بازارسال شده از Ramadan War | نبرد رمضان 🇮🇷🇺🇸
۱۹
۱۴:۴۷
بازارسال شده از Ramadan War | نبرد رمضان 🇮🇷🇺🇸
۱۱
۱۸:۵۷
OilMarketReport-EnergyGap&SolutiEn-Jun2026-V5.pdf
۷۷۶.۴۱ کیلوبایت
گزارش مشترک سولوشن و انرژی گپ از بازار نفت
پادکست انرژی گپ:سایت | کستباکس | لینکدین | بله | حمایت از ما
۱۴۳
۱۸:۲۶
OilMarketReport-EnergyGap&SolutiEn-Aug2026-V04.pdf
۶۷۰.۰۶ کیلوبایت
گزارش مشترک سولوشن و انرژی گپ از بازار نفت
پادکست انرژی گپ:سایت | کستباکس | لینکدین | بله | حمایت از ما
۶۱
۸:۱۶
بازارسال شده از یادداشتها و نوشتههای مصطفی بصیریان
«من یکی از آنها بودم.»
این جمله را محمد بن زاید در سال ۲۰۰۷، در گفتوگو با مقامهای آمریکایی، درباره نسبتش با فضای فکری اخوانالمسلمین در جوانی گفته بود. جملهای کوتاه، اما شاید یکی از بهترین دروازهها برای فهم دگردیسی مردی که چند دهه بعد به یکی از سرسختترین مخالفان اسلام سیاسی در جهان عرب بدل شد.
اما داستان محمد بن زاید را نمیتوان فقط با یک معلم، یک تجربه جوانی یا حتی «اخوان» توضیح داد.
برای فهم او باید ابتدا وارد خانه بنی فاطمه شد؛ خانهای که محمد و پنج برادر تنیاش در آن بزرگ شدند و بعدها همان پیوند خانوادگی به یکی از قدرتمندترین شبکههای امنیتی و سیاسی امارات تبدیل شد. باید دید چگونه تربیت در خانواده شیخ زاید—با تأکید بر وفاداری، خانواده، میهن، مجلس و دولتسازی—با تجربه زیستن در کشوری کوچک و آسیبپذیر در میان انقلاب ایران، جنگ نفتکشها، اشغال کویت و بحرانهای منطقهای ترکیب شد.
و بعد باید پرسید: چرا این خانواده تا حدی یادآور هفت برادر سدیری در عربستان است؟ آیا بنی فاطمه نیز همان منطق «برادران هممادر، اعتماد بالا و تقسیم مناصب حساس» را بازتولید کرد؟ و جالبتر اینکه اگر شباهتی وجود دارد، شواهد موجود بیشتر از اثرگذاری متأخر محمد بن زاید بر محمد بن سلمان—بهویژه در نگاه به اخوان—حکایت میکند تا تقلید MBZ از سدیریها.
داستان بعدی در رأسالخیمه، شارجه و دبی اتفاق میافتد؛ جایی که «الاصلاح» زمانی نه یک سازمان ممنوع، بلکه بخشی از بافت سیاسی و اجتماعی امارات بود. حاکمان بعضی امارتها با نگاه امنیتی ابوظبی به اخوان همراه نبودند، شیخ صقر رأسالخیمه در برابر انحلال الاصلاح مقاومت کرد، و دبی نیز تا پیش از بحران مالی ۲۰۰۹ میتوانست وزنهای در برابر تمرکز قدرت ابوظبی باشد. سپس ورق برگشت: بحران مالی، تغییر نسل حاکمان و سرکوب شبکه الاصلاح، موازنه درون فدراسیون را به سود ابوظبی تغییر داد.
بهار عربی این نبرد داخلی را به سیاست منطقهای تبدیل کرد.
از مصر و سقوط دولت مرسی تا یمن و مقابله با حزب الاصلاح، از لیبی تا رقابت با قطر و ترکیه، گزارش چتمهاوس نشان میدهد که جلوگیری از قدرتگرفتن اخوان و نیروهای نزدیک به آن، به یکی از اولویتهای سیاست خارجی امارات تبدیل شد؛ در کنار حفاظت از مسیرهای تجاری و گسترش نفوذ منطقهای.
اما شاید جذابترین بخش داستان، چیزی باشد که بعد از سرکوب اسلام سیاسی اتفاق افتاد.
محمد بن زاید فقط شبکهای را محدود نکرد؛ بهتدریج اکوسیستم دیگری ساخت.
در این اکوسیستم، عبدالله بنبیّه با «فقه صلح»، مقاصد، مصلحت و مآلات زبان فقهی فراهم میکند؛ احمد الطیب مشروعیت تاریخی الازهر را به میدان میآورد؛ مفاهیمی چون شهروندی، گفتوگوی ادیان و دولت ملی برجسته میشوند؛ و دولت، خود وارد تنظیم مرجعیت فتوا میشود. نتیجه، نه سکولاریسم کلاسیک است و نه حکومت روحانیون. هدف، ساختن نظمی است که در آن مسجد بماند، عالم بماند و دین قدرتمند بماند؛ اما دین به سازمان سیاسی مستقلی که بتواند دولت را به چالش بکشد تبدیل نشود.
و درست همینجا پرسش اصلی پرونده آغاز میشود:
آیا محمد بن زاید توانسته الگویی برای مهار افراطگرایی و جلوگیری از فروپاشی دولت بسازد؟
یا «فقه صلح» و اسلام دولتمحور، در نهایت میتوانند به سازوکاری برای مصونکردن قدرت از رقابت و پاسخگویی تبدیل شوند؟
این پرونده تلاش میکند محمد بن زاید را نه فقط از پشت برجهای ابوظبی، جنگ یمن یا رابطه با اسرائیل، بلکه از کلاس درس جوانی، خانه بنی فاطمه، رقابت درون هفت امارت، برخورد با اخوان، بهار عربی و سرانجام معماری یک اکوسیستم دینی تازه دنبال کند.
«روایت دگردیسی محمد بن زاید»پروندهای درباره خانواده، اسلام سیاسی، فقه صلح و بازآرایی رابطه دین، دولت و قدرت در جهان عرب.
یادداشتها و نوشتههای مصطفی بصیریان
این جمله را محمد بن زاید در سال ۲۰۰۷، در گفتوگو با مقامهای آمریکایی، درباره نسبتش با فضای فکری اخوانالمسلمین در جوانی گفته بود. جملهای کوتاه، اما شاید یکی از بهترین دروازهها برای فهم دگردیسی مردی که چند دهه بعد به یکی از سرسختترین مخالفان اسلام سیاسی در جهان عرب بدل شد.
اما داستان محمد بن زاید را نمیتوان فقط با یک معلم، یک تجربه جوانی یا حتی «اخوان» توضیح داد.
برای فهم او باید ابتدا وارد خانه بنی فاطمه شد؛ خانهای که محمد و پنج برادر تنیاش در آن بزرگ شدند و بعدها همان پیوند خانوادگی به یکی از قدرتمندترین شبکههای امنیتی و سیاسی امارات تبدیل شد. باید دید چگونه تربیت در خانواده شیخ زاید—با تأکید بر وفاداری، خانواده، میهن، مجلس و دولتسازی—با تجربه زیستن در کشوری کوچک و آسیبپذیر در میان انقلاب ایران، جنگ نفتکشها، اشغال کویت و بحرانهای منطقهای ترکیب شد.
و بعد باید پرسید: چرا این خانواده تا حدی یادآور هفت برادر سدیری در عربستان است؟ آیا بنی فاطمه نیز همان منطق «برادران هممادر، اعتماد بالا و تقسیم مناصب حساس» را بازتولید کرد؟ و جالبتر اینکه اگر شباهتی وجود دارد، شواهد موجود بیشتر از اثرگذاری متأخر محمد بن زاید بر محمد بن سلمان—بهویژه در نگاه به اخوان—حکایت میکند تا تقلید MBZ از سدیریها.
داستان بعدی در رأسالخیمه، شارجه و دبی اتفاق میافتد؛ جایی که «الاصلاح» زمانی نه یک سازمان ممنوع، بلکه بخشی از بافت سیاسی و اجتماعی امارات بود. حاکمان بعضی امارتها با نگاه امنیتی ابوظبی به اخوان همراه نبودند، شیخ صقر رأسالخیمه در برابر انحلال الاصلاح مقاومت کرد، و دبی نیز تا پیش از بحران مالی ۲۰۰۹ میتوانست وزنهای در برابر تمرکز قدرت ابوظبی باشد. سپس ورق برگشت: بحران مالی، تغییر نسل حاکمان و سرکوب شبکه الاصلاح، موازنه درون فدراسیون را به سود ابوظبی تغییر داد.
بهار عربی این نبرد داخلی را به سیاست منطقهای تبدیل کرد.
از مصر و سقوط دولت مرسی تا یمن و مقابله با حزب الاصلاح، از لیبی تا رقابت با قطر و ترکیه، گزارش چتمهاوس نشان میدهد که جلوگیری از قدرتگرفتن اخوان و نیروهای نزدیک به آن، به یکی از اولویتهای سیاست خارجی امارات تبدیل شد؛ در کنار حفاظت از مسیرهای تجاری و گسترش نفوذ منطقهای.
اما شاید جذابترین بخش داستان، چیزی باشد که بعد از سرکوب اسلام سیاسی اتفاق افتاد.
محمد بن زاید فقط شبکهای را محدود نکرد؛ بهتدریج اکوسیستم دیگری ساخت.
در این اکوسیستم، عبدالله بنبیّه با «فقه صلح»، مقاصد، مصلحت و مآلات زبان فقهی فراهم میکند؛ احمد الطیب مشروعیت تاریخی الازهر را به میدان میآورد؛ مفاهیمی چون شهروندی، گفتوگوی ادیان و دولت ملی برجسته میشوند؛ و دولت، خود وارد تنظیم مرجعیت فتوا میشود. نتیجه، نه سکولاریسم کلاسیک است و نه حکومت روحانیون. هدف، ساختن نظمی است که در آن مسجد بماند، عالم بماند و دین قدرتمند بماند؛ اما دین به سازمان سیاسی مستقلی که بتواند دولت را به چالش بکشد تبدیل نشود.
و درست همینجا پرسش اصلی پرونده آغاز میشود:
آیا محمد بن زاید توانسته الگویی برای مهار افراطگرایی و جلوگیری از فروپاشی دولت بسازد؟
یا «فقه صلح» و اسلام دولتمحور، در نهایت میتوانند به سازوکاری برای مصونکردن قدرت از رقابت و پاسخگویی تبدیل شوند؟
این پرونده تلاش میکند محمد بن زاید را نه فقط از پشت برجهای ابوظبی، جنگ یمن یا رابطه با اسرائیل، بلکه از کلاس درس جوانی، خانه بنی فاطمه، رقابت درون هفت امارت، برخورد با اخوان، بهار عربی و سرانجام معماری یک اکوسیستم دینی تازه دنبال کند.
«روایت دگردیسی محمد بن زاید»پروندهای درباره خانواده، اسلام سیاسی، فقه صلح و بازآرایی رابطه دین، دولت و قدرت در جهان عرب.
۱
۶:۴۳
بازارسال شده از یادداشتها و نوشتههای مصطفی بصیریان
روایت دگردیسی محمد بن زاید.pdf
۷۳۳.۹۷ کیلوبایت
«روایت دگردیسی محمد بن زاید»پروندهای درباره خانواده، اسلام سیاسی، فقه صلح و بازآرایی رابطه دین، دولت و قدرت در جهان عرب.
یادداشتها و نوشتههای مصطفی بصیریان
۱
۶:۴۳
بازارسال شده از یادداشتها و نوشتههای مصطفی بصیریان
دلال، سرمایهدار، جاسوس ارشد: چگونه شیخ طحنون اماراتی چشم به تسلط بر هوش مصنوعی دوخته استترجمهی کامل مقالهی گاردین در مورد شیخ طحنون بن زاید آل نهیان
او از تشک جیوجیتسو شروع کرد؛ جایی که یاد میگیری برای غلبه بر حریف لازم نیست از او قویتر باشی، کافی است «موقعیت» بهتری بسازی.
طحنون بن زاید بعدها همین شیفتگی به رقابت و برتری موقعیتی را در جهانهای دیگری دنبال کرد: از تأسیس باشگاه رزمی ابوظبی (ADCC) و بازی Age of Empires با برادرانش، تا شطرنج رایانهای، سرمایهگذاری، امنیت ملی و امروز، زیرساختهای عظیم هوش مصنوعی.
گاردین در یک گزارش بلند و کمنظیر، پرترهای از مردی ترسیم کرده که کمتر سخن میگوید و کمتر دیده میشود، اما در مرکز شبکهای از سرمایه، اطلاعات، فناوری و قدرت سیاسی قرار گرفته است؛ مردی که شرکتها و نهادهای تحت نفوذش صدها میلیارد دلار دارایی را مدیریت میکنند و ردپایش از ابوظبی تا والاستریت، سیلیکونولی و کاخ سفید دیده میشود.
اما پرسش اصلی گزارش درباره ثروت طحنون نیست. مسئله این است که او قدرت را چگونه میفهمد و چگونه میسازد؟
شاید پاسخ را بتوان از همان تشک جیوجیتسو پیدا کرد: نه با حملهای بزرگ، بلکه با ساختن موقعیت؛ نه با کنترل همهچیز، بلکه با گرفتن چند نقطه تعیینکننده؛ نه با بستن همه راهها، بلکه با باز نگهداشتن گزینههای خود و محدودکردن گزینههای دیگری.
در این گزارش، داستان عجیب «Ben» ناشناس در یک باشگاه سندیگو را دنبال میکنیم؛ از شکلگیری ADCC و رقابتهای خانوادگی در Age of Empires تا Hydra، دستگاه امنیتی امارات، G42، رابطه با غولهای فناوری و بلندپروازی ابوظبی برای تبدیلشدن به یکی از مراکز قدرت هوش مصنوعی جهان.
روایتی درباره طحنون بن زاید؛ اما شاید در سطحی عمیقتر، روایتی درباره شکل تازهای از قدرت در قرن بیستویکم: قدرتِ اهرم، شبکه و موقعیت.
«طحنون؛ مردِ موقعیت»از تشک جیوجیتسو تا بازی بزرگ سرمایه، اطلاعات و هوش مصنوعی
یادداشتها و نوشتههای مصطفی بصیریان
او از تشک جیوجیتسو شروع کرد؛ جایی که یاد میگیری برای غلبه بر حریف لازم نیست از او قویتر باشی، کافی است «موقعیت» بهتری بسازی.
طحنون بن زاید بعدها همین شیفتگی به رقابت و برتری موقعیتی را در جهانهای دیگری دنبال کرد: از تأسیس باشگاه رزمی ابوظبی (ADCC) و بازی Age of Empires با برادرانش، تا شطرنج رایانهای، سرمایهگذاری، امنیت ملی و امروز، زیرساختهای عظیم هوش مصنوعی.
گاردین در یک گزارش بلند و کمنظیر، پرترهای از مردی ترسیم کرده که کمتر سخن میگوید و کمتر دیده میشود، اما در مرکز شبکهای از سرمایه، اطلاعات، فناوری و قدرت سیاسی قرار گرفته است؛ مردی که شرکتها و نهادهای تحت نفوذش صدها میلیارد دلار دارایی را مدیریت میکنند و ردپایش از ابوظبی تا والاستریت، سیلیکونولی و کاخ سفید دیده میشود.
اما پرسش اصلی گزارش درباره ثروت طحنون نیست. مسئله این است که او قدرت را چگونه میفهمد و چگونه میسازد؟
شاید پاسخ را بتوان از همان تشک جیوجیتسو پیدا کرد: نه با حملهای بزرگ، بلکه با ساختن موقعیت؛ نه با کنترل همهچیز، بلکه با گرفتن چند نقطه تعیینکننده؛ نه با بستن همه راهها، بلکه با باز نگهداشتن گزینههای خود و محدودکردن گزینههای دیگری.
در این گزارش، داستان عجیب «Ben» ناشناس در یک باشگاه سندیگو را دنبال میکنیم؛ از شکلگیری ADCC و رقابتهای خانوادگی در Age of Empires تا Hydra، دستگاه امنیتی امارات، G42، رابطه با غولهای فناوری و بلندپروازی ابوظبی برای تبدیلشدن به یکی از مراکز قدرت هوش مصنوعی جهان.
روایتی درباره طحنون بن زاید؛ اما شاید در سطحی عمیقتر، روایتی درباره شکل تازهای از قدرت در قرن بیستویکم: قدرتِ اهرم، شبکه و موقعیت.
۸
۹:۴۰
بازارسال شده از یادداشتها و نوشتههای مصطفی بصیریان
طحنون؛ مردِ موقعیت.pdf
۷.۳۴ مگابایت
۱
۹:۴۰
بازارسال شده از یادداشتها و نوشتههای مصطفی بصیریان
چرا با وجود بحران طولانیمدت تنگه هرمز، قیمت شاخصهای جهانی نفت به اندازه شدت اختلالات افزایش نیافته است؟ چگونه ممکن است نفت در مقصد بسیار گران باشد، اما قراردادهای آتی برای تحویل در ماههای آینده همچنان با قیمتهای پایینتری معامله شوند؟
پاسخ را شاید بتوان در سه بُعد جستوجو کرد: قیمت، زمان و مکان تحویل نفت.
پژوهش تازه فدرال رزرو آمریکا، منتشرشده در ۹ اکتبر ۲۰۲۶، از زاویهای کمتر شناختهشده به این معما میپردازد: ارزش اقتصادی دسترسی فوری به نفت (Convenience Yield)، ساختار زمانی قیمتها (Backwardation) و صرف ریسک قراردادهای آتی (Risk Premium).
یافته شگفتانگیز پژوهش آن است که در شرایط بحران شدید عرضه، حتی ممکن است قیمت قراردادهای آتی نفت بالاتر از قیمت نقدی مورد انتظار سرمایهگذاران در زمان سررسید قرار بگیرد.
اما این نتیجه چه ارتباطی با بحران هرمز دارد؟ و چرا برای فهم قیمت نفت، دیدن یک عدد مانند قیمت برنت کافی نیست؟
در گزارش تحلیلی پیوست، با استفاده از نمودارهای تاریخی، مدلهای اقتصادی و نتایج آماری فدرال رزرو، این پرسشها را بررسی کردهام.
قیمت نفت فقط قیمت یک بشکه نیست؛ زمان، مکان و ارزش اطمینان از دسترسی به آن بشکه نیز اهمیت دارد.
۳
۱۳:۳۷
بازارسال شده از یادداشتها و نوشتههای مصطفی بصیریان
نمودار سهبعدی قیمت نفت.pdf
۷۹۶.۰۹ کیلوبایت
۱
۱۳:۳۷