لهو و لعب همیشه از آن دست واژگانی بوده که با آن بسیار شوخی میکنیم. اما اگر لهو، سرگرمی و لعب، بازی با همه چیز باشد؛ صهیونیست ها خدای لهو و لعبند. بارگاه حضرت یوسف را اشغال کردهاند و آنجا این گونه بر پیکرهی ادیان ابراهیمی مینوازند...
#فلسطين @ESRAR3
#فلسطين @ESRAR3
۶۸
۹:۴۳
امسال شاهد این صحنه از عزاداری در حرم امام حسین نیستیم....این صحنه مربوط به عزاداری بحرینیهاست. بحرینی ها از سفر به ایران و عراق منع شدند. به زیارت که مشرف شدید نایب الزیارهی آن دلدادگان دورافتاده نیز باشید.
#بحرین@ESRAR3
#بحرین@ESRAR3
۱۹۶
۹:۴۴
سرکار خانم فاطمه رایگانی: چرا هروقت آتش بس میشود مردم زندگیشان بیمعنا میشود؟ یعنی هر وقت جنگ است ماهایی که همیشه اینطور با این زندگی کردیم که همیشه حسرت یک سلحشوری با ما بوده در جنگ عرصه سلحشوری باز شد، درِ باغ شهادت باز شد. وقتی آتش بس میشود میگوییم ای بابا باز باید برگردیم به زندگی روزمرهمان. برای اینکه زندگی روزمره را نشان ندادی چقدر جنگ است.
🧷من نمیدانم چرا هر خلأ را باید ذیل معنا یا بیمعنایی تعریف کرد؟ چرا انتهای آدمی را «معنا» تصور میکنند؟ که هرکسی در پاسخ میخواهد به نحوی معنا به زندگیمان تزریق کند یکی با هدف گذاری در روانشناسی، دیگری با مرگ آگاهی در فلسفه، و آن دیگری با جنگ و تقابل های اجتماعی و ...اما به نظر مسأله، ناکامیِ در زیستن است و جنگ روزنهای امیدوارانه برای گشودن درهای زندگیست. جنگ فرصت مواجهه با همین مسأله را به ما میدهد. در لبنان و فلسطین عامل نزیستن، یک پدیدهی ملموس به نام اسرائیل دارد و همین است که میبینید برای زندگی و زیستن، از آتش بس استقبال میشود اما اینجا مسأله، زندگی نیست بلکه معنا در زندگیست و همین است که هر سخن یا اشاره ای از زندگی نکردن در بیمعنایی هضم میشود و شوق زیستن هم به روزمرگی...
#زندگی@ESRAR3
🧷من نمیدانم چرا هر خلأ را باید ذیل معنا یا بیمعنایی تعریف کرد؟ چرا انتهای آدمی را «معنا» تصور میکنند؟ که هرکسی در پاسخ میخواهد به نحوی معنا به زندگیمان تزریق کند یکی با هدف گذاری در روانشناسی، دیگری با مرگ آگاهی در فلسفه، و آن دیگری با جنگ و تقابل های اجتماعی و ...اما به نظر مسأله، ناکامیِ در زیستن است و جنگ روزنهای امیدوارانه برای گشودن درهای زندگیست. جنگ فرصت مواجهه با همین مسأله را به ما میدهد. در لبنان و فلسطین عامل نزیستن، یک پدیدهی ملموس به نام اسرائیل دارد و همین است که میبینید برای زندگی و زیستن، از آتش بس استقبال میشود اما اینجا مسأله، زندگی نیست بلکه معنا در زندگیست و همین است که هر سخن یا اشاره ای از زندگی نکردن در بیمعنایی هضم میشود و شوق زیستن هم به روزمرگی...
#زندگی@ESRAR3
۱۷۸
۱۰:۳۲
نوشته بود:در خانهی یهودی،هفتهای یک بار جهان مکث میکند.هیاهوی بیرون آرام میشود.در جهان یهودی، شبات فقط یک روز استراحت نیست؛یک بازتنظیم کامل است.نقطهای که همهچیز در برابرش کنار میرود.در شبات عزاداری نمیکنیم،حتی اگر خدای ناکرده نزدیکترین عزیزمان را از دست داده باشیم.اندوه برای یک شبانهروز متوقف میشود.حتی روز تاریخی سوگواری و روزهی نهم ماه عبری آو — که یادبود تخریب معبد اورشلیم و به تبعید رفتن قوم اسرائیل است — وقتی با شبات همزمان میشود،در شبات روزه نمیگیریم،بلکه آن سال روزه را به یکشنبه موکول میکنیم.چون در جهانبینی یهودی، شبات بالاتر از اندوه است.فراتر از زمان.فراتر از مکان.من فکر میکنم در فرهنگ ایرانی، نزدیکترین نمونه به این جایگاه فراگیر، نوروز باشد؛جشنی که حتی بعد از نبرد قادسیه و فروپاشی یک امپراتوری هم از حافظهی تاریخی ایرانیان پاک نشد و به روایت «تاریخ سیستان»، حتی در حالی که تهاجم اعراب در جریان بود نیز گرامی داشته میشد.بعضی روزها،آنقدر ریشهدارند،که از دلِ ویرانی هم عبور میکنند.برای ما، شبات یکی از آن روزهاست.
🧷در جزء جزء این سخنان با شما حرف ها داریم و باید به آن بیاندیشیم که صهیونیستها به ما چه جهانی را عرضه میکنند که میتوانند چون ما بگویند فراتر از مکان، فراتر از زمان و فراتر از اندوه. و ترسناک آنکه این سخنان غریبه نیست. ما برای این همه اشتراک در زبان و سخن نگرانیم. و میدانیم این اشتراک اتفاقی نیست. فضاییست که همه را این چنین در برگرفته است...ما با مقاومت است که استقامت میورزیم و میدانیم خدای دیگری باید... خدایی که به فراتر از اندوه نخواند.درواقع ما با صهیونیسم نمیجنگیم، ما با یک زبان و خدای آن در جنگیم. زبانی که اگر شبات را از آن بردارید، تصور نمیکنید این همان زبانِ صهیونیستیست که توانست در برابر چشم میلیاردها انسان خون هشتاد هزار نفر را در غزه بریزد.ما از این زبان بیم داریم.
#زبان@ESRAR3
🧷در جزء جزء این سخنان با شما حرف ها داریم و باید به آن بیاندیشیم که صهیونیستها به ما چه جهانی را عرضه میکنند که میتوانند چون ما بگویند فراتر از مکان، فراتر از زمان و فراتر از اندوه. و ترسناک آنکه این سخنان غریبه نیست. ما برای این همه اشتراک در زبان و سخن نگرانیم. و میدانیم این اشتراک اتفاقی نیست. فضاییست که همه را این چنین در برگرفته است...ما با مقاومت است که استقامت میورزیم و میدانیم خدای دیگری باید... خدایی که به فراتر از اندوه نخواند.درواقع ما با صهیونیسم نمیجنگیم، ما با یک زبان و خدای آن در جنگیم. زبانی که اگر شبات را از آن بردارید، تصور نمیکنید این همان زبانِ صهیونیستیست که توانست در برابر چشم میلیاردها انسان خون هشتاد هزار نفر را در غزه بریزد.ما از این زبان بیم داریم.
#زبان@ESRAR3
۱۲۰
۱۲:۴۶
شاید چون هزینهاش را ندادهام، شاید چون خانهام خراب نشده،شاید چون شهید ندادهایم...چه میدانم، شاید چون همهی این شایدهاست که من آتش بس را دوست ندارم، یا لااقل آتش بسِ این شکلی را.آتش بسِ این شکلی باید حتما اسم مخصوصی داشته باشد. مثل انقلابها که سرخ و سفید و مخملی و ... دارند، این آتش بس هم حتما اسم دارد که بعدها نظریه پردازها میآیند اسمش را میگویند. میگویند شکلی از آتش بس هست که علی الظاهر بمباران نمیکنیم اما ملت را فریز میکنیم و آرام و بیصدا امیدشان را برای یک جهش بزرگ خفه میکنیم، اسمش هم مثلا می شود «جنگِ بدون دود». امروز قصد داشتم در کانال اصرار روز شمار جنگ بگذارم مثل کاری که برای غزه می کردم، تا یادم نرود، اما یادم آمد آتش بس شده. بعد فکر کردم پس چرا ما هنوز حساً در جنگیم؟ یعنی چرا اصلا حس نمی کنم جنگ تمام شده؟ چرا جنگ دوباره به داخل مان کشیده شد اما نادیده تر؟ بله جنگ خوب نیست اما من دوست ندارم جنگ فقط درون مان باشد و همه تلاش کنند الکی اوضاع را ژیگول ویگولی نشان دهند. دوست ندارم این نفاقِ آتش بس را. دوست ندارم از درون بسوزیم و بیرون همه چیز فانتزی باشد. جنگ با همه ی زشتی اش واقعی ترین اتفاق دورانِ ماست. باز هم تو بگو، من می گویم اصلا، شاید چون هزینه اش را نداده ام، شاید چون خانه ام خراب نشده، شاید چون شهید نداده ایم، شاید چون همه ی این شایدهاست اما من آتش بس را دوست ندارم، یا لااقل آتش بسِ این شکلی را...
یکشنبه_ سی و یکم خرداد ۱۴۰۵
https://eitaa.com/IN_ROUZHA/51
یکشنبه_ سی و یکم خرداد ۱۴۰۵
https://eitaa.com/IN_ROUZHA/51
۶۹
۱۹:۳۵
شکر خدا،تشییع در عراق هم جور شد.از شنیدن این خبر بغض کردم. خدا میداند این تشییع با عراق و مردمش چه خواهد کرد.تبریک به مردم عراق،تبریک برای رقم خوردن صفحه ای تازه در سرنوشت آن مردم شریف،این مداحی کوتاه عراقی از نجف اشرف هم تقدیم به شما،شمایی که بزرگید و بزرگزاده.
#عراق
@ESRAR3
#عراق
@ESRAR3
۱۲۶
۸:۵۸
دولت عراق به طور رسمی مجوز فعالیت استارلینک را صادر کرد تا سرویس اینترنت ماهوارهای اسپیسایکس بتواند خدمات خود را در این کشور ارائه دهد
مقامهای عراقی این تصمیم را گامی مهم برای توسعه زیرساخت دیجیتال، گسترش اینترنت پرسرعت و پوشش مناطق محروم و دورافتاده عنوان کردهاند؛ مناطقی که هنوز دسترسی مناسبی به شبکه های ثابت و فیبر نوری ندارند.
🧷خبر مربوط به چند روز پیش است اما خدا ختم بخیر کند. باید منتظر اتفاقات تازهای در عراق و ایران باشیم. اتفاقاتی که از تشییع رهبری تا پروژه استارلینک گسترده است.
#عراق #ایران
@ESRAR3
مقامهای عراقی این تصمیم را گامی مهم برای توسعه زیرساخت دیجیتال، گسترش اینترنت پرسرعت و پوشش مناطق محروم و دورافتاده عنوان کردهاند؛ مناطقی که هنوز دسترسی مناسبی به شبکه های ثابت و فیبر نوری ندارند.
🧷خبر مربوط به چند روز پیش است اما خدا ختم بخیر کند. باید منتظر اتفاقات تازهای در عراق و ایران باشیم. اتفاقاتی که از تشییع رهبری تا پروژه استارلینک گسترده است.
#عراق #ایران
@ESRAR3
۵۲
۲۰:۳۳
حالا که کربلا را مرور میکنیم...حالا که با واژه های تشنگی، خیام، محاصره، زن و کودک حسابی میتوانیم جمله بسازیم بد نیست بدانیم درست همین روزها شهروندنماهای صهیونیست سه روز است که یک خانوادهی فلسطینی را بدون آب و برق محاصره کردهاند و اجازه هیچگونه رفت و آمدی را به اعضای خانواده نمیدهند.کربلا همچنان مظلوم و بیصدا بیخ گوش منِ بی خبر نفس میکشد.
#آتش_بس@ESRAR3
#آتش_بس@ESRAR3
۱۱۵
۲۰:۳۳
غزه همچنان در خون خود میغلتد.نوزاد شیرخواره حین شیر خوردن در چادر آوارگان مورد اصابت قرار گرفت. مادر شهید شد و کودک قطع عضو. صالح الجعفراوی وصیت کرده بود از غزه بگوییم و فریب این آتش بس های دروغین را نخوریم. کاش نظریه پردازان تا دیر نشده دستی بجنبانند و فکری به حال این نفاقِ آتش بس بکنند. مثلا اسمش را زودتر رو کنند و بگویند نام این آتش بسها چیست که هیچ جوره نقض نمیشوند؟ آتشهایی که بس نمیکنند، فقط صدا خفهکن خوبی دارند. آتش بسهایی که هر جا به نحوی چیزی را آرام و بیصدا میکُشند؛ در غزه خبرنگارها را، در لبنان لبخند بازگشت را و اینجا جهش بزرگ یک ملت را.
#آتش_بس@ESRAR3
#آتش_بس@ESRAR3
۱۵۲
۲۰:۳۴
در مستند آخرین روزهای زمستان به مقطعی از تاریخ اشاره میکند که در آن نکتهی ظریفی برای این روزهای ما نهفته است. اینکه «*رکود در جبهه ها باعث میشد دعواهای سیاسی اوج بگیرد*». نکته، نکتهی ظریفیست. گویا شرح امروز ما در وضع پسا آتش بس است که گرفتار آن رکود و این دعوا شدیم. توضیح چند مطلب اینجا ضروری به نظر میرسد:
ما دنبال جنگ نیستیم اما وقتی مسیر تازهای پیش رویمان ولو به قیمت خون باز شده است مهمترین دارایی و برگ برنده ما استقامت در همان مسیر است. کاری به درست و اشتباه بودن طرفهای دعوا در داخل نداریم، وقتی نزاع شکل میگیرد یعنی از صفایی که در جنگ میانمان جریان گرفته بود، دور شدهایم و همین یقهگیریها نشانه آنست که آن چشمانداز از پیش چشم ما دور شده و دعوا به سهم خواهی قدرت رسیده است.
با خودمان مرور کنیم چه شد که ما پای در این مسیر گذاشتیم و چشم اندازمان چه بود؟ زیر سایه آمریکا و با وجود پدیدهی صهیونیست زندگی امکان پذیر نبود. وگرنه هیچ چیز بهای آن جانهای گرامی نیست مگر اینکه ما طلب بنای جهان جدید و زندگی دیگری را داشته باشیم.
مرزها و جبهه را باید تعیین کرد. اینکه ما امروز از کجا تا کجا میجنگیم؟ جبین ما در مواجهه با دشمن کجاست؟ یکی از جبهههایی که آتش به اختیار به روی دشمن گشوده شد، غزه بود. «زندگی» سخن صریح غزه است و همینست که همچنان دنیا از غزه میگوید اما ما غزه را جزء خط قرمزمان ثبت نکردهایم. غزه پاره تن ما بود، و او بود که در هفت اکتبر تاریخ را برای آغاز دوران طلایی خویش ورق زد اما غفلت از غزه و سخن غزه، به قیمت غفلت از خودمان و چشم اندازمان تمام شد.
#آتش_بس@ESRAR3
#آتش_بس@ESRAR3
۲۷
۱۲:۴۸