در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
آخرین فرصت
دوستانی که این روزها دربارهٔ دورهٔ «صفحهآرایی در وُرد» پرسوجو کردهاند، یک نکته را در نظر داشته باشند:
تخفیفهای فعلی دوره، محدود و در حال پایان یافتن است.
بعد از پایان زمان کدهای تخفیف، قیمت دوره افزایش پیدا میکند.
بنابراین اگر قصد شرکت در دوره را داشتهاید و فقط زمان ثبتنام را به تعویق انداختهاید، بهتر است قبل از پایان تخفیفها، سرفصلها را ببینید و تصمیمتان را بگیرید.
بازخوردهای فراوانی از شرکتکنندگان دوره در صفحهٔ معرفی دوره درج شده است. این بازخوردها برای ما دلگرمکننده بوده و نشان میدهد این آموزش برای کسانی که با آثار علمی، پژوهشی، کتاب و فایلهای حرفهای Word سروکار دارند، کاربردی است.
جزئیات دوره: yaademy.com/c/11
اگر قرار است این دوره را تهیه کنید، قیمت فعلی آخرین فرصت شما برای استفاده از تخفیفهای موجود است.
بعد از پایان کدها، قیمت جدید اعمال خواهد شد.
خانهٔ ویراستار خانۀ خودتان است.@heydarisani_ir
تخفیفهای فعلی دوره، محدود و در حال پایان یافتن است.
بعد از پایان زمان کدهای تخفیف، قیمت دوره افزایش پیدا میکند.
بنابراین اگر قصد شرکت در دوره را داشتهاید و فقط زمان ثبتنام را به تعویق انداختهاید، بهتر است قبل از پایان تخفیفها، سرفصلها را ببینید و تصمیمتان را بگیرید.
بازخوردهای فراوانی از شرکتکنندگان دوره در صفحهٔ معرفی دوره درج شده است. این بازخوردها برای ما دلگرمکننده بوده و نشان میدهد این آموزش برای کسانی که با آثار علمی، پژوهشی، کتاب و فایلهای حرفهای Word سروکار دارند، کاربردی است.
اگر قرار است این دوره را تهیه کنید، قیمت فعلی آخرین فرصت شما برای استفاده از تخفیفهای موجود است.
بعد از پایان کدها، قیمت جدید اعمال خواهد شد.
۷۴
۵:۳۵
گاهی آدم برای یاد گرفتن،به کلاس و تخته و صندلی نیاز ندارد...کافی است چند نفر از کسانی را پیدا کندکه دغدغۀ مشترکی دارندتا دور یک میز بنشینندو دربارۀ آن موضوع گپ بزنند.
✓ این نشستها قرار نیست سخنرانی یکطرفه باشد.قرار است گپ بزنیم، بخوانیم، نقد کنیم، ویرایش کنیم، اختلافنظر داشته باشیم، تجربه ردوبدل کنیم و از هم یاد بگیریم.
اگر ویراستار، نویسنده، مترجم، پژوهشگر، دانشجو یا دوستدار و دغدغهمند زبان و متن و نوشتن هستید، خوشحال میشویم شما هم به جمعمان بیایید.
نشستهای مشهد پرسابقه است، از ۱۳۹۰ تا امروزو این روزها مهمان اینجا هستیم:
پس از واریز، تصویر سند را به این نشانی بفرستید:@heydarisaniو بیایید. جزئیات را در خصوصی به شما خواهم گفت.
تازه میتوانید رفقای مشهدیتان را خبر کنید و دستهجمعی بیایید.
۹۴
۱۷:۲۰
ویراستار حرفهای متن را میبیند؛ اما خیلی وقتها در آن دست نمیبرد.
نویسنده ممکن است جملهای را به شیوهای نوشته باشد که از نظر ویراستار، شیوۀ دیگری هم برای نگارش آن وجود داشته باشد؛ اما اگر جمله از نظر دستوری درست، از نظر معنایی روشن و با سبک کلی متن هماهنگ باشد، آیا واقعاً باید تغییر کند؟
ویرایش قرار نیست متن را به «سبک مطلوب ویراستار» نزدیک کند.
ویراستار باید میان این دو تفاوت بگذارد:
«این جمله را میتوان بهتر نوشت.»
و
«این جمله به اصلاح نیاز دارد.»
این دو تا یکی نیستند.
هدف ویرایش به رخ کشیدن توانایی ویراستار نیست؛هدف بهتر شدن متن است.
شاید یکی از مهارتهای دشوار ویراستاری همین باشد:بدانیم کجا باید دست ببریم و کجا باید بگذاریم متن و صدای نویسنده باقی بماند.
۱۰۱
۱۰:۳۳
کدام واژه و کجا؟
در ویرایش، گاهی مسئلۀ ویراستار این نیست که واژۀ «درست» را انتخاب کند؛ بلکه مسئله این است که کدام واژه در این بافت «دقیق»تر است.
مثلاً بیایید «اثر» و «تأثیر» را در نظر بگیریم. این دو واژه ظاهراً هممعنا هستند و در بسیاری از جملهها میتوانیم هر دو را به کار ببریم؛ اما همیشه جایگزین کامل یکدیگر نیستند و ممکن است در برخی بافتها معنای دیگری پیدا کنند. این مثال را ببینید:
«این پژوهش تأثیر آموزش بر عملکرد دانشجویان را بررسی میکند.»
در اینجا منظور از «تأثیر»، رابطهٔ علّی یا اثرگذاری یک عامل بر چیز دیگر است؛ پس میشود بهجایش از «اثر» استفاده کرد.
اما در مثال زیر چطور؟:
«این اثر در سال ۱۳۴۵ منتشر شد.»
اینجا «اثر» به معنای یک نوشته یا محصول فکری و هنری است.
پس نمیتوان واژهها را بیتوجه به بافت بهجای هم نشاند و یک فهرست ساده درست کرد و گفت این واژه درست است و آنیکی غلط. معنا را بافت تعیین میکند.
یکی از نشانههای ویراستار حرفهای همین است که بهجای شکارِ «غلطهای واژگانی»، رابطهٔ واژه با معنای جمله و سپس جایگاهش در کل متن را بررسی میکند. واژهٔ خوب واژهای است که دقیقترین معنا را در همان بافت منتقل کند.
این بحث ادامه دارد...
خانهٔ ویراستار خانۀ خودتان است.@heydarisani_ir
مثلاً بیایید «اثر» و «تأثیر» را در نظر بگیریم. این دو واژه ظاهراً هممعنا هستند و در بسیاری از جملهها میتوانیم هر دو را به کار ببریم؛ اما همیشه جایگزین کامل یکدیگر نیستند و ممکن است در برخی بافتها معنای دیگری پیدا کنند. این مثال را ببینید:
«این پژوهش تأثیر آموزش بر عملکرد دانشجویان را بررسی میکند.»
در اینجا منظور از «تأثیر»، رابطهٔ علّی یا اثرگذاری یک عامل بر چیز دیگر است؛ پس میشود بهجایش از «اثر» استفاده کرد.
اما در مثال زیر چطور؟:
«این اثر در سال ۱۳۴۵ منتشر شد.»
اینجا «اثر» به معنای یک نوشته یا محصول فکری و هنری است.
پس نمیتوان واژهها را بیتوجه به بافت بهجای هم نشاند و یک فهرست ساده درست کرد و گفت این واژه درست است و آنیکی غلط. معنا را بافت تعیین میکند.
یکی از نشانههای ویراستار حرفهای همین است که بهجای شکارِ «غلطهای واژگانی»، رابطهٔ واژه با معنای جمله و سپس جایگاهش در کل متن را بررسی میکند. واژهٔ خوب واژهای است که دقیقترین معنا را در همان بافت منتقل کند.
این بحث ادامه دارد...
۱۱۵
۱۳:۱۶
«که» همیشه بیگناه نیست
گاهی در ویرایش یک جمله، فقط با حذف یک «که» جمله ناگهان جان میگیرد.
مثلاً:
«استاد راهنما گوشزد کرد که نکاتی را که در شیوهنامه ذکر شده، رعایت کنم.»
از نظر دستوری، جمله نادرست نیست؛ اما کمی سنگین شده. میتوانیم اینطور بنویسیمش:
«استاد راهنما گوشزد کرد نکاتی را که در شیوهنامه ذکر شده، رعایت کنم.»
نکته: در ویرایش، قرار نیست هر «که»ای را حذف کنیم. مسئله سادهتر کردن ساختار جمله است. گاهی «که» دقیقاً همان چیزی است که جمله به آن نیاز دارد. البته گاهی هم فقط نتیجهٔ عادت نویسنده به جملهسازیهای پیچیده است.
یادمان باشد:ویرایش خوب، حذف واژهها نیست؛
تشخیص واژههای ضروری و غیرضروری است.
شما در متنهای علمی بیشتر با «که»های ضروری روبهرو میشوید یا «که»های اضافی؟ دیدگاه بگذارید و مثالی بزنید.
خانهٔ ویراستار خانۀ خودتان است.@heydarisani_ir
گاهی در ویرایش یک جمله، فقط با حذف یک «که» جمله ناگهان جان میگیرد.
مثلاً:
«استاد راهنما گوشزد کرد که نکاتی را که در شیوهنامه ذکر شده، رعایت کنم.»
از نظر دستوری، جمله نادرست نیست؛ اما کمی سنگین شده. میتوانیم اینطور بنویسیمش:
«استاد راهنما گوشزد کرد نکاتی را که در شیوهنامه ذکر شده، رعایت کنم.»
نکته: در ویرایش، قرار نیست هر «که»ای را حذف کنیم. مسئله سادهتر کردن ساختار جمله است. گاهی «که» دقیقاً همان چیزی است که جمله به آن نیاز دارد. البته گاهی هم فقط نتیجهٔ عادت نویسنده به جملهسازیهای پیچیده است.
یادمان باشد:ویرایش خوب، حذف واژهها نیست؛
تشخیص واژههای ضروری و غیرضروری است.
۱۳۲
۱۴:۲۴
«که» همیشه ضروری نیست
«که» گاهی بند موصولی میسازد، مانند:
۱. آنها که نمیتوانستند، میگفتند خوشبهحال آنهایی که میتوانند (روزها، ج۱، ص۶۳).
۲. آدمی که هوشوگوشش تا این حد بجاست، به این زودی... نمیمیرد (سووشون، ص۱۰۱).
۳. هرچیز که برق میزند، خیال نباید کرد که طلاست (شوهر آهوخانم، ص۳۱۶).
از نظر معنایی، وظیفۀ بند موصولی توصیف کلمۀ قبل از خود است.
اما بعضی بندهای موصولی هستند که میشود نباشند! یعنی میشود طوری آوردشان که ساختار صفت یا قید یا مضافٌالیه پیدا کنند و لازم نباشد در قالب یک جمله (بند موصولی) بیایند. برای تمرین، این نمونهها را ببینید:
۴. اینها که گفتم، مالِ مواقعی بود که تنها بود (اسیر خاک، ص۵۳).
← این گفتههایم مال مواقعی بود که تنها بود.
۵. این سفلگان که تازهبهدورانرسیدهاند / حقا که پَستفطرت و دولتندیدهاند (_دیوان روحانی_، ص۳۱۳).
← این سفلگانِ تازهبهدوران رسیده حقا که پستفطرت و دولتندیدهاند.
۶. از خراشی که روی کفشش بود، حدس زدم که اوست (شرق بنفشه، ص۱۶).
← از خراش روی کفشش حدس زدم اوست.
۷. هر قصه که گفتنیست، گفتی / هر نامه که خواندنیست، خواندی (دیوان پروین اعتصامی، ص۲۶۶).
← هر قصۀ گفتنی را گفتی. هر نامۀ خواندنی را خواندی.
آیا مجازیم در ویرایش اینها را تغییر دهیم؟ نه، در ویرایش اینها را تغییر نمیدهیم؛ چون هرکدامشان با هدف و قصدی و برای رساندن معنایی ضمنی در قالب بند موصولی آمدهاند. در تمام این نمونهها، بند موصولی دارد معنای خودش را برجسته میکند. مثلاً در نمونۀ ۴ بند موصولی باعث میشود کنشِ «گفتن» برجسته شود. در نمونۀ ۶ موقعیت روی کفش بودن دارد برجسته میشود. بماند که در نمونۀ ۵ و ۷، وزن شعر هم به هم میخورد.
اما بعضی جاها این قصد و غرض ضمنی در کار نیست و میشود بند موصولی را راحت به ساختار سادهتری تبدیل کرد. در این معدود جاها این تغییر را میدهیم:
۸. کتابی که مال تو است، اینجاست.
← کتاب تو اینجاست.
۹. من جملهای از مرحوم عالینسب که معروف به پدر صنعت ایران است، نقل میکنم:... (#ویرانما_۸۹)
← من جملهای از مرحوم عالینسب، پدر صنعت ایران، نقل میکنم:...
۱۰. در واقع مهمترین اتفاقی که در سال ۱۳۸۳ افتاد، این بود که معاونت فرهنگی بهصورت مستقل دارای یک هویت شد. (#ویرانما_۳۰۶)
← در واقع مهمترین اتفاق سال ۱۳۸۳ این بود که...
نکته: در ویرایش، قرار نیست هر بند موصولیای را سادهسازی کنیم. مسئله سادهتر کردن ساختار جمله است. گاهی بند موصولی دقیقاً همان چیزی است که جمله به آن نیاز دارد. البته گاهی هم فقط نتیجهٔ عادت نویسنده به جملهسازیهای پیچیده است.
آیا در متنهایی که میخوانید یا ویرایش میکنید، با بند موصولیهای اضافی مواجه شدهاید؟ دیدگاه بگذارید و مثالی بزنید.
پ.ن: شواهد ۱ تا ۷ از پیکرۀ فرهنگستان گردآوری شده است.
خانهٔ ویراستار خانۀ خودتان است.@heydarisani_ir
۱. آنها که نمیتوانستند، میگفتند خوشبهحال آنهایی که میتوانند (روزها، ج۱، ص۶۳).
۲. آدمی که هوشوگوشش تا این حد بجاست، به این زودی... نمیمیرد (سووشون، ص۱۰۱).
۳. هرچیز که برق میزند، خیال نباید کرد که طلاست (شوهر آهوخانم، ص۳۱۶).
۴. اینها که گفتم، مالِ مواقعی بود که تنها بود (اسیر خاک، ص۵۳).
← این گفتههایم مال مواقعی بود که تنها بود.
۵. این سفلگان که تازهبهدورانرسیدهاند / حقا که پَستفطرت و دولتندیدهاند (_دیوان روحانی_، ص۳۱۳).
← این سفلگانِ تازهبهدوران رسیده حقا که پستفطرت و دولتندیدهاند.
۶. از خراشی که روی کفشش بود، حدس زدم که اوست (شرق بنفشه، ص۱۶).
← از خراش روی کفشش حدس زدم اوست.
۷. هر قصه که گفتنیست، گفتی / هر نامه که خواندنیست، خواندی (دیوان پروین اعتصامی، ص۲۶۶).
← هر قصۀ گفتنی را گفتی. هر نامۀ خواندنی را خواندی.
۸. کتابی که مال تو است، اینجاست.
← کتاب تو اینجاست.
۹. من جملهای از مرحوم عالینسب که معروف به پدر صنعت ایران است، نقل میکنم:... (#ویرانما_۸۹)
← من جملهای از مرحوم عالینسب، پدر صنعت ایران، نقل میکنم:...
۱۰. در واقع مهمترین اتفاقی که در سال ۱۳۸۳ افتاد، این بود که معاونت فرهنگی بهصورت مستقل دارای یک هویت شد. (#ویرانما_۳۰۶)
← در واقع مهمترین اتفاق سال ۱۳۸۳ این بود که...
پ.ن: شواهد ۱ تا ۷ از پیکرۀ فرهنگستان گردآوری شده است.
۱۳۰
۱۰:۲۶
خانهٔ ویراستار
«که» همیشه ضروری نیست
«که» گاهی بند موصولی میسازد، مانند: ۱. آنها که نمیتوانستند، میگفتند خوشبهحال آنهایی که میتوانند (روزها، ج۱، ص۶۳). ۲. آدمی که هوشوگوشش تا این حد بجاست، به این زودی... نمیمیرد (سووشون، ص۱۰۱). ۳. هرچیز که برق میزند، خیال نباید کرد که طلاست (شوهر آهوخانم، ص۳۱۶).
از نظر معنایی، وظیفۀ بند موصولی توصیف کلمۀ قبل از خود است.
اما بعضی بندهای موصولی هستند که میشود نباشند! یعنی میشود طوری آوردشان که ساختار صفت یا قید یا مضافٌالیه پیدا کنند و لازم نباشد در قالب یک جمله (بند موصولی) بیایند. برای تمرین، این نمونهها را ببینید: ۴. اینها که گفتم، مالِ مواقعی بود که تنها بود (اسیر خاک، ص۵۳). ← این گفتههایم مال مواقعی بود که تنها بود. ۵. این سفلگان که تازهبهدورانرسیدهاند / حقا که پَستفطرت و دولتندیدهاند (_دیوان روحانی_، ص۳۱۳). ← این سفلگانِ تازهبهدوران رسیده حقا که پستفطرت و دولتندیدهاند. ۶. از خراشی که روی کفشش بود، حدس زدم که اوست (شرق بنفشه، ص۱۶). ← از خراش روی کفشش حدس زدم اوست. ۷. هر قصه که گفتنیست، گفتی / هر نامه که خواندنیست، خواندی (دیوان پروین اعتصامی، ص۲۶۶). ← هر قصۀ گفتنی را گفتی. هر نامۀ خواندنی را خواندی.
آیا مجازیم در ویرایش اینها را تغییر دهیم؟ نه، در ویرایش اینها را تغییر نمیدهیم؛ چون هرکدامشان با هدف و قصدی و برای رساندن معنایی ضمنی در قالب بند موصولی آمدهاند. در تمام این نمونهها، بند موصولی دارد معنای خودش را برجسته میکند. مثلاً در نمونۀ ۴ بند موصولی باعث میشود کنشِ «گفتن» برجسته شود. در نمونۀ ۶ موقعیت روی کفش بودن دارد برجسته میشود. بماند که در نمونۀ ۵ و ۷، وزن شعر هم به هم میخورد.
اما بعضی جاها این قصد و غرض ضمنی در کار نیست و میشود بند موصولی را راحت به ساختار سادهتری تبدیل کرد. در این معدود جاها این تغییر را میدهیم: ۸. کتابی که مال تو است، اینجاست. ← کتاب تو اینجاست. ۹. من جملهای از مرحوم عالینسب که معروف به پدر صنعت ایران است، نقل میکنم:... (#ویرانما_۸۹) ← من جملهای از مرحوم عالینسب، پدر صنعت ایران، نقل میکنم:... ۱۰. در واقع مهمترین اتفاقی که در سال ۱۳۸۳ افتاد، این بود که معاونت فرهنگی بهصورت مستقل دارای یک هویت شد. (#ویرانما_۳۰۶) ← در واقع مهمترین اتفاق سال ۱۳۸۳ این بود که...
نکته: در ویرایش، قرار نیست هر بند موصولیای را سادهسازی کنیم. مسئله سادهتر کردن ساختار جمله است. گاهی بند موصولی دقیقاً همان چیزی است که جمله به آن نیاز دارد. البته گاهی هم فقط نتیجهٔ عادت نویسنده به جملهسازیهای پیچیده است.
آیا در متنهایی که میخوانید یا ویرایش میکنید، با بند موصولیهای اضافی مواجه شدهاید؟ دیدگاه بگذارید و مثالی بزنید. پ.ن: شواهد ۱ تا ۷ از پیکرۀ فرهنگستان گردآوری شده است.
خانهٔ ویراستار خانۀ خودتان است. @heydarisani_ir
خب، شاهد از غیب رسید:
«برخی از افراد وقتی به سِمت مدیریت ارتقا مییابند، ناگهان طوری رفتار میکنند که انگار والدینی بسیار مسن هستند که وظیفهشان این است که کاری کنند که افراد جدی شوند و دیگر هیچ تفریحی نداشته باشند.»
۸۷
۱۶:۱۲
گاهی یک جمله از نظر دستوری درست به نظر میرسد؛ اما از نظر زبانی طبیعی نیست.
مثلاً:
در این جمله، دو عبارت، جمله را سنگین و تصنعی کرده است:
«پیاده کردن» در این معنا انتخابی طبیعی نیست و «نسبت به» نیز در اینجا ضرورتی ندارد.
میتوان همان معنا را بسیار سادهتر و طبیعیتر بیان کرد:
نکتهٔ مهم در ویرایش همین است:
۱. درستنویسی فقط به درست بودن واژهها و ساختار جمله محدود نمیشود. طبیعی و بیتکلف بودن بیان هم بخشی از کیفیت نثر است.
۲. گاهی بهترین ویرایش، نه افزودن چیزی به جمله، بلکه کم کردن چیزهای زائد از آن است.
۵۰
۷:۳۴