امام شهید، امام ایران
باسمه تعالی
بعثت مردمی ۱
زمانهایی که اراده خداوند بر ایجاد تغییرهای جدی در جوامع قرار میگیرد، حتما ارتقاء قابل توجهی در اراده و کنشهای جمعی جامعه قابل رصد است.
در تاریخ اسلام، یکی از این مواقف جنگ بدر است. بدر، اولین جنگ رمضان، از منظر تغییر رفتار جامعه اسلامی یک نقطه عطف است.
عمده درگیریهای بین مسلمین و کفار از هجرت تا قبل از بدر، تنشهای کوچکی است با هدف تحت فشار گذاشتن جریان تجارت و البته امنیت وابسته به تجارت قریش. بهانه معقول مسلمین هم پاسخ به ظلمهایی است که قریش نسبت به آنان در دوران مکی دعوت اعمال کرده بود، و البته مشرکین تحرکات محدودی هم در این بازه کوتاه علیه مدینه داشتند؛ هرچند طرح پیامبر در گسترش اسلام مشخصا بسیار بزرگتر از صرف پاسخ به این ظلمها بود.
کنشگر اصلی در این درگیریها عمدتا مهاجرین بودند، چون از دیار رانده و مورد ظلم واقع شده بودند. حضور انصار تا این زمان عمدتا حاشیهای بود. جمع معدودی یا از عرق دینی و یا با هدف دستیابی به غنائم با غزوات و سرایا همراه میشدند. ظاهر مفاد بیعت عقبه ثانی و صحیفه مدینه (میثاقنامهای که در ابتدای استقرار حضرت (ص) در مدینه با انصار و یهود و مهاجرین بسته شد) الزام انصار در دفاع بود و نه جهادهای ابتدایی؛ و ان بينهم النصر على من حارب أهل هذه الصحيفة.
بدری هم که مسلمین طراحی کرده بودند در راستای همان درگیریهای سابق بود ولی با ابعادی بزرگتر؛ هدف کاروان تجاری بزرگ قریش از مکه به شام بود. قرار بود در مسیر برگشت از شام، مسلمین به کاروان در منطقه بدر حمله کنند. برای اقدام در همین سطح هم البته گروهی از مسلمین دلچرکین بودند: وَإِنَّ فَرِيقࣰا مِّنَ ٱلمُؤمِنِينَ لَكَٰرِهُونَ.
پس از خروج مسلمین از مدینه، مشخص شد احتمال درگیری هم با کاروان تجاری وجود دارد، هم با کاروان نظامی قریش که به نیت حمایت از تجار به سمت مدینه حرکت کرده بود. در حالیکه مسلمین دوست داشتند با کاروان تجاری روبرو شوند، اراده خداوند اما بر وقوع درگیری جدیتر با هسته نظامی اصلی قریش بود. وَإِذ يَعِدُكُمُ ٱللَّهُ إِحدَى ٱلطَّآئِفَتَينِ أَنَّهَا لَكُم وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيرَ ذَاتِ ٱلشَّوكَةِ تَكُونُ لَكُم وَيُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُحِقَّ ٱلحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَيَقطَعَ دَابِرَ ٱلكَٰفِرِينَ.
نقطه عطف زمانی رخ داد که مشخص شد کاروان تجاری گریخته و لشکر نظامی قریش در آستانه درگیری با گروه کوچک مسلمانان است. پیامبر (ص) در این لحظه در نزدیکی بدر، همه را جمع کردند.
نکته مهم در این شرایط آن است که پیامبر (ص) سررشته سخن را به دست مسلمین میدهند تا خود گوهر ایمانی خود را بروز و صیقل دهند. فضا از خطابه یک طرفه پیامبر (ص) به سخن گفتن یاران تبدیل میشود.
ابتدا برخی مهاجرین صحبت میکنند و اعلام وفاداری. اما پیامبر (ص) منتظر انصارند. رکن جامعه اسلامی انصارند و تصور بر این بود که انصار فقط در مدینه از پیامبر (ص) دفاع خواهند کرد؛ كان يظنّ أنّ الأنصار لا تنصره إلّا فى الدار، و ذلك أنهم شرطوا له أن يمنعوه ممّا يمنعون منه أنفسهم و أولادهم.
سعد بن معاذ، بزرگ اوس، متوجه میشود که حضرت (ص) منتظر واکنش انصارند. پس خطابهای طوفانی میخواند: إنّك عسى أن تكون خرجت عن أمر قد أوحى إليك فى غيره، و إنّا قد آمنا بك و صدّقناك، و شهدنا أنّ كلّ ما جئت به حقّ، و أعطيناك مواثيقنا و عهودنا على السّمع و الطاعة. ظاهرا بر کاری (از مدینه) خارج شدی که خداوند غیر آن را به تو وحی کرده. ولی مهم نیست، ما ایمان آوردهایم! صحنه تغییر میکند. حسابوکتابها و کندیهای قبلی جای خود را به شعور ایمانی میدهند و زمینه برای نصرت خاص الهی آماده میشود.
ماحصل این واقعه، ارتقاء جنس کنش انصار در حمایت پیامبر (ص) از یک پیمان حقوقی، به حقیقتی ایمانی است. مدیریت پیامبر (ص)، شرایط میدان، و تبیین جوشیده از دل خود انصار، آنان را به ماهیت ایمان به رسول الله (ص) متنبه میکند.
انصاری که یکی از انگیزههای مهمشان برای پذیرش اسلام، رهایی از جنگهای چندین ساله بین خودشان بود، الان خود را وسط درگیری با قریش و ائتلافی که طبیعتا پس از این ایجاد میشد، میدیدند. و انتخاب کردند تا به لوازم سخت ایمانشان پایبند باشند. و خداوند برکاتش را بدین سبب نازل فرمود.
اساسا بخش مهمی از ماجرای بعثت مردمی است. نه اینکه صرفا مردم وظیفهای را به دوش گیرند و تحمل مسئولیت نمایند. خود فرایند برانگیخته شدن مردم، مردمی است.
امام شهید، امام ایران
@emame_shahid_emame_iran
۱.۷K
۱۲:۳۴
۷۸۳
۹:۲۴
۴۶۳
۹:۳۰
باسمه تعالی
محمد طلایی
شرایط کنونی، هر طور که باشد، تحت هیچ شرایطی نباید یک دستی جامعه در تقابل با آمریکا و اسرائیل و جهت دشمنی با این دو غده فساد را تغییر دهد.
با اتحاد یک چهله مقاومت را با افتخار پشت سر گذاشتیم، پس از بحران های عجیب اجتماعی این اواخر. به واسطه یک کنش مسئولینی که حتما انقلابی و حتما دلسوز هستند، در سطح مجلس، شعام و مرتبطین نظامی، ولو نقدهایی داشته باشیم، صفوف را به هم نزنیم. اختلافاتمان از شکاف های دی ماه بیشتر نیست.
هر نقدی به تصمیمات مسئولین، هرچه باشد، شرایط از مذاکرات مک فارلین بدتر نیست. همان امامی که مسئولین را از ادامه روند مذاکرات منع کردند، پس از افشا شدن مذاکرات توسط روزنامه لبنانی در سال 65، اجازه بالا گرفتن انتقادات از مسئولین را به برخی از سیاسیون ندادند و به تندی برخورد کردند و تمام توان سیاسی کشور را به سمت رسوا کردن ایالت متحده متوجه نمودند. چون واقعا با افشای گفتگوها در آن سمت ماجرا یک بلوای سیاسی به راه افتاد که به چالش های دامنه داری برای دستگاه سیاسی آمریکا منجر شد.
در حالیکه طی حدود یک هفته، برخی نمایندگان و سیاسیون از وجود ارتباطات پنهان برآشفته و قصد طرح سوال از ولایتی، وزیر خارجه را داشتند، امام در سخنرانی 29 آبان 65، بر وجه شکست آمریکا تمرکز کرده و این طور آغاز کردند: یک امر مهمی که در این روز عید باید تبریک به همه عرض بکنم، این انفجار عظیمی است که در کاخ سیاه واشنگتن رخ داد و این رسوایی بسیار مهمی که برای سران کشور امریکا پیدا شد. ... این متفرقه گویی و اضطرابی که در کاخ سفید پیدا شد و در طرفدارهای امریکا، حکایت از عظمت مساله میکند یک مقام عالی رتبه- به قول خودشان- از امریکا به طور قاچاق و با تذکره جعلی وارد ایران میشود ... آنی که ادعا میکند که اگر من به شوروی رفته بودم، رئیس شوروی سه مرتبه دیدن من میآمد، گمان میکند اینجا هم شوروی است!
طبعا ابهام های فراوانی در مورد کم و کیف این تصمیم وجود دارد، در حالیکه در زمان نگارش این متن، علائم اولیه نقض آتش بس از سوی رژیم اسرائیل به وضوح نمایان شده است. اما هیچ جای درگیر کردن ذهن مردم به جبهه خودی نیست، همه شرور از آمریکا برمی خیزد، ذهن مردم کف خیابان نباید به سمت مسئولین بچرخد. کماکان ما در ادامه جنگ رمضانیم و مردم باید یک پارچه در خیابان شعار مقاومت بدهند.
آتش بس بخشی از صلح نیست، یک مرحله از جنگ است.
امام شهید، امام ایران
@emame_shahid_emame_iran
۱.۱K
۱۰:۲۴
۱. در مورد رابطۀ ایمان و عقل یک خطا، یکی دیدن نتایج عقل ناقص عملی با عقل فلسفی برهانی است.ما ناچار از ظنونمان به اسم عقلانیت برای تدبیر بهره میبریم. اما مشکل آنجاست که از این تدابیر در برابر گزارههای صریح ایمانی و یا برای تفسیر دایرۀ تاثیرشان استفاده و در نهایت گزارههای ایمانی را حد میزنیم. درحالیکه برعکس، ایمانی که توحید، عقلیترین حقیقت عالم را فریاد میزند، باید عقل عملی را به دنبال خود بکشد. طبعا این تذکر دعوت به تعطیل تدبیر نیست بلکه دعوت به کار کشیدن از عقل عملی در راستای هماهنگی با قطعیات ایمانی است.
۲. دایره وللّه جنود السماوات والارض چقدر است؟ شامل تکنولوژی جدید نمیشود؟متناسب با حال مدرن کاذب بینیازی از عالم غیب، برای بعضی از ما دایره قدرت خدا بیشتر در طبیعیات ملموس است تا مصنوعات. در حالیکه تفاوتی نیست. در قرآن مکرر به مهار دریا توسط فناوری کشتی اشاره میشود. طبعا همگی به فراگیری قدرت خداوند معتقدیم، ولی کفه محاسبات ظاهری در امور تکنولوژیک راحتتر میچربد. این مسئله در برابر تکنولوژیکترین دشمنان تاریخ بیشتر رهزن است.
۳. ذیل دین، پیشرفت وقتی واقعا رخ میدهد که ایمان مردم ارتقا یابد.
همۀ پیشرفتهای مادی که حتما هم باید باشند، مقدمه پیشرفت ایمانی است. مغز ایمان هم درک عجز و فقر مطلق در برابر بارگاه الهی و انحصار تاثیر در اختیار خداوند است. این یعنی قطعا در مسیر چالش با استکبار، ما به نقاطی میرسیم که به حسب ظاهر توان مادی جواب نمیدهد، ولی قدرت خداوند بروز میکند، و از قضا اینها نقاط عطف و اصلی پیشرفتند.
۱.۳K
۱۲:۰۱
@sotoor_ra
۱۴۲
۱۱:۰۴
معماری نظام انقلابی و آقایی امام شهید (قدس سره)
محمد طلایی
در شرایطی قرار گرفتهایم که هر کنشی به دلیل حساسیت اوضاع، ضریبی چندبرابری میخورد. نه فقط تصمیم به جنگ و آتشبس در لایه بالادستی نظام، که پرچم تکان دادن یک طفل در شهری دورافتاده میتواند برگی از جنگ نرم را ورق بزند، ایجاد یک موج حضور مردمی و حماسی در یک شهر میتواند سرنوشت معنوی آن را تا چند دهه متاثر کند، دست نزدن به خرابههای بمباران یک ساختمان در یک دانشگاه یا تعمیر سریع پل راهآهن در نقطهای در وسط بیابان میتواند تصویر جنگ برای ایرانیان در نزد دنیا را عوض کند. اما از همه اینها مهمتر و بالاتر، برآیند نحوه تعامل جامعه ایرانی با همدیگر، حول دفاع مقدس جدید و وظیفه الهیاش است. اینجاست که یک ملت ظرفیتش برای آقایی و بزرگی را بروز میدهد و آحاد جامعه باید با نهایت احتیاط با آن مواجه شوند.
همین محمل، مهمترین بستر بروز آقایی و بزرگی امام شهید (قدس سره) بود. جمع بین وظیفه الهی با تمامی خطوط پررنگ انقلابی آن با مردمداری و تعامل حداکثری با نخبگان، حقیقتا یک هنر عجیب بود و او تمام ملاحظاتش را برای حفاظت از این پدیده پیچیده به کار برد.
خلق محیط کلان اقدام و کنش الهی برای جامعه و قرار دادن انسانهایی با سلیقههای مختلف در آن که بعضا با مزاج انقلابی زوایای جدی داشتند، شاهکار معماری امام شهید (قدس سره) است.
محافظت از این محیط اقدام و انسانهای درون آن با صبری طاقتفرسا و رواداری فوقالعاده، آن هم در ابعاد یک ملت و حتی فراتر از آن، یک منطقه، به رعایت همزمان نکات زیادی وابسته است:- خطوط اصلی گفتمان انقلاب اسلامی برجسته بماند و تا جای ممکن رعایت شود.- عاملیت تودههای انسانی مراعات شود و مردم تبدیل به مخاطب صرف نشوند.- در عین حال فضا متشتت نشود و اعتمادها از همدیگر سلب نشود.- حرکت در ابعاد یک نظام ساختیافته که ظرفیت ایجاد یک تمدن را دارد به پیش برود.- تمایز لایههای متفاوت کنش نخبگانی و تودگانی یا آشکار و پنهان رعایت شود.و ملاحظاتی از این دست.
اما در مجموع، امام شهید (قدس سره) بر لبه شمشیر حرکت میکرد. از یک سو گفتمان را در اوج نگاه میداشت:- قبح و زشتی مذاکره با آمریکا را تا آخرین لحظه فریاد زد- دست از حرمت سیاسی کشف حجاب نکشید- بر خطوط کلی ایده خاص اسلامی-ایرانی پیشرفت نظام، یعنی استقلال و پیشرفت علمی درونی وفادار ماند- با تمام وجود پای ایده محور مقاومت ماند- فتوای حرمت سلاح هستهای را تغییر نداد- در عین حال کشور را آماده یک جنگ بزرگ با استکبار زمانه کرد.
از سوی دیگر بر حفظ قواره کلی این ملت و پرهیز از فروکاست آن به عاملیتهای خرد و پراکنده به بهانه صیانت از مردمسالاری، کاملا تحفظ داشت. امام شهید با پدیده عاملیتهای مردمی خیلی با احتیاط برخورد میکرد، نه به دلیل ترس، بلکه به این دلیل که اقتضای اینزمانی نظامات سیاسی را میفهمید.
همو که گفتمان آتش به اختیار را مطرح کرد، مدام به رعایت ملاحظات صحنه، عدم علم، پرهیز از انتقاد بیجا و اعتماد به ساختار کارشناسی و برآیند تصمیم مسئولین انذار میداد. این نه به معنای عدم نقد مسئولین است، بلکه انذار برای طراحی درست حرکتهای مردمی است.
او در امتداد رویکرد امام راحل (ره) در ایجاد انقلاب، فهمیده بود که برای رسیدن به حرکت یک دست همگانی در جامعه ایرانی، هم باید صبر و سعه صدر فراوان داشت، هم به لحاظ ساختاری در نقطه درست طراحی جنبش اجتماعی ایستاد تا حرکت به خردهجریانی غر زن و بیاثر تبدیل نشود.
امام شهید، امام ایران@emame_shahid_emame_iran
۱.۴K
۱۱:۰۳
به عکس این دیدگاه، کنش مردم، پس از شهادت رهبر انقلاب نه بر اساس فشار ساختار که مبتنی بر ایمانی درونی و پذیرش نقش در این موقعیت جدید به وجود آمد؛ درحالی که میتوانست مسیر جنگ با عدم پذیرش نقش از طرف مردم مسیر دیگری را بپیماید.
ادامه در فرستهی بعد...
#جنگ_رمضان
@maktabe_emaam
۵۵
۶:۳۴
#یادداشت
... ادامهی فرستهی قبل
برخلاف دیدگاههای مطرح شده، این الگو، بحران را فرصتی برای شکوفایی مسئولیتپذیری جمعی میداند. تشکیل گروههای جهادی در بحرانهای معاصر مصداقی از این چارچوب فکری است. این دیدگاه چون بر ایمان جمعی تکیه دارد مسئولیتپذیری را تنها سلسلهمراتبی پیش نمیبرد. «مسئولیتپذیری افقی»، سازوکارهایی میآفریند که قادر به پرکردن خلأهای نهادی در شرایط بحران هستند. «تکلیفگرایی دینی» با ایجاد انگیزش فرامادی، پایداری کنش مسئولانه را در شرایط سخت تضمین میکند؛ پدیدهای که در مدلهای غربی فاقد معادل است.
در نتیجه این سطور، میتوان چنین گفت که فهم کنش مردم در جنگ رمضان فراتر از چارچوب مفهومی علوم اجتماعی متداول است. اگرچه نظام فکری جایگزین هنوز استقرار علمی نیافته؛ اما ظرفیت صورتبندی نظریه اجتماعی را دارا است.سوال این است که چگونه میتوان نظریه شهید آیت الله خامنهای را برای فهم واقعیت امروزمان صورتبندی کنیم؟
این مختصر، تاملی کوتاه در این مسئله مهم بود که نگارنده درنظر دارد همراه با ملاحظات علمی شما فرهیختگان علوم انسانی، در ویراست جدید نواقص آن را برطرف کرده و بحث را توسعه دهد.
" />
محمدمهدی حسینزاده
#جنگ_رمضان
@maktabe_emaam
این مختصر، تاملی کوتاه در این مسئله مهم بود که نگارنده درنظر دارد همراه با ملاحظات علمی شما فرهیختگان علوم انسانی، در ویراست جدید نواقص آن را برطرف کرده و بحث را توسعه دهد.
#جنگ_رمضان
@maktabe_emaam
۵۸
۶:۳۵
خداوکیلی بیخیال حدیبیه شوید
محمد طلایی
از دستاویزهای جدید مذاکره، ماجرای حدیبیه است به عنوان الگوی انعطاف مقابل دشمن درعین حفظ اقتدار. مثل قرائت مشهور از صلح امام حسن (ع) هم تحمیلی نیست؛ پس میتوان به آن تمسک کرد و وارد بده بستان با آمریکا شد.
بیان جریان #نومذاکرهکار هم این است که پیامبر (ص) پس از احزاب، که پیام اقتدار به دنیای عرب بود و هیمنه قریش را شکست، در حدیبیه با مشرکین وارد بده بستان شدند. امتیازهایی هم دادند که توسط تندروهای داخلی (خلیفه دوم منظور است، قبلا برچسب خوارج استفاده میشد، جدیدا اینهم اضافه شده) مورد اعتراض قرار گرفت. پس الان هم بعد از جنگهای اخیر که به هیمنه دشمن ضربات جدی زده و ابهت ابرقدرتی آمریکا را شکستیم، میتوانیم وارد فرایند نقد کردن آوردههای میدان با مذاکره شویم.
اما این قیاس معالفارق است. بادقت بخوانید
به دلیل رویکرد بسیار جسورانه پیامبر (ص) در گسترش اسلام، مدینه به سرعت و حتی از قبل احزاب، وارد فاز انبساطی شدیدی در توسعه دعوت اسلام و تحرک بسیار در ایجاد روابط امنیتی با قبائل مختلف، و نه صرفا رویارویی با قریش شده بود. رویکرد پیامبر (ص) در طول بازه مدنی اساسا تهاجمی بود نه دفاعی. هرچند جنگهای مهمی مثل احد و خندق دفاعی بود، ولی کلیت حرکت، با تحرکی بالا، تهاجمی بود. البته تهاجم لزوما همراه با جنگ نبود. در کنار جنگها، از اعزام مبلغ تا اقناع یا اجبار قبائل به اتحاد امنیتی با دولت اسلامی، بخشی از این رویکرد تهاجمی بود. تحرکات پیامبر (ص) پس از احزاب و بنیقریظه، ذیل همین رویه بود. حدود ۲۰ غزوه و سریه در نقاط مختلف، در بازه یک سال بین احزاب تا حدیبیه گزارش شده. قریش هرچند دشمن اصلی و نقطه عطف مبارزه بود، ولی مدینه معطل قریش نبود. این تصور که پیامبر (ص) اول کار قریش را یکسره کرده بعد سراغ گام بعد رفتند رهزن است!
نقطه اوج این تحرک، کاروان ۱۵۰۰نفره پیامبر (ص) برای حج در سال ششم بود. این حرکت صرفا مناسک سادۀ حج نبود، یک هجوم آشکار سیاسی به حوزه استحفاظی کفار و پیام اقتدار به همه قبایل بود. تصور اعراب مسیر مدینه تا مکه نیز همین بود. امنیت مسلمین اگر در حج تامین میشد، دین جدید در عرصه سیاسی شبه جزیره عملا تثبیت شده بود. دینی که در این ۶ سال، با تحرک بالا زمینه فراگیری سلطه سیاسی خود در بخش زیادی از منطقه عربی را فراهم کرده و منتظر گام آخر و خضوع قریش بود. حج ابزار فراگیری اسلام بود. برای قریش، رسیدن اسلام به حدیبیه، معادل آن بود که دشمنی بالای سرش ظاهرا شده که هم تا الان نتوانسته بر آنان غلبه کند و هم به دلیل حرمت مکه، جنگ با حاجیان بدنامی میزبان را نزد عرب همراه دارد.
با ممانعت کفار، هر چند حضرت (ص) از حج بازماندند و تن به پیمان عدم تعرض دادند، اما چون مسیر پیشرفت منحصر به مقابله با قریش نبود، عملا دستشان در سراسر منطقه بازتر شد. ۱۵۰۰نفر حدیبیه به ۱۰هزار نفر در فتح مکه بدل شد. تمرکز محیط اقدام حضرت (ص) به سمت مرزهای روم و یمن رفت و در واقع صرفا نقطه نهایی غلبه بر قریش مقداری به تاخیر افتاد، بدون آنکه پیشرفت کلی حرکت لطمه ببیند.
علاوه بر این، خاصیت احزاب به هم زدن توازن قوا بود. محمدی (ص) که در آستانه مکه ایستاده بود، دیگر دست پایین را نداشت. به دلایل مختلف، پس از شکست اجماع احزاب علیه اسلام، عرب فهمیده بود که دین جدید تثبیت شده. قریش به تنهایی یا با متحدانش هرچه زده بود به در بسته خورده بود. عمده کار باقیمانده مدیریت قریش بود تا به دلیل نسبت خاصشان با کعبه، با اقل تنش، اسلام بیاورند. سوره فتح، که بین حدیبیه و خیبر نازل شد، شرح حال تثبیت و پیشروی مسلمین است. نقطه بی بازگشت معادلات سیاسی رخ داده بود. البته هنوز خطر جدی بود و قریش به فلاکت نرسیده بود!
این وضعیت با شرایط تقابل امروز ما متفاوت است. به دلیل ناموازنه شدید تمدنی با آمریکا، نظام هنوز از گارد دفاعی خارج نشده و کماکان مسیر پیشرفتش را از شر مانع آمریکایی خلاص نکرده. هرچند تاحدی با ایجاد محور مقاومت یا با تعریف سازوکار جدید رابطه با چین و روسیه، سعی کرده وارد این مسیر شود. این تنقیص رویکرد نظام نیست، شرایط تاریخی متفاوت است.
از سوی دیگر ما کماکان توازن قوا را نتوانستیم برقرار کنیم. عمده منطق انقلاب از ابتدا در بیهودگی و ضرر مذاکره، همین عدم توازن بوده که آمریکا را همواره در موضع تحمیل و یا غدر قرار میدهد. تجربه ای که در حدود نیم قرن و با انواع مذاکرات، آن را زیسته ایم. موازنه جدید دنیا پس از دو جنگ عظیم جهانی و چند ده میلیون کشته برقرار شده. ساده اندیشی است تصور کنیم این که در یکی دو جنگ، ضرباتی جدی به همینه ابرقدرت وارد کرده ایم، آن را کامل تغییر داده. ایرانی که از حضیض تمدنی خود را رهانده ضعیف نیست، اما هنوز تا بهره از ابزارهای تمدنی در برابر قدرت اول دنیا مقداری فاصله دارد.
مذاکره هنوز جواب نیست!
از دستاویزهای جدید مذاکره، ماجرای حدیبیه است به عنوان الگوی انعطاف مقابل دشمن درعین حفظ اقتدار. مثل قرائت مشهور از صلح امام حسن (ع) هم تحمیلی نیست؛ پس میتوان به آن تمسک کرد و وارد بده بستان با آمریکا شد.
بیان جریان #نومذاکرهکار هم این است که پیامبر (ص) پس از احزاب، که پیام اقتدار به دنیای عرب بود و هیمنه قریش را شکست، در حدیبیه با مشرکین وارد بده بستان شدند. امتیازهایی هم دادند که توسط تندروهای داخلی (خلیفه دوم منظور است، قبلا برچسب خوارج استفاده میشد، جدیدا اینهم اضافه شده) مورد اعتراض قرار گرفت. پس الان هم بعد از جنگهای اخیر که به هیمنه دشمن ضربات جدی زده و ابهت ابرقدرتی آمریکا را شکستیم، میتوانیم وارد فرایند نقد کردن آوردههای میدان با مذاکره شویم.
اما این قیاس معالفارق است. بادقت بخوانید
۱.۴K
۱۱:۳۵