#پرچمداران#میدان_احمدآباد
در بین همهی قشنگیهای این مبعوثشدنِ حیرتانگیز ، یک آیین منحصربفرد به طور خاصی برایم دلبری میکند و بیش از همهچیز مرا متأثر کرده است و آن پرچمداری وسط میدان احمدآباد است، خلاقیتی که در مشهد شکل گرفت و بعد به تهران و شهرهای دیگر هم رسید.
نزدیک به دوماه است که به طور شبانهروزی یک پرچم توسط اهالی این شهر در میدان احمدآباد، بیوقفه #ایستاده نگه داشته شده است، باید برای اینکه نیمساعت پرچم را نگه داری، نوبت بگیری و به این زودی هم نصیبت نمیشود، حتی نیمهشب!... داخل ربات نوبت گرفتن که میروی، هر نیمساعت یکی نوبت گرفته، شب تا صبح، صبح تا شب... و باید روزها منتظر بمانی تا نوبتت شود.
آیین فوقالعادهایست و آنقدر جذاب که هر وقت از میدان عبور میکنی دلت میخواهد به پرچمدار وسط میدان ادای احترام کنی... گاهی یک نفر به تنهایی ایستاده و گاه یک زوج با هم پرچم را نگه داشتهاند و گاهی یک خانواده... اصلا قاب قشنگ اگر میخواهید، اصل جنس همینجاست!
سرما و گرما هم ندارد، پرچم ایستاده، چون پرچمدار ایستاده، حتی پرچم را برای شستهشدن پایین نیاوردند که همانطور ایستاده یک وانت آمد و شست و رفت و پرچم استوار ماند.
این پرچم بهغایت گرانبهاست، نور دارد، متبرک است، با وضو باید نگهش داشت، باید پارچهاش را به سر و صورت کشید، پرچمی که قریب دوماه است که بیوقفه در دست اهالی مبعوثشدهی این شهر بوده و راه نشانمان داده است...
ف. حاجی وثوق 
@ghalamzann
در بین همهی قشنگیهای این مبعوثشدنِ حیرتانگیز ، یک آیین منحصربفرد به طور خاصی برایم دلبری میکند و بیش از همهچیز مرا متأثر کرده است و آن پرچمداری وسط میدان احمدآباد است، خلاقیتی که در مشهد شکل گرفت و بعد به تهران و شهرهای دیگر هم رسید.
نزدیک به دوماه است که به طور شبانهروزی یک پرچم توسط اهالی این شهر در میدان احمدآباد، بیوقفه #ایستاده نگه داشته شده است، باید برای اینکه نیمساعت پرچم را نگه داری، نوبت بگیری و به این زودی هم نصیبت نمیشود، حتی نیمهشب!... داخل ربات نوبت گرفتن که میروی، هر نیمساعت یکی نوبت گرفته، شب تا صبح، صبح تا شب... و باید روزها منتظر بمانی تا نوبتت شود.
آیین فوقالعادهایست و آنقدر جذاب که هر وقت از میدان عبور میکنی دلت میخواهد به پرچمدار وسط میدان ادای احترام کنی... گاهی یک نفر به تنهایی ایستاده و گاه یک زوج با هم پرچم را نگه داشتهاند و گاهی یک خانواده... اصلا قاب قشنگ اگر میخواهید، اصل جنس همینجاست!
سرما و گرما هم ندارد، پرچم ایستاده، چون پرچمدار ایستاده، حتی پرچم را برای شستهشدن پایین نیاوردند که همانطور ایستاده یک وانت آمد و شست و رفت و پرچم استوار ماند.
این پرچم بهغایت گرانبهاست، نور دارد، متبرک است، با وضو باید نگهش داشت، باید پارچهاش را به سر و صورت کشید، پرچمی که قریب دوماه است که بیوقفه در دست اهالی مبعوثشدهی این شهر بوده و راه نشانمان داده است...
@ghalamzann
۸۵۵
۱۶:۱۷
#درخواست_یک_پرچمدار#شب_هشتادوسوم
دوستان بزرگوار متولی تجمعات
خداقوت
اینکه وقت نماز استغاثه جمعیتو یه گوشه جمع میکنید و نمازو جمعی میخونید فقط باعث میشه همه جای خیابون خلوت بشه یهویی، خود قشنگی نماز هم فقط توسط ماشینهایی دیده میشه که از اون گوشه عبور میکنند، باور بفرمایید اگه هرکسی هرجا ایستاده سجادهشو بذاره نماز بخونه خیلیی قشنگ میشه، تو هفتتیر این اتفاق میافته و خیلی دلانگیزه، خیابون هم خلوت نمیشه
تصور کنید مثلا چهارراه شهید کاوه رضاشهر، به جای جمع شدن جمعیت جلوی دانشگاه ملی مهارت، چهارگوشه چهارراه، آدما همونجا که هستند نماز بخونند، چه شوددددد


( لطفا برسونید به دست متولیان محترم )
ف. حاجی وثوق 
@ghalamzann
دوستان بزرگوار متولی تجمعات
خداقوت
اینکه وقت نماز استغاثه جمعیتو یه گوشه جمع میکنید و نمازو جمعی میخونید فقط باعث میشه همه جای خیابون خلوت بشه یهویی، خود قشنگی نماز هم فقط توسط ماشینهایی دیده میشه که از اون گوشه عبور میکنند، باور بفرمایید اگه هرکسی هرجا ایستاده سجادهشو بذاره نماز بخونه خیلیی قشنگ میشه، تو هفتتیر این اتفاق میافته و خیلی دلانگیزه، خیابون هم خلوت نمیشه
تصور کنید مثلا چهارراه شهید کاوه رضاشهر، به جای جمع شدن جمعیت جلوی دانشگاه ملی مهارت، چهارگوشه چهارراه، آدما همونجا که هستند نماز بخونند، چه شوددددد
( لطفا برسونید به دست متولیان محترم )
@ghalamzann
۵۴۱
۶:۳۷
#قربانی #عید_سعید_قربان
خیرین ارجمندضمن عرض تبریک به مناسبت ورود به ایام مبارک ماه ذیحجه، مطابق با سالهای گذشته، به لطف خداوند و همراهی شما، سنت قربانی در عید قربان به نفع نیازمندان انجام خواهد شد.
@kheiriyehnofel
۲۲۹
۱۵:۴۰
قلمزن
#پرچم_نمیافتد طوفان ۱۰۸ کیلومتری بیرجند ... @ghalamzann
۴۳۳
۱۰:۱۱
قلمزن
#پرچم_بالا #شما_هم_یک_ماشین_را_پرچمدار_کنید این شبها انگیزه بزرگی برای بیرون رفتن دارم، حضور داشتن و پلاکارد گرفتن و پرچم چرخاندن که اصل ماجراست اما این قصه یک فرع دوستداشتنی دارد و آن ماشینها و موتورهایی هستند که پرچمدار میشوند. این شبها پرچمهای زیادی را به ماشینهایی دادهام که پرچم ندارند و نخواستهاند که داشته باشند. در مناطق برخوردار شهر مثل فلسطین، مثل رضاشهر مثل هفتتیر ... اما اینکه چرا بخشی از این آدمها پرچم را میگیرند و خیلی تشکر میکنند و موقع حرکت آن را از شیشه ماشین بیرون نگه میدارند، میتواند دلایل مختلف داشته باشد که من با همهی بقیهاش کاری ندارم و نمیخواهم ذهنم درگیر آن باشد، برای من فقط این است که این آدمها با همین ماشینهای لوکس، با همین شکل و شمایل متفاوت، در لایهای از جامعه زندگی میکنند که دسترسی ذهنی و عملی به این موارد ندارند. یعنی یا ذهن و فکرشان به نتیجه نرسیده یا رسیده و راهش را بلد نبودهاند و حالا با دیدن یک پلاکارد یا یک پرچم که تعارفشان میکنم، میایستند و میگیرند و خیلی مودبانه تشکر میکنند. من شبها با این انگیزه دوستداشتنی به خیابان میروم، هزینه پرچمهای کوچک ۲۵ میشود و کمی بزرگترها ۴۰ تومان، اگر میخواهید قشنگی پرچمدار شدن یک ماشین سهم شما باشد، میتوانید از این طریق مشارکت کنید: 5859831007297715
تا روز موعود که در خیابان هستیم، نیازی به اطلاعرسانی نیست و آنچه میرسد صرف پرچم و خیابان خواهد شد.
ف. حاجی وثوق
@ghalamzann
#شب_هشتادوپنجم#پرچم_بالا
هنوز بعد از قریب سه ماه، برایم عادی نشده که به کسی پرچم کشورش را تعارف کنم و قبول نکند، هنوز تعجب میکنم، هنوز برای لحظاتی دلم میگیرد، اما خیلی زود التیام مییابد. به خودم میگویم این آدم شاید جایی گیر کرده، جایی گیر دارد، جایی سوالی داشته و به جواب نرسیده، جایی آدمهای اشتباهی نگاه و مسیرش را تغییر دادهاند و بعد به سراغ بقیه آدمها میروم و آنها که میگیرند و با خوشحالی همانلحظه و همانجا پشت چراغ قرمز، پرچم را به شیشه ماشین نصب میکنند و هنگام حرکت بوقی میزنند و گاهی دستی هم تکان میدهند و میروند و همین برای آنکه انگیزهات چند برابر شود کفایت است
آمار پرچمها و فرفرههایی که این شبها از طرف شما توزیع میشوند، از دستم خارج شدهاند، بعضی شبها کم میآورم و شرمنده ماشینهایی میشوم که میگویند یکی هم به ما بدهید!...خداوند از شادی دل کودکانی که فرفره میگیرند و ذوق میکنند به دنیا و عقبای شما برکت بدهد و از شکوه تعداد ماشینهایی که پرچمدار میشوند بر نورانیت قلب شما بیفزاید
ف. حاجی وثوق 
@ghalamzann
هنوز بعد از قریب سه ماه، برایم عادی نشده که به کسی پرچم کشورش را تعارف کنم و قبول نکند، هنوز تعجب میکنم، هنوز برای لحظاتی دلم میگیرد، اما خیلی زود التیام مییابد. به خودم میگویم این آدم شاید جایی گیر کرده، جایی گیر دارد، جایی سوالی داشته و به جواب نرسیده، جایی آدمهای اشتباهی نگاه و مسیرش را تغییر دادهاند و بعد به سراغ بقیه آدمها میروم و آنها که میگیرند و با خوشحالی همانلحظه و همانجا پشت چراغ قرمز، پرچم را به شیشه ماشین نصب میکنند و هنگام حرکت بوقی میزنند و گاهی دستی هم تکان میدهند و میروند و همین برای آنکه انگیزهات چند برابر شود کفایت است
@ghalamzann
۲۳۳
۱۶:۴۷
#یکی_شدنی_که_دارد_اتفاق_میافتد#شب_نودم#سهماهگی_مبعوثین_مبارک
( پیشنوشت: این مطلب نه مشوق سگگردانیست نه مؤید بیحجابی... که تکلیف نگارنده با هردو موضوع روشن است، غرض، توصیف بعثت است، بعثتی که حد و مرز ندارد )
پلاستیک پرچمها به یک دست و دو سه پرچم به دست دیگر، بین ماشینها حرکت میکنم و میپرسم که آیا هدیه قبول میکنند یا خیر ... برخی همچنان قبول نمیکنند، کمی اخمالو هم میکنند خودشان را تا بفهمم که ناراضی هستند.برخی هم با خوشحالی میگیرند و به جماعت پرچمداران اضافه میشوند.
نگاهم به یک فونیکس مشکی میافتد که در صف ماشینهای پشت چراغ ایستاده است. مرد جوانی پشت رل است، کنارش زنی که نمیدانم شالش افتاده یا اصلا نداشته!... یک سگ بزرگ سیاه هم روی پای زن است، نمیدانم وزنش را چطور دارد تحمل میکند. تردید دارم که پرچم را تعارف کنم یا نکنم، عزمم را جزم میکنم و مقابل شیشه ماشین میروم: این پرچم هدیه است، قبول میکنید؟!...
زن بیحرکت نگاهم میکند، مرد لحظهای تأمل میکند ، شاید انتظارش را نداشته، بعد پرچم را میگیرد و خیلی مودبانه میگوید بله حتما و تشکر میکند. خودم را به کنار خیابان میکشانم تا ماشینها از چراغ سبز عبور کنند، فونیکس مشکی هم عبور میکند در حالیکه مرد شجاعانه دستش را با پرچم بیرون آورده است...

ف. حاجی وثوق 
@ghalamzann
پلاستیک پرچمها به یک دست و دو سه پرچم به دست دیگر، بین ماشینها حرکت میکنم و میپرسم که آیا هدیه قبول میکنند یا خیر ... برخی همچنان قبول نمیکنند، کمی اخمالو هم میکنند خودشان را تا بفهمم که ناراضی هستند.برخی هم با خوشحالی میگیرند و به جماعت پرچمداران اضافه میشوند.
نگاهم به یک فونیکس مشکی میافتد که در صف ماشینهای پشت چراغ ایستاده است. مرد جوانی پشت رل است، کنارش زنی که نمیدانم شالش افتاده یا اصلا نداشته!... یک سگ بزرگ سیاه هم روی پای زن است، نمیدانم وزنش را چطور دارد تحمل میکند. تردید دارم که پرچم را تعارف کنم یا نکنم، عزمم را جزم میکنم و مقابل شیشه ماشین میروم: این پرچم هدیه است، قبول میکنید؟!...
زن بیحرکت نگاهم میکند، مرد لحظهای تأمل میکند ، شاید انتظارش را نداشته، بعد پرچم را میگیرد و خیلی مودبانه میگوید بله حتما و تشکر میکند. خودم را به کنار خیابان میکشانم تا ماشینها از چراغ سبز عبور کنند، فونیکس مشکی هم عبور میکند در حالیکه مرد شجاعانه دستش را با پرچم بیرون آورده است...
@ghalamzann
۴۸۲
۲۱:۲۷
#اطعام_غدیر
امام صادق(ع) فرمودند:غذا دادن به یک نفر در این روز مانند غذا دادن به همه پیامبران و صدیقان است. و این روز را روز "اطعام الطعام" نامیدهاند.
در سفره بزرگی که عید سعید غدیر در خانه نیازمندان پهن میشود، شما هم میتوانید سهیم باشید، این #فرصت_طلایی فقط یک روز در سال است، خدا کمک کند که از دستش ندهیم.
5892107050055550(روی شماره بزنید، کپی میشود)
فقط ۳ روز به عید باقی مانده است...
#خیریه_شهدای_محله_نوفللوشاتو
https://eitaa.com/joinchat/2042560616Ca1cad9977d
۱۹۹
۱۳:۵۶
ثبتنام دوره تابستانی «باران» آغاز شد.
تابستان امسال در باران، قرار است با هم یاد بگیریم، فکر کنیم، خلق کنیم و تجربههای تازهای را در کنار دوستانمان زندگی کنیم.
۱۸۶
۱۶:۰۴
قلمزن
#پرچمداران #میدان_احمدآباد در بین همهی قشنگیهای این مبعوثشدنِ حیرتانگیز ، یک آیین منحصربفرد به طور خاصی برایم دلبری میکند و بیش از همهچیز مرا متأثر کرده است و آن پرچمداری وسط میدان احمدآباد است، خلاقیتی که در مشهد شکل گرفت و بعد به تهران و شهرهای دیگر هم رسید. نزدیک به دوماه است که به طور شبانهروزی یک پرچم توسط اهالی این شهر در میدان احمدآباد، بیوقفه #ایستاده نگه داشته شده است، باید برای اینکه نیمساعت پرچم را نگه داری، نوبت بگیری و به این زودی هم نصیبت نمیشود، حتی نیمهشب!... داخل ربات نوبت گرفتن که میروی، هر نیمساعت یکی نوبت گرفته، شب تا صبح، صبح تا شب... و باید روزها منتظر بمانی تا نوبتت شود. آیین فوقالعادهایست و آنقدر جذاب که هر وقت از میدان عبور میکنی دلت میخواهد به پرچمدار وسط میدان ادای احترام کنی... گاهی یک نفر به تنهایی ایستاده و گاه یک زوج با هم پرچم را نگه داشتهاند و گاهی یک خانواده... اصلا قاب قشنگ اگر میخواهید، اصل جنس همینجاست! سرما و گرما هم ندارد، پرچم ایستاده، چون پرچمدار ایستاده، حتی پرچم را برای شستهشدن پایین نیاوردند که همانطور ایستاده یک وانت آمد و شست و رفت و پرچم استوار ماند. این پرچم بهغایت گرانبهاست، نور دارد، متبرک است، با وضو باید نگهش داشت، باید پارچهاش را به سر و صورت کشید، پرچمی که قریب دوماه است که بیوقفه در دست اهالی مبعوثشدهی این شهر بوده و راه نشانمان داده است...
ف. حاجی وثوق
@ghalamzann
#نوبت_قشنگ_پرچمداری
بالاخره نوبتم رسید بعد از مدت طولانی در انتظار ماندن... من هم زیر سایهی آن پرچم ایستادم در چهارراه احمدآباد، جایی که ۷۲ شبانه روز است مردم در شکل و شمایلهای متفاوت نگهش داشتهاند. حساب کن ببین ۷۲ شبانه روز هر نیمساعت یکی نگه داشته باشد، میشوند چندنفر... دودوتای سختی نیست، ۷۲ را باید ضرب در ۴۸ کنی، تازه غالب اوقات یکنفری پای پرچم نمیایستند که خانواده هستند، اصلا حساب و کتاب نکنیم چون فرشتگانی که آنجا تجمع میکنند در شمارش از قلم میافتند، اصلا مگر امور نورانی به حساب و کتاب میآیند؟!...
آن روز و آن ساعت قرار بود باران ببارد، تنها نرفتم، آقای همسر هم آمد کمک، باد شدید میوزید و باید دودستی پرچم را میچسبیدی و عجب ۳۰ دقیقهی قشنگی بود که دلت میخواست تمام نشود که دلت میخواست تمام حاجات عالم را زیر آن پرچم که سه چهار هزار بنده خوب خدا نگهش داشتهاند، بخواهی، چه نقطه عجیبی بود برای دعا کردن، برای حال خوب داشتن، برای پر شدن از احساس افتخار و حماسه و بغض و بغض...
همان ابتدا خادم پرچم آمد و گفت این اطراف هستم کمک خواستید خبرم کنید، زنی با دختر کوچکش برایمان شربت آورد، حاج آقایی با دوچرخه رسید و برایمان آب آورد و گفت کار هر روزم همین است، ماشینهایی که عبور میکردند، بوق میزدند و لایک میدادند و ایول میگفتند و بعضی عکس میگرفتند. یک مرد غیرایرانی هم آمد و با اشاره اجازه گرفت که با پرچم عکس بگیرد بعد هم از خودش فیلم گرفت و با زبان خودش برای مخاطبانش توضیح داد که اینجا کجاست و چه اتفاقی دارد میافتد.
آن ۳۰ دقیقه با سرعت برق و باد گذشت و نفر بعدی خودش را رساند! دلت میخواست زمان متوقف بماند و تو برای همیشه پرچمدار بمانی، پرچمدار حرکتی که قرار است به اذن خداوند به همین زودیها یک پرچم سبز را در دنیا بالا ببرد
ف. حاجی وثوق 
@ghalamzann
بالاخره نوبتم رسید بعد از مدت طولانی در انتظار ماندن... من هم زیر سایهی آن پرچم ایستادم در چهارراه احمدآباد، جایی که ۷۲ شبانه روز است مردم در شکل و شمایلهای متفاوت نگهش داشتهاند. حساب کن ببین ۷۲ شبانه روز هر نیمساعت یکی نگه داشته باشد، میشوند چندنفر... دودوتای سختی نیست، ۷۲ را باید ضرب در ۴۸ کنی، تازه غالب اوقات یکنفری پای پرچم نمیایستند که خانواده هستند، اصلا حساب و کتاب نکنیم چون فرشتگانی که آنجا تجمع میکنند در شمارش از قلم میافتند، اصلا مگر امور نورانی به حساب و کتاب میآیند؟!...
آن روز و آن ساعت قرار بود باران ببارد، تنها نرفتم، آقای همسر هم آمد کمک، باد شدید میوزید و باید دودستی پرچم را میچسبیدی و عجب ۳۰ دقیقهی قشنگی بود که دلت میخواست تمام نشود که دلت میخواست تمام حاجات عالم را زیر آن پرچم که سه چهار هزار بنده خوب خدا نگهش داشتهاند، بخواهی، چه نقطه عجیبی بود برای دعا کردن، برای حال خوب داشتن، برای پر شدن از احساس افتخار و حماسه و بغض و بغض...
همان ابتدا خادم پرچم آمد و گفت این اطراف هستم کمک خواستید خبرم کنید، زنی با دختر کوچکش برایمان شربت آورد، حاج آقایی با دوچرخه رسید و برایمان آب آورد و گفت کار هر روزم همین است، ماشینهایی که عبور میکردند، بوق میزدند و لایک میدادند و ایول میگفتند و بعضی عکس میگرفتند. یک مرد غیرایرانی هم آمد و با اشاره اجازه گرفت که با پرچم عکس بگیرد بعد هم از خودش فیلم گرفت و با زبان خودش برای مخاطبانش توضیح داد که اینجا کجاست و چه اتفاقی دارد میافتد.
آن ۳۰ دقیقه با سرعت برق و باد گذشت و نفر بعدی خودش را رساند! دلت میخواست زمان متوقف بماند و تو برای همیشه پرچمدار بمانی، پرچمدار حرکتی که قرار است به اذن خداوند به همین زودیها یک پرچم سبز را در دنیا بالا ببرد
@ghalamzann
۲۳۱
۶:۲۹
...
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانمتو میروی بهسلامت سلام ما برسانی...
...
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانمتو میروی بهسلامت سلام ما برسانی...
...
۱۸۰
۲۰:۳۴