به زودی کلی مسألۀ ریاضی (حل شده) در اینجا قرار میدم.
۹۱
۷:۲۴
۹۱
۷:۲۴
🟣 چرا هندسه میخوانیم؟
چرا هندسه میخوانیم؟ آیا هندسه همانند حسابان کاربرد مستقیم در رشتههای مهندسی، اقتصاد و … دارد؟ و اگر نه، آیا هدف دیگری پشت آن نهفته است؟
اغلب ما فکر میکنیم وقتی چیزی را در دبیرستان به ما میآموزند باید مستقیماً ربطی به یک فن یا حرفه داشته باشد. انگار آموختن دروسی مانند هندسه و حسابان، مثل یادگیری کار با آچار و یا پیچگشتی است که مستقیم در جایی کاربرد داشته باشد.
در مورد درس ریاضی و به ویژه درس هندسه، آموزش درست فکر کردن، از خود یادگیری قواعد و قضایای ریاضی مهمتر هستند. شما شاید چند سال بعد قضیۀ لولا یا قواعد انتگرالگیری را فراموش کنید، ولی اگر شیوۀ آموزش دبیرستان درست بوده باشد، طبیعتاً باید شیوۀ درست فکر کردن را آموخته باشید.
در این جا به ۲ هدف اشاره میکنیم که از جملۀ مهمترین اهداف در آموزش هندسه (و به طور کلی ریاضیات) هستند.
اولین چیزی که در درس هندسه یاد میگیریم این است که شکل ظاهری مبنای قضاوت نیست! کسی که شکلی را رسم میکند هیچ اجباری ندارد که تمام ساقها و زاویهها را با اندازه و نسبت واقعی رسم کند. اشکال هندسی نقشههای معماری و عمران نیستند که نسبتها به طور دقیق رسم شوند. در هندسه، شکل هیچ مبنایی ندارد و فقط نقش یک راهنمای شهودی را دارد که به ما کمک میکند یک تصور از مسأله داشته باشیم.
این نوع نگرش به ما میآموزد که از خطای دید و همچنین خطاهای ذهنی دوری بورزیم.
دوم اینکه مبنای کار ما در هندسه این است که فرضهای مسأله را به درستی درک کنیم و با استدلال دقیق منطقی به جواب مسئله برسیم.
این نوع نگرش هم به ما میآموزد که فرق بین استدلال درست و مغالطه را بدانیم.
https://diranlou.xyz/
۷۳
۷:۰۲
۷۵
۱۷:۰۳
«من معلّم هستم»
سرودهٔ فریدون مشیری
من معلّم هستمزندگی، پشت نگاهم جاریستسرزمین کلمات، تحت فرمان من استقاصدکهای لبانم هر روزسبزهٔ نام خدا را به جهان میبخشندمن معلّم هستمگرچه بر گونهٔ من سرخی سیلی صد درد، درخشش داردآخرین دغدغههایم این است:نکند حرف مرا هیچ کس امروز نفهمید اصلاً؟نکند حرفی ماند؟نکند مجهولی روی رخسارهٔ تن سوختهٔ تخته سیاه جا مانده باشد؟من معلّم هستمهر شب از آینهها میپرسم:به کدامین شیوه، وسعت یاد خدا را بکشانم به کلاس؟بچهها را ببرم تا لب دریاچهٔ عشق؟غرق دریای تفکر بکنم؟با تبسم یا اخم؟با یکی بود و نبود، زیر یک طاق کبود؟یا کلاغی که به خانه نرسید؟قصّه گویی بکنم؟تک به تک یا با جمع؟بدوم یا آرام؟من معلّم هستمنیمکتها نفس گرم قدمهای مرا میفهمندبالهای قلم و تخته سیاه، رمز پرواز مرا میدانندسیبها دست مرا میخوانندمن معلّم هستمدرد فهمیدن و فهماندن و مفهوم شدن همگی مال من استمن معلّم هستم
سرودهٔ فریدون مشیری
من معلّم هستمزندگی، پشت نگاهم جاریستسرزمین کلمات، تحت فرمان من استقاصدکهای لبانم هر روزسبزهٔ نام خدا را به جهان میبخشندمن معلّم هستمگرچه بر گونهٔ من سرخی سیلی صد درد، درخشش داردآخرین دغدغههایم این است:نکند حرف مرا هیچ کس امروز نفهمید اصلاً؟نکند حرفی ماند؟نکند مجهولی روی رخسارهٔ تن سوختهٔ تخته سیاه جا مانده باشد؟من معلّم هستمهر شب از آینهها میپرسم:به کدامین شیوه، وسعت یاد خدا را بکشانم به کلاس؟بچهها را ببرم تا لب دریاچهٔ عشق؟غرق دریای تفکر بکنم؟با تبسم یا اخم؟با یکی بود و نبود، زیر یک طاق کبود؟یا کلاغی که به خانه نرسید؟قصّه گویی بکنم؟تک به تک یا با جمع؟بدوم یا آرام؟من معلّم هستمنیمکتها نفس گرم قدمهای مرا میفهمندبالهای قلم و تخته سیاه، رمز پرواز مرا میدانندسیبها دست مرا میخوانندمن معلّم هستمدرد فهمیدن و فهماندن و مفهوم شدن همگی مال من استمن معلّم هستم
۱۲۶
۹:۵۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
۳۷
۵:۳۱
۱۵
۷:۳۲
شاد و تندرست باشیداسماعیل اصلانی دیرانلو خرداد 1405
۱۴
۸:۱۴
۱۴
۸:۳۹