بازارسال شده از آینده نگر (مخلصالائمه)
۱
۸:۵۲
۲۹۲
۱۶:۴۲
#Barrel
یک واژه، دو معنا
خیلی جالب است بدانید واژه Barrel در زبان انگلیسی دو معنای متفاوت دارد؛ هم به معنی #بشکه [نفت] و هم به معنی #لوله [تفنگ]!
یکی نماد انرژی و قدرت اقتصادی، دیگری نماد قدرت نظامی و جنگ!
ble.ir/futurist
خیلی جالب است بدانید واژه Barrel در زبان انگلیسی دو معنای متفاوت دارد؛ هم به معنی #بشکه [نفت] و هم به معنی #لوله [تفنگ]!
یکی نماد انرژی و قدرت اقتصادی، دیگری نماد قدرت نظامی و جنگ!
۴۷۱
۱۰:۲۷
بازارسال شده از خانه اندیشه ورزان
فراخوان سومین دوره جایزه ملی سیاستگذاری با هدف شناسایی و معرفی آثار برتر سیاستپژوهی و تقویت نقش اندیشکدهها در فرآیند سیاستگذاری کشور منتشر شد.مهلت ارسال مستندات سیاستی اندیشکدهها، مراکز سیاستپژوهی و موسسات مشاوره سیاستی تا ۱۵ مهر ۱۴۰۵ است.
#اخبار#سومین_جایزه_ملی_سیاستگذاری
۱۸
۱۶:۳۱
سپردن مسئولیت کارگروه بررسیهای اقتصادی دفتر رهبر معظم انقلاب به این دانشآموخته مکتب امام صادق علیهالسلام، برای دلسوزان کشور و علاقهمندان به اقتصادِ اسلامی، امیدآفرین و نویدبخش است.
برای ایشان آرزوی موفقیت روزافزون دارم و امیدوارم حضورشان در این جایگاه برای تحقّقِ اهداف انقلاب اسلامی در مهار اُلیگارشی ثروت و قدرت، تقویت عدالت اجتماعی و گشودن گرههای اقتصادی کشور مؤثر و راهگشا باشد.
کارگزاران دولت مردمی شهید رئیسی در استان مرکزی نیز آمادگی خود را برای هرگونه همافزایی با ایشان اعلام میکنند و امید است بستر ارتباط و همفکری ایشان با نخبگان، صاحبنظران و فعالان اقتصادی استان مرکزی، بهعنوان یکی از قطبهای مهم اقتصادِ صنعتی کشور، فراهم شود.
۴۹۰
۸:۰۷
Between Two Ordersچارلز ای. کوپچان (Charles A. Kupchan)محل انتشار: شورای روابط خارجی آمریکا (Council on Foreign Relations – CFR)، در چارچوب ابتکار The Future of American Strategy
چارلز کوپچان معتقد است جهان در یک دوره بینابینی میان دو نظم قرار گرفته است؛ نظم قدیم در حال افول است، اما نظم جدید هنوز شکل مشخصی پیدا نکرده است. رقابت آمریکا و چین، جنگ اوکراین، بحرانهای منطقهای، گسترش رقابت قدرتهای بزرگ و فروپاشی تدریجی برخی الگوهای جهانیشدن، نشانههای این دوره گذار هستند. به اعتقاد او، دو تحول بنیادین همزمان در حال تغییر ساختار نظام بینالمللاند: نخست، انتقال قدرت از غرب به شرق و از شمال به جنوب که به پایان برتری مادی و ایدئولوژیک طولانیمدت غرب و ظهور جهانی چندقطبی و غیرمتمرکز منجر خواهد شد؛ دوم، گذار از عصر صنعتی به عصر دیجیتال که بازار کار، طبقه متوسط و قرارداد اجتماعی جوامع غربی را دگرگون میکند.
کوپچان معتقد است جهانیشدن اقتصادی و بازارهای بهشدت درهمتنیده دوره پس از جنگ سرد در حال عقبنشینیاند و جای خود را به جدایی راهبردی، موانع تجاری و رقابت ژئوپلیتیک میدهند. در همین حال، فناوری و بهویژه هوش مصنوعی میتواند جابهجایی نیروی کار و افزایش نابرابری را تشدید کند. از نگاه او، ظهور سیاسی ترامپ و رویکرد America First را نیز باید تا حدی واکنشی به همین تحولات دانست؛ با این حال، کوپچان معتقد است برچیدن نظم قدیم بهتنهایی برای ساختن نظم جدید کافی نیست.
بر همین اساس، نویسنده برای راهبرد آینده آمریکا دو اولویت اصلی مطرح میکند.نخست، واشنگتن باید گذار به جهانی چندقطبی غیرمتمرکز را مدیریت کند، نه اینکه صرفاً در برابر آن مقاومت کند. نظم آینده باید بتواند همکاری میان کشورهایی با نظامهای سیاسی و ارزشهای متفاوت را امکانپذیر کند؛ زیرا مقابله با رقابت قدرتهای بزرگ، تغییرات اقلیمی، فناوریهای نوین و سایر چالشهای جهانی بدون نوعی همکاری میان قدرتهای رقیب دشوار خواهد بود.
دوم، آمریکا باید یک قرارداد اجتماعی جدید برای عصر دیجیتال ایجاد کند. کوپچان معتقد است احیای گسترده اشتغال صنعتی از طریق تعرفهها و سیاست صنعتی، راهحل کافی برای بحران طبقه متوسط نیست؛ زیرا بخش عمده نیروی کار آمریکا اکنون در بخش خدمات فعالیت میکند. بنابراین، به جای تمرکز صرف بر بازگرداندن مشاغل صنعتی گذشته، باید آینده بازار کار را طراحی کرد، آموزش نیروی انسانی را با مشاغل عصر دیجیتال هماهنگ ساخت و طبقه متوسط و مرکز سیاسی جامعه را بازسازی کرد.
در نهایت، استدلال کوپچان این است که آمریکا برای نقشآفرینی در نظم جدید ابتدا باید مسائل داخلی خود را سامان دهد. از نگاه او، احیای دموکراسیهای لیبرال و توانایی آنها برای ایجاد رفاه و فرصت برای شهروندان، پیششرط مهمی برای آن است که این کشورها بتوانند در رقابت با الگوهای اقتدارگرا جایگاه خود را حفظ کرده و در شکلدهی به نظم بینالمللی آینده نقش ایفا کنند. بنابراین، راهبرد آمریکا در دوره گذار نه بازگشت به جهان گذشته، بلکه مدیریت انتقال به یک جهان چندقطبی و سازگار شدن با الزامات عصر دیجیتال است.
۵۲۸
۱۱:۴۵
خلاصهی سخنرانی بسیار مهم جورج یئو، وزیر خارجه سابق سنگاپور که بیش از ده سال وزیر خارجه بود و از چهرههای مهم سیاست خارجی آسیا است:
یئو در سخنرانی اخیرش در خانه آدام اسمیت تصویری جالب از نظمی میدهد که متفاوت از سایر تحلیلها درباره جهان چندقطبی است.
۱. آمریکا ناچار به عقبنشینی است
یئو معتقد است محدودیت اصلی آمریکا دیگر فقط چین یا روسیه نیست، بلکه اقتصاد خود آمریکاست. بدهی فدرال به حدود ۴۰ تریلیون دلار نزدیک شده و هزینه بهره بدهی از بودجه دفاعی عبور کرده است. آمریکا نمیتواند برای همیشه هزینه شبکه عظیم نظامی و امنیتی خود در سراسر جهان را به شکل فعلی تأمین کند.
اما فشار آمریکا بر اروپا، ژاپن، کره و دیگر متحدان برای پرداخت سهم بیشتری از هزینه دفاعی یک تناقض دارد. هرچه این کشورها توان نظامی مستقلتری پیدا کنند، امکان سیاست خارجی مستقلتری هم خواهند داشت. بنابراین تقسیم هزینههای هژمونی ممکن است خودش به تضعیف هژمونی و شکلگیری جهان چندقطبی کمک کند.
۲. ایران نمونهای از محدودیت قدرت نظامی آمریکاست
یئو ایران را نمونهای مهم از سازگاری با جنگ مدرن میداند. فناوری اطلاعات و شناسایی دقیق این تصور را ایجاد کرده بود که با کشتن رهبر و سران نظامی میتوان فرماندهان اصلی را حذف و سیستم فرماندهی ایران را فلج کرد. اما ایران با غیرمتمرکز کردن فرماندهی و کاهش نقاط شکست واحد، خودش را با این شرایط تطبیق داده است.
از طرف دیگر توان موشکی ایران آسیبپذیری دیگری را آشکار کرده است. پایگاههای بزرگ و ثابت آمریکا که زمانی ابزار نمایش قدرت بودند، حالا خودشان اهداف بزرگی هستند که دفاع از آنها بسیار پرهزینه است. از نگاه یئو این مسئله فقط مربوط به خاورمیانه نیست و کشورهای آسیایی میزبان نیروها و تجهیزات آمریکا هم باید این خطر را در محاسبات امنیتی خود لحاظ کنند.
۳. چین لزوما نمیخواهد آمریکای بعدی باشد
این مهمترین بخش بود. یئو با این تصور که چین میخواهد جای آمریکا را به عنوان هژمون جهانی بگیرد مخالف است. از نگاه او سنت تاریخی چین در دیوارکشی، متفاوت است و چینیها اداره یک امپراتوری جهانی به سبک آمریکا را بسیار پرهزینه میدانند.
مدل چین بیشتر ایجاد یک هسته داخلی قدرتمند و محافظتشده و در عین حال تعامل گسترده اقتصادی با جهان است. سیاست «گردش دوگانه» چین را هم باید در همین چارچوب فهمید. چین میخواهد آنقدر به جهان متصل باشد که از اقتصاد جهانی منتفع شود، اما آنقدر وابسته نباشد که جهان خارج بتواند آن را فلج کند.
۴. رقابت هوش مصنوعی در نهایت رقابت انرژی است
یکی از مهمترین نکات اقتصادی یئو این است که محدودیت نهایی AI فقط تراشه و الگوریتم نیست، بلکه انرژی است. هرچه محاسبات بیشتر شود برق بیشتری لازم است.
بنابراین رقابت آمریکا و چین در هوش مصنوعی فقط رقابت OpenAI و DeepSeek نیست. نیروگاه، شبکه برق، دیتاسنتر، زمین و انرژی ارزان هم بخشی از این رقابتاند. ظرفیت عظیم تولید برق چین از این منظر یک مزیت استراتژیک مهم محسوب میشود.
چین همچنین با مدلهایی مانند DeepSeek و Qwen به سمت اکوسیستم بازتر هوش مصنوعی حرکت کرده تا AI سریعتر در کل اقتصاد منتشر شود.
۵. بازار بدون دولت خوب کار نمیکند و دولت هم بدون بازار
یئو به آدام اسمیت برمیگردد و میگوید تقلیل اسمیت به «دست نامرئی بازار» اشتباه است. Wealth of Nations را باید کنار Theory of Moral Sentiments خواند.
جامعه موفق هم به دست نامرئی بازار نیاز دارد و هم به دست مرئی نهادها و حکومت. دولت مثل بچهای که گنجشکی در دست دارد اگر بیش از حد اقتصاد را فشار دهد آن را خفه میکند و اگر بیش از حد عقب بکشد ظرفیت هدایت و تنظیم اقتصاد را از دست میدهد. هنر حکمرانی پیدا کردن تعادل میان این دو است.
جمعبندی
تز اصلی یئو این است که ما صرفا شاهد ظهور چین نیستیم. فناوری، بدهی آمریکا، افزایش قدرت کشورهای متوسط، آسیبپذیری پایگاههای نظامی و تغییر جغرافیای انرژی و هوش مصنوعی همزمان در حال کاهش امکان هژمونی یک قدرت واحد هستند.
در این تصویر ایران هم یکی از نمونههای این تحول است: کشوری بسیار ضعیفتر از آمریکا از نظر قدرت متعارف که میتواند با سازگار کردن ساختار نظامی خود و ایجاد آسیبپذیری برای طرف مقابل، هزینه اعمال قدرت آمریکا را بالا ببرد.
اگر یئو درست بگوید، جهان آینده نه آمریکایی است و نه لزوما چینی. #جهان_آینده چندقطبیتر، غیرمتمرکزتر و پیچیدهتر از نظمی است که پس ازج فروپاشی شوروی شناختیم.
۱.۳K
۷:۵۱
۳۹۹
۱۴:۱۸
۵۰۴
۳:۵۲
نویسندگان در این مقاله، با بررسی تحولات نظامی، سیاسی و اجتماعی ایران در جریان جنگ با آمریکا و اسرائیل، توضیح میدهند که چرا تهران، برخلاف محاسبات واشنگتن، معتقد است میتواند از مقاومت در جنگ برای تغییر موازنه قدرت منطقهای استفاده کند. خلاصه استدلالهای اصلی مقاله از این قرار است:
به باور نویسندگان، آمریکا با وجود واردکردن خسارات سنگین به زیرساختها و اقتصاد ایران و ترور رهبر پیشین جمهوری اسلامی، نتوانسته است نظام را به فروپاشی وادار کند یا اراده تهران را در مذاکرات درهم بشکند.
از نگاه رهبران جدید ایران، هدف صرفاً بقا نیست؛ بلکه وادارکردن آمریکا به خروج نیروهای نظامی خود از خلیج فارس، لغو تحریمها و پذیرش ایران بهعنوان یک قدرت بزرگ است.
نویسندگان معتقدند ایران با حمله به پایگاههای نظامی آمریکا و ایجاد اختلال در تردد دریایی تنگه هرمز، توانسته است هزینههای تقابل را افزایش دهد.
محاسبه تهران این است که فشار بر بازار جهانی انرژی و منافع اقتصادی کشورهای مختلف میتواند آمریکا را به بازنگری در سیاست مهار ایران وادار کند.
به تحلیل باجغلی و نصر، جنگ به تقویت نسلی از رهبران ایرانی منجر شده که رویکردی واقعگرایانهتر، عملگرایانهتر و ملیگرایانهتر دارند.
این نسل، بهجای تأکید صرف بر آرمانهای انقلابی، بر شناخت محدودیتها، اصلاح ضعفهای نظامی و حکمرانی و استفاده از فرصتهای راهبردی تمرکز دارد. در این رویکرد، دولتداری و منافع ملی بر ملاحظات صرفاً ایدئولوژیک تقدم بیشتری پیدا میکنند.
نویسندگان معتقدند حملات خارجی موجب شده است بخشی از جامعه ایران، با وجود نارضایتیهای داخلی، در حمایت از کشور در برابر دشمن خارجی بسیج شود.
آنها تأکید میکنند که این همبستگی را نباید به معنای تأیید جمهوری اسلامی دانست؛ بلکه در شرایط جنگی، خشم از مداخله خارجی میتواند بر نارضایتی از حکومت غلبه کند.
از این منظر، جنگ به تقویت هویت ملی ایرانیان و برجستهشدن مفهوم دفاع از سرزمین انجامیده است.
به باور نویسندگان، ایران در جریان جنگ به اهمیت هماهنگی جبهههای مختلف و جلوگیری از درگیرشدن جداگانه با آمریکا و اسرائیل پی برده است.
در راهبرد جدید، روابط با حزبالله لبنان، گروههای مسلح عراقی و حوثیهای یمن همچنان اهمیت دارد؛ اما این روابط بیش از گذشته در چارچوب محاسبات راهبردی و تأمین منافع ملی ایران مدیریت میشوند، نه صرفاً همبستگی ایدئولوژیک.
هسته اصلی استدلال مقاله این است که پیروزی در جنگ الزاماً به معنای شکست نظامی دشمن نیست؛ بلکه میتواند به معنای ناکامگذاشتن اهداف راهبردی او و وادارکردنش به تغییر محاسبات سیاسی باشد.
از نگاه نویسندگان، ایران میکوشد با تکیه بر توان نظامی، موقعیت ژئوپلیتیکی، اهرم انرژی و شبکه متحدان منطقهای، هزینه ادامه سیاست مهار را برای آمریکا افزایش دهد و مقاومت خود را به دستاوردهای سیاسی و راهبردی تبدیل کند.
بااینحال، تحقق این اهداف قطعی نیست. ایران با خسارات اقتصادی و زیرساختی سنگین و چالشهای داخلی روبهروست و توانایی تبدیل دستاوردهای نظامی به نتایج پایدار سیاسی و اقتصادی، همچنان محل پرسش است.
نکته راهبردی مقاله: در ارزیابی نتیجه یک جنگ، نباید فقط میزان خسارات واردشده به طرفین را سنجید؛ بلکه باید بررسی کرد که هر طرف تا چه اندازه به اهداف سیاسی خود دست یافته و آیا توانسته است محاسبات و رفتار طرف مقابل را تغییر دهد.
منبع: Foreign Affairs، 9 October 2026
#نظریه_پیروزی_ایران #فارن_افرز #جنگ_نامتقارن #تنگه_هرمز #تحلیل_راهبردی #ژئوپلیتیک #دفاع_ملی
۴۲۰
۴:۲۴