این تحول یک نعمت بزرگی است که اگر ما نگهش داریم این نعمت خدا را، برای ما همه چیز هست. اول بفهمیم که نعمتی بوده، خدا داده است، ما خودمان ضعیف بودیم و خداوند ما را تقویت کرد و قوتی داد که همه قدرتهای خارجی را شکست دادید.
۳۱۵
۸:۲۶
فرامتن اظهارات اختلافافکنانه رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم
روحانی و معماری تازه اختلاف وقتی «مردم» پوشش یک پروژه سیاسی میشوند
رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم که دهه نود را با کارنامهای سیاه و اقتصادی «تقریباً هیچ» به پایان رساند، پس از فراز و فرودهای سهمگین کشور که با حضور مردم مدیریت شده، اکنون زبان گشوده است.
رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم که دهه نود را با کارنامهای سیاه و اقتصادی «تقریباً هیچ» به پایان رساند، پس از فراز و فرودهای سهمگین کشور که با حضور مردم مدیریت شده، اکنون زبان گشوده است و در دریای بیپایابِ تفرقه، دوقطبیسازی و منازعات سیاسی، بیاعتنا به حافظه جمعی شنا میکند.
میگوید «ما میخواهیم به ربیع برسیم یا میخواهیم در زمستان بمانیم؟ سپس برای پاسخ به این پرسش، به سیره پیامبر استناد میکند و میگوید: «آن پیغمبری که اساس حکومتش را بر پیمان نهاد». تا اینجا، سخن در محدوده یک تمثیل تاریخی و اخلاقی قرار دارد، اما چند جمله بعد، تمثیل به نسخه سیاست خارجی بدل میشود: «ظاهراً بعضیها از پیمان بدشان میآید؛ از مذاکره بدشان میآید. از اینکه توافق شود با یک گروه خوششان نمیآید». اینجا پرسش اصلی متوجه خود شیخ است این «بعضیها چه کسانیاند؟» کدام مقام یا جریان سیاسی رسماً اعلام کرده است که با اصل مذاکره مخالف است؟ آیا مخالفت با یک نوع مذاکره، در یک زمان خاص و با یک طرف مشخص، مساوی با نفی اصل مذاکره است؟ بعید است ایشان نفهمد که سیاست خارجی عرصه تفکیک میان اصل و مصداق است و کسی که با یک قرارداد معین، شروط معین یا طرف مذاکره معین مخالفت میکند، لزوماً مخالف مذاکره نیست.
میگوید «میگویند هرچه گفتیم طرف مقابل باید تسلیم محض ما باشد». این جمله نیز از حیث خطابی پرطنین است، اما از حیث استدلالی نیازمند مصداق است چه آنکه اگر مقصود، نقد یک گرایش سیاسی است، باید آن گرایش و صاحبان آن روشن شوند و اگر مقصود، توصیف سیاست رسمی کشور است، ادعایی بسیار بزرگ مطرح شده است که برای اثبات آن سند لازم است و قاعدتاً سیاست خارجی را نمیتوان با کاریکاتور کردن موضع رقیب نقد کرد و هیچ کشوری در مذاکره عاقلانه، «تسلیم محض» طرف مقابل را مطالبه نمیکند، همانگونه که هیچ کشور عاقلی نیز پشت میز مذاکره نمینشیند تا صرفاً اراده طرف مقابل را بپذیرد، البته در این فقره آخر، حاضر بود به هر قیمتی ولو تسلیم محض کشور، دل آن «باادبهای باهوش» را به دست بیاورد که عاقلان سیاست بموقع مانع اقدامات روحانی شدند هرچند تبعات آن تا سالهای سال ادامه خواهد داشت.
میگوید«مردم صاحبان این کشور هستند و ما باید با آنها حرف بزنیم و باید از آنها بپرسیم». مردم بیتردید صاحبان حق و ذینفعان اصلی کشورند، اما در سیاست، «صاحب حق بودن» با «تصمیمگیری مستقیم درباره همه امور» یکی نیست و اگر چنین بود، اساس نمایندگی سیاسی و تخصص نهادی بیمعنا میشد، ضمن آنکه فلسفه تشکیل دولت و مجلس و دستگاههای تخصصی نیز آن است که تصمیمات پیچیده در چارچوب قانون و توسط مسئولانی که در برابر جامعه پاسخگو هستند اتخاذ شود، لکن مسئله اصلی، نه حذف مردم از تصمیمگیری و نه واگذاری همه امور به رأی مستقیم آنان است، بلکه ایجاد سازوکاری است که در آن قدرت از جامعه فاصله نگیرد و جامعه نیز در برابر مسئولیتهای ناشی از انتخابهای خود بیگانه نماند.
میگوید «نیروی مسلح برای کشور کار میکند، دیپلماسی هم برای کشور کار میکند، موشک هم برای کشور کار میکند. پهپاد هم از کشور دفاع میکند، مذاکره هم از کشور دفاع میکند». این قسمت از سخنان ایشان در مقایسه با برخی دیگر از گزارههایش، از انسجام بیشتری برخوردار است و طبعاً قدرت نظامی و دیپلماسی دو ابزار متعارض نیستند اما همین گزاره باید یک گام فراتر رود یعنی دیپلماسی زمانی از پشتوانه برخوردار است که طرف مقابل بداند شکست مذاکره به معنای بیهزینه بودن فشار نیست و قدرت نظامی نیز زمانی به دستاورد راهبردی تبدیل میشود که بتواند از طریق دیپلماسی به امنیت پایدار، رفع تهدید و تأمین منافع ملی منجر شود، بنابراین مسئله واقعی، انتخاب میان موشک و مذاکره نیست، مسئله، نسبت میان میدان و میز است و دیپلماسی بدون قدرت ممکن است به تمنای توافق بدل شود و قدرت بدون دیپلماسی ممکن است در حصار هزینههای فزاینده گرفتار بماند. اما یادمان باشد اعوان و انصار ایشان با سیاستی دوگانه و موهوم میز و میدان را وارد ادبیات سیاسی کشور کردند و چه هزینههایی که برای کشور به ارمغان نیاوردهاند!
#روزنامه_کیهان
#شبکه_گرا
@geraa_ir
#روزنامه_کیهان
۲۱۵
۱۱:۳۸
۱۹۵
۱۳:۱۰
۲۱۰
۱۴:۵۹
۱۹۳
۱۹:۴۹
۲۷۳
۱۹:۵۰
#رهبر_شهید#در_لباس_سربازی
۲۴۸
۱۶:۴۶
انقلاب تازه پیروز شده بود و خیلیها معتقد بودند ارتش باید منحل شود.
فضای آن روزها پر از بیاعتمادی بود؛ تا جایی که حتی نیروهای متدین و وطندوست ارتش هم زیر فشار اتهام قرار داشتند.
در میان این هیاهو، یک روحانی جوان در شورای انقلاب ایستاد و از حفظ ارتش دفاع کرد؛ سیدعلی خامنهای.
او معتقد بود نباید به خاطر خطاهای برخی فرماندهان، بدنه ارتش را از بین برد. بعدها هم همین نگاه را با اقداماتی مثل تقویت فعالیتهای عقیدتی، حمایت از خودکفایی نظامی و حفظ ساختار ارتش ادامه داد.
چند ماه بعد و با آغاز جنگ تحمیلی، ارزش آن تصمیم بیشتر از همیشه آشکار شد.
شاید اگر ارتش در آن روزهای پرالتهاب قربانی تندرویها میشد، ایران در سختترین روزهای دفاع مقدس یکی از مهمترین تکیهگاههای خود را از دست میداد.
#رهبر_شهید#در_لباس_سربازی
۲۷۲
۱۳:۰۴
#رهبر_شهید#در_لباس_سربازی
۲۱۶
۱۶:۴۹
#رهبر_شهید#در_لباس_سربازی
۱۱۴
۱۶:۵۱