عکس پروفایل امام شهید، امام ایرانا

امام شهید، امام ایران

۳۶ عضو
امام شهید، امام ایران
باسمه تعالی undefined بعثت مردمی ۱ undefined زمان‌هایی که اراده خداوند بر ایجاد تغییرهای جدی در جوامع قرار می‌گیرد، حتما ارتقاء قابل توجهی در اراده و کنش‌های جمعی جامعه قابل رصد است. undefined در تاریخ اسلام، یکی از این مواقف جنگ بدر است. بدر، اولین جنگ رمضان، از منظر تغییر رفتار جامعه اسلامی یک نقطه عطف است. undefined عمده درگیری‌های بین مسلمین و کفار از هجرت تا قبل از بدر، تنش‌های کوچکی است با هدف تحت فشار گذاشتن جریان تجارت و البته امنیت وابسته به تجارت قریش. بهانه معقول مسلمین هم پاسخ به ظلم‌هایی است که قریش نسبت به آنان در دوران مکی دعوت اعمال کرده بود، و البته مشرکین تحرکات محدودی هم در این بازه کوتاه علیه مدینه داشتند؛ هرچند طرح پیامبر در گسترش اسلام مشخصا بسیار بزرگتر از صرف پاسخ به این ظلم‌ها بود. undefined کنشگر اصلی در این درگیری‌ها عمدتا مهاجرین بودند، چون از دیار رانده و مورد ظلم واقع شده بودند. حضور انصار تا این زمان عمدتا حاشیه‌ای بود. جمع معدودی یا از عرق دینی و یا با هدف دستیابی به غنائم با غزوات و سرایا همراه می‌شدند. ظاهر مفاد بیعت عقبه ثانی و صحیفه مدینه (میثاق‌نامه‌ای که در ابتدای استقرار حضرت (ص) در مدینه با انصار و یهود و مهاجرین بسته شد) الزام انصار در دفاع بود و نه جهادهای ابتدایی؛ و ان بينهم النصر على من حارب أهل هذه الصحيفة. undefined بدری هم که مسلمین طراحی کرده بودند در راستای همان درگیری‌های سابق بود ولی با ابعادی بزرگتر؛ هدف کاروان تجاری بزرگ قریش از مکه به شام بود. قرار بود در مسیر برگشت از شام، مسلمین به کاروان در منطقه بدر حمله کنند. برای اقدام در همین سطح هم البته گروهی از مسلمین دلچرکین بودند: وَإِنَّ فَرِيقࣰا مِّنَ ٱلمُؤمِنِينَ لَكَٰرِهُونَ. undefined پس از خروج مسلمین از مدینه، مشخص شد احتمال درگیری هم با کاروان تجاری وجود دارد، هم با کاروان نظامی قریش که به نیت حمایت از تجار به سمت مدینه حرکت کرده بود. در حالیکه مسلمین دوست داشتند با کاروان تجاری روبرو شوند، اراده خداوند اما بر وقوع درگیری جدی‌تر با هسته نظامی اصلی قریش بود. وَإِذ يَعِدُكُمُ ٱللَّهُ إِحدَى ٱلطَّآئِفَتَينِ أَنَّهَا لَكُم وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيرَ ذَاتِ ٱلشَّوكَةِ تَكُونُ لَكُم وَيُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُحِقَّ ٱلحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَيَقطَعَ دَابِرَ ٱلكَٰفِرِينَ. undefined نقطه عطف زمانی رخ داد که مشخص شد کاروان تجاری گریخته و لشکر نظامی قریش در آستانه درگیری با گروه کوچک مسلمانان است. پیامبر (ص) در این لحظه در نزدیکی بدر، همه را جمع کردند. undefined نکته مهم در این شرایط آن است که پیامبر (ص) سررشته سخن را به دست مسلمین می‌دهند تا خود گوهر ایمانی خود را بروز و صیقل دهند. فضا از خطابه یک طرفه پیامبر (ص) به سخن گفتن یاران تبدیل می‌شود. undefined ابتدا برخی مهاجرین صحبت می‌کنند و اعلام وفاداری. اما پیامبر (ص) منتظر انصارند. رکن جامعه اسلامی انصارند و تصور بر این بود که انصار فقط در مدینه از پیامبر (ص) دفاع خواهند کرد؛ كان يظنّ أنّ الأنصار لا تنصره إلّا فى الدار، و ذلك أنهم شرطوا له أن يمنعوه ممّا يمنعون منه أنفسهم و أولادهم. undefined سعد بن معاذ، بزرگ اوس، متوجه می‌شود که حضرت (ص) منتظر واکنش انصارند. پس خطابه‌ای طوفانی می‌خواند: إنّك عسى أن تكون خرجت عن أمر قد أوحى إليك فى غيره، و إنّا قد آمنا بك و صدّقناك، و شهدنا أنّ كلّ ما جئت به حقّ، و أعطيناك مواثيقنا و عهودنا على السّمع و الطاعة. ظاهرا بر کاری (از مدینه) خارج شدی که خداوند غیر آن را به تو وحی کرده. ولی مهم نیست، ما ایمان آورده‌ایم! صحنه تغییر می‌کند. حساب‌وکتاب‌ها و کندی‌های قبلی جای خود را به شعور ایمانی می‌دهند و زمینه برای نصرت خاص الهی آماده می‌شود. undefined ماحصل این واقعه، ارتقاء جنس کنش انصار در حمایت پیامبر (ص) از یک پیمان حقوقی، به حقیقتی ایمانی است. مدیریت پیامبر (ص)، شرایط میدان، و تبیین جوشیده از دل خود انصار، آنان را به ماهیت ایمان به رسول الله (ص) متنبه می‌کند. undefined انصاری که یکی از انگیزه‌های مهمشان برای پذیرش اسلام، رهایی از جنگ‌های چندین ساله بین خودشان بود، الان خود را وسط درگیری با قریش و ائتلافی که طبیعتا پس از این ایجاد می‌شد، می‌دیدند. و انتخاب کردند تا به لوازم سخت ایمانشان پایبند باشند. و خداوند برکاتش را بدین سبب نازل فرمود. undefined اساسا بخش مهمی از ماجرای بعثت مردمی است. نه اینکه صرفا مردم وظیفه‌ای را به دوش گیرند و تحمل مسئولیت نمایند. خود فرایند برانگیخته شدن مردم، مردمی است. undefined امام شهید، امام ایرانundefined @emame_shahid_emame_iran
undefined بعثت مردمی ۲

undefinedدر شرایطی که کار با مردم خوب جواب می‌دهد، طبعا نسخه مردم‌سالاری پیچیدن آسان است؛ مثل پیامبر (ص) و انصار، امام (ره) با مردم دهه ۵۰ و ۶۰ و امام شهید (ره) با ملت مبعوث ابتدای هزاره. اما اگر جواب نداد چه؟
undefined منطق قرآنی و سیر تاریخی حرکت انبیاء (ع) انحصار حرکت در شیوه فراگیر مردمی را فریاد می‌زند. در حالیکه عمده دعوت‌های الهی در روایت قرآن با شکست ظاهری مواجه می‌شود، اما مسیر هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند. مردم مخاطب و مردم مسئول قیام‌اند. حرکت الهی لابد از اعتماد به مردم است و در نتیجه بالمرّه نمی‌تواند از ساختارهای تثبیت شده اجتماعی فاصله بگیرد.
undefined از فصول تلخ این اعتماد، دوره خلافت حضرت امیر (ع) و نقطه عطف آن صفین است. امیرالمومنین (ع) در تمهید حرکت برای صفین، نه تنها خودشان تبیین می‌کنند، بلکه از فضای اجتماعی و ساختارهای معمول قبیلگی آن زمان هم استفاده می‌کنند و بخشی از فرایند بعثت مردم را به عهده اصحاب و بزرگان قبائل به عنوان راس هرم اجتماعی می‌گذارند.
undefinedیکی از نمونه‌ها ورود بنی سعد از زیرشاخه‌های بنی تمیمِ بصره به کوفه بود. اینها در جمل، حضرت (ع) را یاری نکرده و کماکان نیز در یاری ایشان (ع) مردد بودند. با ورود بزرگان بنی سعد، حضرت (ع) عنان سخن را به بزرگان طائفه می‌سپارند.
undefinedاحنف بن قيس بزرگ تمیم بود که بنا بر سابقه و لاحقه‌اش تمایلات شیعی نیز نداشت و بعدها در بین امویان و زبیریان در تردد بود! احنف دلیل عزلت در جمل را شک تمیم در حقانیت علی (ع) یا طلحه و زبیر دانست. شکی که در مورد معاویه نبود: بنی سعد دیروز از یاران تو در عجَب بودند و امروز از واگذارندگانت. قَدْ عَجِبُوا أَمْسِ مِمَّنْ نَصَرَكَ وَ عَجِبُوا الْيَوْمَ مِمَّنْ خَذَلک... در ادامه هم وعده نصرت و جبران مافات جمل را به امام (ع) داد.
undefinedپس از احنف، امیرالمومنین (ع) با توجه به تذبذبی که در اینها سراغ داشتند، از جاریه بن قدامه، نفر دوم تمیم می‌خواهند که صحبت کند. جاریه که خود در ولایت امام (ع)، ثابت‌قدم بود اما بسیار با تردید صحبت کرد. لُبّ حرف جاریه این بود که همین‌هایی که پیرامونت جمع شده‌اند برای تو بهترند، بر آمدن مابقی بنی سعد از بصره به کوفه چشم نداشته باش. هَذَا جَمْعٌ حَشَرَهُ اللَّهُ لَكَ بِالتَّقْوَى وَ لَمْ تَسْتَكْرِهْ فِيهِ شَاخِصاً وَ لَمْ تُشْخِصْ فِيهِ مُقِيماً ... وَ لَيْسَ‌كُلُّ مَنْ كَانَ مَعَكَ نَافِعَكَ ... اين جمعی است که تقواى الهى گرد تو فراهم آورده. كسى را كه به سویت آمده به ناروا وامداشته‌ای و كسى را كه به زاويه‌اى نشسته انگشت‌نما نکرده‌ای ... نه چنان است كه هر كس نزد تو آمده سوديت رساند ...
undefined ظاهرا جاریه می‌خواست حضرت (ع) به یاران خالص‌ترش بسنده کند. او به تردیدهای تمیم بصره آگاه بود. تردیدی که بعدها خود را در ماجرای حملۀ بن حضرمی از جانب معاویه به بصره نشان داد. پایگاه جاریه برای سرکوب حضرمی به جای قبیله خودش تمیم، ازدِ بصره بود و بخشی از تمیم در این ماجرا به صف معاویه پیوستند. تردید تمیمیان در میانه معرکه صفین هم منجر به فرارشان شد و موجب تمسخر شاعر اموی: وَ فَرَّتْ تَمِيمٌ سَعْدُهَا وَ رِبَابُهَا
undefinedپس از تردید جاریه در فراخواندن تمیم بصره، حضرت (ع) رو به حارثة بن بدر، شاعر و پهلوان بنی سعد، که البته با احنف هم‌داستان‌تر بود می‌کنند. حارثه هم با بیان خوف و رجاء تمیم شروع می‌کند اما در انتها جمع‌بندیش فراخوان بنی سعد است: إِنَّا نَشُوبُ الرَّجَاءَ بِالْمَخَافَةِ ... إِنَّ لَنَا فِي قَوْمِنَا عَدَداً لَا نَلْقَى بِهِمْ عَدُوّاً أَعْدَى مِنْ مُعَاوِيَةَ وَ لَا نَسُدُّ بِهِمْ ثَغْراً أَشَدَّ مِنَ الشَّامِ وَ لَيْسَ بِالْبَصْرَةِ بِطَانَةٌ نُرْصِدُهُمْ لَهَا وَ لَا عَدُوٌّ نُعِدُّهُمْ لَهُ. ما بيم و اميد را بهم در آميخته‌ايم، ... ما در ميان قوم خود دلاورانى داريم كه با دشمنى بدخواه‌تر از معاويه هم به نيروى آنان در افتيم و به مدد آنان سرزمينى دشوارتر از شام را به محاصره درآوريم، در حالى كه در بصره نه دوستان نزديكى داريم كه به كمين گماريم و نه دشمنى كه كسان را بر ضدش تجهيز كنيم.
undefinedبا تایید رأی حارثه توسط احنف، امام (ع) تصمیم می‌گیرند و به احنف می‌گویند خود نامه‌ای به بنی سعد بنویسد و آنان را به کوفه بخواند. به این ترتیب تمیمیان در سپاه حضرت (ع) از بزرگترین قبائل می‌شوند و البته تردیدهایی که با خود آورده بودند را نیز در بزنگاه‌ها، از جمله شکل‌گیری جریان خوارج نشان می‌دهند.
undefined در اینجا هم ولی جامعه به سازوکارهای معمول اجتماعی اعتماد می‌کند تا بتواند با مردم کار کند، مردمی با بیم و امید و تردیدهای انسانی. اساسا دین برای این آمده که با مردم حرکت کند و علی رغم تمام تمهیدات برای رسیدن به نتیجه مطلوب، اما پای ریسک چنین انتخابی نیز ایستاده است.
undefined امام شهید، امام ایرانundefined@emame_shahid_emame_iran
undefined۶

۱.۷K

۱۲:۳۴

undefined مسلمان مستقل پیشرفته

undefined انقلاب اسلامی از ابتدا یک معنای ثابت و مشترک را به عنوان محور همه سیاست‌هایش انتخاب کرد؛ پیشرفت حقیقی مبتنی بر استقلال. امام و آقا (رحمه الله علیهما) هم بارها آنرا توضیح داده‌اند.
undefined یک توضیح خوب و شسته رفته، این برش از سخنرانی رهبر شهیدمان در ششم بهمن ۱۳۸۸ است. به عنوان انسان مسلمان ایرانی معاصر، فکر می‌کنم خوب است هرچند وقت یک‌بار این قسمت را بخوانیم و درباره‌اش فکر کنیم:
undefined ما یک حرف حقی داریم، پای آن حرف حق ایستاده‌ایم؛ ما گناهی نکرده‌ایم. ما می‌خواهیم ملتی باشیم که قدرتمندان دنیا بر ما مسلط نباشند؛ خودمان اداره‌ی امور خودمان را به عهده بگیریم. ما می‌خواهیم ملتی باشیم پویا، حرکت کننده‌ی به جلو.
undefined ما می‌خواهیم ملتی باشیم که مسلمانی را در عمل - نه فقط در ادعا - ثابت کنیم؛ به احکام الهی عمل کنیم. ما می‌خواهیم جامعه‌ی ما جامعه‌ی مسلمان باشد، جامعه‌ی اسلامی باشد. ما نمی‌خواهیم بافته‌ها و پندارهای متفکرین مادی را، سیاستمداران غربی را در زندگی خودمان به عنوان دستورالعمل بپذیریم؛ ما می‌خواهیم حکم خدا را بپذیریم. این جرم است؟
undefined این را هم فهمیده‌ایم که اگر بخواهیم مسلمان زندگی کنیم، باید قدرتمند باشیم تا بتوانیم از خودمان و از هدفمان و از عقایدمان در مقابل دشمن دفاع کنیم. باید قدرتمند باشیم تا بتوانیم از حقوق کشورمان، از حقوق ملتمان - به عنوان یک ملت - از حقوق خودمان دفاع کنیم؛ ما دنبال این هستیم. اینها جرم است برای یک ملت؟ پس حرف ما حق است. پای این حق هم ایستاده‌ایم.
undefined این را هم معتقدیم که آن وقتی که حق با باطل درگیر و روبه‌رو شود، اگر اصحاب حق راست بگویند، پای حق بایستند، قطعاً باطل شکست خواهد خورد. تجربه هم کرده‌ایم همین‌جور است ما در طول این سی سال تجربه کرده‌ایم: ایستادیم، پیش رفتیم. هر جا که می‌بینید یک عقب‌نشینی‌ای انجام گرفته است، یک ناکامی‌ای پیش آمده است، به خاطر این است که در استقامت ما سستی پیدا شده بود. هر جا استقامت کردیم، پیش رفتیم. بعد از این هم همین‌جور خواهد بود.»
undefined امام شهید، امام ایرانundefined@emame_shahid_emame_iran

۷۸۳

۹:۲۴

undefined مسوولیت میدان هم به حضور خیابانی مردم منتقل شد
undefinedسید علی موسوی
undefined 1 ما تا اینجا پیروز معرکه ایم اما جنگ هنوز به پایان نرسیده است. به تعبیر بیانیه شعام هنوز برای رسیدن به پیروزی نهایی « نیاز به استقامت» داریم. جنگ هنوز تمام نشده است و طبق بیانیه شعام «این به معنای خاتمه جنگ نیست» و تا پیروزی نهایی مردم باید در میدان باقی بمانند. امریکا آماده پذیرش شروط ایران خصوصا «بیرون رفتن نیروهای آمریکا از تمامی پایگاهها و نقاط استقرار در منطقه» نیست.
undefined2 جنگ وارد سخت ترین و حیاتی ترین مرحله اش شده است. مرحله ای که هر نوع خطایی، می تواند جای برنده و بازنده جنگ را عوض کند. تجربه نشان داده مذاکره با آمریکا همواره خسارت بار بوده است و بیانیه شعام نیز به «بی اعتمادی کامل به طرف امریکایی» اشاره دارد. تجربه نشان داد که امریکا زبان دیپلماسی نمی فهمد. مردم نیز همانند مسوولین، نگران پیروزی نهایی اند. این نگرانی درست است . نباید شعله های مطالبات مردم را خاموش کرد. جنگ وارد مرحله دشوار مکر و حیله شده است. تنها ضامن پیروزی ، بیداری و فشار مطالبه مردم بر تحقق تمامی اهداف مورد مطالبه ایران است. تقدیر الهی برای این امت مبعوث شده و نائل شده به مقام امامت، این است که همچنان خود پرچمدار حرکت بزرگ تمدنی اش باشد. به بیان رهبر انقلاب خطاب به مردم «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.» و تصریح فرمودند «باید حضور موثر در صحنه حفظ شود. » لذا دستور ایشان به «حضور عمار گونه ملت ایران» همچنان پابرجاست. همچنان بار هدایت و رهبری این جنگ به عهده خود مردم است. به بیان ایشان «اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاه های مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهند داشت»
undefined3 تنها ضامن تحقق اهداف حضور موثر و آگاهانه مردم است . تجمعات و حضور خیابانی تا به حال هر قدر مهم بود، الان دو برابر مهم شده است. تا دیروز بار اصلی به دوش موشک ها بود و خیابان پشتیبان آن بود. الان همه بار روی دوش خیابان است و تنها قدرت ضمانت کننده تحقق اهداف ، خیابان است. تنها ملاحظه جدی این است که در این موقعیت خطیر از اتهام زنی به مسوولین باید پرهیز کرد. مسوولین نیز همانند مردم نگران دام مذاکره و آتش بس امریکا و این مرحله خطیرند. تأکید رهبر انقلاب به حفظ «وحدت بین آحاد و اقشار ملت» را باید بیش از گذشته مد نظر قرار داد. این وحدت باید متمرکز بر کلیه شروط ذکر شده شعام باشد: 1. بیرون رفتن نیروهای امریکا از تمامی پایگاه ها و نقاط استقرار در منطقه 2. ایجاد پروتکل عبور امن در تنگه به گونه ای که تضمیم کننده تسلط ایران طبق پروتکل توافق شده باشد 3. پرداخت کامل خسارت ایران مطابق برآوردها 4. رفع همه تحریم های اولیه و ثانویه و قعطنامه های شورای حکام و شورای امنیت 5. آزاد شدن کلیه اموال و دارایی های بلوکه شده ایران در خارج کشور. هر نوع توافق نهایی که یکی از این بندها را مخدوش کند، مورد پذیرش مردم نخواهدبود و مردم آماده ادامه جنگ تا تحقق همه این شروط هستند. این امر باید در تمامی تجمعات مان به وضوح مورد مطالبه قرار گیرد تا پشتیبان اراده مسوولین در مقابل امریکایی های شیاد باشد.
undefined4از جمله محکمات بیان رهبر انقلاب اهرم مورد تأکید ایشان است. «همچنان قطعا از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود» این امر با تأکید بیانیه شعام بر عبور «کنترل شده» از تنگه هرمز «با هماهنگی نیروهای مسلح ایران» مورد تأکید قرار گرفته است. توییت وزیر امور خارجه نیز بر «تردد امن» و با نظر داشتن «محدودیت های فنی موجود» تأکید داشته است. این یعنی مسوولین ، منویات رهبر انقلاب را مورد توجه قرار داده اند. حمایت و پشتیبانی مردم از «کنترل موثر» تنگه ، می تواند توجیه کننده محدودیت های موثر بر بازار نفت در عین بازگشایی بسیار محدود باشد. واقعیت این است که تنها ابزار واقعی ما در میدان مذاکره کنترل موثر بر قیمت نفت در تنگه هرمز است. اگر مطالبه بصیرانه مردم نباشد، دشمن می تواند با فشار دیپلماتیک این اهرم را بی اثر و کم فشار کند و در میدان دپیلماسی ، دستاوردهای میدان را از دست بدهیم. البته مسوولین ما به پشتوانه مردم، محکم خواهند ایستاد. انشاء الله
undefined امام شهید، امام ایرانundefined@emame_shahid_emame_iran

۴۶۳

۹:۳۰

باسمه تعالی
undefinedمحمد طلایی
undefined شرایط کنونی، هر طور که باشد، تحت هیچ شرایطی نباید یک دستی جامعه در تقابل با آمریکا و اسرائیل و جهت دشمنی با این دو غده فساد را تغییر دهد.
undefined با اتحاد یک چهله مقاومت را با افتخار پشت سر گذاشتیم، پس از بحران های عجیب اجتماعی این اواخر. به واسطه یک کنش مسئولینی که حتما انقلابی و حتما دلسوز هستند، در سطح مجلس، شعام و مرتبطین نظامی، ولو نقدهایی داشته باشیم، صفوف را به هم نزنیم. اختلافاتمان از شکاف های دی ماه بیشتر نیست.
undefined هر نقدی به تصمیمات مسئولین، هرچه باشد، شرایط از مذاکرات مک فارلین بدتر نیست. همان امامی که مسئولین را از ادامه روند مذاکرات منع کردند، پس از افشا شدن مذاکرات توسط روزنامه لبنانی در سال 65، اجازه بالا گرفتن انتقادات از مسئولین را به برخی از سیاسیون ندادند و به تندی برخورد کردند و تمام توان سیاسی کشور را به سمت رسوا کردن ایالت متحده متوجه نمودند. چون واقعا با افشای گفتگوها در آن سمت ماجرا یک بلوای سیاسی به راه افتاد که به چالش های دامنه داری برای دستگاه سیاسی آمریکا منجر شد.
undefined در حالیکه طی حدود یک هفته، برخی نمایندگان و سیاسیون از وجود ارتباطات پنهان برآشفته و قصد طرح سوال از ولایتی، وزیر خارجه را داشتند، امام در سخنرانی 29 آبان 65، بر وجه شکست آمریکا تمرکز کرده و این طور آغاز کردند: یک امر مهمی که در این روز عید باید تبریک به همه عرض بکنم، این انفجار عظیمی است که در کاخ سیاه واشنگتن رخ داد و این رسوایی بسیار مهمی که برای سران کشور امریکا پیدا شد. ... این متفرقه گویی و اضطرابی که در کاخ سفید پیدا شد و در طرفدارهای امریکا، حکایت از عظمت مساله می‌کند یک مقام عالی رتبه- به قول خودشان- از امریکا به طور قاچاق و با تذکره جعلی وارد ایران می‌شود ... آنی که ادعا می‌کند که اگر من به شوروی رفته بودم، رئیس شوروی سه مرتبه دیدن من می‌آمد، گمان می‌کند اینجا هم شوروی است!
undefined طبعا ابهام های فراوانی در مورد کم و کیف این تصمیم وجود دارد، در حالیکه در زمان نگارش این متن، علائم اولیه نقض آتش بس از سوی رژیم اسرائیل به وضوح نمایان شده است. اما هیچ جای درگیر کردن ذهن مردم به جبهه خودی نیست، همه شرور از آمریکا برمی خیزد، ذهن مردم کف خیابان نباید به سمت مسئولین بچرخد. کماکان ما در ادامه جنگ رمضانیم و مردم باید یک پارچه در خیابان شعار مقاومت بدهند.
undefined آتش بس بخشی از صلح نیست، یک مرحله از جنگ است.
undefined امام شهید، امام ایرانundefined@emame_shahid_emame_iran

۱.۱K

۱۰:۲۴

thumbnail
undefined ایمان و بن‌بست
undefined محمد طلایی

۱. در مورد رابطۀ ایمان و عقل یک خطا، یکی دیدن نتایج عقل ناقص عملی با عقل فلسفی برهانی است.ما ناچار از ظنونمان به اسم عقلانیت برای تدبیر بهره میبریم. اما مشکل آنجاست که از این تدابیر در برابر گزاره‌های صریح ایمانی و یا برای تفسیر دایرۀ تاثیرشان استفاده و در نهایت گزاره‌های ایمانی را حد میزنیم. درحالیکه برعکس، ایمانی که توحید، عقلی‌ترین حقیقت عالم را فریاد میزند، باید عقل عملی را به دنبال خود بکشد. طبعا این تذکر دعوت به تعطیل تدبیر نیست بلکه دعوت به کار کشیدن از عقل عملی در راستای هماهنگی با قطعیات ایمانی است.
۲. دایره وللّه جنود السماوات والارض چقدر است؟ شامل تکنولوژی جدید نمیشود؟متناسب با حال مدرن کاذب بی‌نیازی از عالم غیب، برای بعضی از ما دایره قدرت خدا بیشتر در طبیعیات ملموس است تا مصنوعات. در حالیکه تفاوتی نیست. در قرآن مکرر به مهار دریا توسط فناوری کشتی اشاره میشود. طبعا همگی به فراگیری قدرت خداوند معتقدیم، ولی کفه محاسبات ظاهری در امور تکنولوژیک راحتتر میچربد. این مسئله در برابر تکنولوژیکترین دشمنان تاریخ بیشتر رهزن است.
۳. ذیل دین، پیشرفت وقتی واقعا رخ میدهد که ایمان مردم ارتقا یابد.
همۀ پیشرفتهای مادی که حتما هم باید باشند، مقدمه پیشرفت ایمانی است. مغز ایمان هم درک عجز و فقر مطلق در برابر بارگاه الهی و انحصار تاثیر در اختیار خداوند است.
این یعنی قطعا در مسیر چالش با استکبار، ما به نقاطی میرسیم که به حسب ظاهر توان مادی جواب نمیدهد، ولی قدرت خداوند بروز میکند، و از قضا اینها نقاط عطف و اصلی پیشرفتند.

undefined امام شهید، امام ایران@emame_shahid_emame_iran
undefined۷

۱.۳K

۱۲:۰۱

undefined الان به اینها می‌شود کار داشت؟
undefinedحمید آقانوری
undefined آن‌ وقت‏ شيطنت‏ اين‏ بود كه‏ سياست‏ از مذهب‏ خارج‏ است ... اين مطلب شکست‌خورده. حالا مى‏گويند كه سياست حق مجتهدين است. يعنى در امور سياسى در ايران پانصد نفر دخالت كنند، باقی‌شان بروند سراغ كارشان. يعنى مردم بروند سراغ كارشان، هيچ كار به مسائل اجتماعى نداشته باشند، .... اين از آن توطئه سابق بدتر است. (امام خمینی ۱۳۶۲/۱۲/۰۹)
undefined در جمهوری اسلامی که امام می‌گفت مردم به حدی نقش داشتند که در نظام ولایت فقیه، تصمیم پانصد نفر مجتهد بدون حضور مردم در صحنه، کاری شیطنت آلود و سکولاریسمی بدتر و خطرناکتر از تصویر جدایی دین از سیاست بود.
undefined این حضوری که امام می‌گوید یعنی کار داشتن به مسائل سیاسی، وقتی من به چیزی کار دارم یعنی تلاش می‌کنم آن را بفهمم و درست و غلطش را بدانم.
undefined بر خلاف آنچه می‌گویند مذاکرات چندان محرمانه نیست. یعنی اطلاعاتی هست که آدم‌های اطراف مذاکره می‌دهند مثلا آقای نبویان یا آقای مهدی محمدی یا آقای شاکری و بقیه -که جزء هیئت همراه اسلام آباد بوده‌اند- می‌گویند. حرفهای این دوستان در فضای مجازی در دسترس است. اینقدر که می‌شود به مذاکرات کار داشت؟ نمی‌شود؟
undefinedآنچه می‌شنوم مثلا می‌گوید تا الان آمریکا اول با فشار یا جنگ ما را می‌زده بعد در مذاکره می‌دیده ضربه چقدر اثر کرده و بعد گام بعدی ضربه را تنظیم می‌کرده است حالا ما هم در جنگ قدرت نشان دادیم و زده‌ایم و حالا می‌رویم ببینیم چقدر اثر کرده است. یعنی ما در جنگ قدرت نشان دادیم و این معادله را عوض کرده است. نمونه‌اش هم صوت آقای مهدی محمدی مشاور راهبردی آقای قالیباف (https://ble.ir/Mohammadi61/2980387391779476742/1776122532033)
undefined به این منطق‌های غیر محرمانه می‌شود کار داشت؟ اینجاست که بله ما در جنگ قدرت نشان دادیم اما آنچه باید عوض شود که آمریکا از ما حرف بپذیرد، برتری در معادله هژمونیک است. هژمونی هم یعنی برتری و یعنی دست بالا. سوال اینجاست که منطق مذاکره یک منطق هژمونیک است!
undefined در یادداشت بعد از بیانیه شعام نوشتم که اگر آمریکا شروط ده‌گانه ایران را قبول کند، ما دست برتر را داریم. اما خبرهای غیرمحرمانه‌ای که از مذاکرات بیرون آمد غیر از این بود. از خود هیئت حاضر در مذاکرات اسلام‌آباد مثلا آقای نبویان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس که خودش هم در اسلام آباد بود نوشت: «مردم عزیز ایران دلایل زیاده خواهی و عدم توافق با آمریکا: ۱. خواستار سهم مشترک با ایران در منافع تنگه هرمز بود!! ۲. خواستار خروج اورانیوم ۶۰ درصد از ایران بود. ۳. خواستار سلب حق غنی سازی در ایران به مدت ۲۰ سال بود. بحمدلله سربازان ایران در تیم مذاکره کننده محکم پای منافع کشور ایستادند.» این یعنی آمریکایی‌ها پای میز مذاکره کلا شروط ده‌گانه را کنار زدند و حرفهای دیگری زدند!
undefinedحالا در این شرایط یعنی وقتی دیگر مذاکره با پذیرش دست برتر تو نیست و وقتی تو در مذاکره میگویی من از یکی از حقوق خودم (غنی‌سازی/ اورانیوم) یا حتی زدن جنوب لبنان صرف نظر میکنم تا تو حقوق دیگر مرا به رسمیت بشناسی یا به من بدهی! این یعنی تو میتوانی دفعه بعد چرخه جنگ مذاکره را برای گام بعدی به کار بگیری! ایده نقد کردن چک برجام یا حرفهای طلوع ایران نفتی به جای ایران هسته‌ای -ایده‌ آقای شاکری عضو دیگر هیئت همراه مذاکره‌کننده در اسلام آباد- یا حرفهای دیگران همه‌اش در این نقطه گیر دارد.
undefined پ ن: خامنه‌ای شهید برای همین میگفت اصلا عقب نمیرویم اگر یک مرز را جلو آمد بقیه را هم خواهد آمد. من همین را می‌فهمم. این قدر که می‌شود کار داشت؟
@sotoor_ra

۱۴۲

۱۱:۰۴

معماری نظام انقلابی و آقایی امام شهید (قدس سره)
undefined محمد طلایی
undefinedدر شرایطی قرار گرفته‌ایم که هر کنشی به دلیل حساسیت اوضاع، ضریبی چندبرابری می‌خورد. نه فقط تصمیم به جنگ و آتش‌بس در لایه بالادستی نظام، که پرچم تکان دادن یک طفل در شهری دورافتاده می‌تواند برگی از جنگ نرم را ورق بزند، ایجاد یک موج حضور مردمی و حماسی در یک شهر می‌تواند سرنوشت معنوی آن را تا چند دهه متاثر کند، دست نزدن به خرابه‌های بمباران یک ساختمان در یک دانشگاه یا تعمیر سریع پل راه‌آهن در نقطه‌ای در وسط بیابان می‌تواند تصویر جنگ برای ایرانیان در نزد دنیا را عوض کند. اما از همه اینها مهم‌تر و بالاتر، برآیند نحوه تعامل جامعه ایرانی با همدیگر، حول دفاع مقدس جدید و وظیفه الهی‌اش است. اینجاست که یک ملت ظرفیتش برای آقایی و بزرگی را بروز می‌دهد و آحاد جامعه باید با نهایت احتیاط با آن مواجه شوند.

undefinedهمین محمل، مهمترین بستر بروز آقایی و بزرگی امام شهید (قدس سره) بود. جمع بین وظیفه الهی با تمامی خطوط پررنگ انقلابی آن با مردمداری و تعامل حداکثری با نخبگان، حقیقتا یک هنر عجیب بود و او تمام ملاحظاتش را برای حفاظت از این پدیده پیچیده به کار برد.

undefinedخلق محیط کلان اقدام و کنش الهی برای جامعه و قرار دادن انسان‌هایی با سلیقه‌های مختلف در آن که بعضا با مزاج انقلابی زوایای جدی داشتند، شاهکار معماری امام شهید (قدس سره) است.
undefinedمحافظت از این محیط اقدام و انسان‌های درون آن با صبری طاقت‌فرسا و رواداری فوق‌العاده، آن هم در ابعاد یک ملت و حتی فراتر از آن، یک منطقه، به رعایت همزمان نکات زیادی وابسته است:- خطوط اصلی گفتمان انقلاب اسلامی برجسته بماند و تا جای ممکن رعایت شود.- عاملیت توده‌های انسانی مراعات شود و مردم تبدیل به مخاطب صرف نشوند.- در عین حال فضا متشتت نشود و اعتمادها از همدیگر سلب نشود.- حرکت در ابعاد یک نظام ساخت‌یافته که ظرفیت ایجاد یک تمدن را دارد به پیش برود.- تمایز لایه‌های متفاوت کنش نخبگانی و تودگانی یا آشکار و پنهان رعایت شود.و ملاحظاتی از این دست.
undefinedاما در مجموع، امام شهید (قدس سره) بر لبه شمشیر حرکت می‌کرد. از یک سو گفتمان را در اوج نگاه می‌داشت:- قبح و زشتی مذاکره با آمریکا را تا آخرین لحظه فریاد زد- دست از حرمت سیاسی کشف حجاب نکشید- بر خطوط کلی ایده خاص اسلامی-ایرانی پیشرفت نظام، یعنی استقلال و پیشرفت علمی درونی وفادار ماند- با تمام وجود پای ایده محور مقاومت ماند- فتوای حرمت سلاح هسته‌ای را تغییر نداد- در عین حال کشور را آماده یک جنگ بزرگ با استکبار زمانه کرد.

undefinedاز سوی دیگر بر حفظ قواره کلی این ملت و پرهیز از فروکاست آن به عاملیت‌های خرد و پراکنده به بهانه صیانت از مردم‌سالاری، کاملا تحفظ داشت. امام شهید با پدیده عاملیت‌های مردمی خیلی با احتیاط برخورد می‌کرد، نه به دلیل ترس، بلکه به این دلیل که اقتضای این‌زمانی نظامات سیاسی را می‌فهمید.
undefinedهمو که گفتمان آتش به اختیار را مطرح کرد، مدام به رعایت ملاحظات صحنه، عدم علم، پرهیز از انتقاد بیجا و اعتماد به ساختار کارشناسی و برآیند تصمیم مسئولین انذار می‌داد. این نه به معنای عدم نقد مسئولین است، بلکه انذار برای طراحی درست حرکت‌های مردمی است.
undefinedاو در امتداد رویکرد امام راحل (ره) در ایجاد انقلاب، فهمیده بود که برای رسیدن به حرکت یک دست همگانی در جامعه ایرانی، هم باید صبر و سعه صدر فراوان داشت، هم به لحاظ ساختاری در نقطه درست طراحی جنبش اجتماعی ایستاد تا حرکت به خرده‌جریانی غر زن و بی‌اثر تبدیل نشود.
undefined امام شهید، امام ایران@emame_shahid_emame_iran
undefined۳

۱.۴K

۱۱:۰۳

undefined شکاف صخره سخت و آغاز رویشی نو
undefined عجز پارادایم‌های رایج علوم اجتماعی در تبیین «کشنگری مسئولانه مردم در جنگ» و لزوم تلاش برای تدوین نظریات متناسب
undefined<img style=" />undefined محمدمهدی حسین‌زاده

undefined کنشگری متعهّدانه مردم ایران در جنگ رمضان را چگونه می‌توان به صورت علمی صورت‌بندی و ارائه کرد؟
undefined علوم اجتماعی، برای فهم پدیده‌های اجتماعی سه مسیر اصلی، پیش روی ما گشوده است. مسیر اول، پارادایم پوزیتویستی-کارکردگرایانه است. مکتب پوزیتویستی، مسئولیت‌پذیری را برآمده از نظم ساختاری می‌داند که کنشگران را در چارچوب‌های ازپیش‌تعیین‌شده هدایت می‌کند. این دیدگاه که هدف اصلی علوم اجتماعی را حفظ تعادل و کارکرد صحیح جامعه مشخص کرده، کنش مسئولانه مردم در جنگ را صرفاً بازتولید کارکردهای نظام اجتماعی معرفی می‌کند.
undefined در حقیقت، مسئولیت‌پذیری اجتماعی در این پارادایم، به معنای «ایفای صحیح نقش‌های محوّل‌شده» از سوی ساختارها به افراد است. مردم، در این دیدگاه به عنوان «اجزای منفعل» در ساختار اجتماعی دیده می‌شوند.
به عکس این دیدگاه، کنش مردم، پس از شهادت رهبر انقلاب نه بر اساس فشار ساختار که مبتنی بر ایمانی درونی و پذیرش نقش در این موقعیت جدید به وجود آمد؛ درحالی که میتوانست مسیر جنگ با عدم پذیرش نقش از طرف مردم مسیر دیگری را بپیماید.
undefined درنهایت این نقش‌آفرینی خودجوش، به یک تقسیم کار نانوشته بین مردم و نیروهای مسلّح تبدیل شد که در مصرع «میدان با تو خیابان با ما» به یک گزاره پذیرفته‌شده و بین‌الاذهانی درآمد.
undefined برای تبیین انسجام اجتماعی مردم در این پارادایم با دوگانه انسجام مکانیکی و ارگانیکی مواجهیم. اگر انسجام مردمی را مکانیکی بدانیم، تکثّرات فرهنگی در تجمّعات را نمی‌توان تبیین کرد؛ اگر آن را ارگانیکی بدانیم وجدان جمعی قوی حول محور ولایت را نمی‌توان ترسیم نمود.
undefined در پارادایم تفهّمی با وجود آنکه توجّه به فهم معانی کنش، دست پژوهشگر را در صورت‌بندی این پدیده، باز می‌گذارد؛ اما همچنان موتور مکتب تفهّمی نیز بر پلتفرم «خرد ابزاری» سوار است. این دیدگاه، کنش را از راه تفسیر شخصی افراد در موقعیت، تفسیر می‌کند.
undefined مسئولیت‌پذیری در این چارچوب، از دل «معانی و فهم مشترک» یک فرهنگ برمی‌آید. این معنای مشترک را باید در انواع تیپ‌های وبر جانمایی کرد. کنش فرد فرد مردم، در تیپ «کنش عقلانی معطوف به هدف» او نمی‌گنجد؛ چون نه هدف و نه وسیله مبتنی بر خرد ابزاری، عاقلانه نیستند. دیوار انسانی بر پل‌ها و در کنار نیروگاه‌ها با وجود تهدید دشمن، تنها می‌تواند «کنشی عاطفی» یا حداکثر «کنشی معطوف به ارزش» تلقی شود.
undefined پارادایم انتقادی، ضمن پذیرش اهمیت «معنا» پا را یک قدم فراتر می‌گذارد و معتقد است که صرفاً تفسیر کردن جامعه کافی نیست؛ بلکه باید آن را «نقد» کرد. این نگاه، جامعه را یک «میدان نبرد» می‌بیند. مسئولیت‌پذیری در این دیدگاه، یک تعهد رهایی‌بخش است. مردم با آگاهی از سلطه‌ی دشمن و به منظور «رهایی از سلطه»، مسئولیت دفاع را بر عهده می‌گیرند. این دیدگاه، مشارکت در جنگ را کنشی انقلابی و آگاهانه علیه نظام‌های سلطه می‌داند. با این وجود، این دیدگاه، فقط جنبه‌های سلبی را پوشش می‌دهد و فاقد طرح ایجابی برای تبیین معرفتی است که مردم را به کنشگری وا داشته است.
undefined تا اینجا مروری مختصر بر پارادایم‌های علوم اجتماعی مبتنی بر نظریه‌پردازان کلاسیک ناظر بر واقعیت امروز داشتیم. نظریه‌پردازان مدرن هم به دلیل تفکر بریده از دین با موانع مشابهی برای فهم واقعیت ایران مواجه خواهند شد. اما چرا آنچه خود داریم زبیگانه تمّنا کنیم؟ مطالعه نظریات غربی نقطه پایان نیست؛ بلکه نقطه آغاز تفکر اجتماعی اسلامی است. فهم بعثت مردم پس از شهادت رهبر انقلاب را می‌توان از پنجره اندیشه خود ایشان نگریست.
undefined دیدگاه اجتماعی آیت الله خامنه‌ای مبتنی بر اصل توحید هم جنبه ایجابی و هم جنبه سلبی نظریه را پوشش می‌دهد. به عقیده ایشان توحید به معنای «نفی عبودیت غیر خداست» در این نگاه، عبودیت معنای گسترده دارد. هر اطاعتی بدون اذن الهی عبودیت آن شخص یا آن ساختار به حساب می‌آید. این عبودیت، ابتدا در لایه قلبی و ذهنی و سپس در لایه عینی و خارجی باید محقق شود. این باید" بعد اخلاقی نظریه ایشان پس از توصیف واقعیت خارجی نمایان می‌کند
undefined ایشان با عبور از دوگانه عاملیت و ساختار، ذهن و عین را در امتداد یکدیگر معنا می‌کند و معتقد است دنیا محل ابتلای انسان در جهت تعالی اوست؛ از این رو بحران‌ها مدرسه تکامل انسان‌ها هستند. درس‌آموزی در این مکتب، موجب شد تا شهید سلیمانی به این باور برسد که: «فرصتی که در بحران‌ها وجود دارد، در خود فرصت‌ها نیست.»
ادامه در فرسته‌ی بعد... undefined
#جنگ_رمضان
@maktabe_emaam
undefined۱

۵۵

۶:۳۴

#یادداشت
undefined ... ادامه‌ی فرسته‌ی قبل
undefined برخلاف دیدگاه‌های مطرح شده، این الگو، بحران را فرصتی برای شکوفایی مسئولیت‌پذیری جمعی می‌داند. تشکیل گروه‌های جهادی در بحران‌های معاصر مصداقی از این چارچوب فکری است. این دیدگاه چون بر ایمان جمعی تکیه دارد مسئولیت‌پذیری را تنها سلسله‌مراتبی پیش نمی‌برد. «مسئولیت‌پذیری افقی»، سازوکارهایی می‌آفریند که قادر به پرکردن خلأهای نهادی در شرایط بحران هستند. «تکلیف‌گرایی دینی» با ایجاد انگیزش فرامادی، پایداری کنش مسئولانه را در شرایط سخت تضمین می‌کند؛ پدیده‌ای که در مدل‌های غربی فاقد معادل است.
undefined در نتیجه این سطور، می‌توان چنین گفت که فهم کنش مردم در جنگ رمضان فراتر از چارچوب مفهومی علوم اجتماعی متداول است. اگرچه نظام فکری جایگزین هنوز استقرار علمی نیافته؛ اما ظرفیت صورت‌بندی نظریه اجتماعی را دارا است.سوال این است که چگونه می‌توان نظریه شهید آیت الله خامنه‌ای را برای فهم واقعیت امروزمان صورت‌بندی کنیم؟
این مختصر، تاملی کوتاه در این مسئله مهم بود که نگارنده درنظر دارد همراه با ملاحظات علمی شما فرهیختگان علوم انسانی، در ویراست جدید نواقص آن را برطرف کرده و بحث را توسعه دهد.
undefined<img style=" />undefined محمدمهدی حسین‌زاده
#جنگ_رمضان
@maktabe_emaam

۵۸

۶:۳۵

خداوکیلی بیخیال حدیبیه شوید
undefinedمحمد طلایی
از دستاویزهای جدید مذاکره، ماجرای حدیبیه است به عنوان الگوی انعطاف مقابل دشمن درعین حفظ اقتدار. مثل قرائت مشهور از صلح امام حسن (ع) هم تحمیلی نیست؛ پس میتوان به آن تمسک کرد و وارد بده بستان با آمریکا شد.
بیان جریان #نومذاکره‌کار هم این است که پیامبر (ص) پس از احزاب، که پیام اقتدار به دنیای عرب بود و هیمنه قریش را شکست، در حدیبیه با مشرکین وارد بده بستان شدند. امتیازهایی هم دادند که توسط تندروهای داخلی (خلیفه دوم منظور است، قبلا برچسب خوارج استفاده میشد، جدیدا اینهم اضافه شده) مورد اعتراض قرار گرفت. پس الان هم بعد از جنگهای اخیر که به هیمنه دشمن ضربات جدی زده و ابهت ابرقدرتی آمریکا را شکستیم، میتوانیم وارد فرایند نقد کردن آورده‌های میدان با مذاکره شویم.
اما این قیاس مع‌الفارق است. بادقت بخوانید
undefinedبه دلیل رویکرد بسیار جسورانه پیامبر (ص) در گسترش اسلام، مدینه به سرعت و حتی از قبل احزاب، وارد فاز انبساطی شدیدی در توسعه دعوت اسلام و تحرک بسیار در ایجاد روابط امنیتی با قبائل مختلف، و نه صرفا رویارویی با قریش شده بود. رویکرد پیامبر (ص) در طول بازه مدنی اساسا تهاجمی بود نه دفاعی. هرچند جنگهای مهمی مثل احد و خندق دفاعی بود، ولی کلیت حرکت، با تحرکی بالا، تهاجمی بود. البته تهاجم لزوما همراه با جنگ نبود. در کنار جنگها، از اعزام مبلغ تا اقناع یا اجبار قبائل به اتحاد امنیتی با دولت اسلامی، بخشی از این رویکرد تهاجمی بود. تحرکات پیامبر (ص) پس از احزاب و بنی‌قریظه، ذیل همین رویه بود. حدود ۲۰ غزوه و سریه در نقاط مختلف، در بازه یک سال بین احزاب تا حدیبیه گزارش شده. قریش هرچند دشمن اصلی و نقطه عطف مبارزه بود، ولی مدینه معطل قریش نبود. این تصور که پیامبر (ص) اول کار قریش را یکسره کرده بعد سراغ گام بعد رفتند رهزن است!
undefinedنقطه اوج این تحرک، کاروان ۱۵۰۰نفره پیامبر (ص) برای حج در سال ششم بود. این حرکت صرفا مناسک سادۀ حج نبود، یک هجوم آشکار سیاسی به حوزه استحفاظی کفار و پیام اقتدار به همه قبایل بود. تصور اعراب مسیر مدینه تا مکه نیز همین بود. امنیت مسلمین اگر در حج تامین میشد، دین جدید در عرصه سیاسی شبه جزیره عملا تثبیت شده بود. دینی که در این ۶ سال، با تحرک بالا زمینه فراگیری سلطه سیاسی خود در بخش زیادی از منطقه عربی را فراهم کرده و منتظر گام آخر و خضوع قریش بود. حج ابزار فراگیری اسلام بود. برای قریش، رسیدن اسلام به حدیبیه، معادل آن بود که دشمنی بالای سرش ظاهرا شده که هم تا الان نتوانسته بر آنان غلبه کند و هم به دلیل حرمت مکه، جنگ با حاجیان بدنامی میزبان را نزد عرب همراه دارد.
undefinedبا ممانعت کفار، هر چند حضرت (ص) از حج بازماندند و تن به پیمان عدم تعرض دادند، اما چون مسیر پیشرفت منحصر به مقابله با قریش نبود، عملا دستشان در سراسر منطقه بازتر شد. ۱۵۰۰نفر حدیبیه به ۱۰هزار نفر در فتح مکه بدل شد. تمرکز محیط اقدام حضرت (ص) به سمت مرزهای روم و یمن رفت و در واقع صرفا نقطه نهایی غلبه بر قریش مقداری به تاخیر افتاد، بدون آنکه پیشرفت کلی حرکت لطمه ببیند.
undefinedعلاوه بر این، خاصیت احزاب به هم زدن توازن قوا بود. محمدی (ص) که در آستانه مکه ایستاده بود، دیگر دست پایین را نداشت. به دلایل مختلف، پس از شکست اجماع احزاب علیه اسلام، عرب فهمیده بود که دین جدید تثبیت شده. قریش به تنهایی یا با متحدانش هرچه زده بود به در بسته خورده بود. عمده کار باقیمانده مدیریت قریش بود تا به دلیل نسبت خاصشان با کعبه، با اقل تنش، اسلام بیاورند. سوره فتح، که بین حدیبیه و خیبر نازل شد، شرح حال تثبیت و پیشروی مسلمین است. نقطه بی بازگشت معادلات سیاسی رخ داده بود. البته هنوز خطر جدی بود و قریش به فلاکت نرسیده بود!
undefinedاین وضعیت با شرایط تقابل امروز ما متفاوت است. به دلیل ناموازنه شدید تمدنی با آمریکا، نظام هنوز از گارد دفاعی خارج نشده و کماکان مسیر پیشرفتش را از شر مانع آمریکایی خلاص نکرده. هرچند تاحدی با ایجاد محور مقاومت یا با تعریف سازوکار جدید رابطه با چین و روسیه، سعی کرده وارد این مسیر شود. این تنقیص رویکرد نظام نیست، شرایط تاریخی متفاوت است.
undefinedاز سوی دیگر ما کماکان توازن قوا را نتوانستیم برقرار کنیم. عمده منطق انقلاب از ابتدا در بیهودگی و ضرر مذاکره، همین عدم توازن بوده که آمریکا را همواره در موضع تحمیل و یا غدر قرار میدهد. تجربه ای که در حدود نیم قرن و با انواع مذاکرات، آن را زیسته ایم. موازنه جدید دنیا پس از دو جنگ عظیم جهانی و چند ده میلیون کشته برقرار شده. ساده اندیشی است تصور کنیم این که در یکی دو جنگ، ضرباتی جدی به همینه ابرقدرت وارد کرده ایم، آن را کامل تغییر داده. ایرانی که از حضیض تمدنی خود را رهانده ضعیف نیست، اما هنوز تا بهره از ابزارهای تمدنی در برابر قدرت اول دنیا مقداری فاصله دارد.
undefinedمذاکره هنوز جواب نیست!
undefined۱۹
undefined۳

۱.۴K

۱۱:۳۵