دل نوشته ای برای سبز ترین دانشگاه ایران
یادت می آید عزیز؟ اولین باری که چشممان به دانشکده فیزیک افتاد آن زمان بود که وارد این خیابان شدیم؟
سه ساختمان دیدیم جلوی یکیشان روی تابلویی نوشته بود دانشکده فیزیک، چه غروری گرفته بودیم
درختِ انارِ چند ساقهیِ زیبایِ دانشکده معارف جلب توجه میکرد و درختان تنومندی که در پاییز برگ هایش با هر باد می رقصید و فرش زرد زیر پای دانشجو ها پهن میکرد
یادت می آید در کلاس مکانیک تحلیلی چقدر از جاذبه خواندیم ؟ جاذبه اما نگاه تو بود ، جاذبه کلام تو بود که گفتی ببخشید شما هم ورودی جدید امسالید؟حالا بجای ما در صندلی های کلاس ، درست همانجایی که همیشه می نشستیم شیشه های شکسته تکیه زده اند
یادت می آید زمستان که میشد دانشکده عروس میشد، آنقدر دیدنی که سختی های امتحانات دی ماه را یادمان میرفت؟
یادت می آید دوست من وقتی خسته میشدیم در حیاط پشتی دانشکده چقدر قدم میزدیم، چقدر رویا می بافتیم ،چقدر غصه میخوردیم اما دوباره سرکلاس بعدی حاضر میشدیم؟
یادت می آید یکبار که باران آمده بود از شدت آن همه زیبایی و بوی باران دیر به کلاس رفتیم؟
پاییز را یادت هست؟ مسیر را ناموزون راه می رفتیم که حتی یک برگ هم سالم نماند تا خش خش برگ ها را بشنویم ؟حالا این بهار باز هم خزان شده باز صدای خش خش را می شنویم ، درست در همان مسیر درست زیر همان درخت ها، اما اینبار با صدای شیشه خورده ها، کلوخ ها و سنگ ها....
شب های رصد را یادت هست؟ بعضی شب ها آسمان علم و صنعت پر ستاره بود اما اکنون "هرشب ستاره ای را به زمین می کِشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است"(شهید همت)
هنوز هم از آزمایشگاه اپتیک صدای بچه ها می آید،چقدر خاطره جا گذاشته ایم آنجا عزیزدلم!چشم هایی که به باریکه نور خیره میماند و دست هایی که یک آزمایشی را تنظیم میکرد....حالا میان این آوار خاموش هنوز ردّ نور و امید مانده است.
ای آشنای دیرینه، ای روزهای پر خاطره ، به تن زخمی تو سوگند دوباره مثل قدیم تو را می سازیم تا بازهم در کنار هم ایران را بسازیم
چه کسی گفته که ویرانی پایان ماجراست؟ برای ما آغاز ماجراست.
مهدیه کوکبی
#دلنوشته_دانشجو#تا_پای_جان_برای_ایران
دفتر فرهنگی دانشکده فیزیک
یادت می آید عزیز؟ اولین باری که چشممان به دانشکده فیزیک افتاد آن زمان بود که وارد این خیابان شدیم؟
سه ساختمان دیدیم جلوی یکیشان روی تابلویی نوشته بود دانشکده فیزیک، چه غروری گرفته بودیم
درختِ انارِ چند ساقهیِ زیبایِ دانشکده معارف جلب توجه میکرد و درختان تنومندی که در پاییز برگ هایش با هر باد می رقصید و فرش زرد زیر پای دانشجو ها پهن میکرد
یادت می آید در کلاس مکانیک تحلیلی چقدر از جاذبه خواندیم ؟ جاذبه اما نگاه تو بود ، جاذبه کلام تو بود که گفتی ببخشید شما هم ورودی جدید امسالید؟حالا بجای ما در صندلی های کلاس ، درست همانجایی که همیشه می نشستیم شیشه های شکسته تکیه زده اند
یادت می آید زمستان که میشد دانشکده عروس میشد، آنقدر دیدنی که سختی های امتحانات دی ماه را یادمان میرفت؟
یادت می آید دوست من وقتی خسته میشدیم در حیاط پشتی دانشکده چقدر قدم میزدیم، چقدر رویا می بافتیم ،چقدر غصه میخوردیم اما دوباره سرکلاس بعدی حاضر میشدیم؟
یادت می آید یکبار که باران آمده بود از شدت آن همه زیبایی و بوی باران دیر به کلاس رفتیم؟
پاییز را یادت هست؟ مسیر را ناموزون راه می رفتیم که حتی یک برگ هم سالم نماند تا خش خش برگ ها را بشنویم ؟حالا این بهار باز هم خزان شده باز صدای خش خش را می شنویم ، درست در همان مسیر درست زیر همان درخت ها، اما اینبار با صدای شیشه خورده ها، کلوخ ها و سنگ ها....
شب های رصد را یادت هست؟ بعضی شب ها آسمان علم و صنعت پر ستاره بود اما اکنون "هرشب ستاره ای را به زمین می کِشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است"(شهید همت)
هنوز هم از آزمایشگاه اپتیک صدای بچه ها می آید،چقدر خاطره جا گذاشته ایم آنجا عزیزدلم!چشم هایی که به باریکه نور خیره میماند و دست هایی که یک آزمایشی را تنظیم میکرد....حالا میان این آوار خاموش هنوز ردّ نور و امید مانده است.
ای آشنای دیرینه، ای روزهای پر خاطره ، به تن زخمی تو سوگند دوباره مثل قدیم تو را می سازیم تا بازهم در کنار هم ایران را بسازیم
#دلنوشته_دانشجو#تا_پای_جان_برای_ایران
۳۵۵
۱۳:۰۵
اگر علم فیزیک را کهکشانی بیانتها بپنداریم، اساتید ما همان ستارگان پرفروغی هستند که تاریکیِ جهل را میشکافند.
اساتید ارجمند، از شما سپاسگزاریم که درک قوانین دشوار طبیعت را برای ما هموار نمودید و به ما آموختید که چگونه با سرعت نور به سوی اهداف و آرمانهایمان حرکت کنیم.
بدون حضور شما، جهان ما همچون معادلهای چندمجهولی و فاقد پاسخ باقی میماند.
روز معلم بر تمام اساتید فرهیخته و بی بدیل دانشکده فیزیک تبریک و تهنیت باد
دفتر فرهنگی دانشکده فیزیک
بدون حضور شما، جهان ما همچون معادلهای چندمجهولی و فاقد پاسخ باقی میماند.
روز معلم بر تمام اساتید فرهیخته و بی بدیل دانشکده فیزیک تبریک و تهنیت باد
۲۹۴
۱۵:۴۹
۲۴۶
۸:۳۵
بازارسال شده از کانال آموزش دانشگاه علم و صنعت ایران
قابل توجه دانشجویان مقطع کارشناسی که محل آزمون میان ترم خود را دانشگاه علم و صنعت انتخاب نموده اند;
دانشجویان فوق دقت نمایند که محل برگزاری آزمون میان ترم فیزیک در دانشکده مهندسی مکانیک میباشد و لازم است جهت ورود به دانشگاه و محل برگزاری آزمون، کارت دانشجویی و کارت آزمون را به همراه داشته باشید.
دانشجویان گرامی با مراجعه به سایت زیر نسبت به دریافت و پرینت کارت ورود به آزمون اقدام نمایند.https://soha.pestelecom.com
دانشجویان فوق دقت نمایند که محل برگزاری آزمون میان ترم فیزیک در دانشکده مهندسی مکانیک میباشد و لازم است جهت ورود به دانشگاه و محل برگزاری آزمون، کارت دانشجویی و کارت آزمون را به همراه داشته باشید.
دانشجویان گرامی با مراجعه به سایت زیر نسبت به دریافت و پرینت کارت ورود به آزمون اقدام نمایند.https://soha.pestelecom.com
۳
۱۲:۱۰
بازارسال شده از |هیئت شهدای گمنام|
#کمک_مالی #نذورات
کمک در برپایی خیمه عزای حسینی
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الْأَرْضِ» ﴿بقره، ۲۶۷﴾
اى کسانى که ایمان آوردهاید! از اموال پاکیزهاى که به دست آوردهاید و از آنچه از زمین براى شما خارج ساختهایم انفاق کنید...
جمعآوری کمکهای مالی جهت برپایی روضه محرمالحرام ۱۴۴۸
هیئت شهدای گمنام دانشگاه علم و صنعت
شماره کارت"5029088810011024"
شماره شبا"IR390220173602117583168018"
(نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری / محسن اسکندری)
همچنین میتوانید با مراجعه به سایت هیئت شهدای گمنام و بخش «کمک به هیئت»، در برپایی خیمه عزای حسینی سهیم باشید.
#محرم_الحرام_۱۴۴۸
#هیئت_شهدای_گمنام
#دانشگاه_علم_و_صنعت
هیئت شهدای گمنام را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید.
@Gomnam_heyat | Gomnamm.ir
هیئت شهدای گمنام را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید.
۱
۱۵:۲۴
ابروی ترک خورده ی عباس...خدایا
شق القمر از لشکر ابلیس بعید است
#صلی_الله_علیک_یا_ابوالفضل_العباس🥀
دفتر فرهنگی دانشکده فیزیک
شق القمر از لشکر ابلیس بعید است
#صلی_الله_علیک_یا_ابوالفضل_العباس🥀
۱۱۹
۱۸:۴۴
السّلام عَلیَ الحُسَین (ع) وعَلی عَلِِِّیِ ابن الحُسَین (ع) وعَلی اوْلادِ الحُسَین (ع) و عَلی اَصحابِ الحُسَین (ع)
#صلی_الله_علیک_یا_ابا_عبدالله
دفتر فرهنگی دانشکده فیزیک
#صلی_الله_علیک_یا_ابا_عبدالله
۱۲۹
۱۹:۰۷
ما رگِ جان را به آن زلف پریشان بستهایم،
پیچ و تاب زلف او را بر رگ جان بستهایم.
از دل پرخون که قربان شهادت میرود،
لالهی داغی به تابوت شهیدان بستهایم!
#باید_برخاست
دفتر فرهنگی دانشکده فیزیک
پیچ و تاب زلف او را بر رگ جان بستهایم.
از دل پرخون که قربان شهادت میرود،
لالهی داغی به تابوت شهیدان بستهایم!
#باید_برخاست
۸۵
۶:۲۵