عکس پروفایل دیزگاهیات(ابراهیم اکبری دیزگاه)د

دیزگاهیات(ابراهیم اکبری دیزگاه)

۷۴۹ عضو
بازارسال شده از جواد قدیری
thumbnail
undefinedکتاب «رَما» را از دوستی که میان من و نویسنده مشترک است، هدیه گرفتم و با شوق و به سرعت خواندم... undefined رَما نه روایت صرفِ جنگ دوازده‌روزه است و نه خیال‌پردازی نویسنده؛ رَما گزارش دوازده روز زیستن در متنِ جنگ است؛ تجربه‌ای وجودی از نویسنده‌ای که در دلِ میدان، با نگاه و زبانی برخاسته از قرآن می‌بیند، می‌اندیشد و روایت می‌کند.
#جنگ #اکبری_دیزگاه@javad_ghadiri_h

۱۵

۱۳:۴۹

thumbnail
در روایت میناب فصلی دارم از دیوار مدرسه که این چشمان خیره بر آن عکس شده. چشمانی که خیره شده اند تا "شهادت" دهند به وضع انسان ایرانی در زمانه مقاومت و عسرت.

من در مقابل این چشمها، شرمسار و شهید بودم.


#میناب
#چشمان_خیره
@dizgah
undefined۱۵
undefined۱۵
undefined۱
undefined۱
undefined۱

۱.۲K

۲۱:۱۹

بازارسال شده از دایره‌ی دف
thumbnail
رَما، از اواخر روزِ هفتمِ جنگِ دوازده‌روزه، خونین‌تَر می‌شود. نه از حیثِ کُشت‌وکُشتار. که وطن و تَن، بلحاظِ زبانی، سُرخ‌تَر می‌شود. از این باب که ابراهیمِ اکبریِ دیزگاه از قُم می‌زند بیرون به سمتِ تالش، در راه، کوه‌ها با نورهای اُریبِ سُرخ حادث می‌شود. همین منظرگاه، بلحاظِ استعاری، یعنی این‌که، جنگ، ابراهیمِ اکبریِ دیزگاه را زَخم زده، و او چون خون، افتاده در رگِ جاده‌های ایران.اصلاً رَما، بلحاظِ زبانی، معطوف به دو زمان است در جنگِ دوازده‌روزه، یکی تا پیش از سفرِ اکبریِ دیزگاه، یکی از بعدِ شروعِ سَفرِ او. گویا، زبان تا زمانی که او در قُم مانده، مانده، ولی همین‌که سفر شروع می‌شود، زبان بیرون می‌جهد، و سیر می‌کند، و متولد می‌شود.#رما@dayeredaf

۶

۵:۴۴

بازارسال شده از دایره‌ی دف
وزنِ زبان و موسیقیِ کلمه‌های اواخرِ روزِ هفتمِ جنگ‌دوازده‌روزه در رَما، که با سفر، شروع می‌شود، گویا ابراهیمِ اکبریِ دیزگاه را هم کوچانده به یک آستانه‌ی دیگر. همان آستانه‌ای که از دست‌گیره‌ی در، به‌وسیله‌ی زبان، خون می‌چکد.#رما@dayeredaf

۱

۹:۲۹

thumbnail
صبح که می‌دویدم ناگهان چشمم افتاد به سایه ام که بر دیوار نقش شده بود. ایستادم عکس گرفتم. از زمانی که از شعر، فاصله گرفته ام از سایه و سایه ها دور شده ام. البته واقفم بر این که رمان فارسی با گفتگوی با سایه، آغاز شده است و متاسفانه همچنان وضع همان است رمان نویس جز با سایه خود کسی را برای گفتگو نمیابد.




#گفتگو_با_سایه
@dizgah
undefined۱۳
undefined۱

۳۹۷

۵:۰۱

بزرگترین مسولیت ما در زمانه جنگ مراقبت از زندگی و زبان است تا ایتایی‌ و اینترنشنالی نشوند.


#مراقبت_از_زبان#مراقبت_از_زندگی@dizgah
undefined۲۸
undefined۶
undefined۳
undefined۲
undefined۱
undefined۱

۹۸۵

۸:۳۵

از آسیب‌های جنگ، این است برخی از اهل فرهنگ و آکادمی به زبان "مداحان" سخن می‌گوید یا نقاب لمپنیستی خود را رسماً برداشتند.



#آسیب_جنگ
#زبان_عریان

@dizgah
undefined۵
undefined۳
undefined۳

۳۹۴

۱۱:۴۱

بازارسال شده از برای انسان
thumbnail
...ابراهیم اکبری دیزگاه، نویسنده نام‌آشنای ایرانی، که رَما را در روزهای جنگ تحمیلی دوازده روزه نوشته است، خود آن را برای ما و «برای انسان» می‌خواند. این، قسمت اول آن کتاب‌خوانی است.undefined#جنگ_ایران #کتاب #رما #اکبری_دیزگاه
برای انسان دربله | اینستاگرام | آپارات

۴۹

۱۶:۲۶

thumbnail
در روایت میناب به این پرسش رسیدم که با توجه به سرشت زبانی سوگواری، آیا بازمانده مینابی می‌تواند سوگواری کند؟ چون با اغلب کسانی که حرف می‌زدم می‌گفتند ما مبهوت بودیم و زبان نداشتیم.




#سوگواری_و_زبان
#روایت_میناب
@dizgah
undefined۱۰
undefined۸

۳۸۰

۹:۵۶

thumbnail
نیمه شب سمت قلّه حرکت کردیم. هوا که روشن شد دیدیم در تاریکی نشانه‌ها بی خاصیت شده اند و ما در بیراهه ایم. صبح بالاخره راه قله را یافتیم. به دوستان گفتم راه در صبح باز می‌شود



#توچال
#خراد_چهارصدوپنج
#ارتفاعات
@dizgah
undefined۸
undefined۱
undefined۱

۱۷۰

۲:۵۵