یادگیری موسیقی در سالهای کودکی میتواند به رشد بخشهای مختلف مغز کمک کند.وقتی کودک سازی مینوازد، آواز میخواند یا با ریتمها بازی میکند، مغزش همزمان درگیر چند مهارت میشود؛ از شنیدن و تمرکز گرفته تا هماهنگی حرکات و حل مسئله.
به خاطر سپردن نتها، ریتمها و ملودیها به تقویت حافظه کاری و مهارتهای شناختی کمک میکند.
کودکانی که با موسیقی در ارتباط هستند، در تشخیص صداها، یادگیری واژهها و مهارتهای خواندن عملکرد بهتری پیدا میکنند.
نواختن ساز یا فعالیتهای ریتمیک باعث تقویت هماهنگی چشم و دست و مهارتهای حرکتی میشود.
نکته مهم این است که هدف از موسیقی، حتماً تبدیل شدن کودک به یک نوازنده حرفهای نیست؛
موسیقی فرصتی است برای اینکه کودک خلاقتر، بااعتمادبهنفستر و آگاهتر رشد کند.
پس از همین امروز میتوانید با خواندن یک شعر کودکانه، دست زدن با ریتم یا گوش دادن به موسیقی مناسب سن کودک، این هدیه ارزشمند را به او بدهید.
@Ficoland
۱۵۴
۱۵:۳۳
آیا واقعاً بچهها «تنبل» هستند؟ 
خیلی وقتها وقتی یک کودک تکالیفش رو انجام نمیده، برای شروع یک کار انگیزه نداره یا مدام کارها رو عقب میاندازه، سریع به او برچسب «تنبلی» میزنیم.
اما واقعیت اینه که از نگاه روانشناسی و علوم شناختی، تنبلی در کودکان معمولاً یک انتخاب آگاهانه نیست.
پشت این رفتاری که ما به اسم تنبلی میبینیم، ممکنه دلایل عمیقتری وجود داشته باشه؛ مثل مشکل در مدیریت توجه و برنامهریزی، اضطراب، ترس از اشتباه، کمالگرایی، احساس ناتوانی، تغییرات خانوادگی (مثل به دنیا آمدن فرزند جدید) یا حتی بعضی مشکلات جسمی.
مغز کودک قبل از انجام هر کاری، ناخودآگاه یک سؤال رو بررسی میکنه:«آیا انجام این کار ارزش انرژی و تلاشی که باید صرف کنم رو داره؟»اگر کودک احساس کنه یک کار خیلی سخته، احتمال شکست بالاست یا نتیجهای که میگیره برایش جذاب نیست، ممکنه از آن فاصله بگیره.
گاهی ما فکر میکنیم کودک باید مثل ما فکر کنه و با همان سرعت و انگیزه عمل کنه؛ اما مغز کودک هنوز در حال رشدِ و مهارتهایی مثل کنترل هیجان، برنامهریزی، شروع کردن کارها و ادامه دادن آنها به مرور ساخته میشه.
پس پشت خیلی از رفتارهایی که «تنبلی» نامیده میشه، ممکن است یک پیام پنهان وجود داشته باشه.
به جای اینکه بپرسیم:
«چرا اینقدر تنبلی؟»بهترِ بپرسیم:
«چی باعث شده انجام این کار برات سخت باشه؟»شناختن دلیل اصلی، اولین قدم برای کمک به کودکه. 
@Ficoland
خیلی وقتها وقتی یک کودک تکالیفش رو انجام نمیده، برای شروع یک کار انگیزه نداره یا مدام کارها رو عقب میاندازه، سریع به او برچسب «تنبلی» میزنیم.
اما واقعیت اینه که از نگاه روانشناسی و علوم شناختی، تنبلی در کودکان معمولاً یک انتخاب آگاهانه نیست.
پشت این رفتاری که ما به اسم تنبلی میبینیم، ممکنه دلایل عمیقتری وجود داشته باشه؛ مثل مشکل در مدیریت توجه و برنامهریزی، اضطراب، ترس از اشتباه، کمالگرایی، احساس ناتوانی، تغییرات خانوادگی (مثل به دنیا آمدن فرزند جدید) یا حتی بعضی مشکلات جسمی.
مغز کودک قبل از انجام هر کاری، ناخودآگاه یک سؤال رو بررسی میکنه:«آیا انجام این کار ارزش انرژی و تلاشی که باید صرف کنم رو داره؟»اگر کودک احساس کنه یک کار خیلی سخته، احتمال شکست بالاست یا نتیجهای که میگیره برایش جذاب نیست، ممکنه از آن فاصله بگیره.
گاهی ما فکر میکنیم کودک باید مثل ما فکر کنه و با همان سرعت و انگیزه عمل کنه؛ اما مغز کودک هنوز در حال رشدِ و مهارتهایی مثل کنترل هیجان، برنامهریزی، شروع کردن کارها و ادامه دادن آنها به مرور ساخته میشه.
پس پشت خیلی از رفتارهایی که «تنبلی» نامیده میشه، ممکن است یک پیام پنهان وجود داشته باشه.
به جای اینکه بپرسیم:
@Ficoland
۱۳۷
۱۹:۱۲
@Ficoland
۱۳۹
۱۶:۱۰
برای مادری که سوگاش دیده نشد... 
وقتی بارداری با سقط تموم میشه، خیلی از مادرها با غم بزرگ تنها میمونن...(غمی که اطرافیان ممکنه نبینن)
گاهی اطرافیان از روی دلسوزی جملههایی مثل:
«هنوز که بچهای به دنیا نیومده بود...»«دوباره باردار میشی...»«خودتو اذیت نکن، قسمت نبوده...»میگن...
اما چیزی که شاید خیلیها نبینن اینه که برای یک مادر، آن فقط چند هفته یا چند ماه بارداری نبوده...
شاید برای بچهاش اسم انتخاب کرده بوده
شاید آیندهای رو با او تصور کرده بوده
شاید با هر تغییر کوچک بدنش، بیشتر به مادر شدن نزدیک شده بوده...
او فقط یک بارداری رو از دست نداده؛
رویایی رو از دست داده که در ذهن و قلبش ساخته بود.
به همین دلیل ممکنه بعد از سقط، غم، دلتنگی یا حتی احساس خشم و گیجی رو تجربه کنه.
اما چون اطرافیان این فقدان رو مثل یک فقدان واقعی نمیبینن، ممکنه مادر با خودش فکر کنه:«چرا هنوز ناراحتم؟»«چرا نمیتونم فراموشش کنم؟»«نکنه زیادی حساس شدم؟»
اگر تو هم این تجربه رو داشتی، یادت باشه:
غم تو برای واقعی بودن، نیاز به تأیید دیگران نداره.تو چیزی رو از دست دادی که برات واقعی و ارزشمند بوده. 🤍
برایش سوگواری کن...بدون اینکه خودت رو قضاوت کنی یا از احساساتت خجالت بکشی.
گاهی مادر شدن، از همان لحظهای شروع میشه که قلبت برای یک موجود کوچک میتپه... حتی اگر فرصت دیدنش رو پیدا نکرده باشی.
@Ficoland
وقتی بارداری با سقط تموم میشه، خیلی از مادرها با غم بزرگ تنها میمونن...(غمی که اطرافیان ممکنه نبینن)
گاهی اطرافیان از روی دلسوزی جملههایی مثل:
«هنوز که بچهای به دنیا نیومده بود...»«دوباره باردار میشی...»«خودتو اذیت نکن، قسمت نبوده...»میگن...
اما چیزی که شاید خیلیها نبینن اینه که برای یک مادر، آن فقط چند هفته یا چند ماه بارداری نبوده...
او فقط یک بارداری رو از دست نداده؛
رویایی رو از دست داده که در ذهن و قلبش ساخته بود.
اما چون اطرافیان این فقدان رو مثل یک فقدان واقعی نمیبینن، ممکنه مادر با خودش فکر کنه:«چرا هنوز ناراحتم؟»«چرا نمیتونم فراموشش کنم؟»«نکنه زیادی حساس شدم؟»
اگر تو هم این تجربه رو داشتی، یادت باشه:
غم تو برای واقعی بودن، نیاز به تأیید دیگران نداره.تو چیزی رو از دست دادی که برات واقعی و ارزشمند بوده. 🤍
برایش سوگواری کن...بدون اینکه خودت رو قضاوت کنی یا از احساساتت خجالت بکشی.
گاهی مادر شدن، از همان لحظهای شروع میشه که قلبت برای یک موجود کوچک میتپه... حتی اگر فرصت دیدنش رو پیدا نکرده باشی.
@Ficoland
۱۷۸
۸:۳۸
رفتارهایی که اضطراب جدایی کودک رو بیشتر میکنه
وقتی قراره برای اولین بار بچهمون رو به مهد یا مدرسه بسپریم، بعضی رفتارهای ما ممکنه ناخواسته جدایی رو براش سختتر کنه:
یواشکی رفتن بدون خداحافظیفکر میکنیم اگه متوجه رفتنمون نشه، کمتر گریه میکنه؛ اما این کار باعث میشه احساس امنیتش کمتر بشه.
چندین بار برگشتن و دوباره خداحافظی کردنهر بار که برمیگردیم و دوباره میریم، خداحافظی براش سختتر میشه.
مضطرب بودن خودمون موقع جداییوقتی کودک نگرانی و دلشوره ما رو میبینه، ممکنه بیشتر احساس ناامنی کنه.
تهدید به ترک کردن کودکجملاتی مثل «اگه گریه کنی دیگه نمیام دنبالت» ترس از جدایی رو بیشتر میکنه.
مقایسه کردن با بچههای دیگه«ببین دوستت اصلاً گریه نمیکنه!» این حرف باعث میشه کودک احساس کنه به خاطر ترسش بچه ضعیفیه.
سپردن ناگهانی کودک به محیط یا مربی جدیدوقتی بدون آشنا کردن قبلی، یکدفعه از کودک جدا میشیم، ممکنه محیط جدید براش ترسناکتر بشه.
با هر بار گریه، فوراً برگردوندن کودک به خونهاین کار ممکنه بهمرور این پیام رو بهش بده که برای متوقف کردن جدایی، باید گریه کنه.
قول دادن و عمل نکردن به زمان برگشتمثلاً میگیم «زود میام دنبالت» اما خیلی دیرتر برمیگردیم. این اتفاق اعتماد کودک رو نسبت به قولهامون کم میکنه.
عصبانیت و تنش موقع خداحافظیعجله، دعوا یا گفتن «باز شروع کردی؟» میتونه اضطراب کودک رو بیشتر کنه.
بعد از برگشت، ارتباط عاطفی کافی با کودک نداشتنوقتی از مهد یا مدرسه برمیگرده، به توجه، آغوش و شنیده شدن نیاز داره تا دوباره احساس امنیت کنه.
@Ficoland
وقتی قراره برای اولین بار بچهمون رو به مهد یا مدرسه بسپریم، بعضی رفتارهای ما ممکنه ناخواسته جدایی رو براش سختتر کنه:
@Ficoland
۲۸۱
۱۴:۴۶
وقتی بچهمون از خشم شعله میکشه، چطور کنارش بمونیم؟ 

بچهها هنوز دارن یاد میگیرن با احساسهای بزرگشون چه کار کنن. گاهی پشت دادزدن و گریهشون، حرفیه که بلد نیستن بگن: «ناراحتم… کمکم کن!»
اون لحظه، قبل از توضیح و نصیحت، به حضور آروم ما نیاز دارن. میتونیم همقدشون بشیم و با صدای ملایم بگیم:«میبینم خیلی عصبانی شدی. من کنارتم.»
احساسش رو بپذیریم و برای رفتارش مرز بذاریم:«میتونی عصبانی باشی، ولی اجازه نمیدم بزنی.»
اگر آغوش میخواد، بغلش کنیم؛ اگر فاصله میخواد، کمی فضا بدیم و در دسترس بمونیم. وقتی آرومتر شد، وقت حرفزدن و پیدا کردن راههای بهتره.
قرار نیست با یک جمله یا یک بغل، خشمش فوراً تموم بشه. ما کنارش میمونیم تا کمکم یاد بگیره احساسش رو بشناسه و بدون آسیبزدن بیانش کنه.
و مامان جان، تو هم حق داری خسته و کلافه بشی. صبوربودن یعنی وقتی خودت هم بههم ریختی، مکث کنی و دوباره تلاش کنی؛ لازم نیست همیشه بینقص باشی.
@Ficoland
بچهها هنوز دارن یاد میگیرن با احساسهای بزرگشون چه کار کنن. گاهی پشت دادزدن و گریهشون، حرفیه که بلد نیستن بگن: «ناراحتم… کمکم کن!»
اون لحظه، قبل از توضیح و نصیحت، به حضور آروم ما نیاز دارن. میتونیم همقدشون بشیم و با صدای ملایم بگیم:«میبینم خیلی عصبانی شدی. من کنارتم.»
احساسش رو بپذیریم و برای رفتارش مرز بذاریم:«میتونی عصبانی باشی، ولی اجازه نمیدم بزنی.»
اگر آغوش میخواد، بغلش کنیم؛ اگر فاصله میخواد، کمی فضا بدیم و در دسترس بمونیم. وقتی آرومتر شد، وقت حرفزدن و پیدا کردن راههای بهتره.
قرار نیست با یک جمله یا یک بغل، خشمش فوراً تموم بشه. ما کنارش میمونیم تا کمکم یاد بگیره احساسش رو بشناسه و بدون آسیبزدن بیانش کنه.
و مامان جان، تو هم حق داری خسته و کلافه بشی. صبوربودن یعنی وقتی خودت هم بههم ریختی، مکث کنی و دوباره تلاش کنی؛ لازم نیست همیشه بینقص باشی.
@Ficoland
۱۶۹
۱۵:۴۶
۱۶ مهر روز کودک مبارک 
۱۱۵
۱۵:۵۴
چرا نوزادان در خواب لبخند میزنند؟
شاید برات جالب باشه که نوزادت توی خواب، ناگهان لبخند بزنه یا حتی قهقهه بزنه. این لبخندهای شیرین که بهش «لبخند فرشتهای» میگن، معمولاً توی ماههای اول تولد و در مرحله خواب REM (خواب با حرکت سریع چشم) دیده میشه اما آیا این لبخندها واقعاً معنایی دارن؟
چرا نوزاد در خواب لبخند میزنه؟
این لبخندها معمولاً ناشی از فعالیت مغز در مرحله REM هستن که همون مرحلهای هست که بزرگترها هم توش خواب میبینن. مغز نوزاد در حال پردازش اطلاعات روزانه و رشد مسیرهای عصبیشه
بعضی محققان معتقدن این لبخندها ممکنه ناشی از حس رضایت از سیری، آرامش یا حتی تمرین عضلات صورت باشه
آیا این لبخندها واقعیه یا فقط یه واکنش عضلانی؟
در ماههای اول، بیشتر واکنشهای عضلانی غیرارادی هستن. اما از حدود ۶ تا ۸ هفتگی، لبخندهای اجتماعی شروع میشن که نوزاد در پاسخ به چهره یا صدای تو لبخند میزنه و این شروع ارتباط واقعی هست
آیا لبخند در خواب نشونه چیز خاصیه؟
نه، این لبخندها کاملاً طبیعی و بیخطرن. فقط نشوندهنده رشد سالم مغز و سیستم عصبی نوزاد هست.
@Ficland
@Ficland
۱۲۶
۱۴:۰۵
@Ficoland
۹۵
۱۸:۰۷
@ficoland
۳۷
۱۲:۵۱