لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اندیشکده دیناا
۶۱۵ عضو

اندیشکده دینا

«دین، نوآوری و اقتصاد»
ارتباط با ما: @dinatt_admin undefined
undefined «اندیشکده دینا» را در دیگر شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:undefined https://zil.ink/dinatt_ir
مشاهده در وب بله
۲۲ اردیبهشت
thumbnail
🟢 گزارش_ویژه: تحلیل داده بازار توکن یوسون (نفت)#قسمت_دوم
undefined تحلیل داده‌های بازار توکن یوسون (USOon) در دو صرافی بزرگ رمزارز داخلی (بیت‌پین و والکس) که توسط واحد تحلیل داده اندیشکده دینا در بازه 22 اسفند 1404 تا 21 اردیبهشت 1405 (دوماه) انجام شده است، نشان می‌دهد:
1- ارزش کل مبادلات در بازار تومانی: 13.5 همت
2- حجم کل مبادلات در بازار تومانی: 609 هزار یوسون
3- ارزش کل مبادلات در بازار تتری: 26 میلیون دلار
4- حجم کل مبادلات در بازار تتری: 194 هزار یوسون
5- روزهای اوج معاملات: 23 فروردین و 9 اردیبهشت

undefinedتحلیل و توصیه
undefined توجه به زمان اوج معاملات و تطبیق آن با اخبار سیاسی و نظامی می‌تواند موضوع جذابی برای پژوهشگران باشد.
undefined گردش مالی عظیم در این بازار، نشان از علاقه مردم به نگهداری دارایی‌های با پشتوانه نفت دارد.
undefined با توجه به عاملیت جمهوری اسلامی ایران در افزایش قیمت جهانی نفت، اقبال مردم به این بازارها نشان از اعتماد مردم به این عاملیت و تداوم آن با اهرم سیاسی و نظامی قدرتمند کشور است.
undefined در پست قبل توضیح دادیم که این توکن مرتبط با شرکت امریکایی ONDO است. لذا باید برای اجتناب از تقویت جبهه دشمن، این تقاضا توسط توکن‌های ابداعی داخل کشور پاسخ گیرد. سازمان بورس می‌تواند زمینه لازم برای ایجاد توکن‌های مشابه داخلی توسط بخش خصوصی را ایجاد کند و از این سرمایه در جهت تقویت صنعت نفت کشور نیز استفاده شود.

undefined این توکن، قابل مسدودسازی توسط شرکت ONDO به خاطر تبعیت از تحریم‌های دولت کودک‌کش امریکاست. بنابراین علاوه بر صرافی‌های مذکور باید نهاد تنظیم‌گر نیز نسبت به صیانت از دارایی کاربران در این سکوها اقدام لازم را به سرعت صورت دهد.
undefined این گزارش بر اساس آخرین داده‌ی به روزسانی‌شده‌ موجود در سکو تولید شده و مسئولیت صحت و اصالت داده بر عهده سکو می‌باشد.
@dinatt_ir
undefined۱

۱.۲K

۱۳:۴۵

۲ خرداد
thumbnail
🟢 ساختار پرداخت «H-Bridge»؛ راهکاری برای استفاده از ظرفیت تنگه هرمز در مقابل سلطه دلار
undefinedاستقلال سیاسی بدون «استقلال پولی» معنا ندارد.
undefined اندیشکده دینا در مصاحبه‌ای با دکتر محمدسعید شادکار (پژوهشگر اقتصادی و عضو هیئت‌علمی دانشگاه الزهرا)، ایده جسورانه‌ پل پولی برای حفظ استقلال پولی و پرهیز از اتکای صرف به راهکارهای نظامی برای حفظ دستاوردهای جنگ رمضان را بررسی کرده است.
undefined وی پیشنهاد ایجاد یک زیرساخت پرداخت چندجانبه و تحریم‌ناپذیر به نام «اچ-بریج» (H-Bridge) با محوریت بانک‌های مرکزی را نسخه عبور از رصد اطلاعاتی توسط سیستم مالی آمریکا می‌داند.
undefined نقطه اتکای این طرح، استفاده هوشمندانه از ظرفیت ژئوپلیتیک «تنگه هرمز» است. بر اساس این ایده، پرداخت عوارض عبور کشتی‌ها از تنگه باید الزاماً از طریق این شبکه پرداخت اختصاصی و با ارزهایی نظیر ریال فرامرزی، یوآن یا روبل انجام شود.
undefined همچنین می‌توان برای کشتی‌هایی که ارزش محموله‌شان را نیز از طریق این زیرساخت تسویه می‌کنند تخفیف در عوارض لحاظ کرد و برای کسانی که از آن استفاده نمی‌کنند سخت‌گیری به لحاظ هزینه‌ای یا زمان عبور اعمال شود.
undefined این سیستم به‌جای درگیر کردن بانک‌های تجاری که به‌سرعت تحریم می‌شوند، بانک‌های مرکزی را در کانون قرار می‌دهد.
undefined دکتر شادکار معتقد است که اتکای صرف به سیستم‌هایی نظیر CIPS کافی نیست و ایران نباید ظرفیت‌های استراتژیک خود را صرفاً برای قرار گرفتن زیر سایه چین هزینه کند.
undefined همچنین با توجه به ساختار بریکس، توقع اجماع اعضای آن جهت ایجاد چنین ساختارهایی غیرواقعی است.
undefined بنابراین پیشنهاد می‌شود پلتفرم H-Bridge با الهام از نام «هرمز» در گام اول با مشارکت چین و روسیه راه‌اندازی شود تا با ایجاد یک بستر بزرگ‌مقیاس پولی، ضربه بزرگی به سلطه دلار وارد کند. بدین ترتیب می‌توان از ظرفیت تنگه هرمز برای مشارکت و تأمین منافع سایر کشورهای منطقه استفاده کرد.
برای مطالعه جزئیات این طرح راهبردی، نحوه تسویه چندجانبه و مکانیسم اجرایی آن، متن کامل مصاحبه در فایل PDF پیوست را مطالعه کنید.#تنگه_هرمز#پیمان_پولی#H_BRIDGE
@dinatt_irble.ir/join/6QTCzepCW6
undefined۹
undefined۱

۱.۶K

۱۸:۳۵

مصاحبه دکتر شادکار- اچ بریج- نسخه نهایی - کانال.pdf

۳۰۱.۱ کیلوبایت

🟢 ساختار پرداخت «H-Bridge»؛ راهکاری برای استفاده از ظرفیت تنگه هرمز در مقابل سلطه دلارundefinedاندیشکده دینا
undefined مصاحبه‌ با دکتر محمدسعید شادکار پژوهشگر اقتصادی و عضو هیئت‌علمی دانشگاه الزهرا
ایده جسورانه‌ پل پولی برای حفظ استقلال پولی برای حفظ دستاوردهای جنگ رمضان
#H_BRIDGEble.ir/join/6QTCzepCW6
undefined۲

۱.۳K

۱۸:۳۸

۱۹ تیر
thumbnail
خداحافظ آقای شهید ایران
undefined اللّهمّ إنّه بذل مهجته لإحياء دينك
undefined خدایا او خون قلبش را در راه احیاء دینت فدا کرد.
#باید_برخاست #یالثارات_الحسین(ع)

@dinatt_ir
undefined۱

۵۹۱

۱:۰۲

۲۵ مرداد
thumbnail
اشکالات خطرناک و بدون بازگشت طرح آقای سقاب (سناریوی سوم)
undefinedجناب آقای سقاب (معاون محترم رئیس جمهور) در صداوسیما اعلام کردند که خود و سازمانشان طرفدار سناریوی سوم هستند.
اما سناریوی بنزینی سوم چیست؟۱. به هر کدملی مالکیت یک لیتر اعتبار بنزین تعلق می‌گیرد.۲. صاحبان خودرو می‌توانند این اعتبار را در جایگاه سوخت، تبدیل به بنزین فیزیکی کرده و سوخت‌گیری نمایند.۳. افراد بدون خودرو می‌توانند آن را به‌صورت رایگان یا در ازای دریافت پول، در یک پلتفرم به دیگران منتقل کنند.۴. خودرودارانی که سوخت کم می‌آورند، باید از این پلتفرم خرید کنند. (ظاهراً مطابق سخنان ایشان، کارت جایگاه باید حذف شود؛ چراکه کل بنزین تولیدی پس از کسر سهمیه خودروهای کار، بین ۹۰ میلیون ایرانی تقسیم می‌شود و چیزی باقی نمی‌ماند.)
این طرح علی‌رغم جذابیت ظاهری، دارای اشکالات بنیادین و خطرناکی است که معمولاً توسط طراحان بیان نمی‌شود:
undefined با اجرای این طرح، دولت جمهوری اسلامی زیر بار یک تعهد دائمی می‌رود و تا ابد باید به هر کدملی یک لیتر بنزین در روز تخصیص دهد. در حالی که شرایط جهان پویاست و علاوه بر ریسک‌های سیاسی و ژئوپلیتیک، احتمال تغییر سبد مصرف، ظهور فناوری‌های نوین و بازتعریف ساختار انرژی داخلی به‌منظور ایجاد فرصت‌های صادراتی مطرح است؛ دادن چنین تعهدی، آن هم در شرایطی که ضرورتی ندارد و راه‌های جایگزین برای مدیریت مصرف سوخت وجود دارد، عقلانی نیست. فرض کنید روزی بخواهیم کل ساختار تولید، تجارت و توزیع بنزین را در کشور مردمی‌سازی کنیم؛ آیا در فضایی که از ابتدا مالکیت کل بنزین واگذار شده، این امر شدنی است؟
undefined با پذیرش این منطق در بنزین، چرا نباید نسبت به کالاهای مشابه (نفت خام، گازوئیل، گاز طبیعی، گاز مایع و...) چنین توزیع برابری صورت گیرد؟ این منطق یا باید به‌صورت کلی پذیرفته شود یا رد شود؛ پذیرش اختصاصی آن صرفاً برای بنزین، فاقد وجاهت حقوقی و منطقی است. افزون بر این، در سایر مصادیق انفال مانند اراضی ملی و درآمدهای حاصل از آن نیز باید همین منطق جاری شود؛ در حالی که هیچ‌یک از نظام‌های حقوقی دنیا چنین تعهدی را نپذیرفته‌اند.
undefined اجرای این طرح، لزوماً به معنای تحقق عدالت یا افزایش رضایت عمومی نیست؛ زیرا این روش برخلاف خانوارهای پرجمعیت، فشار بیشتری را بر خانوارهای تک‌نفره (به‌ویژه ساکنان حاشیه‌نشین با وابستگی بالا به خودرو) وارد می‌کند. از آنجا که این گروه پیش‌تر در اعتراضات سال ۱۳۹۸ نقش مهمی داشتند، محدودیت‌های جدید می‌تواند پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.
undefined اگر اشکال شود که درآمدهای عمومی باید به‌صورت مساوی بین مردم توزیع گردد و این سیره امیرالمؤمنین (ع) بوده است؛ پاسخ این است که سیره مبنی بر وجوب تقسیم مساوی، درباره بخش‌هایی از بیت‌المال صادق است که مالکیت آن متعلق به عموم مسلمانان باشد. در اسلام، اراضی مفتوح‌عَنوةً (فتح‌شده با جنگ) ملک جمیع مسلمین است و حاکم موظف است درآمد حاصل از این زمین‌ها را میان همه مسلمانان به‌صورت برابر تقسیم کند. اما انفال که مصادیق آن معادن عمومی (مانند نفت و گاز)، زمین‌های موات، آب‌ها، جنگل‌ها و... هستند، در اختیار و تحت تملّک شخصیت حقوقی حاکم اسلامی است (اصل ۴۵ قانون اساسی نیز بر این امر تأکید دارد) و باید بر اساس مصالح عمومی جامعه هزینه شود؛ همچنین قاعده توزیع بر اساس جلوگیری از تمرکز ثروت باید در هزینه‌کرد آن رعایت گردد (مطابق آیه ۷ سوره حشر). (مطالعه بیشتر). هرچند توزیع مساوی در شرایطی که واجد بالاترین مصلحت عمومی باشد نیز جایز است، اما نکته اینجاست که با توجه به چالش‌های پیش‌گفته، در مصلحت‌آمیز بودن چنین اقدامی شبهه جدی وجود دارد.
undefined این طرح اشکالات دیگری نیز دارد که باید بعدا به تفصیل بحث شود: 1- عدم ارائه راهکار نسبت به کسری فیزیکی کل (که دولت، این کسری را ریشه مشکل فعلی می‌داند)؛ 2- تورم و انتظارات تورمی ناشی از افزایش قیمت بنزین در پلتفرم مبادله با توجه به مازاد تقاضا؛ 3- شکست‌های ناشی از پلتفرمی کردن مبادله یک کالای راهبردی (در اقتصاد پلتفرم، هرگاه یک کالای کم‌کشش، حیاتی و راهبردی با پلتفرم مالی پیوند بخورد، پلتفرم به جای تخصیص بهینه، تبدیل به بستری برای انحصار دلالان و انتقال ثروت از اقشار کم‌اطلاع به واسطه‌ها می‌شود.)
در نوشته بعدی به ارائه راهکارهای ایجابی فوری خواهیم پرداخت.

@dinatt_irble.ir/join/6QTCzepCW6
undefined۹۱
undefined۱۵
undefined۳

۲۲.۴K

۱۷:۳۱

۲۶ مرداد
اندیشکده دینا
undefined اشکالات خطرناک و بدون بازگشت طرح آقای سقاب (سناریوی سوم) undefinedجناب آقای سقاب (معاون محترم رئیس جمهور) در صداوسیما اعلام کردند که خود و سازمانشان طرفدار سناریوی سوم هستند. اما سناریوی بنزینی سوم چیست؟ ۱. به هر کدملی مالکیت یک لیتر اعتبار بنزین تعلق می‌گیرد. ۲. صاحبان خودرو می‌توانند این اعتبار را در جایگاه سوخت، تبدیل به بنزین فیزیکی کرده و سوخت‌گیری نمایند. ۳. افراد بدون خودرو می‌توانند آن را به‌صورت رایگان یا در ازای دریافت پول، در یک پلتفرم به دیگران منتقل کنند. ۴. خودرودارانی که سوخت کم می‌آورند، باید از این پلتفرم خرید کنند. (ظاهراً مطابق سخنان ایشان، کارت جایگاه باید حذف شود؛ چراکه کل بنزین تولیدی پس از کسر سهمیه خودروهای کار، بین ۹۰ میلیون ایرانی تقسیم می‌شود و چیزی باقی نمی‌ماند.) این طرح علی‌رغم جذابیت ظاهری، دارای اشکالات بنیادین و خطرناکی است که معمولاً توسط طراحان بیان نمی‌شود: undefined با اجرای این طرح، دولت جمهوری اسلامی زیر بار یک تعهد دائمی می‌رود و تا ابد باید به هر کدملی یک لیتر بنزین در روز تخصیص دهد. در حالی که شرایط جهان پویاست و علاوه بر ریسک‌های سیاسی و ژئوپلیتیک، احتمال تغییر سبد مصرف، ظهور فناوری‌های نوین و بازتعریف ساختار انرژی داخلی به‌منظور ایجاد فرصت‌های صادراتی مطرح است؛ دادن چنین تعهدی، آن هم در شرایطی که ضرورتی ندارد و راه‌های جایگزین برای مدیریت مصرف سوخت وجود دارد، عقلانی نیست. فرض کنید روزی بخواهیم کل ساختار تولید، تجارت و توزیع بنزین را در کشور مردمی‌سازی کنیم؛ آیا در فضایی که از ابتدا مالکیت کل بنزین واگذار شده، این امر شدنی است؟ undefined با پذیرش این منطق در بنزین، چرا نباید نسبت به کالاهای مشابه (نفت خام، گازوئیل، گاز طبیعی، گاز مایع و...) چنین توزیع برابری صورت گیرد؟ این منطق یا باید به‌صورت کلی پذیرفته شود یا رد شود؛ پذیرش اختصاصی آن صرفاً برای بنزین، فاقد وجاهت حقوقی و منطقی است. افزون بر این، در سایر مصادیق انفال مانند اراضی ملی و درآمدهای حاصل از آن نیز باید همین منطق جاری شود؛ در حالی که هیچ‌یک از نظام‌های حقوقی دنیا چنین تعهدی را نپذیرفته‌اند. undefined اجرای این طرح، لزوماً به معنای تحقق عدالت یا افزایش رضایت عمومی نیست؛ زیرا این روش برخلاف خانوارهای پرجمعیت، فشار بیشتری را بر خانوارهای تک‌نفره (به‌ویژه ساکنان حاشیه‌نشین با وابستگی بالا به خودرو) وارد می‌کند. از آنجا که این گروه پیش‌تر در اعتراضات سال ۱۳۹۸ نقش مهمی داشتند، محدودیت‌های جدید می‌تواند پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای به همراه داشته باشد. undefined اگر اشکال شود که درآمدهای عمومی باید به‌صورت مساوی بین مردم توزیع گردد و این سیره امیرالمؤمنین (ع) بوده است؛ پاسخ این است که سیره مبنی بر وجوب تقسیم مساوی، درباره بخش‌هایی از بیت‌المال صادق است که مالکیت آن متعلق به عموم مسلمانان باشد. در اسلام، اراضی مفتوح‌عَنوةً (فتح‌شده با جنگ) ملک جمیع مسلمین است و حاکم موظف است درآمد حاصل از این زمین‌ها را میان همه مسلمانان به‌صورت برابر تقسیم کند. اما انفال که مصادیق آن معادن عمومی (مانند نفت و گاز)، زمین‌های موات، آب‌ها، جنگل‌ها و... هستند، در اختیار و تحت تملّک شخصیت حقوقی حاکم اسلامی است (اصل ۴۵ قانون اساسی نیز بر این امر تأکید دارد) و باید بر اساس مصالح عمومی جامعه هزینه شود؛ همچنین قاعده توزیع بر اساس جلوگیری از تمرکز ثروت باید در هزینه‌کرد آن رعایت گردد (مطابق آیه ۷ سوره حشر). (مطالعه بیشتر). هرچند توزیع مساوی در شرایطی که واجد بالاترین مصلحت عمومی باشد نیز جایز است، اما نکته اینجاست که با توجه به چالش‌های پیش‌گفته، در مصلحت‌آمیز بودن چنین اقدامی شبهه جدی وجود دارد. undefined این طرح اشکالات دیگری نیز دارد که باید بعدا به تفصیل بحث شود: 1- عدم ارائه راهکار نسبت به کسری فیزیکی کل (که دولت، این کسری را ریشه مشکل فعلی می‌داند)؛ 2- تورم و انتظارات تورمی ناشی از افزایش قیمت بنزین در پلتفرم مبادله با توجه به مازاد تقاضا؛ 3- شکست‌های ناشی از پلتفرمی کردن مبادله یک کالای راهبردی (در اقتصاد پلتفرم، هرگاه یک کالای کم‌کشش، حیاتی و راهبردی با پلتفرم مالی پیوند بخورد، پلتفرم به جای تخصیص بهینه، تبدیل به بستری برای انحصار دلالان و انتقال ثروت از اقشار کم‌اطلاع به واسطه‌ها می‌شود.) در نوشته بعدی به ارائه راهکارهای ایجابی فوری خواهیم پرداخت. @dinatt_ir ble.ir/join/6QTCzepCW6
طرح پیشنهادی جایگزین
undefinedدر نوشته‌ پیشین اشکالات سناریوی سوم بیان شد.
undefinedبا توجه به کسری تولید بنزین نسبت به مصرف، در شرایط فعلی لازم است در کنار جدیت و عزم راسخ برای مبارزه با قاچاق سازمان‌یافته و فساد اداری، هم مردم به صرفه‌جویی دعوت شوند و هم دولت اقدامات فوری و کم‌هزینه‌ای برای مدیریت مصرف در دستور کار قرار دهد.سه اقدام مهم در کوتاه‌مدت عبارت‌اند از:
undefined سامان‌دهی سهمیه و کارت‌های سوختکاهش جدی استفاده از کارت جایگاه‌ها و حرکت به سمت روش‌هایی مانند اتصال سهمیه به کارت بانکی مالک خودرو، ضمن شفاف‌تر کردن مصرف، داده‌های دقیق‌تری برای مدیریت سهمیه و سیاست‌گذاری در اختیار دولت قرار می‌دهد و از اختلاط داده‌های شناسنامه‌دار با داده‌های بی‌نام و نشان (کارت سوخت جایگاه) جلوگیری می‌کند.
undefined ورود بخش خصوصی به واردات و عرضه بنزینبا بخش‌بندی بازار، تفکیک جایگاه‌های عرضه و متمایزسازی ویژگی‌های ظاهری و فنی بنزین، می‌توان بخشی از تقاضا را به بخش خصوصی واگذار کرد تا از طریق واردات بنزین و استفاده از منابع ارزی راکد، از جمله ارزهای خانگی، بدون فشار قابل‌توجه بر منابع ارزی رسمی کشور، بخشی از نیاز بازار را تأمین کند.
undefined اجرای نظام پلکانی شش‌نرخی بنزینبا الگوبرداری از طرح متوقف شده در استان کرمان و اصلاحِ اشکالاتِ آن، می‌توان سهمیه هر خودرو را در شش پله قیمتی تعریف کرد؛ برای مثال ۱۵۰۰، ۳۰۰۰، ۵۰۰۰، ۱۰ هزار، ۲۰ هزار تومان و در نهایت قیمتی نزدیک به قیمت تمام شده‌ی واردات (که قیمت آخر فقط توسط بخش خصوصی و در یک نظام توزیعی مجزا تامین می‌شود). در این مدل، سهمیه‌های یارانه‌ای برای مصرف ضروری حفظ می‌شود و مصرف بیشتر، به‌تدریج با نرخ‌های بالاتر محاسبه خواهد شد.
undefinedاجرای هم‌زمان این اقدامات می‌تواند بخشی قابل‌توجه از کسری روزانه بنزین را جبران و در شرایط جنگی، پیش از اجرای اصلاحات شدید قیمتی، امکان مدیریت مصرف را فراهم کند. در کنار این اقدامات، صرفه‌جویی و همراهی مردم نیز ضروری است.
@dinatt_irble.ir/join/6QTCzepCW6
undefined۵

۶۱۱

۸:۱۴

۱۴ شهریور
thumbnail
دین و نظام پولی مطلوب (بخش اول)
undefined نویسنده: محسن امیدوار
undefined این روزها در حال تجربه چندباره نوسانات اقتصادی هستیم. این تلاطم‌های مزمن که ناشی از خطای سیاست‌گذار و رفتارهای جمعی هستند، با مُسکّن‌های مقطعی درمان نمی‌شوند. راه‌حل در یک قاعده بنیادین است:«پول باید همواره در خدمتِ گردش بخش حقیقی اقتصاد باشد و از دو انحراف اصلی، یعنی انجماد و حبس‌شدن در چرخه‌های سفته‌بازانه، مصون بماند.»

undefined یکی از راه‌های اثبات فقهی این قاعده، استناد به حکم حرمت خروج پول از چرخه مفید اقتصادی است؛ حکمی که با واکاوی مفهوم «کنز» در آیه ۳۴ سوره توبه (1) تبیین شده و در مبانی نظری خود، بر مفاهیمی چون استخلاف در مالکیت (انسان جانشین خداست)، برکت مالِ مولّد، مطلوبیت تولید، گردش ثروت و سهولت مبادلات استوار است.
undefined بر اساس آیه، «کنز» به هر نوع جمع‌آوری، انباشت و راکد نگه‌داشتن ثروت اطلاق می‌شود که موجب خروج ثروت از چرخه مفید اقتصادی و اجتماعی شود.
undefined کنزِ حرام یعنی هرگونه انباشت ثروت (به‌ویژه پول) که دو ویژگی داشته باشد:undefined از نظارت ولیّ‌امر و حاکمیت اسلامی پنهان بماند؛undefined با وجود نیاز جامعه و وجود مسیر برای انفاق فی‌سبیل‌الله، از جریان خارج شده و در مسیر خیر عمومی (شامل مصارف واجب، مستحب و سرمایه‌گذاری مولد) به کار گرفته نشود.
undefinedمصداق امروزین کنز، «خارج‌شدن پول از بخش حقیقی اقتصاد» است که در موارد زیر جلوه می‌کند:
undefinedنگهداری پول نقد و رسوب منابع در سپرده‌های بانکی غیر مولد (غیر از نیازهای معاملاتی و ذخیره احتیاطی)؛undefined حبس منابع مالی در چرخه‌های سفته‌بازی (مثل طلا، ارز، رمزدارایی‌ها و غیره)
undefined این انجماد و رکود پول، همان‌گونه که کینز (اقتصاددان بزرگ) و شهید صدر (ره) تحلیل کرده‌اند، به اختلال در عرضه و تقاضا، کاهش تولید، افزایش بیکاری و بی‌ثباتی مالی منجر می‌شود.
undefined این حکم صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک «بایدِ سیاستی» برای نظام پولی و بانکی است تا به‌جای ایفای نقشِ منفعل، به هدایت دارایی‌های نقدی به‌سمت فعالیت‌های مولد اقدام کند. این امر مستلزم نظارت دقیق بر سرعت گردش پول در بخش‌های مختلف اقتصاد و استفاده از ابزارهای سیاستی هدفمند (مانند نسبت ذخیره قانونی هوشمند) برای جلوگیری از شکل‌گیری «کنز سیستمی» است.
undefined این مسئولیت مشترکاً برعهده فرد (در نحوه مدیریت پس‌انداز)، جامعه (در نظارت بر نهادهای مالی) و حکومت (در تنظیم‌گری فعالانه) قرار دارد.
undefined امروز با ابزارهای نوین مثل پول دیجیتال بانک مرکزی (CBDC)، می‌توان هزینه نگهداری دارایی راکد را بالا برد، رانت پول ارزان را کاهش داد و ثروت را در خدمت شکوفایی بخش حقیقی اقتصاد قرار داد و از بحران‌ها و تلاطم‌های اقتصادی پیشگیری کرد.

(۱) «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ کَثیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلیمٍ»؛ اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید! [بدانید که] بسیارى از احبار و رهبان اموال مردم را به باطل می‌خورند و از راه خدا بازمی‌دارند و کسانى که طلا و نقره گنجینه می‌کنند و آن را در راه خدا انفاق نمی‌کنند، به عذاب دردناکى بشارتشان ده (ترجمه المیزان).
پی‌نوشت: برای مطالعه بیشتر به این مقاله از نگارنده رجوع کنید.
@dinatt_ir
undefined۱۴
undefined۱

۹۷۴

۱۸:۳۶

۲۲ شهریور
thumbnail
زنده‌یاد ایرج توتونچیان و نظام پولی اسلام
undefined نویسنده: محسن امیدوار
undefined دیروز، بیست و یکم شهریور ماه، دکتر ایرج توتونچیان، اقتصاددان برجسته کشور رخ در نقاب خاک کشید؛ درود و رحمت الهی بر این مرد بزرگ که با ژرف‌اندیشی و بهره‌گیری از متون وحیانی اسلام، عمر خویش را به ارتقای دانش اقتصاد اسلامی در نهاد دانشگاه اختصاص داد. تحقیقات اسلامی او خصوصاً در حوزه پول و بانکداری زبانزد و از مراجع علمی ارزشمند است.
undefinedتوتونچیان در مجموعه آثار خود، به‌ویژه در مقاله «پول در اقتصاد اسلامی» (۱۳۶۸) و سپس در کتاب «پول و بانکداری اسلامی و مقایسه آن با نظام سرمایه‌داری» (۱۳۷۹)، نظریه پولی خاصی را پایه‌گذاری کرده است که بر تفکیک ماهوی پول در نظام اسلامی از نظام سرمایه‌داری استوار است. او پول را یکی از شگفتی‌های جامعه بشری می‌داند که می‌توان پیچیدگی‌های زیادی به آن داد به طوری‌که توانایی کنترل آن نیز از دست بشر خارج شود (توتونچیان ۱۳۷۹، 108-109). اقتصاد اسلامی اگر در هیچ مورد دیگری با سیستم سرمایه‌داری اختلاف نداشته باشد، در مسائل پول و بانکداری تفاوت‌های فاحش و اصولی با آن دارد (همان، 139). ارکان نظریه پولی توتونچیان از این قرار است:
undefined ماهیت پول به عنوان کالای عمومی و قرارداد اجتماعی: وی پول را برآمده از یک قرارداد یا توافق ضمنی اجتماعی برای تسهیل مبادلات می‌داند که موجب تمایز آن با سایر کالاها شده است. به عقیده او، فصل مشترک پول در ادوار مختلف، جنبه حقوقی و اعتباری (مالیت اعتباری) آن است، نه ارزش کالایی یا فلزی آن؛ لذا شکل ظاهری پول تأثیری در تحلیل ماهیت آن ندارد (توتونچیان ۱۳۷۹، ۷۸ و ۸۰). توتونچیان با تشبیه پول به «کالای عمومی» (مانند بزرگراه)، استدلال می‌کند که پول در جامعه اسلامی باید دارای سرعت گردش مثبت باشد و حبس کردن آن (کنز) مجاز نیست (توتونچیان ۱۳۶۸، ۷۷-۷۸؛ ۱۳۷۹، ۸۱). وی همچنین اثبات می‌کند که پول در اقتصاد اسلامی یک «کالای عمومی غیرمحض» است؛ در حالی که اقتصاد سرمایه‌داری با ابزارهایی مانند بهره و سفته‌بازی، به طور مصنوعی پول را به «کالای خصوصی» ملحق کرده است (توتونچیان ۱۳۷۹، ۹۰-۹۴).
undefined نقد کارکرد «ذخیره ارزش» و مسأله سفته‌بازی: او با پذیرش دو وظیفه «وسیله مبادله» و «واحد محاسباتی» برای پول، تفاوت بنیادین اقتصاد اسلامی و سرمایه‌داری را در وظیفه سوم، یعنی «ذخیره ارزش»، می‌داند (توتونچیان ۱۳۶۸، ۶۵؛ ۱۳۷۹، ۱۰۱). به باور وی، مفهوم «ذخیره ارزش» در اقتصاد غرب با رباخواری و سفته‌بازی گره خورده است (توتونچیان ۱۳۷۹، ۱۱۸) و کینز نیز به درستی نشان داد که تقاضای سفته‌بازی برای پول (که معادل کنز کردن است) عامل اصلی عدم تعادل در اقتصاد سرمایه‌داری می‌باشد (همان، ۱۲۳). وی «رجحان نقدینگی»، «سفته‌بازی» و «کنز کردن پول» را الفاظ متفاوتی برای یک پدیده واحد می‌داند (همان، ۱۲۷). با حذف ربا و بازار اوراق قرضه مبتنی بر بهره در اقتصاد اسلامی، تقاضای سفته‌بازی نیز حذف شده و پول نمی‌تواند و نباید نقش «ذخیره ارزش» را ایفا کند. ازاین‌رو، پول فقط برای معاملات و نگهداری احتیاطی به کار می‌رود و وظایف آن به «وسیله مبادله» و «واحد محاسباتی» محدود می‌شود؛ دیدگاهی که توتونچیان آن را با دیدگاه شهید صدر در اقتصادنا همسو می‌داند (همان، ۱۵۲-۱۵۳). البته تحلیل ایشان هنجاری (و نه اثباتی) است و در این مقام، کاملاً صحیح می‌باشد.
undefined تفکیک پول از سرمایه: یکی دیگر از ارکان اندیشه توتونچیان، تمایز دقیق میان پول و سرمایه است. او تصریح می‌کند که بهره، بازدهی به پول است (که حرام است)، اما سود، بازدهی به سرمایه است (توتونچیان ۱۳۶۸، ۸۳). وی بعداً این مفهوم را تکمیل کرده و پول را «سرمایه بالقوه» می‌نامد که تنها زمانی به «سرمایه بالفعل» تبدیل می‌شود که با عوامل تولید ترکیب گردد؛ لذا اسلام برای سرمایه بالقوه (پول محض) هیچ بازدهی قائل نیست (توتونچیان ۱۳۷۹، ۱۱۱).
undefinedتوتونچیان (۱۳۷۹) در تکمیل بحث رابطه پول و بخش واقعی اقتصاد، پول را «سند و گواهی دال بر تولیدات جامعه» می‌داند و معتقد است این ویژگی حکمِ «باید» را دارد؛ یعنی تنها در صورت رعایت توالی زمانی بین انتشار پول و تولید است که پول تحت کنترل بشر باقی می‌ماند (توتونچیان، ۱۳۷۹، ص ۱۰۹).
undefined اقتصاد اسلامی ضامن رعایت این تقدم و تأخر (زمان‌بندی) است. پول واجد آثار خارجی مانند ارتباط‌دهی تمام کالاها و خدمات، از بین بردن نااطمینانی قیمت‌های نسبی و کاهش هزینه مبادلات تهاتری است.
undefinedدر این چارچوب، پول یکی از عوامل بالقوه تولید و عامل رفاه اجتماعی محسوب می‌شود، مشروط بر آنکه در فضای مناسب «عقود اسلامی» به کار گرفته شود، نه در فضای نامناسب بازار پولی و سفته‌بازی. اسلام تنها زمانی برای پول بازدهی (سود) قائل است که این سرمایه بالقوه با عوامل تولید ترکیب شده و به سرمایه بالفعل تبدیل گردد (همان، ص ۱۱۰-۱۱۱).
@dinatt_ir
undefined۱۲

۷۴۰

۱۲:۲۸

۸ مهر
thumbnail
علل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی (بخش اول)undefined نویسنده: یاسر حاجی پور
undefinedسیاست‌های حاشیه‌نشینی را می‌توان به دو دسته درمانی (مانند سیاست‌های بهسازی، توانمندسازی) و پیشگیرانه، تقسیم نمود.
undefined مطابق سند ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی(1402)، ارائه «سیاست‌های پیشگیری» از حاشیه‌نشینی، امری ضروری است چرا که درمان بدون پیشگیری نمی‌تواند این معضل را برطرف کند. از طرفی پیشگیری، بدون توجه به «علل ریشه‌ای»، امکان‌پذیر نیست زیرا صِرف پیشگیری از «علل نزدیک» حاشیه‌نشینی، مانع از بازتولیدِ آن نمی‌شود.
undefinedبنابراین ارائه سیاست‌های پیشگیری از حاشیه‌نشینی، نیازمند به تحلیل علل ریشه‌ای [1] می‌باشد؛ که ما از دو منظر این تحلیل را انجام می‌دهیم (هرچند که تحلیل علل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی، منحصر در این دو نیست):undefined از منظر اقتصاد شهریundefined از منظر توسعه منطقه‌ایدر این یادداشت، تحلیل از منظر اقتصاد شهری و در بخش دوم یادداشت، تحلیل از منظر توسعه منطقه‌ای ارائه می‌شود.
undefined از منظر اقتصاد شهری، پیشران رشد جمعیت شهری، «رونق تولید و اشتغال» است و نه «امکانات رفاهی»؛ به عبارتی سیاستهای بهبود امکانات رفاهی (مثل ساخت ورزشگاه و ...) در شهرهای کوچک، به تنهایی نقش چشمگیری در جلوگیری از مهاجرت مردم به سمت کلانشهرها ندارد زیرا هرچند امکانات رفاهی نیز در رشد شهرها مؤثر است اما مطابق تحقیقات اخیر، پیشران اصلی، رونق تولید و اشتغال است.
undefined از طرفی یکی از عوامل مهم «رونق تولید و اشتغال» در کلانشهرها، نیروهای تجمع [2] شهری می‌باشد که موجب «تجمع» فعالیت‌های اقتصادی در کلانشهرها می‌شود از جمله:undefined کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل شرکت‌های خدماتیundefined تراکم بازار کار شهریundefined بالاتربودن سرریزهای دانش شهری
undefined بنابراین «وجود نیروهای تجمع شهری در کلانشهرها و فقدانش در شهرهای مبدأ مهاجرت»، یکی از علل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی است.
undefined علاوه بر این، «سیاست‌های بهبود امکانات رفاهی در محلات فقیر نشین» موجب تجمع فقرا در آن محلات می‌شوند لذا گلیزر و گوتلیب (2009)، آن را پارادوکس فقر شهری نامیده‌اند. بر این اساس، «سیاست‌های بهبود امکانات رفاهی در محلات حاشیه‌نشین» که به غرض درمان حاشیه‌نشینی اجرا می‌شوند حاشیه‌نشینی را تشدید می‌کنند و مانع از پیشگیری از حاشیه‌نشینی می‌باشند. بنابراین این سیاست‌ها نیز یکی دیگر از علل ریشه‌ای بازتولید حاشیه‌نشینی هستند. با این حال، ارائه امکانات رفاهی در شهرهای مبدأ مهاجرت به طور همزمان با مقصد مهاجرت، می‌تواند تا حدی، از وقوع پارادوکس فقر شهری جلوگیری کند.
[1]: Root Causes Analysis (RCA)[2]: Agglomeration Forces
پی‌نوشت: این یادداشت برگرفته از این مقاله نگارنده می‌باشد.
@dinatt_ir
undefined۳

۲۱۹

۱۵:۲۲

۱۸ مهر
اندیشکده دینا
undefined علل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی (بخش اول) undefined نویسنده: یاسر حاجی پور undefinedسیاست‌های حاشیه‌نشینی را می‌توان به دو دسته درمانی (مانند سیاست‌های بهسازی، توانمندسازی) و پیشگیرانه، تقسیم نمود. undefined مطابق سند ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی(1402)، ارائه «سیاست‌های پیشگیری» از حاشیه‌نشینی، امری ضروری است چرا که درمان بدون پیشگیری نمی‌تواند این معضل را برطرف کند. از طرفی پیشگیری، بدون توجه به «علل ریشه‌ای»، امکان‌پذیر نیست زیرا صِرف پیشگیری از «علل نزدیک» حاشیه‌نشینی، مانع از بازتولیدِ آن نمی‌شود. undefinedبنابراین ارائه سیاست‌های پیشگیری از حاشیه‌نشینی، نیازمند به تحلیل علل ریشه‌ای [1] می‌باشد؛ که ما از دو منظر این تحلیل را انجام می‌دهیم (هرچند که تحلیل علل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی، منحصر در این دو نیست): undefined از منظر اقتصاد شهری undefined از منظر توسعه منطقه‌ای در این یادداشت، تحلیل از منظر اقتصاد شهری و در بخش دوم یادداشت، تحلیل از منظر توسعه منطقه‌ای ارائه می‌شود. undefined از منظر اقتصاد شهری، پیشران رشد جمعیت شهری، «رونق تولید و اشتغال» است و نه «امکانات رفاهی»؛ به عبارتی سیاستهای بهبود امکانات رفاهی (مثل ساخت ورزشگاه و ...) در شهرهای کوچک، به تنهایی نقش چشمگیری در جلوگیری از مهاجرت مردم به سمت کلانشهرها ندارد زیرا هرچند امکانات رفاهی نیز در رشد شهرها مؤثر است اما مطابق تحقیقات اخیر، پیشران اصلی، رونق تولید و اشتغال است. undefined از طرفی یکی از عوامل مهم «رونق تولید و اشتغال» در کلانشهرها، نیروهای تجمع [2] شهری می‌باشد که موجب «تجمع» فعالیت‌های اقتصادی در کلانشهرها می‌شود از جمله: undefined کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل شرکت‌های خدماتی undefined تراکم بازار کار شهری undefined بالاتربودن سرریزهای دانش شهری undefined بنابراین «وجود نیروهای تجمع شهری در کلانشهرها و فقدانش در شهرهای مبدأ مهاجرت»، یکی از علل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی است. undefined علاوه بر این، «سیاست‌های بهبود امکانات رفاهی در محلات فقیر نشین» موجب تجمع فقرا در آن محلات می‌شوند لذا گلیزر و گوتلیب (2009)، آن را پارادوکس فقر شهری نامیده‌اند. بر این اساس، «سیاست‌های بهبود امکانات رفاهی در محلات حاشیه‌نشین» که به غرض درمان حاشیه‌نشینی اجرا می‌شوند حاشیه‌نشینی را تشدید می‌کنند و مانع از پیشگیری از حاشیه‌نشینی می‌باشند. بنابراین این سیاست‌ها نیز یکی دیگر از علل ریشه‌ای بازتولید حاشیه‌نشینی هستند. با این حال، ارائه امکانات رفاهی در شهرهای مبدأ مهاجرت به طور همزمان با مقصد مهاجرت، می‌تواند تا حدی، از وقوع پارادوکس فقر شهری جلوگیری کند. [1]: Root Causes Analysis (RCA) [2]: Agglomeration Forces پی‌نوشت: این یادداشت برگرفته از این مقاله نگارنده می‌باشد. @dinatt_ir
علل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی (بخش دوم)undefined نویسنده: یاسر حاجی پور (مدرس حوزه علمیه قم- دکتری علوم اقتصادی)
undefinedدر ادامه‌ی یادداشت پیشین که به واکاوی علل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی از منظر اقتصاد شهری پرداختیم در این یادداشت، با بهره‌گیری از 4 دسته از نظریات توسعه منطقه‌ای، علل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی را ارائه می‌کنیم. نظریات توسعه منطقه‌ای، مکانیزم‌های بازاری مختلفی را به عنوان «علل» نابرابری منطقه‌ای معرفی می‌کنند و از آنجا که نابرابری منطقه‌ای یکی از علل مهاجرت و در نتیجه حاشیه‌نشینی است بنابراین این مکانیزم‌های بازاری، علل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی خواهند بود:
undefined «نظریات کینزی منطقه‌ای»، چند مکانیزم تشدید کننده نابرابری منطقه‌ای معرفی می‌کنند از جمله:
undefined ضریب فزآینده کینزی: درآمد هر منطقه وابسته به ضریب فزآینده منطقه است و ضریب فزآینده منطقه، وابسته به میل به مصرف کالاهای داخلی منطقه(و نه واردات) است در حالی که مناطق محروم، به دلیل فقدان صنایع تولیدی، غالبا محتاج به واردات هستند لذا ضریب فزآینده کمتر و در نتیجه درآمد کمتری نسبت به مناطق ثروتمند دارند و این وضعیت، سبب تشدید نابرابری می‌شود.
undefined بیشتر بودنِ صادرات مناطق توسعه‌یافته: بیشتر بودنِ صادرات یک منطقه، سبب ایجاد اثرات چندبرابری برای درآمد آن منطقه می‌شود لذا مناطق ثروتمند که صادرات بیشتری دارند اثرات چندبرابریِ بزرگتری هم خواهند داشت.
undefined «نظریات مارکسیستی»، نشان دادند که توسعه‌نیافتگی برخی مناطق، ناشی از وابستگی آن‌ها به مناطق توسعه‌یافته است؛ مناطق توسعه‌نیافته، مواد خام و محصولات کشاورزی را به قیمت ارزان صادر کرده و کالاهای صنعتی با قیمت‌های گران وارد می‌کردند. بر خلاف اینکه انتظار می‌رفت رشد بهره‌وری صنایع، قیمت نسبی کالاهای صنعتی را ارزان کند، شواهد تجربی نشان داد که قیمت کالاهای صنعتی در مناطق ثروتمند نسبت به قیمت محصولاتِ مناطق توسعه‌نیافته افزایش یافته است به همین دلیل درآمد صادراتی مناطق فقیر، کفاف واردات محصولات صنعتیِ گران قیمت را نمی‌دهد و یک ساختار خودتقویت‌کننده از توسعه‌یافتگی-توسعه‌نیافتگی ایجاد می‌کند.
علاوه بر این، این نظریات بیان کردند مناطق پیشرفته با جذب نخبگانِ مناطق محروم، به تخلیه سرمایه انسانیِ مناطق محروم و فرار مغزها از آن مناطق کمک می‌کنند و بدین وسیله به «توسعه توسعه‌نیافتگی» [1] در آن مناطق دامن می‌زنند.
undefined «نظریه جغرافیای اقتصادی جدید» نیز مکانیزم‌های بازاری متعددی را در تشدید نابرابری دخیل می‌داند از جمله:
undefined نیروهای خودتقویت‌کننده تجمع بازار (مانند اثر دسترسی به بازار): به تعبیر پُل کروگمن، صنایع، در منطقه‌ای تجمع می‌کنند که بازار، بزرگ باشد و بازار، در منطقه‌ای بزرگ است که صنایع، تجمع کنند. این چرخه خودتقویت‌کننده‌ی بازار، نابرابری منطقه‌ای را تشدید می‌کند.
undefined سرمایه‌گذاری ساکنان مناطق محروم در مناطق ثروتمند: برخلاف تحلیل‌های نئوکلاسیکی که فکر می‌کردند سرمایه از مناطق ثروتمند به فقیر جریان می‌یابد، جغرافیای اقتصادی جدید نشان داد که برعکس، ساکنان مناطق محروم نیز در مناطق ثروتمند سرمایه گذاری می‌کنند تا از آثار جانبیِ (اکسترنالیتی) تجمع صنایع در آن مناطق بهره‌مند شوند و همین امر، منجر به تشدید نابرابری منطقه‌ای می‌شود. لوکاس نیز شبیه به همین مطلب را در مقیاس کشورهای ثروتمند و فقیر نشان داد البته به کمک آثار جانبی سرریزهای دانش در منطقه ثروتمند.
undefined انباشت سرمایه در مناطق توسعه‌یافته ناشی از ساخته شدن سرمایه: سرمایه، سرمایه جدید ایجاد می‌کند در همان منطقه.
undefined انتشار درون‌منطقه‌ای دانش (به جای انتشار بین منطقه‌ای)
undefined بر اساس «نظریات جغرافیای اقتصادی نهادی و تکاملی» نیز چندین مکانیزم بازاری برای تشدید نابرابری منطقه‌ای می‌توان برشمرد از جمله:undefined ضعف نهادی مناطق کمترتوسعه‌یافته
undefined وابستگی به مسیر و انواع قفل‌ها [2] در مناطق کمترتوسعه‌یافته
undefined نزدیکی فناورانه بین مناطق توسعه‌یافته و فقدان آن در تعامل میان مناطق کمترتوسعه‌یافته و توسعه‌یافته
undefined ویژگی تنوع مرتبط [3] برای فعالیت‌های اقتصادیِ مناطق توسعه‌یافته و فقدانش در مناطق کمترتوسعه‌یافته
undefined در نهایت باید تأکید کرد که مجموعه‌ی این مکانیزم‌های بازاری، علل ریشه‌ای حاشیه‌نشینی هستند؛ لذا هرگونه سیاست‌گذاری برای پیشگیری از حاشیه‌نشینی، بدون توجه به این مکانیزم‌های بازاری، با شکست مواجه خواهد شد.[1]: Development of underdevelopment[2]: Lock-in[3]: Related variety
پی‌نوشت: این یادداشت برگرفته از این مقاله نگارنده می‌باشد.
@dinatt_ir
undefined۱

۱۴۲

۱۷:۱۳