میز مذاکره بودند و بعید بود آمریکا اعتبار خود را قمار کند و وسط مذاکره، اجازۀ حمله را به اسرائیل بدهد. ولی محافظها همان شب بو بردند که احتمال شهادت حاجی وجود دارد. نه از تحرکات رادار که هک شده بود و چیزی نشان نمیداد، که از روی اخلاق حاجی! با آنهمه دوندگیِ آن روز، از حاجیای که لباس نظامی تنش بود، انتظار ابهت و جدیت همیشگی را داشتند؛ اما حاجی آن شب در نهایت عطوفت و رأفت بود؛ طوری که سجاد به سینا گفت: «ما زنده از این ساختمون بیرون نمیریم. ببین اخلاق حاجی رو! دیگه رسماً نوربالاس.»
#برشیازکتاب#مردیکهمیخواستزندهبماند#یکسالپیشدرچنینروزی#شهدایهوافضا
چمروشراوی رشادتهای هوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
#برشیازکتاب#مردیکهمیخواستزندهبماند#یکسالپیشدرچنینروزی#شهدایهوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
۶۲۱
۲:۱۶
سینا خیلی امام حسینی بود.هیئتی خفن.از آنها که جماعتی با نحوه عزاداری او در هیات به گریه میافتادند.او و سجاد آنقدر نوربالا بودند که سرتیم حفاظت سردار میگفت: «شما دوتا باهم توی یه شیفت نباشید. حاجی رو به باد می دید!»صبح ۲۳ خرداد وقتی که سینا در یک متری سردارحاجی زاده ایستاده بود و یکهو همه چیز سیاه شد، از لای همان دود و غبار از سجاد که در چند قدمیش گیر افتاده بود پرسید: «سجاد خوردیم؟»سجاد به سختی خاکهای توی دهانش را تف کرده و جواب داده بود: «آره دیگه. گفتم آخرش با موشک می زننمون.»دغدغهی سینا ولی چیز دیگری بود.«یعنی الان آقا اباعبدالله مییان بالا سرمون؟»سجاد که داشت اشهدش را بلند بلند میگفت لحظهای ساکت شده و بعد گفته بود: «آره...حتما می یاد»و چند دقیقه بعدش صدای سلام سینا به اربابش را شنیده بود.به عنوان آخرین صدایی که از شهید سینا سهامی محافظ سردار حاجی زاده در صبح ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در ذرات طبیعت طنین انداخت و خاموش شد. امام حسین یک نوکر دیگر خودش را هم توی بغلش گرفت.
#شهیدسیناسهامی#شهدایهوافضا
چمروشراوی رشادتهای هوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iranhttps://eitaa.com/chamrosh_iran
#شهیدسیناسهامی#شهدایهوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iranhttps://eitaa.com/chamrosh_iran
۵۷۷
۱۴:۴۷
«باز آی دلبرم که دل، بیقرارِ توست...»
حاجی جانم؛ سلام.یک سال است که تقویمِ روزگارم رویِ روزِ رفتنِ تو متوقف شده. یک سال است که در جستجوی صدایِ گرم و نگاهِ مهربانت، کوچه به کوچه و خاطره به خاطره میگردم. عکسها و فیلمهایت، تنها بهانهی لبخندهایِ تلخِ مناند؛ اما هنوز به خود نیامده، میبینم که سیلِ اشک، تمامِ جانم را گرفته است.
هر بار که از مقابل «۱۲ واحدی» میگذرم، دیوارهای آن خانه برایم دهان باز میکنند تا خاطراتمان را فریاد بزنند. انگار هنوز هم هیاهویِ کودکانه و شیرینِ فرزندان شهدا در حیاط پیچیده است. به یادِ رضوانه میافتم که پا به پای تو مشقِ عشق میکرد؛ به یادِ تصویرِ ماندگارِ محمدرضا و علی که با لباسهای نظامی، قد کشیدنِ مردانه را تمرین میکردند؛ و یادِ زینب و رئیفا که در حیاطِ کوچکِ قلبِ ما، دوچرخهسواری و رؤیاپردازی میکردند. این خانه، هنوز هم بویِ «تو» را میدهد.
حاجی جان؛ امروز ۱۷ خرداد است.یادت هست؟ همان روزی که عهد بستیم تا ابدیت را درکنار هم تجربه کنیم. تو پیمانِ زمینیِ ما را به سقفِ آسمان گره زدی. ازدواجِ ما، تنها یک پیوند نبود؛ معراجی بود که آغازش در دستانِ من بود و کمالش در محضرِ خدا و برایِ وطن. تو رفتی تا عشق را معنا کنی و من ماندم تا شکوهِ این رفتن را با صبوری، به تماشا بنشینم.
حالا که در سالگردِ آن پیوندِ مقدس، در آستانِ امنِ امامِ رئوف (ع) ایستادهام، عطرِ شهادتت را در تکتکِ نَفَسهایم حس میکنم. این زیارت، زیباترین هدیهای بود که از آسمان برایم فرستادی... ممنونم که حتی در آن دوردستها هم، حواست به دلتنگیهای من هست.
همسر عزیزم؛ جایِ خالیات در میانِ قابِ خانواده، زخمی است که با افتخارِ شهادتِ تو، التیام مییابد. من به تکرارِ نامِ تو، به عطرِ حضورِ غائبت و به امیدِ ظهورِ آقایمان صاحبالزمان (عج) زنده هستم. تو را به دستِ همان خدایی میسپارم که تو را انتخاب کرد تا «*شهید*» شوی...
به انتظارِ رجعتِ دوبارهات، چشم به راهِ آمدنت میمانم؛همسرِ دلتنگ و همیشه عاشقت.»
#شهید_امیرعلیحاجیزاده #شهدایهوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
۱.۱K
۱۶:۴۴
بازارسال شده از تولیدات رسانهای بسیج صداوسیما
#جان_فدا #سردارباقری
تولیدات رسانهای بسیج صدا و سیما
۶۰
۱۹:۰۳
بازارسال شده از خبرگزاری فارس
۸۶
۱۲:۲۹
تصویری از دیدار سردار سرلشکر شهید حاجیزاده با رهبر شهید انقلاب
#رهبرشهید
چمروشراوی رشادتهای هوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
#رهبرشهید
https://ble.ir/chamrosh_iran
۴۵۷
۱۸:۵۲
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۵۱
۱۵:۲۱