لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل دعایی در طلب حیات طیبه و تیسیر امورد
۱.۳ هزار عضو

دعایی در طلب حیات طیبه و تیسیر امور

تلاشی برای ختم مفهومی قرآن دعایی عملی در طلب حیات طیبهhttps://ble.ir/hayate_tayebe313


آدرس گروه اشتراک تجربیات مان از زندگی با سوره ها: ble.ir/join/MjhkOGU0MD
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۰ مرداد
بازارسال شده از بایگانی ادعیه

دعای امیرالمؤمنین قبل جنگ جمل.pdf

۷۲۷.۵۷ کیلوبایت

دعای امیرالمومنین قبل جنگ جمل

۱۴

۱۹:۰۸

دعایی در طلب حیات طیبه و تیسیر امور
دعای امیرالمؤمنین قبل جنگ جمل.pdf
خواندن این دعای فوق العاده رو از دست ندید
undefined۲
undefined۱

۲۶۱

۱۹:۰۸

۱۲ مرداد
بازارسال شده از کادح
thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیممی گفتند حج امسال، بالاترین دمای هوای مکه در ۱۸ سال گذشته است، اما من جز یک جا، اصلا و هیچ جا از گرما اذیت نشدم.نه ظهرهای مدینه که برای نماز ظهر می رفتم و در ظلّ آفتاب، به هتلمان که دورترین هتل از حرم نبوی بود، برمی گشتم درحالیکه هیچ سایه و سایبانی در این مسیر طولانی نبود.نه هنگام رفتن به رمی جمرات وُسطیٰ، از آن سربالایی تند خیابان صدقی، نه در رمی جمرات، و شلوغی اش، نه هنگام بازگشت از جمرات آخر زیر آفتاب. نه در منا و چادرهایش. نه هنگام طواف کعبه، نزدیک زوال آفتاب‌. حتی نه ظهر روز عرفه، موقع نماز درست زیر آفتاب!فقط یک جا گرما مرا بیچاره کرد؛ و آن شب عرفه بود!! آنقدر گرما کلافه ام کرده بود که نمی‌دانستم چکار کنم، نه می توانستم دعایی بخوانم، نه عبادتی و نه حتی می توانستم بخوابم! واقعا بیقرار و کلافه بودم، از همه بیشتر بابت اینکه چرا گرما طوری به من غلبه کرده که در اولین شبی که اعمال حج آغاز شده باید اینطور مثل مرغ پر کنده، دور خودم بچرخم و ندانم که چکار کنم! آن هم درست در زمان و مکانی که خیلی روی معنوی بودنش حساب باز کرده بودم! داخل چادر بی نهایت فشرده و گرم بود. بیرون از چادر هم که اصلا هوا نبود، یعنی واقعا هوا نبود! حالت تنگی نفس شده بودم، حس می کردم هیچ اکسیژنی در هوا نیست و همین الان است که از بی هوایی خفه شوم! چه دعاها و:اشک ها که برای شب عرفه، برنامه ریزی نکرده بودم! اصلا شاید همین کار را خراب کرده بود! همین حساب کتاب کردن! گویی حج را باید بدون پیش فرض ادا کرد! حج را گذاشته اند برای رویت کلام امیرالمومنین که فرمود عرفتُ الله بفسخ العزائم!یک پیش فرض بزرگ در مورد سرزمین عرفات و شب و روز عرفه وجود دارد که حسابی روی دوش من سنگینی می کرد و آن اینکه اینجا زمان و مکانی است که امیرالحاج، امام زمان(عج) حتماً و قطعاً حضور دارند. و در شب عرفه، آنقدر حس کلافگی و خفگی از گرما بر من غلبه کرده بود که جا برای هیچ حس دیگری باقی نمی گذاشت! و حسرت بود که ثانیه به ثانیه بر روی حس کلافگی سوار می شد و بی قراری ام را بیشتر می کرد. به سمت جبل الرحمة رفتیم و بخاطر شلوغی بی حد و حساب راهش، منصرف شدیم. با همسرم بیرون چادرها، جایی نشستیم، او مشغول دعا شده بود و من، در حال خفگی بودم، فایده نداشت، بلند شدم، برگشتم داخل چادر، از شدت گرما نمیشد نفس کشید، دوباره زدم بیرون، کنار یکی از چادرها، دو پنکه بزرگ گذاشته بودند، جلویش نشستم، اثر خاصی در خنک کردن نداشت، جز اینکه کمی سکون هوا را جابجا میکرد. به هر مشقتی بود، دعای شب عرفه، دعای یا شاهد کل نجوی را، با چند قطره اشک زورکی به اندازه بال مگسی، تمام کردم، تنها امیدم این بود که این دعا برای اعمال شب جمعه هم وارد شده و هرچه اینجا نصیبم نشده، شاید شب جمعه ای در تهران نصیبم شود. خلاصه هرطور که بود آن شب سخت را سحر کردم، صبح به سختی، وسط آن همه شلوغی داخل چادر، تلاش کردم چرت کوتاهی بزنم تا برای اصل اعمال که از ظهر عرفه آغاز می‌شد، اندک توانی داشته باشم. ظهر عرفه شد و من هنوز امام را ندیده بودم، و با آن حال و اوضاعِ غیرمعنوی، امید چندانی هم نداشتم.بعد از نمازظهر، مشغول نماز اوابین شدم، درحالیکه در چادر، مشغول پهن کردن سفره، درست جلوی پایم بودند. در میانه همان توحید خواندن های نماز اوابین، ناگهان حقیقتی را، ملاقات کردم، انگار کسی آمد و تمام بیچارگی ها و نگرانی هایم از ندیدن امام را از روی دلم برداشت. ناگهان جوری سبک و آرام شدم، تو گویی تشنه ای پس از ساعت ها، به آب رسیده. آن حقیقت این بود: هرزمان مشتاقِ دیدنِ روی امام شدی، می توانی امام را در قرآن ملاقات کنینمی دانم این جمله، آن زمان که به قلبم خطور کرد چقدر درست بود، اما هرچه که بود گویی آب گوارایی بر آتشِ جان ملتهب و خفه ی من بود. دیشب جمله ای از آیت الله مجتبی تهرانی خواندم که مرا برد به همان حال و هوا."*اگر انسان کامل بخواهد به شکل مکتوب در آید، صورتش (ظاهرش) می شود قرآن کریم، همانگونه که امیرالمؤمنین علی (ع) قرآن ناطق بودند. حال اگر این قرآن قرائتش و تفکر در آیاتش قلوب ما را متحول نمی کند، شک نکنید که زیارت [و دیدار] انسان کامل، حضرت حجت(عج) هم قلوب ما را متحول نخواهد کرد! اگر می خواهید حال خود را هنگام ملاقات حضرت حجت بدانید، ببینید الان در ملاقات با قرآن چه حالی دارید! اگر مشتاق قرآنید، می توانید امیدوار باشید که مشتاق حضرت حجت هم هستید و گرنه اگر قرآن نزد شما مهجور است و با آن انسی ندارید و فکر می کنید که مشتاق حضرت حجت هستید، آن شخص امام زمان، زاده ی وهم و خیال خودتان است.*"پناه بر خدا از اشتیاقی که زاده وهم و خیال باشدپناه بر خدا از باب ملاقاتی که به سهولت باز است و ما، اسیر در روزمرگی های ناتمام خود، از آن غافلیمپناه بر خدا از قرآن خواندن هایی که بهره ای از ملاقات ندارد@kadeh179

۱۴

۴:۵۵

۱۳ مرداد
undefined️undefined️undefined️
سلام و رحمت خدا بر خواهران بزرگوار
ضمن عرض تسلیت اربعین حسینی و ایام پایانی ماه صفر، به استحضار میرساند فردا جلسه قرآن مون برگزار نمی شود.
undefined۴

۲۶۸

۲۱:۱۴

۱۴ مرداد
بازارسال شده از کادح
thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیمآه زینب، آه زینب، آه زینب...نام تو کافیست تا تاب و توانم برود و قراری برایم نماند... نام تو کافیست تا حکایتِ دل کندن، نه، که جان کندن هربار برایم تکرار شود..نام تو کافیست تا حکایت زنده زنده جان دادن را به چشم ببینم..همیشه اوج داغ و ماتم کربلا برایم عصر عاشورا بود، آن جا که زینب کبری باید از حسین دل می برید..من جان کندن را هنگام خروج از حرم حسین(ع) تجربه کردم، و تا امشب گمان می کردم هیچ کَندَنی در عالم، سنگین تر از آن وداع عصر عاشورا نبوده، نه حتی آن موقع که اباعبدالله پس از خداحافظی با زینب کبری راهی میدان می شوند، که آن لحظه که زینب کبری، باید بدون امامش، راهی سفر می شد، امامش را، حسینش را رها می کرد و من یقین داشتم که حضرت زینب قلبش را روی خاک قتلگاه گذاشت، دل که نه، جان بُرید و از کربلا رفت..تا امشب، یعنی شب اربعین ۱۴۰۵، که برای اولین بار، روضه جدیدی شنیدم و و با تمام وجود چشیدم..شنیدم که اربعین، روزی است که سر مبارک امام حسین علیه السلام، توسط امام سجاد(ع) به پیکر صد پاره امام ملحق شد و به خاک سپرده شد. و من امشب تازه لحظه اوج جان کندن زینب کبری را ملاقات کردم...آخر تمام این چهل روز، اگر نه جسم حسینش، که رأسش با او بود، داغِ دیدن رأس شریف امام بر بالای نی، هرچقدر هم که سوزان و کشنده، اما هنوز تسلی بخش بود، هنوز صوت حزین قرآن از حلقوم بریده، مرهمی بر زخم جگر بود، عطر بهشتی رأس مبارک، التیام بخش دردها و بی تابی ها بود...اما اربعین، آن لحظه ای بود که دیگر همه امید زینب کبری، به تمامی ناامید شد... تنها نشان برادر هم از او گرفته شد...و من چه روشن این روضه را با تمام جانم ملاقات کردم..منی که از ۹ اسفند در فراق آقا هر شب باریده بودم، اما حتی یک لحظه، رفتنش را باور نکرده بودم تا ۱۵ تیر، مراسم وداع و نماز حضرت آقا، گویی همین که جسم مطهرش در تهران بود، قوت قلبی بود که سوز جگر را کم می کرد.. آفتاب آن روز که غروب کرد، آقا که برای همیشه از تهران رفت، داغ قلبم تازه سوزان شد.. تازه فهمیدم که زینب کبری در اربعین چه کشیده، تازه فهمیدم وداع با سر خونین امام، برای همیشه، یعنی چه، تازه فهمیدم دل بریدن یعنی چه، جان کندن یعنی چه، تاب و توان نماندن یعنی چه..و اگر نبود امر الهی برای بقای روح زینب کبری در جسم بی تابش، حتماً که جان داده بود در اربعین...و اگر نبود همین امر برایم، و اگر نبود دست عنایت جبل الصبر زینب، و اگر نبود نگاه نگران فاطمه ، طهورای بهشتی ام، حتماً جان می دادم...اما امید دارم که معامله ام به عنایت زینب کبری مقبول شود...که ما، یعنی من و فرزندانم بلاگردان نائب امام و خود امام شویم...
#کادح#دررنج‌فراق#در‌ملاقات‌نزع#زیارت‌اربعین@kadeh179

۸

۴:۰۹

۲۱ مرداد
بازارسال شده از کادح
thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیم عصر جمعه بود، اولین صف در نزدیکی باب الرأس الشریف نشسته بودم، نماز بودم که دختری از راه رسید، دنبال جا بود، خانم کناری ام گفت جا نیست، سلام نماز را که دادم، جمعتر نشستم و دعوتش کردم کنارم بنشیند. این کار را دوست دارم، چون خودم را به جای آنهایی تصور می کنم که دنبال اندک جایی برای نماز در بین صفوف به هم فشرده می گردند، در حس امیدواری و شادی آنها، آن لحظه ای که در اوج ناامیدی کسی بهشان جا می‌دهد، شریک می شوم.تا دیدمش فهمیدم عربستانی است، پرسیدم سعودی؟ گفت بله. گفتم کدام شهر؟ گفت مدینه.. چشم هایم قلبی شد! در کربلا، شیعیانی از شهرهای قطیف و احساء عربستان زیاد دیده بودم، اما از مدینه نه. اسمش زهرا بود. پرسیدم شیعه بودن در مدینه چگونه است؟ گفت باید تقیه کنیم. چون اگر مردم بفهمند شیعه ایم، خیلی اذیت می کنند، در کارهایمان مشکل درست می کنند. پرسیدم: حکومت چطور؟ گفت: تا وقتی تقیه می کنیم، زیاد کاری ندارد. فقط اصلا حق عزاداری و سایر مراسمات را نداریم. باید مخفیانه عزاداری کنیم. گفتم: در مدینه اسامی و القاب حضرت زهرا را اصلا روی بچه هایشان نمی گذارند؟ گفت: نه، بخاطر همین هم اسم من خیلی جلب توجه می کند. پرسیدم: خدیجه چطور؟ گفت: آن هم از اسامی مخصوص شیعیان است..یک ساعتی با هم حرف زدیم، در این مدت اصلا نگفت که ما غریب یا مظلومیم. اما در بین جملاتش چند بار این را تکرار کرد که رسول الله در مدینه خیلی غریب است. می گفت: رسول الله هم در زمان زندگی اش غریب بود، آنقدر که به او در واپسین لحظه های زندگی اش نسبت جنون دادند و هم الان غریب است، که دو طرفش ابوبکر و عمر هستند و این همه زائر دارند، اما قبر نواده های رسول، خاکی و این قدر غریب است. غربت ائمه بقیع، را شنیده ایم، اما برایم خیلی جانسوز بود که یک شیعه اهل مدینه، در بین این همه غربت و مظلومیت، از شرایط در خفا و تقیه خودشان گرفته، تا غربت و مظلومیت ائمه بقیع، چیزی که بیشتر از همه به چشمش می آمد و رنجش می داد، مظلومیت و غربت رسول الله در مدینه بود. برایم خیلی جالب و عجیب بود این حسِ مشترک، چون من هم در مدینه النبی، حتی بیشتر از غربت حضرت صدیقه طاهره و بیشتر از غربت ائمه بقیع، غربت رسول الله را حس می کردم. با اشک چشم تأییدش کردم و گفتم: میدانی چرا رسول الله غریبند؟ چون امت شان، قرآن را مهجور کردند. آنها قرآن نخواندند، ما ینطق عن الهوی را ندیدند که به رسول الله نسبت جنون دادند و این فقط بخاطر اینست که آنها زندگی دنیا را به آخرت ترجیح می دهند. [ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ...سورة نحل, آیه 107]گفتم امسال حج بودم و در مدینه بنظر می‌رسید که اهل سنت، حتی خیلی بیشتر از خود رسول الله برای ابوبکر و عمر احترام قائلند!! درست متوجه شدم؟ تأیید کرد و گفت همینطور است.برایش تعریف کردم یک روز در مسجد النبی، یک شرطه مأمور نهی از منکر، داشت به یک پاکستانی مسن، بحث می کرد که دست هایت را به حالت دعا و توسل به سمت قبر رسول الله بلند نکن( رو به قبله بایست.) آن مرد هم با لحن علمی و اقناعی ایستاده بود و بحث می کرد. کنارشان ایستادم تا ببینم توجیه هر کدامشان چیست! شرطه می گفت توسل فقط به سه چیز جایز است: اسماءالله، کتاب الله و رجل مؤمن. و منظورش از رجل مؤمن صالح، صحابی های مدفون در کنار مزار پیغمبر بود! و مرد پاکستانی ( که بنظر می‌رسید خودش هم اهل سنت است) با تعجب و خنده، ایراد وارد کرد که خب تو که می گویی توسل به رجل مؤمن جایز است، کدام مردی صالح تر و مومن تر از خود رسول الله؟!! و مأمور با نگرانی و عتاب سر تکان داد و رد می کرد که نه! توسل به رسول الله جایز نیست!غروب جمعه شده بود، در حرم اباعبدالله، اشک ریختیم برای غربت کسی در شهری که به نام خودش هست، در مسجدی که خودش بنا کرده، در میان پیروان آیینی که خودش رسول آن است.و اینگونه است که قومی که قرآن را مهجور کنند، رسول را غریب می کنند، قومی که قرآن نفهمند، با حرامزاده ها بیعت می کنند و بر سینه سبط النبی می نشینند.. قومی که در قرآن تدبر نکنند، و مبنای زندگی شان، گزاره های وحیانی نباشد، بلاخره یک جایی، از همراهی با ولی خدا کم می آورند و او را تنها می گذارند.حواسمان باشد قرآن را مهجور کردن، یعنی دور شدن از آن با زبان و بدن و قلب. یعنی هر رجوع ما به گزاره های نفسانی، به جای گزاره های وحیانی، غربت رسول الله و حجت الله را بیشتر می کند. یعنی بهره ما از حیات کمتر و دسترسی ما به آب گوارا سخت تر، یعنی نفس کشیدن در هوای بی اکسیژن و خفگی. وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآن مَهْجُورًا(۳۰ فرقان)آخرین وصیت رسول الله: إني تاركٌ فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي أهل بيتي، فإنهما لن يفترقا حتّى يردا علي الحوض، ما إن تمسکتم بهما،لن تضلوا ابداً#کادح@kadeh179

۴

۲:۱۵

سلام و رحمت و نورآجرک الله یا بقیة الله عرض تسلیت شهادت حضرت رسول اکرم و امام حسن مجتبینظر به تعطیل رسمی بودن امروز جلسه مون برگزار نخواهد شد
undefined۳

۶۵

۳:۵۳

بازارسال شده از بسیج غیب در حمایت از جبهه مقاومت و ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه
بسم الله الرحمن الرحیم برای تسلای دل امام زمان در بزرگ ترین داغ عالم دعای حریق می خوانیم.
undefined۱

۱

۴:۴۶

بازارسال شده از بایگانی ادعیه

دعای حریق.pdf

۸۰۴.۲۲ کیلوبایت

دعای حریق

۱

۴:۴۸

thumbnail
زیارت رسول خدا "صلی الله علیه و آله" در هر نماز، ملاقات با خداست.
حضرت رسول "صلی الله علیه و آله" روح عبادت و بندگی است و ملاقات و زیارت با بندگی، زیارت با خداوند است‌.
این زیارت از قوی‌ترین انواع زیارت‌هاست که همراه با هر نمازی امکان تحقق دارد.
زیارت رسول خدا "صلی الله علیه وآله" در مدینه، زیارت همه خوبی‌هاست که به واسطه وحی در زمین جاری شده است.
همه زیارت‌ها هویت خودشان را از این زیارت گرفته‌ است و بدون آن هیچیک از زیارت‌ها مهرقبولی نمی‌خورد.
زیارت رسول‌خدا (ص) می‌تواند جایگزین همه زیارت‌ها باشد ولی در این جایگزین شدن، معرفت فرد بسیار تعیین کننده است.
زیارت رسول خدا (ص) در دو محل به صورت مشخص امکان وقوع دارد؛ یکی در نماز و دیگری در قرائت قرآن.
زیارت، فعال کننده نور نماز و قرآن است.
undefined استاد احمدرضا اخوت
اربعین ۱۴۰۳

https://ble.ir/hayate_tayebe313
undefined۳

۱۰۰

۵:۰۵