@drmousanajafi
۱۲۳
۱۸:۲۱
@drmousanajafi
۱۱۶
۵:۳۸
اما اصل ماجرا:
🟢گویند در جنگ دوم روس و ایران وقتی قشون روس به تبریز وارد شد و مصمم بود به سمت میانه حرکت کند، دولت ایران خود را در مقابل کار تمام شدهای دید و ناچار شد شرایط صلحی که دولت روس املا میکرد بپذیرد.فتحعلی شاه برای اعلان ختم جنگ و تصمیم دولت در بستن پیمان آشتی، تدبیری اندیشید. قبلا به جمعی از خاصان دستوراتی راجع به اینکه در مقابل هر جملهای از فرمایشات شاه چه جوابهایی باید بدهند داده شده بود و همگی نقش خود را روان کرده بودند.شاه بر تخت جلوس کرد و دولتیان سرفرود آوردند. شاه به مخاطب سلام، خطاب کرد و فرمود: اگر ما امر دهیم که ایلات جنوب با ایلات شمال همراهی کنند و یکمرتبه بر روس منحوس بتازند و دمار از روزگار این قوم بی ایمان برآورند چه پیش خواهد آمد؟ مخاطب سلام که در این کمدی نقش خود را خوب حفظ کرده بود تعظیم سجده مانندی کرد و گفت:«بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!» شاه مجددا پرسید:«اگر فرمان قضا جریان شرف صدور یابد که قشون خراسان با قشون آذربایجان یکی شود و تواما بر این گروه بی دین حمله کنند چطور؟» جواب عرض کرد:«بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!»اعلیحضرت پرسش را تکرار کردند و فرمودند:«اگر توپچی های خمسه را هم به کمک توپچیهای مراغه بفرستیم و امر دهیم که با توپ های خود تمام دار و دیار این کفار را با خاک یکسان کنند چه خواهد شد؟» باز جواب: «بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!» تکرار شد و خلاصه چندین فقره از این قماش اگرهای دیگر که تماما به جواب یکنواخت بدا به حال روس مکرر تایید میشد رد و بدل شد.شاه تا این وقت روی تخت نشسته پشت خود را به دو عدد متکای مروارید دوز داده بود. در این موقع دریای غضب ملوکانه به جوش آمد و روی دوکنده زانو بلند شد شمشیر خود را که به کمر بسته بود به قدر یک وجبی از غلاف بیرون کشید و این دو شعر را که البته زاده افکار خودش بود به طور حماسه با صدای بلند خواند:
کشم شمشیر مینایی / که شیر از بیشه بگریزدزنم بر فرق پسکوویچ / که دود از پطر برخیزد
اما با دو نفر که در یمین و یسارش رو به روی او ایستاده بودند خود را به پایه عرش سایه تخت قبله عالم رساندند و به خاک افتادند و گفتند:«قربان مکش، مکش که عالم زیر و رو خواهد شد.» شاه پس از لمحهای سکوت گفت:«حالا که اینطور صلاح میدانید ما هم دستور میدهیم با این قوم بی دین کار به مسالمت ختم کنند.»
شرح زندگانی من-عبدالله مستوفی صص 33و 34@drmousanajafi
۲۵۵
۶:۵۵
ظهور ابعاد اربعین در آینه انقلاب اسلامی

طلیعه تمدن جدید! ؟ یا تحول و "عهد آخرالزمانی"
(یک حقیقت با دو تعبیر از دو نظریه پرداز امریکایی و روسی)


دو اظهار نظر از دو متفکر و نظریه پرداز متفاوت یکی هنری کیسنجر امریکایی و دیگری الکساندر دوگین روسی وجود دارد که علیرغم زاویه نگاه متفاوت از یک حقیقت واحد و مهم درباره انقلاب اسلامی و احیای سنت دینی در عصر جدید پرده بر می دارد : اول به نظر هنری کیسنجر درباره تاثیر انقلاب اسلامی که از ایران آغاز شده ، می پردازیم ؛ وی چندین بار از تعبیر "امپراتوری پارس" یا امپراتوری ایران سخن گفته ، و در سال ۱۳۹۳ در مصاحبه با رادیو ان پی آر نکته مهمی را می گوید : نوعی کمربند شیعی از تهران تا بغداد و از آنجا تا بیروت شکل گرفته است این وضعیت این فرصت را به ایران می دهد تا امپراتوری پارس باستان را این بار با عنوان شیعی احیا کند .

این سیاستمدار ۹۴ ساله یهودی بار دیگر این اظهارات را خطاب به ترامپ در مهر ۱۳۹۶ تکرار می کند ۰ صرف نظر از میزان دقیق بودن الفاظ بکار رفته در سخن وی ، ساخت یک امپراتوری ( چه پارسی ،ایرانی ، اسلامی و یا شیعی ) علاوه بر بستر تاریخی و امکانات مادی ، به نوعی نیروی" برتر فرهنگی و فکری" محتاج است که بتواند بیرون از قدرت تکنیکی و تبلیغی و سیاسی و فکری غرب مدرن عرض اندام کند و در اعتراف کیسنجر، ایران به چنین شرایطی دست یافته است . در فرض مذکور ایجاد چنین امپراتوری در جهانی که تحت سلطه تمدن غرب است فقط با یک تمدن رقیب و جدید و پر انرژی ممکن است ؛ تمدنی که نوعی بستر جدید برای نظمی نو و یا به تعبیری تمدنی متفاوت را در چشم انداز دین نشان می دهد۰ اربعین می تواند طلیعه این نگاه جهانی و فرا ملی باشد.

برای تکمیل این سخن و اثبات آنچه گفته شد با یک چرخش به نیمکره دیگر زمین رفته و به اظهار نظر متفکر روسی که یک مسیحی ارتدوکس است و در راهپیمایی اربعین شرکت کرده توجه می کنیم ؛ پروفسور الکساندر دوگین می گوید:«این پیاده روی نشانه ای مهم از آمادگی برای یک تحول معنوی جهانی و آخرالزمانی است. من به عنوان یک مسیحی ارتدوکس با رویکرد آخرالزمانی انقلاب اسلامی که خود را حرکتی آماده گر برای ظهور مسیح و مهدی می داند، موافقم و امیدوارم با آن حادثه عظیم که پیروان همه ادیان منتظر آن هستند، فاصله زیادی نداشته باشیم. پیاده روی اربعین به یک حادثه آخرالزمانی شباهت بیشتری دارد تا یک حادثه عادی و معمولی . ما و همه کسانی که در جستجوی عدالت و معنویت در دنیای ظلمت و ستم زده مدرن هستیم باید با همدیگر متحد شویم و این پیاده روی جلوه ای از این اتحاد است.»
@drmousanajafi
(یک حقیقت با دو تعبیر از دو نظریه پرداز امریکایی و روسی)
@drmousanajafi
۱۳۴
۱۵:۲۱
گفتاری از دکتر موسی نجفی:
@drmousanajafi
۹۷
۱۰:۱۸
@drmousanajafi
۱۰۳
۶:۱۴
چیکتاب جدید متتشر شد
دور کتاب «مشروطه شناسی» در یک دقیقه
کتاب مشروطهشناسی، مجموعه مقالات، مصاحبهها و سخنرانیهای دکتر موسی نجفی با موضوع شناخت تاریخی تحلیلی نهضت های اسلامی معاصر ایران است. نویسنده در این کتاب با تقسیمبندی نهضت بیداری اسلامی در ایران به دوران قبل و بعد از مشروطه، سعی در ارائه شاخص فکری و تاریخی داشته است.
مشروطه نقطهای مهم و عبرت آموز در تاریخ ماست. تحلیل این مساله که چگونه نهضتی که با شور و حرارت مردمی و انگیزههای دینی شروع شد، به اهداف خود نرسید، میتواند درسهایی برای امروز ما داشته باشد. از این رو شناخت ریشهها و علل منحرف کنندۀ آن، میتواند هشدارهای خوبی در مورد حوادث و فتنههای اخیر و جریانهای سی سال گذشته به ما بدهد. و به همین خاطر خواندن این کتاب را به شما پیشنهاد میکنیم.
@cheeketab
@cheeketab
۱۲۰
۷:۳۲
به مناسبت ۱۴ مرداد سالروز نهضت مشروطیت ایران

درس تاریخ دیروز برای سیاست امروز
دکتر موسی نجفی :
در مشروطه رهبران با مردم هویت پیدا کردند
سالها پیش در صفحه اول روزنامهای قدیمی نوشته بود که هفته آینده عکس رهبر اصلی مشروطه را چاپ می کنیم، در حالی که برای دیدن وی کنجکاو شده بودم، هفته بعد دیدم تنها تصویر یک قاب عکس خالی چاپ شده است ، و این پاسخ عجیبی بود، مردم و جامعه ایران مهمترین جهت دهنده انقلاب مشروطه بودند که به رهبران هویت دادند. در دوران مشروطه برای نخستین بار در تاریخ ایران رهبران با مردم هویت پیدا کردند، در صورتی که قبل از این برعکس بود، در اکثر مقاطع مردم با رهبرانشان با رؤسای ایل ها و طوایف امثال قزلباشها و ... شناخته میشدند.
دستاورد اصلی مشروطه این بوده است که هر کسی بعد از این انقلاب مشروطه در دولت و مجلس روی کار آمد، موظف بود عملکرد خود را برای مردم توضبح دهد و یا توجیه نماید. میراث مشروطه همان انرژی آزاد شدهای بوده است که شرایطی را فراهم کرد که در آن همه بزرگان و رهبران بتوانند حرکت کرده و اظهار نظر کنند؛ بنابراین می توان گفت جامعه ای که اصلا حرکتی نداشته و ندارد و به اصطلاح مرده است رهبران واقعی و موثری هم نداشته و نخواهد داشت. جالب است که بدانیم در زمان مشروطه نشاط در جامعه در سطح بالایی در جریان بوده است، ما میتوانیم با آگاهی و درسهایی که از این انقلاب و عصر و دوران مهم گرفتیم بازهم بعد از صد سال و چند دهه یک بار دیگر تاریخ را دوباره مرور بازاندیشانه کنیم و بنویسیم و همچون شاخص و قطب نما به تصحیح خود بپردازیم.البته این را هم به خوبی می دانیم که ملتی که از تاریخ خود درست عبرت نگیرد، مجبور به تکرار همان تاریخ می شود، و صد البته اگر در ملتی احساس ناامیدی پیدا شود شاید مجددا رضا خانی و یا نوکری وابسته که ثمره ناامیدی و ضعف و بی بصیرتی دوره ای خاص از تاریخ بوده دوباره رونمایی شده و نمایان گردد .می دانیم استعمار مکار غرب از این مهره ها در سایزهای مختلف در زیر آستین زیاد ذخیره کرده است .
🟢موجی که در مشروطه آزاد شد، هنوز هم آزاد است.در مشروطه تحولاتی عمیق در فرهنگ سیاسی ایرانیان اتفاق افتاده است، مشروطه به ما "درک مدنی" مهمی داد، این درک مدنی شعار سیاسی جناح ها و بازیگران سیاست نبوده و نیست، بلکه به معنای «ضرورت قانونمندی» در کل جامعه بوده است، از این رو باید برای تکمیل این روند درک مدنی ، جهت قانونی و حقوقی و ملی داد تا از مسیر خود خارج نشود و از آن صیانت گردد. این نکته هم قابل تامل است که تاریخ همیشه پشت سر ما قرار ندارد بلکه گاهی از زمان ما هم جلوتر است؛ زیرا یک وجه تحولات تاریخی محصور در زمان بودن و یک وجه دیگر آن نظری و اندیشه ای بودن آن می باشد. وقتی یک انقلاب انرژی بالایی را در سطح اجتماعی آزاد می کند، مردم نسبت به مشکلات احساس بد و ناخوشایند کمتر داشته و این در حالی است که اگر این انرژی برنامه ریزی و مدیریت درست شود، کشور را ساخته و تاب آوری ملی را در شرایط سخت بالا می برد ؛ در غیر این صورت این انرژی به هدر می رود و نمی تواند منشا اثرات بزرگ گردد. موجی که در مشروطه ایرانی آزاد شد، هنوز هم آزاد است، حتی از موج مشروطه، انقلاب اسلامی پدید آمد، اما یکی از آسیب های انقلابها نداشتن برنامه برای آینده است، اگر انقلاب برای آینده برنامه نداشته باشد، نیروهای آن به هدر می رود و دیگران برای آن برنامه ریزی می کنند.نداشتن برنامه برای آینده، توده های مردم را دچار عارضه گریز از مرکز می کند چنانکه در تاریخ دیدیم انقلاب مشروطه ای که قرار بود برای ایران تحولات عظیم ایجاد نماید و پربارتر از دست آوردهای اولیه اش دفاع کند در اثر استحاله به دست نامحرم اجنبی به قزاق وابسته مثل رضاخانی تبدیل گشت.
مشروطه هرگز شکست نخورد، اساساً نهضتها هیچ گاه شکست نمیخورند و همیشه اثرگذار هستند، انرژی که مشروطه در بین نیروهای اجتماعی ایران آزاد کرد، تاثیرگذاری خود را داشته و هنوز هم دارد؛ بنابراین نباید اصل را بر مرگ نهضت ها گذاشت، بلکه اصل بر تداوم و زنده بودن آنها است و در هر حالتی عبرت گرفتن از گذشته ، هموار نمودن راه آینده می باشد.
@drmousanajafi
🟢موجی که در مشروطه آزاد شد، هنوز هم آزاد است.در مشروطه تحولاتی عمیق در فرهنگ سیاسی ایرانیان اتفاق افتاده است، مشروطه به ما "درک مدنی" مهمی داد، این درک مدنی شعار سیاسی جناح ها و بازیگران سیاست نبوده و نیست، بلکه به معنای «ضرورت قانونمندی» در کل جامعه بوده است، از این رو باید برای تکمیل این روند درک مدنی ، جهت قانونی و حقوقی و ملی داد تا از مسیر خود خارج نشود و از آن صیانت گردد. این نکته هم قابل تامل است که تاریخ همیشه پشت سر ما قرار ندارد بلکه گاهی از زمان ما هم جلوتر است؛ زیرا یک وجه تحولات تاریخی محصور در زمان بودن و یک وجه دیگر آن نظری و اندیشه ای بودن آن می باشد. وقتی یک انقلاب انرژی بالایی را در سطح اجتماعی آزاد می کند، مردم نسبت به مشکلات احساس بد و ناخوشایند کمتر داشته و این در حالی است که اگر این انرژی برنامه ریزی و مدیریت درست شود، کشور را ساخته و تاب آوری ملی را در شرایط سخت بالا می برد ؛ در غیر این صورت این انرژی به هدر می رود و نمی تواند منشا اثرات بزرگ گردد. موجی که در مشروطه ایرانی آزاد شد، هنوز هم آزاد است، حتی از موج مشروطه، انقلاب اسلامی پدید آمد، اما یکی از آسیب های انقلابها نداشتن برنامه برای آینده است، اگر انقلاب برای آینده برنامه نداشته باشد، نیروهای آن به هدر می رود و دیگران برای آن برنامه ریزی می کنند.نداشتن برنامه برای آینده، توده های مردم را دچار عارضه گریز از مرکز می کند چنانکه در تاریخ دیدیم انقلاب مشروطه ای که قرار بود برای ایران تحولات عظیم ایجاد نماید و پربارتر از دست آوردهای اولیه اش دفاع کند در اثر استحاله به دست نامحرم اجنبی به قزاق وابسته مثل رضاخانی تبدیل گشت.
@drmousanajafi
۲۳۷
۵:۳۶
@drmousanajafi
۱۰۷
۸:۲۸
۱۴۷
۱:۳۶