#تربیت_نوجوان#بلوغ_زودرسسلام و عرض ادب خدمت استاد گرامیپسرم تازه وارد ۱۰ سالگی شدن ،موضوعی که نگرانم کرده اینه که حس میکنم علائم بلوغ رو دارن نشون میدن ،نسبت به هم کلاسیهاش هم جثه ی بزرگتری داره .البته از ابتدای تولد جثه ی درشتی داشت .میترسم دچار بلوغ زودرس بشه و مشکلاتی براش پیش بیاد از جمله اینکه شنیدم باعث میشه صفحات رشد زودتر بسته بشن و دچار کوتاهی قد و یا از دست دادن اعتماد بنفس و ... بشن. نمیدونم باید چیکار کرد آیا رفتن پیش پزشک و استفاده از دارو کمکی میکنه و یا اینکه عوارض و مشکلاتی نداره؟

پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب سرکار خانم #محمدزاده👇
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم بزرگوار🪴نگرانیتون کاملاً قابل درکه. در پسرها شروع علائم بلوغ قبل از ۹ سالگی معمولاً بلوغ زودرس محسوب میشه؛ بنابراین در ۱۰ سالگی صرف دیدن بعضی تغییرات، لزوماً غیرطبیعی نیست. با این حال بهتره یک بار متخصص اطفال یا غدد کودکان، روند رشد و علائم بلوغ ایشون رو بررسی کنه.
۱. فضای مجازیدسترسی به اینترنت و موبایل به صورت شخصی در این سن نباید وجود داشته باشه. و اگر بناست از گوشی والدین گاهی استفاده کند باید قانونمند باشه.استفاده از گوشی والدین ساعت کوتاه و محدودی در طول روز داشته باشد گوشی شبها وارد اتاق کودک نشه و تا حد امکان استفاده از اینترنت در فضای عمومی خانه باشه. تنظیمات ایمنی متناسب با سن هم فعال بشه. مهمتر اینکه رابطه کودک با والدین امن باشه تا اگر ناخواسته محتوای نامناسبی دید، بدون ترس بتونه مطرح کنه.
۲. حریم رابطه والدینرفتارها، گفتوگوها و صمیمیتهای از نوع جنسی زن و شوهر نباید در حضور کودک انجام بشه.
۳. پوشش والدین در خانهلباسهای بسیار باز، چسبان یا تحریککننده با رنگ های بسیارگرم بهتره مختص فضای خصوصی والدین باشه. هدف، ایجاد فضای خشک و رسمی نیست؛ بلکه آموزش عملی حیا و حریم به کودک است.
۴. شوخیها و گفتوگوهای جنسیشوخی درباره بدن، جنس مخالف، ازدواج یا مسائل جنسی ممکنه کنجکاوی کودک رو تحریک کنه؛ حتی اگر معنای کاملش رو نفهمه کنجکاوش میکنه پس کاملا حذف کنید.
۵. فیلم و سریال و بازی های متناسب با سنمحتوایی که در حضور کودک دیده میشه باید متناسب با سنش باشه. صحنههای عاشقانه یا شوخیهای نامناسب جنسی ممکنه تصویری در ذهن کودک ایجاد کنه که بعدها دنبال معنا و ادامه اون بره.
۶. کار کردن و بالا بردن عزت نفس فرزند و آموزش حیا و حریمبه کودک یاد بدیم بدنش امانت الهی و محترمه و بعضی قسمتهای بدن خصوصی هستند. خودش هم باید حریم بدن دیگران رو رعایت کنه. اگر کسی تصویر یا رفتار نامناسبی به او نشان داد، باید بتونه بدون ترس با والدین صحبت کنه. این آموزش باید آرام و متناسب با سن باشه؛ حیا با ترس و شرم افراطی فرق داره.
۷. نقش پدرپدر در این سن بهتره برای پسرش فقط نقش کنترلکننده نداشته باشه؛ بلکه دوست و محل امن دریافت پاسخ باشه. ورزش، تفریح و گفتوگوی صمیمی پدر و پسر کمک میکنه فرزند سؤالات حساسش رو از خانواده بپرسه، نه از اینترنت و دوستان.
۸.فرزند را تشویق و راهنمایی کنید که برای اوقات فراغت به دنبال یادگیری یک هنر باشد.به غیر از بالا بردن عزت نفس باید توجه داشت که ذهن و بدن بدون کار و هدف مشخص سریعتر در معرض آسیب ها قرار میگیرد.
۹. دوستانوالدین بهتره بدانند فرزندشان با چه کسانی رفتوآمد داره و فضای ارتباطی آنها چطوره؛ بدون اینکه با سوءظن یا کنترل افراطی رفتار کنند.
۱۰. محبت و امنیت عاطفیبه خاطر نزدیک شدن به بلوغ، محبت، آغوش و ارتباط عاطفی سالم با کودک رو کم نکنید. مرزبندی به معنای سرد شدن نیست. رابطه امن با والدین یکی از مهمترین عوامل تربیتی کودک است.
۱۱. سبک زندگی سالموزن متناسب، غذای سالم و متعادل، کاهش فستفود و خوراکیهای بسیار فرآوریشده، فعالیت بدنی و خواب کافی و منظم، به رشد سالم کودک کمک میکنه.
در نهایت:قرار نیست با این مراقبتها جلوی بلوغ رو بگیریم؛ بلوغ یک مرحله طبیعی زندگیه. هدف اینه که فرزندمون از نظر جسمی، ذهنی، عاطفی و اخلاقی متناسب با سن خودش رشد کنه و با حیا، کرامت نفس، آگاهی و رابطه امن با والدین وارد دوران نوجوانی بشه.
توصیه میکنم شما و خانواده محترم کلاس"تربیت نوجوان" و "تربیت جنسی فرزندان"این مجموعه را به خوبی گوش دهید.
سربلند و پیروز باشید
کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
سربلند و پیروز باشید
۳۷۷
۱۶:۵۷
#پیش_از_ازدواج
سلام، دختری ۲۵ ساله و دانشجو هستم و یک خواستگار فامیل دارم که شغل آزاده.قبلاً بهخاطر رضایت خانواده و تردید خودم رفتیم آزمایش، اما گفتن جواب خونمون مشکل داره و باید آزمایش ژنتیک بدیم.من بهخاطر تیک عصبی پسر و حساسیتی که داشتم، آزمایش ژنتیک رو قبول نکردم و بعداً پشیمون شدم.حالا دوباره اومدن و پدرم هم راضیه. پسر اخلاق خوب، زرنگ و همسن مناسبی داره و چون فامیلیمونه، همدیگه رو میشناسیم.از طرفی از مشکلات ژنتیکی و احتمال مشکل برای بچه در آینده میترسم، از طرفی میترسم اگر ردش کنم، بعداً حسرت بخورم که چرا آزمایش ندادم.واقعاً بین این دو نگرانی موندم؛ به نظرتون اول آزمایش ژنتیک بدم و بعد تصمیم بگیرم یا کلاً از ازدواج صرفنظر کنم؟

پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب سرکار خانم #الهی
بسم الله النورسلام خدمت دخترخانم عزیزنگرانی و تردید شما در این موقعیت کاملا طبیعی و قابل درک هست
برای اینکه بتونید تصمیم بهتری بگیرید ، در مرحله ی اول آزمایش ژنتیک انجام بدیدانجام آزمایش ژنتیک به معنی بله گفتن به ازدواج نیست بلکه ابزاری برای رفع ابهام و تصمیم گیری آگاهانه است.اگر الان بدون انجام ازمایش ، جواب منفی بدید، ممکنه این فکر و حسرت که نکنه جواب مثبت میشد و من موقعیت خوبی رو از دست دادم ، تا مدت ها ذهنتون رو درگیر می کرد
اگر آزمایش ژنتیک مشکل نداشت ، در مرحله ی بعد نوبت به تصمیم گیری درباره ی خود ازدواج می رسد . در این مرحله به موارد زیر توجه داشته باشین :
بررسی همه جانبه ی تناسب ها : شناخت فامیلی که دارید و اخلاق خوب ایشون ، خیلی ارزشمند هست اما حتما سایر ویژگی ها مثل اعتقادات ، بلوغ عاطفی ، نوع نگاه به خانواده و زندگی مشترک ، استقلال فکری ، نحوه مدیریت خشم و... رو بررسی کنین ؛ میتونید در این زمینه از یک مشاور پیش از ازدواج که امین و متدین باشه ، کمک بگیرید
تیک عصبی و حساسیتی که دارین: اینکه آیا این تیک مقطعی هست یا دائمی ؟و اگر دائمی هست ، شما میتونین پذیرش بدون سرزنش و با حفظ کرامت ایشون داشته باشین؟در مورد تیک عصبی خوب هست بدونید که در خیلی از افراد در موقعیت های استرس زا بروز می کنند یا شدید می شوند و به تنهایی نقصی برای ازدواج به حساب نمی آیند؛با این حال در خلوت خودتون بررسی کنید که آیا این حساسیت ، واقعا مانع پذیرش قلبی شما میشه یا نه ؟
به این صورت ، به جای تصمیم گیری بر اساس ترس از آینده ، بر اساس اطلاعات واقعی و منطقی تصمیم گیری میکنید .
توصیه می کنم صوتهای هنر انتخاب همسر که در کانال همسران خوب هست ، گوش بدین
امیدوارم که موفق و خوشبخت باشین@hamsaranekhoob
سلام، دختری ۲۵ ساله و دانشجو هستم و یک خواستگار فامیل دارم که شغل آزاده.قبلاً بهخاطر رضایت خانواده و تردید خودم رفتیم آزمایش، اما گفتن جواب خونمون مشکل داره و باید آزمایش ژنتیک بدیم.من بهخاطر تیک عصبی پسر و حساسیتی که داشتم، آزمایش ژنتیک رو قبول نکردم و بعداً پشیمون شدم.حالا دوباره اومدن و پدرم هم راضیه. پسر اخلاق خوب، زرنگ و همسن مناسبی داره و چون فامیلیمونه، همدیگه رو میشناسیم.از طرفی از مشکلات ژنتیکی و احتمال مشکل برای بچه در آینده میترسم، از طرفی میترسم اگر ردش کنم، بعداً حسرت بخورم که چرا آزمایش ندادم.واقعاً بین این دو نگرانی موندم؛ به نظرتون اول آزمایش ژنتیک بدم و بعد تصمیم بگیرم یا کلاً از ازدواج صرفنظر کنم؟
به این صورت ، به جای تصمیم گیری بر اساس ترس از آینده ، بر اساس اطلاعات واقعی و منطقی تصمیم گیری میکنید .
۳۶۴
۱۶:۵۷
#مشاوره
تنبیه کودک
سلام، وقت بخیر، همسر بنده اهل کتک زدن به بچه هست ، خیلی هم به بچه سخت میگیره ،بچهام تقریبا ۵ سال و ۳ هستن ،لطفا راهنمایی بفرمایید.
پاسخ مشاور کانال تربیتی همسران خوب آقای فاضل
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما مادر محترم
توجه کنید که آیا شوهر گرامی شما با دیگر کودکان هم همین برخورد را دارند یا خیر؟
اگر بله، این گونه رفتارها میتواند ریشه در کودکی همسرتان داشته باشد مثلاً ممکن است در کودکی همینگونه با او برخورد شده باشد.
اگر خیر، باید ایشان را آگاه کنید که مهربان بودن با کودک خود خیلی مهمتر از دیگر کودکان است (نه اینکه با کودکان دیگر مهربان نباشند) چون شما مسئولیت خطیر تربیت فرزند خود را برعهده دارید و رابطه محبتآمیز اصلیترین عنصر در تربیت فرزند است.
شما میتوانید با همسر محترمتان حرف بزنید و او را از تبعات این کار آگاه کنید اما بوسیله گفت و گوی با مهارت. چرا که اگر اینگونه نباشد تاثیرش ممکن هست عکس باشد. ایشان باید متوجه بشوند که این کار چقدر در آینده میتواند هم برای فرزندان هم برای شما آسیبزا باشد.
دقت داشته باشید که فرزندان شما در این سن در حال آزمون و خطا و کسب تجربه هستند پس اگر کاری برای ما بد است برای آنها اینگونه نیست. قرار نیست کودکان ما یک شبه ره صد ساله بروند.
تصور کنید خود شما والدین بزرگوار تا حالا رانندگی نکردهاید. وقتی برای اولین بار سوار خودرو میشوید، طبیعتاً نمیتوانید مثل یک راننده حرفهای رانندگی کنید، شما هم کم کم با کسب تجربه تبدیل به راننده حرفهای میشوید. حال اگر کسی در اولین سواری شما دائما به شما برچسب میزد یا گیر غیرمنطقی میداد، آیا شما به رانندگی ادامه میداید یا از خیرش میگذشتید؟
بدانید که سختگیری و گیر دادنهای الکی باعث پایین آمدن اعتماد بنفس کودک میشود.
غیر از این ممکن است که بچه ترسو بار بیاید زیرا دست به هرکاری که بخواهد بزند با خود فکر میکند که آیا باعث تنبیه دوباره من خواهد شد یا نه.
لازم به ذکر است که از تنبیه بدنی و گفتاری جداً خودداری کنید.
در رابطه با سختگیری و تنبیه باید بگویم شاید بالظاهر در سنین پایین جواب دهد اما آیا پدر بعد از بزرگ شدن فرزندان هم میتواند این کار را ادامه دهد؟ قطعا خیر. همزمان با رشد فرزندان، قدرت و غرور هم در آنها رشد میکند و پدر هم با بالا رفتن سنش ضعیف میشود. آنموقع اگر خطایی از فرزندان سربزند، پدر قدرت اینگونه برخورد را با آنها خواهد داشت؟ پس بهترین روش این است که از همین ابتدا با فرزندان خود ارتباط محبت آمیز و صمیمی داشته باشید.
اگر کودکان حرف ناشایست یا کار بدی انجام دادند در مقابل شما نباید فورا واکنش نشان دهید یا تنبیه کنید بلکه باید تغافل نمایید.
اگر قصد یاد دادن نکتهای به فرزندان خود دارید، میتوانید آن را حین بازی یا ذیل قصه آموزش دهید.
گاهی فرزندان کاری را انجام میدهند تا واکنش والدین را ببینند اگر در این مواقع با عدم مهارت، به کارشان واکنش نشان دهید آنها متوجه خواهند شد کی و کجا آن کار را انجام دهند تا شما اصلا متوجه آن نشوید (پنهان کاری) یا از آن استفاده میکنند تا به خواستههای خود برسند (لجبازی).
قطعا شما به این مسائل آگاه هستید اما اینها را گفتم جهت یادآوری به همسرتان تا ایشان هم از آثار تنبیه و سختگیری آشنا شوند تا خدای نکرده در آینده دچار مشکلات بزرگتری نشوید به امید خدا.
اما چگونه با همسر خود در این رابطه صحبت کنید.
توجه داشته باشید که هیچوقت مستقیم به او تذکر ندهید. مرد نباید غرورش خرد شود، بلکه با محبت و احترام با او سخن بگویید تا همان احترام را به شما پس دهد و حرف شما در دل ایشان بنشیند به خواست خدا.
با مرد خود تحکمی و امری و نهی صحبت نکنید، مرد بدش میآید. مرد نباید فکر کند که شما معلم او شدهاید.
در مواقعی که از کار برمیگردند موقعیت مناسبی برای طرح بحث نیست.
اوقاتی که خسته یا عصبانی هستند نیز برای مطرح کردن نقدتان مناسب نیست.
مطلب طولانی شده و بحث زیاد است، توصیه میکنم در این رابطه دوره هنر زن بودن را گوش کنید. در آنجا مهارت گفتوگو و انتقاد کردن به صورت مفصل بیان شده است.
سلام، وقت بخیر، همسر بنده اهل کتک زدن به بچه هست ، خیلی هم به بچه سخت میگیره ،بچهام تقریبا ۵ سال و ۳ هستن ،لطفا راهنمایی بفرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما مادر محترم
قطعا شما به این مسائل آگاه هستید اما اینها را گفتم جهت یادآوری به همسرتان تا ایشان هم از آثار تنبیه و سختگیری آشنا شوند تا خدای نکرده در آینده دچار مشکلات بزرگتری نشوید به امید خدا.
مطلب طولانی شده و بحث زیاد است، توصیه میکنم در این رابطه دوره هنر زن بودن را گوش کنید. در آنجا مهارت گفتوگو و انتقاد کردن به صورت مفصل بیان شده است.
۳۵۸
۱۷:۰۰
اگر بعد از تلاشهای شما تغییری حاصل نشد، میتوانید با مشاوران امین ارتباط بگیرید تا همسر محترمتان را با موارد تربیتی آگاه کنند.
موفق و پیروز باشیدالتماس دعا
۳۷۲
۱۷:۰۰
#تربیت_کودک سلام و احترام سپاس از مشاورین خوب و امین مجموعه تون.بنده خانم ۲۴ساله ام یک پسر ۱ ساله دارم که در خانواده خودم نوه اول هست و در خانواده همسر نوه دوم ،مسئله بنده این هست که هر دو خانواده بچه رو زیاد میبرند بیرون یعنی در مدت ۴ ساعتی که ما هفته ای یکبار خونه شون میریم پدر بزرگ ها ۶ الی ۷ بار بچه رو میبرن توی کوچه ، پارک ، مغازه و...و این باعث شده هر کسی میخواد بره بیرون پسرم بهانه بیرون بگیره و گریه کنه و کارهایی بکنه که معمولا پدربزرگ ها یا مادربزرگ ها دلشون رحم میاد و با گریه بیرون میبرند.این موضوع هم من رو اذیت میکنه هم احساس میکنم اعصاب پسرم ضعیف میشه.ممنون میشم راهنماییم کنید چطور این موضوع رو به حد تعادل برسونم تا برای بزرگترها ناراحتی پیش نیاد.
پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب جناب آقای #ترکی
سلام، وقت شما هم بخیر
هرچند مسئولیت تربیت فرزند با پدر و مادر هست، حفظ حرمت پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نیز واجب و مهم است. بنابراین حل مطلوب این مسئله، نیازمند تدبیر و ظرافت های خاصی هست که به برخی از آنها در ذیل اشاره میکنم، انشاالله که با رعایت این موارد مشکل شما حل میشود؛
توجه کنید که دور بودن کودک از مادر حتی در حد چند ساعت، در این سن جایز نیست و هم اکنون و هم در سالهای بعد نیز کودک نباید در محیطی به دور از چشم و نظارت پدر و مادر قرارگیرد، زیرا میزان و نوع دغدغه مندی و حساسیّت شما و پدرش از پدربزرگ و مادربزرگ متفاوت است.
بهتر است اول ریشه این حالت را بشناسید. مثلا اگر در منزل به اندازه کافی با کودک بازی نشود_مخصوصاً تک فرزند_ طبیعتاً وقتی در محیط دیگری قرار می گیرد، گریه و بی تابی کرده و به دنبال محیط جدید می رود تا تنوعی ببیند و عطش خود را برطرف کند.بنابراین شما و پدرش باید سعی کنید در خانه با کودک به اندازه کافی بازی کنید، تا روح و روانش سیراب شود.
نکته دوم اینکه با همسرتان در این زمینه یک صدا و هماهنگ باشید. اگر نظرات شما مخالف همدیگر باشد، نتیجه لازم حاصل نمیشود.
با پدربزرگ ها و مادربزرگ ها به صورت جداگانه صحبت کنید؛ شما با پدر و مادر خودتان و همسر شما با پدر و مادر خودش. دغدغه های تربیتی و نگرانی ها و اصول خودتان را با بیانی نرم و منطقی در محیطی آرام مطرح کنید، به شکلی که مسئله برایشان روشن شود و کامل در جریان پروسه تربیتی شما قرار بگیرند. (
دقت کنید؛ لحن شما حالت کمک خواستن باشد، نه امر ونهی)
حتی پس از انجام مورد قبلی، پدربزرگ و مادربزرگ، به سبب علاقه زیادی که به نوه شان دارند، ممکن هست وقتی نوه شروع به گریه کردن می کند مقاومتشان بشکند... در این جا مقاومت شما نباید بشکند، چون اگر یک بار در مقابل گریه های کودک کوتاه آمدید، کودک یاد می گیرد برای رسیدن به خواسته اش بایستی گریه کند و در نتیجه، کار شما سخت تر میشود، بنابراین ثابت قدم ایستادگی کنید.
وقتی که در منزل پدربزرگ مادربزرگ این حالت گریه کردن رخ داد، از تکنیک حواس پرتی و ارائه جایگزین استفاده کنید، یعنی دقت کنید کودک به چه بازی خیلی علاقه دارد، در هنگامی که قصد رفتن بیرون کرد، آن بازی را پیش بکشید و شروع کنید خودتان فعالانه آن بازی را با کودک انجام دهید، مثلا آب بازی، توپ بازی، نقاشی کشیدن یا هر فعالیتی که کودک دوست دارد و حواس کودک از بیرون رفتن پرت شود.
اگر اصلاح سریع این روند برایتان ممکن نیست، می تونید این مسئله را تدریجاً اصلاح کنید، مثلاً میزان بیرون رفتن را که الان ۴ بار در ۶ ساعت هست، در وهله نخست به دو بار در ۶ ساعت و هر بار ده الی پانزده دقیقه کاهش بدهید.
سعی کنید، تا جایی که توان دارید، خودتان هم با آنها همراه شوید و با هم بیرون بروید.یک گردش کوتاه خانوادگی به صورت روزانه در هوای آزاد و محیطی امن و مطلوب، حال همه خانواده را بهتر میکند.
با انجام این موارد انشاالله، مشکل برطرف می شود.
سربلند و پیروز باشید
کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب جناب آقای #ترکی
سلام، وقت شما هم بخیر
هرچند مسئولیت تربیت فرزند با پدر و مادر هست، حفظ حرمت پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نیز واجب و مهم است. بنابراین حل مطلوب این مسئله، نیازمند تدبیر و ظرافت های خاصی هست که به برخی از آنها در ذیل اشاره میکنم، انشاالله که با رعایت این موارد مشکل شما حل میشود؛
با انجام این موارد انشاالله، مشکل برطرف می شود.
سربلند و پیروز باشید
۳۸۴
۱۷:۰۰
#خواستگارسلام وقتتون بخیر، من ۱۸ سالمه و دخترم، یه خواستگاری دارم که وقتی مادرشون ازم شماره میگرفتن اونجا بودن و من دیدمشون، البته دور ایستاده بودن و من فقط یک لحظه خیلی کوتاه نظرم افتاد بهشون، از همون نگاه کوتاه احساس کردم نمیپسندم ایشون رو.شما صلاح میدونید من بگم ایشون بیان برا جلسه معارفه و آشنایی یا اینکه از همین احتمال نپسندیدنی که هست بگم نیام که بندگان خدا معطل من نشن؟
پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب جناب آقای #ترکی
سلام، وقت شما هم بخیر
نگاه در «یک لحظه خیلی کوتاه»، ملاک مناسبی برای قضاوت در مورد احساستان نیست.اگر شرایط اولیه، یعنی معیارهای اساسی و اصلی شما را دارند، اجازه دهید، برای خواستگاری و معارفه تشریف بیاورند.و شما اینبار زمان کافی برای سنجش جذابیّت و کشش خود نسبت به ایشان را دارید.سه حالت رخ می دهد؛ الف_ به دلتان نشست و خوشتان آمد.ب_ در حالت بینابین و خنثی هستید.ج_ بدتان آمد یا حالت انزجار و تنفر به شما دست داد.
در دو حالت اول بهتر است جلسات را ادامه دهید تا سایر ملاک ها را چک کنید، ولی در حالت سوم، قاطعانه و بدون هیچ رودربایستی مورد را رد کنید و هیچ جلسه یا ارتباطی را با وی ادامه ندهید.
نگران نباشید، آمدن خواستگار با این شرایط به منزل شما وقت تلف کردن نیست بلکه نشان از بررسی مسئولانه شما خواهد داشت.
سربلند و پیروز باشید
کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب جناب آقای #ترکی
سلام، وقت شما هم بخیر
نگاه در «یک لحظه خیلی کوتاه»، ملاک مناسبی برای قضاوت در مورد احساستان نیست.اگر شرایط اولیه، یعنی معیارهای اساسی و اصلی شما را دارند، اجازه دهید، برای خواستگاری و معارفه تشریف بیاورند.و شما اینبار زمان کافی برای سنجش جذابیّت و کشش خود نسبت به ایشان را دارید.سه حالت رخ می دهد؛ الف_ به دلتان نشست و خوشتان آمد.ب_ در حالت بینابین و خنثی هستید.ج_ بدتان آمد یا حالت انزجار و تنفر به شما دست داد.
در دو حالت اول بهتر است جلسات را ادامه دهید تا سایر ملاک ها را چک کنید، ولی در حالت سوم، قاطعانه و بدون هیچ رودربایستی مورد را رد کنید و هیچ جلسه یا ارتباطی را با وی ادامه ندهید.
نگران نباشید، آمدن خواستگار با این شرایط به منزل شما وقت تلف کردن نیست بلکه نشان از بررسی مسئولانه شما خواهد داشت.
سربلند و پیروز باشید
۳۹۷
۱۷:۰۰
#وسواس_همسر#کمال_گرایی_همسرسلام وقتتون بخیر من و همسرم بعد از ۵ سال زندگی به یک سری مشکلاتی خورده بودیم ، اون مشکلات رو تا حدودی حل کردیم و سعی میکنیم بهتر باهم صحبت کنیم و در کل اوضاع بینمان بهتر هست اما چیزی که الآن من رو اذیت میکنه این هست که : ۱) ایشون دچار یه سری وسواس هایی شدند که نمیدونم آیا درمورد آنها با خودشون صحبت کنم یا کار دیگه ای انجام بدم مثلا دستشویی هاشون طولانی تر شده ، دست شستن های الکی و از این دست موارد که البته بیشتر حالت وسواس مذهبی هست که باتوجه به این که ما قصد فرزند آوری داریم کمی من را نگران میکنه ۲) یه موضوع دیگه درمورد ایشون این هست که دچار کمالگرایی هست و چند سال هست میخواد یک امتحان مهم را شرکت کنه برای ارتقای مدرک علمی اما چون برنامه ریزی های فضایی میکنه و به اونها نمیرسه وسط کار ول میکنه یا حتی گاهی اصلا شروع نمیکنه !

پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب سرکار خانم #قنبری👇
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خواهر ارجمند به شما تبریک می گم که با صبر و پشتکار تونستید مشکلاتتان را حل کنید. انشاءالله در حل بقیه مشکلات هم موفق عمل می کنید.
ابتدا آرامش خودتان را حفظ کنید چون حالت شما به همسرتان منتقل می شود. به هیچ وجه فرد را سرزنش و مقایسه نکنید.
چون ریشه وسواس، اضطراب است و رویداد های اضطرابی باعث افزایش شدت وسواس می شود توصیه می شود تا پیگیری کامل وضعیت روحی همسر اقدام به فرزند آوری نکنید.
محیط خانه را آرام کنید و از تنش جلوگیری کنید.
ارتباطتان را با همسرتان قوی تر کنید. ببینید چه اتفاق های در رابطتان ممکن در همسرتون اضطراب ایجاد کرده باشه.
با همسرتان صحبت کنید و به او اطمینان دهید که برای شما مردی کامل و نمونه است و به او افتخار می کنید.
هفته ای یکبار همه خانواده قرار بگذارید باهم دعاهای مثل حدیث کساء، توسل بخوانید.
برای کمال گرایی،هدف را به «قدمهای کوچک» تقسیم کنید: از او بپرسید: برای شروع، کوچکترین کاری که امروز میتواند انجام دهد چیست؟ حتی ۱۵ دقیقه مطالعه. از او بخواهید برنامه هفتگی را روی کاغذ بیاورد و هر روز یک قدم به موفقیت در امتحان نزدیک شود
شکست را عادی کنید: با مثال خودتان به او نشان دهید که اشتباه و نرسیدن به هدف، بخشی از زندگی است. مثلاً بگویید: من امروز میخواستم خونه رو کامل تمیز کنم، ولی نشد. ولی همون قسمتی هم که تمیز کردم کافی باز فردا ادامه می دم.
اگر تمام این کارها رو انجام دادین همسرتون بهتر نشد به روانشناس متخصص و امین مراجعه کنید.
موفق باشید
کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
موفق باشید
۴۰۸
۱۷:۰۰
#نماز_نخوندن_جوانسلام وقت بخیر سلامت تن درست باشید دخترم سال دوم دانشگاه هست نماز و ترک کرده هر وقت بهش میگم بد اخلاقی میکنه میگه بهم نگو یه مدت هست بهش نگفتم اصلا اهمیت نمی ده خیلی ناراحت هستم نمی تونم با این کارش کنار بیام نمی خام بهاش بعث کنم واقعا ناراحتم نمی دانم باید چکار کنم

پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب سرکار خانم #قنبری👇
بسم الله الرحمن الرحیم 
سلام خواهر گرامی، نگرانی شما را درک می کنم. در ابتدا به چند سوال جواب دهید. محیط خانه شما چطور است؟ اعضای خانواده باهم اتحاد و همبستگی دارند؟ (به روایتی پدر و مادر با فرزندان رفیق هستند؟) دخترتان با چه کسانی دوست هست و رفت و آمد دارد؟
تاجای که می توانید روی اخلاق و رفتار خودتان کار کنید شما نماینده یک فرد مذهبی در ذهن دخترتان هستید بگذارید اخلاق تان باعث جذب دخترتان شود.
به هیچ عنوان از طعنه و کنایه،مقایسه استفاده نکنید و پیش هیچ کس بازگو نکنید که دخترتان نماز نمی خواند.
به اهل بیت و شهدا توسل کنید تا دخترتان به راه درست برگردد.
زمان های را به تفریحات دونفره اختصاص دهید باهم فیلم ببینید با هم کتاب بخوانید از همسرتان بخواهید پدرو دختری باهم بیرون بروند.
به دخترتان محبت کنید انسان ها شبیه کسی می شوند که به آنها محبت می کند.
تحت هیچ شرایطی محبت و احترام بین شما از بین نرود به او احترام و کرامت بدهید چون انسانی که کرامت داشته باشد از گناه دور می شود.
موفق باشید
کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
سلام خواهر گرامی، نگرانی شما را درک می کنم. در ابتدا به چند سوال جواب دهید. محیط خانه شما چطور است؟ اعضای خانواده باهم اتحاد و همبستگی دارند؟ (به روایتی پدر و مادر با فرزندان رفیق هستند؟) دخترتان با چه کسانی دوست هست و رفت و آمد دارد؟
موفق باشید
۴۲۷
۱۷:۰۰
#برادر_کاهل_نماز
سلام و خدا قوت دو برادر دارم که مجرد هستن بیست و خورده ای ساله با اختلاف سنی ۶ سال از هم خانواده مذهبی هستیم ولی این دو کاهل نمازن و اکثر شبها تا دیر وقت با دوستانشون برای تفریح بیرون هستند هرچی هم میگیم فایده نداره و از طرفی برادر کوچکمم متاسفانه بطور پنهانی چند ساله سیگار میکشه علنی نکردیم در خانواده ولی نگرانش هستیم و عکسای دورهمیش نشونم میده تو جمعشون دخترای بد حجاب هم هستند حوصله نصیحت هم نداره

پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب آقای #حسینی 
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و ادب
بدانید اصلی ترین راهکار برای تغییر برادرانتان، محبت است.اینگونه نماز خواندن برادرانتان مجوزی برای این نباشد که اندازه محبت شما کم بشود، به میزانی که محبت شما کم می شود، تأثیرگذاری شما هم کم می شود.
خوبی های برادرانتان را یادداشت کنید، به آنها توجه کنید و از آنها بابت این خوبی ها تشکر کنید.
بررسی کنید ریشه و دلیل اهمیت ندادن برادرانتان به مسائل عبادی چیه و براساس آن درمان را شروع کنید.اگر اعتقاداتش ضعیف است، شما اعتقاداتتان را با مطالعه و سؤال کردن از اهلش، قوی کنید و با آنها گفتگو کنید.
اگر رفقای ناباب است، با شدت دادن به محبت خودتان، سعی کنید تأثیر رفاقت را کم کنید.
در رفتارتان با آنها معنوی برخورد کنید. تواضع، گذشت، محبت، احترام، ادب و... رفتارهای معنوی هستند که طعم معنویت را به برادرانتان می چشاند.
از تذکر و نصیحت کردن، توصیه کردن های زیاد، بپرهیزید چون ارتباط عاطفی و اثر گذاری شما را کم می کند.
توقعاتتان را متعادل کنید. توقع شما در مرحله اول این باشد که نماز هایشان را مرتب بخوانند.
در ارتباط با سیگار کشیدن، به رو آوردن و تذکر زیاد نتیجه عکس می دهد.
راهکارش محبت زیاد و دیدن خوبی هاست.
وقتی ارتباط صمیمی شکل گرفت با لحن دلسوزانه مضرات سیگار را برایش بگویید.
برای آنها وقت بیشتری بگذارید. باهم به تفریح بروید سعی کنید به تدریج جای رفقایشان را پر کنید.
او را با دوستان خوب و مذهبی آشنا کنید.
زمینه اشتغال و ازدواج آنها را فراهم کنید. برایشان دعا کنید.
موفق و در پناه خدا باشید.
@hamsaranekhoob
سلام و خدا قوت دو برادر دارم که مجرد هستن بیست و خورده ای ساله با اختلاف سنی ۶ سال از هم خانواده مذهبی هستیم ولی این دو کاهل نمازن و اکثر شبها تا دیر وقت با دوستانشون برای تفریح بیرون هستند هرچی هم میگیم فایده نداره و از طرفی برادر کوچکمم متاسفانه بطور پنهانی چند ساله سیگار میکشه علنی نکردیم در خانواده ولی نگرانش هستیم و عکسای دورهمیش نشونم میده تو جمعشون دخترای بد حجاب هم هستند حوصله نصیحت هم نداره
در ارتباط با سیگار کشیدن، به رو آوردن و تذکر زیاد نتیجه عکس می دهد.
@hamsaranekhoob
۵۳۰
۱۷:۰۰
#همسر_کاهل_نماز
سلام خانم ۳۱ ساله و با شوهرم همسن هستم ۶ ساله ازدواج کردم و یه نوزاد دارم مشکلی که از ابتدا با همسرم داشتم در مورد تفاوت های مذهبی مون به ویژه نماز هست شوهرم آنقدر نمازش تند میخونه که انگار داره مسخره بازی در میاره و هیچ کار دیگه ای در عبادات غیر از نماز و روزه انجام نمیده یعنی نه دعا نه قرآن نه هیچ چیز دیگه ای.. من واقعا از این موضوع ناراحتم دلم میخواد در عبادات باهام همراهی کنه نماز شب بخونیم و ... ولی تابه حال هرچی باهاش صحبت کردم فایده نداشته. البته دعواهای دیگه ای هم داشتیم و از من حرف شنوی نداره واقعا دلم میخواد زندگیم مذهبی بشه چکار کنم نگران آینده نوزادم هم هستم.

پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب آقای #حسینی 
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و ادب اول به خاطر اینکه همسرتان نماز و روزه اش را انجام می دهد خدا را شکر کنید خیلی از مراجعین از بی نمازی همسرشان گله دارند. 
بدانید اصلی ترین راهکار برای تغییر همسرتان، محبت است.اینگونه نماز خواندن ایشان مجوزی برای این نباشد که اندازه محبت شما کم بشود،
به میزانی که محبت شما کم می شود، تأثیرگذاری شما هم کم می شود.
پاسخگوی نیازهای شوهرتان باشید و از وظایف زنانه چیزی کم نگذارید. در این رابطه گوش دادن دوره هنر زن بودن مجموعه توصیه می شود.
خوبی های همسرتان را یادداشت کنید، به آنها توجه کنید و از ایشان بابت این خوبی ها تشکر کنید.
بررسی کنید ریشه و دلیل اهمیت ندادن شوهرتان به مسائل عبادی چیست و براساس آن درمان را شروع کنید.اگر اعتقاداتش ضعیف است، شما اعتقاداتتان را با مطالعه و سؤال کردن از اهلش، قوی کنید و با او گفتگو کنید.
اگر رفقای ناباب است، با شدت دادن به محبت خودتان، سعی کنید تأثیر رفاقت را کم کنید.
در رفتارتان با ایشان معنوی برخورد کنید. تواضع، گذشت، محبت، احترام، ادب و... رفتارهای معنوی هستند که طعم معنویت را به طرف مقابل می چشاند.
از تذکر و نصیحت کردن، توصیه کردن های زیاد، بپرهیزید چون ارتباط عاطفی و اثر گذاری شما را کم می کند.
توقعاتتان را متعادل کنید. اینکه از همسرتان توقع نمازشب خواندن دارید، زیاد است.قدم اول این باشد که نمازش را آهسته بخواند.
برایش دعا کنید.
موفق و در پناه خدا باشید.
@hamsaranekhoob
سلام خانم ۳۱ ساله و با شوهرم همسن هستم ۶ ساله ازدواج کردم و یه نوزاد دارم مشکلی که از ابتدا با همسرم داشتم در مورد تفاوت های مذهبی مون به ویژه نماز هست شوهرم آنقدر نمازش تند میخونه که انگار داره مسخره بازی در میاره و هیچ کار دیگه ای در عبادات غیر از نماز و روزه انجام نمیده یعنی نه دعا نه قرآن نه هیچ چیز دیگه ای.. من واقعا از این موضوع ناراحتم دلم میخواد در عبادات باهام همراهی کنه نماز شب بخونیم و ... ولی تابه حال هرچی باهاش صحبت کردم فایده نداشته. البته دعواهای دیگه ای هم داشتیم و از من حرف شنوی نداره واقعا دلم میخواد زندگیم مذهبی بشه چکار کنم نگران آینده نوزادم هم هستم.
برایش دعا کنید.
موفق و در پناه خدا باشید.
@hamsaranekhoob
۷۸۱
۱۷:۰۰