عکس پروفایل داستان جغرافیاد

داستان جغرافیا

۱۶۶ عضو

7- بحرین.pdf

۱۲۴.۰۳ کیلوبایت

undefined داستان جغرافیا ۷undefined️ قسمت هفتم
undefinedبحرین در ژئوپلیتیک خلیج‌فارس، تنها یک جزیرۀ حاشیه‌ای نبود؛ بلکه یکی از تکیه‌گاه‌های اقتدار دریایی ایران در کرانۀ جنوبی خلیج‌فارس به‌شمار می‌رفت. تا پیش از جدایی بحرین در زمان پهلوی دوم، این قلمرو برای قرن‌ها در حوزۀ حاکمیت ایران تعریف می‌شد.
undefined تلگرام | بله
@Geostory
undefined۵
undefined۱

۱۲۰

۱۳:۲۱

داستان جغرافیا ۷
undefinedبحرین در امتداد پروژه ایران‌زدایی از خلیج‌فارس
undefinedبحرین در ژئوپلیتیک خلیج‌فارس، تنها یک جزیرۀ حاشیه‌ای نبود؛ بلکه یکی از تکیه‌گاه‌های اقتدار دریایی ایران در کرانۀ جنوبی خلیج‌فارس به‌شمار می‌رفت. تا پیش از جدایی بحرین در زمان پهلوی دوم، این قلمرو برای قرن‌ها در حوزۀ حاکمیت ایران تعریف می‌شد.
undefinedدر قرن نوزدهم، با پررنگ‌شدن اهمیت مسیر هندوستان برای امپراتوری بریتانیا، خلیج‌فارس به یک گذرگاه امنیتی و تجاری راهبردی تبدیل شد. با گسترش نفوذ بریتانیا در این منطقه، از طریق نقشه‌برداری دریایی، استقرار شبکه‌های تلگرافی، کنترل رفت‌وآمد کشتی‌ها و مداخله در مناسبات بنادر و شیخ‌نشین‌ها، بحرین به یکی از نخستین اهداف کلان‌پروژه‌ای تبدیل شد که می‌توان آن را «ایران‌زدایی از خلیج‌فارس» نامید؛پروژه‌ای برای بیرون‌راندن تدریجی ایران از جایگاه تاریخی‌اش در کرانۀ جنوبی خلیج‌فارس.
undefinedاین در حالی است که اسناد و مکاتبات اوایل قرن نوزدهم، مانند قرارداد ۱۸۲۲ کاپیتان بروس، نشان می‌دهد که حتی انگلیسی‌ها نیز حاکمیت ایران بر بحرین را به رسمیت می‌شناختند.نقطه عطف ماجرا در سال ۱۸۶۸ رقم خورد؛ زمانی که بریتانیا حاکم بحرین را در یک کودتا برکنار کرد و با روی‌کارآوردن یک حاکم دست‌نشانده و تحمیل معاهدات استعماری، سلطه کامل خود را بر بحرین تثبیت کرد.در برابر این دست‌اندازی‌ها، دولت ایران در دوره‌های مختلف دست به اعتراض علیه بریتانیا زد؛ از شکایت علیه واگذاری امتیاز نفت بحرین به شرکت‌های آمریکایی گرفته، تا اعتراض به مسائل تابعیت و سلب مالکیت ایرانیان مقیم بحرین. این روند تا آنجا پیش رفت که در سال ۱۳۳۶، حکومت پهلوی بحرین را رسماً «استان چهاردهم» ایران اعلام کرد.
undefinedدر اواخر دهۀ ۱۳۴۰، با اعلام خروج نیروهای بریتانیایی از شرق کانال سوئز، مرحلۀ نهایی بازآرایی خلیج‌فارس کلید خورد. هدف لندن این بود که پیش از عقب‌نشینی نظامی، نظم سیاسی تازه‌ای را بر منطقه حاکم کند؛ نظمی متکی بر واحدهای سیاسی کوچک‌تر، وابسته‌تر و هماهنگ‌تر با منافع و امنیت انرژی غرب. در این بزنگاه سرنوشت‌ساز، محمدرضاشاه در مصاحبۀ مطبوعاتی دهلی‌نو از موضع تاریخی ایران عقب‌نشینی کرد.
پس از این تغییر موضع، پروندۀ بحرین به یک نظرسنجی محدود، گزینشی و نمایشی در چارچوب
سازمان ملل سپرده شد و سرانجام در سال ۱۳۴۹، این جزیره رسماً از ایران جدا شد.
این رخداد، قطعۀ مهمی از پروژۀ معماری آنگلوساکسونی خلیج‌فارس بود؛ طرحی که قرار بود امنیت شاهرگ‌های اقتصاد و انرژی غرب را برای همیشه تضمین کند.

@Geostory
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۱۲۲

۱۴:۰۱

8- تنگه هرمز.pdf

۲۰۸.۷۹ کیلوبایت

undefined داستان جغرافیاundefined️ قسمت هشتم
undefinedاز این مقطع به بعد، خلیج‌فارس به دروازه ورود و مهم‌ترین سپر دفاعی بریتانیا برای حفظ هندوستان تبدیل شد؛ سپری که بریتانیا برای بقای آن، تمام کرانه‌های جنوبی خلیج‌فارس را نقطه‌به‌نقطه «کدگذاری» و ساختار سیاسی‌اش را مهندسی کرد. بنابراین تا زمانی که نفتی در کار نبود، این آبراه صرفاً به عنوان شاهراه کشتیرانی و دسترسی به مستعمرات برای بریتانیا اهمیت داشت.
undefined تلگرام | بله
@Geostory
undefined۶
undefined۱

۱۱۶

۱۶:۳۵

داستان جغرافیا ۸
undefinedجزایر سه‌گانه؛ استخوان لای زخم استعمار
undefinedبریتانیا از سال ۱۶۰۰ میلادی، با تأسیس «کمپانی هند شرقی» وارد آسیا شد. تا سال ۱۷۵۰ آن‌ها صرفاً در پوشش بازرگانی و با رعایت آدابِ تجاریِ اروپایی در منطقه حضور داشتند؛ اما به یک‌باره پس از ۱۵۰ سال، رفتارشان تغییر کرد. لندن با تصرف بخش‌هایی از هندوستان، کل این شبه‌قاره هند را به مستعمره رسمی خود تبدیل کرد.از این مقطع به بعد، خلیج‌فارس به دروازه ورود و مهم‌ترین سپر دفاعی بریتانیا برای حفظ هندوستان تبدیل شد؛ سپری که بریتانیا برای بقای آن، تمام کرانه‌های جنوبی خلیج‌فارس را نقطه‌به‌نقطه «کدگذاری» و ساختار سیاسی‌اش را مهندسی کرد. بنابراین تا زمانی که نفتی در کار نبود، این آبراه صرفاً به عنوان شاهراه کشتیرانی و دسترسی به مستعمرات برای بریتانیا اهمیت داشت.
undefinedبا حفر کانال سوئز در سال ۱۸۶۹ میلادی و گشایش یک مسیر مستقیم دریایی، رسیدن به هند بسیار هموارتر شد. انتظار می‌رفت با این مسیرِ جایگزین، خلیج‌فارس عمق استراتژیک خود را از دست بدهد و برای همیشه به یک «بن‌بست آبی» تبدیل شود؛ اما کشف نفت در چند دهه بعد، خلیج‌فارس را ناگهان به مخزن سوخت و شاهرگ حیات اقتصاد غرب ارتقا داد.
undefinedپس از جنگ جهانی دوم، بریتانیا ناچار بود از مستعمرات خود عقب‌نشینی کند. اما از آنجا که اساس این امپراتوری بر قدرت دریایی استوار بود، هرگز گلوگاه‌های استراتژیکِ تحت سلطه‌اش را رها نکرد؛ بلکه یا حکمرانی خود را بر آن‌ها حفظ کرد (مانند جبل‌الطارق)، یا نظم امنیتی‌شان را به آمریکا سپرد (مانند جنوب خلیج‌فارس). علاوه بر این، هنگام خروج از خلیج‌فارس، ادعای واهی مالکیت بر جزایر سه‌گانه را برای شیخ‌نشین‌های تازه‌تأسیس به ارث گذاشت تا پرونده این جزایر، برای همیشه، همچون «استخوانی لای زخم»، به اهرم فشاری علیه ایران تبدیل شود.
undefinedامروز، در این جغرافیای ملتهب که کرانه‌های جنوبی‌اش به پایگاه‌های آمریکا گره خورده، تسلط ایران بر تنگه هرمز و جزایر سه‌گانه، همان «نیزۀ بازدارندگی» است که میان آرواره‌های این کروکودیل ژئوپلیتیک قرار گرفته تا مانع از بلعیده‌شدن کشور شود. اما حفظ این نیزۀ ساحلی، بدون تکیه بر البرز، زاگرس و عمق استراتژیکِ پس‌کرانه‌ها در خاک ایران ممکن نیست؛ همان پشتوانه‌ای که راز بقا و تولید قدرت ایران در برابر هژمونی قدرت‌های دریایی است.
@Geostory
undefined۷
undefined۱

۱۳۳

۱۷:۱۵

9- تله پترودلار.pdf

۹۱.۸۵ کیلوبایت

undefined داستان جغرافیاundefined️ قسمت نهم
undefinedپترودلار برای آمریکا فقط یک ابزار تجاری نیست، بلکه پشتوانۀ اصلی قدرت و ارزش پول این کشور در جهان است. از سال‌ها پیش، واشنگتن با واداشتن کشورها به معاملۀ نفت با دلار، تقاضایی دائمی برای پول خود ایجاد کرد تا هژمونی اقتصادی‌اش را حفظ کند. فشار بر ونزوئلا برای فروش نفت با دلار نیز در همین راستا صورت می‌گیرد.
undefined تلگرام | بله
@Geostory
undefined۱
undefined۱

۱۱۳

۱۸:۴۳

داستان جغرافیا ٩
undefined پترودلار چگونه اقتصادایران را تحریم پذیر می‌کند؟
undefinedدر «داستان جغرافیا» دیدیم که نظم آنگلوساکسونی چگونه با تسلط بر آبراه‌ها، شریان‌های جهان را به دست گرفت. اما این قیچی، یک لبۀ دومِ نامرئی هم دارد که در قلب اقتصاد ما عمل می‌کند: سیستم پترودلار یا دلار نفتی.پترودلار برای آمریکا فقط یک ابزار تجاری نیست، بلکه پشتوانۀ اصلی قدرت و ارزش پول این کشور در جهان است. از سال‌ها پیش، واشنگتن با واداشتن کشورها به معاملۀ نفت با دلار، تقاضایی دائمی برای پول خود ایجاد کرد تا هژمونی اقتصادی‌اش را حفظ کند. فشار بر ونزوئلا برای فروش نفت با دلار نیز در همین راستا صورت می‌گیرد.
undefinedدر کشور ما، این نظم تحمیلی به یک تلۀ ساختاری تبدیل شد و اقتصاد ایران را به یک «سیستم حلقه‌باز» بدل کرد؛ یعنی چرخه‌ای که زنجیرۀ تولید آن از ابتدا تا انتها کامل نمی‌شود. در چنین ساختاری، صنعت ارز مورد نیاز خود را در جای‌جای این زنجیره، از یک «دلار برون‌زا» تأمین می‌کند؛ نه از راه نوآوری، تولید و صادرات. دلاری که از بیرونِ این چرخه، یعنی از محل فروش نفت خام، وارد شریان صنعت می‌شود، به‌جای تقویت تولید، صرف واردات و در نهایت گسترش مونتاژکاری می‌شود.
undefinedدر چنین ساختاری، بازدهی سرمایه دیگر از مسیر توسعۀ فناوری و فتح بازارهای جهانی به دست نمی‌آید، بلکه به دسترسی به ارز دولتی و واردات ارزان گره می‌خورد. در نتیجه، حتی ظرفیت‌های صنعتیِ توانمند هم به‌جای خلق ارزش‌افزوده، به مونتاژکاری سوق پیدا می‌کنند. صنایع سنگین نیز با اتکا به انرژی یارانه‌ای، در خام‌فروشی و نیمه‌خام‌فروشی باقی می‌مانند. حاصل این آرایش، اقتصادی وابسته و تحریم‌پذیر است.
undefinedراه نجات از این تله، رهاسازی بازار و آزادسازی افسارگسیختۀ قیمت‌ها نیست؛ بلکه نیازمندِ یک ارادۀ ملی برای گذار به اقتصاد «حلقه‌بسته» است؛ اقتصادی که در آن، دولت با ابزارهای سیاسی و سیاستی، حقوقی و ساختاری، تجاری، پولی و مالی، از صنایع قابلیت‌پایه پشتیبانی می‌کند؛ صنایعی که کل زنجیرۀ تولید را با تکیه بر دانش و مهارت کامل می‌کنند و از مسیر خلق ارزش، ارزآوری و ثروت می‌سازند.*
@Geostory
undefined۱
undefined۱

۱۲۳

۱۸:۴۵

دکتر فرتوک‌زاده-جنگ ضاحیه۱.m4a

۲۰:۲۰-۴.۷۶ مگابایت
undefined جغرافیای میدان
«دکترین بازدارندگی ایران»undefined چرا هر جنگی علیه ایران باید تبدیل به یک جنگ منطقه‌ای شود؟
undefinedبخش اول
undefinedتحلیل راهبردی دکتر فرتوک‌زاده درباره ضرورت خروج از «تله‌ی معادل‌سازی» و خطای محاسباتی «درگیری دوجانبه با اسرائیل»؛ایران چاره‌ای جز تغییر زمین بازی به سمت منطقه، برای اختلال و از بین‌ بردن شریان‌های اقتصاد و امنیت آمریکا در خلیج فارس ندارد.#جغرافیای_میدان
undefinedداستان جغرافیا@geostory
undefinedهستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران@haste_pishgam
undefined۶
undefined۳
undefined۲

۱.۶K

۱۷:۰۱

دکتر فرتوک_زاده-جنگ ضاحیه۲.m4a

۱۱:۰۱-۵.۱ مگابایت
undefined جغرافیای میدان«دکترین بازدارندگی ایران»undefined چرا هر جنگی علیه ایران باید تبدیل به یک جنگ منطقه‌ای شود؟
undefinedبخش دوم
تقابلِ دوجانبه با اسرائیل، افتادن در «تله‌ی معادل‌سازی» است. اقتصادِ تل‌آویو با چک‌بلانکِ غرب بیمه است؛ اما اقتصاد تحریم‌زده‌ی ما نه.#جغرافیای_میدان

undefinedداستان جغرافیا@geostory
undefinedهستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران@haste_pishgam
undefined۵
undefined۲

۱.۱K

۱۷:۰۴

دکتر فرتوک‌زاده-جنگ ضاحیه۳.m4a

۱۷:۵۶-۴.۲ مگابایت
undefined جغرافیای میدان
«دکترین بازدارندگی ایران»undefined چرا هر جنگی علیه ایران باید تبدیل به یک جنگ منطقه‌ای شود؟
undefinedبخش سوم
برای مهار ماشین جنگی اسرائیل و آمریکا، باید از تل‌آویو عبور کرد و نردبان تنش را در گلوگاه‌های انرژی و تکنولوژی آمریکا در منطقه بالا برد.#جغرافیای_میدان

undefinedداستان جغرافیا@geostoryundefinedهستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران@haste_pishgam
undefined۸

۱.۲K

۱۷:۰۷

بازارسال شده از هفته‌نامهٔ کرانه
undefined جنگ منطقه‌ای؛ دکترین بازدارندگی ایران در برابر اردوگاه صهیونیستی-آنگلوساکسونی
چرا هر جنگی علیه ایران باید تبدیل به یک جنگ منطقه‌ای شود؟

undefined دکتر حمیدرضا فرتوک‌زاده

undefined در این نظمِ پهناور، اسرائیل یک کشور نیست؛ بلکه ماشین ترور و جنایتِ سازمان‌یافته و نمایندۀ انجامِ «کار کثیفِ غرب» است؛ یک هیولای زره‌پوش به وسعت سرزمین‌های اشغالی، و نقطۀ تلاقیِ ایدۀ شوم صهیونیستیِ از نیل تا فرات و کدگذاریِ ژئوپلیتیکیِ آنگلوساکسونیِ امپراتوری آتلانتیک شمالی.
undefined منافعِ اصلی و شریانِ حیاتیِ این امپراتوری، صرفاً در باریکۀ فلسطین تعریف نشده است؛ بلکه در بازیافتِ پترودلار (Petrodollar Recycling)، غارت انرژی و تسلطِ امنیتی بر خلیج فارس و کل خاورمیانه قرار دارد. وقتی این ماشین ترور و جنایت (اسرائیل) به ما یا متحدان ما در ضاحیه و غزه حمله می‌کند، با پشتوانۀ اطلاعاتی، امنیتی، مالی و نظامیِ کلِ این اردوگاه شلیک می‌کند؛ از رادارهای پرنده و آواکس‌ها در آسمان گرفته تا پایگاه‌های زمینی و سیستم‌های پدافندی در سرزمین‌های تسخیرشدۀ عربیِ منطقه، همگی به صورت ارگانیک در حالِ سرویس‌دهی به این ماشین ترور هستند تا هژمونیِ غرب را در برابرِ ایدۀ «ایران مستقل» حفظ کنند.
undefined جمهوری اسلامی چگونه باید با این هیولای زره‌پوش و ماشین ترور و جنایت، به عنوان متولیِ انجام کار کثیف غرب در منطقه مقابله کند؟ اگر ما درکِ درستی از نقاطِ مزیتِ خود نداشته باشیم، در تلۀ «معادلۀ نابرابر» گرفتار می‌شویم؛ یعنی رویارویی ایران، به‌عنوان سرزمینی برای زندگی انسانی، با هیولای زره‌پوشی که در ظاهر یک کشور است، اما در واقع، ماشین ترور و جنایتِ سازمان‌یافته است. این همان خطایی است که تصور می‌کند اگر اسرائیل نیروگاه‌ها یا پالایشگاه‌های ما را زد، ما هم متقابلاً باید پالایشگاه‌های او را بزنیم تا بازدارندگی ایجاد شود. این معادله اساساً کار نمی‌کند.
undefinedاگر می‌خواهیم اسرائیل ضربه را واقعاً حس کند و ماشینِ کشتارِ او در لبنان و مقاومت متوقف شود، باید «نردبانِ تنش» (Escalation Ladder) را در نقطۀ مزیتِ خودمان بالا ببریم. به جای آنکه منتظر بمانیم تا دشمن ضاحیه را شخم بزند و ما مجبور شویم در یک واکنشِ انفعالی، پرتابه‌ای به سمتِ سرزمین‌های اشغالی شلیک کنیم، باید هزینۀ حفظِ این ماشینِ جنگیِ زره‌پوش را برای کلِ اردوگاه غرب غیرقابلِ تحمل کنیم.
undefined زمانی که دشمن قواعدِ بازی را زیر پا می‌گذارد، ترور می‌کند و مرزهای اخلاقی و حقوقی را می‌شکند، پاسخِ ما نباید به یک نقطۀ جغرافیاییِ خاص (اسرائیل) محدود بماند؛ نقطه‌ای که اساساً برای جنگ طراحی شده است؛ همان هیولای زره‌پوش. باید به گلوگاه‌های این نظم در منطقه فشار آورد.
undefined بازدارندگیِ واقعی از لحظه‌ای شکل می‌گیرد که امنیتِ همۀ دارایی‌های آمریکا و شرکایش در خلیج فارس و منطقه، در برابرِ امنیت ایران معادل‌سازی شود. وقتی شاخص اثربخشیِ ما در زدنِ منافع منطقه‌ای غرب «یک به ده» است (یعنی با یک اقدام، ده برابر خسارتِ راهبردی به کل سیستم امپراتوری آتلانتیک شمالی وارد می‌کنیم)، عقلانیتِ استراتژیک ایجاب می‌کند که اهرم فشار را بر همین گلوگاه‌ها متمرکز کنیم.
undefined ما ایرانیان به عنوان تنها موجودیت مستقل تاریخی در پهنۀ شمال خلیج فارس، بیش از دویست سال است که در دهان یک کروکودیل عظیم‌الجثه زندگی می‌کنیم. کروکودیل مخوفی که هرات را در قرن نوزدهم و بحرین را در قرن بیستم از پیکر ما جدا کرد و در سال‌های جنگ جهانی اول بالغ بر ۸ میلیون از جان‌های پاک هم‌میهنان ما را به مسلخ قحطی بزرگ کشاند؛ و حالا در قرن بیست‌ویکم همۀ توانش را در آرواره‌های شومش متمرکز کرده تا تمامِ موجودیت ما را ببلعد.
undefined اما ما به پشتوانۀ دوراندیشیِ رهبر شهید و همت جوانمردان میهن، در این سال‌های سختِ تحریم و محاصره، نیزۀ قدرتمندی ساختیم که در این جنگ، میان آرواره‌های کروکودیل متجاوز قرار دادیم و زخمی بر دهانش وارد آوردیم که در خواب هم تصورش را نمی‌کرد؛ بزرگ‌ترین و شرم‌آورترین غافلگیریِ راهبردیِ امپراتوری آتلانتیک شمالی، و شکستی دردناک‌تر از گالیپولی و ویتنام.
undefined این نیزه، همان قدرتِ آتشِ منطقه‌ای ایران است که همۀ دارایی‌های حیاتیِ امپراتوری آتلانتیک شمالی در خلیج فارس و دریای سرخ را در قبالِ امنیتِ ایران و هم‌پیمانانش در منطقه معادل‌سازی کرده است. این، روی دیگر سکۀ «وحدت ساحات» است. در این طرح کلانِ راهبردی، تعهد ایران به وحدت ساحات، به نقطۀ مزیتِ ایرانیان منتقل می‌شود؛ به نقطه‌ای که شاخص اثربخشیِ محور مقاومت به بالاترین نصابِ ممکن ارتقاء پیدا می‌کند.

هفته‌نامه سیاسی-تحلیلی کرانهundefined@karaneh_mag
undefined www.karanehmag.irundefined

۱

۵:۲۳