لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اندیشکده حکمرانی فرهنگیا
۶ هزار عضو

اندیشکده حکمرانی فرهنگی

undefinedاولین میکرورسانه حکمرانی و سیاست گذاری فرهنگیundefinedزیر نظر اندیشکده حکمرانی فرهنگیundefinedمعرفی اندیشکدهhttps://zil.ink/cultuarlgovernace۶۱۷۰undefinedروابط عمومی:@admin_governance
مشاهده در وب بله
۲۶ شهریور
undefined جمع‌بندی مشاهدات یک مهاجر معکوس از جنگ
undefined #آرشام_بهمن‌نژاد
بخش اول
undefined️۱. ایران قوی‌تر از روایت مشهور است. ایران مقتدرانه و حرفه‌ای جنگید. غرور ملی را در نهاد میلیون‌ها ایرانی معترض از وضع موجود احیا کرد. مواضع را روشن کرد. امروز برای میلیون‌ها نفر که قبلاً با لکنت زبان سخن می‌گفتند آسان است که پشت سر نظام بایستند، زنده باد ایران بگویند و با آمریکا و اسراییل دشمنی ورزند. ایران که به نظر می‌آمد کالبدی نیمه‌جان با اقتصادی فروپاشیده و حاکمیتی مستهلک باشد، هم‌وزن ابرقدرت‌های سیاسی و اقتصادی ظاهر شد و تاب‌آوری خود را مبرهن ساخت. در یک کلام، دیدم و دانستم که حاکمیت هرگز در حال فروپاشی نیست.
undefined️۲. علوم انسانی در ایران مرده‌است. در ایام جنگ دانشکدگان علوم انسانی هیچ نقشی در «توصیف و تبیین آن‌چه می‌گذرد» و نیز، «تجویز آن‌چه باید رخ دهد» نداشتند. تحلیل‌هایی هم که تا قبل جنگ جریان غالب اساتید علوم اجتماعی و اقتصاد از ایران داشتند، غلط بود. این جنگ اصحاب علوم انسانی را در داخل مفتضح کرد. همانان که می‌گفتند امارات و بحرین و کویت الگوی توسعه هستند‌. همانان که می‌گفتند اگر جنگ بشود یک تیر چراغ برق در این مملکت سالم نمی‌ماند.
undefined️۳. نظام جمهوری اسلامی پایگاه مردمی مستحکمی دارد. پایگاه مردمی نظام مستحکم‌تر از برآوردهای آمریکا و اسراییل، و حتی وسیع‌تر از گمانِ قاطبه‌ی تحلیلگران طرفدار نظام است. شاید تا قبل از جنگ هیچ آکادمیسین منصفی پایگاه قطعی طرفداران نظام را بیش از ده درصد از جمعیتِ بزرگسالِ ایران ارزیابی نمی‌کرد. گمان نمی‌رفت که چنین جمعیت عظیمی پشت نظام بایستد، اما ایستاد.
undefined️دیگر سخن از ده درصد و بیست درصد نیست. ده‌ها میلیون‌ نفر کف خیابان از حکومت جانبداری می‌کنند، در تاکسی، وسط بازار، در کافه‌ها و وسط خیابان‌ها، در زندگی رندوم و روزمره‌ی مردمِ عادی و رنج‌دیده‌ از همین اقتصاد مریض کشور، در همه‌ی این مواضع، به وفور سخن از جانبداری حاکمیت به انحاء مختلف شنیده‌می‌شود. معادلات قبلی به‌هم خورده. اگر پیمایش‌های سابقِ شخصیت‌های آکادمیک حدود ده تا پانزده درصد مردم را طرفدار نظام نشان می‌داد، اکنون واقعیت میدان از وضعیت تازه‌ای حکایت دارد. شاید بیشتر از پنجاه-شصت درصد جانبدارانه به سیستم می‌نگرند. قاطعانه سخن از درصد نمی‌گویم چون پیمایش جدید نیاز است، اما گمان‌های مشهورِ قبل از جنگ، قطعا خطاست.
ادامه در بخش دوم بخوانید...undefinedundefinedundefined
ˇˇundefined@cultural_governanceundefinedˇˇ

۴۱۵

۳:۴۴

undefined جمع‌بندی مشاهدات یک مهاجر معکوس از جنگ
undefined #آرشام_بهمن‌نژاد
بخش دوم
undefined️۴. بخشی از مردم کلافه و خسته‌اند. آری، وقتی اپوزیسیون و دیاسپورا مدعی می‌شود که شصت-هفتاد میلیون ایرانی مخالف نظام‌اند، قطعا دروغ می‌گوید و یا درگیر خطای فاحش محاسباتی است. اما اگر فرضا بیست میلیون نفر هر شب کف خیابان می‌آیند و مرگ بر اسراییل می‌گویند، از آن طرف هم بیست میلیون نفر از صدای پدافند و بمب و موشک درگیر حمله‌ی عصبی شده‌اند، کسب و کارشان تعطیل شده و به گرسنگی افتاده‌اند، وصلت‌ها و جشن‌هاشان معلق شده و روزمرگی خویش را از دست‌رفته می‌بینند.
undefined️من همان جمعه‌ای که در راهپیمایی روز قدس شرکت کردم، هم زنی را دیدم که پس از وقوع انفجار در نزدیکی‌اش دلیرانه به مسیر خود ادامه داد و فریاد الله اکبر گفت، و هم زنی را دیدم که در ایستگاه متروی تئاتر شهر پناه گرفته‌بود، دچار حمله‌ی عصبی شده‌بود، اشک می‌ریخت و از من درخواست کرد برایش آب خوردن پیدا کنم. این‌ها هر دو واقعیت جنگند و هیچ کدام را نباید انکار کرد.
undefined️من پیمایش دقیق انجام نداده‌ام اما می‌بینم که در کنار آن جمعیت عظیمی که طرفدار ادامه‌ی جنگ است، جمعیت پرشماری وجود دارد که صرفا کلافه است و در حال تحمل زجری غیر‌قابل تحمل. دقیقا به همین دلیل است که دیگر مذاکره‌کنندگان را به خیانت متهم نمی‌کنم. هرچند خودم طرفدار ادامه‌ی جنگم و این مسیر را در بلند مدت مقرون بصرفه‌تر می‌دانم، اما حال جمعیت کلافه از جنگ را هم درک می‌کنم و می‌دانم که «حاکمیتِ حکیمانه» باید مناسب حال همه‌ی شهروندان اقدام کند.
undefined️۵. تصمیم سیاستمداران انطباقی با فهم تحلیلگران ندارد. این جنگ ماهیت پررنگ امنیتی دارد. در یک طرف آمریکا و اسراییل با کارآزموده‌ترین سیستم‌های اطلاعاتی قرار دارند و در طرف دیگر ایرانی که زیر بار دهه‌ها جنگ، تحریم، ترور و خرابکاری آب‌دیده شده و به شیوه‌های ناملموس و نامتقارن در مدیریت درگیری‌های نظامی، اطلاعاتی و امنیتی تسلط یافته. تمام طرف‌های منازعه نیز فارغ از جنگ، با اعتراضات داخلی و چالش‌های اقتصادی و سیاسی از درون مواجه‌اند.
undefined️بنابراین از توافقات، تخاصمات و اقداماتشان آشکارا با مردم سخن نمی‌گویند تا رشته‌ی مدیریت اوضاع از دستشان در نرود. تحلیل‌های تحلیلگران کارآزموده و شناخته‌شده‌ی سیاسی و نظامی و اقتصادی در خلال این جنگ، یکی در میان اشتباه از آب در آمده که نشان می‌دهد آن میزان درست هم متکی به حساب احتمالات و شانس بوده و نه تسلط ایشان. خواندن اخبار تحلیلی به جهت فهم اوضاع جنگ امروز صرفا وقت تلف کردن است.
ˇˇundefined@cultural_governanceundefinedˇˇ
undefined۳

۶۶۷

۳:۴۴

thumbnail
undefined #کلیپ | #جنگ‌نامه
undefined با مردم! در خیابان!
undefined حجت‌الاسلام #حمید_پارسانیا
undefined اوایل دبیرستان بودم که الگوی ما را برای پیروزی، الگوی کشورهای لاتین با حرکات چریکی و در خفا می‌دانستند. اما رهبری گفتند...
ˇˇundefined@cultural_governanceundefinedˇˇ

۶۴۴

۳:۴۵

۲۹ شهریور
undefined درباره «نهادسازی»؛
فناوری حفظ حضور مردم

undefined محمد پورکیانی

1. این شب‌ها شاهد حضور شگفت‌انگیز مردم در خیابان و نقش تعیین‌کننده آن‌ها در مهمترین مساله ایران یعنی جنگ هستیم؛ و سوال پرتکرار این روزها: «چگونه این حضور مردمی را برای روزهای پس از جنگ نیز حفظ و تثبیت کنیم؟» در میان پاسخ های متنوع و متعددی که می‌توان به این نگرانی داد، توجه خودمان را به یک قاعده تجربه‌شده که بیش از هر پاسخی تکرار شده است، جلب می‌کنم: «نهادسازی». نهادها یعنی جهان از پیش ساخته انسان‌ها که همه ما قبل از آنکه اطرافمان را نگاه کنیم و چیزی انتخاب یا ایجاد کنیم، در آن‌ها وارد می‌شویم. چرا که نهادها «طبیعی» انگاشته شده و افراد نهایتا میان آن ها انتخاب می کنند. تجربه‌های ما، برای اینکه از یک موقعیتِ محدودِ زمانی و مکانی و انسانی فراتر رفته و تکرار، تعمیم و فراگیر شوند، نیازمند چرخش از یک اتفاق یا رویداد به «نهاد» هستند. نهادها می‌مانند، هر چند ما نباشیم.
۲. نهادها از «سنت» و «سازه» ارتزاق می‌کنند. سنت به این معناست که با زمان‌مند، مکان‌مند و شکل‌دادن به رفتارها آن‌ها را از یک موقعیت «منحصر به فرد» به یک «روال تکرارپذیر» تبدیل کنیم. وقتی که تجربه عرفانی ما در فقه تبدیل به نماز و روضه و زیارت می‌شود یعنی شکل و زمان و مکان می‌گیرد. سنت‌ها در کنار سازه‌ها «قرار» می‌گیرند. سازه‌ها، بناها و نمادهایی هستند که به تعین یافتن سنت‌ها کمک می‌کنند. خانه و مسجد و محله و بازار و شهر و میدان و موکب و زیارت‌گاه و مناطق جنگی و حرم و خیابان و... ساخته و پرداخته می‌شوند تا سنت‌ها را در دل خود جای دهند.
۳. ایده کانونی امام برای پایدار کردن حضور مردم در سال‌های اول انقلاب، جایگاه و اعتبار دادن به این حضور در نهادهای انقلابی بود. به نحوی که ساختن و آبادانی ایران در عرصه‌های مختلف علمی و اقتصادی و نظامی و امنیتی با نهادهای گوناگون مانند نهضت سوادآموزی، جهادسازندگی، سپاه پاسداران و امثالهم پیش می‌رفت. ایده‌ای که در سیره رهبر شهید انقلاب با نهادهای بسیج سازندگی، راهیان نور، پیاده‌روی اربعین، اعتکاف و امثالهم دنبال شد. بنابراین نهادسازی یک ایده آشنا و تجربه شده در تاریخ انقلاب است، ولی به دلیل عدم توجه دقیق به این فناوری، گرفتار در افراط‌ها و غفلت‌ها شده است. از یک سو ساده‌انگاری و افراط در ایجاد نهاد و در طرف دیگر غفلت و بسندگی به رویدادها!
۴. مهمترین امر مغفول در ایجاد نهاد توجه به وجه تاریخی و تعیّنی آن است. اگر نهادها نسبتی با حال امروز(روح زمانه) نداشته و عطش عصر خود را سیراب نکنند، تبدیل به فرمی بدون محتوا و کالبدی بدون روح و نهایتا نوعی از قشری‌گرایی عادت‌وار خواهند شد. مساله‌ای که در برخی از الگوهای نظام‌سازی از نهضت‌ها و تمدن‌سازی از فرهنگ‌ها مورد نقد اندیشمندان بوده است. اگر سازه نهادها در خیابان‌ها، موکب‌ها، محله‌ها و مسجدها بوده است، تخطّی از این میدانِ طبیعی دشوار است. اگر احوال روزگار ما تشنه جهاد با زورگویان، پیشرفت برای ایران، دست‌گیری از مستضعفان است، به این حال تاریخی باید اعتنا کرد. مساله عطش عصری فراتر از ویژگی‌های «کارآمدی» و «زیبایی» به آئین‌های ما جان می‌دهد. امر کارآمد به روشنی نیازها و حاجت‌های عینی ما را پاسخ می‌دهد؛ و امر زیبا ما را مجذوب خود می‌کند. هر دوی این ها از ضروریات نهادسازی است، ولی آغاز به کار نهاد، نیازمند نوعی از شور حماسی است که جان و دل ما را درگیر خود کند. همان است که ما را از وضعیت روزمره خارج کرده و پایبند نوعی از حضور جهادی(بسیجی) می‌کند.
پ ن: دوگانه‌های نهاد-سازمان، مردم-دولت، کلان-خرد و امثالهم دوگانه‌های کاملی برای توضیح شرایط ما نیستند. لذا باید فارغ از این دوگانه‌ها به نهادینه‌سازی حضور مردم توجه کرد.
undefinedاندیشکده حکمرانی فرهنگیundefinedˇˇundefined@cultural_governanceundefinedˇˇ

۴۸۴

۴:۴۱

undefined هر بعثتی در تاریخ مأموریتی بر عهده دارد

undefinedاحمد رهدار

آنچه امروز در پهنه‌ی خیابان‌های ایران مشاهده می‌کنیم، فراتر از یک واکنش عاطفی به یک فقدان بزرگ است. ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که امام شهیدمان از آن به عنوان «مبعوث شدن مردم» یاد کردند. هر بعثتی در تاریخ، مأموریتی بر عهده دارد و اگر رسالت نسل اول انقلاب، پاک‌سازی جغرافیای ایران از نفوذ استکبار بود، رسالت این «مردم مبعوث»، ایفای نقش در قامت «امام مستضعفان جهان» است. ما از امامت فردی به «امامت جمعی» هجرت کرده‌ایم.
سیمرغ فرود آمده از آسمان بر زمینبرای درک این تحول، می‌توان از منطق‌الطیر عطار کمک گرفت. رهبر شهید ما همان سیمرغی بود که اراده ملی را نمایندگی می‌کرد. در این مقطع تاریخی، معادله‌ای شگرف رقم خورد. پیش از این، ملت خون خود را فدای رهبر می‌کرد، اما این بار خون رهبر به ملت هدیه شد. با دمیده شدن این خون مطهر در روح جامعه، آن حقیقت واحد در تک‌تک آحاد ملت تکثیر گشت. گویی فصل جدیدی بر منطق‌الطیر افزوده شده است. فصلی که در آن سیمرغ پس از یگانگی در آسمان، بر زمین فرود می‌آید و در کالبد میلیون‌ها انسان تکثیر می‌شود. اکنون هر ایرانی، مرتبه‌ای از آگاهی و اراده‌ی خامنه‌ای شهید را در خود دارد.
سوژگی ملت در خیابان حاصل تربیت امام شهیدیکی از کلیدی‌ترین دستاوردهای این دوران، تجلی «سوژگی» و عاملیت مردم در خیابان است. در گذشته، نهادهای رسمی، زمان، مکان و شعارهای حضور مردم را تعیین می‌کردند و مردم در جایگاه لبیک‌گو و ابژه بودند. اما امروز، مردم خود در جایگاه فاعل و سوژه قرار گرفته‌اند. آن‌ها اکنون هم‌زمان سه نقش کارگردان، بازیگر و تماشاگر صحنه را ایفا می‌کنند. این جوشش خودانگیخته محصول هیچ اتاق فکر و دیوان‌سالاری اداری نیست، بلکه ناشی از یک تربیت مستمر الهی است که باعث شده مردم بدون نقشه عملیاتی از پیش‌تعیین‌شده، دقیقاً در پازل مبعوثیت امت نقش‌آفرینی کنند.
ابطال نظریۀ شکاف نسلی در دانشگاهِ خیابانسال‌هاست که نظریات آکادمیک بر طبل «شکاف نسلی» و تفاوت ماهوی نسل دهه نود با آرمان‌های انقلاب می‌کوبند. اما واقعیتِ میدانیِ این دو ماه، بطلانِ قطعی این نظریات را فریاد زد. خیابان به یک دانشگاه بزرگ تبدیل شده است که در آن، انتزاعی‌ترین مفاهیم تمدنی مانند «ایستادگی» و «استقلال»، برای نسل جدید به عینی‌ترین شکل ممکن تبیین شد. ما شاهد غنی‌سازی اراده‌ها در نسل چهارم هستیم. نسلی که به تعبیر رهبر شهید، از نسل اول جلوتر است. این پدیده را نمی‌توان با ظرفیت دانش‌های پوزیتیویستی موجود در دانشگاه‌ها تبیین کرد. اینجا سخن از حکمتی است که خروجی‌اش امثال سلیمانی‌ها هستند.
مقاومت روزمره از نظریه تا متن زندگیما در حال تجربه نوعی «مقاومت روزمره» هستیم. مقاومت دیگر یک اتفاق در حاشیه زندگی یا واکنشی صرف به زمان وقوع جنگ نیست، بلکه به متن زندگی و یک «سبک زندگی» تبدیل شده است. شب‌های اربعینی ایران نشان داد که می‌توان کارهای روزمره را تعطیل نکرد، اما حضور در صحنه را به بخشی از سلوک فردی و اجتماعی بدل ساخت. این حضورِ آگاهانه، سرمایه اجتماعی ایران را به شکلی درون‌زا افزایش داده است.
رسالت ملت مبعوث ایران ارتقا یافته است. اگر تا دیروز مأموریت ما حفظ «حرم ایران» بود، امروز رسالت ما رهبری این حرم برای کل جهان است. الهام‌بخشی ایران امروز چنان است که اندیشمندان و شاعران جهان عرب، تمنای حضور در میدان آزادی تهران را دارند تا با این سمفونی شرف همراه شوند. این بعثت معطوف به یک رسالت جهانی است و ما در نسبت با امام حیّ خود، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای که سیمرغ مرحله جدید و نماینده اراده ملی است، وارد دوران «امامتِ امت» شده‌ایم تا پرچم توحید را بر قله‌های رفیع عالم به اهتزاز درآوریم.
undefinedاندیشکده حکمرانی فرهنگیundefinedˇˇundefined@cultural_governanceundefinedˇˇ

۴۵۶

۴:۴۱

#اشاره
undefined تجمعات مردمی و انرژی درونی جانفدا به کدام جهت سوق داده شود؟ کدام‌یک به نفع و مناسب ایران امروز است؟
"مطالبه‌گری" یا "یاری‌گری"؟ رو به دولت یا رو به خود؟دهه ۹۰ یا دهه ۶۰ ؟سیاسی یا اجتماعی؟
اگر می‌توانید هر دو را در هم ضرب کنید، بسم‌الله. با این وجود باید مردم را برای "یاری‌گری" و حمایت از یکدیگر آماده کنیم. برای صرفه‌جویی جدی در انرژی؛ خرید از فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای کوچک و محلی به‌جای فروشگاه‌های بزرگ؛ تشکیل گروه‌های جهادی محله‌محور و جبران کمبودهای آنی؛ رفع نیازهای فوری از کسانی که شغل خود را از دست داده‌اند؛ برای صبوری جمعی در بحران‌هایی که رفع آن از جانب دولت نیاز به زمان دارد.و...
undefinedوحید یامین‌پور
ˇˇundefined@cultural_governanceundefinedˇˇ

۶۷۶

۴:۴۳

۳۱ شهریور
چطور قشر خاکستری را به میدان بیاوریم ؟
توی شب های اول تجمعات شبانه تنوع تیپ های مردمی این قدر زیاد بود و هرشب زیادتر می‌شد که برای کسی این جای سوال را باقی نمی داشت که واقعا همه ی مردم اومدند ؟!اما خب بعد از آتش بس و تا الان هرچقدر جلو اومدیم تنوع تیپ های اجتماعی توی خیابون ها نسبت به شب های اول کمتر دیده میشه یه مقداری از این طبیعیه و بخاطر کمتر دیدهشذن آثار جنگخ اما یه بخش دیگه اش اینه که میادین باید به جوری پر محتوا و پر از ایده باشه که هر تیپ اجتماعی احساس کنه باید حتما شرکت کنه
یه ایده های از قبل مطرح بود شما هم برامون فرستادید حالا به چند نمونه اش اشاره می کنیم اما قبل از اینکه اون ایده ها را بگیم یادمون باشهدپ گروه را خیلی راحت می تونیم به میدون بیاریم اول همراه کردن همسایه و فامیل و آشنایی هایی هست که به ما اعتماد اولیه دارند و قشر دوم راهگذرهای با ظاهر متفاوت که از کنار تجمعات عبور می کنند حالا بریم سراغ ایده ها ۱-تریبون آزاد راه بندازیمحتما هرشب داخل میادین به مردم عادی هم بلند گو بدید تا حرف بزنند این تجربه ی موفق توی میادین مختلفی اجرا شده و آثار و برکات زیادی داشته البته طبیعیه که نیاز به مدیریت و دقت و برنامه ریزی داره
۲-پویش های مردمی برای کمک به مردم راه بندازیم برای کسایی که کسب و کار از دست دادن ،کسانی که یتیم دارن،بیمارانی که باید هزینه ی بالایی بابت درمان بدن و..‌خیلی از آدم ها اگه بدونند توی میدون ها داره برای محروم ها،یتیم ها ،زن های سرپرست خانوار کمک جمع میشه بیشتر به میدون میان ۳-حرکت های نمادین جمعی انجام بدیم. مثلا برای بچه های میناب که امسال نیستند و غایب هستند توی این روزهای اول سال تحصیلی یه یادمان بذارید و از رهگذرهای خاکستری بخواین شمع روشن کنند براشون ۴-از ظرفیت رهگذرهای خاکستری غافل نشید هرکسی داره عبور می کنه و ظاهر خاکستری داره باید بریم با روی خوش بیاریمش که در کنار یکی از این حرکت های نمادین با پویش های جمع آوری کمک قرار بگیره
۵-طراحی اتاق گفتکو یه گوشه ای از میدان این اتاق گفتگو غیر از تریبون آزاده که اول گفتیماتاق گفتگو یه جایی هست که کسی و صندلی داره ،پذیرایی داره ،میشه داخلش دور میز و صندلی ها نشست و حرف زد
۶-یک شب در هفته کل میدان را بدیم به دست نوجوان ها یک شب از هفته کل برنامه به میدون دست نوجوان ها باشه یعنی سخنران نوجوان باشه،نمایش اجرا بشه با نوجوان ها و پذیرایی با خودشون ،طراحی دکور با خودشون و....
۷-یه شب کل میدون را بدیم دست خانم ها کل کارها اعم از اجرا و سخنرانی و‌پذیرایی و...کاملا دست خانم های میدان باشه
۸-برای بچه ها ی کوچک به غیر از اتاق بازی یا غرفه کودک که الان داخل همه ی میدون ها هست ،مسابقه طراحی کنیم ،براشون جذابیت های زیادی ایجاد کنیم تا هرشب دست پدر و‌مادر را بگیرند و‌بیارن میدون
۹-خرید از کاسب هایی که اطراف تجمعات هستندکلا باید این تصور شکسته بشه که حضور ما توی میدون کسب و‌کارکاسب ها را خراب کرده بلکه باید این فضا ایجاد بشه که ما منجر به رونق کسب و کارشون شدیم
۱۰-برای تک تک اعضای هر محله با یه شناسایی اولیه دعوتنامه اختصاصی بفرستید و دعوتش کنید که حداقل یه شب بیاد کنار شما داخل میدون و البته باید برای برنامه داشته باشید
۱۱-میز کنکوری بذارید برای بچه هایی که امسال کنکور دارن یه جایی توی میدون بذارید که هرشب یه نفر از کسانی که تجربه موفق کنکور داره از محل به کنکوری های امسال مشورت بده
۱۲-توی محل صنف های خاصی که محبوبیت جمعی دارن را شناسایی کنید و بیارید به مناسبت ازشون تقدیر کنید مثلا خانواده شهدا،معلم ،آتش نشان،پلیس ،پزشک پرستار،هنرمند و...۱۳-میز مشاوره بذارید هرشب یه مشاور از خود مردم مثلا یک شب مشاور ازدواج ،یه شب مشاور حقوقی ،یه شب مشاور کسب و کار،یه شب مشاور سلامت و تغذیه ،یه شب مشاور کودک و...
۱۴-هنرهای جمعی راه بندازین یعنی یه اثر هنری را همه ی مردم باهم خلق کنند مثل نقاشی جمعی،خطاطی جمعی ،ساخت یه اثر هنری جمعی و...برای درگیر کردن راهکارهای خاکستری خیلی ایده ی جذابیت هست و چند بار امتحان شده

ˇˇundefined@cultural_governanceundefinedˇˇ
undefined۳

۷۴۲

۷:۰۹

۱ مهر
undefined سازندگی پساجنگ: با دکترین شوک یا اقتصاد اجتماعی؟
چگونه انرژی اجتماعی دفاع ملی در جنگ رمضان را در اقتصادی جامعه‌محور نقد کنیم؟
undefinedمیثم مهدیار
فاجعه‌های طبیعی چون سیل و زلزله و غیر طبیعی چون جنگ همیشه یکی از مهمترین محمل‌ها و زمینه‌ها برای پیگیری سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال و اجرای «دکترین‌های شوک» از جمله خصوصی‌سازی، دولت زدایی، مقررات زدایی، تشدید شکاف‌های طبقاتی با حذف یارانه‌ها و... بوده است.
نائومی کلاین در کتاب دکترین شوک نشان می‌دهد که جنگ‌ها نه‌تنها رویدادهایی نظامی و ژئوپلیتیک‌اند، بلکه لحظاتی تعیین‌کننده برای بازآرایی نظم اقتصادی نیز به شمار می‌آیند. از منظر او، جنگ نوعی «شوک» اجتماعی-روانی ایجاد می‌کند که توان مقاومت جمعی را تضعیف کرده و شرایط را برای اعمال سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال فراهم می‌سازد؛ سیاست‌هایی که در شرایط عادی با مخالفت‌های گسترده مواجه می‌شدند. در این چارچوب، جنگ به‌مثابه یک گسست، پیوستارهای نهادی و هنجاری را مختل کرده و امکان مداخله‌های رادیکال در ساختار اقتصاد سیاسی را مهیا می‌کند.کلاین با ارجاع به نمونه‌های تاریخی متعدد، از جمله تحولات پس از کودتای شیلی ۱۹۷۳ و همچنین جنگ حمله آمریکا به عراق ۲۰۰۳، استدلال می‌کند که شوک ناشی از خشونت و بی‌ثباتی، به‌طور سیستماتیک برای پیشبرد برنامه‌های خصوصی‌سازی، آزادسازی بازار و کاهش نقش دولت مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. در چنین شرایطی، آنچه او «سرمایه‌داری فاجعه» می‌نامد، شکل می‌گیرد؛ نظمی که در آن بحران‌ها اعم از جنگ، کودتا یا بلایای طبیعی به فرصت‌هایی برای انباشت سرمایه از طریق بازسازی اقتصادی بدل می‌شوند.
در ایران به عنوان مثال یکی از رانه‌های اصلی حرکت اقتصاد ایران به سمت اقتصاد نئولیبرال در دهه هفتاد، دریافت وام‌های کلان بین المللی جهت بازسازی پس از جنگ ۸ساله در ازای اجرای توصیه‌های اقتصادی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول از جمله خصوصی سازی و آزاد سازی اقتصادی بود. جنگ رمضان آسیب‌های زیادی به زندگی مردم و زیرساخت‌های اقتصادی ایران وارد کرده است و با توجه به تفکرات اقتصادی حاکم بر دولت و وزارت اقتصاد که خود پیشاپیش در آذرماه و دی ماه ۱۴۰۴ به استقبال چنین سیاست‌هایی رفته‌ بودند و فاجعه آفریدند تداوم اجرای چنان سیاست‌هایی آن هم در فضای سازندگی پساجنگ دور از ذهن نیست. اما باید به این دست‌ سیاستگذاران و مجریان اقتصادی یادآوری کرد از قضا شرایط خاص اجتماعی جنگ رمضان و احساس تکلیف و حضور اجتماعی و خیابانی مردم در این دفاع ملی می‌تواند زمینه اجرای پاردایم اقتصادی دیگری در برابر سیاست‌های پرهزینه اقتصادی نئولیبرال قرار گیرد؛ اقتصادی جامعه‌گرایانه.
در واقع در اقتصاد نهادگرایانه از نوع اقتصاد اجتماعی تعهد و انگیزه اجتماعیِ کار و تلاش و تولید و مشارکت نهادمند در اولویت بالاتری از سرمایه‌ و زیرساخت قرار دارد و اینک با مقاومت و پیروزی ایران در جنگ رمضان همت، حمیت و انرژی اجتماعی آزاد‌شده‌ای که در قالب تجمعات شبانه خیابانی و فعالیت‌های مشارکتی ابتکاری و داوطلبانه با محوریت مساجد و محلات سامان‌ یافته‌بود می‌تواند زمینه شکل دهی به یک «اقتصاد جامعه محور» به جای سیاست‌های اقتصادی ضد اجتماعی بازارگرایانه را فراهم کند.
اقتصادی که علاوه بر تبدیل هر مسجد و کانون محله‌ای به یک واحد تولید و توزیع کالا و خدمات و کارآفرینی و اشتغال‌زایی زود بازده، می‌تواند با متشکل کردن مردم در شبکه‌ای منطقه‌ای و ملی از تعاونی‌ها ( همچون تعاونی‌های سهام عدالت) حتی تا حد زیادی سرمایه‌ی لازم برای بازسازی بنگاه‌های کلان اقتصادی کشور را تامین کند. در سالهای اخیر به واسطه شرایط ناپایدار اقتصادی بخش زیادی از سرمایه‌های خرد مردم در قالب طلا و سکه و دلار به خواب رفته‌اند و اینک با روحیه ملی ایجاد شده و شبکه‌های محله‌ای مجددا فعال شده، از معدود فرصت‌هایی است که می‌توان با کنار زدن الگوهای سرمایه‌دار سالار مردم را در یک اقتصاد ملی مشارکت داد.
برای تبدیل مسجد و کانون محله‌ای به یک مرکز اقتصادی مولد و شبکه‌کردن این مراکز بومی در یک الگوی ملی، قالب‌های نظری و تجربیات پیشینی مختلفی وجود دارد که با جمعی از دوستان در تلاش هستیم در هفته بعد مهمترین آن‌ها را در قالب یک گزارش‌ راهبردی با عنوان «اقتصاد اجتماعی محله‌محور» منتشر کنیم.
#تعاونی#سازندگی#پسا_جنگ#میثم_مهدیار
ˇˇundefined@cultural_governanceundefinedˇˇ
undefined۱

۹۱۰

۴:۳۶

۱۹ مهر

روایت شناسی از منظر رهبران انقلاب.pdf

۴۲۷.۲۶ کیلوبایت

#یادداشت_راهبردی
undefined بررسی انواع و کارکرد روایت از منظر رهبران انقلاب
undefined شکل گیری چرخه روایت؛ اخرین مطالبه رهبر شهید

undefined در این یادداشت به موضوع روایت شناسی از منظر رهبران انقلاب؛ شهید آیه الله سیدعلی خامنه ای و آیه الله سید مجتبی خامنه ای پرداخت خواهیم کرد.
undefinedاندیشکده حکمرانی فرهنگیundefinedˇˇundefined@cultural_governanceundefinedˇˇ
undefined۵

۲.۳K

۱۱:۰۵

۲۶ مهر
thumbnail
جمعیت میادین بایدحداقل سه برابر بشه..‌نمیشه وسط معرکه جنگ بود و با ابزارها و محاسبات قبل کنشگری کرد! میدان امروز تحول و آرایش متفاوت میخاد..‌undefined رویداد کشوری #علمدارپـرچــم‌رو‌شـایدیک‌نفر‌بـلنـد‌کنهاما‌نگه‌داشتنش‌کـارِ‌هـمـه‌است.
🧭 تــوانمندسـازی و تجهیــــز
کنشگران و میدان‌داران کشور
‌undefined جهت شرکت و یا کسب اطلاعات بیشترundefined‌@Emtedade_meydan_bale
undefined شروع جلسات: سه‌شنبه همین هفته
undefined علمدار؛ تجهیز کنشگران|@Activism_ideas
undefined۲

۷۱۰

۱۰:۰۵