@ecometr
۱.۴K
۸:۳۷
به همین دلیل، اولویت سیاستگذار نباید بازسازی همزمان همه بخشها باشد؛ بلکه باید منابع محدود را به احیای حلقههایی اختصاص دهد که بیشترین اثر را بر بازگشت ظرفیت تولید ملی دارند.
جایگزینی سریع حلقههای آسیبدیده، اولویتبندی صحیح منابع و بازسازی هدفمند که به افزایش تابآوری و کنترل هزینهها منجر میشود.
@ecometr
۹۶۸
۷:۳۷
🟦 آیا میخکوب کردن ارز به دلار راز ثبات اقتصادی عربستان و امارات است؟
نقدی بر اظهارات فرهاد نیلی
یکی از گزارههای رایج در اقتصاد این است که ثبات پولی کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه عربستان و امارات، نتیجه اتصال ارز ملی آنها به دلار آمریکاست. فرهاد نیلی نیز در گفتوگویی با اکوایران، این موضوع را یکی از دلایل اصلی ثبات پولی این کشورها دانسته و مدعی شده است که این کشورها عملاً سیاستگذار پولی مستقلی ندارند.
بررسیهای اکومتر نشان میدهد بخشی از این ادعا با نظریههای شناختهشده اقتصاد بینالملل سازگار است. بر اساس نظریه «سهگانه ناممکن»، هیچ کشوری نمیتواند بهطور همزمان نرخ ارز ثابت، جریان آزاد سرمایه و سیاست پولی کاملاً مستقل داشته باشد. به همین دلیل، عربستان و امارات نیز در تعیین نرخ بهره ناچارند تا حد زیادی خود را با سیاستهای بانک مرکزی آمریکا هماهنگ کنند.
با این حال، این به معنای فقدان بانک مرکزی یا نبود سیاست پولی در این کشورها نیست. بانکهای مرکزی عربستان و امارات همچنان در حوزههایی مانند تنظیم مقررات بانکی، مدیریت نقدینگی، تعیین ذخایر قانونی، حفظ ثبات مالی و مداخله در بازار پول نقشآفرینی میکنند. محدودیت اصلی آنها در مهمترین ابزار سیاست پولی یعنی نرخ بهره است.
اما پرسش مهمتر اینجاست؛ آیا صرفاً میخکوب کردن ارز به دلار میتواند ثبات اقتصادی ایجاد کند؟
تجربه جهانی پاسخ متفاوتی میدهد. اگر تثبیت نرخ ارز به تنهایی ضامن موفقیت اقتصادی بود، کشورهایی مانند آرژانتین، لبنان و برخی اقتصادهای آمریکای لاتین نیز باید مسیر مشابهی را طی میکردند. در حالی که تجربه این کشورها نشان میدهد نظام ارزی ثابت، بدون برخورداری از پیشنیازهای اقتصادی و نهادی لازم، میتواند به بحرانهای شدید ارزی و مالی منجر شود.
در بخش دوم این گزارش، عوامل ساختاری و اقتصادی که باعث موفقیت نسبی نظام ارزی عربستان و امارات شدهاند، بررسی خواهد شد.
سایت اکومتر
@ecometr
@ecometr
۱.۱K
۱۵:۲۵
🟦 آیا میخکوب کردن ارز به دلار راز ثبات اقتصادی عربستان و امارات است؟
نقدی بر اظهارات فرهاد نیلی(قسمت دوم)
بررسیها نشان میدهد آنچه عربستان و امارات را از بسیاری از کشورها متمایز کرده، صرفاً انتخاب نظام ارزی ثابت یا «پگ ارزی» نیست؛ بلکه مجموعهای از عوامل ساختاری است که امکان دفاع از این سیاست را برای آنها فراهم کرده است.
این کشورها از درآمدهای عظیم نفت و گاز، ذخایر ارزی گسترده، صندوقهای ثروت ملی چندصد میلیارد دلاری، بدهی عمومی نسبتاً پایین و مازاد حساب جاری برخوردارند. همین پشتوانه مالی به آنها اجازه میدهد در مواقع ضروری از نرخ ثابت ارز خود دفاع کنند.
با این حال، ارتباط میان پگ ارزی و تورم نیز به آن سادگی که گاهی مطرح میشود نیست. تورم تنها به نرخ ارز وابسته نیست و عواملی مانند کسری بودجه، رشد نقدینگی، بهرهوری، وضعیت بازار کار، قیمت مسکن و سیاستهای مالی نیز نقش مهمی در تعیین سطح عمومی قیمتها دارند. به همین دلیل، تورم عربستان و امارات هرگز دقیقاً برابر با تورم آمریکا نبوده است.
از سوی دیگر، نظام ارزی ثابت بدون هزینه نیست. این کشورها در ازای ثبات نرخ ارز، بخشی از استقلال سیاست پولی خود را واگذار کردهاند. چنین معاملهای ممکن است برای اقتصادهای نفتی با ذخایر ارزی عظیم قابل توجیه باشد، اما لزوماً برای همه کشورها نسخهای قابل اجرا نیست.
بنابراین پرسش اصلی برای ایران نباید این باشد که «چرا ارز را به دلار میخکوب نمیکنیم؟» بلکه باید پرسید آیا اقتصاد ایران از نظر ذخایر ارزی، ساختار بودجه، درآمدهای پایدار ارزی، نظام بانکی و انضباط مالی توان پشتیبانی از یک نظام ارزی ثابت را دارد یا خیر؟
در نهایت، اگرچه فرهاد نیلی به درستی به نقش نظام ارزی ثابت در ایجاد ثبات نرخ ارز و محدود شدن استقلال سیاست پولی اشاره میکند، اما نسبت دادن ثبات اقتصادی عربستان و امارات صرفاً به میخکوب کردن ارز به دلار، سادهسازی یک واقعیت پیچیده است. تجربه جهانی نشان میدهد ثبات ارزی زمانی پایدار خواهد بود که با ذخایر ارزی کافی، انضباط مالی، اعتماد بازار و بنیانهای اقتصادی مستحکم همراه شود.
بررسیهای اکومتر نشان میدهد ثبات اقتصادی عربستان و امارات را نمیتوان صرفاً با «پگ ارزی» توضیح داد و عوامل ساختاری و توان دفاع بلندمدت از این نظام ارزی، نقش تعیینکنندهتری دارند.
سایت اکومتر
@ecometr
@ecometr
۱.۲K
۱۶:۲۲
پاسخ این پرسش در قسمت دوم بررسی خواهد شد.
@ecometr
۱.۱K
۱۶:۴۱
🟡 آیا طبقه متوسط کلید پیشرفت کشورهاست؟ (قسمت دوم)
بررسی نظریههای توسعه و شواهد تاریخی | نقدی بر دیدگاه محمود سریعالقلم
در قسمت نخست، آمارها و تعاریف مربوط به طبقه متوسط را بررسی کردیم. اما پرسش مهمتر این است که آیا بزرگ بودن طبقه متوسط علت توسعه کشورهاست یا خودِ توسعه باعث شکلگیری طبقه متوسط میشود؟
بسیاری از کشورهای توسعهیافته امروز دارای طبقه متوسط گسترده هستند، اما این همزمانی لزوماً به معنای رابطه علت و معلولی نیست. در علوم اجتماعی، همبستگی با علیت تفاوت دارد. اینکه دو پدیده کنار هم دیده شوند، الزاماً به این معنا نیست که یکی دیگری را ایجاد کرده است.
تجربه ژاپن نمونهای روشن از این واقعیت است. پیش از شکلگیری طبقه متوسط گسترده، این کشور اصلاحات ارضی، توسعه صنعتی، سرمایهگذاری سنگین در آموزش، انتقال فناوری، گسترش صادرات و افزایش بهرهوری را تجربه کرد. طبقه متوسط ژاپن محصول این تحولات بود، نه نقطه آغاز آن.
همین الگو در کره جنوبی،
آلمان غربی پس از جنگ جهانی دوم و بسیاری از کشورهای صنعتی دیگر نیز مشاهده میشود. ابتدا تولید، سرمایهگذاری، زیرساختها و نهادهای اقتصادی تقویت شدند و سپس درآمد خانوارها افزایش یافت و طبقه متوسط گسترش پیدا کرد.
نظریههای معتبر توسعه نیز از همین برداشت حمایت میکنند. اندیشمندانی مانند داگلاس نورث، دارون آجماوغلو، جیمز رابینسون و دنی رودریک، توسعه را حاصل شکلگیری نهادهای کارآمد، حکمرانی مناسب، ظرفیت تولیدی و سیاستهای اقتصادی مؤثر میدانند. در این نظریهها، طبقه متوسط نتیجه توسعه است، نه نقطه شروع آن.
البته رابطه میان توسعه و طبقه متوسط یکطرفه نیست. توسعه اقتصادی و حکمرانی کارآمد به شکلگیری طبقه متوسط کمک میکند و طبقه متوسط نیز پس از شکلگیری، با افزایش سرمایه انسانی، تقویت مصرف داخلی، مطالبهگری نهادی و کمک به ثبات اجتماعی، روند توسعه را تداوم میبخشد.
از این منظر، مسئله اصلی اقتصاد ایران صرفاً افزایش تعداد افراد طبقه متوسط نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که بتواند یک طبقه متوسط مولد و پایدار را شکل دهد. رشد سرمایهگذاری، توسعه تولید، افزایش بهرهوری، کنترل تورم، ثبات اقتصاد کلان، بهبود محیط کسبوکار و ارتقای کیفیت حکمرانی از مهمترین پیشنیازهای این مسیر هستند.
جمعبندی:شواهد تاریخی و نظریههای توسعه نشان میدهد که نمیتوان با قطعیت گفت «طبقه متوسط علت اصلی پیشرفت کشورهاست». تجربه جهانی بیشتر حاکی از آن است که طبقه متوسط، محصول رشد اقتصادی، صنعتیشدن و حکمرانی کارآمد است؛ هرچند پس از شکلگیری، به یکی از مهمترین پشتیبانان و حافظان توسعه تبدیل میشود.
بررسیهای اکومتر نشان میدهد ادعای مطرحشده مبنی بر اینکه طبقه متوسط عامل اصلی توسعه کشورهاست، با شواهد تاریخی و نظریههای توسعه همخوانی کامل ندارد.
سایت اکومتر
@ecometr
@ecometr
۱.۴K
۱۵:۵۹
🧮 بنابراین حتی دو برابر شدن قیمت فولاد نیز هزینه تولید خودرو را به اندازه دو برابر افزایش نمیدهد و اثر آن محدودتر است.
@ecometr
۸۲۷
۱۶:۱۲
@ecometr
۶۵۸
۱۶:۵۲
ادعای «منطقه آزاد شدن تهران» و «آزاد شدن واردات خودروهای خارجی به پایتخت» نادرست است. این ادعا از برداشت اشتباه برخی رسانهها از توسعه محدوده منطقه آزاد شهر فرودگاهی امام خمینی (ره) ناشی شده است.
@ecometr
۵۳۹
۱۲:۵۳
🪞 یکی از خطرات مهم در این مسیر، گرفتار شدن در «*اتاق پژواک*» است؛ وضعیتی که فرد فقط روایتهایی را میبیند و میشنود که باورهای قبلیاش را تأیید میکنند. نتیجه آن است که بخشی از واقعیت اجتماعی از دید تصمیمگیر پنهان میماند.
@ecometr
۲۰۵
۱۲:۲۰