اگه میخواید «باور غلط» (Misbelief) کاراکترتون رو پیدا کنید، فقط این سوال رو از خودتون بپرسید:«این آدم به چه دروغی درباره خودش یا دنیا چسبیده تا احساس امنیت کنه؟»
وقتی پیداش کردید، وظیفهتون به عنوان نویسنده اینه که اون احساس امنیت رو با یه اتفاق توی قصه ازش بگیرید. با کاراکترهاتون مهربون نباشید؛ مخاطب عاشق همین بیرحمیهاست!
@filmnomeh
۴۹
۵:۴۸
۲۳۵
۸:۳۲
خیلیها فکر میکنند چون تئاتر دیالوگمحور است و سینما تصویرمحور، با دو دنیای کاملاً متفاوت طرفیم. اما اگر پای صحبتها و مسترکلاسهای اساتید برجسته (کسانی که بین تئاتر و سینما در رفتوآمدند) بنشینیم، به یک نتیجه میرسیم: هر دو فرم از یک «دیانای دراماتیک» ساخته شدهاند.
در اینجا ۳ شباهت کلیدی از نگاه تئوریسینهای روز را با هم مرور میکنیم:
۱. قانونِ «نیت و مانع» (Intention & Obstacle):آرون سورکین (که هم در تئاتر غول است و هم در سینما) میگوید فرقی نمیکند مدیوم شما پرده نقرهای باشد یا استیج تاریک تئاتر؛ درام فقط وقتی شکل میگیرد که یک نفر چیزی را «بهشدت» بخواهد و یک مانع سرسخت جلوی راهش باشد. بقیهاش فقط فرم است!
۲. دیالوگ یعنی «اقدام» (Action)، نه گپ زدن!اساتیدی مثل دیوید مِمت تاکید دارند که چه در نمایشنامه چه فیلمنامه، کاراکترها حرف نمیزنند که به مخاطب اطلاعات بدهند؛ آنها از کلمات به عنوان «اسلحه» برای حمله، یا «سپر» برای دفاع و رسیدن به خواستهشان استفاده میکنند. دیالوگ، یک استراتژی جنگی است.
۳. پیرنگ، بهانهای برای شکستن «باور غلط» (Misbelief):همانطور که لیزا کرون همیشه یادآوری میکند، در هر دو مدیوم، اتفاقات بیرونی (چه یک جنگ کهکشانی در سینما باشد، چه دعوای زن و شوهر در یک اتاق در تئاتر) فقط یک تله است! تلهای برای اینکه کاراکتر مجبور شود با آن دروغی که به خودش میگفته (همان Misbelief که قبلاً گفتیم) روبهرو شود و تغییر کند.
شما خودتان دغدغه نوشتن برای کدام را بیشتر دارید؟ تئاتر، سینما یا هر دو؟
۳۷
۱۲:۵۲
سلام به همه! 
امروز یه مینیدوره تو کانال داریم: ۳ پست کوتاه، ۳ ترفند کاربردی و ۳ فوتوفن طلایی برای اینکه فیلمنامههاتون جوندارتر بشن.
نوتیفیکیشن کانال رو روشن بذارید و امروز با من همراه باشید… بریم سراغ اولی!
__
@filmnomeh
امروز یه مینیدوره تو کانال داریم: ۳ پست کوتاه، ۳ ترفند کاربردی و ۳ فوتوفن طلایی برای اینکه فیلمنامههاتون جوندارتر بشن.
نوتیفیکیشن کانال رو روشن بذارید و امروز با من همراه باشید… بریم سراغ اولی!
۲۷
۷:۱۳
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
فیلم نومه
سلام به همه!
امروز یه مینیدوره تو کانال داریم: ۳ پست کوتاه، ۳ ترفند کاربردی و ۳ فوتوفن طلایی برای اینکه فیلمنامههاتون جوندارتر بشن. نوتیفیکیشن کانال رو روشن بذارید و امروز با من همراه باشید… بریم سراغ اولی! 
__
@filmnomeh
فوتوفن اول: هیچکس حرف دلش را نمیزند!
(راز دیالوگهای زیرپوستی)
در زندگی واقعی، وقتی از دست کسی شاکی هستیم، کمتر پیش میآید بگوییم: «من از دست تو عصبانیم چون به من بیتوجهی کردی!» معمولاً میگوییم: «ظرفها رو چرا نشستی؟» یا الکی در کابینت را محکم میکوبیم!
در فیلمنامه هم همین است. کاراکترهای شما نباید مانیفست بدهند و احساساتشان را فریاد بزنند. دیالوگ خوب، مثل نوک کوه یخ است؛ اصل حرف (احساسات، ترسها و نیتها) زیر آب پنهان است.
قانون طلایی: هر وقت دیدی کاراکترت دارد دقیقاً همان چیزی که در دلش میگذرد را مثل یک روانشناس به زبان میآورد، روی آن دیالوگ خط قرمز بکش!
از طرف یه فیلمنومه نویس__
@filmnomeh
در زندگی واقعی، وقتی از دست کسی شاکی هستیم، کمتر پیش میآید بگوییم: «من از دست تو عصبانیم چون به من بیتوجهی کردی!» معمولاً میگوییم: «ظرفها رو چرا نشستی؟» یا الکی در کابینت را محکم میکوبیم!
در فیلمنامه هم همین است. کاراکترهای شما نباید مانیفست بدهند و احساساتشان را فریاد بزنند. دیالوگ خوب، مثل نوک کوه یخ است؛ اصل حرف (احساسات، ترسها و نیتها) زیر آب پنهان است.
۳۱
۷:۲۶
فوتوفن دوم: قهرمان پاستوریزه به درد لای جرز میخورد! 

بدترین اتفاق برای یک فیلمنامه این است که قهرمانِ داستان صرفاً یک «قربانیِ منفعل» باشد. یعنی فقط بنشیند تا اتفاقات برایش رخ بدهند و او واکنش نشان دهد.
قهرمانِ جذاب باید اشتباه کند، تصمیمهای غلط بگیرد، گند بزند، برای درست کردنش تلاش کند و دوباره گند بزند! درام از همین دستوپا زدنها و انتخابها متولد میشود، نه از مظلومیت کاراکتر.
قانون طلایی: کاراکتر تو با «انتخابهایش» در لحظات بحرانی تعریف میشود، نه با بلایایی که از آسمان بر سرش نازل میکنی. او را در منگنه بگذار و ببین چه کار میکند!
از طرف یه فیلمنومه نویس __
@filmnomeh
بدترین اتفاق برای یک فیلمنامه این است که قهرمانِ داستان صرفاً یک «قربانیِ منفعل» باشد. یعنی فقط بنشیند تا اتفاقات برایش رخ بدهند و او واکنش نشان دهد.
قهرمانِ جذاب باید اشتباه کند، تصمیمهای غلط بگیرد، گند بزند، برای درست کردنش تلاش کند و دوباره گند بزند! درام از همین دستوپا زدنها و انتخابها متولد میشود، نه از مظلومیت کاراکتر.
۴۴
۱۰:۲۳
فیلم نومه
فوتوفن دوم: قهرمان پاستوریزه به درد لای جرز میخورد! 
بدترین اتفاق برای یک فیلمنامه این است که قهرمانِ داستان صرفاً یک «قربانیِ منفعل» باشد. یعنی فقط بنشیند تا اتفاقات برایش رخ بدهند و او واکنش نشان دهد. قهرمانِ جذاب باید اشتباه کند، تصمیمهای غلط بگیرد، گند بزند، برای درست کردنش تلاش کند و دوباره گند بزند! درام از همین دستوپا زدنها و انتخابها متولد میشود، نه از مظلومیت کاراکتر.
قانون طلایی: کاراکتر تو با «انتخابهایش» در لحظات بحرانی تعریف میشود، نه با بلایایی که از آسمان بر سرش نازل میکنی. او را در منگنه بگذار و ببین چه کار میکند!
از طرف یه فیلمنومه نویس __
@filmnomeh
فوتوفن سوم: میکروفون را خاموش کن، دوربین را روشن! 

سینما و نمایش یعنی «تصویر». اگر میخواهی به مخاطب بفهمانی که فلان کاراکتر آدم خسیسی است، نگذار یک نفر دیگر در دیالوگ بگوید: «وای فلانی چقدر خسیس است!» این یعنی تقلب!
در عوض تصویر بساز: نشان بده فلانی در رستوران، سرِ مبلغِ سرویس با گارسون چانه میزند یا چای کیسهایِ مصرفشده را روی رادیاتور خشک میکند تا دوباره استفاده کند!
قانون طلایی: قبل از اینکه هر اطلاعات مهمی را از طریق دیالوگ (و زبان کاراکترها) به مخاطب بدهی، از خودت بپرس: «آیا میتوانم این را به شکل یک رفتار، یک شیء یا یک تصویر نشان دهم؟»#فیلمنامه #داستان_نویسی #فوتوفن #سینما
از طرف یه فیلمنومه نویس _
@filmnomeh
سینما و نمایش یعنی «تصویر». اگر میخواهی به مخاطب بفهمانی که فلان کاراکتر آدم خسیسی است، نگذار یک نفر دیگر در دیالوگ بگوید: «وای فلانی چقدر خسیس است!» این یعنی تقلب!
در عوض تصویر بساز: نشان بده فلانی در رستوران، سرِ مبلغِ سرویس با گارسون چانه میزند یا چای کیسهایِ مصرفشده را روی رادیاتور خشک میکند تا دوباره استفاده کند!
۳۷
۵:۱۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#فیلمنامه #داستان_نویسی #فوتوفن #پیرنگ #سینما #نمایشنامه
۹
۱۱:۰۹