بله | کانال سهش | فاطمه دلاوری پاریزی
عکس پروفایل سهش | فاطمه دلاوری پاریزیس

سهش | فاطمه دلاوری پاریزی

۲۸۱ عضو
بازارسال شده از روزنامه فرهیختگان
undefinedافق تمدنی تسلط ایران بر تنگه هرمز
undefined در سنت فکری و تاریخی ایران، نام «هرمز» صرفاً یک نام جغرافیایی نیست، «هرمز» دگرگون‌شدۀ «هرمزد» و بازتابی از نام اهورامزدا است؛ مفهومی که در جهان‌بینی ایران باستان، نماد خرد، راستی و نظم کیهانی به‌شمار می‌رود. در این چارچوب، هستی بر بنیانی از «نظم راستین» استوار است؛ نظمی که در آن، جهان و انسان در نسبت با حقیقتی فراتر از اراده‌های فردی معنا می‌یابند. از این‌رو، قدرت در این سنت، امری خودبسنده و بی‌قید و شرط نیست، قدرت زمانی واجد معنا و مشروعیت می‌شود که در خدمت این نظم راستین قرار گیرد.
undefinedاز این منظر، می‌توان گفت درک ایرانی از «هرمز» حامل نسبتی عمیق میان قدرت و حقیقت است؛ نسبتی که در آن، قدرت ابزاری برای غلبه نیست. در این نگاه به عالم قدرت ابزاری است برای تحقق نظم، عدالت و راستی. حقیقت در این دستگاه فکری، ورای قدرت است، نه محصول آن. این تمایز، یکی از بنیادین‌ترین تفاوت‌ها میان سنت‌های معنوی و بسیاری از نظم‌های مدرن است که در آن‌ها، قدرت به‌تدریج به معیار نهایی مشروعیت تبدیل شده و حقیقت، تابعی از آن تلقی می‌شود.
undefined بر این اساس، هنگامی که نام «هرمز» بر یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های آبی جهان، یعنی تنگه هرمز نهاده می‌شود، این نام حامل حافظه‌ای معنایی است؛ حافظه‌ای که یادآور این امکان است که قدرت می‌تواند و باید در نسبت با افقی متعالی و حقیقت‌محور تعریف شود. از همین‌جا می‌توان دریافت که «هرمز» صرفاً یک موقعیت جغرافیایی نیست، «هرمز» نشانه‌ای از یک افق فکری است، افقی که در آن پیوند میان قدرت و حقیقت، بنیان نظم و سامان جهان را شکل می‌دهد.
undefined همین نسبت، زمینه‌ای فراهم می‌کند تا به مسأله تسلط بر تنگه هرمز فقط به‌عنوان یک کنش ژئوپلیتیک ننگریم و آن را به‌مثابه امکانی برای بازتعریف نسبت قدرت و معنا در مقیاس تمدنی در نظر بگیریم. از این منظر، ورود به بحث آبراه‌های استراتژیک، ورود به عرصه‌ای است که در آن، قدرت دیگر فقط ابزار بقا یا برتری نیست، بلکه می‌تواند حامل دلالتی عمیق‌تر باشد که ما را به بازخوانی مفهوم تمدن و افق‌های پیش‌روی آن وامی‌دارد.
undefined در نهایت، آنچه در تنگه هرمز در جریان است، می‌تواند فراتر از یک منازعه ژئوپلیتیک فهم شود. این رویداد، تلاشی برای بازتعریف جایگاه در تاریخ است؛ تلاشی برای بازگشت به مرکز روایت. شکستن انحصار دریایی، به معنای تضعیف پیوند میان زور عریان و زور پوشیده است؛ پیوندی که نظم مسلط را برای قرن‌ها بازتولید کرده است.
undefined این همان معنای افق تمدنی است: جایی که قدرت و معنا دوباره به هم پیوند می‌خورند. از این منظر، «هرمز» تنها یک نام نیست، نشانه‌ای از امکان گشوده‌شدن جهانی است که در آن، قدرت در خدمت حقیقت قرار می‌گیرد و رهایی، هم رهایی از سلطه است و هم رهایی برای احیای دوباره معنا.
undefinedمتن کامل یادداشت کمیل سوهانی، پژوهشگر فرهنگ و رسانه را در سایت فرهیختگان بخوانید.
FarhikhteganDaily.com @FarhikhteganOnline

۱۴:۱۹

بازارسال شده از روزنامه فرهیختگان
undefined پیشنیۀ تمدنیِ انسان ایرانی در جنگ رمضان
کمیل سوهانی پژوهشگر فرهنگ و رسانه در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت: در زندگی ملت‌ها، لایه‌هایی وجود دارد که عمیق‌تر از سیاست‌های روزمره، فراتر از تصمیم‌های کوتاه‌مدت و ماندگارتر از نسل‌هاست. این لایه‌ها همان ریشه‌های فرهنگی و تمدنی‌اند؛ همان قواعد نانوشته‌ای که حتی وقتی مردم از وجودشان آگاه نیستند، در همه شئون زندگی آنان جاری است. از اقتصاد و تجارت گرفته تا سبک زندگی، از اخلاق و معماری تا جنگ و صلح. گویی هر ملت، خانه‌ای است که همه اجزای آن رنگ و بوی صاحبخانه را دارد؛ چنان‌که ضرب‌المثل اراکی می‌گوید: «چهل چیز خانه به صاحبخانه می‌رود».
از این منظر، شیوه جنگیدن یک ملت نیز ادامه طبیعی شیوه زندگی اوست. ملت‌ها همان‌گونه می‌جنگند که قرن‌ها زیسته‌اند؛ با همان حافظه تاریخی، همان ترس‌ها و امیدها، همان تجربه‌های اقلیمی و همان تکنولوژی‌های برآمده از ضرورت بقا.
اگر بخواهیم به ریشه‌های شیوه کنونیِ مواجهۀ انسان ایرانی با جهان، از جمله با قدرت‌هایی چون ایالات متحده آمریکا و اسرائیل بنگریم، باید به یکی از اصیل‌ترین مفاهیم زیست چند هزار ساله انسان ایرانی بازگردیم: قنات.
تمدن ایرانی در دل کویر و بر پهنۀ خشکی‌های کم‌آب متولد شد. مهم‌ترین مسئله وجودی انسان در این سرزمین، تدبیر برای بقا در برابر حقیقتی عریان و بی‌امان بود: خشکی. این مواجهه مستقیم با طبیعت، به‌مرور ساختاری از تفکر و تکنولوژی را پدید آورد که در آن، «نگهداری از ارزشمندترین دارایی حیات‌بخش» به اصلی هستی‌شناختی تبدیل شد.
قنات، این شاهکارِ مهندسیِ عقل ایرانی برای محافظت از گوهرِ حیات در برابر تابش سوزاننده خورشید پدید آمد. آب که همان زندگی و قدرت بود، از معرض دید بیرون رانده شد تا در دلِ زمین، در راهروهایی تاریک و طولانی، از گزندِ تباه‌کننده روزگار مصون بماند.
این اولین درس قنات برای انسان ایرانی بود: «داراییِ راهبردی را از روی خِرد از چشمِ دشمن پنهان کن». قنات برای انسان ایرانی صرفاً یک سازه مهندسی نیست؛ یک جهان‌بینی است.
قنات در حقیقت، ترجمه عملی یک فلسفه زیستی است، قنات، تکنولوژی شتاب نیست؛ تکنولوژی پایداری است. این تجربه جمعی، رابطه‌ای عمیق میان انسان ایرانی و مفهوم صبر ایجاد کرد.
صبر به معنای حرکت آرام و پیوسته در مسیر هدف. قنات بیش از یک تکنولوژیِ حفاری، اخلاقی زیست‌بنیان را به انسان ایرانی هدیه داد: اخلاق صبر و صلح. کشیدن یک رشته قنات گاه چند دهه به طول می‌انجامید.
مقنیان، روزها و سال‌ها، با تیشه بر سر سنگ می‌زدند، در تاریکی مطلق، با محاسباتی دقیق و عقلانی، راه را از میان بسته‌ترین و سخت‌ترین زمین‌ها می‌گشودند تا سرانجام، قطره‌ای از نور و روشنایی و سرسبزی را به روی زمین بیاورند.
این «صبرِ فعال»، که در آن هر ضربۀ تیشه، گامی در مسیری دشوار بود، در ناخودآگاهِ تاریخی ایرانیان به «خوی صبر» بدل شد. چنین صبری از سرِ درکِ عمیق نسبت به زمانِ «شدن» و «پدیدار شدن» بود. از سوی دیگر، همین قنات که ثمره عمری صبر بود، می‌توانست در جریان یک هجوم بیگانه در عرض چند روز نابود شود.
این شکنندگیِ دستاوردِ سال‌ها تلاشِ صبورانه، به انسانِ ایرانی آموخت، تا آنجا که می‌تواند از جنگ اجتناب کند؛ زیرا جنگ، حاصلِ صبرِ چندین ‌نسل را در یک لحظه نابود می‌کرد.
صلح‌طلبیِ ایرانی ریشه در سنت صیانت از برساخته‌هایِ پُرصبرِ تمدن دارد. این خردِ زیست‌بومیِ ایرانی، تنها به قنات محدود نمی‌ماند، بلکه در سراسر عرصه‌های معیشت و کشاورزی او جاری بود.
انسان ایرانی همواره «انتخاب‌های بهینه» را متناسب با کمبودهای اقلیمی و حقیقت عینیِ طبیعت برمی‌گزید. مثلاً آنگاه که می‌خواست در زمین‌های خشک و کم‌آب، هندوانه‌ای پرآب و شیرین پرورش دهد، ریشۀ آن را به ریشۀ خار پیوند می‌زد؛ زیرا ریشه‌های عمیق خار، که تا اعماق زمین می‌رفتند و از رطوبتِ لایه‌های زیرین تغذیه می‌کردند، آن ساختارِ پنهان و ریشه‌دار را برای رشدِ هندوانه فراهم می‌آوردند.
این «پیوندِ محصولی شیرین بر ریشه‌ای سخت و عمیق»، استعاره‌ای تمام‌عیار از روش ایرانی در مواجهه با محدودیت‌هاست: به جای رویاروییِ مستقیم و پرهزینه با خشکی، از ساختارهای موجود و ریشه‌دارِ طبیعت برای رسیدن به هدفی والا بهره می‌گیرد.
ادامه این یادداشت را در سایت بخوانید.
FarhikhteganDaily.com @FarhikhteganOnline

۱۱:۲۸

هرچند در مقام ثبوت و واقعیت، آموزه "الحق لمن غلب" امام محمد غزالی نمی‌تواند درست باشد که چه بسیار پیامبران و امامانی که شکست خوردند و حق با ایشان بود، اما در مقام اثبات و پذیرش انسان‌ها، اغلب انسان‌ها حق را به کسی می‌دهند که پیروز شده است و این میلی در انسان‌هاست برای بودن با طرف قدرتمند. نتیجه: قدرت، بیش از دیپلماسی تعیین کننده است و موشک‌ها بیشتر از هیئات مذاکره کننده در همراهی و جذب موثرند.
#قدرت #تنگه_هرمز#حق_وتو #وتوی_قطعنامه #چین #فرانسه #روسیه #عمان
@fadparizi

۱۸:۵۱

"گفتم جلسه‌ای تشکیل گردد تا آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید، ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند.
صریحا می گویم باید تمام همت تان در توجیه این کار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکس العمل می شود؛ شما می دانید که مسؤولین رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامی مان چنین تصمیمی را گرفته اند. خدا را در نظر بگیرید و هر چه اتفاق می افتد از دوست بدانید."
نامه امام خمینی در پذیرش قطعنامه ۵۹۸

#جنگ_و_صلح
@fadparizi

۰:۲۹

امید، تاریخ و انسان جمهوری اسلامی
به چه چیزی می‌توان امید داشت؟
فاطمه دلاوری پاریزی، پژوهشگر فلسفه و فرهنگ:
 در واپسین دهه‌های سده هجدهم، هنگامی که اروپا گمان می‌کرد از دل روشنگری و عقلانیت، جهانی نو سر برخواهد آورد، ناگهان سایه‌ای از تردید و تلخی بر افق مدرنیته افتاد. انقلاب فرانسه که با وعده آزادی، برابری و برادری آغاز شده بود، در ادامه با برپا شدن گیوتین‌ها و جاری شدن خون به نام همان آرمان‌ها، چهره‌ای دیگر از خود نشان داد. امیدی که قرار بود نظم تازه‌ای بسازد، به تجربه‌ای از خشونت و بی‌ثباتی بدل شد. در چنین فضایی، حتی با وجود تحولات بنیادینی چون طرح تفکیک قوا و آغاز انقلاب صنعتی، این احساس در میان بسیاری شکل گرفت که هنوز تمدن جدید به معنای واقعی آن، متولد نشده است.
این سرخوردگی جمعی، به پرسشی عمیق و ماندگار انجامید: «به چه چیزی می‌توان امید داشت؟» یعنی با چه نیرویی می‌توان تمدن را ساخت؟ پاسخ‌ها، اما یکدست نبودند. در سنت انگلیسی، امید در نهادسازی یعنی پارلمان، قانون اساسی و دستگاه اداری جست‌وجو می‌شد. در افق فرانسوی، سیاست همچنان میدان اصلی تغییر بود. اما در سنت آلمانی، آنچه می‌توانست بر این ناامیدی غلبه کند، علاوه بر نهاد‌های بیرونی، دگرگونی درونی انسان بود؛ پرورش فرهنگ و شکل‌گیری نوعی فرهیختگی عمیق.
 اگر آن پرسش را از دل قرن هجدهم بیرون بکشیم و در ایرانِ امروز، در سایه جنگ، اضطراب، آوارگی غیرنظامیان، شهادت فرماندهان و سرداران، تخریب زیرساخت‌ها، تهدید‌های مدام دشمن و به‌ویژه با پشت سر نهادن رخداد‌هایی چون ۱۸ و ۱۹ دی بنشانیم، آنگاه همان پرسش با لحنی دیگر بازمی‌گردد؛ در میانه این همه آشوب، به چه چیزی می‌توان امید داشت؟ ...

متن کامل مقاله را در روزنامه فرهیختگان بخوانید: https://farhikhtegandaily.com/news-paper/page/278714

#جنگ_و_امید #فاطمه_دلاوری_پاریزی
@fadparizi

۱۳:۳۸

خط قرمز مذاکره را عقل سرد مشخص کرده و قلب گرم محافظت می‌کند. وقتی به یک خواسته‌ی مذاکره‌ که وابسته به شرایط است، رنگ تابو بزنیم، به جای تقویت موضع، دست ولی را می‌بندیم.
#حاج_آقای_قنبریان #مذاکره_شرافتمندانه #مذاکره_عاقلانه

@fadparizi

۱۸:۳۱

طعنه کنیزک تراکیه‌ای به تالس، فیلسوف نخستین که داشت به آسمان نگاه می‌کرد و جلوی پای خودش را ندید و در چاله افتاد طعنه به کل فیلسوفان است که: "تو آنقدر مشتاق دانستن آنچه در آسمان است هستی که جلوی پایت را نمی‌بینی."
علی لاریجانی، از این رو از فیلسوف بزرگتر است چرا که هم متوجه آسمان بود و هم متوجه جلوی پایش. هم فیلسوف بود هم متبحر در رسانه و سیاست و هم حتی مرد خوب خانه.
#شهید_لاریجانی #فریده_خانم#فیلسوف #صدا_و_سیما

@fadparizi

۱۴:۴۶

بازارسال شده از از تو گفتن…
سرِ آشفته‌ی ما راکسی گردن نمی‌گیردنه شمشیرینه تیغیساغریخُم‌پاره‌ای حتا
#مرتضی_دلاوری_پاریزی


@aztogoftan

۱۷:۰۰

حضور تندروها برای جامعه ما لازم است. تندروها آرمان‌ها را به یادمان می‌آورند. حضور کندروها هم برای جامعه ما لازم است. کندروها زندگی را به یادمان می‌آورند. جامعه ما در یک هامونی زیباشناختی میان تندروها و کندروها به بهترینِ خودش تبدیل می‌شود: زندگی معنادار و آرمان‌خواهانه
#بزن_که_خوب_میزنی#مذاکره
@Fadparizi

۱۹:۱۳

تندروی نماد وحدت و کندروی نماد کثرت است. هارمونی نماد وحدت در کثرت. ما در دوره دفاع ۸ ساله غلبه وحدت و در دوره سازندگی و اصلاحات غلبه کثرت را داشتیم که البته سیر طبیعی یک جامعه بوده است. دولت روحانی تلاش ناموفق و عقیم برای برقراری تعادل بود و بعد از جنگ ۱۲ روزه و مشخصا ای ایران بخوان به سمت هارمونی زیباشناختی در حرکتیم.
#وحدت #کثرت #وحدت_در_کثرت
@fadparizi

۱:۴۳

دیپلماسی در قامت غیاب
کمیل سوهانی
در جهانی که «حضور» را نشان ضعف و تسلیم می‌داند، گاهی «غیاب» می‌تواند هوشمندانه‌ترین کنش باشد.تصمیم هیات ایرانی برای حاضر نشدن در اسلام‌آباد، از جنس انفعال نبود. بلکه کنشی فعال و موثر بود. این «نبودن»، فراتر از تاکتیک‌های دیپلماتیک، ریشه در ناخود آگاه ذهن «انسان ایرانی» دارد؛
در فرهنگ شیعه، «غیاب» هرگز به معنای ضعف و نبودن، نیست. غیبتِ امام دوازدهم، برای جامعه شیعه یک کنش تربیتی عمیق است. امام با غیاب خود جامعه را آماده حضوری بسیار پر رنگ و جدی می‌کند. این کنشی تربیتی با ابزار «وعده‌ حضور» است، حضوری در گروِ بلوغ جامعه.«نرفتن» ما به اسلام‌آباد، از جنس همان حقیقت است: گاهی با غیاب، حاضرترین هستی. با نرفتن، قدرتمندترین پیام حضور را می‌فرستی.این «نرفتن»، برای طرف آمریکایی یک پیام ساده اما عمیق داشت:
«تا تو آماده‌ نباشی هزینه باختت را بدهی، آمدن من فایده‌ای ندارد. تا تو به بلوغِ پذیرشِ شکست نرسیده‌ای، من نمی‌آیم.»
@fadparizi

۷:۲۰

«یک خدا، یک رهبر، یک ملت و یک راه»

شما هم هر کجا هستید این بیانیه وحدت را بازگو و منتشر کنید.
@fadparizi

۱۵:۲۳

وقتی خردِ سرد و سنجش‌گر از فرمانروایی بازمی‌ماند، جامعه برای حفظ انسجام و انضباط خود، به نیرویی فعال، قاطع و شهامت‌ورز نیاز دارد. همان‌گونه که شاه بدون پاسدار کاری از پیش نمی‌برد، خرد نیز بدون تیموس (شهامت)، به خودی خود ناتوان از ایجاد تغییر است.
شیلر، شاعر و فیلسوف آلمانی، با ارجاع به اسطوره‌ی زایش آتنا از سر زئوس و همراه با جنگ‌افزار، از همین واقعیت سخن می‌گوید: برای آن‌که خرد بتواند کار کند، باید از بستر شهامت و نیرویی فراتر از محاسبه متولد شود.
#عقل_شورمند
@fadparizi

۱۷:۴۶

بازارسال شده از روزها در راه ...
thumbnail
� متن ترانه‌ی اعتراضی «دوننا» (بدونِ ما)با صدای صبا الخیامی، هنرمند عرب مقیم آلمان – ۲۰۲۴
استأصلوا جذورناریشه‌های ما را از بن برکندند.Eradicated our roots.
وهدّموا بيوتناخانه‌های ما را ویران کردند.And demolished our homes.
وجرّموا وجودناموجودیت ما را جرم‌انگاری کردند.And criminalized our existence.
وزيّفوا أصولنااصالت ما را تحریف کردند.And falsified our origins.
فرّقوا أحبابناعزیزان ما را از هم پراکندند.Separated our loved ones.
وذبّحوا أطفالناکودکان ما را قتل‌عام کردند.And slaughtered our children.
واسترخصوا دماءناخون ما را بی‌بها شمردند.And took our blood for granted.
وشيطنوا ثوّارناانقلابیون ما را اهریمن جلوه دادند.And demonized our revolutionaries.
سرقوا علومنادانش ما را به سرقت بردند.Stole our knowledge.
وجهّلوا شعوبناملت‌های ما را در جهل نگه داشتند.And kept our people oblivious.
وعذّبوا نفوسناجان‌های ما را شکنجه کردند.And tortured our spirits.
واستنكروا حقوقناحقوق ما را انکار کردند.And denied our rights.
واستعمروا بلادناسرزمین‌های ما را استعمار کردند.Colonized our countries.
وعيّنوا حكّامناحاکمان ما را منصوب کردند.And appointed our rulers.
وانهبوا خيراتنامنابع ما را به یغما بردند.And looted our resources.
وأحرقوا أشجارنادرختان ما را سوزاندند.And burned down our trees.
شرّدوا ديارناما را از دیارمان آواره کردند.Displaced us from our homelands.
وكذّبوا أقوالناسخنان ما را تکذیب کردند.And belied our words.
وشاهدوا أوجاعنادردهای ما را نظاره کردند.And watched our pains.
واستصغروا عذابنارنج ما را کوچک شمردند.Belittled our agony.
تجاهلوا دموعنااشک‌های ما را نادیده گرفتند.Ignored our tears.
أغمضوا عيونناچشمان ما را بستند.Closed our eyes.
وشوّهوا وجوهناچهره‌های ما را مخدوش کردند.And mutilated our faces.
وأنكروا شعورنااحساسات ما را انکار کردند.And denied our feelings.
دمّروا أحلامنارویاهای ما را نابود کردند.Destroyed our dreams.
وصنّموا أجسامناپیکرهای ما را شیء‌انگاری کردند.And objectified our bodies.
وأظلموا سماءناآسمان ما را تاریک کردند.And darkened our skies.
اقتلوا سلامناصلح ما را به قتل رساندند.Killed our peace.

جاوید ایران | محتوای قابل تامل برای ایران و ایرانی@jaavid_iran

۱۴:۳۱

از صحرای طبس تا دشت مهدیار شن‌هامامور خدا هستند.
@fadparizi

۱۵:۴۱

مصاحبه‌ای داشتم با دکتر سیدحسین شهرستانی:

۱۶:۰۵

بازارسال شده از نشریه حوراء | پژوهشکده زن و خانواده
thumbnail
undefined نشریه زنان و مقاومت | وقتی جنگ چهره زنانه پیدا می‌کند، شیرین می‌شود!undefined دکتر سید حسین شهرستانی
undefinedمقاومتی که زنان در آن حضور دارند به خاطر حضور ظرافت‌ها و ذوق و آن روحیه حیات‌جویی و زندگی‌سازی زنانه است مقاومت دل‌پذیر و شیرین می‌شود. مثلا در فلسطین، در ایران و خرمشهر، در تمام مناطق وقتی مقاومت و جنگ چهره زنانه پیدا می‌کند، صرفا تحمل‌پذیر نمی‌شود بلکه شیرین می‌شود. یعنی زندگی و زیست مقاومتی، وقتی که طبع زنانه و خصلت زنانه پیدا می‌کند، تبدیل به یک زیست شیرین و دل‌پذیر می‌شود. این همان خرسندی است که در مورد کتایون گفتیم.undefinedجدا از این که زن، فضای مقاومت را اولا برپا نگه می‌دارد، خودش کنشگر مقاومت هم هست. در مورد گردآفرید که اشاره کردید خودش مستقیما در صف مقدم است نه در پشت جبهه یا در صف‌های پیرامونی صف مقدم، مثلا پرستاری چیزی، بلکه به عنوان جنگنده و جنگاور در صف مقدم حضور دارد حتی 50 متر جلوتر از صف مقدم!
undefined جهت مشاهده متن کامل مصاحبه به سایت پژوهشکده و یا کانال‌های نشریه مراجعه فرمایید.undefined @hora_wrc

۱۶:۰۵

تقابل قورمه‌سبزی و همبرگر
در جنگ ایران و آمریکا، هرچه آمریکا علاقمند حملات سریع، ضربتی و ساده مثل ترور است، ایران صبور، پیچیده، چندلایه و غیرمنتظره بازی می‌کند.
حضور اقشار مختلف مردم در خیابان، اهرم تنگه هرمز، استفاده بهینه از هوش مصنوعی برای ساخت انیمیشن‌های کوتاه، سرودها و نواهای حماسی و نوع سلاح‌های به‌کار گرفته شده در جنگ نشان‌دهنده بازی پیچیده و چندلایه ایران است.
در نهایت این مزاج جمعی و تاریخی است که سرنوشت جنگ را رقم خواهد زد اما گذر زمان قطعا به نفع جا افتادن قرمه‌سبزی است. غذایی سالم، مقوی و آرام‌پز که بر خلاف همبرگر بر سر سفره‌های ایرانیان و دسته‌جمعی نوش جان می‌شود. درواقع طعمی تازه خلق شده که تلخی لیموعمانی هم بی‌اثر می‌شود.
امید که تلخی جنگ با صبوری و پیچیدگی جای خود را به طعمی دوست‌داشتنی و پرحلاوت بدهد.
@fadparizi

۱۸:۳۳

در گاه‌شماری قدیم ایرانهرمزروز اول هر ماه بودهکه آغازگر خوبی‌هاو برای کارهای نیک، خوش‌یمن است.

@fadparizi

۹:۰۱

بازارسال شده از طاها
thumbnail
┄┄┅┅┅undefined⃟‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┅┅┅‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄#مشق_پیروزی#تا_پای_جان_برای_ایران
نشست علمی «تنگه هرمز و علم بومی»
با حضور: دکتر فاطمه دلاوری دکترای فلسفه و پژوهشگر
زمان: چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۷پیوند نشستhttps://skyroom.online/ch/alzahrafarhangi/farhang
❅معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه الزهرا (س)❅
پیامرسان ایتا و بله:undefined@alzahra_culturalundefinedhttps://farhangi.alzahra.ac.ir/

۱۱:۳۸