هاجروار، حجنگاری ۱۴۰۴
هرچقدر ازش عکس میگیرم، هر چی فیلم میگیرم، زیباییش توی تصویر جا نمیشه. شیوه و نازِ تو شیرین، خط و خالِ تو مَلیح چشم و ابرویِ تو زیبا، قد و بالایِ تو خوش #حج_نوشت #زیباترین_خانه
بسم الله الرحمن الرحیم
واقعا من هم، چنین بودم و هستم درباره کعبه.....
واقعا من هم، چنین بودم و هستم درباره کعبه.....
۱۸۷
۱۷:۴۰
بازارسال شده از ملاقات
بسم الله الرحمن الرحیم یکی از کارهای خوبی که میشود در ایام حج و در جوار خانه ی خدا انجام داد ختم قرآن با توجه به ثواب قرائت سوره هاست.در ساده ترین شکلش به این صورت که قبل از قرائت هر سوره، ثواب قرائتش را بخوانی و در سرزمین اجابت از خدا بخواهی آن ثواب را برایت محقق کند.پارسال در همین خواندن ها بود که برای اولین بار دیدم در ثواب قرائت سوره کهف آمده هر کس آیه ی آخر آن را هنگام رفتن به بستر بخواند از بستر او نوری به سوی کعبه می درخشد که در کنار آن فرشتگانی از درگاه خدا برایش طلب رحمت میکنند تا از خواب بیدار شود اگر در مکه باشد و این آیه را بخواند، نوری از بسترش به بیت المعمور می تابد که در کنار آن فرشتگان برایش طلب رحمت میکنند تا از خواب برخیزد.
قرائت این آیه شریفه قبل از خواب فرصت مغتنمی است هم برای آن ها که دلتنگ بودن در مکه هستند و هم برای آن ها که در مکه اند و هوای بیت المعمور در سر دارند.
#ختم_قرآن#ثواب_قرائت_سوره_کهف#دلتنگی#بیت_المعمور
قرائت این آیه شریفه قبل از خواب فرصت مغتنمی است هم برای آن ها که دلتنگ بودن در مکه هستند و هم برای آن ها که در مکه اند و هوای بیت المعمور در سر دارند.
#ختم_قرآن#ثواب_قرائت_سوره_کهف#دلتنگی#بیت_المعمور
۱
۱۲:۲۶
سلام! عیدتون مبارک!نظرات باز شد بالاخره!اگر نظری درباره متن های قبلی داشتی، همین جا بگو لطفا ممنون
۲۱۵
۵:۲۷
بازارسال شده از مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت علیهم السلام
Nashrie kashef 284.pdf
۱.۶۸ مگابایت
#کاشف #شماره_284
۱
۲۲:۴۷
بازارسال شده از لبیک (مرتاح)
یا عالی بحق علی ...حضرت آیت الله جوادی آملی :
بیست و چهارم ذي حجّه روز «مباهله» است. از غريبترين ايام زندگي ما همين 24 ذي حجّه است. ميدانيد خيلي از ما عالمانه حرف ميزنيم و عوامانه فکر ميکنيم! ما آن ارکان ولايت را تقريباً از دست ميدهيم، اما آن اجزاي غير رکني را خيلي محترم ميشماريم! اوّل ذي حجّه يا فلان شب يا فلان روز ازدواج وجود مبارک حضرت امير با فاطمه زهرا(سلام الله عليهما) است اينها جزء واجبات غير رکني است. ما در نماز يک واجب رکني داريم، يک واجب غير رکني؛ امامت همينطور است، ولايت همينطور است. غدير جزء واجبات رکني است، با ازدواج فرق ميکند. مباهله جزء واجبات رکني است، با ازدواج فرق ميکند. نه رسانههاي ما از مباهله تعريف ميکنند، نه خود ما! .
وقتي مأمون به وجود مبارک امام رضا(سلام الله عليه) عرض ميکند به چه دليل علي بن ابيطالب أفضل است؟ ديگر نفرمود غدير! فرمود: «بِآيةُ ﴿أَنْفُسَنَا﴾». خدا وقتي وجود مبارک حضرت امير را جان پيغمبر ميداند، آيا از اين بالاتر فضيلت فرض ميشود؟ «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاه» کجا! که گفته خود پيغمبر است؛ البته «من الله» است، تا آنکه ذات اقدس الهي فرمود علي جان پيغمبر است و وجود مبارک امام رضا(عليه السلام) به اين استدلال کرد.
غرض اين است که مباهله جزء واجبات رکني ولايت است. اين روز را نه رسانهها از آن نامي ميبرند، نه حوزهها خبري هست! آن وقت آن مسائل واجبات غير رکني را بله، خيلي دامن ميزنيم، آنها هم واجب هست، مثل اجزاي نماز است؛ اما حمد و سوره کجا، رکوع و سجود کجا؟ حمد و سوره واجب غير رکني است، اما رکوع و سجود واجب رکني است. مسئله غدير از يک طرف، مسئله مباهله از طرف ديگر، اينها جزء واجبات رکني ولايت است که ـ إنشاءالله ـ مقداري در اين زمينه بحث ميشود.
۱
۱۴:۴۷
بازارسال شده از لبیک (مرتاح)
حضرت آیت الله جوادی آملی :
خدا سيدناالاستاد مرحوم علامه طباطبايي را غريق رحمت كند! ايشان فرمود: نه تنها علي(سلام الله عليه) نفس اوست، ببينيد آيه درباره زهرا(سلام الله عليها) چه ميگويد، درباره حسن(سلام الله عليه) چه ميگويد، درباره حسين(سلام الله عليه) چه ميگويد، ببينيد خدا با اين تعبير كه ﴿ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَي الْكاذِبينَ﴾يا ما كاذبيم يا شما.
تحليل مرحوم علامه اين است كه كاذب به چه كسي ميگويند؟ به تماشاچي نميگويند، تماشاچي نه صادق است نه كاذب, همراه نه صادق است نه كاذب، اينها نقيض هم نيستند تا رفع بشود، كسي كه اينجا نشسته، نه كاذب است نه صادق، چون حرفي ندارد، كسي كه همراه ماست نه صادق است نه كاذب، چون حرفي ندارد. صادق بودن و كاذب بودن، فرع بر ادّعاست، فرع بر سخن گفتن است، فرع بر گزارش است. آنكه حرف ميزند يا صادق است يا كاذب, حَسن حرف ميزند, حسين حرف ميزند، اين صادق است، نه اينكه من حرف ميزنم اينها تماشاچياند، اين استدلال علامه است، اين «كاذبين» جمع است يا نه؟ به چه كسي ميگويند كاذب؟ به تماشاچي؟ به همراه؟ آنكه ساكت است؟ آنكه شنونده است؟ آنكه شنونده است نه صادق است نه كاذب، او كه حرف نميزند، اينكه حرف ميزند يا صادق است يا كاذب؛ فرمود يا شما دروغ ميگوييد يا ما, ما حرف داريم، حسنِ من حرف دارد، حسينِ من حرف دارد، اين است كه ميگوئيم امامت از درون اينها در همان دوران كودكي نهفته است، فرمود من حرف دارم, علي حرف دارد, زهرا حرف دارد, حسن حرف دارد, حسين حرف دارد(عليهم افضل صلوات المصلّين) اين تحليل سيدناالاستاد است.
اين دعاي نوراني مباهله را اگر تا الآن خوانديد كه خوانديد، اگر نخوانديد تا بعدازظهر بخوانيد. اين دعا شبيه دعاي سَحر است :«اللهم انی أسألک من بهائک بآبهاه» الی آخر! يك مقدار اضافه دارد. فضيلتي دعاي مباهله دارد كه دعاي سَحر ندارد. اين يك ترجيعبند دلپذيري دارد كه دعاي سحر آن ترجيعبند را ندارد. شما در سوره مباركه «الرحمن» ترجيعبندي ميبينيد: ﴿فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ﴾
ترجيعبند دعاي مباهله اين است كه هر فقرهاي كه تمام شد، با خدا گفتگو ميكند؛ خدايا تو گفتي بخوان، من هم خواندم، تو اجابت كن! «اَللّهُمَّ اِنّي اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَني فَاسْتَجِبْ لي كَما وَعَدْتَني»؛ بعد از چند جمله: «اَللّهُمَّ اِنّي اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَني فَاسْتَجِبْ لي كَما وَعَدْتَني»اين ترجيعبند است اين با رحمت خدا دست به يقه شدن است. خدايا تو گفتي بخوان من خواندم، پس اجابت بكن، چقدر اين دعاي مباهله شيرين است! شيريني اين دعاي مباهله به مراتب بالاتر از شيريني دعاي سَحر است كه ـ انشاءالله ـ اميدواريم اين را بعدازظهر بخوانيد و ما را هم فراموش نكنيد!
۱
۱۴:۴۷
دعای روز مباهله :امام صادق علیه السلام به نقل از امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر بگویم اسم اکبر(اسم اعظم) در این دعاست درست است و اگر مردم بدانند چه اجابتی در آن نهفته است سراسیمه به تعلیم آن روی می آورند. من این دعا را بر حاجاتم مقدم می کنم و دعایم به اجابت می رسد.
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهَائِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ جَلَالِکَ بِأَجَلِّهِ وَ کُلُّ جَلَالِکَ جَلِیلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِجَلَالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ جَمَالِکَ بِأَجْمَلِهِ وَ کُلُّ جَمَالِکَ جَمِیلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِجَمَالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِأَعْظَمِهَا وَ کُلُّ عَظَمَتِکَ عَظِیمَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ نُورِکَ بِأَنْوَرِهِ وَ کُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ بِأَوْسَعِهَا وَ کُلُّ رَحْمَتِکَ وَاسِعَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ کَمَالِکَ بِأَکْمَلِهِ وَ کُلُّ کَمَالِکَ کَامِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکَمَالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ کَلِمَاتِکَ بِأَتَمِّهَا وَ کُلُّ کَلِمَاتِکَ تَامَّهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکَلِمَاتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ أَسْمَائِکَ بِأَکْبَرِهَا وَ کُلُّ أَسْمَائِکَ کَبِیرَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَسْمَائِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عِزَّتِکَ بِأَعَزِّهَا وَ کُلُّ عِزَّتِکَ عَزِیزَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعِزَّتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِأَمْضَاهَا وَ کُلُّ مَشِیَّتِکَ مَاضِیَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَشِیَّتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقُدْرَتِکَ الَّتِی اسْتَطَلْتَ بِهَا عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ وَ کُلُّ قُدْرَتِکَ مُسْتَطِیلَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقُدْرَتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِأَنْفَذِهِ وَ کُلُّ عِلْمِکَ نَافِذٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعِلْمِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ قَوْلِکَ بِأَرْضَاهُ وَ کُلُّ قَوْلِکَ رضا [رَضِیٌ ] اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقَوْلِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَسَائِلِکَ بِأَحَبِّهَا إِلَیْکَ وَ کُلُّ [و کلها] مَسَائِلِکَ إِلَیْکَ حَبِیبَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَسَائِلِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ شَرَفِکَ بِأَشْرَفِهِ وَ کُلُّ شَرَفِکَ شَرِیفٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِشَرَفِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ سُلْطَانِکَ بِأَدْوَمِهِ وَ کُلُّ سُلْطَانِکَ دَائِمٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِسُلْطَانِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مُلْکِکَ بِأَفْخَرِهِ وَ کُلُّ مُلْکِکَ فَاخِرٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمُلْکِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عَلَائِکَ بِأَعْلَاهُ وَ کُلُّ عَلَائِکَ عَالٍ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَلَائِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ آیَاتِکَ بِأَعْجَبِهَا وَ کُلُّ آیَاتِکَ عَجِیبَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِآیَاتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَنِّکَ بِأَقْدَمِهِ وَ کُلُّ مَنِّکَ قَدِیمٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَنِّکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی

۸۷
۱۴:۴۸
۱۳۱
۱۴:۴۸
بازارسال شده از مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت علیهم السلام
Nashrie kashef 285.pdf
۱.۲۲ مگابایت
#کاشف #شماره_285
۱
۱۶:۲۲
بازارسال شده از کادح
بسم الله الرحمن الرحیم عصر جمعه بود، اولین صف در نزدیکی باب الرأس الشریف نشسته بودم، نماز بودم که دختری از راه رسید، دنبال جا بود، خانم کناری ام گفت جا نیست، سلام نماز را که دادم، جمعتر نشستم و دعوتش کردم کنارم بنشیند. این کار را دوست دارم، چون خودم را به جای آنهایی تصور می کنم که دنبال اندک جایی برای نماز در بین صفوف به هم فشرده می گردند، در حس امیدواری و شادی آنها، آن لحظه ای که در اوج ناامیدی کسی بهشان جا میدهد، شریک می شوم.تا دیدمش فهمیدم عربستانی است، پرسیدم سعودی؟ گفت بله. گفتم کدام شهر؟ گفت مدینه.. چشم هایم قلبی شد! در کربلا، شیعیانی از شهرهای قطیف و احساء عربستان زیاد دیده بودم، اما از مدینه نه. اسمش زهرا بود. پرسیدم شیعه بودن در مدینه چگونه است؟ گفت باید تقیه کنیم. چون اگر مردم بفهمند شیعه ایم، خیلی اذیت می کنند، در کارهایمان مشکل درست می کنند. پرسیدم: حکومت چطور؟ گفت: تا وقتی تقیه می کنیم، زیاد کاری ندارد. فقط اصلا حق عزاداری و سایر مراسمات را نداریم. باید مخفیانه عزاداری کنیم. گفتم: در مدینه اسامی و القاب حضرت زهرا را اصلا روی بچه هایشان نمی گذارند؟ گفت: نه، بخاطر همین هم اسم من خیلی جلب توجه می کند. پرسیدم: خدیجه چطور؟ گفت: آن هم از اسامی مخصوص شیعیان است..یک ساعتی با هم حرف زدیم، در این مدت اصلا نگفت که ما غریب یا مظلومیم. اما در بین جملاتش چند بار این را تکرار کرد که رسول الله در مدینه خیلی غریب است. می گفت: رسول الله هم در زمان زندگی اش غریب بود، آنقدر که به او در واپسین لحظه های زندگی اش نسبت جنون دادند و هم الان غریب است، که دو طرفش ابوبکر و عمر هستند و این همه زائر دارند، اما قبر نواده های رسول، خاکی و این قدر غریب است. غربت ائمه بقیع، را شنیده ایم، اما برایم خیلی جانسوز بود که یک شیعه اهل مدینه، در بین این همه غربت و مظلومیت، از شرایط در خفا و تقیه خودشان گرفته، تا غربت و مظلومیت ائمه بقیع، چیزی که بیشتر از همه به چشمش می آمد و رنجش می داد، مظلومیت و غربت رسول الله در مدینه بود. برایم خیلی جالب و عجیب بود این حسِ مشترک، چون من هم در مدینه النبی، حتی بیشتر از غربت حضرت صدیقه طاهره و بیشتر از غربت ائمه بقیع، غربت رسول الله را حس می کردم. با اشک چشم تأییدش کردم و گفتم: میدانی چرا رسول الله غریبند؟ چون امت شان، قرآن را مهجور کردند. آنها قرآن نخواندند، ما ینطق عن الهوی را ندیدند که به رسول الله نسبت جنون دادند و این فقط بخاطر اینست که آنها زندگی دنیا را به آخرت ترجیح می دهند. [ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ...سورة نحل, آیه 107]گفتم امسال حج بودم و در مدینه بنظر میرسید که اهل سنت، حتی خیلی بیشتر از خود رسول الله برای ابوبکر و عمر احترام قائلند!! درست متوجه شدم؟ تأیید کرد و گفت همینطور است.برایش تعریف کردم یک روز در مسجد النبی، یک شرطه مأمور نهی از منکر، داشت به یک پاکستانی مسن، بحث می کرد که دست هایت را به حالت دعا و توسل به سمت قبر رسول الله بلند نکن( رو به قبله بایست.) آن مرد هم با لحن علمی و اقناعی ایستاده بود و بحث می کرد. کنارشان ایستادم تا ببینم توجیه هر کدامشان چیست! شرطه می گفت توسل فقط به سه چیز جایز است: اسماءالله، کتاب الله و رجل مؤمن. و منظورش از رجل مؤمن صالح، صحابی های مدفون در کنار مزار پیغمبر بود! و مرد پاکستانی ( که بنظر میرسید خودش هم اهل سنت است) با تعجب و خنده، ایراد وارد کرد که خب تو که می گویی توسل به رجل مؤمن جایز است، کدام مردی صالح تر و مومن تر از خود رسول الله؟!! و مأمور با نگرانی و عتاب سر تکان داد و رد می کرد که نه! توسل به رسول الله جایز نیست!غروب جمعه شده بود، در حرم اباعبدالله، اشک ریختیم برای غربت کسی در شهری که به نام خودش هست، در مسجدی که خودش بنا کرده، در میان پیروان آیینی که خودش رسول آن است.و اینگونه است که قومی که قرآن را مهجور کنند، رسول را غریب می کنند، قومی که قرآن نفهمند، با حرامزاده ها بیعت می کنند و بر سینه سبط النبی می نشینند.. قومی که در قرآن تدبر نکنند، و مبنای زندگی شان، گزاره های وحیانی نباشد، بلاخره یک جایی، از همراهی با ولی خدا کم می آورند و او را تنها می گذارند.حواسمان باشد قرآن را مهجور کردن، یعنی دور شدن از آن با زبان و بدن و قلب. یعنی هر رجوع ما به گزاره های نفسانی، به جای گزاره های وحیانی، غربت رسول الله و حجت الله را بیشتر می کند. یعنی بهره ما از حیات کمتر و دسترسی ما به آب گوارا سخت تر، یعنی نفس کشیدن در هوای بی اکسیژن و خفگی. وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآن مَهْجُورًا(۳۰ فرقان)آخرین وصیت رسول الله: إني تاركٌ فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي أهل بيتي، فإنهما لن يفترقا حتّى يردا علي الحوض، ما إن تمسکتم بهما،لن تضلوا ابداً#کادح@kadeh179
۱
۱۲:۴۷