خب بچهها صورت سوال رو با دقت بخونید، روی اثرات هر گزینه فکر کنید و جوابتون رو تو نظرسنجی ثبت کنید
پاسخنامه تشریحی و کالبدشکافی کامل این تست رو تا چند ساعت دیگه تو کانال قرار میدیم.
۴۲۰
۱۶:۵۷
تحلیل تست ۱ | مبحث: اقتصاد
پاسخ صحیح: گزینه د
بررسی گزینه الف: افزایش قیمت کالای جانشین باعث افزایش تقاضای کالای X میشود، اما افزایش همزمان قیمت کالای مکمل باعث کاهش تقاضای کالای X میگردد. اگر اثر اول غالب شود، قیمت و مقدار تعادلی افزایش مییابد؛ اما اگر اثر دوم غالب شود، هر دو کاهش مییابند. بنابراین در این حالت نمیتوان با قطعیت اظهار نظر کرد.
بررسی گزینه ب: انتقال منحنی عرضه به سمت راست باعث افزایش مقدار تعادلی و کاهش قیمت میشود. از طرفی، انتقال منحنی تقاضا به سمت چپ باعث کاهش مقدار تعادلی و کاهش قیمت میشود. پس با اطمینان میتوان گفت که قیمت کاهش مییابد، اما اینکه مقدار تعادلی افزایش یا کاهش یابد، کاملاً بستگی به این دارد که کدام اثر قویتر باشد.
بررسی گزینه ج: دریافت مالیات از مصرفکنندگان کالای X باعث کاهش درآمد و قدرت خرید آنها میشود. در نتیجه این اتفاق، تقاضای کالای X کاهش یافته و به دنبال آن، قیمت و مقدار تعادلی نیز کاهش مییابد.
بررسی گزینه د (پاسخ درست): کالای پست (Inferior Good) کالایی است که با درآمد ارتباط منفی دارد؛ یعنی اگر درآمد مصرفکننده کم شود، مصرف آن کالا را افزایش میدهد (مثل سفر با مترو در قیاس با تاکسی، یا لباس دستدوم).اگر دولت از درآمد مصرفکنندگان مالیات بگیرد، پول کمتری برایشان باقی میماند و در نتیجه تقاضای خود را برای کالای پست افزایش میدهند. با افزایش تقاضا، قیمت و مقدار تعادلی کالای X قطعاً افزایش مییابد.
نکته کلیدی:درآمد قابل تصرف (Disposable Income) برابر است با درآمدی که پس از پرداخت مالیات به دولت، برای مصرفکننده باقی میماند و شخص میتواند آن را صرف خرید کالاها و خدمات کند.
نکته کلیدی:درآمد قابل تصرف (Disposable Income) برابر است با درآمدی که پس از پرداخت مالیات به دولت، برای مصرفکننده باقی میماند و شخص میتواند آن را صرف خرید کالاها و خدمات کند.
۳۸۵
۱۶:۲۷
بهترین تدوینگر منطقه،بعد از دیدن حرکات ما جلوی دوربین.
۳۰۴
۱۸:۴۲
"آزمون زیر ذرهبین"
(قسمت اوّل)
دیروز داشتم برای درس آمار محتوا آماده میکردم که رسیدم به بحث امید ریاضی که داخل زندگی روزمره هم خیلی کاربردیه و دست طراح هم برای سؤال دادن ازش کاملا بازه و یک مثالی به ذهنم رسید که هم جالبه هم مفهومی امید ریاضی رو جا میاندازه.تا حالا احیانا به این فکر کردید که چرا داخل آزمونهای چهارگزینهای هر ۳ تا سؤال نادرست ۱ سؤال درست رو از بین میبره؟ یعنی به طور مثال چرا ۴ سؤال نادرست همچین اتفاقی رو رقم نمیزنه؟جواب اصولی این سؤال با امید ریاضی قابل بیانه.به این صورت که اگر متغیر تصادفی پاسخدهی به یک سؤال چهارگزینهای رو به صورت صفر و یک ترسیم کنید یعنی اگر جواب غلط انتخاب بشه نتیجه صفر بشه و اگر درست انتخاب بشه نتیجه یک بشه و بعد از این خود تابع احتمالاتی رسم بشه به این صورت که ۳ گزینه غلطن فلذا ۳ گزینه ۰.۲۵ احتمال دارن که غلط بشن و یک گزینه هم به همون احتمال درست میاد و اگر این احتمالات رو در همون صفر و یک مرحله قبلی ضرب کنیم تا امید ریاضی رو به دست بیاریم عددی که حاصل برابر ۰.۲۵ میشه.حالا شاید سؤال پیش بیاد که اصلا این عدد حاصل شده معنیش چیه؟ پاسخ اینه که به طور متوسط یا میانگین اگر شما به سؤالات پاسخدهی شانسی داشته باشید در هر ۴ سؤال، ۱ سؤال درست خواهید داشت ولی به این شرط مهم که تعداد آزمایشها یا در این مثال تعداد سؤالها کم نباشن و تعداد قابل توجهی داشته باشن چون در غیر این صورت این نسبت لزوما اتفاق نمیافته. بر مبنای همین محاسبات نمره منفی به نسبت ۳ به ۱ در نظر گرفته میشه که اگر احیانا فردی آزمون رو کاملا به صورت شانسی جواب داد به طور متوسط درصد ۰ رو کسب کنه.به همین ترتیب اگر توی آزمونی ما سؤالات پنج گزینهای داشته باشیم نسبت نمره منفی باید تغییر بکنه و تبدیل بشه به ۴ به ۱.این یکی از کاربردهای قشنگ امید ریاضیه که داخل آزمونی که میدید مؤثره.حالا یه سؤال راجع به استراتژی آزمون دادن!آیا شما در آزمون تستی وقتی بین دو گزینه شک میکنید اون تست رو جواب میدید یا نه؟ وقتی مفهوم امید ریاضی رو دخیل کنیم باید توی این زمانها دقیقا چی کار بکنیم؟@econoly
(قسمت اوّل)
دیروز داشتم برای درس آمار محتوا آماده میکردم که رسیدم به بحث امید ریاضی که داخل زندگی روزمره هم خیلی کاربردیه و دست طراح هم برای سؤال دادن ازش کاملا بازه و یک مثالی به ذهنم رسید که هم جالبه هم مفهومی امید ریاضی رو جا میاندازه.تا حالا احیانا به این فکر کردید که چرا داخل آزمونهای چهارگزینهای هر ۳ تا سؤال نادرست ۱ سؤال درست رو از بین میبره؟ یعنی به طور مثال چرا ۴ سؤال نادرست همچین اتفاقی رو رقم نمیزنه؟جواب اصولی این سؤال با امید ریاضی قابل بیانه.به این صورت که اگر متغیر تصادفی پاسخدهی به یک سؤال چهارگزینهای رو به صورت صفر و یک ترسیم کنید یعنی اگر جواب غلط انتخاب بشه نتیجه صفر بشه و اگر درست انتخاب بشه نتیجه یک بشه و بعد از این خود تابع احتمالاتی رسم بشه به این صورت که ۳ گزینه غلطن فلذا ۳ گزینه ۰.۲۵ احتمال دارن که غلط بشن و یک گزینه هم به همون احتمال درست میاد و اگر این احتمالات رو در همون صفر و یک مرحله قبلی ضرب کنیم تا امید ریاضی رو به دست بیاریم عددی که حاصل برابر ۰.۲۵ میشه.حالا شاید سؤال پیش بیاد که اصلا این عدد حاصل شده معنیش چیه؟ پاسخ اینه که به طور متوسط یا میانگین اگر شما به سؤالات پاسخدهی شانسی داشته باشید در هر ۴ سؤال، ۱ سؤال درست خواهید داشت ولی به این شرط مهم که تعداد آزمایشها یا در این مثال تعداد سؤالها کم نباشن و تعداد قابل توجهی داشته باشن چون در غیر این صورت این نسبت لزوما اتفاق نمیافته. بر مبنای همین محاسبات نمره منفی به نسبت ۳ به ۱ در نظر گرفته میشه که اگر احیانا فردی آزمون رو کاملا به صورت شانسی جواب داد به طور متوسط درصد ۰ رو کسب کنه.به همین ترتیب اگر توی آزمونی ما سؤالات پنج گزینهای داشته باشیم نسبت نمره منفی باید تغییر بکنه و تبدیل بشه به ۴ به ۱.این یکی از کاربردهای قشنگ امید ریاضیه که داخل آزمونی که میدید مؤثره.حالا یه سؤال راجع به استراتژی آزمون دادن!آیا شما در آزمون تستی وقتی بین دو گزینه شک میکنید اون تست رو جواب میدید یا نه؟ وقتی مفهوم امید ریاضی رو دخیل کنیم باید توی این زمانها دقیقا چی کار بکنیم؟@econoly
۳۱۱
۱۱:۵۶
راستی داریم یه دوره برای المپیاد اقتصاد ضبط میکنیم.داخلش از صفر تا صد مسیر رو ترسیم میکنیم و با هم میریم جلو.برای سال بعد کلی برنامه خفن دیگه هم داریم.منتظرمون باشید...!
@econoly
@econoly
۳۰۵
۱۲:۰۹
"آزمون زیر ذرهبین"
(قسمت دوّم)
اگر بین ۲ گزینه شک داشتیم تست رو بزنیم یا نه؟
شهود خیلی از آدمها مخصوصا سر آزمون بهشون میگه که نزدن انتخاب امنتریه و خب معمولا هم به این ندای درونی عمل میکنن. امّا ریاضی همیشه موافق نیست!
فرض کنید یک آزمون چهار گزینهای داریم و نمره منفی هم مثل همیشه است:
پاسخ درست: ۱+پاسخ نادرست: ۰.۳۳-
اگر بین ۲ گزینه شک داشته باشیم، یعنی این که:
احتمال درست زدن: ۰.۵احتمال غلط زدن: ۰.۵
حالا اگر امید ریاضی این تصمیم را حساب کنیم:
(1*0/5)+(-0/33*0/5)=0/33
همون طور که مشخصه امید ریاضی این تصمیم مثبته و در بلند مدت و تعداد تستهای بالا به طور متوسط جواب دادن شانسی در حالت شک بین ۲ گزینه سود بیشتری خواهد داشت.
اینجا نقطهایه که آزمون از صرفِ بلد بودن یا نبودن، تبدیل میشه به تصمیمگیری با ریسک ولی نه ریسک بدون منطق.
حالا یه سؤال، اگر از نظر ریاضی جواب دادن در این حالت بهتره، پس چرا اکثر آدمها در چنین موقعیتی تست رو رها میکنن و رد میشن؟
@econoly
(قسمت دوّم)
اگر بین ۲ گزینه شک داشتیم تست رو بزنیم یا نه؟
شهود خیلی از آدمها مخصوصا سر آزمون بهشون میگه که نزدن انتخاب امنتریه و خب معمولا هم به این ندای درونی عمل میکنن. امّا ریاضی همیشه موافق نیست!
فرض کنید یک آزمون چهار گزینهای داریم و نمره منفی هم مثل همیشه است:
پاسخ درست: ۱+پاسخ نادرست: ۰.۳۳-
اگر بین ۲ گزینه شک داشته باشیم، یعنی این که:
احتمال درست زدن: ۰.۵احتمال غلط زدن: ۰.۵
حالا اگر امید ریاضی این تصمیم را حساب کنیم:
(1*0/5)+(-0/33*0/5)=0/33
همون طور که مشخصه امید ریاضی این تصمیم مثبته و در بلند مدت و تعداد تستهای بالا به طور متوسط جواب دادن شانسی در حالت شک بین ۲ گزینه سود بیشتری خواهد داشت.
اینجا نقطهایه که آزمون از صرفِ بلد بودن یا نبودن، تبدیل میشه به تصمیمگیری با ریسک ولی نه ریسک بدون منطق.
حالا یه سؤال، اگر از نظر ریاضی جواب دادن در این حالت بهتره، پس چرا اکثر آدمها در چنین موقعیتی تست رو رها میکنن و رد میشن؟
@econoly
۲.۳K
۱۰:۱۰
“آزمون زیر ذرهبین”
(قسمت سوّم)
چرا اکثر افراد ریسک را نمیپذیرند و طبق منطق ریاضی تصمیم نمیگیرند؟
در قسمت قبل دیدیم که اگر در یک تست بین دو گزینه شک کنیم، منطقی است که آن تست را بزنیم چون در بلندمدت به سود ماست.
اما در عمل، اکثر افراد این کار رو انجام نمیدن.
یکی از مفاهیم معروف اقتصاد رفتاری میتونه این رفتار رو توضیح بده.
“ذهن انسان معمولا «ضرر» را بیشتر از «سود» احساس میکند.”
ناراحتی اشتباه زدن برای ما شدیدتر از خوشحالیه درست زدنه. سر جلسه امتحان یا هر جای دیگهای در زندگی، ما به دنبال انتخابی هستیم که برامون امنتر باشه.
ما به دنبال درست زدن نیستیم؛بلکه به دنبال اشتباه نزدن هستیم.
این رویکرد خیلی از اوقات منطقیترین استراتژی ممکن نیست.
اقتصاد رفتاری به این پدیده میگه:
زیانگریزی(Loss aversion)
و جالبه که این پدیده فقط مربوط به آزمون نیست و داخل زندگی روزمره، سرمایهگذاری و تصمیمهای مهم دیگه تأثیرگذاره.
«در نهایت ذهن ما ضرر را بزرگتر از چیزی که هست احساس میکند.»
حالا یه سؤال، اگر انسان اینقدر از ضرر فراری و به دنبال انتخاب امن میگرده، چرا بعضی وقتها خطرناکترین تصمیمهای ممکن را میگیره؟
@econoly
(قسمت سوّم)
چرا اکثر افراد ریسک را نمیپذیرند و طبق منطق ریاضی تصمیم نمیگیرند؟
در قسمت قبل دیدیم که اگر در یک تست بین دو گزینه شک کنیم، منطقی است که آن تست را بزنیم چون در بلندمدت به سود ماست.
اما در عمل، اکثر افراد این کار رو انجام نمیدن.
یکی از مفاهیم معروف اقتصاد رفتاری میتونه این رفتار رو توضیح بده.
“ذهن انسان معمولا «ضرر» را بیشتر از «سود» احساس میکند.”
ناراحتی اشتباه زدن برای ما شدیدتر از خوشحالیه درست زدنه. سر جلسه امتحان یا هر جای دیگهای در زندگی، ما به دنبال انتخابی هستیم که برامون امنتر باشه.
ما به دنبال درست زدن نیستیم؛بلکه به دنبال اشتباه نزدن هستیم.
این رویکرد خیلی از اوقات منطقیترین استراتژی ممکن نیست.
اقتصاد رفتاری به این پدیده میگه:
زیانگریزی(Loss aversion)
و جالبه که این پدیده فقط مربوط به آزمون نیست و داخل زندگی روزمره، سرمایهگذاری و تصمیمهای مهم دیگه تأثیرگذاره.
«در نهایت ذهن ما ضرر را بزرگتر از چیزی که هست احساس میکند.»
حالا یه سؤال، اگر انسان اینقدر از ضرر فراری و به دنبال انتخاب امن میگرده، چرا بعضی وقتها خطرناکترین تصمیمهای ممکن را میگیره؟
@econoly
۲.۴K
۱۴:۳۴
آزمون زیر ذرهبین”
(قسمت چهارم)
چرا بعضی اوقات انسانها ریسکهای بزرگی میکنند؟
واقعیت اینه که رفتار آدمها بستگی به برداشت از وضعیتشون داره.
اگر حس کنیم که در وضعیت برد قرار داریم، ریسکپذیری ما کم میشه و اینجا ضرر کردن برای ما دردناکه.
از طرف دیگه وقتی احساس کنیم که در وضعیت باخت قرار داریم، ذهن کم کم حاضر میشه که هزینههای بیشتری متحمل بشه تا همون ضرر رو جبران کنه.
عملا همه چیز روی ذهنیت ما میچرخه، ما نمیخوایم به هیچ نحوی بردمون رو از دست بدیم ولی حاضریم به هر نحوی اون رو به دست بیاریم.
این وضعیت فقط در آزمون رخ نمیده و در اقتصاد و سرمایهگذاری هم دیده میشه.
آدمها وقتی احساس باخت میکنن لزوما قرار نیست منطقیترین باشن، بعضا حتی ریسکپذیرترین بشن.
بزرگترین ریسکها از امید به آینده نمیان؛از ترسِ باختن میان.
حالا یه سؤال، اگر تکتک تصمیمهای ما این قدر احساسیان، پس چیزی که بهش میگیم تصمیم منطقی دقیقا چیه؟
@econoly
(قسمت چهارم)
چرا بعضی اوقات انسانها ریسکهای بزرگی میکنند؟
واقعیت اینه که رفتار آدمها بستگی به برداشت از وضعیتشون داره.
اگر حس کنیم که در وضعیت برد قرار داریم، ریسکپذیری ما کم میشه و اینجا ضرر کردن برای ما دردناکه.
از طرف دیگه وقتی احساس کنیم که در وضعیت باخت قرار داریم، ذهن کم کم حاضر میشه که هزینههای بیشتری متحمل بشه تا همون ضرر رو جبران کنه.
عملا همه چیز روی ذهنیت ما میچرخه، ما نمیخوایم به هیچ نحوی بردمون رو از دست بدیم ولی حاضریم به هر نحوی اون رو به دست بیاریم.
این وضعیت فقط در آزمون رخ نمیده و در اقتصاد و سرمایهگذاری هم دیده میشه.
آدمها وقتی احساس باخت میکنن لزوما قرار نیست منطقیترین باشن، بعضا حتی ریسکپذیرترین بشن.
بزرگترین ریسکها از امید به آینده نمیان؛از ترسِ باختن میان.
حالا یه سؤال، اگر تکتک تصمیمهای ما این قدر احساسیان، پس چیزی که بهش میگیم تصمیم منطقی دقیقا چیه؟
@econoly
۱۷۲
۱۰:۴۶
آزمون زیر ذرهبین”
(قسمتِ آخر)
در این فصل راجع به رفتارهای فردی صحبت کردیم و دیدیم که آدمها، بعضی وقتا منطقیترین تصمیم رو نمیگیرن.
یه جاهایی که باید ریسک بکنن نمیکنن، و از اون طرف یه جاهایی که دیگه نباید ریسک کنن، ریسک میکنن.
همهی این تصمیمها برمیگرده به ترس آدمها از ضرر کردن و همین یکی از بزرگترین نقطهضعفهای ماست.
اما یک سؤال مهم باقی میمونه:
اگر رفتارها صرفا مربوط به یک فرد نباشه چی؟اگر مردم،همزمان با هم،با ترسهای مشابه،با امیدهای مشابه،و واکنشهای مشابه تصمیم بگیرند،چه اتفاقی میافتد؟
اونجا دیگه فقط یک تصمیم رو بررسی نمیکنیم و باید با الگوها رو به رو بشیم.
شاید موفقیت بیشتر از پول، به شناخت همین الگوها وابسته باشد.
«پایان فصل اوّل»
ادامه دارد…
(قسمتِ آخر)
در این فصل راجع به رفتارهای فردی صحبت کردیم و دیدیم که آدمها، بعضی وقتا منطقیترین تصمیم رو نمیگیرن.
یه جاهایی که باید ریسک بکنن نمیکنن، و از اون طرف یه جاهایی که دیگه نباید ریسک کنن، ریسک میکنن.
همهی این تصمیمها برمیگرده به ترس آدمها از ضرر کردن و همین یکی از بزرگترین نقطهضعفهای ماست.
اما یک سؤال مهم باقی میمونه:
اگر رفتارها صرفا مربوط به یک فرد نباشه چی؟اگر مردم،همزمان با هم،با ترسهای مشابه،با امیدهای مشابه،و واکنشهای مشابه تصمیم بگیرند،چه اتفاقی میافتد؟
اونجا دیگه فقط یک تصمیم رو بررسی نمیکنیم و باید با الگوها رو به رو بشیم.
شاید موفقیت بیشتر از پول، به شناخت همین الگوها وابسته باشد.
«پایان فصل اوّل»
ادامه دارد…
۱۶۵
۸:۴۱