زینب شریعت شریعتی بود
حسین قدیانی: دست نگه داشتم این متن را در همچین شب فرخندهای بنویسم. به نظرم شریعتی را با کینهی بیشتری میزنند، چون آن سطوری که دکتر شریعتی برای خانم زینب نوشت، هنوز دارد آزارشان میدهد. دقیقاً نکته سر همین است و فرق جلال و شریعتی هم در همین است. شریعتی میتوانست مثل اغلب همقطارانش هیچ کاری با عمهی سادات نداشته باشد ولی دکتر همهی هنرش را در خدمت زینب گذاشت و چه زیبا هم. در نظر شریعتی آنچه باعث شد قیام حسین در کوچهپسکوچههای تاریخ گم نشود، فقط و فقط زینب بود. دکتر علی شریعتی البته کاری با کم و کیف حجاب حضرت زینب نداشت، مسئلهی شریعتی این بود که قهرمان قیام کربلا یک زن است و آن زن زینب است. در این سالیان سه ضلع دارند شریعتی را میزنند. ضلع اول پهلویستها و سلطنتطلبها. ضلع دوم متحجرها و طیفی از عمال و عشاق مرحوم مصباح. ضلع سوم امثال غنینژاد. این هر سه به نوعی زورشان گرفته که چرا شریعتی اینقدر زیبا و همزمان حماسی و البته ماندگار خانم زینب را ستایش کرده است. شریعتی نه با تحکم گشت ارشاد که با منبر حسینیهی ارشاد حضرت زینب را قهرمان شاهنامهی کربلا کرد و دم دکتر گرم. اینجا کاری که شریعتی کرد، حتی از مطهری و طالقانی و بهشتی و خامنهای هم ساخته نبود. آدمی خوب است واقعیت را بگوید. شریعتی یکتنه کاری کرد که حتی اسم زینب افتخار باشد. در عصری که بیشتر الگوها چپ بودند، شریعتی پرچم حضرت زینب را بالا برد و به او لقب داد: رسول امین برادر. آری زینب برای شریعتی در حکم یک پیامبر بود. پیامبری که معجزهاش زبانش بود. من با شنیدن اسم شریعتی قبل از هر چیزی و هر کسی یاد عقیلهی بنیهاشم میافتم. کاری که حوزه با آن همه روحانی نتوانست برای زینب بکند، شریعتی با کراوات کرد. شریعتی زینب را از حاشیهی نهضت حسینی به متن تاریخ آورد و نه عجب که حتی قبر منور شریعتی هم در جوار حرم خانم حضرت زینب است. خطبهای که شریعتی برای زینب خواند، تیر خلاصی بود بر پیکر پهلوی. پهلوی نقشه داشت از زن ایرانی چیز دیگری بسازد ولی شریعتی وقتی که زینب را همپای حسین بالا برد، بزرگترین خدمت را کرد به انقلاب اسلامی. شریعتی گشت ارشاد راه نینداخت لیکن با همان حسینیهی ارشاد بسیاری از زنان و دختران را محجبه کرد و اساساً به حجاب کلاس و شخصیت داد. کاش از زینب و از زن و از حجاب بیکلاس دفاع نکنیم و با امثال علمالهدی زحمت مقدس شریعتی را ضایع نکنیم. امشب میتوانستم از زینب بنویسم ولی دیدم رسم مروت و فتوت این است که قلم را خرج شریعتی کنم. روشنفکری که به راه و رسم زینب تعهد داشت. روحش شاد.
۲۳ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
حسین قدیانی: دست نگه داشتم این متن را در همچین شب فرخندهای بنویسم. به نظرم شریعتی را با کینهی بیشتری میزنند، چون آن سطوری که دکتر شریعتی برای خانم زینب نوشت، هنوز دارد آزارشان میدهد. دقیقاً نکته سر همین است و فرق جلال و شریعتی هم در همین است. شریعتی میتوانست مثل اغلب همقطارانش هیچ کاری با عمهی سادات نداشته باشد ولی دکتر همهی هنرش را در خدمت زینب گذاشت و چه زیبا هم. در نظر شریعتی آنچه باعث شد قیام حسین در کوچهپسکوچههای تاریخ گم نشود، فقط و فقط زینب بود. دکتر علی شریعتی البته کاری با کم و کیف حجاب حضرت زینب نداشت، مسئلهی شریعتی این بود که قهرمان قیام کربلا یک زن است و آن زن زینب است. در این سالیان سه ضلع دارند شریعتی را میزنند. ضلع اول پهلویستها و سلطنتطلبها. ضلع دوم متحجرها و طیفی از عمال و عشاق مرحوم مصباح. ضلع سوم امثال غنینژاد. این هر سه به نوعی زورشان گرفته که چرا شریعتی اینقدر زیبا و همزمان حماسی و البته ماندگار خانم زینب را ستایش کرده است. شریعتی نه با تحکم گشت ارشاد که با منبر حسینیهی ارشاد حضرت زینب را قهرمان شاهنامهی کربلا کرد و دم دکتر گرم. اینجا کاری که شریعتی کرد، حتی از مطهری و طالقانی و بهشتی و خامنهای هم ساخته نبود. آدمی خوب است واقعیت را بگوید. شریعتی یکتنه کاری کرد که حتی اسم زینب افتخار باشد. در عصری که بیشتر الگوها چپ بودند، شریعتی پرچم حضرت زینب را بالا برد و به او لقب داد: رسول امین برادر. آری زینب برای شریعتی در حکم یک پیامبر بود. پیامبری که معجزهاش زبانش بود. من با شنیدن اسم شریعتی قبل از هر چیزی و هر کسی یاد عقیلهی بنیهاشم میافتم. کاری که حوزه با آن همه روحانی نتوانست برای زینب بکند، شریعتی با کراوات کرد. شریعتی زینب را از حاشیهی نهضت حسینی به متن تاریخ آورد و نه عجب که حتی قبر منور شریعتی هم در جوار حرم خانم حضرت زینب است. خطبهای که شریعتی برای زینب خواند، تیر خلاصی بود بر پیکر پهلوی. پهلوی نقشه داشت از زن ایرانی چیز دیگری بسازد ولی شریعتی وقتی که زینب را همپای حسین بالا برد، بزرگترین خدمت را کرد به انقلاب اسلامی. شریعتی گشت ارشاد راه نینداخت لیکن با همان حسینیهی ارشاد بسیاری از زنان و دختران را محجبه کرد و اساساً به حجاب کلاس و شخصیت داد. کاش از زینب و از زن و از حجاب بیکلاس دفاع نکنیم و با امثال علمالهدی زحمت مقدس شریعتی را ضایع نکنیم. امشب میتوانستم از زینب بنویسم ولی دیدم رسم مروت و فتوت این است که قلم را خرج شریعتی کنم. روشنفکری که به راه و رسم زینب تعهد داشت. روحش شاد.
۲۳ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
۱.۱K
۱۷:۰۱
حزباللهیها
حسین قدیانی: دورادور خانم زینب ابوطالبی را میشناسم. برنامههایشان را هم میدیدم. نامردی است ایشان را فقط به فلان جملهی کذا قضاوت کنیم. در برنامهی زنده آدمی گاه چیزی میگوید که به آن چندان اعتقادی هم ندارد. حرف خانم ابوطالبی اساساً این نیست که هر کس حزباللهی نیست، از ایران برود. به نظرم منظور ایشان این است که ما وقتی در هر کشوری زندگی میکنیم، باید به قوانین و مقررات آن کشور هم احترام بگذاریم. برای من زینب ابوطالبی با عشق بیحد ایشان به شهدا تعریف میشود. ایشان شناخت خوبی از شهدا دارند و شهدا حتماً اهل مخلصسازی نبودند، با اینکه خود مخلص بودند. گاهی میبینم ایشان را جوری میزنند کأنه دارند یک سوپرانقلابی را میزنند. زینب ابوطالبی به این معنی اصلاً اهل سیاست نیست. همهی هم و غم ایشان شناخت بیشتر از شهداست. اینکه با مادر یک شهید یا همسر یک شهید گپ و گفتی داشته باشد. از اخلاق به دور است که وقتی نام خانم ابوطالبی را میشنویم، فقط یاد جملهی کذا بیفتیم. این خانم بسیاری از ما را با زندگی شهدا و خانوادهشان آشناتر کرده و این به باور من حق نمک میآورد. زینب ابوطالبی نه سمپات احزاب سیاسی که عاشق و دلدادهی دکتر مصطفی چمران است. دیوانهی آوینی است و مجنون همت است. من لجم میگیرد وقتی میبینم جامعه دارد ایشان را به نادرستی داوری میکند. معالاسف شماری از رسانههای دوم خردادی در این باره به نامردی مشی میکنند. گویی در همهی تجمعات علیه آقایان روحانی و ظریف شعار داده میشود. خب این جوری نیست. در روزهای گذشته شماری از سوپرانقلابیها از در تمسخر آقای خاتمی وارد شدند و باز بنا کردند تحلیلهای نخنما که خاتمی در آسانسور میخواسته فلان کد را به دشمن بدهد. خوب میدانم که همهی حزباللهیها این شکلی نیستند و اتفاقاً برای حزباللهیهای کاردرست هیچ چیز مهمتر از اخلاق نیست. زینب ابوطالبی و بسیار دیگر از خواهران و برادران حزباللهی ابداً این نگاه را ندارند که مملکت فقط متعلق به یک قشر خاص است. برعکس. نگاه این عزیزان این است که عنصر حزباللهی بیش از حق باید به تکلیف فکر کند و به وظیفه و به اینکه حزباللهیها از هر حزبی بیشتر باید خادم مردم باشند. کاش با کارهای عاری از اخلاق صدمه نزنیم به این نگاه. عنصر حزباللهی در مکتب شهدا این را آموخته که اگر برای مردم حتی حمالی کند، این بزرگترین افتخار است. برای حزباللهیها ملت همان جایگاه ولایت را دارد. مثل تقدس همزمان اسلام و ایران. اگر از دروغبستن به مهساهای زن زندگی آزادی ناراحتیم، به زینبهای حزباللهی هم کاش دروغ نبندیم.
۲۳ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
حسین قدیانی: دورادور خانم زینب ابوطالبی را میشناسم. برنامههایشان را هم میدیدم. نامردی است ایشان را فقط به فلان جملهی کذا قضاوت کنیم. در برنامهی زنده آدمی گاه چیزی میگوید که به آن چندان اعتقادی هم ندارد. حرف خانم ابوطالبی اساساً این نیست که هر کس حزباللهی نیست، از ایران برود. به نظرم منظور ایشان این است که ما وقتی در هر کشوری زندگی میکنیم، باید به قوانین و مقررات آن کشور هم احترام بگذاریم. برای من زینب ابوطالبی با عشق بیحد ایشان به شهدا تعریف میشود. ایشان شناخت خوبی از شهدا دارند و شهدا حتماً اهل مخلصسازی نبودند، با اینکه خود مخلص بودند. گاهی میبینم ایشان را جوری میزنند کأنه دارند یک سوپرانقلابی را میزنند. زینب ابوطالبی به این معنی اصلاً اهل سیاست نیست. همهی هم و غم ایشان شناخت بیشتر از شهداست. اینکه با مادر یک شهید یا همسر یک شهید گپ و گفتی داشته باشد. از اخلاق به دور است که وقتی نام خانم ابوطالبی را میشنویم، فقط یاد جملهی کذا بیفتیم. این خانم بسیاری از ما را با زندگی شهدا و خانوادهشان آشناتر کرده و این به باور من حق نمک میآورد. زینب ابوطالبی نه سمپات احزاب سیاسی که عاشق و دلدادهی دکتر مصطفی چمران است. دیوانهی آوینی است و مجنون همت است. من لجم میگیرد وقتی میبینم جامعه دارد ایشان را به نادرستی داوری میکند. معالاسف شماری از رسانههای دوم خردادی در این باره به نامردی مشی میکنند. گویی در همهی تجمعات علیه آقایان روحانی و ظریف شعار داده میشود. خب این جوری نیست. در روزهای گذشته شماری از سوپرانقلابیها از در تمسخر آقای خاتمی وارد شدند و باز بنا کردند تحلیلهای نخنما که خاتمی در آسانسور میخواسته فلان کد را به دشمن بدهد. خوب میدانم که همهی حزباللهیها این شکلی نیستند و اتفاقاً برای حزباللهیهای کاردرست هیچ چیز مهمتر از اخلاق نیست. زینب ابوطالبی و بسیار دیگر از خواهران و برادران حزباللهی ابداً این نگاه را ندارند که مملکت فقط متعلق به یک قشر خاص است. برعکس. نگاه این عزیزان این است که عنصر حزباللهی بیش از حق باید به تکلیف فکر کند و به وظیفه و به اینکه حزباللهیها از هر حزبی بیشتر باید خادم مردم باشند. کاش با کارهای عاری از اخلاق صدمه نزنیم به این نگاه. عنصر حزباللهی در مکتب شهدا این را آموخته که اگر برای مردم حتی حمالی کند، این بزرگترین افتخار است. برای حزباللهیها ملت همان جایگاه ولایت را دارد. مثل تقدس همزمان اسلام و ایران. اگر از دروغبستن به مهساهای زن زندگی آزادی ناراحتیم، به زینبهای حزباللهی هم کاش دروغ نبندیم.
۲۳ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
۱.۲K
۱۸:۵۳
فردای تمسخر خاتمی
حسین قدیانی: کم نیستند کسانی که از من میپرسند چرا این همه در مطالبت به جماعتی از انقلابیها گیر میدهی. شاید حتی فکر میکنند من سَر و سِری با اصلاحطلبها دارم که خدایی چنین نیست. بگذارید روشن بنویسم: من به سوپرانقلابیها گیر میدهم، چون انقلاب اسلامی را دوست میدارم و معتقدم سبک و سیاق سیاستورزی سوپرانقلابیها بسیار به ضرر انقلاب است. تمام نکته همین است. من از قضا چون خامنهای را دوست میدارم، عقیده دارم که رفتار و گفتار سوپرانقلابیها دقیقاً دارد به ضرر حضرت آقای شهید ما تمام میشود. به ضرر مطهری تمام میشود. به ضرر طالقانی تمام میشود. به ضرر بهشتی تمام میشود. به ضرر چمران و آوینی و صیاد تمام میشود. در همین روزهای گذشته چقدر تهمت زده شد به سیدمحمد خاتمی. علناً به ایشان میگویند پلنگ صورتی. رسماً دارند میگویند که خاتمی در حال دادن کد حمله به دشمن است. کار تمسخر خاتمی را به چنان فاجعهای کشاندهاند که مدعی هستند آقای خاتمی پایش طوری نشده و فقط دارد فیلم بازی میکند. به پیر و به پیغمبر این جماعت دارند به خاتمی ضربه نمیزنند بلکه دارند آبروی رهبر را میبرند و دارند آبروی حزباللهیها را میبرند و دارند آبروی شهدای شرق ابوالخصیب را میبرند. به خداوندی خدا اگر بعدها معلوم شد که شماری از این سوپرانقلابیها جاسوس رسمی دشمن هستند، من هیچ تعجب نمیکنم. سیدمحمد خاتمی هنوز هم بین بسیاری از مردم ایران آدم محترمی است. ما وقتی خاتمی را مسخره میکنیم و وقتی ظریف را و وقتی روحانی را، داریم مجوز تمسخر خامنهای را به جماعتی از مردم میدهیم. این آیا خدمت به رهبر شهید یا رهبر جدید است؟ حضرت آقا آیا این شکلی سیاستورزی میکرد؟ رهبر فرزانهی ما حتی در مواجهه با امثال مصدق و امثال بازرگان هم نماد اخلاق و احترام و ادب بود. به خدا این دادگاه خیابانی که چند روز پیش تحت عنوان محاکمهی روحانی برگزار شد، وهن انقلاب و وهن رهبر انقلاب است. چرا کسی به این جماعت لجباز لجدار کجاندیش چیزی نمیگوید؟ چرا قوهی قضائیه حساس نیست؟ اگر برای عباس آخوندی مشکلی پیش میآمد، چی؟ فتنه نمیشد؟ تا ما حرمت خاتمی را حفظ نکنیم، احترام خامنهای حفظ نمیشود. من به سوپرانقلابیها حساسم، چون دارند به انقلاب ضربه میزنند. ما با زمزمهی آسمانی «فضای جبههی حق شورشی افکنده در جانم» حزباللهی شدیم. با کلمه به کلمهی روایت فتح آوینی. بعد بیاییم و از آن فضای نورانی برسیم به اینجا که به خاتمی بگوییم پلنگ صورتی؟ خیال هم کنیم داریم به خامنهای خدمت میکنیم! خداوند از دلها آگاه است...
۲۴ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
حسین قدیانی: کم نیستند کسانی که از من میپرسند چرا این همه در مطالبت به جماعتی از انقلابیها گیر میدهی. شاید حتی فکر میکنند من سَر و سِری با اصلاحطلبها دارم که خدایی چنین نیست. بگذارید روشن بنویسم: من به سوپرانقلابیها گیر میدهم، چون انقلاب اسلامی را دوست میدارم و معتقدم سبک و سیاق سیاستورزی سوپرانقلابیها بسیار به ضرر انقلاب است. تمام نکته همین است. من از قضا چون خامنهای را دوست میدارم، عقیده دارم که رفتار و گفتار سوپرانقلابیها دقیقاً دارد به ضرر حضرت آقای شهید ما تمام میشود. به ضرر مطهری تمام میشود. به ضرر طالقانی تمام میشود. به ضرر بهشتی تمام میشود. به ضرر چمران و آوینی و صیاد تمام میشود. در همین روزهای گذشته چقدر تهمت زده شد به سیدمحمد خاتمی. علناً به ایشان میگویند پلنگ صورتی. رسماً دارند میگویند که خاتمی در حال دادن کد حمله به دشمن است. کار تمسخر خاتمی را به چنان فاجعهای کشاندهاند که مدعی هستند آقای خاتمی پایش طوری نشده و فقط دارد فیلم بازی میکند. به پیر و به پیغمبر این جماعت دارند به خاتمی ضربه نمیزنند بلکه دارند آبروی رهبر را میبرند و دارند آبروی حزباللهیها را میبرند و دارند آبروی شهدای شرق ابوالخصیب را میبرند. به خداوندی خدا اگر بعدها معلوم شد که شماری از این سوپرانقلابیها جاسوس رسمی دشمن هستند، من هیچ تعجب نمیکنم. سیدمحمد خاتمی هنوز هم بین بسیاری از مردم ایران آدم محترمی است. ما وقتی خاتمی را مسخره میکنیم و وقتی ظریف را و وقتی روحانی را، داریم مجوز تمسخر خامنهای را به جماعتی از مردم میدهیم. این آیا خدمت به رهبر شهید یا رهبر جدید است؟ حضرت آقا آیا این شکلی سیاستورزی میکرد؟ رهبر فرزانهی ما حتی در مواجهه با امثال مصدق و امثال بازرگان هم نماد اخلاق و احترام و ادب بود. به خدا این دادگاه خیابانی که چند روز پیش تحت عنوان محاکمهی روحانی برگزار شد، وهن انقلاب و وهن رهبر انقلاب است. چرا کسی به این جماعت لجباز لجدار کجاندیش چیزی نمیگوید؟ چرا قوهی قضائیه حساس نیست؟ اگر برای عباس آخوندی مشکلی پیش میآمد، چی؟ فتنه نمیشد؟ تا ما حرمت خاتمی را حفظ نکنیم، احترام خامنهای حفظ نمیشود. من به سوپرانقلابیها حساسم، چون دارند به انقلاب ضربه میزنند. ما با زمزمهی آسمانی «فضای جبههی حق شورشی افکنده در جانم» حزباللهی شدیم. با کلمه به کلمهی روایت فتح آوینی. بعد بیاییم و از آن فضای نورانی برسیم به اینجا که به خاتمی بگوییم پلنگ صورتی؟ خیال هم کنیم داریم به خامنهای خدمت میکنیم! خداوند از دلها آگاه است...
۲۴ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
۱.۷K
۷:۵۰
به وقت کدام ایران؟
حسین قدیانی: داشتم شوخی میلان کوندرا را میخواندم که برادرم حسن زنگ زد بزن شش کرباسچی آمده به وقت ایران. دیدم یک پیامک هم دارم به همین منوال. خب من TV ندارم. با گوشی نگاه کردم و راستش افسوس خوردم که چرا وقتم را پای صدا و سیمای جمهوری اسلامی هدر دادم. به وضوح کرباسچی آماده نبود برای مناظره. فقط آمده بود در جواب های آن سه نفر، هوی بگوید. هی آنها بگویند ما زدیم پدر یانکیها را درآوردیم و هی کرباسچی بگوید که آخر کجای زور ما به امریکا میرسد. یک مشت حرفهای قهوهخانهای. تأسف خوردم حقیقتاً که چرا شوخی کوندرا را ولو برای یک ساعت گذاشتم کنار. چی گیر آدم میآید از این قبیل مناظرهها؟ وضع صدا و سیما وخیم است و در این وخامت هیچ فرقی نمیکند آنکه به TV دعوت شده، غلامحسین کرباسچی باشد یا حسین شریعتمداری. ملیح آنکه یکی از مجریها هم عاقبت همین حرف من را زد که این مناظره بینتیجه است. حیف وقت. واقعاً حیف وقت. کرباسچی هیچ ایدهی بکری نداشت الا آنکه یک مشت حرف تکراری بزند که چرا موسوی در حصر است یا چرا تاجزاده در حبس. آری ایشان نمایش ضعیفی داشت ولی مگر آن سه نفر نمایش خوبی داشتند؟ اساساً مناظرهی سه نفر به یک نفر یعنی چه؟ این رسانه است یا بولتن سوپرانقلابیها؟ من در پیج شخصی خودم میتوانم ادعا کنم امریکا حریف قلم مرتضی آوینی نمیشود ولی در صدا و سیمای مملکت و با این وضع اقتصاد کمتر شعار بدهیم، بهتر نیست؟ اشتباه بزرگ TV این است که توهم زده مردم همین حزباللهیهای تجمعات شبانهاند. به زعم اکثریت مردم نه پدر ترامپ که پدر همین مردم ایران درآمده. شکی نیست امریکا در جنگ ضربات مهمی از ما خورده ولی نه تا آن حد که مدعی شویم ما پدر امریکا را درآوردهایم. ما هم کم هزینه ندادهایم در جنگ. تز صدا و سیما این است که دلخوشکنک حزباللهیها باشد و خب راستش نمیتوان چنین چیزی را رسانهی ملی نام نهاد. مگر حزباللهیها همهی ملتند؟ و مگر نماد وطنپرستی پرچمگردانی در میادین است؟ آن دخترک بیحجابی هم که در پیادهرو کریمخان بساط کرده و دارد امرار معاش میکند، عرق وطن دارد. صدا و سیما ناله است، چون کیهان ناله است. پیر و خسته. من اصلاً مجریهای برنامهی به وقت ایران را اهل و اهلی رسانه نمیدانم. اگر جماعت رسانه حالیشان میشد، اینقدرش را میفهمیدند که نباید سه نفری بریزند روی سر کرباسچی ناآماده. صدا و سیما آدم را بیکلاس میکند و ورژن دیگری از ایراناینترنشنال است. مردم باید خودشان به این نتیجه برسند که ایران پدر امریکا را درآورده و الا تو هی شعار بده در تلویزیون.
۲۴ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
حسین قدیانی: داشتم شوخی میلان کوندرا را میخواندم که برادرم حسن زنگ زد بزن شش کرباسچی آمده به وقت ایران. دیدم یک پیامک هم دارم به همین منوال. خب من TV ندارم. با گوشی نگاه کردم و راستش افسوس خوردم که چرا وقتم را پای صدا و سیمای جمهوری اسلامی هدر دادم. به وضوح کرباسچی آماده نبود برای مناظره. فقط آمده بود در جواب های آن سه نفر، هوی بگوید. هی آنها بگویند ما زدیم پدر یانکیها را درآوردیم و هی کرباسچی بگوید که آخر کجای زور ما به امریکا میرسد. یک مشت حرفهای قهوهخانهای. تأسف خوردم حقیقتاً که چرا شوخی کوندرا را ولو برای یک ساعت گذاشتم کنار. چی گیر آدم میآید از این قبیل مناظرهها؟ وضع صدا و سیما وخیم است و در این وخامت هیچ فرقی نمیکند آنکه به TV دعوت شده، غلامحسین کرباسچی باشد یا حسین شریعتمداری. ملیح آنکه یکی از مجریها هم عاقبت همین حرف من را زد که این مناظره بینتیجه است. حیف وقت. واقعاً حیف وقت. کرباسچی هیچ ایدهی بکری نداشت الا آنکه یک مشت حرف تکراری بزند که چرا موسوی در حصر است یا چرا تاجزاده در حبس. آری ایشان نمایش ضعیفی داشت ولی مگر آن سه نفر نمایش خوبی داشتند؟ اساساً مناظرهی سه نفر به یک نفر یعنی چه؟ این رسانه است یا بولتن سوپرانقلابیها؟ من در پیج شخصی خودم میتوانم ادعا کنم امریکا حریف قلم مرتضی آوینی نمیشود ولی در صدا و سیمای مملکت و با این وضع اقتصاد کمتر شعار بدهیم، بهتر نیست؟ اشتباه بزرگ TV این است که توهم زده مردم همین حزباللهیهای تجمعات شبانهاند. به زعم اکثریت مردم نه پدر ترامپ که پدر همین مردم ایران درآمده. شکی نیست امریکا در جنگ ضربات مهمی از ما خورده ولی نه تا آن حد که مدعی شویم ما پدر امریکا را درآوردهایم. ما هم کم هزینه ندادهایم در جنگ. تز صدا و سیما این است که دلخوشکنک حزباللهیها باشد و خب راستش نمیتوان چنین چیزی را رسانهی ملی نام نهاد. مگر حزباللهیها همهی ملتند؟ و مگر نماد وطنپرستی پرچمگردانی در میادین است؟ آن دخترک بیحجابی هم که در پیادهرو کریمخان بساط کرده و دارد امرار معاش میکند، عرق وطن دارد. صدا و سیما ناله است، چون کیهان ناله است. پیر و خسته. من اصلاً مجریهای برنامهی به وقت ایران را اهل و اهلی رسانه نمیدانم. اگر جماعت رسانه حالیشان میشد، اینقدرش را میفهمیدند که نباید سه نفری بریزند روی سر کرباسچی ناآماده. صدا و سیما آدم را بیکلاس میکند و ورژن دیگری از ایراناینترنشنال است. مردم باید خودشان به این نتیجه برسند که ایران پدر امریکا را درآورده و الا تو هی شعار بده در تلویزیون.
۲۴ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
۱.۲K
۱۰:۰۰
زمخت با ظریف؟!
حسین قدیانی: ساعاتی پیش امامجمعهی مشهد رسماً از آنچه به بنبستکشیدهشدن مذاکرات خواند، ابراز مسرت کرد و البته مثل علمالهدی کم نیستند که علناً جنگطلبی میکنند و توهم زدهاند راه وطنپرستی از کانال جنگپرستی میگذرد. پدرخانم مرحوم رئیسی در حوزهی حجاب هم همینطور جنگطلبانه حرف میزند و زحمت امثال دکتر شریعتی را به باد میدهد. مگر رهبر انقلاب نگفتند دوگانهی مذاکره- جنگ راه نیندازیم؟ پس علمالهدی با مجوز کی و چی از شکستن مذاکرات و لابد وقوع جنگ اعلام شادی میکند؟ مسئله اینجاست که رسانههای جبههی پایداریزدهی انقلاب حتی آن قسمشان که مایل به آقای قالیباف هستند، یکصدم حساسیتی که روی دکتر ظریف دارند، روی علمالهدی ندارند. اگر قرار است با علمالهدی مدارا شود، خب با ظریف و روحانی و خاتمی و پزشکیان و کرباسچی هم مدارا شود. آری اگر قرار است علمالهدی از تیغ نقد انقلابیها در امان بماند، خب با ظریف هم بر مدار مدارا رفتار شود. دقت شود که من هرگز خودم را مدافع هر آنچه ظریف میگوید نمیدانم. حرفم سر کجفهمی رسانههای انقلابی است که یک جاهایی خودشان را به خواب میزنند و جاهای دیگر ناگهان دچار آلرژی مزمن میشوند. گیرم مذاکرات به بنبست خورده باشد. این خوشحالی دارد؟ آخر کدام آدم عاقلی برای رفتن به مهلکهی جنگ ابراز مسرت میکند؟ نکته اینجاست که ظریف هیچ سمتی ندارد ولی علمالهدی امامجمعهی شهری در قد و قامت مشهد است و نمایندهی ولیفقیه. حجاب یا انقلاب از صحبتهای کدامیک بیشتر دچار خسران شدهاند؟ من که معتقدم کار علمالهدی و امثال شریعتمداری خریدن فحش مردم برای همهی مقدسات است. به خصوص خریدن فحش مردم برای خامنهای. به جد از رفقای انقلابی میخواهم که در کم و کیف رفتارشان با دکتر ظریف تجدیدنظر کنند. این حملههای گلهای به ظریف به بهانهی نقد بدترین کار در عالم رسانه است. ظریف در کلیت نگاهش نه خائن است، نه وطنفروش، نه بزدل. برای من ظریف مکمل و مقوم سلیمانی است. به خدا چمران چریک نشد که ما جنگپرستی کنیم. این راه مقاومت یا دفاع از مفهوم مقاومت نیست. اگر علمالهدی نمایندهی افکار اقلیتی از تبار دخترش جمیله است، ظریف هم ای بسا که طرفدار داشته باشد در جامعه. برنامهی به وقت ایران اگر بر مدار رسانه میچرخد، باری هم تاجزاده و اصغرزاده و همین ظریف را در مصاف برابر دعوت کند روی آنتن. این متن کسی است که خیر انقلاب و انقلابیها را میخواهد. هزینهی این مطالب برای من این است که از سال مهسا تا الان بیکار باشم، با اینکه سابقهی روشنی در مطبوعات دارم.
۲۴ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
حسین قدیانی: ساعاتی پیش امامجمعهی مشهد رسماً از آنچه به بنبستکشیدهشدن مذاکرات خواند، ابراز مسرت کرد و البته مثل علمالهدی کم نیستند که علناً جنگطلبی میکنند و توهم زدهاند راه وطنپرستی از کانال جنگپرستی میگذرد. پدرخانم مرحوم رئیسی در حوزهی حجاب هم همینطور جنگطلبانه حرف میزند و زحمت امثال دکتر شریعتی را به باد میدهد. مگر رهبر انقلاب نگفتند دوگانهی مذاکره- جنگ راه نیندازیم؟ پس علمالهدی با مجوز کی و چی از شکستن مذاکرات و لابد وقوع جنگ اعلام شادی میکند؟ مسئله اینجاست که رسانههای جبههی پایداریزدهی انقلاب حتی آن قسمشان که مایل به آقای قالیباف هستند، یکصدم حساسیتی که روی دکتر ظریف دارند، روی علمالهدی ندارند. اگر قرار است با علمالهدی مدارا شود، خب با ظریف و روحانی و خاتمی و پزشکیان و کرباسچی هم مدارا شود. آری اگر قرار است علمالهدی از تیغ نقد انقلابیها در امان بماند، خب با ظریف هم بر مدار مدارا رفتار شود. دقت شود که من هرگز خودم را مدافع هر آنچه ظریف میگوید نمیدانم. حرفم سر کجفهمی رسانههای انقلابی است که یک جاهایی خودشان را به خواب میزنند و جاهای دیگر ناگهان دچار آلرژی مزمن میشوند. گیرم مذاکرات به بنبست خورده باشد. این خوشحالی دارد؟ آخر کدام آدم عاقلی برای رفتن به مهلکهی جنگ ابراز مسرت میکند؟ نکته اینجاست که ظریف هیچ سمتی ندارد ولی علمالهدی امامجمعهی شهری در قد و قامت مشهد است و نمایندهی ولیفقیه. حجاب یا انقلاب از صحبتهای کدامیک بیشتر دچار خسران شدهاند؟ من که معتقدم کار علمالهدی و امثال شریعتمداری خریدن فحش مردم برای همهی مقدسات است. به خصوص خریدن فحش مردم برای خامنهای. به جد از رفقای انقلابی میخواهم که در کم و کیف رفتارشان با دکتر ظریف تجدیدنظر کنند. این حملههای گلهای به ظریف به بهانهی نقد بدترین کار در عالم رسانه است. ظریف در کلیت نگاهش نه خائن است، نه وطنفروش، نه بزدل. برای من ظریف مکمل و مقوم سلیمانی است. به خدا چمران چریک نشد که ما جنگپرستی کنیم. این راه مقاومت یا دفاع از مفهوم مقاومت نیست. اگر علمالهدی نمایندهی افکار اقلیتی از تبار دخترش جمیله است، ظریف هم ای بسا که طرفدار داشته باشد در جامعه. برنامهی به وقت ایران اگر بر مدار رسانه میچرخد، باری هم تاجزاده و اصغرزاده و همین ظریف را در مصاف برابر دعوت کند روی آنتن. این متن کسی است که خیر انقلاب و انقلابیها را میخواهد. هزینهی این مطالب برای من این است که از سال مهسا تا الان بیکار باشم، با اینکه سابقهی روشنی در مطبوعات دارم.
۲۴ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
۱.۸K
۱۷:۰۲
ما جنگطلب نیستیم
حسین قدیانی: سوپرانقلابیها جوری از انقلاب دفاع میکنند که مفت و مجانی طعنهی جنگطلب به انقلابیها بچسبد. نه اما. ما جنگطلب نیستیم. فهم من از نامهی علیالاصول آقامجتبی این است که رهبر ما جنگطلب نیست و هرگز اینجور نیست که ایشان بخواهد به اسم انتقام خامنهای شهید کشور را درگیر جنگ کند. آقامجتبی عاقل است. سیدعلی عاقل بود. روحالله هم. اساساً نقل جام زهر نیست. هر کاری که سایهی جنگ را از سر کشور دور کند، حتماً کار شرافتمندانهای است به این شرط که واقعاً سایهی جنگ را از سر کشور دور کند. من دوگانهی مذاکره- جنگ نمیبینم. من پزشکیان و قالیباف و اژهای را جز در خیمهی خامنهای نمیبینم. به نظر من دست سیدمجید و سیدعباس هر دو در دست سیدمجتبی است. یاد این شعار به خیر که میگفتیم دست خدا بر سر ماست، خامنهای رهبر ماست. هنوز هم همین است. جمهوری اسلامی تنش برای تنش نمیخارد ولی نظام بزدلی هم نیست. اشتباه است اگر فکر کنیم همهی انقلابیها سوپرانقلابی شدهاند. ما همه کاری میکنیم که بهانهی جنگ را از دست دشمن بگیریم ولی اگر قرار بر جنگ شد، ما مرد و مردانه پای وطن میایستیم. ما بچههای حوزهی دیپلماسی را دعا میکنیم بلکه بتوانند با مذاکره سایهی جنگ را از سر کشور بردارند لیکن اگر مذاکره با ترامپ یانکی به نتیجه نرسید، ما با افتخار و با عقل و با غیرت و با عزت از کشورمان دفاع میکنیم. برای من دوگانهی خامنهای- پزشکیان وجود خارجی ندارد. هم رهبر و هم رئیسجمهور نسبت به هزینهی جنگ آگاهی کامل دارند ولی این وسط نکتهای هست: هیچ چیز حتی جنگ بدتر از این نیست که ما در برابر جلادی چون ترامپ تسلیم شویم. اساساً داریم در خلال مذاکره سر همین با یانکیها چانه میزنیم که تسلیم دشمن نشویم و اگر امتیازی دادیم، امتیازاتی هم بگیریم. عراقچی را باید دعا کرد، همچنان که بچههای پای لانچر را. اگر مذاکرات به بنبست رسید و دوباره جنگ شد، ما قطعاً خوشحال نخواهیم شد ولی ذرهای هم در راه دفاع از وطن سست نخواهیم شد. ما خوب میدانیم که در برابر ترامپ باید قوی ظاهر شویم؛ چه در مذاکره و چه در جنگ. من به سران جمهوری اسلامی خوشبینم و حتم دارم فهم و شعور سیدمجتبی خامنهای بسیار بالاتر از علمالهدای اصولگرا و صدالبته مرعشی اصلاحطلب است. سیدمجتبی فرزند خلف سیدعلی است. رهبری که شور و شعور را با هم میخواست. رهبری که لاریجانی عاشق عقلش بود. رهبری که با درایت نگذاشت هاشمی تبدیل به منتظری دوم شود. جریانی که میخواهد ما را نسبت به تصمیم مسؤلین مردد کند، بازی در زمین اسرائیل میکند.
۲۵ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
حسین قدیانی: سوپرانقلابیها جوری از انقلاب دفاع میکنند که مفت و مجانی طعنهی جنگطلب به انقلابیها بچسبد. نه اما. ما جنگطلب نیستیم. فهم من از نامهی علیالاصول آقامجتبی این است که رهبر ما جنگطلب نیست و هرگز اینجور نیست که ایشان بخواهد به اسم انتقام خامنهای شهید کشور را درگیر جنگ کند. آقامجتبی عاقل است. سیدعلی عاقل بود. روحالله هم. اساساً نقل جام زهر نیست. هر کاری که سایهی جنگ را از سر کشور دور کند، حتماً کار شرافتمندانهای است به این شرط که واقعاً سایهی جنگ را از سر کشور دور کند. من دوگانهی مذاکره- جنگ نمیبینم. من پزشکیان و قالیباف و اژهای را جز در خیمهی خامنهای نمیبینم. به نظر من دست سیدمجید و سیدعباس هر دو در دست سیدمجتبی است. یاد این شعار به خیر که میگفتیم دست خدا بر سر ماست، خامنهای رهبر ماست. هنوز هم همین است. جمهوری اسلامی تنش برای تنش نمیخارد ولی نظام بزدلی هم نیست. اشتباه است اگر فکر کنیم همهی انقلابیها سوپرانقلابی شدهاند. ما همه کاری میکنیم که بهانهی جنگ را از دست دشمن بگیریم ولی اگر قرار بر جنگ شد، ما مرد و مردانه پای وطن میایستیم. ما بچههای حوزهی دیپلماسی را دعا میکنیم بلکه بتوانند با مذاکره سایهی جنگ را از سر کشور بردارند لیکن اگر مذاکره با ترامپ یانکی به نتیجه نرسید، ما با افتخار و با عقل و با غیرت و با عزت از کشورمان دفاع میکنیم. برای من دوگانهی خامنهای- پزشکیان وجود خارجی ندارد. هم رهبر و هم رئیسجمهور نسبت به هزینهی جنگ آگاهی کامل دارند ولی این وسط نکتهای هست: هیچ چیز حتی جنگ بدتر از این نیست که ما در برابر جلادی چون ترامپ تسلیم شویم. اساساً داریم در خلال مذاکره سر همین با یانکیها چانه میزنیم که تسلیم دشمن نشویم و اگر امتیازی دادیم، امتیازاتی هم بگیریم. عراقچی را باید دعا کرد، همچنان که بچههای پای لانچر را. اگر مذاکرات به بنبست رسید و دوباره جنگ شد، ما قطعاً خوشحال نخواهیم شد ولی ذرهای هم در راه دفاع از وطن سست نخواهیم شد. ما خوب میدانیم که در برابر ترامپ باید قوی ظاهر شویم؛ چه در مذاکره و چه در جنگ. من به سران جمهوری اسلامی خوشبینم و حتم دارم فهم و شعور سیدمجتبی خامنهای بسیار بالاتر از علمالهدای اصولگرا و صدالبته مرعشی اصلاحطلب است. سیدمجتبی فرزند خلف سیدعلی است. رهبری که شور و شعور را با هم میخواست. رهبری که لاریجانی عاشق عقلش بود. رهبری که با درایت نگذاشت هاشمی تبدیل به منتظری دوم شود. جریانی که میخواهد ما را نسبت به تصمیم مسؤلین مردد کند، بازی در زمین اسرائیل میکند.
۲۵ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
۱.۱K
۱۵:۳۹
از مجریان جوان برنامهی خوب شبکهی خبر عذرخواهی میکنم#به_وقت_ایران
حسین قدیانی: من بنا به دلایلی با صدا و سیما حال نمیکنم ولی این دلیل نمیشود که همهی بچههای جام جم را با یک چوب برانم. از سویی آموختهی بزرگ من از مکتب شهدا این است که موسم نقد منصف باشم. میپذیرم که نقد چند روز پیش من به برنامهی به وقت ایران و مجریان جوانش بر مدار انصاف نبود. اساساً اینکه توهم بزنیم همهی انقلابیها سوپرانقلابی آنهم از نوع بدخیمش هستند، خطاست. قطعاً به صرف دیدن یک قسمت از یک برنامهی مفصل و مطول نمیتوان نقد درستی به آن برنامه داشت. اگر نفرتپراکنی بد است، نفرتپراکنی علیه دوستان حزباللهی هم بد است. من از چمران این را آموختهام که اگر شهامت نقد دارم، شجاعت عذرخواهی هم داشته باشم. نوشتهی آن روز من بیشتر نقزدن بود تا نقد درست. قدر مسلم هر کس پای ایران بایستد، من تحسینش میکنم و هر کس از خامنهای شهید درست دفاع کند، مبلغ و مشوقش میشوم. اینکه تصور کنیم همهی بچهانقلابیها پایداریچی شدهاند، ناشی از خطای دید است. من حق ندارم با حب و بغض متن بنویسم و الا حق ندارم از دکتر مصطفی چمران اسم ببرم. وقتی بسیاری اذعان میکنند که بچههای برنامهی به وقت ایران مشغول دفاع عقلانی از ایران هستند، من هم خوب است تن به این گزاره بدهم. اگر این بچهها را با قلم خود رنجاندهام، همین جا از همهشان عذرخواهی میکنم. بسیار دوست میدارم بچهحزباللهیها در درجهی اول شهره به اخلاق باشند. گذشته از این معتقدم امروز هر آن کاری که روحیهی مبارزه را در بین مردم سلحشور ایران سست کند، کاری از جنس خیانت و نامردی است. روشن مینویسم که من هیچ رابطهی خاصی با جناحین اصولگرا و اصلاحطلب ندارم لیکن دست بچهحزباللهیهای کاردرست را هم میبوسم. این وسط اگر چهار تا هم با هم اختلاف سلیقه داریم، هیچ اهمیتی ندارد. خامنهای شهید فصل آخر دعوای ما و حلقهی وصل همهی ماست. روح حضرت آقا از همهمان راضی باشد. یا علی...
۲۶ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
حسین قدیانی: من بنا به دلایلی با صدا و سیما حال نمیکنم ولی این دلیل نمیشود که همهی بچههای جام جم را با یک چوب برانم. از سویی آموختهی بزرگ من از مکتب شهدا این است که موسم نقد منصف باشم. میپذیرم که نقد چند روز پیش من به برنامهی به وقت ایران و مجریان جوانش بر مدار انصاف نبود. اساساً اینکه توهم بزنیم همهی انقلابیها سوپرانقلابی آنهم از نوع بدخیمش هستند، خطاست. قطعاً به صرف دیدن یک قسمت از یک برنامهی مفصل و مطول نمیتوان نقد درستی به آن برنامه داشت. اگر نفرتپراکنی بد است، نفرتپراکنی علیه دوستان حزباللهی هم بد است. من از چمران این را آموختهام که اگر شهامت نقد دارم، شجاعت عذرخواهی هم داشته باشم. نوشتهی آن روز من بیشتر نقزدن بود تا نقد درست. قدر مسلم هر کس پای ایران بایستد، من تحسینش میکنم و هر کس از خامنهای شهید درست دفاع کند، مبلغ و مشوقش میشوم. اینکه تصور کنیم همهی بچهانقلابیها پایداریچی شدهاند، ناشی از خطای دید است. من حق ندارم با حب و بغض متن بنویسم و الا حق ندارم از دکتر مصطفی چمران اسم ببرم. وقتی بسیاری اذعان میکنند که بچههای برنامهی به وقت ایران مشغول دفاع عقلانی از ایران هستند، من هم خوب است تن به این گزاره بدهم. اگر این بچهها را با قلم خود رنجاندهام، همین جا از همهشان عذرخواهی میکنم. بسیار دوست میدارم بچهحزباللهیها در درجهی اول شهره به اخلاق باشند. گذشته از این معتقدم امروز هر آن کاری که روحیهی مبارزه را در بین مردم سلحشور ایران سست کند، کاری از جنس خیانت و نامردی است. روشن مینویسم که من هیچ رابطهی خاصی با جناحین اصولگرا و اصلاحطلب ندارم لیکن دست بچهحزباللهیهای کاردرست را هم میبوسم. این وسط اگر چهار تا هم با هم اختلاف سلیقه داریم، هیچ اهمیتی ندارد. خامنهای شهید فصل آخر دعوای ما و حلقهی وصل همهی ماست. روح حضرت آقا از همهمان راضی باشد. یا علی...
۲۶ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
۸۳۸
۷:۲۴
سخنی با آقای باهنراز خانم ابوطالبی با صدای بسیار بلند عذرخواهی کنید
حسین قدیانی: من علیرغم نظر بسیاری از دوستان حزباللهی بارها از حضرتعالی دفاع کردهام لیکن به جد و جهد معتقدم شما یک عذرخواهی بزرگ به خانم زینب ابوطالبی بدهکارید. شما مدعی شدید ایشان در خارج از کشور زندگی میکند و همین باعث شد دوباره خانم ابوطالبی به نامردی داوری شود. بر شما فرض است این خبط آشکار را به نوعی که خوب دیده شود، جبران کنید. گذشته از مسائل مهم و غیر مهم سیاسی، بر ما فرض است که از راه و رسم اخلاقمحور شهدا پیروی کنیم و اگر شهامت نقد داریم، شجاعت عذرخواهی هم داشته باشیم. شما برادر خونی یکی از مهمترین و مؤثرترین شهدای این نهضت و نظام هستید و از سویی سرکار خانم ابوطالبی را ما همه به معرفی بیشتر شهدا و خانه و خانوادهشان میشناسیم. از بچههای خبرآنلاین به خصوص جناب محمد مهاجری- که من به ایشان ارادت دارم- هم انتظار میرود که به عذرخواهی شما ضریب مضاعف بدهند. اگر کسانی ناظر بر ادعای نادرست آقای باهنر، خانم ابوطالبی را مورد داوری نادرست قرار داده باشند، گناهش بر گردن خبرآنلاین نیز هست. اگر هنوز خود را اصولگرا میدانیم، لاجرم باید اعتقاد داشته باشیم که اولین و مهمترین درس شهید والامقام و خوشفکر و خوشطینت- باهنر بزرگ- به همهی ما اخلاق و اخلاق و اخلاق است. این نمیشود که از ظلم به مهساها و نیکاها و ساریناها انتقاد کنیم ولی خودمان باعث و بانی ظلم به زینبها شویم. اگر آقای باهنر با صدای رسا از خانم ابوطالبی عذرخواهی نکنند و اگر بچههای خبرآنلاین در انعکاس این عذرخواهی نکوشند، برای همیشه از چشم من خواهند افتاد. خواه خود را اصولگرا بدانند یا هر لیبل دیگری. تمام.
۲۶ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
حسین قدیانی: من علیرغم نظر بسیاری از دوستان حزباللهی بارها از حضرتعالی دفاع کردهام لیکن به جد و جهد معتقدم شما یک عذرخواهی بزرگ به خانم زینب ابوطالبی بدهکارید. شما مدعی شدید ایشان در خارج از کشور زندگی میکند و همین باعث شد دوباره خانم ابوطالبی به نامردی داوری شود. بر شما فرض است این خبط آشکار را به نوعی که خوب دیده شود، جبران کنید. گذشته از مسائل مهم و غیر مهم سیاسی، بر ما فرض است که از راه و رسم اخلاقمحور شهدا پیروی کنیم و اگر شهامت نقد داریم، شجاعت عذرخواهی هم داشته باشیم. شما برادر خونی یکی از مهمترین و مؤثرترین شهدای این نهضت و نظام هستید و از سویی سرکار خانم ابوطالبی را ما همه به معرفی بیشتر شهدا و خانه و خانوادهشان میشناسیم. از بچههای خبرآنلاین به خصوص جناب محمد مهاجری- که من به ایشان ارادت دارم- هم انتظار میرود که به عذرخواهی شما ضریب مضاعف بدهند. اگر کسانی ناظر بر ادعای نادرست آقای باهنر، خانم ابوطالبی را مورد داوری نادرست قرار داده باشند، گناهش بر گردن خبرآنلاین نیز هست. اگر هنوز خود را اصولگرا میدانیم، لاجرم باید اعتقاد داشته باشیم که اولین و مهمترین درس شهید والامقام و خوشفکر و خوشطینت- باهنر بزرگ- به همهی ما اخلاق و اخلاق و اخلاق است. این نمیشود که از ظلم به مهساها و نیکاها و ساریناها انتقاد کنیم ولی خودمان باعث و بانی ظلم به زینبها شویم. اگر آقای باهنر با صدای رسا از خانم ابوطالبی عذرخواهی نکنند و اگر بچههای خبرآنلاین در انعکاس این عذرخواهی نکوشند، برای همیشه از چشم من خواهند افتاد. خواه خود را اصولگرا بدانند یا هر لیبل دیگری. تمام.
۲۶ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
۷۶۸
۱۰:۳۸
با ترامپ چه کنیم؟
حسین قدیانی: مسئله خیلی ساده است. اگر پای زندگی بچههای بیگناهی مثل ماکان در میان باشد، ما از سادهترین بمب هم میترسیم و اگر پای غیرت ملی در میان باشد، ما از مادر همهی بمبها هم نمیترسیم. ما همهی سعیمان را میکنیم که سایهی جنگ از سر کشور دور شود ولی اگر تقدیر و نیز تدبیر و مصلحت این بود که در برابر تجاوز دشمن از کشور دفاع کنیم، ما از هیچ نوع جنگی نمیترسیم و حتی از مرگ در راه دفاع از وطن هم نمیترسیم. ما برای عقیدهی خود متر و معیار داریم. معیار ما نه یاسر عرفات است و نه محمد مصدق. این دو البته درس عبرت بزرگ ما هستند که بدانیم و بفهمیم به صرف کوتاهآمدن در برابر دشمن، دشمنی دشمن با ما کم نمیشود. خامنهای شهید معیار ماست. همان رهبر فرزانه که به حکمت معتقد بود گاه هزینهی سازش از هزینهی مقاومت بیشتر است. تضاد ما با سوپرانقلابیها، ما را آویزان اصلاحطلبهایی چون مرعشی و آخوندی نمیکند. ما در سیاستورزی راه و رسم رسایی را قبول نداریم و البته حواسمان هست که از مخالفت با امثال ثابتی، به رفاقت گرمابه و گلستان با امثال کرباسچی نیفتیم. ما مخالف تهمتزنی به خاتمی و روحانی و ظریف هستیم ولی نه به آن معنی که این عناصر را بدل به الگوی خود در سیاستورزی کنیم. مادام که ما چمران را داریم، مادام که سلیمانی را داریم، مادام که لاریجانی را داریم، در هیچ شبی محروم از نور باشکوه ستارهها نیستیم. دکتر مصطفی هم نه از جنگ وحشت داشت و نه از مذاکره فراری بود. این سیاستورزی سیال، شیوهی خامنهای شهید هم بود. همان حضرت آقایی که علیالدوام بد مذاکره با یانکیها را میگفت، به وقتش از نرمش قهرمانانه سخن میگفت. آری باید دید مصلحت کشور در چیست. هدف ما از مذاکره هرگز این نیست که تسلیم یانکیها شویم و بعد توهم بزنیم امریکا دیگر کاری با کار ما ندارد. هدف این است که اگر شد، سایهی جنگ را از سر کشور برداریم و اگر نشد، ما در راه دفاع از وطن هرگز راه امثال مصدق و عرفات را نخواهیم رفت. راه ما راه چمران است و امام خمینی در اوج زیبایی گفت که کاش مرگی مثل چمران داشته باشیم. چمران با شماری از انقلابیها میانهی خوبی نداشت ولی سنگر دکتر مصطفی، سنگر دفاع از ایران بود؛ چه در جبههی غرب، چه در جبههی جنوب. لاریجانی هم همین بود. گیرم پایداری به لاریجانی ظلم کرد یا شورای نگهبان یا کیهان. مهم این است که علی لاریجانی دشمن خود را اسرائیل معرفی میکرد، نه این و آن. ما با وجود شهید لاریجانی چه نیازی است راه شلختهی رسایی را برویم؟ و چه ضرورتی دارد راه شل و ول مرعشی را برویم؟
۲۶ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
حسین قدیانی: مسئله خیلی ساده است. اگر پای زندگی بچههای بیگناهی مثل ماکان در میان باشد، ما از سادهترین بمب هم میترسیم و اگر پای غیرت ملی در میان باشد، ما از مادر همهی بمبها هم نمیترسیم. ما همهی سعیمان را میکنیم که سایهی جنگ از سر کشور دور شود ولی اگر تقدیر و نیز تدبیر و مصلحت این بود که در برابر تجاوز دشمن از کشور دفاع کنیم، ما از هیچ نوع جنگی نمیترسیم و حتی از مرگ در راه دفاع از وطن هم نمیترسیم. ما برای عقیدهی خود متر و معیار داریم. معیار ما نه یاسر عرفات است و نه محمد مصدق. این دو البته درس عبرت بزرگ ما هستند که بدانیم و بفهمیم به صرف کوتاهآمدن در برابر دشمن، دشمنی دشمن با ما کم نمیشود. خامنهای شهید معیار ماست. همان رهبر فرزانه که به حکمت معتقد بود گاه هزینهی سازش از هزینهی مقاومت بیشتر است. تضاد ما با سوپرانقلابیها، ما را آویزان اصلاحطلبهایی چون مرعشی و آخوندی نمیکند. ما در سیاستورزی راه و رسم رسایی را قبول نداریم و البته حواسمان هست که از مخالفت با امثال ثابتی، به رفاقت گرمابه و گلستان با امثال کرباسچی نیفتیم. ما مخالف تهمتزنی به خاتمی و روحانی و ظریف هستیم ولی نه به آن معنی که این عناصر را بدل به الگوی خود در سیاستورزی کنیم. مادام که ما چمران را داریم، مادام که سلیمانی را داریم، مادام که لاریجانی را داریم، در هیچ شبی محروم از نور باشکوه ستارهها نیستیم. دکتر مصطفی هم نه از جنگ وحشت داشت و نه از مذاکره فراری بود. این سیاستورزی سیال، شیوهی خامنهای شهید هم بود. همان حضرت آقایی که علیالدوام بد مذاکره با یانکیها را میگفت، به وقتش از نرمش قهرمانانه سخن میگفت. آری باید دید مصلحت کشور در چیست. هدف ما از مذاکره هرگز این نیست که تسلیم یانکیها شویم و بعد توهم بزنیم امریکا دیگر کاری با کار ما ندارد. هدف این است که اگر شد، سایهی جنگ را از سر کشور برداریم و اگر نشد، ما در راه دفاع از وطن هرگز راه امثال مصدق و عرفات را نخواهیم رفت. راه ما راه چمران است و امام خمینی در اوج زیبایی گفت که کاش مرگی مثل چمران داشته باشیم. چمران با شماری از انقلابیها میانهی خوبی نداشت ولی سنگر دکتر مصطفی، سنگر دفاع از ایران بود؛ چه در جبههی غرب، چه در جبههی جنوب. لاریجانی هم همین بود. گیرم پایداری به لاریجانی ظلم کرد یا شورای نگهبان یا کیهان. مهم این است که علی لاریجانی دشمن خود را اسرائیل معرفی میکرد، نه این و آن. ما با وجود شهید لاریجانی چه نیازی است راه شلختهی رسایی را برویم؟ و چه ضرورتی دارد راه شل و ول مرعشی را برویم؟
۲۶ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
۷۸۲
۱۱:۴۰
آه از فراق ماه
حسین قدیانی: آن جوری که رژیم پهلوی امریکا را نسبت به ایران بدعادت کرده، حالاحالاها باید از عمر جمهوری اسلامی بگذرد که سران کاخ سفید بفهمند تهران نوکر واشینگتن نیست. راز اینکه خامنهای شهید هرگز حاضر نشد چیزی در مدح پهلوی بگوید، همین است. خب خامنهای منصفتر و منعطفتر و بلکه اخلاقیتر از خمینی بود. خمینی حتی به مصدق هم رحم نمیکرد اما چرا خامنهای هم با داشتن طبع دگرپذیری و طبیعت مدارا هرگز حاضر نشد مثلاً به یکی از خدمات رژیم پهلوی اشاره کند؟ نکتهی اصلی در همین است که پهلوی باعث شد ایران و ایرانی نزد یانکیها قدر و قیمتی نداشته باشند. دقیقاً و عمیقاً بحث غیرت و شرف و عرق ملی مطرح است و الا خامنهای هم میدانست که استادیوم آزادی در حکومت پهلوی ساخته شده. پهلوی کاری کرد که ترامپ قمارباز توهم بزند ایران هم ونزوئلاست. چرا خامنهای از همان نخستین روزهای انقلاب امریکا را دشمن اصلی ایران معرفی میکرد و چرا همیشه میگفت امریکا فقط با نظام جمهوری اسلامی دشمنی ندارد بلکه با ایران و ایرانی نیز دشمن است؟ تیم ترامپ و سخنانی که حتی علیه تاریخ و تمدن ایران مطرح میکنند، به خوبی مؤید این است که حق کاملاً با خامنهای بود و هنوز هم به طریق اولی حق با خامنهای است. این روزها بسیار دلتنگ خامنهای میشوم. رهبر همه چیز تمامی که به درستی آن همه دشمن دشمن دشمن میکرد. خوشمان بیاید یا نه، امریکا خودش را دشمن ما میداند. دشمن همهی ما. دشمن همهی هستی ما. دشمن وجودی ما. ما حتی نفسی هم که میکشیم، امریکا را از دستمان عصبانی میکند. بهشتی از سر حکمت بود که میگفت ای امریکا از دست ملت ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. الگوی من در سیاستورزی حضرت آقاست. من پایداریها را قبول ندارم ولی این حرف جناب میرباقری که جمهوری اسلامی شاهد فروپاشی جبههی غرب هم خواهد بود، حرف درستی است. همچنان که امروز جواب آقای محصولی به کرباسچی متین بود. من در مکتب حضرت ماه آموختهام که بر مدار حب و بغض ننویسم. خامنهای مر بصیرت بود. از سویی از لاریجانی دفاع کرد و از سویی جوری از علی لاریجانی دفاع نکرد که شورای نگهبان بیحرمت شود. مر صبر و مر بصر و مر عقل و مر انقلابیگری. عجیب دلم برایت تنگ است حضرت آقای دوستداشتنی. باور ندارم که تو دیگر از در حسینیه داخل نمیشوی و برای ما دست تکان نمیدهی. دل است دیگر. ما اما باز تو را خواهیم دید. این یقین ماست. خدا وصیت شهدا را زمین نمیگذارد. زیارت روی ماه تو در جوار حضرت حجت دیدنیتر است. ما خشم انقلابیمان را برای جنگ با امریکا نگه میداریم.
۲۶ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
حسین قدیانی: آن جوری که رژیم پهلوی امریکا را نسبت به ایران بدعادت کرده، حالاحالاها باید از عمر جمهوری اسلامی بگذرد که سران کاخ سفید بفهمند تهران نوکر واشینگتن نیست. راز اینکه خامنهای شهید هرگز حاضر نشد چیزی در مدح پهلوی بگوید، همین است. خب خامنهای منصفتر و منعطفتر و بلکه اخلاقیتر از خمینی بود. خمینی حتی به مصدق هم رحم نمیکرد اما چرا خامنهای هم با داشتن طبع دگرپذیری و طبیعت مدارا هرگز حاضر نشد مثلاً به یکی از خدمات رژیم پهلوی اشاره کند؟ نکتهی اصلی در همین است که پهلوی باعث شد ایران و ایرانی نزد یانکیها قدر و قیمتی نداشته باشند. دقیقاً و عمیقاً بحث غیرت و شرف و عرق ملی مطرح است و الا خامنهای هم میدانست که استادیوم آزادی در حکومت پهلوی ساخته شده. پهلوی کاری کرد که ترامپ قمارباز توهم بزند ایران هم ونزوئلاست. چرا خامنهای از همان نخستین روزهای انقلاب امریکا را دشمن اصلی ایران معرفی میکرد و چرا همیشه میگفت امریکا فقط با نظام جمهوری اسلامی دشمنی ندارد بلکه با ایران و ایرانی نیز دشمن است؟ تیم ترامپ و سخنانی که حتی علیه تاریخ و تمدن ایران مطرح میکنند، به خوبی مؤید این است که حق کاملاً با خامنهای بود و هنوز هم به طریق اولی حق با خامنهای است. این روزها بسیار دلتنگ خامنهای میشوم. رهبر همه چیز تمامی که به درستی آن همه دشمن دشمن دشمن میکرد. خوشمان بیاید یا نه، امریکا خودش را دشمن ما میداند. دشمن همهی ما. دشمن همهی هستی ما. دشمن وجودی ما. ما حتی نفسی هم که میکشیم، امریکا را از دستمان عصبانی میکند. بهشتی از سر حکمت بود که میگفت ای امریکا از دست ملت ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. الگوی من در سیاستورزی حضرت آقاست. من پایداریها را قبول ندارم ولی این حرف جناب میرباقری که جمهوری اسلامی شاهد فروپاشی جبههی غرب هم خواهد بود، حرف درستی است. همچنان که امروز جواب آقای محصولی به کرباسچی متین بود. من در مکتب حضرت ماه آموختهام که بر مدار حب و بغض ننویسم. خامنهای مر بصیرت بود. از سویی از لاریجانی دفاع کرد و از سویی جوری از علی لاریجانی دفاع نکرد که شورای نگهبان بیحرمت شود. مر صبر و مر بصر و مر عقل و مر انقلابیگری. عجیب دلم برایت تنگ است حضرت آقای دوستداشتنی. باور ندارم که تو دیگر از در حسینیه داخل نمیشوی و برای ما دست تکان نمیدهی. دل است دیگر. ما اما باز تو را خواهیم دید. این یقین ماست. خدا وصیت شهدا را زمین نمیگذارد. زیارت روی ماه تو در جوار حضرت حجت دیدنیتر است. ما خشم انقلابیمان را برای جنگ با امریکا نگه میداریم.
۲۶ مهر ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
۷۶۵
۱۷:۴۵