آکادمی دنیای شناخت
مقاله ادامه داره و مثالهایی از روشهای به کار رفته و محتواهای تولید شده رو هم آورده اما سوال مهم: چرا موفق شدند؟ چرا اینقدر پیش رفتند که زمستون دی رخ داد؟
اینجا هم خودشون جواب دادن
- شناخت خوب از ضعفهای فضای مجازی ایرانی (مثل سطح آگاهی پایین برخی کاربران و دلایل دیگر)
اما به نظر ما دلایل دیگری هم وجود دارند که اتفاقا ما که خودمون هدف این حمله بودیم با کمی فکر متوجه اون خواهیم شد
- شناخت خوب از ضعفهای فضای مجازی ایرانی (مثل سطح آگاهی پایین برخی کاربران و دلایل دیگر)
اما به نظر ما دلایل دیگری هم وجود دارند که اتفاقا ما که خودمون هدف این حمله بودیم با کمی فکر متوجه اون خواهیم شد
۳۴۲
۱۶:۴۹
آکادمی دنیای شناخت
اینجا هم خودشون جواب دادن - شناخت خوب از ضعفهای فضای مجازی ایرانی (مثل سطح آگاهی پایین برخی کاربران و دلایل دیگر) اما به نظر ما دلایل دیگری هم وجود دارند که اتفاقا ما که خودمون هدف این حمله بودیم با کمی فکر متوجه اون خواهیم شد
این قسمت سوم پرونده ما بود
و شاید یک مثال خوب برای توضیح مفاهیم هک و نفوذ شناختی بود که امیدواریم ذرهای به علم شما اضافه کرده باشیم
شبتون بخیر

و شاید یک مثال خوب برای توضیح مفاهیم هک و نفوذ شناختی بود که امیدواریم ذرهای به علم شما اضافه کرده باشیم
شبتون بخیر
۴۵۶
۱۶:۵۳
چطوری با نت فعلی، مقاله دانلود کنیم؟
۱- اول تو گوگل اسکالر سرچ میکنیم مقاله یا موضوعمون رو
۲- بعد عنوان مقاله رو تو سایت سمنتا وارد میکنیم و دانلود میکنیم
[برای عضویت تو سمنتا باید ایمیل دانشگاهی داشته باشین تا بتونین رایگان دانلود کنین. فقط کافیه عنوان مقاله یا DOI رو وارد این سایت کنین.]
https://semanta.ir/index.php
۱- اول تو گوگل اسکالر سرچ میکنیم مقاله یا موضوعمون رو
۲- بعد عنوان مقاله رو تو سایت سمنتا وارد میکنیم و دانلود میکنیم
[برای عضویت تو سمنتا باید ایمیل دانشگاهی داشته باشین تا بتونین رایگان دانلود کنین. فقط کافیه عنوان مقاله یا DOI رو وارد این سایت کنین.]
https://semanta.ir/index.php
۹۹۶
۱۵:۲۴
زنگ خطر سیستم ایمنی مغز: چگونه استرس، افسردگی را شعلهور میکند؟
حدود ۱ میلیارد نفر در مقطعی از زندگی خود به اختلال خلقی مانند #افسردگی یا #اضطراب مبتلا میشوند. در حالی که ممکن است دلایل زمینهای متعددی وجود داشته باشد، التهاب مزمن¹ با افسردگی مرتبط بوده است. این موضوع نشان میدهد که سیستم ایمنی ممکن است نقش مهمی در بروز اختلالات خلقی ایفا کند.
مطالعات قبلی نشان دادهاند که سطوح بالای سلول ایمنی به نام #نوتروفیل، که نوعی #گلبول سفید است، با شدت افسردگی مرتبط است. اما چگونگی مشارکت نوتروفیلها در علائم افسردگی در حال حاضر مشخص نیست. در تحقیقی که امروز در Nature Communications منتشر شد، فرضیهای را مبنی بر اینکه استرس مزمن میتواند منجر به آزادسازی نوتروفیلها از مغز استخوان در جمجمه شود، آزمایش کردند. این سلولها سپس در مننژ² جمع میشوند و به علائم افسردگی کمک میکنند.
️این تیم از موشهایی که در معرض #استرس اجتماعی مزمن قرار گرفته بودند، استفاده کردند. در این آزمایش، یک موش «مهاجم» به قفس خانگی یک موش خشن معرفی میشد. این دو تعاملات فیزیکی روزانه کوتاهی داشتند و میتوانستند یکدیگر را ببینند، بو کنند و بشنوند.
محققان دریافتند که قرار گرفتن طولانیمدت در این محیط استرسزا منجر به افزایش قابل توجهی در سطح نوتروفیلها در مننژ شد و این امر با علائم رفتار افسردهکننده در موشها مرتبط بود. حتی پس از پایان استرس، نوتروفیلها در مننژ طولانیتر از خون باقی ماندند. تجزیه و تحلیل، فرضیه محققان را تأیید کرد که نوتروفیلهای مننژی – که به طرز ظریفی با سلولهای موجود در خون تفاوت داشتند – منشأ گرفته از جمجمه بودند.
تجزیه و تحلیل بیشتر نشان داد که استرس طولانیمدت نوعی «هشدار اضطراری» سیستم ایمنی به نام سیگنالدهی اینترفرون را در نوتروفیلها فعال کرده است. مسدود کردن این مسیر – در واقع، خاموش کردن هشدار – باعث کاهش تعداد نوتروفیلها در مننژ و #بهبود رفتار در موشهای افسرده شد. این مسیر قبلاً با افسردگی مرتبط بوده است – به عنوان مثال، اینترفرونهای نوع ۱ برای درمان بیماران هپاتیت C استفاده میشوند، اما یکی از عوارض جانبی شناخته شده این دارو این است که میتواند باعث افسردگی شدید در طول درمان شود.
نسبت قابل توجهی از افرادی وجود دارند که داروهای ضدافسردگی برای آنها مؤثر نیست. این تحقیقات نشان میدهند که ممکن است بتوانیم با هدف قرار دادن سیستم ایمنی، علائم افسردگی را تسکین دهیم و به افرادی که داروهای ضدافسردگی برای آنها مؤثر نیست، کمک کنیم.
¹ زمانی که سیستم ایمنی بدن طولانیمدت فعال میماند، حتی زمانی که عفونت یا آسیبی برای مبارزه وجود ندارد.² غشاهایی که مغز و نخاع را میپوشانند و محافظت میکنند
Credit: Nature Communications
@cognitionworld | CWA
¹ زمانی که سیستم ایمنی بدن طولانیمدت فعال میماند، حتی زمانی که عفونت یا آسیبی برای مبارزه وجود ندارد.² غشاهایی که مغز و نخاع را میپوشانند و محافظت میکنند
۲۲۸
۱۰:۰۱
انسانها بهطور طبیعی تمایل دارند لطفی که به آنها شده را جبران کنند.
مثال: اگر کسی به شما هدیه بدهد یا لطفی بکند، احتمالاً احساس تعهد میکنید که به نوعی پاسخ دهید.
مثال: اگر کسی تصمیم کوچکی بگیرد (مثلاً پر کردن یک نظرسنجی)، احتمال بیشتری دارد که بعدها تصمیمات بزرگتری در همان راستا بگیرد.
مردم اغلب رفتار دیگران را الگویی برای تصمیمگیری خود قرار میدهند، بهویژه در شرایط عدم اطمینان.
مثال: دیدن صف طولانی در مقابل یک رستوران، نشانه کیفیت خوب آن است.
مردم بیشتر از کسانی که دوستشان دارند یا با آنها ارتباط خوبی دارند، تأثیر میپذیرند.
مثال: فروشندگان موفق اغلب تلاش میکنند رابطهای دوستانه با مشتریان ایجاد کنند.
افراد معمولاً به نظرات و توصیههای کسانی که متخصص یا دارای جایگاه بالایی هستند، اعتماد میکنند.
مثال: پزشکان یا کارشناسانی که یک محصول را توصیه میکنند.
چیزهایی که کمیاب هستند یا محدودیت زمانی دارند، جذابتر به نظر میرسند.
مثال: عباراتی مانند فقط تا پایان هفته یا آخرین موجودی.
اصل وحدت بیان میکند که مردم بیشتر از کسانی تأثیر میپذیرند که احساس کنند با آنها یک هویت یا تعلق مشترک دارند. این اصل بر مبنای حس #تعلق و #ارتباط عاطفی بین افراد استوار است.
سیالدینی توضیح میدهد که شناخت این اصول به شما کمک میکند هم دیگران را بهتر متقاعد کنید و هم در برابر تکنیکهای متقاعدسازی نادرست مقاومت کنید. این اصول هم در زندگی شخصی و هم در بازاریابی، فروش و ارتباطات حرفهای کاربرد دارند.
¹Influence: The Psychology of Persuasion²Reciprocity³Commitment and Consistency⁴Social Proof ⁵Liking⁶Authority⁷Scarcity⁸Unity
@cognitionworld
۱۳۰
۲۰:۲۹
چطوری هوش مصنوعی رو فریب بدیم تا خلاف قوانین خودش عمل کند؟
ماجرا چیه؟ مطالعهای که تازگیها در PNAS 2026 منتشر شده است، شواهدی ارائه میدهد که مدلهای هوش مصنوعی به استراتژیهای تاثیر و فریب انسانی پاسخ میدهند! یعنی یک آسیبپذیری پنهان در پروتکلهای ایمنی فعلیشون وجود دارد که باعث میشه فریب بخورند.
اما چطوری؟ روانشناس معروف رابرت چالدینی، مدتها پیش هفت اصل کلاسیک اقناع را که بر رفتار انسان تأثیر میگذارند، معرفی کرد. این اصول شامل اقتدار، تعهد، دوست داشتن، عمل متقابل، کمیابی، اثبات اجتماعی و یگانگی است.
قبلا از خواندن ادامه این پست، پیشنهاد میکنیم پست قبلی ما درباره این هفت اصل اقناع را بخوانید.
محققان این مطالعه (که چالدینی هم یکیشونه!) برای آزمایش هر یک از این اصول اقناع روانشناختی متمایز، متنهای پیشنهادی خاصی را طراحی کردند تا ببیند هوش مصنوعی فریب میخوره یا نه.
هر کدوم از این اصول، انگیزه اجتماعی متفاوتی را هدف قرار میدادند. اصل اقتدار برای تشویق به احترام، با استناد به یک متخصص، مانند یک دانشمند مشهور، متکی بود. کمیابی، یک درخواست را به عنوان یک درخواست حساس به زمان تنظیم میکرد و حس فوریت کاذبی را برای کامپیوتر ایجاد میشد. تعهد از تکنیک پا لای در استفاده میکرد و از نرمافزار درخواست یک لطف کوچک و بیضرر قبل از ارائه یک درخواست بزرگتر و محدود انجام میگرفت.
سایر تاکتیکها به تعاملات اجتماعی مثبت متکی بودند. دوست داشتن شامل ستایش کردن از مدل قبل از درخواست اطلاعات ممنوعه بود. عمل متقابل ابتدا یک عمل مفید مانند ارائه یادداشت به کامپیوتر را برای ایجاد یک بدهی مکالمهای را ایجاد میکرد.
اثبات اجتماعی هم به دستگاه میگفت که هزاران کاربر دیگر در حال حاضر در حال انجام دادن عمل ممنوع هستند و رفتار بد را عادیسازی میکرد. در نهایت، یگانگی برای تقویت همکاری و ساخت یک هویت گروهی مشترک با هوش مصنوعی استفاده شد.
در یک مطالعه اولیه، محققان یک مدل قدیمیتر به نام GPT-4o mini را آزمایش کردند. آنها از نرمافزار خواستند تا وظایف نامطلوبی مانند توهین به کاربر با احمق خطاب کردن او یا توضیح نحوه سنتز لیدوکائین، یک داروی بیحسی تنظیمشده، را انجام دهد. دانشمندان دقیقاً ۲۸۰۰۰ مکالمه ایجاد کردند. در گروه کنترل، دستورالعمل به سادگی درخواست اقدام ممنوعه را مطرح میکرد، در حالی که دستورالعمل گروه درمان شامل یکی از هفت اصل ترغیب بود.
هنگامی که دستورالعمل به طور معمول و بدون هیچ گونه ترغیبی ارائه میشد، هوش مصنوعی در ۳۳.۴ درصد از مکالمات با درخواستهای مضر موافقت میکرد. هنگامی که دستورالعمل شامل یک تکنیک ترغیبی بود، میزان انطباق بیش از دو برابر شد و به ۷۲.۱ درصد رسید. محققان سپس این آزمایش اولیه را گسترش دادند تا توهینها و ترکیبات شیمیایی مختلف را نیز شامل شود و ۹۸۰۰۰ مکالمه اضافی ایجاد کردند تا از ثبات اثر اطمینان حاصل شود. تاکتیکهای ترغیبی به طور قابل اعتمادی احتمال نقض قوانین ایمنی توسط مدلها را افزایش داد.
برای بررسی اینکه آیا سیستمهای جدیدتر و پیشرفتهتر نیز این آسیبپذیری را دارند، محققان یک آزمایش اصلی دقیقتر طراحی کردند. آنها سه مدل مرزی را که قبل از پاسخ دادن از مراحل استدلال استفاده میکنند، آزمایش کردند. این مدلها شامل GPT-5 mini از OpenAI، Claude Haiku 4.5 از Anthropic و Gemini 3 Flash از Google بودند. تمرکز این آزمایش اصلی صرفاً بر سنتز شش ماده شیمیایی بسیار تنظیمشده بود.
نتیجه این یکی آزمایش مثل قبلی جالب و خطرناک بود:
مدلهای جدیدتر هم در برابر تاکتیکهای روانشناختی آسیبپذیر بودند. در مکالمات کنترلی، سیستمها در 35.3 درصد از مواقع، درخواستهای خطرناک را انجام میدادند. هنگامی که کاربران هر یک از هفت اصل ترغیب را اعمال میکردند، میزان انطباق به 51.3 درصد افزایش مییافت.
- این یعنی علی رغم هوش بالای هوش مصنوعی، فقط با کاربرد چند اصل اقناع میشه فریبش داد. تو این مطالعه ساخت داروی بیهوشی و بیحسی هدف دور زدن قوانین بود. شما فکر میکنید این نفوذپذیری چه پیامدهای خطرناکی دیگری داره؟
@cognitionworld

ماجرا چیه؟ مطالعهای که تازگیها در PNAS 2026 منتشر شده است، شواهدی ارائه میدهد که مدلهای هوش مصنوعی به استراتژیهای تاثیر و فریب انسانی پاسخ میدهند! یعنی یک آسیبپذیری پنهان در پروتکلهای ایمنی فعلیشون وجود دارد که باعث میشه فریب بخورند.
اما چطوری؟ روانشناس معروف رابرت چالدینی، مدتها پیش هفت اصل کلاسیک اقناع را که بر رفتار انسان تأثیر میگذارند، معرفی کرد. این اصول شامل اقتدار، تعهد، دوست داشتن، عمل متقابل، کمیابی، اثبات اجتماعی و یگانگی است.
قبلا از خواندن ادامه این پست، پیشنهاد میکنیم پست قبلی ما درباره این هفت اصل اقناع را بخوانید.
محققان این مطالعه (که چالدینی هم یکیشونه!) برای آزمایش هر یک از این اصول اقناع روانشناختی متمایز، متنهای پیشنهادی خاصی را طراحی کردند تا ببیند هوش مصنوعی فریب میخوره یا نه.
هر کدوم از این اصول، انگیزه اجتماعی متفاوتی را هدف قرار میدادند. اصل اقتدار برای تشویق به احترام، با استناد به یک متخصص، مانند یک دانشمند مشهور، متکی بود. کمیابی، یک درخواست را به عنوان یک درخواست حساس به زمان تنظیم میکرد و حس فوریت کاذبی را برای کامپیوتر ایجاد میشد. تعهد از تکنیک پا لای در استفاده میکرد و از نرمافزار درخواست یک لطف کوچک و بیضرر قبل از ارائه یک درخواست بزرگتر و محدود انجام میگرفت.
سایر تاکتیکها به تعاملات اجتماعی مثبت متکی بودند. دوست داشتن شامل ستایش کردن از مدل قبل از درخواست اطلاعات ممنوعه بود. عمل متقابل ابتدا یک عمل مفید مانند ارائه یادداشت به کامپیوتر را برای ایجاد یک بدهی مکالمهای را ایجاد میکرد.
اثبات اجتماعی هم به دستگاه میگفت که هزاران کاربر دیگر در حال حاضر در حال انجام دادن عمل ممنوع هستند و رفتار بد را عادیسازی میکرد. در نهایت، یگانگی برای تقویت همکاری و ساخت یک هویت گروهی مشترک با هوش مصنوعی استفاده شد.
در یک مطالعه اولیه، محققان یک مدل قدیمیتر به نام GPT-4o mini را آزمایش کردند. آنها از نرمافزار خواستند تا وظایف نامطلوبی مانند توهین به کاربر با احمق خطاب کردن او یا توضیح نحوه سنتز لیدوکائین، یک داروی بیحسی تنظیمشده، را انجام دهد. دانشمندان دقیقاً ۲۸۰۰۰ مکالمه ایجاد کردند. در گروه کنترل، دستورالعمل به سادگی درخواست اقدام ممنوعه را مطرح میکرد، در حالی که دستورالعمل گروه درمان شامل یکی از هفت اصل ترغیب بود.
هنگامی که دستورالعمل به طور معمول و بدون هیچ گونه ترغیبی ارائه میشد، هوش مصنوعی در ۳۳.۴ درصد از مکالمات با درخواستهای مضر موافقت میکرد. هنگامی که دستورالعمل شامل یک تکنیک ترغیبی بود، میزان انطباق بیش از دو برابر شد و به ۷۲.۱ درصد رسید. محققان سپس این آزمایش اولیه را گسترش دادند تا توهینها و ترکیبات شیمیایی مختلف را نیز شامل شود و ۹۸۰۰۰ مکالمه اضافی ایجاد کردند تا از ثبات اثر اطمینان حاصل شود. تاکتیکهای ترغیبی به طور قابل اعتمادی احتمال نقض قوانین ایمنی توسط مدلها را افزایش داد.
برای بررسی اینکه آیا سیستمهای جدیدتر و پیشرفتهتر نیز این آسیبپذیری را دارند، محققان یک آزمایش اصلی دقیقتر طراحی کردند. آنها سه مدل مرزی را که قبل از پاسخ دادن از مراحل استدلال استفاده میکنند، آزمایش کردند. این مدلها شامل GPT-5 mini از OpenAI، Claude Haiku 4.5 از Anthropic و Gemini 3 Flash از Google بودند. تمرکز این آزمایش اصلی صرفاً بر سنتز شش ماده شیمیایی بسیار تنظیمشده بود.
نتیجه این یکی آزمایش مثل قبلی جالب و خطرناک بود:
مدلهای جدیدتر هم در برابر تاکتیکهای روانشناختی آسیبپذیر بودند. در مکالمات کنترلی، سیستمها در 35.3 درصد از مواقع، درخواستهای خطرناک را انجام میدادند. هنگامی که کاربران هر یک از هفت اصل ترغیب را اعمال میکردند، میزان انطباق به 51.3 درصد افزایش مییافت.
- این یعنی علی رغم هوش بالای هوش مصنوعی، فقط با کاربرد چند اصل اقناع میشه فریبش داد. تو این مطالعه ساخت داروی بیهوشی و بیحسی هدف دور زدن قوانین بود. شما فکر میکنید این نفوذپذیری چه پیامدهای خطرناکی دیگری داره؟
@cognitionworld
۱۰۸
۱۹:۱۶
#علوم_شناختی_و_جنگهای_مدرناز جنگ کلاسیک تا جنگ شناختی
حتما شما هم کلماتی که به جنگ اضافه میشوند را شنیدید: عباراتی مثل «جنگ سرد» و «جنگ تعرفهها» که بیشتر از خارجیها میشنویم و «جنگ شناختی» و «جنگ اقتصادی» که بیشتر در محافل داخلی به کار میرود.
🪖 اما واقعا تعریف جنگ چیست؟ میشود به هر چیزی جنگ را چسباند و یک میدان جدید ساخت؟
اجازه بدید تعریف و ویژگیهای جنگ را که در منابع علمی پیدا کردیم، باهم بخوانیم:
اول: جنگ استفاده از ابزار قدرت برای تحمیل اراده یک دولت بر دولت دیگر است. حالا دولت، ملت، تمدن هر چیزی!
دوم: جنگ «ادامه سیاست با ابزارهای دیگر» است. منطقی هم هست: اگه میشه با هزینه کمتر و فقط مثلا با مذاکره اورانیوم و هستهای را نابود کرد چرا با جنگ؟!
و سوم: تفاوت جنگ ها بر اساس ابزار اعمال قدرت است. هر ابزاری هم در جنگ میتونه باشه وقتی هدف همان تحمیل اراده است! از سلاح نظامی تا هک کردن برای ارسال پیام...
این از تعریف خود جنگ. حالا بریم سراغ تعریف جنگ شناختی. طبق منابع علمی، جنگ شناختی:«جنگ شناختی یک بعد جدید از جنگهای مدرن است که در کنار جنگ زمینی، دریایی، هوایی، فضایی و سایبری قرار دارد. و هدف آن تأثیرگذاری بر ادراک، تصمیمگیری و باورهای افراد و جوامع است.»
به بیان دیگر، یکی از ابعاد جنگ است. طوری که ناتو آن را بهعنوان «بعد ششم جنگ» معرفی کرده است. این ترمینولوژی تخصصی از سال 2007 مطرح شده، اما واضح است بشر از قرنها پیش ابزارهایی برای هدف گرفتن روان خودش داشته است. ما همیشه در کنار هر جنگی با اسامی دیگری ما در حال جنگ شناختی هم بودیم، مثلا:
در دوران باستان: شایعات، تبلیغات، اظهار شکست و فریب (مثل اسب تروا) را داشتیم.در قرن بیستم و جنگهای جهانی: جنگ روانی و تبلیغاتی با رادیو، پوستر، فیلم را داشتیم.
اما خب بشریت که خیلی اهل پیشرفت است... در جنگ شناختی هم به شدت پیشرفت داشته و در سالهای اخیر کارهای خیلی عجیبی هم انجام داده که باورش سخت است، مثلا:
مداخله روسیه در انتخابات آمریکا ۲۰۱۶یک مقاله مرتبط رو از نیچر رو در کامنت براتون گذاشتیم که میگه در جریان انتخابات آمریکا، روسیه به نفع ترامپ در حال دستکاری روانی مردم آمریکا بوده است. مقاله اثبات میکند یک درصد اکانتها، هفتاد درصد مشارکت مجازی را به خود اختصاص داده بودند و تقریبا همه جمهوری خواه بودند!همچنین روسیه پمپاژ اخبار جعلی و حملات سایبری به مراکز رأیگیری را هم انجام داده!
جنگ شناختی بین روسیه و اوکراین/کریمهروسیه از «مردان سبز کوچک» (سربازان بدون نشان) برای ایجاد سردرگمی استفاده کرد تا پروپاگاندا و رسانههای روسی، اوکراین را فاشیست نشان بدهند و توجیهی برای حمله فراهم بشود.
عملیات نفوذ دیجیتال چین در تایوانایجاد «مزارع محتوا» و انتشار اخبار جعلی برای تغییر نگرش مردم به نفع چین.
تا اینجای مطلب را داشته باشید...به امید خدا در پست بعدی با مقایسه جنگ شناختی با سایر انواع جنگ در خدمتتون هستیم.
@cognitionworld

حتما شما هم کلماتی که به جنگ اضافه میشوند را شنیدید: عباراتی مثل «جنگ سرد» و «جنگ تعرفهها» که بیشتر از خارجیها میشنویم و «جنگ شناختی» و «جنگ اقتصادی» که بیشتر در محافل داخلی به کار میرود.
🪖 اما واقعا تعریف جنگ چیست؟ میشود به هر چیزی جنگ را چسباند و یک میدان جدید ساخت؟
اجازه بدید تعریف و ویژگیهای جنگ را که در منابع علمی پیدا کردیم، باهم بخوانیم:
اول: جنگ استفاده از ابزار قدرت برای تحمیل اراده یک دولت بر دولت دیگر است. حالا دولت، ملت، تمدن هر چیزی!
دوم: جنگ «ادامه سیاست با ابزارهای دیگر» است. منطقی هم هست: اگه میشه با هزینه کمتر و فقط مثلا با مذاکره اورانیوم و هستهای را نابود کرد چرا با جنگ؟!
و سوم: تفاوت جنگ ها بر اساس ابزار اعمال قدرت است. هر ابزاری هم در جنگ میتونه باشه وقتی هدف همان تحمیل اراده است! از سلاح نظامی تا هک کردن برای ارسال پیام...
این از تعریف خود جنگ. حالا بریم سراغ تعریف جنگ شناختی. طبق منابع علمی، جنگ شناختی:«جنگ شناختی یک بعد جدید از جنگهای مدرن است که در کنار جنگ زمینی، دریایی، هوایی، فضایی و سایبری قرار دارد. و هدف آن تأثیرگذاری بر ادراک، تصمیمگیری و باورهای افراد و جوامع است.»
به بیان دیگر، یکی از ابعاد جنگ است. طوری که ناتو آن را بهعنوان «بعد ششم جنگ» معرفی کرده است. این ترمینولوژی تخصصی از سال 2007 مطرح شده، اما واضح است بشر از قرنها پیش ابزارهایی برای هدف گرفتن روان خودش داشته است. ما همیشه در کنار هر جنگی با اسامی دیگری ما در حال جنگ شناختی هم بودیم، مثلا:
در دوران باستان: شایعات، تبلیغات، اظهار شکست و فریب (مثل اسب تروا) را داشتیم.در قرن بیستم و جنگهای جهانی: جنگ روانی و تبلیغاتی با رادیو، پوستر، فیلم را داشتیم.
اما خب بشریت که خیلی اهل پیشرفت است... در جنگ شناختی هم به شدت پیشرفت داشته و در سالهای اخیر کارهای خیلی عجیبی هم انجام داده که باورش سخت است، مثلا:
مداخله روسیه در انتخابات آمریکا ۲۰۱۶یک مقاله مرتبط رو از نیچر رو در کامنت براتون گذاشتیم که میگه در جریان انتخابات آمریکا، روسیه به نفع ترامپ در حال دستکاری روانی مردم آمریکا بوده است. مقاله اثبات میکند یک درصد اکانتها، هفتاد درصد مشارکت مجازی را به خود اختصاص داده بودند و تقریبا همه جمهوری خواه بودند!همچنین روسیه پمپاژ اخبار جعلی و حملات سایبری به مراکز رأیگیری را هم انجام داده!
جنگ شناختی بین روسیه و اوکراین/کریمهروسیه از «مردان سبز کوچک» (سربازان بدون نشان) برای ایجاد سردرگمی استفاده کرد تا پروپاگاندا و رسانههای روسی، اوکراین را فاشیست نشان بدهند و توجیهی برای حمله فراهم بشود.
عملیات نفوذ دیجیتال چین در تایوانایجاد «مزارع محتوا» و انتشار اخبار جعلی برای تغییر نگرش مردم به نفع چین.
تا اینجای مطلب را داشته باشید...به امید خدا در پست بعدی با مقایسه جنگ شناختی با سایر انواع جنگ در خدمتتون هستیم.
@cognitionworld
۹۸
۱۹:۵۷
آیا کافئین پادزهر پنهان افسردگی و اضطراب است؟
️ تحقیقات جدید، خبرهای خوبی درباره تأثیرات مصرف کافئین بر سلامت روان دارند. این یافتهها نشان میدهند که کافئین ممکن است با #کاهش_التهاب_مغزی¹ (البته فعلا در مدلهای حیوانی)، نقش مهمی در تسکین و کاهش علائم اضطراب و افسردگی ایفا کند.
اما چطوری؟ کافئین دقیقاً روی مغز چه اثری میگذارد؟
پژوهشگران با بررسی و مرور ۱۷ مطالعه مختلف روی جوندگان، دریافتند که مصرف کافئین توانسته است رفتارهای شبیه به اضطراب و افسردگی را در این حیوانات کاهش دهد. اما این اتفاق چگونه در سطح سلولی رخ میدهد؟ مشاهدات نشان میدهد که کافئین مانند یک محافظ همهجانبه برای مغز عمل میکند:
۱- مهار التهاب و تخریب: کافئین میزان پروتئینهای پیشالتهابی و همچنین «استرس اکسیداتیو» (عواملی که به سلولها آسیب میزنند) را به طور قابلتوجهی پایین میآورد.
۲- تقویت سدهای دفاعی: این ماده، سیستم دفاعی آنتیاکسیدانی طبیعی خودِ مغز را بیدار و تقویت میکند.
۳- تغذیه و محافظت از سلولهای عصبی: کافئین باعث افزایش تولید پروتئینی به نام «فاکتور نورونزایی مشتقشده از مغز» (BDNF) میشود؛ پروتئینی بسیار حیاتی که ضامن سلامت، رشد و بقای نورونها است.
اما این به معنی این نیست که با مصرف بیشتر قهوه مغز سالم و قویتری داریم.
با وجود کشف این مکانیزمهای تازه، دانشمندان یک هشدار بسیار مهم را مطرح کردهاند. بیشتر این مطالعات روی جوندگان نر بالغ و با استفاده از دوزهای متوسط کافئین انجام شده است. نکته کلیدی اینجاست که استفاده از دوزهای بالای کافئین نه تنها کمکی نکرده، بلکه باعث تشدید برخی از علائم روانشناختی شده است.
این مطالعات اثبات میکنند که کافئین پتانسیل بالایی برای محافظت از شبکه عصبی و سلامت روان ما دارد، اما مرز بسیار باریکی بین «دوز مفید و درمانی» و «دوز آسیبزا» وجود دارد. برای رسیدن به یک تجویز قطعی درباره میزان مصرف ایمن و اثربخشی دقیق آن در بین گروههای مختلف انسانی (زنان، مردان، سنین مختلف)، علم همچنان به پژوهشهای بالینی گستردهتری نیاز دارد.
¹neuroinflammation
Credit: Nature: Translational Psychiatry 2025
@cognitionworld
پژوهشگران با بررسی و مرور ۱۷ مطالعه مختلف روی جوندگان، دریافتند که مصرف کافئین توانسته است رفتارهای شبیه به اضطراب و افسردگی را در این حیوانات کاهش دهد. اما این اتفاق چگونه در سطح سلولی رخ میدهد؟ مشاهدات نشان میدهد که کافئین مانند یک محافظ همهجانبه برای مغز عمل میکند:
۱- مهار التهاب و تخریب: کافئین میزان پروتئینهای پیشالتهابی و همچنین «استرس اکسیداتیو» (عواملی که به سلولها آسیب میزنند) را به طور قابلتوجهی پایین میآورد.
۲- تقویت سدهای دفاعی: این ماده، سیستم دفاعی آنتیاکسیدانی طبیعی خودِ مغز را بیدار و تقویت میکند.
۳- تغذیه و محافظت از سلولهای عصبی: کافئین باعث افزایش تولید پروتئینی به نام «فاکتور نورونزایی مشتقشده از مغز» (BDNF) میشود؛ پروتئینی بسیار حیاتی که ضامن سلامت، رشد و بقای نورونها است.
با وجود کشف این مکانیزمهای تازه، دانشمندان یک هشدار بسیار مهم را مطرح کردهاند. بیشتر این مطالعات روی جوندگان نر بالغ و با استفاده از دوزهای متوسط کافئین انجام شده است. نکته کلیدی اینجاست که استفاده از دوزهای بالای کافئین نه تنها کمکی نکرده، بلکه باعث تشدید برخی از علائم روانشناختی شده است.
¹neuroinflammation
Credit: Nature: Translational Psychiatry 2025
@cognitionworld
۱۰۲
۲۰:۰۵
وقتی همه با هم غمگین میشویم
اکثر ما طعم تلخ غم و فقدان رو چشیده بودیم. اما یک سوگ جمعی در مقیاس یک کشور، آن هم همراه با صدهزارتا جنگ اعصاب و بازی روانی؟ بعید میدانم...
وضعیتی که ما در این مدت تجربه کردیم شاید بعد از گذشت از مرحله ترومای جمعی، این روزها به سوگ جمعی تبدیل شده است. سوگ جمعی همان ضربهی ناگهانی است که وقتی دنیا با جنگ، زلزله یا حملات تروریستی زیر و رو میشود، همه ما را درگیر میکند.
این اتفاقات فقط خانه و زندگی ما را ویران نمیکنند، بلکه «حس امنیت» ما را هم از بین میبرند. به خاطر رسانهها، همه ما تماشاچی و شریک این غم میشویم و اینجاست که سوگ از حالت شخصی درمیآید و به فریادی مشترک برای پایان یافتن درد تبدیل میشود. دردی که باید زودتر از دست آن نجات پیدا کنیم تا دنیا دوباره امن بشود...
اینجاست که روانشناسی (استعاره درخت کوبلر-راس) میگوید حتی وقتی درختی قطع میشود، باز هم میتواند جوانه بزند.
حتی وقتی دنیا ناامن به نظر میرسد، امید و بهبودی همچنان ممکن است و ما میتوانیم دوباره جوانه بزنیم، سبز بشویم و رشد کنیم.
ولی چطوری؟
درختی که قطع شده، ضربه فیزیکی را تحمل کرده است و ممکن است تصور شود که زندگیاش به پایان رسیده است. با این حال، به آرامی و بیصدا، جوانه کوچکی از زندگی پدیدار میشود. چون تا زمانی که امید هست، زندگی تمام نشده است.
در دنیای امروز، اضطراب اغلب از سیاستهای جهانی و ماهیت نگرانکننده جنگها و تروریسم ناشی میشود. با این حال، ما همچنان برای صلح و انسانیت تلاش میکنیم و هرگز در زمانهای بحران امید خود را از دست نمیدهیم. جهان ممکن است دیگر امن به نظر نرسد، اما ما میتوانیم فعالانه برای تغییر دنیای خود تلاش کنیم، روان خود را تسکین ببخشیم و روح جمعی زخمی خودمان را ترمیم کنیم.
به صورت خلاصه سه توصیه اصلی شاید برای کنار آمدن با سوگ جمعی امروز ما مفید باشد:
۱- درک کنیم که غم هر کس مانند اثرانگشتش منحصر به فرد است.پس باید این سوگها را درک کنیم و به آنها بها بدیم. نه اینکه عجله کنیم و با عقلانیسازی و منطق طردشان کنیم!
۲- تغییر رفتار مثل اجتناب، عصبی شدن، طرد دیگران و... طبیعی است.البته در چرخه رفتارهای ناشی از سوگ افتادن ممکن باعث بشود ارتباط ما با زندگی قطع بشود.
۳- راه نجات فراموشی نیست؛ پذیرش است.هدفِ این نیست که غم ناپدید شود (چون غم تغییر شکل میدهد اما از بین نمیرود). هدف این است که به «پذیرش» برسیم؛ یعنی با وجودِ غم، انعطافپذیری روانیمان را بالا ببریم، از افکار خشک فاصله بگیریم و دوباره بر اساس ارزشهایمان در «لحظه حال» زندگی کنیم.
با الهام از:
https://complicated.life/blog/grief-and-collective-grief/
@cognitionworld • CWA
اکثر ما طعم تلخ غم و فقدان رو چشیده بودیم. اما یک سوگ جمعی در مقیاس یک کشور، آن هم همراه با صدهزارتا جنگ اعصاب و بازی روانی؟ بعید میدانم...
وضعیتی که ما در این مدت تجربه کردیم شاید بعد از گذشت از مرحله ترومای جمعی، این روزها به سوگ جمعی تبدیل شده است. سوگ جمعی همان ضربهی ناگهانی است که وقتی دنیا با جنگ، زلزله یا حملات تروریستی زیر و رو میشود، همه ما را درگیر میکند.
این اتفاقات فقط خانه و زندگی ما را ویران نمیکنند، بلکه «حس امنیت» ما را هم از بین میبرند. به خاطر رسانهها، همه ما تماشاچی و شریک این غم میشویم و اینجاست که سوگ از حالت شخصی درمیآید و به فریادی مشترک برای پایان یافتن درد تبدیل میشود. دردی که باید زودتر از دست آن نجات پیدا کنیم تا دنیا دوباره امن بشود...
اینجاست که روانشناسی (استعاره درخت کوبلر-راس) میگوید حتی وقتی درختی قطع میشود، باز هم میتواند جوانه بزند.
حتی وقتی دنیا ناامن به نظر میرسد، امید و بهبودی همچنان ممکن است و ما میتوانیم دوباره جوانه بزنیم، سبز بشویم و رشد کنیم.
ولی چطوری؟
درختی که قطع شده، ضربه فیزیکی را تحمل کرده است و ممکن است تصور شود که زندگیاش به پایان رسیده است. با این حال، به آرامی و بیصدا، جوانه کوچکی از زندگی پدیدار میشود. چون تا زمانی که امید هست، زندگی تمام نشده است.
در دنیای امروز، اضطراب اغلب از سیاستهای جهانی و ماهیت نگرانکننده جنگها و تروریسم ناشی میشود. با این حال، ما همچنان برای صلح و انسانیت تلاش میکنیم و هرگز در زمانهای بحران امید خود را از دست نمیدهیم. جهان ممکن است دیگر امن به نظر نرسد، اما ما میتوانیم فعالانه برای تغییر دنیای خود تلاش کنیم، روان خود را تسکین ببخشیم و روح جمعی زخمی خودمان را ترمیم کنیم.
به صورت خلاصه سه توصیه اصلی شاید برای کنار آمدن با سوگ جمعی امروز ما مفید باشد:
۱- درک کنیم که غم هر کس مانند اثرانگشتش منحصر به فرد است.پس باید این سوگها را درک کنیم و به آنها بها بدیم. نه اینکه عجله کنیم و با عقلانیسازی و منطق طردشان کنیم!
۲- تغییر رفتار مثل اجتناب، عصبی شدن، طرد دیگران و... طبیعی است.البته در چرخه رفتارهای ناشی از سوگ افتادن ممکن باعث بشود ارتباط ما با زندگی قطع بشود.
۳- راه نجات فراموشی نیست؛ پذیرش است.هدفِ این نیست که غم ناپدید شود (چون غم تغییر شکل میدهد اما از بین نمیرود). هدف این است که به «پذیرش» برسیم؛ یعنی با وجودِ غم، انعطافپذیری روانیمان را بالا ببریم، از افکار خشک فاصله بگیریم و دوباره بر اساس ارزشهایمان در «لحظه حال» زندگی کنیم.
با الهام از:
https://complicated.life/blog/grief-and-collective-grief/
@cognitionworld • CWA
۱۱۹
۱۹:۵۳
آیا مغز شما هنگام خواب میتواند پیشبینی کند چقدر اهل کار خیر هستید؟ 

شاید عجیب به نظر برسد، اما یک مطالعه جدید نشان میدهد پاسخ این سؤال ممکن است «تا حدی بله» باشد.
پژوهشگران دانشگاه برن، خواب ۵۴ فرد سالم را در محیط خانه و با استفاده از پلیسومنوگرافی قابلحمل مجهز به EEG با چگالی بالا (۶۴ الکترود) ثبت کردند تا فعالیت امواج آهسته (Slow-wave activity) در مراحل خواب عمیق را بررسی کنند.
سپس برای سنجش رفتارهای جامعهیار (=Charitable)، از شرکتکنندگان خواسته شد در بازی کالای عمومی (Public Goods Game) شرکت کنند؛ یک آزمون استاندارد در #اقتصاد_رفتاری که در آن افراد تصمیم میگیرند چه مقدار از پول خود را برای منفعت جمعی در یک صندوق مشترک سرمایهگذاری کنند. در این بازی هرچه مشارکت بیشتر باشد، تمایل فرد به همکاری و انجام رفتارهای #نوعدوستانه بیشتر در نظر گرفته میشود.
نتیجه جالب بود:
افرادی که در طول خواب عمیق، فعالیت امواج آهسته بیشتری در ناحیه اتصال گیجگاهی–جداری راست (Right Temporoparietal Junction; rTPJ) داشتند، بهطور میانگین مشارکت بیشتری در صندوق مشترک انجام دادند.
این ناحیه از مغز در فرایندهایی مانند #همدلی، #دیدگاهگیری (Perspective-taking) و درک نیات دیگران نقش مهمی دارد. بنابراین، پژوهشگران پیشنهاد میکنند کیفیت خواب عمیق در این ناحیه ممکن است با تفاوتهای فردی در رفتارهای جامعهیار ارتباط داشته باشد.
🧵 البته این یافته به معنای آن نیست که هرچه بیشتر بخوابید، خیّرتر میشوید! این مطالعه از نوع همبستگی (correlational) است؛ یعنی تنها وجود یک ارتباط را نشان میدهد و هنوز نمیتواند رابطه علت و معلولی را اثبات کند. برای پاسخ به این سؤال که آیا بهبود خواب عمیق واقعاً باعث افزایش رفتارهای جامعهیار میشود یا نه، به مطالعات مداخلهای بیشتری نیاز داریم.
Credit: The Journal of Neuroscience 2024
@cognitionworld

شاید عجیب به نظر برسد، اما یک مطالعه جدید نشان میدهد پاسخ این سؤال ممکن است «تا حدی بله» باشد.
پژوهشگران دانشگاه برن، خواب ۵۴ فرد سالم را در محیط خانه و با استفاده از پلیسومنوگرافی قابلحمل مجهز به EEG با چگالی بالا (۶۴ الکترود) ثبت کردند تا فعالیت امواج آهسته (Slow-wave activity) در مراحل خواب عمیق را بررسی کنند.
سپس برای سنجش رفتارهای جامعهیار (=Charitable)، از شرکتکنندگان خواسته شد در بازی کالای عمومی (Public Goods Game) شرکت کنند؛ یک آزمون استاندارد در #اقتصاد_رفتاری که در آن افراد تصمیم میگیرند چه مقدار از پول خود را برای منفعت جمعی در یک صندوق مشترک سرمایهگذاری کنند. در این بازی هرچه مشارکت بیشتر باشد، تمایل فرد به همکاری و انجام رفتارهای #نوعدوستانه بیشتر در نظر گرفته میشود.
نتیجه جالب بود:
افرادی که در طول خواب عمیق، فعالیت امواج آهسته بیشتری در ناحیه اتصال گیجگاهی–جداری راست (Right Temporoparietal Junction; rTPJ) داشتند، بهطور میانگین مشارکت بیشتری در صندوق مشترک انجام دادند.
این ناحیه از مغز در فرایندهایی مانند #همدلی، #دیدگاهگیری (Perspective-taking) و درک نیات دیگران نقش مهمی دارد. بنابراین، پژوهشگران پیشنهاد میکنند کیفیت خواب عمیق در این ناحیه ممکن است با تفاوتهای فردی در رفتارهای جامعهیار ارتباط داشته باشد.
🧵 البته این یافته به معنای آن نیست که هرچه بیشتر بخوابید، خیّرتر میشوید! این مطالعه از نوع همبستگی (correlational) است؛ یعنی تنها وجود یک ارتباط را نشان میدهد و هنوز نمیتواند رابطه علت و معلولی را اثبات کند. برای پاسخ به این سؤال که آیا بهبود خواب عمیق واقعاً باعث افزایش رفتارهای جامعهیار میشود یا نه، به مطالعات مداخلهای بیشتری نیاز داریم.
Credit: The Journal of Neuroscience 2024
@cognitionworld
۷۶
۱۹:۵۴