لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل سهش | فاطمه دلاوری پاریزیس
۲۸۲ عضو

سهش | فاطمه دلاوری پاریزی

دکترای فلسفه پژوهشگر فلسفه فرهنگ و زیباشناسی
ادمین: @FatemehDelavari
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲ خرداد
بازارسال شده از اندیشکده ایران آینده
undefined2 از3
در ادامه، سخنران با ارجاع به اندیشه فریدریش شیلر مفهوم «رانه بازی» را توضیح داد. به باور شیلر، در وجود انسان دو رانه اساسی وجود دارد: رانه حسی که با نیازها، عواطف و تجربه‌های جسمانی پیوند دارد، و رانه صورت که بیانگر عقلانیت و آرمان‌های فکری انسان است. این دو رانه اغلب در تعارض با یکدیگر قرار می‌گیرند و همین تعارض منشأ تنش در زندگی انسانی است. در این میان، رانه بازی به عنوان نیرویی آشتی‌دهنده عمل می‌کند و میان این دو ساحت تعادل برقرار می‌سازد. از نظر شیلر، تجربه زیبایی دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد؛ جایی که تخیل و عقل در تعامل هماهنگ قرار می‌گیرند. سخنران نتیجه گرفت که این تعادل میان عقل و احساس همان فضایی است که امکان تحقق آزادی واقعی و زندگی اخلاقی را فراهم می‌کند.
undefined پس از طرح این مقدمات نظری، دکتر دلاوری به مفهوم پهلوانی به عنوان «آینه زیبایی‌شناختی جامعه» پرداخت. او استدلال کرد که اگر زیبایی‌شناسی امری فرافردی باشد، در این صورت جامعه می‌تواند در تصویر خاصی از فضیلت و زیبایی به توافق برسد. از این منظر، پهلوان به عنوان نمادی که شجاعت، اخلاق و زیبایی را در خود جمع کرده است، به الگوی مشترک جامعه تبدیل می‌شود. سخنران تأکید کرد که تأثیرگذاری پهلوان بر جامعه نه از طریق دستورهای اخلاقی و قوانین رسمی، بلکه از طریق جذابیت زیبایی‌شناختی شخصیت او صورت می‌گیرد. در چنین الگویی، مردم به صورت داوطلبانه و از سر میل درونی به تقلید از فضایل پهلوانانه گرایش پیدا می‌کنند.
undefinedدر ادامه، سخنران برای روشن‌تر شدن این ایده به تجربه تاریخی یونان باستان اشاره کرد. به گفته او، در فرهنگ یونانی، قهرمانان نقشی اساسی در تربیت شهروندان ایفا می‌کردند. قهرمانان نه صرفاً به دلیل قدرت نظامی، بلکه به دلیل فضایل اخلاقی مانند شجاعت، وفاداری، افتخار و عشق به میهن مورد احترام قرار می‌گرفتند. این فضایل که یونانیان آن را «آرته» می‌نامیدند، به عنوان معیار کمال انسانی در نظر گرفته می‌شد. در مدارس و مجامع عمومی، حماسه‌هایی مانند ایلیاد و اودیسه روایت می‌شد و شخصیت‌های قهرمانانه به عنوان الگوهای اخلاقی و اجتماعی به نسل جوان معرفی می‌شدند. کودکان و نوجوانان با شنیدن این روایت‌ها، خود را در جایگاه قهرمانان تصور می‌کردند و به تدریج ارزش‌های آرمانی جامعه در شخصیت آنان نهادینه می‌شد.
به گفته دکتر دلاوری، این تربیت تنها از طریق روایت‌های ادبی انجام نمی‌شد، بلکه در سراسر فضای شهری نیز بازنمایی می‌یافت. مجسمه‌ها، نقش‌برجسته‌ها و آثار هنری که قهرمانان را به تصویر می‌کشیدند، نوعی الگوی بصری و ذهنی برای شهروندان ایجاد می‌کردند. این بازنمایی‌ها برخلاف تبلیغات صرف، واجد کیفیت هنری بودند و از همین رو تأثیر عمیق‌تری بر شکل‌گیری فرهنگ عمومی داشتند. علاوه بر این، تراژدی‌ها و نمایش‌های یونانی نیز با قرار دادن قهرمانان در موقعیت‌های اخلاقی پیچیده، مخاطبان را به تأمل درباره انتخاب‌های اخلاقی و پیامدهای آن دعوت می‌کردند. در نتیجه، قهرمانان به نماد روح جمعی جامعه تبدیل می‌شدند و بزرگداشت آنان در جشنواره‌های عمومی به تقویت وحدت اجتماعی کمک می‌کرد.
undefined بخش دیگری از سخنان سخنران به بررسی پیوند میان خرد و شهامت در سنت فلسفی غرب اختصاص داشت. دکتر دلاوری با اشاره به افلاطون توضیح داد که خرد برای تحقق خود نیازمند نیرویی مکمل است که همان شهامت یا تیموس است. در تحلیل افلاطونی، خرد به تنهایی قادر به پیشبرد کنش نیست و نیازمند انگیزه و اراده‌ای است که آن را به حرکت درآورد. به همین دلیل، در ساختار سیاسی مورد نظر افلاطون نیز رابطه‌ای میان عقل و شجاعت وجود دارد. از این منظر، پهلوانی به معنای ترکیب خردمندی و جسارت است؛ ترکیبی که امکان کنش اخلاقی و سیاسی را در لحظات بحرانی فراهم می‌کند.
undefined در ادامه بحث، سخنران با ارجاع به اندیشه شیلر توضیح داد که خرد واقعی تنها در پیوند با جرأت و اراده تحقق پیدا می‌کند. به گفته او، هنر، اخلاق، سیاست و فلسفه صرفاً از طریق مفاهیم انتزاعی به یکدیگر پیوند نمی‌خورند، بلکه آنچه این حوزه‌ها را به هم مرتبط می‌کند نوعی «شور زیستن آگاهانه» است. در چنین زیستی، انسان نه تنها می‌داند، بلکه می‌خواهد و بر اساس این خواستن تلاش می‌کند جهانی متفاوت را امکان‌پذیر کند. با این حال، شیلر هشدار می‌دهد که زندگی روزمره در جهان مدرن اغلب مانع شکل‌گیری چنین خرد پهلوانانه‌ای می‌شود. فشارهای معیشتی و نیازهای بی‌وقفه زندگی، انسان را چنان درگیر امور روزمره می‌کند که توانایی او برای مبارزه با نابرابری، گمراهی یا بی‌معنایی زندگی کاهش می‌یابد.
undefined۲

۱

۱۰:۳۵

بازارسال شده از اندیشکده ایران آینده
undefined3 از 3
undefinedدر چنین شرایطی، به گفته دکتر دلاوری، نیروهای اجتماعی غالب تلاش می‌کنند وضع موجود را از طریق مشغول نگه داشتن انسان‌ها در امور ابتدایی بازتولید کنند. نتیجه این وضعیت آن است که به جای تلاش برای تغییر جهان، صرفاً تلاش برای بقا در مرکز توجه قرار می‌گیرد. با این حال، لحظاتی در تاریخ وجود دارد که انسان را از این وضعیت روزمره خارج می‌کند. رخدادهایی مانند بیماری‌های فراگیر، بحران‌های اجتماعی یا جنگ می‌توانند انسان را متوجه افقی فراتر از وضعیت عادی زندگی کنند. این لحظات نوعی گسست تاریخی ایجاد می‌کنند و انسان را وادار می‌کنند تا درباره معنا و جهت زندگی خود بازاندیشی کند.
undefined در این چارچوب، سخنران مفهوم «خودکوششی» در اندیشه شیلر را مطرح کرد. به گفته او، این مفهوم به تلاشی اشاره دارد که از درون انسان برمی‌خیزد و حاصل تجربه رنج، شکست یا بی‌ثباتی است. چنین تجربه‌هایی می‌توانند لحظه تولد تاریخ باشند؛ لحظه‌ای که انسان از وضعیت انفعالی فراتر می‌رود و آگاهی تازه‌ای نسبت به وضعیت خود پیدا می‌کند. در این لحظه است که امکان بازآفرینی تاریخ و شکل‌گیری کنش‌های تازه فراهم می‌شود.
undefined در بخش پایانی ارائه، دکتر دلاوری این چارچوب نظری را به تجربه‌های معاصر ایران پیوند زد. او اشاره کرد که در برخی موقعیت‌های بحرانی، نوعی خردورزی پهلوانانه در جامعه ظهور پیدا می‌کند؛ خردی که در آن شجاعت، اخلاق و عقلانیت به طور هم‌زمان حضور دارند. به گفته او، در برخی تجربه‌های جنگی معاصر می‌توان نشانه‌هایی از این نوع کنش پهلوانانه را مشاهده کرد؛ کنشی که در آن تصمیم‌های شجاعانه در عین حال با درایت و ملاحظات اخلاقی همراه بوده است. همچنین در برخی واکنش‌های اجتماعی و تجمعات مردمی، نوعی پیوند داوطلبانه و غیرتحمیلی میان مردم و حاکمیت شکل گرفته که سخنران آن را رابطه‌ای زیبایی‌شناختی و نه صرفاً حقوقی یا اجباری توصیف کرد. از نظر او، حضور مردم در چنین موقعیت‌هایی صرفاً ناشی از الزام قانونی نیست، بلکه احساس مشارکت در یک کنش اخلاقی و زیباشناختی مشترک آنان را به میدان می‌آورد.
undefined در نهایت، سخنران به افق دوران پس از جنگ پرداخت و استدلال کرد که تصویر پهلوانی می‌تواند به عنوان بنیان وحدت در دوره صلح نیز حفظ شود. به گفته دکتر فاطمه دلاوری، سنت تاریخی «اهل فتوت» در فرهنگ ایرانی نمونه‌ای از این تداوم است. این گروه‌ها در دوره‌های تاریخی مختلف به عنوان تشکل‌های اجتماعی مستقل در کنار دولت فعالیت می‌کردند و بر ارزش‌هایی مانند تقدس کار، تولید، خدمت به جامعه و دفاع از عدالت تأکید داشتند. آنان هم در برابر تجاوز خارجی مقاومت می‌کردند و هم در برابر ظلم داخلی واکنش نشان می‌دادند و به نوعی پل میان میهن‌دوستی و عدالت اجتماعی محسوب می‌شدند.
undefined بر اساس این الگو، سخنران پیشنهاد کرد که می‌توان در دوران معاصر نیز به نوعی «اقتصاد فتوتی» و شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر اخلاق پهلوانی اندیشید؛ شبکه‌هایی که بتوانند روحیه شجاعت، مسئولیت‌پذیری و خدمت عمومی را در جامعه زنده نگه دارند. به این ترتیب، پهلوانی نه تنها در میدان جنگ، بلکه در عرصه‌های تولید، کار و خدمت اجتماعی نیز معنا پیدا می‌کند و می‌تواند به حفظ وحدت اجتماعی در دوره‌های صلح کمک کند.
undefinedجمع‌بندیدر مجموع، ارائه دکتر فاطمه دلاوری تلاشی برای پیوند دادن مباحث فلسفی زیبایی‌شناسی با مسئله وحدت اجتماعی در ایران معاصر بود. او با بهره‌گیری از اندیشه‌های کانت، شیلر و سنت فلسفی یونان نشان داد که زیبایی‌شناسی می‌تواند پلی میان اخلاق، سیاست و فرهنگ ایجاد کند و در قالب مفهوم پهلوانی به الگویی وحدت‌بخش برای جامعه تبدیل شود. در این چارچوب، پهلوانی به معنای ترکیب خرد، شجاعت و فضیلت اخلاقی است؛ الگویی که در لحظات بحرانی مانند جنگ ظهور می‌یابد و می‌تواند در دوره پس از جنگ نیز در قالب نهادهای اجتماعی و فرهنگی استمرار پیدا کند. از این منظر، زیبایی‌شناسی پهلوانی نه صرفاً یک مفهوم فرهنگی، بلکه افقی نظری برای فهم همبستگی اجتماعی و بازسازی جامعه در شرایط تاریخی پیچیده است.
undefined۲

۱

۱۰:۳۵

۱۴ خرداد
غدیر آمده است تا بفهماند سیاست به همه مربوط است.
امام خمینی (ره)


عیدتان مبارک undefined
@fadparizi
undefined۳۹
undefined۴
undefined۳

۲K

۶:۲۴

۲۹ خرداد
پیام رهبری درباره توافق‌نامه پیام مهمی بود و فرامتن‌های بسیاری داشت. یکی از این فرامتن‌ها اهمیت جمهوریت نظام و سلیقه اکثریت مردم که رای به دکتر پزشکیان بوده است که در پیام رهبری پررنگ شده.اگر جریانی به دنبال تاثیرگذاری در سطح کلان است راه آن صندوق رای است نه جای دیگر.

@fadparizi
undefined۵
undefined۱
undefined۱

۲۱۰

۸:۱۶

نرگس مست نوازش‌کن مردم‌دارش خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد
#ایران
@fadparizi
undefined۲

۲۲۰

۸:۴۳

۸ تیر
جام جهانی ۲٠۲۶؛ ایران و تجربه زیستن در آستانه
نویسنده: کمیل سوهانی
خلاصه یادداشت: حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، چیزی فراتر از یک رویداد ورزشی و در واقع روایتی از یک وضعیت اصیلِ وجودی بود؛ تجربه‌ای مکرر از تعلیق، نباختن و در عین حال پیروز نشدن. تیمی که در محاصره جنگ، فشار روانی، تحریم و تهدیدِ کفتار صفتانِ وطن‌فروش حتی از بازی تدارکاتی محروم بود، در سه بازی خود مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر هرگز نبوخت؛ اما تکنولوژی و خط‌کش‌های بی‌رحمِ ویدئوچک با ردهای میلی‌متری (۱۸ و ۱۲ سانتی‌متری)، غریوِ شادی و حس فتح مکرر را بر لب‌های این ملت خشکاند.
اوج این درام الهیاتی در نیمه‌شب هفتم تیرماه رقم خورد. در حالی که صعود ایران به نتایج دیگر گره خورده بود، در دقیقه ۹۳ بازی اتریش و الجزایر، با گل الجزایر همه‌چیز تمام شد و گزارشگر مبهوت فریاد زد: «بالاخره خدا به دل این مردم نگاه کرد»؛ اما چند ثانیه بعد با گل تساوی اتریش، سکوتی سنگین حاکم شد: این چه سرنوشتی بود؟
اینجاست که فوتبال، آینه تمام‌نمای وضعیت امروز ایران می‌شود: «رستگاری معلق در آستانه». ایران در نبرد کلان تاریخی و جنگ با آمریکا و اسرائیل نیز هرگز نباخته و فروپاشیده نشده، اما آن حلاوتِ فتح مطلق و آرامشِ بی‌ابهام را هم تجربه نکرده است. ما در برزخِ خوف و رجا ایستاده‌ایم؛ وضعیتی که نه بهشتِ وصال است و نه جهنمِ سقوط.
از منظر فلسفی و الهیاتی، ایران اساساً یک «تمدن آستانه» است که برخلاف تمدن‌های مبتنی بر قطعیت (مانند نظم روم یا عقل یونان)، همیشه در مرز میان متضادها—شرق و غرب، سنت و مدرنیته، شمشیر و شعر—زیسته است. این آستانه‌نشینی اگرچه با رنج و تعلیقِ مدام همراه است، اما مانع از سقوط ملت به منطقِ ساده و تکنیکیِ برد و باختِ مدرن می‌شود. رازِ ایران در همین الهیاتِ نباختن و ایستادگیِ طولانی‌مدت در عین محرومیت نهفته است؛ انتظاری شریف و پویا که در عمق خود، ایمان به پیروزی نهایی در دل تعلیق‌های بزرگ تاریخ را زنده نگه می‌دارد.
متن کامل در: https://farhikhteganonline.ir/news/239665?fbclid=PAb21jcASut7RleHRuA2FlbQIxMQBzcnRjBmFwcF9pZA81NjcwNjczNDMzNTI0MjcAAaezDNpl255bmq3Ya_sSc4XY87bcDdQblIcsOLHuHxxg1er2AbixInhfauyekA_aem_RjcPo9qO1vR_WzUHy3y6Aw

@fadparizi
undefined۱۸
undefined۶
undefined۳

۴K

۵:۵۹

۱۰ تیر
انسجام ملی؛ مسئله‌ای فراتر از سیاست
در تحلیل وضعیت امروز جامعه، معمولاً از مفاهیمی مانند «سرمایه اجتماعی»، «اعتماد عمومی» یا «شکاف‌های سیاسی» سخن گفته می‌شود. این مفاهیم مهم‌اند، اما گمان می‌کنم اگر بخواهیم به ریشه مسئله نزدیک شویم، باید آن را از منظر فلسفه و حتی زیبایی شناسی نیز بنگریم.
آنچه یک جامعه را دچار فرسایش می‌کند، صرفاً اختلاف سیاسی نیست. اختلاف، لازمه حیات هر جامعه زنده است. بحران از آنجا آغاز می‌شود که گروه‌های مختلف دیگر نتوانند در یک افق معنایی مشترک با یکدیگر سخن بگویند. به تعبیر هرمنوتیکی، مسئله اصلی، از دست رفتن امکان امتزاج افق‌ها است. هنگامی که هر گروه، دیگری را نه به عنوان شریک در خیر عمومی، بلکه به مثابه نفی‌کننده حقیقت تلقی کند، گفت‌وگو جای خود را به سوءظن می‌دهد و سوءظن، پیش از هر عامل دیگری، سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند.
از منظر زیبایی‌شناسی نیز، وحدت هرگز به معنای یکنواختی نیست. زیبایی از حذف تفاوت‌ها پدید نمی‌آید، بلکه از برقراری نسبتی معنادار میان آنها حاصل می‌شود. یک ارکستر زمانی زیباست که سازهای گوناگون، با حفظ هویت صوتی خود، در کلیتی هماهنگ به صدا درآیند. اگر همه یک نت واحد بنوازند، دیگر نه موسیقی باقی می‌ماند و نه خلاقیت؛ و اگر هر ساز، بی‌اعتنا به دیگری بنوازد، حاصل چیزی جز آشوب نخواهد بود. جامعه نیز از همین منطق پیروی می‌کند.
از این منظر، مهم‌ترین مسئولیت هر نظام سیاسی، صرفاً مدیریت اختلاف‌ها نیست، بلکه حفظ شرایط امکان گفت‌وگو است؛ یعنی پاسداری از فضایی که در آن، صداهای متفاوت شنیده شوند، نقد به معنای خروج از دایره تعلق تلقی نشود و اختلاف بر سر روش‌ها، به انکار وفاداری به اصل منافع ملی نینجامد.
در چنین شرایطی، دیپلماسی و مقاومت نیز نباید به دوگانه‌ای متقابل فروکاسته شوند. هر دو، اگر در خدمت امنیت، کرامت و منافع ملی باشند، می‌توانند اجزای یک راهبرد واحد تلقی شوند. اختلاف درباره ابزارها طبیعی است، اما توافق بر سر غایت، شرط تداوم انسجام ملی است.
شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین خطر برای هر جامعه، افزایش اختلاف‌ها نیست؛ بلکه فروریختن ضمیر ما است. جامعه زمانی آسیب می‌بیند که دیگر نتواند تفاوت‌ها را در درون یک روایت مشترک از خود جای دهد. حفظ این «ما»، بیش از آنکه یک پروژه سیاسی باشد، یک وظیفه اخلاقی، فرهنگی و حتی زیباشناختی است؛ زیرا همان‌گونه که زیبایی از هارمونی کثرت‌ها زاده می‌شود، پایداری یک ملت نیز در توانایی آن برای همزیستیِ تفاوت‌ها نهفته است.
@fadparizi
undefined۷
undefined۴

۱.۹K

۱۶:۵۹

۷ مرداد
thumbnail
وقتی دانش‌آموز بودم شما رو دوست نداشتم. حتی فکر می‌کردم این‌که ما رشد نکردیم! تقصیر نوع نگاه شما به توسعه است. اینکه به جای نگاه به داخل همه‌اش می‌گویید: دشمن. اینکه با آمریکا تنش‌زدایی نمی‌کنید. دانشجو که شدم ۸۴ بود و انتخابات. فضا و شرایط به سمتی رفت که بیشتر حرفهایتان را می‌شنیدم و اکثرش برایم مقبول بود. شما دانشجو را دارای تحلیل سیاسی، عدالت‌طلب و آرمان‌خواه می‌خواستید و زنان را نه‌ خانه‌نشین نه خانه‌گریز. حالا شما برایم آقای خامنه‌ای بودید که حرفهای قابل توجهی دارد.فلسفه غرب که خواندم اول وجه سلبی‌ام به شما بیشتر شد و فکر می‌کردم چرا ما باید با این غربی‌های شیک و اتوکشیده که از حقوق بشر می‌گویند دشمن باشیم. بیشتر که فلسفه خواندم متوجه عمق خباثت و نژادپرستی و سلطه‌جوئیشان شدم. و عمق تنش‌زائیشان. با دکتر فرهادی و نگاهش به توسعه هم که آشنا شدم تازه فهمیدم آه این پیر خردمند در خشت خام چیزی می‌دید که... . جنگ ۱۲ روزه و حسم در شب عاشورا که چون ماه درخشیدید به من فهماند در همه این سالها عشقی نرم و ملایم در عمق جانم نسبت به شما نشسته که از شدت نگرانی نسبت به جان عزیز شما خواب می‌بینم که حفاظت ویژه ماورایی دارید. جنگ رمضان اما... آه از جنگ رمضان که حالا در خانه‌ام برای داغ رفتن شما چون دختر پدر از دست داده مراسم می‌گیرم.

@fadparizi
undefined۴۰
undefined۳

۱.۱K

۳:۴۱

۹ مرداد
در ماجرای نیما تکیدو به گمان من صورت مسئله را نباید در دوگانه‌ی «اقتدار یا ضعف» خلاصه کرد. آنچه امروز در جامعه ایران مشاهده می‌کنیم، بیش از آنکه نشانه ضعف یا قدرت دولت باشد، بیانگر تغییر در نسبت میان دولت، جامعه و فرهنگ است.
دولت مدرن زمانی تصور می‌کرد تنها تولیدکننده نظم اجتماعی است؛ اما در جهان شبکه‌ای امروز، نظم فقط از بالا تولید نمی‌شود. جامعه نیز خود به تولیدکننده هنجار، آیین، سبک زندگی و حتی فضاهای عمومی تبدیل شده است. آنچه در برخی ایونت‌ها می‌بینیم، بیش از آنکه «شکست دولت» باشد، ظهور ظرفیت خودسازمان‌دهی جامعه است.
البته این به معنای شکل‌گیری «جامعه موازی» هم نیست. تعبیر جامعه موازی، جامعه را به دو اردوگاه کاملاً منفک تقسیم می‌کند، در حالی که واقعیت بسیار سیال‌تر از این است. بسیاری از همین افراد، همزمان در نهادهای رسمی زندگی می‌کنند، رأی می‌دهند، دانشگاه می‌روند، مالیات می‌دهند و در همین ساختار اجتماعی زیست می‌کنند. بنابراین با شبکه‌هایی از هویت و سبک زندگی مواجهیم، نه الزاماً دو جامعه مستقل.
از این منظر، آنچه اهمیت دارد نه برگزاری یا عدم برگزاری یک رویداد، بلکه نحوه تنظیم رابطه دولت با این اشکال جدید حیات اجتماعی است. اگر دولت صرفاً با منطق امنیتی با این پدیده‌ها مواجه شود، شکاف‌ها عمیق‌تر می‌شوند؛ و اگر کاملاً منفعل باشد نیز مرجعیت خود را از دست می‌دهد. هنر حکمرانی، یافتن نقطه‌ای میان کنترل و مشارکت است.
به نظر من، پرسش اصلی این نیست که «چرا دولت برخورد نکرد؟» بلکه این است که «آیا دولت هنوز توانایی تولید امر مشترک را دارد؟» اقتدار پایدار، صرفاً از ابزارهای انتظامی به دست نمی‌آید؛ بلکه از توانایی خلق افق مشترک، اعتماد اجتماعی و احساس تعلق جمعی ناشی می‌شود. هرگاه این ظرفیت تضعیف شود، جامعه راه‌های دیگری برای تولید معنا، هویت و تجربه جمعی پیدا می‌کند؛ خواه در قالب یک آیین مذهبی، خواه یک رویداد ورزشی، خواه یک گردهمایی فرهنگی. مسئله امروز ایران، بحران اقتدار نیست؛ بحران تولید امر مشترک است. هر جا امکان آفرینش تجربه‌های مشترک، شادی مشترک، مشارکت مشترک و معناهای مشترک کاهش پیدا کند، جامعه خود به تولید این فضاها روی می‌آورد. بنابراین این پدیده‌ها را پیش از آنکه امنیتی یا فرهنگی بدانیم، باید نشانه‌ای از جست‌وجوی جامعه برای بازسازی امر مشترک بدانیم.
@fadparizi
undefined۲۳

۱.۶K

۸:۱۸

۲۴ مرداد
بازارسال شده از پژوهشگاه فضای مجازی
thumbnail
#درنگ
undefinedپژوهشگاه فضای مجازی با همکاری حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار می کند:
پنجمین حلقه اندیشه درنگ با موضوع نقد و بررسی کتاب " تمدن مجازی در قرن ۲۱ " اثر اندروتارگوفسکی
undefined با ارائه: فاطمه دلاوری پاریزی؛دکترای فلسفه از دانشگاه تهران، پژوهشگر حوزه فرهنگ
undefined زمان: دوشنبه، ۲۶مردادماه ساعت ۱۰
undefinedمکان: خیابان سمیه،نرسیده به خیابان حافظ، حوزه هنری انقلاب اسلامی، سالن سلمان هراتی

undefined شرکت حضوری در این نشست آزاد بوده و صرفاً با ثبت‌نام امکان‌پذیر است.
undefined پژوهشگاه فضای مجازیundefined با ما در ارتباط باشید

۱۶

۱۷:۳۶