#طرح_ملی_گفتمان_نخبگان_علوم_انسانی#گفتمان_ایران@GoftmanIran
۲.۶K
۱۸:۰۲
* این یادداشت در روزنامۀ فرهیختگان یکشنبه، سیزدهم اردیبهشت هزار و چهارصد و پنج، منتشر شده است.
#گفتمان_ایران@GoftmanIran
۲۰۰
۱۱:۰۸
* این یادداشت در روزنامۀ فرهیختگان یکشنبه، سیزدهم اردیبهشت هزار و چهارصد و پنج، منتشر شده است.
#گفتمان_ایران@GoftmanIran
۲۵۶
۱۱:۰۸
#گفتمان_ایران@GoftmanIran
۱۵۲
۹:۳۰
#گفتمان_ایران@GoftmanIran
۱۵۹
۹:۳۳
گفتمانِ ایران
تولد دوبارۀ ایران (بخش اول)
به قلم دکتر سید محمدحسین کاظمینی؛ عضو هیئت علمی گروه حقوق عمومی دانشگاه تهران
از سال 1175ش تا 1357ش ایران در یدِ قدرت دو دودمان «قاجار و پهلوی» در دو بُرش تاریخی یکصد و سی ساله و پنجاه و سه ساله از پادشاهی به پادشاه دیگر دست به دست شده بر این «دستانِ ناتوان»، «دردمند و رنجور» وقایع تلخ و حوادث ناخوشی را پشت سر گذاشته است. در جنگ اول ایران و روس( ۱۱۸۲ – ۱۱۹۱ ش) و جنگ دوم (۱۲۰۴ – ۱۲۰۶ ش) در زمان فتحعلی شاه سربازان ایرانی دوازده سال در نبرد بودند. برای سرزمین ایران، حفظ وطن و دفاع از ناموس و مردم خون و جان دادند اما در نهایت ایران با «شکستی تاریخی» مواجه شده حاکمان تن به «ننگی ماندگار» در قالب دو عهد نامه «گلستان و ترکمنچای» دادند.
نتیجه این دو «وهن نامه» جدایی مناطق قابل توجهی از قفقاز، گرجستان، ارمنستان، قرهباغ، داغستان و شیروان و نخجوان و شمال رود ارس بود. این داستان هنگامی تبدیل به یک سوگنامه می شود که تصویری از «فرار شاهزاگان از میدانِ جنگ» را به نمایش می گذارد. «حاکمان ناتوان و درمانده» در قبال «زیاده خواهی، مکر و سست پیمانی» حکومت های «روس، انگلستان و فرانسه» نه خود که سرزمین و مردم را قربانی می کنند. اگر در دوره فتحعلی شاه سلطه «نامحرمان و بیگانگان» بر سرزمین و مردمِ ایران آغاز شد در دوره ناصری با «حاتم بخشی های قجری!» همانند «پیمان آخال» و تسلط روس ها بر شرق دریای خزر، سمرقند و بخارا، «قرارداد پاریس» و واگذاری سرزمین های هرات، بلوچستان و مکران، ادامه یافت.
ناصرالدین شاه اما افزون بر بخشش زمین و سرزمین با بذل «نان و مال» بواسطه قراردادها و واگذاری امتیازات، «اقتصاد و معیشت» را نیز به مسلخ برد؛ «امتیاز رویتر(۱۲۵۰ش)، امتیاز لاتاری(۱۲۶۷ش) و امتیاز تنباکو (۱۲۷۰ ش)». «نقطه تاریکِ فاجعه بار» شاید «قحطی و نسل کشی» ایرانیان بین سالهای 1296ش تا 1298ش باشد. علیرغم اعلام بیطرفی در «جنگ جهانی اول» از سوی احمد شاه قاجار، ایران اشغال و صحنه رقابت و کشمکش روس و انگلستان می شود. حاصل این «وضعیت خودخواستهی» برخاسته از «جُبن و نالایقی»، شکل گیری «هولوکاستی ایرانی» بود. طبق برخی گزارش ها تعداد تلفات «ایرانیانِ بی طرف!» در قحطی جنگ جهانی اول برابری میکند با تعداد تلفات کل این جنگ!. در «جنگ جهانی دوم» نیز از سوی رضا خان میرپنج در سال 1320ش، ایران مجدد اعلام بی طرفی می کند اما بار دیگر «اشغال و قحطی» نصیبش می شود.
اگر رضا خان میرپنج را در سال 1304ش انگلیسی ها به اریکه قدرت نشاندند در اخراج ش از وطنِ خود! و جابجایی اش با محمدرضا در سال 1320ش امریکایی ها میاندار بودند. نکته قابل تأمل آنکه در این بردن و آوردن ها آنکه با دلی لرزان در پسِ زانو نشسته و سر در گریبان فرو برده و «نظاره گری سرخورده» است مردم اند. با تغییر قانون اساسی، پادشاهی و موروثی شدنی که مشروطه حاملش بود، تثبیت می شود و جز «پوسته ای بی مغز و قالبی تهی» از «مشروطیت و مجلس ملی» چیزی باقی نمی ماند.
اگر در دوره قاجار گاهی نبرد و مبارزه ای صورت میگرفت و دردمندانه از روی بی کفایتی سرزمینی واگذار می شد در این دوره با «واگذاری های بی نبرد»، «اهداهای خودسرانه» و «سکوت در برابر تهاجم و اشغال» روبرو هستیم. هدیه «مناطق شمال و جنوب اترک» به شوروی! و پیشکش «آرارات و کوه های آن» به ترکیه!. شاید اوج این «بی حمیتی و بی غیرتی» خود را در زمان پهلوی دوم در سال 1349ش و جدایی و واگذاری «بحرین» نشان داد. اسدالله علم در خاطرات خود درمورد واگذاری بحرین می نویسد: «گوینده رادیو ایران خبر جدایی بحرین را چنان با افتخار خواند که گویی هماکنون بحرین را فتح کردهایم!» و هنگامی که از هویدا درباره علت واگذاری بخشی از مملکت به اجانب سوال می شود در پاسخ می گوید: «بحرین دختر ما است، دختر بزرگ میشود، به خانه شوهر میرود!». البته اگر گاهی همچون کاشانی و مصدق هم زمینه ای فراهم می کردند تا ندایِ بازگشتِ ثروت ایران به صاحبانش فریاد زده شود با «ساده لوحی و خوش پنداری»، «بد عهدی و سرسپردگی» انجام و فرجامش در لحظه ای به هم میرسید.
در حدود یکصد و هشتاد سال با حکومت قاجار و پهلوی بیش از «دو میلیون پانصد هزار کیلومتر مربع» از سرزمین، فرهنگ، تاریخ و البته مردمان ایران جدا، واگذار و هدیه شده! و «انسانِ ایرانی» «زخمی و مجروح» بر بستر بیماری رها می شود. این بدان معناست که با «حاکمیتِ منهای سرزمین و مردم» به مثابه امری «بَدَلی و ساختگی» مواجهیم. این بدان معناست که قدرت نه در نسبت با سرزمین و مردم بلکه در پیوند با «اشخاص و امیال» و « اغیار و ناآشنایان» باز تعریف می شود و این بدان معناست که با «دولتِ کشته شده» و «ایرانِ بی جان» مواجهیم. #گفتمان_ایران @GoftmanIran
گفتوگوی بیواسطۀ نخبگان علوم انسانی ایران با مردم ایران
ارتباط با ما: @goftman_admin
@GoftmanIran
۱۷۱
۱۰:۰۲
بازارسال شده از کانال عمومی گفتمان نخبگان علوم انسانی
#دکتر_طالب_زاده#ابن_سینا#فلسفه_علم#جامعه_علمی#توماس_کوهن#علوم_انسانی#گفتمان_نخبگان_علوم_انسانی
۱
۱۵:۰۹
گفتمانِ ایران
️دکتر طالبزاده
️برخلاف تصور رایج، علم حاصل نبوغ فردیِ صرف نیست؛ بلکه در بستر «جامعه علمی» رشد میکند.
️ابن سینا در کتاب المباحثات شاگردان خود را به نقد، گفتوگو، همکاری و تحقیق مستقل فرامیخواند و تأکید میکند که حقیقت علمی از دلِ مشارکت و اجتهاد جمعی پدید میآید، نه از تقلید صرفِ مشهورات.
️نکتهای که قرنها بعد، توماس کوهن نیز در نظریه «جامعه علمی» و ساختار انقلابهای علمی با زبانی جدید صورتبندی کرد: علم در یک فرایند تاریخی، از طریق آموزش، نقد و تربیت نسلهای جدید دانشمندان تداوم مییابد.
️دانش، تنها مجموعهای از گزارهها نیست؛ بلکه میراثی زنده است که در بستر یک جامعه علمی شکل میگیرد و استمرار پیدا میکند. #دکتر_طالب_زاده #ابن_سینا #فلسفه_علم #جامعه_علمی #توماس_کوهن #علوم_انسانی #گفتمان_نخبگان_علوم_انسانی
@goftemanenokhbegan
www.goftman.ir
۱۴۵
۱۵:۱۳
#گفتمان_ایران🇮🇷
۱۰۸
۱۵:۰۱
گفتمانِ ایران
جنگِ مردم؛ دربارۀ پایگاه اجتماعی مقاومت ملی مردم ایران
به قلم جمعی از نویسندگان مجمع اساتید ضدامپریالیسم (AISC)
برگردان از تحریریۀ گفتمانِ ایران
مردم ایران همزمان با آغاز جنگ رمضان، هر شب در خیابانها بودهاند تا از جمهوری اسلامی ایران در برابر یورش امپریالیسم دفاع کنند. حضوری که از نظر آنها کارکردهای متعددی دارد؛ دفاع از تمامیت سرزمینی کشورشان، اعلام حمایت از دولتی که با رأی مردمی بر سر کار آمده، تا مبادا نظیر کودتای ژانویه 2026 (دی 1404) که با راهبری موساد و سیا در شهرهای بزرگ ایران پیاده شد، زمینه برای حادثهای دیگر از این دست فراهم شود. مردم ایران با وجود آنکه دربرابر عظیمترین قدرت امپریالیستی در تاریخ که مرتکب آن قبیل جنایات علیه مردم فلسطین شد، اما در شجاعت، حمیت و حراست از جمهوری اسلامی ایران از چیزی فروگذار نکردهاند. مقاومت مردم ایران در این سومین جنگ تحمیلی پس از انقلاب 1979 (1357) در حقیقت نماد پایداری از پای درنیامدنی و اتحاد ملی آنان است. پایداری و اتحادی که توأمان ریشه در تاریخ ایران و الهیات آزادیبخش شیعی دارد.
در سه ربعقرن اخیر، ایران همواره در معرض حملات بیوقفه و بیرحمانه از سوی ایالات متحده بوده است. چنان که در سال 1953 (1332) ایالات متحده و بریتانیا، با همدستی یکدیگر دولت قانونی محمد مصدق را که صنعت نفت و گاز ایران را ملّی اعلام کرده بود، در کودتایی از میان برداشتند. و از آن زمان دورهای از حکومت مستبدانه محمدرضا پهلوی آغاز شد که در یک نمونه با حمایت دستگاههای امنیتی نظیر سیا و موساد و افبیآی، نهاد امنیتی بیرحم و سفاک ساواک را در ایران راهاندازی کرد که کارش بازداشت، شکنجه و حذف مخالفان رژیم پهلوی بود.
در این دوره پهلوی با اتکا به افزایش چشمگیر فروش نفت ایران، مسیر توسعهای نامتوازن و نفتزده را در پیش گرفت که باعث شد ایران خوداتکاییاش در تأمین محصولات کشاورزی و امنیت غذایی را از دست بدهد و با اتلاف سرسامآور ذخایر ملی ایران، اقتصاد این کشور با فقر چشمگیری از نظر منابع مواجه شود. همین هم شد که در اواخر دهۀ 50 شمسی موج گستردۀ اعتصاب کارگران و کسبۀ ایرانی به اوج خود رسید و در نهایت مردم توانستند در فوریه 1979 انقلاب ایران را به پیروزی برسانند و دودمان پهلوی را کنار بزنند.
از همان زمان هم بود که اقدامات ضدایرانی ایالات متحده علیه مقاومت ملت ایران شدت گرفت. آمریکاییها چه در زمان جنگ هشت سالۀ صدام علیه ایران و چه پس از آن با حمایت از ترور چهرههای سیاسی و علمی ایران و نیز جنگ اقتصادی از طریق وضع شدیدترین تحریمهای اقتصادی تاریخ بشر علیه ایران، سعی کردهاند این مقاومت مردم ایران را از پا در بیاورند. که البته حاصلی هم نداشت و دست آخر در جنگ دوازده روزۀ ژوئن 2025 ناگزیر به مداخلۀ نظامی مستقیم علیه ایران شدند و پس از آن نیز مجدداً در فوریه 2026 به ایران حمله کردند.
از آن سو کشورهای عربی همسایۀ ایران در جنوب خلیج فارس نیز در طی این سالها همسو با محور امپریالیستی ایالات متحده، سعی در از پا درآوردن ایران داشتهاند. چنان که تنها در یک نمونه تأسیسات بارورسازی ابرها در مرکز تحقیقات اقلیمی امارات متحدۀ عربی، در دو دهۀ گذشته باعث شده بود مسیر ابرهای بارانزا از سمت شمال به جنوب خلیج فارس تغییر جهت پیدا کند، مگر به اینواسطه آبوهوای خشک و بیابانی امارات و دیگر همسایگان شیخنشینش معتدلتر شود. برای همین هم بود که پس از هدف قرار گرفتن مرکز تحقیقات اقلیمی امارات و تأسیسات آمریکایی مستقر در آن، شاهد افزایش قابل توجه بارشها در ایران و عراق بودیم.
اما ایران و مردمش، با وجود همۀ این دشمنیها و کارشکنیها، نه تنها توانستهاند در برابر امپریالیسم جهانی و در رأس آن ایالات متحده دوام بیاورند، که حتی به مؤفقیتهای چشمگیری نیز در این رویارویی دست یافتهاند. ایران در سالهای پس از انقلاب رشد علمی شگفتانگیزی را تجربه کرد که شبیه به معجزه میمانست. رشدی که تنها در نمونههایی از آن با سوادآموزی بیش از 80 درصدی جمعیت ایران و یا افزایش تصاعدی سهم زنان ایرانی از تحصیل و تدریس در آموزش عالی همراه بود.
نکتۀ مهمی که در این مقاومت مردم ایران قابل توجه است، نسبتی است که این مقاومت با سایر مردم ستمدیده از امپریالیسم برای خود قائل است. چنان که در همین جنگ اخیر مردم دنیا دیدند چطور کلیپهای لگویی ساخت جوانان ایرانی علاوه بر مقاومت مردم خود از قربانیان هیروشیما گرفته تا ابوغریب و جزیرۀ اپستین یاد میکردند. این برخورد شورانگیز و شجاعانۀ در حقیقت ریشه در ارزشهایی دارد که جامعۀ ایرانی برای خود تعریف کرده است. ارزشهایی که باعث شده خود مردم در این جنگ با تجمعات شبانهشان پای کار جنگ بیایند و به نظام ایران و سیاستهایی که اتخاذ میکند جهت بدهند. #گفتمان_ایران
@GoftmanIran
#دربارهٔ_ما_چه_میگویند
محور مقاومت و راهبرد وحدت ساحات
" />
به قلم جمعی از نویسندگان مجمع اساتید ضد امپریالیسم (AISC)
برگردان از تحریریهٔ گفتمان ایران
جمهوری اسلامی ایران بهتنهایی با امپریالیست-صهیونیستها مواجه نیست. «جنگ رمضان» از طریق راهبرد «وحدت ساحات» در ایران، عراق، لبنان، یمن، فلسطین و سوریه پیش برده شد. در مجموع، نیروهای مقاومت در قالب این ائتلاف ایران را با حزبالله در لبنان، نیروهای حشد الشعبی در عراق، جنبش انصارالله در یمن و نیروهای مقاومت فلسطینی پیوند میدهند؛ و این محور اکنون گسترش یافته و گروههای جدیدی از مقاومت در سوریه را نیز شامل میشود، از جمله تیپ «الکرار» در منطقه شام که اعلام کرده است علیه نیروهای اشغالگر اسرائیلی در جنوب سوریه جهاد میکند (MintPress News, 2026).
اصل سازماندهنده «محور مقاومت» با عنوان «وحدت ساحات» شناخته میشود که شاید دقیقتر آن باشد که امروز از آن با عنوان «وحدت جبههها» یاد شود. این چارچوب، نیروهای مقاومت را فراتر از مرزهای ملی و در یک میدان نبرد منطقهای گسترده علیه دشمن مشترک، یعنی امپریالیسم آمریکا-صهیونیسم، به یکدیگر پیوند میدهد. بر اساس این منطق، هرگاه موجودیت صهیونیستی غزه را بمباران میکند، حزبالله در شمال فلسطین اشغالی وارد عمل شده و موجب فرار شهرکنشینان میشود. هرگاه ایالات متحده به ایران حمله کند، گروههای شبهنظامی عراقی پایگاههای آمریکا را در سوریه و اردن هدف قرار میدهند. و هرگاه موجودیت صهیونیستی محاصرهای شدیدتر و مرگبارتر بر غزه اعمال میکند، یمن در دریای سرخ علیه «اسرائیل» محاصره برقرار میکند.
بنابراین، «محور مقاومت» نهتنها تلاشهای نیروهای امپریالیستی برای تجزیه و تکهتکه کردن منطقه را خنثی کرده، بلکه تاکتیکهای نیروهای مقاومت منطقهای را در قالب یک جنگ هماهنگ چندجبههای، در نتیجه یک فرایند تاریخی دیالکتیکی که با «طوفان الاقصی» شتاب گرفت، دگرگون ساخته است. پاسخ نسلکشانه رژیم صهیونیستی به «طوفان الاقصی» بهسرعت به ورود حزبالله به میدان نبرد تحت فرماندهی فرمانده محور مقاومت و شهید سید حسن نصرالله انجامید و پس از آن، مشارکت حیاتی جنبش انصارالله در دریای سرخ شکل گرفت (Ghasemi Tari, 2025).
تداوم تجاوزات نسلکشانه صهیونیستی-امپریالیستی علیه فلسطین و منطقه، و همچنین هدف قرار دادن مستقیم ایران در ژوئن ۲۰۲۵، به جنگی ضد امپریالیستی انجامید که همچنان در حال گسترش است؛ جنگی که نقشه ژئوپلیتیکی منطقه و جهان را دگرگون کرده و امکانهای سیاسی جدیدی از جمله استعمارزدایی را ایجاد کرده است. همانگونه که رهبر شهید، آیتالله علی خامنهای، وعده داده بود، هرگونه حمله به ایران به جنگی گستردهتر و ضد امپریالیستی در منطقه منجر خواهد شد. با توجه به جایگاه مرکزی این منطقه در اقتصاد جهانی، این جنگ ضد امپریالیستی بیتردید ماهیتی جهانی یافته است.
#گفتمان_ایران@GoftmanIran
گفتوگوی بیواسطۀ نخبگان علوم انسانی ایران با مردم ایران 
ارتباط با ما: @goftman_admin
محور مقاومت و راهبرد وحدت ساحات
برگردان از تحریریهٔ گفتمان ایران
#گفتمان_ایران@GoftmanIran
۱۰۲
۵:۳۵